توسط : مهدی گلشنی در تاریخ : سه شنبه 10 مرداد 1396 ساعت: 12:48 PM
اطلاعات وبلاگ
کل بازدید : 262991
تعداد کل پست ها : 3601
تعداد کل نظرات : 0
تاریخ آخرین بروز رسانی : جمعه 3 آذر 1396
تاریخ ایجاد بلاگ : پنج شنبه 11 خرداد 1396
نویسنده وبلاگ : مهدی گلشنی
پیوندهای مفید
قرآن آنلاین
- تفسیر آیات33-34 سوره آل عمران
- شرح و تفسير حکمت 214 نهج البلاغه
- تفسیر آیات 10-18 سوره آل عمران
- شرح و تفسير حکمت 212 نهج البلاغه
- تفسیر آیات 19-25 سوره آل عمران
- شرح و تفسير حکمت 213 نهج البلاغه
- شرح و تفسير حکمت 209 نهج البلاغه
- تفسیرآیات285-286 سوره بقره
- شرح و تفسير حکمت 208 نهج البلاغه
- تفسیر آیات 1-6 سوره آل عمران
جدید ترین مطالب
مترجم وبلاگ
ساعت
توسط : مهدی گلشنی در تاریخ : سه شنبه 10 مرداد 1396 ساعت: 12:48 PM
پرسش :
وظايف ملائك و فرشتگان از ديد قرآن کریم كدام است ؟
پاسخ :
در قـرآن كـريم به طور كلى وظيفه ملائك را واسطه بودن بين خداوند و مخلوقات معرفى كرده است . جاعل الملائكه رسلا 000 ( فاطر / 1 ) . امـا مـصـاديق اين وساطت عبارتند از : اظهار آيات مرگ و قبض روح و اجراى سئوال و ثواب قبر و عـذاب قبر ،ميراندن همه موجودات با نفخ صور ، زنده كردن آنها ، اعطا كتاب اعمال ، وضع ميزان دادرسـى و حـسـاب ، بـردن مومنان به بهشت و كفار و منافقان و مشركان به جهنم ، وساطت در نزول وحى ، دفع شياطين ، تاييد مومنان و تطهير آنان بااستغفار ، حمل عرش ، و تسبيح خداوند.
eporsesh.com
توسط : مهدی گلشنی در تاریخ : سه شنبه 10 مرداد 1396 ساعت: 12:48 PM
پرسش :
ويژگى هاى ملائكه و فرشتگان در قرآن کریم كدام است ؟
پاسخ :
الف : فرشتگان موجوداتى مكرم اند كه واسطه ميان خداوند عالم مشهود مى باشند . و هيچ پديده و چيزى در عالم رخ نمى دهد كه ملائكه در آن نقش نداشته باشند . آنهامامور اجراى فرامين الهى اند .
ب : فـرشـتـگـان موجوداتى معصوم و بى گناه اند لا يعصون اللّه ما امرهم و يفعلون مايومرون ( تحريم / 6 ) .
ج : فرشتگان داراى مراتب گوناگون اند و برخى از آنها برتر از ديگران اند .
د : فرشتگان در اجراى دستورات خداوند همواره موفق اند و مغلوب نمى شوند .
هـ : فـرشـتگان موجوداتى مجرد از ماده مى باشند و ظهور آنها به صورت انسان يا موجوداتى مادى ديگر در حقيقت تمثل است نه آنكه واقعا آنها چنين هيئت و حالتى داشته باشند.
eporsesh.com
توسط : مهدی گلشنی در تاریخ : سه شنبه 10 مرداد 1396 ساعت: 12:48 PM
توسط : مهدی گلشنی در تاریخ : سه شنبه 10 مرداد 1396 ساعت: 12:47 PM
توسط : مهدی گلشنی در تاریخ : سه شنبه 10 مرداد 1396 ساعت: 12:47 PM
پرسش :
آيا از ديدگاه قرآن آثار نيک و بد اعمال در نسل انسان موثر است ؟
پاسخ :
قرآن براي تشويق به عدل و كار نيك و پرهيز از ستم و كار بد و براي اين كه فرزندان كسي دچار آثار ستمگري پدران نشوند از مثالي زيبا بهره جسته مي فرمايد: «أَيَودّ اَحَدُكم أَن تَكون لَه جَنَّة مِن نَخيل و أَعناب تَجري مِن تَحتِهَا الانهار لَه فيها مِن كُل ثَمَرات وَ أَصابَه الكِبَر وَ لَه ذُرية ضُعَفاء فَأَصابها إِعْصار فيه نار فَاحْتَرَقت كَذلِك يُبَيِّن الله لَكُم الايات لَعَلَّكم تَتَفكرون» بقره/266 [آيا كسي دوست دارد عمري زحمت بكشد تا در دوران سالمندي به ديگران نيازمند نباشد، ولي در دوران سالمندي كه فرزنداني ضعيف و عايله اي سنگين دارد و باغي از خرما و انگور با نهرهايي جاري و ميوه هاي گوناگون فراهم كرده در اين هنگام ناگاه گردباد سوزاني وزيده باغ را بسوزاند؟] او در اين حال نه توان كشاورزي و احياي باغ را دارد و نه توان اداره عايله سنگين و نه حاضر است پس از عمري زندگي با عزت دست به گدايي زند. اگر كسي تاب تحمل چنين خطري را ندارد بايد انديشه كند و در حال عادي مواظب اعمال خويش باشد. مبادا فرزندان او دچار سيه روزي شوند.
آيه مزبورمشاهده تصوير مطلبي است كه قرآن دربارة پس از مرگ انسان و واگذاري فرزندان يتيم مي فرمايد: «وَلَيِخْش الَذِين لَوتَرَكوا مِنْ خَلفِهم ذُريَّة ضِعافا خافوا عَلَيهم فَليَتقوا الله ولِيَقولوا قَولا سَديدا» نساء/9 بايد بندگان از مكافات عمل خود بترسند و با يتيمان مردم نيك رفتار باشند.كساني كه مي ترسند كودكان ناتوان از آنان باقي مانند و زيردست مردم شوند، بايد از خدا بترسند و سخن به اصلاح و درستي گويند و راه عدالت پويند و گرنه آينده اي تاريك در انتظار آنان خواهد بود.
براين اساس، اگر انسان ستم كند خواه ناخواه فرزندانش ستم خواهند ديد و اگر با يتيمان مردم رؤوف باشد، اين كار شايسته بهره او و فرزندانش خواهد گشت . نمونه كار شايسته براي يتيمان، كار حضرت خضر است كه به همراهي حضرت موسي(ع) مأمور شدند تا ديوار شكسته اي را كه گنج يتيمان در زير آن قرار داشت، ترميم كنند و حضرت خضر اين احسان الهي، انساني را چنين معلل كرد: «وَاَما الجِدار فَكان لِغُلامَين يَتيمَين في المَدينَة و كان تَحتَه كَنز لَهما و كان أَبوهُما صالِحا» كهف/82 يعني چون پدر آن يتيمان مرد صالح بودند من مأمور شدم تا ديوار را از انهدام و ويراني حفظ كنم.
