در اين آيه و آيه بعد گوشه اى از سرگذشت دو شخصيت ديگر از پيامبران بزرگ الهى ((زكريا)) و ((يحيى)) را بيان مى كند.
نـخـسـت مـى گويد: ((زكريا را به خاطر بياور هنگامى كه پروردگارش را خواند وعرضه داشت : پـروردگـارا! مـرا تـنها مگذار، و تو بهترين وارثان هستى)) (وزكريا اذنادى ربه رب لا تذرنى فردا وانت خير الوارثين).
سـالـهـا بـر عمر زكريا گذشت ، و برف پيرى بر سرش نشست ، اما هنوز فرزندى نداشت ، و از سوى ديگر همسرى عقيم و نازا داشت.
ايمان را به عنوان يك وسيله نيل به ماديان پذيرفته اند كه اگراين هدف تامين شد دين را حق مى دانند وگرنه بى اساس !.
و در پـايـان آيـه اضـافه مى كند: و به اين ترتيب ((آنها هم دنيا را از دست داده اندو هم آخرت را)) (خسر الدنيا والا خرة).
و ((ايـن همان خسران و زيان آشكار است)) كه انسان هم دينش بر باد رود و هم دنيايش (ذلك هو الخسران المبين).
(آيـه)ـايـن آيـه بـه عقيده شرك آلود اين گروه مخصوصا بعد از انحراف از توحيد و ايمان به خدا اشـاره كـرده ، مـى گـويـد: ((او جـز خدا كسى را مى خواند كه نه زيانى مى تواند به او برساند و نه سودى)) (يدعوا من دون اللّه ما لا يضره وما لا ينفعه).
اگـر دلـيل معيار حقانيت دين را اقبال و ادبار دنيا مى گيرد، پس چرا به سراغ بتهايى مى رود كه موجوداتى هستند بى خاصيت و فاقد هرگونه اثر در سرنوشت انسانها؟!.
آرى ! ((اين گمراهى بسيار عميقى است)) (ذلك هو الضلا ل البعيد).
فـاصـله آن از خط صراط مستقيم آن چنان زياد است كه اميد بازگشتشان به سوى حق بسيار كم است.
(آيه)ـباز مطلب را از اين فراتر برده ، مى گويد: ((او كسى را مى خواند كه زيانش از نفعش نزديكتر است))! (يدعوا لمن ضره اقرب من نفعه).
چـرا كه اين معبودهاى ساختگى در دنيا فكر آنها را به انحطاط و پستى وخرافات سوق مى دهند، و در آخرت آتش سوزان را براى آنها به ارمغان مى آورند.
و در پـايـان آيه اضافه مى كند: ((چه بد مولا و ياورى هستند اين بته، و چه بدمونس و معاشرى)) (لبئس المولى ولبئس العشير).
(آيـه)ـو از آنـجـا كـه روش قرآن اين است كه مسائل نيك و بد را در مقايسه با هم بيان مى كند تا نتيجه گيرى آن كاملتر و روشنتر باشد در اين آيه مى فرمايد:((خداوند كسانى را كه ايمان آوردند و عمل صالح انجام دادند در باغهايى از بهشت وارد مى كند كه نهرها از زير درختانش جارى است)) (ان اللّه يدخل الذين آمنواوعملوا الصالحات جنات تجرى من تحتها الانهار).
بـرنـامـه آنـها روشن ، خط فكرى و عملى آنها مشخص ، مولاى آنها خدا و همدم و مونسشان انبيا و شهدا و صالحان و فرشتگان خواهند بود.
آرى ! ((خدا هر چه را اراده كند انجام مى دهد))
((و او و فـرزنـدش [ مـسـيـح ] را نـشـانه بزرگى براى جهانيان قرار داديم))(وجعلناها وابنها آية للعالمين).