در برابر اگر از انسان كار شايسته و دعاي نيك سر زند بر خانواده و نسل او تأثير خواهد گذاشت. حضرت ابراهيم از خداوند ميخواهد فرزندان و نسل او را صالح قرار دهد: «رَبَّنا وَاجَعلنا مُسلِمين لَكَ و مِن ذُرّيَتنا اُمَّة مُسلِمَة لَك» بقره/128 [پروردگارا، ما را تسليم فرمان خود قرار ده؛ و از نسل ما، امتي فرمانبردار خود پديد آر]؛ در آيه ديگر آمده است: ابراهيم(ع) تقاضا كرد خدايا دلهاي گروهي از مردم را متوجه فرزندان من كن: «فَاجْعَل أَفئِدَه مِن الناس تَهوي إِلَيهم» ابراهيم/37 و خواست كه خداوند فرزندان او را از بت پرستي دور سازد: «وَ اجْنَبِني و بَني أَن نَعبد الاَصنام» ابراهيم/35 [و مرا و فرزندانم را از پرستيدن بتان دور دار.] و از براي نسل خود خواهان امامت شد: «قال إِنّي جاعِلك لِلناس إِماماً قال و مِن ذُرّيَتي» بقره/124 [{خدا به او} فرمود: من تو را پيشواي مردم قرار دادم. ابراهيم پرسيد: و از دودمانم هم؟]
به هر حال، كار نيك و كار بد، عدل و ظلم، گذشته از اثر تشريعي، اثر تكويني دارد و در نسل انسان اثر مي گذارد؛ چنان كه اگر كسي ظالم بود خداوند نيز ظالمي را بر خود او مسلط مي كند: «وَ كذلِك نُولّي بَعض الظالِمين بَعضاً» انعام/129 [و اين گونه برخي از ستمكاران را سرپرست برخي ديگر مي گردانيم.] و در حديث آمده كسي كه ستمكاري را كمك كند، حق تعالي همان ستمكار را بر او مسلط خواهد كرد: «مِن أَعان ظا لِماً سَلطه الله عَليه» (بحار 89/172) گر چه مظلوم د رقيامت استحقاق احقاق حق را دارد و به حق خويش خواهد رسيد، و لي چنين مظلومي مأجور نخواهد بود.
امام صادق(ع) درباره ناموس فرمود: اگر كسي هتك عفت كند، سرانجام هتك عفّت مي شود؛ چنان كه امام صادق(ع) مي فرمايد: چون عالم {حضرت خضر} ديوار شكسته را ترميم كرد خداوند به حضرت موسي(ع) وحي فرستاد: من فرزندان را در برابر كوشش و كار نيك پدران پاد اش مي دهم؛ خير و خوبي پاداش خوب، و شرّ جزاي شرّدارد؛ زنا نشود. كسي كه حرمت بستر و ناموس مرد مسلماني را رعايت نكند، بستر ونا موس او مورد تجاوز قرار مي گير د، و آن گونه كه كار انجام دهيد جزا خواهيد ديد؛ «لَمّا أَقام العالِم الجِدار أَوحي الله تَبارك و تَعالي اِلَي موسي(ع) أِنّي مُجازي الْأَبناء بِسَعي الآباء؛ إِن خَيراً فَخَير و إِن شَراً فَشَرّ لاتُزْنوا فَتُزني نِساؤكم، وَ مَن وِطيِء فِراش امرءٍ مُسلمٍ وُطيءفراشه. كما تَدَينُ تُدان» (بحار 13/296/ح13)
اين اثر طبيعي عمل است و اثر از مؤثر جدا نيست. پس كار زشت نتيجه زشت و كردار نيك ثمره شايسته در پي خواهد داشت و عمل از عامل جدا نخواهد شد؛ يعني اثر عمل هرگز خود عمل را رهانمي كند اوّلا ًًَ و عمل نيز عامل را رها نمي كند ثانياً، و حفظ اين ربط وجوديْ محصول نظام علّي و معلولي است كه تمام حَلَقات آن به اراده حكيم محض و عادل صرف، يعني خداي سبحان اداره مي شود.
eporsesh.com
توسط : مهدی گلشنی در تاریخ : سه شنبه 10 مرداد 1396 ساعت: 12:47 PM
پرسش :
نگاه به افراد محرم و نامحرم را از منظر قرآن کریم به طور کامل توضیح دهید.
پاسخ :
قرآن کریم در آیه ی 30 سوره ی نور به ممنوعیت چشم چرانی و لزوم حجاب مردان و تأثیر آن در پاکی و رشد آنان اشاره می کند و می فرماید:
«قُلْ لِلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَ يَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذلِکَ أَزْکَى لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا يَصْنَعُونَ (ای پیامبر) به مردان مومن بگو: «چشم هایشان را (از نگاه حرام) فرو کاهند، و دامانشان را (در امور جنسی) حفظ کنند. که این برای آنان [پاک کننده تر و] رشدآورتر است، [چرا] که خدا به آنچه با زیرکی انجام می دهند آگاه است.»
شأن نزول
داستان نزول آیه ی فوق این گونه حکایت شده که جوانی از مسلمانان انصار مدینه، با زنی رو به رو شد. (و زنان در آن زمان مقنعه ی خود را پشت گوش ها قرار می دادند و طبیعی است که صورت، گردن و مقداری از سینه ی آنان نمایان می شد.) آن جوان در حال راه رفتن به زن چشم دوخت تا این که صورتش به دیوار خورد و در اثر چیز تیزی که در دیوار بود، صورتش شکافت و خون بر لباس و سینه اش ریخت.
او ناراحت شد و به همان صورت خدمت پیامبر (ص) رسید و ماجرا را نقل کرد. در این هنگام پیک وحی فرود آمد و آیه ی فوق را نازل کرده و به مردان مومن دستور داد که از چشم چرانی دوری کنند (1) (و در آیه ی بعد به زنان دستور حجاب داد.)
نکات و اشارات
1. سوره ی نور خط عفت و پاکی مومنان را دنبال می کند، و در راستای دور کردن جامعه از اعمال منافی عفت و سوق دادن مردم به سوی پاکی است، از این رو، در این آیات با چشم چرانی و ترک حجاب مبارزه می کند تا مقدمات پاکی جامعه فراهم گردد و زمینه ی آلودگی برطرف شود.
2. واژه ی «یغصوا» در اصل به معنای کم کردن و کوتاه کردن است، یعنی این آیه به مردان مومن دستور می دهد که نگاه خود را کوتاه کنند، اما دستور نمی دهد که چشمان خود را فرو بندند تا در راه رفتن دچار مشکل شوند. (2)
3. کم کردن و کوتاه نمودن نگاه در برابر نامحرمان آن است که قلمرو نگاه کم شود، یعنی اگر انسان در حالت عادی به منطقه ی گسترده ای نگاه می کند، و در هنگام رو به رو شدن با زنان نامحرم، قلمرو دید خود را کم کند تا گرفتار نگاه حرام نشود، به عبارت دیگر، از اندام و اعضایی که دیدن آن ها حرام است، نگاه خویش را برگیرد و از نگاه خود فرو کاهد و خیره نظر نکند.(3)
4. در این آیه متعلق نگاه حذف شده است؛ یعنی نمی گوید نگاه خود را از چه چیزی فرو گیرید. این مطلب دلیل بر عمومیت است، یعنی نگاه خود را از مشاهده ی هر چه حرام است، برگیرید که شامل فرو گرفتن نگاه از زنان نامحرم و هر صحنه ی حرام است؛ اما با توجه به آیات قبل و بعد، روشن می شود که مقصود نگاه به زنان نامحرم می باشد که زمینه ساز انحراف های جنسی است.
این دیده شوخ می کشد دل به کمند
خواهی که به کس دل ندهی دیده ببند (سعدی)
5. واژه ی «فرج» در اصل به معنای شکاف است، و در این جا کنایه از مواضع جنسی است، یعنی مردان باید مواضع جنسی بدن خود را از نگاه دیگران بپوشانند تا سبب تحریک افراد و زمینه ی آلودگی و انحراف جامعه نشود.
آموزه ها و پیام ها
1. چشم چرانی ممنوع می باشد.
2. آموزه ی آیه آن است که مردان نیز حجاب خویش را رعایت کنند و مواضع جنسی خود را بپوشانند.
3. پیام آیه برای مردان آن است که فروکاستن نگاه، از حرام عامل پاکی و رشد است.
4. آموزه ی آیه برای مردان آن است که با پوشاندن مواضع جنسی خود، به پاکی و رشد جامعه کمک کنید.
5. پیام هشدار آمیز آیه آن است که با زیرکی سعی نکنید از این دستور ها فرار کنید، زیرا خدا از حال شما آگاه است.
قرآن کریم در آیه ی 31 سوره ی نور به ممنوعیت چشم چرانی زنان و حدود حجاب آنان و موارد دوازده گانه ی استثنای آن اشاره کرده و می فرماید:
31. «و قل للمومنت یغضضن من ابصرهن و یحفظن فروجهن ولا یبدین زینتهن الا ما ظهر منها ولیضربن بخمرهن علی جیوبهن ولا یبدین زینتهن الا لبعولتهن او ءابائهن او ءاباء بعولتهن او ابنائهن او ابناء بعولتهن او اخونهن او بنی اخونهن او بنی اخوتهن او نسائهن او ما ملکت ایمنهن او التبعین غیر اولی الاربته من الرجال او الطفل الذین لم یظهروا علی عورت النساء ولا یضربن بارجلهن لیعلم ما یخفین من زینتهن و توبوا الی الله جمیعاً ایه المومنون لعلکم تفلحون؛
و به زنان مؤمن بگو: «چشمانشان را (از نگاه حرام) فرو کاهند، و دامان (عفت) شان را حفظ کنند، و زیورشان را آشکار ننمایند، جز آنچه را که از آن ها ظاهر است، و باید روسری هایشان را بر گریبان هایشان (فرو) اندازند، و زیورشان را آشکار ننمایند جز برای شوهرانشان، یا پدرانشان، یا پدران شوهرانشان، یا پسرانشان، یا پسران شوهرانشان، یا برادرانشان، یا پسران برادرانشان، یا پسران خواهرانشان، یا زنان (هم کیش) شان، یا آنچه (از کنیزان) مالک شده اند، یا مردان (خدمتکار) تابع (خانواده) که (از زنان) بی نیازند، یا کودکانی که بر امور جنسی زنان آگاه نشده اند، و پاهایشان را (به زمین) نزنند تا آنچه از زیورشان پنهان می دارند، معلوم گردد، و ای مومنان! همگی به سوی خدا بازگردید باشد که شما رستگار (و پیروز) شوید.»
نکات و اشارات
1. در آیه موارد دوازده گانه ی استثنا را بر می شمارد و می فرماید: «زنان زینت خود را آشکار نسازند، مگر (برای دوازده گروه)».
1. برای شوهرانشان؛
2. یا برای پدرانشان؛
3. یا برای پدران شوهرانشان؛
4. یا برای پسرانشان؛
5. یا برای پسران شوهرانشان؛
6. یا برای برادرانشان؛
7. یا برای پسران برادرانشان؛
8. یا برای پسران خواهرانشان؛
9.یا زنان (هم کیش) شان؛
10. یا برای بردگان (=کنیزانشان)؛
11. یا برای مردان دنباله روی که تمایلی (به زنان) ندارند؛
12. یا برای کودکانی که توانایی و اطلاعی از امور جنسی زنان ندارند.
در این آیه دو دستور اساسی به زنان می دهد که عبارت اند از:
پرهیز از چشم چرانی و لزوم پوشاندن مواضع جنسی از نگاه دیگران.
این دو قانون عمومی بوده و شامل مردان و زنان مومن می شود، البته در آیه ی قبل این دو دستور را برای مردان و در این آیه برای زنان واجب کرد. بیان جداگانه ی حکم مردان و زنان در این دو آیه برای تأکید و اهمیت آن است تا روشن شود که این قوانین مخصوص قشری خاص نیست.
3. در این آیه فرمان حجاب خاص زنان را صادر کرده است که شامل دو دستور اساسی است: نخست این که زنان باید زیور های مخفی خود را برای نامحرمان آشکار نسازند، و دوم این که پوشش های خود را بر گریبان خویش بیفکنند.
4. مفسران قرآن در مورد زیور های مخفی زنان اختلاف نظر دارند: برخی این زیور ها را به معنای زینت طبیعی زنان، یعنی اندام های آنان دانسته اند، و برخی دیگر به معنای محل زیور آلات زنان همچون گوش و دست دانسته اند،و برخی دیگر از مفسران زینت را به معنای زیور آلات زنان دانسته اند، البته در حالی که بر بدن قرار گرفته اند و به طور طبیعی آشکار کردن چنین زینتی همراه با آشکار ساختن اندامی است که زیور بر آن قرار گرفته است.
گفتنی است ظاهر آیه با تفسیر سوم سازگارتر است.(4)
5. در برخی احادیث اهل بیت (ع) آمده است که مقصود از زینت پنهان زنان در این آیه، همان گردنبند، بازوبند و پای بند است، (5)البته این گونه احادیث مصادیق این زیور ها را بیان می کند، ولی آیه شامل هرگونه زیور مخفی زنان همچون لباس های زینتی می شود (که زیر چادر یا زیر لباس عادی قرار می گیرد.)
6. در احادیث اهل بیت (ع) آمده است که مقصود از زیور های آشکار زنان که پوشاندن آن ها لازم نیست، همان دستبند، انگشتر و سرمه و مانند آن است (6) و در احادیث دیگر می خوانیم که مقصود صورت و دو دست زن است (که لازم نیست پوشانده شود.)
البته فقهای شیعه در مورد استثنای این امور اختلاف نظر دارند، و هر زن مکلف در این موارد به فتوای مرجع تقلید خویش مراجعه کند. (7)
7. واژه ی «خمر» به معنای پوشش است و معمولاً به چیزی گفته می شود که زنان سر خود را با آن می پوشانند (مثل مقنعه یا روسری).
و واژه ی «جیوب» به معنای یقه ی پیراهن است که به آن گریبان گویند و گاهی به معنای قسمت بالای سینه نیز که مجاور آن است، گفته می شود، (8)یعنی این آیه دستور می دهد که زنان روسری خود را بر گریبان خود بیفکنند تا گردن و قسمتی از سینه که معمولا باز می ماند، پوشیده شود.
8. فلسفه ی حجاب در اسلام آن است که:
الف ـ حجاب وقار و شخصیت زن را افزایش می دهد و اسلام می خواهد زنان این گونه باشند.
ب ـ محیط جامعه، محیطی پاک باشد و زمینه های فساد و انحراف برچیده شود.
ج ـ محیط جامعه برای مردان جوان تحریک آمیز نباشد و آنان را به فشار های روانی و بیماری های عصبی گرفتار نسازد.
د ـ یکی از پیامد های بی حجابی و بدحجابی، افزایش فحشا و اعمال منافی عفت و پیدایش فرزندان نامشروع است، همان گونه که در عصر ما در جوامع غیر مذهبی مشاهده می شود و حجاب یکی از موانع این فساد هاست.
یادآوری این نکته لازم است که حجاب به معنای محرومیت زنان در انجام وظایف فردی و اجتماعی نیست و زنان مسلمان می توانند با حفظ حجاب خود تا مراتب عالی علمی، فرهنگی و اجرایی پیشرفت کنند.
9. در این آیه دوازده مورد به عنوان استثنا ذکر شده اند که زنان حق دارند در برابر آنان حجاب خود را رعایت نکنند. این دوازده مورد عبارت اند از: شوهر، پدر، پدر شوهر، پسر، پسر شوهر، برادر، پسر برادر، پسر خواهر، زنان (هم کیش)، بردگان (کنیز)، مردان کم خرد که دنباله رو افراد هستند و طالب مسائل شهوانی نیستند و کودکان ناتوان که از امور جنسی زنان آگاهی ندارند.
10. مقصود از «نسائهن» زنان غیر مسلمان هستند، یعنی زنان مسلمان در برابر زنان مسلمان دیگر حق دارند که حجاب خود را برگیرند، اما در برابر زنان غیر مسلمان نباید بی حجاب شوند، زیرا آنان با وصف زنان مسلمان برای دیگران موجب فساد می شوند. به این مطلب در برخی احادیث اهل بیت (ع) نیز اشاره شده است.(9)
11. مقصود از بردگانی که زنان مسلمان حق دارند، حجاب خود را در برابر آنان برگیرند، کنیزان اند (10) که در اعصار پیشین در جوامع وجود داشته اند و اسلام با برنامه ای جالب، ریشه ی برده داری را از جامعه ی اسلام برکند.
12. مقصود از مردان دنباله رو خانواده که میل شهوانی ندارند، و زنان می توانند در برابر آنان حجاب خود را برگیرند، همان مردان کم خرد و سفیه هستند که احساس جنسی ندارند. و معمولاً خدمتکار دیگران هستند. (11)
و یا منظور پیرمردان و افراد خنثی و خواجه هستند. که میل شهوانی ندارند.(12)
13. در این آیه از عمو و دائی به عنوان محرم زنان یاد نشده است، شاید این به خاطر آن است که از پسر برادر و پسر خواهر یاد شد و با توجه به محرمیت دو جانبه ی آنان روشن می شود که عمو و دائی نیز محرم هستند.
14. در این آیه بیان شده بود که زنان با زدن پا به زمین باعث نشوند زینت های آنان آشکار شود و صدای پابند (و خلخال ها) به گوش مردان برسد و شهوت آنان تحریک شود. این مطلب نهایت دقت و ظریف نگری اسلام را نشان می دهد.
این مطلب هر چند یک مصداق تحریک شهوانی است، با الغای خصوصیت می توان گفت که زنان از هر گونه کار تحریک آمیز در برابر مردان نامحرم خودداری کنند.
آموزه ها و پیام ها
1. آموزه ی آیه برای زنان مؤمن آن است که با دوری از چشم چرانی و حفظ حجاب، محیط جامعه را پاک نگاه دارید.
2. پیام آیه آن است که زنان با آشکار کردن زیور های مخفی، عامل تحریک (و فساد) جامعه نشوند.
3. آموزه ی دیگر آیه آن است که زنان در برابر دوازده گروه اجتماعی آزادند که حجاب خویش را فروگذارند.
4. پیام دیگر آیه آن است که راه توبه، بازگشت و رستگاری برای خطاکاران باز است.
ج: آیات مربوط به حجاب (تأمین سلامت اجتماعی و بهداشت روانی زنان)
در این مورد چند آیه وجود دارد، از جمله آیه ی 31 نور که توضیح آن گذشت و آیه ی 32 و 59 سوره ی احزاب که در مورد زنان پیامبر (ص) است، اما درس های آموزنده ی آن کلی است. قرآن کریم در آیه ی 32 سوره ی احزاب به جایگاه همسران پیامبر و شیوه ی شایسته ی گفتگوی زنان با مردان اشاره می کند و می فرماید:
32. «یا نساء النبی لستن کاحد من النساء ان اتقیتن فلا تخضعن بالقول فیطمع الذی فی قلبه مرض و قلن قولا معروفاً؛ و افراد بی همسرتان، و شایستگان از بندگانتان، و کنیزانتان را به ازدواج (یکدیگر) در آورید، اگر نیازمند باشند، خدا از بخشش خود آنان را توانگر می سازد، و خدا گشایشگری داناست.»
نکات و اشارات
1. در این آیه جایگاه و مسئولیت بزرگ زنان پیامبر (ص) بیان شده است. آنان از طرفی منسوب به پیامبر (ص) هستند و از سوی دیگر الگوی زنان مسلمان می باشند.
آن ها می توانند دستور های خدا و پیامبر را در زندگی خود اجرا کنند و با تقوا باشند و سرمشق دیگران قرار گیرند. و این مقام ممتازی است که زنان عادی از آن بی بهره اند.
2. در این آیه به زنان پیامبر (صلی الله علیه و آله) آموزش می دهد که چگونه با مردان بیگانه سخن گویند. بانوان باید با مردان بیگانه جدی، خشک و معمولی سخن گویند، و از شوخی و تعبیر های هوس انگیز پرهیز کنند تا افراد بیماردل و شهوت ران در مورد آنان طمع نورزند.
3. در این آیه از افراد هوس ران با عنوان «کسانی که در دلشان بیماری است» یاد شده است، این جمله اشاره به آن است که اگر شهوت انسان به صورت متعادل باشد، آن انسان سالم است، اما اگر کسی شهوت ران و هوس ران باشد، از حالت تعادل و سلامت خارج شده و به نوعی بیماری درونی و روانی گرفتار
می شود که در برخی مراحل به سر حد جنون جنسی نیز می رسد.(13)
4. مقصود از گفتار شایسته آن است که گفتار بیهوده و باطل و گناه آلود و مخالف حق نگویند و شایسته، نیکو، پسندیده و طبق عرف صحیح با مردان سخن بگویند.
5. مخاطبان این آیه زنان پیامبر (ص) هستند، ولی مقصود همه ی زنان مسلمان بوده و این آیه نوعی آموزش همگانی برای گفتگوی زن و مرد بیگانه است.
6. از این آیه استفاده می شود که سخن گفتن زن و مرد بیگانه، اگر بدون هوس رانی و به طور شایسته باشد، جایز است.
آموزه ها و پیام ها
1. آموزه ی این آیه برای زنان مسلمان آن است که شما می توانید با مردان بیگانه به طور شایسته و طبق عرف صحیح گفتگو کنید.
2. پیام آیه آن است که هرگاه زنی هوس انگیز سخن گوید، خود را در معرض طمع بیمار دلان قرار می دهد.
3. آموزه ی دیگر آیه آن است که زنان وابسته به شخصیت ها و کسانی که جایگاه اجتماعی دارند، مراقب شیوه ی سخن گفتن خود باشند. * * *
قرآن کریم در آیه ی 59 سوره ی احزاب با دستور حجاب جلوی سوء استفاده و آزار زنان را می گیرد و می فرماید:
59. «یا ایها النبی قل لازواجک و بناتک و نساء المومنین یدنین علیهن من جلالبیبهن ذلک ادنی ان یعرفن فلا یوذین و کان الله غفورا رحیماً؛ ای پیامبر! به همسرانت و دخترانت و زنان مومنان بگو: از پوشش های بلند (چادر مانند) شان به خودشان نزدیک کنند، این [کار] برای اینکه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند نزدیک تر است، و خدا بسیار آمرزنده مهر ورز است.»
شأن نزول
داستان نزول این آیه این گونه حکایت شده است که در عصر پیامبر (ص) زنانی که برای نماز عشا به مسجد می رفتند، توسط جوانان هرزه مورد آزار و مزاحت قرار می گرفتند.
آیه ی فوق بدین مناسبت فرود آمد و به زنان دستور داد که حجاب خود را به طور کامل رعایت کنند تا مورد آزار قرار نگیرند.
و در پایان آیه یادآور می شود که: «خدا بسیار آمرزنده و مهرورز است (و خطا های گذشته ی شما را می بخشد)».
نکات و اشارات
1. در این آیه به مزاحمت های خیابانی علیه زنان مؤمن اشاره کرده و یکی از راه حل های آن را حفظ حجاب آنان معرفی کرده است.
2. مفسران حکایت کرده اند که در آن زمان، کنیزان بدون پوشش مناسب سر و گردن از خانه ها بیرون می آمدند و برخی از آنان از نظر اخلاقی وضع خوبی نداشتند، از این رو، برخی جوانان مزاحم آنان می شدند، اما زنان آزاد مسلمان که شناخته می شدند، از تعرض در امان بودند، از این رو در این آیه دستور داده شد که زنان حجاب کامل خود را رعایت کنند تا از کنیزان و آلوده گان باز شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند.
3. مفهوم آیه ی فوق آن نیست که جوانان حق مزاحمت برای زنان غیر مومن و کنیزان را دارند، بلکه مقصود آیه آن است که بهانه از دست افراد فاسد گرفته شود.
در اجتماع امروز نیز هنگامی که زنان حجاب و شخصیت اجتماعی خویش را حفظ کنند، جوانان هرزه به آنان طمع نمی ورزند، زیرا زمینه ی انحراف را در آنان نمی بینند.
4. واژه ی «جلباب» یا به معنای پارچه ی بزرگ (چادر مانند) است که سر، گردن و سینه ها را می پوشاند و یا به معنای روسری و مقنعه و یا به معنای پیراهن گشاد است. قدر مشترک همه ی این معانی آن است که بدن زن به وسیله ی این پارچه ها پوشیده شود و معنای اول مورد تأکید برخی لغت شناسان است.(14)
5. مقصود از نزدیک ساختن روسری و چادر آن است که زنان آن را به بدن خویش نزدیک کنند تا به درستی محفوظ بمانند و آن را رها نسازند تا گاهی کنار رود و بدن آن ها آشکار شود.
6. در این آیه به پیامبر (ص) دستور می دهد که اصلاح جامعه را نخست از خانه ی خویش شروع کند و اول به همسرانش دستور حفظ حجاب بدهد و آن گاه به دخترانش و در نهایت(15) به زنان مومن دستور دهد حجاب خود را حفظ کنند.
آموزه ها و پیام ها
1. پیام این آیه برای زنان مومن آن است که حجاب (شخصیت) شما را معرفی می کند.
2. حجاب، شما را از شر مزاحمان حفظ می کند.
3. با حفظ کامل حجاب، بهانه از دست مزاحمان گرفته می شود.
4. اصلاح جامعه را از خانواده خویش شروع کنید.
5. خانواده ی رهبر، در انجام دستور های الهی پیشگام باشند.
6. خطا های گذشته ی شما را به لطف خویش می آمرزد.(16)
د: آیات مربوط به ازدواج و خواستگاری
این آیات در مباحث آینده به صورت گسترده مورد بررسی قرار می گیرد.
پی نوشت:
1.تفسير صافي، ج 3، ص 430.
2.تفسير نمونه، ج 14، ص 436.
3.نويسندگان تفسير نمونه اصرار دارند که «غض» به معناي کاستن قلمرو نگاه است.(همان، ج 14، ص 437). اما مانعي ندارد که آيه هم به آن معنا و هم به معناي خيره نگاه نکردن و کوتاهي خود نگاه باشد؛ زيرا مورد اول در مورد قبل از برخورد با زنان پيش مي آيد و مورد دوم پس از برخورد و نگاه مرد به آنان پيش مي آيد.
4.تفسير نمونه، ج 14، ص 439.
5.ر.ک: تفسير قمي و تفسير نمونه ذيل آيه.
6.صافي، ج 3، ص 430 که از کافي حکايت مي کند.
7.برخي پوشاندن صورت و دست ها را واجب يا مطابق احتياط مي دانند، و برخي ديگر غير واجب يا مستحب مي دانند، البته جواز باز بودن صورت و دست ها در موردي است که منشأ فساد و انحراف نشود و اين نوعي تسهيل بر زنان در امور زندگي است.(تفسير نمونه، ج 14، ص 449 و 500).
8.همان، ج 14، ص 440.
9.ر.ک: تفسير نور الثقلين، ج 3، ص 593؛ تفسير نمونه، ج 14، ص 451.
10.در احاديث اهل بيت(ع) نيز به ممنوعيت نگاه غلامان اشاره شده است و برخي با توجه به روايات مخالف آن را خلاف احتياط مي دانند.(تفسير نمونه، ج 14، ص 452 و وسائل الشيعه، کتاب النکاح، باب 124، ح 8).
11.اين مطلب از احاديث استفاده مي شود(ر.ک: وسائل الشيعه، ابواب مقدمات نکاح، باب 111؛ جواهر الکلام، ج 29، ص 94؛ تفسير نمونه، ج 14، ص 452).
12.اين مطلب را برخي مفسران حکايت کرده اند.(تفسير نمونه، همان).
13.ر.ک: تفسير نمونه، ج 17، ص 289.
14.نک: لسان العرب، مجمع البحرين، مفردات، تاج العروس، و تفسير نمونه ذيل آيه.
15.همسران را قبل از دختران آورد، زيرا همسران در خانه مي مانند و به مرد نزديک ترند، ولي دختران همسر ديگران مي شوند و مي روند.(تفسير نمونه، ج 17، ص 432).
16.در تفسير اين آيات نيز از تفسير قرآن مهر(ويژه ي جوانان) دکتر محمدعلي رضائي اصفهاني و همکاران قبل از چاپ استفاده شد.
منبع: رضایی اصفهانی، محمد علی؛ (1387) پرسش های قرآنی جوانان: روابط دختر و پسر، قم، انتشارات پژوهش های تفسیر و علوم، چاپ سوم.
Rasekhoon.net
توسط : مهدی گلشنی در تاریخ : سه شنبه 10 مرداد 1396 ساعت: 12:47 PM
پرسش :
عدالت حقوقی و حقیقی بین دختر و پسر در قرآن را به طور کامل تبیین نمایید.
پاسخ :
مقدمه
دختران و پسران جزیی از زنان و مردان اجتماع انسانی هستند و قرآن از نظر حقیقی بین زن و مرد تفاوتی قایل نیست و اگر از نظر حقوقی نیز تفاوتی در بین باشد، بر اساس دلیلی است که از مطالب زیر روشن می شود:
تفاوت بین زن و مرد دو گونه است:
الف ـ تفاوت در ارزش، مقام و منزلت معنوی
همان گونه که از آیات قرآن به دست می آید، دین اسلام نه تنها در این زمینه بین زنان و مردان تفاوتی قایل نیست، بلکه زن و مرد را در ارزش ها، و مقام و منزلت معنوی و انسانی مساوی می داند(1)که به ذکر نمونه هایی از آیات قرآن می پردازیم:
1. تساوی ارزش و مقام زن و مرد از نظر خلقت: قرآن کریم در آیاتی متعدد (2)، زن و مرد را از یک طینت دانسته و اعلام می کند که زن و مرد از «نفس واحده» خلق شده اند و مکمل یکدیگرند.(3)
2. تساوی ارزش و مقام زن و مرد، در داشتن صفات برجسته و ارزش های والای انسانی و مقام معنوی.(4)
3. تساوی زن و مرد از نظر ثواب (5)و عقاب (6) اعمال: قرآن در کیفر ها و ثواب اعمال، به زن و مرد به طور یکسان خطاب کرده، قبح گناه و اعمال حرام و کیفر آن ها، و نیز ثواب اعمال را در مورد زن و مرد مساوی بیان می کند.
4. تساوی زن و مرد در تکلیف و مسئولیت پذیری: قرآن کریم با مطرح کردن زندگی آدم و حوا و رانده شدن آن ها از بهشت، هیچ یک را مسئول اصلی معرفی نمی کند و در بیشتر مواقع، هر دو را مسئول می داند (7) و حتی گاهی به صراحت می گوید: شیطان آدم را وسوسه کرد، و قرآن با این بیان بر روی اعتقاداتی مانند اینکه «زن را عنصر گناه و شیطان کوچک مطرح می کنند» خط بطلان می کشد.(8)
5. تساوی زن و مرد از نظر تعلیم و تعلم: از آیات قرآن کریم به دست می آید که همه ی مسلمانان اعم از زن و مرد باید به کسب علم و دانش اهتمام ورزند.(9) در حدیثی از پیامبر اکرم (ص) آمده است: «فراگیری دانش بر هر مرد و زن مسلمان واجب است.»(10)
6. برابری زن و مرد در پیشگاه خدا: خداوند در قرآن می فرماید: «در حقیقت ارجمندترین شما نزد خدا، خود نگهدارترین [پارساترین] شماست!»(11)
در واقع قرآن ملاک برتری نزد خداوند را تقوا می داند (چه زن و چه مرد).
ب ـ تفاوت های طبیعی میان زن و مرد
با وجود مطالبی که در مورد تساوی زن و مرد گذشت، تفاوت های موجود میان زن و مرد را نمی توان انکار کرد، تفاوت های که زن و مرد را از یکدیگر متمایز می سازند و همین تفاوت هاست که باعث تفاوت در حقوق و وظایف زنان و مردان می شود. در اینجا به برخی تفاوت های طبیعی زن و مرد اشاره می کنیم:
یک. تفاوت های زیستی (جسمی)
الف ـ تفاوت های اساسی تعیین کننده ی جنسیت.
ب ـ تفاوت های ثانوی در اندام.
برای مثال، به طور متوسط مردان درشت اندام تر، بلند قدتر، خشن تر و دارای صدای متفاوت با زنان می باشند. رشد عضلانی مرد و نیروی بدنی او از زن بیشتر است، مقاومت زن در مقابل بسیاری از بیماری ها، از مقاومت مرد بیشتر است و ...(12)
از آنجا که بین نفس [روح و روان] و جسم، تناسب و ارتباط متقابل برقرار است. تفاوت جسمانی بدون تفاوت روانی [و روحی] ممکن نیست و این برای بقا و کمال جامعه و نسل بشری ضروری است. (13)
دو. تفاوت های روانی
احساسات [و عواطف] زن، از مرد جوشان تر است، زن از مرد زودتر به هیجان می آید و سریع تر تحت تآثیر احساسات و عواطف خویش قرار می گیرد. زن طبعاً به زینت و زیور و جمال و آرایش علاقه دارد. احساسات زن بی ثبات تر از مرد است، زن از مرد محتاط تر و مذهبی تر است [و مرد ها معمولاً جسورتر و شجاع تر می باشند] احساسات زن، مادرانه است و علاقه ی زن به خانواده بیشتر است و ...(14)
سه. تفاوت های اجتماعی حاصل از جامعه ی انسانی و رفتار ها و مناسبات میان آدمیان
با توجه به تفاوت هایی که در توانایی و نقش اجتماعی زن و مرد وجود دارد عقل سلیم اقتضا می کند که برای انجام نقش ها، بین زن و مرد تفاوت قائل شویم، به این ترتیب که:
1. نقش ها و کار هایی که زن و مرد هر دو امکان اجرا دارند،
2. نقش هایی که با ساخت جسمی و روحی زن متناسب است،
3. نقش هایی که با ساخت روحی و جسمی مرد متناسب است.(15)
چهار. تفاوت در برخی احکام دینی نشأت گرفته از وحی
همان گونه که گذشت، تفاوت های طبیعی و فطری (جسمی و روحی) وظایف و تکالیف خاصی را بر عهده ی انسان ها (زن و مرد) می گذارد و به علت همین تفاوت هاست که برای مردان و زنان، احکام و تکالیف دینی خاصی معین شده است.(16)
بعد از بیان تفاوت های بین زن و مرد و اقسام آن، لازم است نکاتی را مورد توجه قرار دهیم:
1. با دقت در آیه ی 11 سوره ی نساء در می یابیم که قرآن کریم برای اهتمام به حق زن هنگام تعیین سهم ارث، ارث زن را اصل و مبنا قرار داده و آن را مسلم دانسته و معیار ارث معرفی می نماید، آن گاه می فرماید: «للذکر مثل حظ الانثیین»؛ یعنی موقع بیان سهم برادر، نمی فرماید که خواهر نصف سهم برادر می برد تا معیار اصلی، سهم برادر باشد، بلکه معیار و اصل مفروض و مسلم را ارث خواهر که دختر میت است، قرار می دهد و سهم برادر را دو برابر سهم خواهر بیان می کند، تا اصل ارث زن قطعی و مفروغ عنه باشد.(17)
این احتمال نیز وجود دارد که محور بودن دختر در آیه ی یاد شده برای جبران بی توجهی به دختر باشد.(18)
3. در مورد برخی احکام فلسفه هایی ذکر شده است که بعضی از آن ها را عقل سلیم درک می کند و برخی از آن ها در منابع دینی به نام فلسفه ی احکام و اسرار عبادات آمده است که البته به صورت کامل نمی باشد و این مورد حکمت حکم است نه علت آن، و بعضی دیگر از احکام نه فلسفه ی آن ها در کتاب های دینی آمده است و نه عقل ما آن ها را درک می کند و ناگزیر از روی تعبد آن ها را بپذیریم و به آن ها عمل کنیم، زیرا بر اساس علم و حکمت الهی بوده است.
نکته ی جالب این که از آنجا که خداوند تمام قوانین حقوقی را بر اساس حقوق فطری و ویژگی های انسان تنظیم و تدوین فرموده است، در پایان آیه ی ارث (نسا / 11) دو اسم از اسمای حسنای الهی را یادآور می شود ... و آن «علم» و «حکمت» خداوند است «... ان الله کان علیماً حکیماً»، یعنی شما از علم و حکمت کافی برخوردار نیستید تا راز تفاوت را که در هسته ی مرکزی عدل نهفته است، در آن جستجو کنید، لیکن خداوند آگاه و حکیم است، همه ی علل تساوی و عوامل تفاوت را جمع بندی نموده و بر مدار حکمت، به صورت دستور های معتدل حقوقی صادر می فرماید تا مسایل در سنت و مانند آن، از «تفریط» جاهلیت کهن، و از «افراط» جاهلیت جدید و مدرن مصون بماند.(19)
5. عدالت آن نیست که در تقسیم چیزی، به همه ی افراد به طور مساوی بدهند، برای مثال، در یکی از اتاق های بیمارستان که یک متخصص مسئول معالجه ی بیماران آن اتاق است، برای هر کدام با توجه به وضعیت آن ها دستور غذایی خاص می دهد، در دستور غذایی یکی چلو مرغ است و دیگری سوپ و به بیماری نیز اجازه ی غذا خوردن نمی دهد که ممکن است برای برخی جای تعجب باشد و بگویند چرا به همه یک نوع غذا نمی دهند؟
عدالت آن است که هر چیزی را به موقع، و در جای خودش قرار دهیم و خداوند که حکیم و علیم است و خود خالق انسان ها می باشد، می داند که مصالح و مفاسد بندگان خود در چیست و از این رو، احکام را بر اساس مصالح و مفاسد وضع می کند، هر چند در ظاهر برای برخی افراد ناخوشایند باشد، بنابراین، آنچه ناپسند است، تبعیض می باشد نه تفاوت.
تذکر مهم
احکام اسلامی به صورت اجزای یک سیستم و شبکه به همدیگر مرتبط هستند و گاهی با توجه به همدیگر حکم جدید وضع می شود، از این رو، در موقع قضاوت و داوری و اشکال گرفتن به یک حکم، باید به احکام دیگر بی توجه نبود و از همه ی جوانب به آن نگاه کرد، برای مثال، داوری درباره ی تقسیم ارث زنان که از قوانین اقتصادی اسلام است، باید با توجه به قوانین اقتصادی دیگر اسلام باشد.
چنانچه بیان شد، اسلام مسئولیت اقتصادی خانواده را به مرد واگذار و بر او واجب کرده است، در حالی که در این باره به عهده ی زن هیچ مسئولیتی گذاشته نشده است، و از سوی دیگر، به هنگام ازدواج
مهریه ی زن بر عهده ی مرد است که پرداخت آن عندالمطالبه بر مرد واجب می باشد، از این رو لازم است احکام و قوانین اقتصادی را به صورت یک شبکه و سیستم به هم پیوسته نگریست نه از هم گسیخته و جدا جدا.
6. در قانون ارث همیشه این گونه نیست که سهم پسر دو برابر دختر باشد و در مواردی از این قانون تبعیت نمی شود که عبارتند از:(20)
الف ـ مواردی که سهم زن بیشتر از مرد است
ـ موردی که میت غیر از پدر و دختر، وارث دیگری نداشته باشد که در اینجا پدر 1/6 می برد و دخترش بیش از او.
ـ موردی که میت دارای نوه باشد و فرزندان او در زمان حیات وی مرده باشند، که در اینجا نوه ی پسری، سهم پسر را می برد (هر چند دختر باشد) و نوه ی دختری، سهم دختر را می برد (هر چند پسر باشد).
ب ـ مواردی که زن به مانند مرد ارث می برد
ـ در صورتی که میت فرزند داشته باشد، هر یک از پدر و مادر 1/6 از سهم ارث را می برند، و سهم پدر از مال فرزند (در این مورد) بیشتر از مادر نیست.
* کلاله ی مادری ـ یعنی برادر و خواهر مادری میت ـ به اندازه ی مساوی ارث می برند.(21)
در وضع احکام و قوانین، قانون به صورت کلی وضع می شود و ناظر به موارد جزیی و استثنایی نیست و بر محور افراد دور نمی زند، برای مثال، اسلام مسئولیت اقتصادی خانواده را بر عهده ی مرد قرار داده و بر او واجب کرده است، از این رو در وضع قوانین، اسلام مرد را محور و رکن اقتصادی و نان آور خانواده می داند، حال اگر دختری مجرد و ازدواج نکرده باشد، موردی استثنایی است، ولی قانون، کلی و برای همه ی زنان است.
اما در مورد قسمت دوم سوال که گفته شده است: «در برخی روایات تبعیض حقوقی به ویژه بین زن و شوهر به چشم می خورد.» توجه به چند نکته لازم است:
اولاً: تمام روایات را بررسی کرده و مورد مطالعه قرار دهیم تا بتوانیم به صورت جامع و دقیق قضاوت کنیم.
ثانیاً: هر روایتی که مشکل به نظر می رسد، باید به صورت خاص ذکر شود.
ثالثاً: بین تفاوت و تبعیض فرق بگذاریم، زیرا در بسیاری از روایات تفاوت ها بیان شده نه تبعیض، همان گونه که در بخش قبل بیان شد.
رابعاً: اگر در بعضی روایات برخی زنان نکوهش شده اند، دلیلی خاص دارد.
ستایش ها و نکوهش ها
گاهی حادثه و یا موضوعی در اثر یک سلسله عوامل تاریخی، زمانی، مکانی، افراد، و شرایط و علل و اسباب آن، ستایش یا نکوهش می شود. معنای این ستایش و نکوهش این نیست که اصل طبیعت آن شی قابل ستایش و یا مستحق نکوهش است، بلکه احتمال دارد زمینه ی خاصی سبب این ستایش و نکوهش شده باشد، مثلاً اگر قبیله ای ستایش شود، احتمال دارد به خاطر آن باشد که مردان خوبی در آن عصر از این قبیله برخاسته اند و شاید در موقعی دیگر افرادی از آن قبیله مستحق نکوهش باشند و مورد نکوهش واقع شوند، (22) همان گونه که از بصره و کوفه نیز در زمینه هایی نکوهش شده، در صورتی که بصره رجال علمی فراوان تربیت کرده و کوفه نیز مردان مبارز و کم نظیری را به اسلام تقدیم کرده است، و کسانی که به خون خواهی سالار شهیدان (ع) برخاستند، از کوفه برخاسته بودند.
در نتیجه نمی توان گفت: «چون مثلاً کوفه یا بصره نکوهش شده است، آن دو شهر برای همیشه و ذاتاً بد و سزاوار نکوهش اند.»
آری قضایای تاریخی در یک مقطع حساس زمینه ی ستایش و یا نکوهش را فراهم می کند و با گذشت آن مقطع، زمینه ی مدح و ذم منتفی می گردد.(23)
بخشی از نکوهش های نهج البلاغه در مورد زن نیز ظاهراً به جریان جنگ جمل باز می گردد(24) و یک قانون کلی و همگانی درباره ی عموم زنان نیست، بلکه با توجه به این که این خطبه بعد از جنگ جمل (که عایشه به راه انداخت) از امام علی (ع) صادر شده است، درباره ی دسته ی خاصی از زنان می باشد که در این گونه مسیر ها گام برمی دارند، (25)چنانچه ابن ابی الحدید ـ از علمای سنی مذهب در شرح نهج البلاغه در مورد این خطبه می نویسد: «هذا الفصل کله رمز الی عایشه،(26) تمام این خطبه اشاره به عایشه است.» وگرنه چه کسی می تواند فداکاری های زنان بزرگ و با شخصیتی همچون حضرت خدیجه (س)، حضرت فاطمه زهرا و زینب کبری ـ علیهم السلام ـ و ... را در راه اسلام، انکار کند، علی (ع) نیز برای آنان احترام فوق العاده ای قائل بود.(27)
پی نوشت:
1.ر.ک: قرآن در آيينه ي انديشه ها، جمعي از نويسندگان سازمان تبليغات اسلامي، ص 378؛ سيري در مسايل خانواده، حبيب الله طاهري، ص 28 - 32.
2.نسا 1؛ اعراف، 189.
3.ر.ک: تفسير نور و تفسير الميزان ذيل آيه ي 1 سوره ي نساء.
4.ر.ک: تفسير نمونه، ذيل آيه ي 35 سوره ي احزاب.
5.نساء، 124؛ نحل، 97؛ غافر، 40.
6.مائده، 38؛ توبه، 68.
7.طه، 117؛ اعراف، 22،20.
8.ر.ک: شخصيت زن از ديدگاه قرآن، هادي دوست محمدي، ص 42.
9.ر.ک: قرآن در آيينه ي انديشه ها، ص 380.
10.ميزان الحکمه، محمد محمدي ري شهري، ج 6، ص 463.
11.حجرات، 13.
12.نظام حقوق زن در اسلام، مرتضي مطهري، ص 205 ـ 206.
13.منزلت زن در انديشه ي اسلامي، محمد فنايي اشکوري، ص 15.
14.نظام حقوق زن در اسلام، ص 207 و 206.
15.منزلت زن در انديشه اسلامي، ص 18.
16.همان، ص 20.
17.زن در آيينه ي جلال و جمال، عبدالله جوادي آملي، ص 347.
18.ر.ک: تفسير نور، ذيل آيه ي 11 سوره ي نساء.
19 ر.ک: زن در آيينه ي جلال و جمال، ص 347.
20.زن در آيينه ي جلال و جمال، ص 346 و 345.
21.نساء، 12 و 11.
22 همان، ص 368.
23.همان، 369.
24.همان.
25.ترجمه ي نهج البلاغه، ناصر مکارم شيرازي، ج 1، ص 389 ـ 390.
26.شرح نهج البلاغه، ابن ابي الحديد(المعتزلي)، ج 3، ص 319.
27.ترجمه ي نهج البلاغه، مکارم شيرازي، ص 390.
منبع: رضایی اصفهانی، محمد علی؛ (1387) پرسش های قرآنی جوانان: روابط دختر و پسر، قم، ا نتشارات پژوهش های تفسیر و علوم، چاپ سوم.
Rasekhoon.net
توسط : مهدی گلشنی در تاریخ : سه شنبه 10 مرداد 1396 ساعت: 12:47 PM
پرسش :
نظر قرآن درباره ی غریزه جنسی و لذت طلبی چیست؟
پاسخ :
انسان گل سر سبد مخلوقات خداوند است که همه ی نعمت ها برای او آفریده شده است: «هو الذی خلق لکم ما فی الارض جمیعا؛ (1) او کسی که همه ی آنچه در زمین است را برای شما آفرید» او است خدایی که آنچه در زمین است برای شما (انسان ها) آفرید.» اما استفاده از این نعمت ها که خداوند متعال در اختیار انسان قرار داده، می تواند به دو گونه باشد:
الف ـ بهره بری مثبت از نعمت ها؛
ب ـ بهره بری منفی از نعمت ها.
برای مثال، «انگور» یک نعمت الهی است که فواید مثبت زیادی برای بشر دارد؛ مانند انواع ویتامین ها، ساختن کشمش، سرکه، سرکه شیره و ... و از همین انگور نیز می توان شراب ساخت که بهره بری منفی از این میوه است.
این دو بهره بری (مثبت و منفی) هر کدام علتی دارد و آن ستیز و کشمکش بین عقل و نفس است؛ عقل انسان و پیامبران الهی به بهره بری مثبت از اشیا دستور می دهند، ولی هوای نفس و شیطان به سوی استفاده های منفی و نادرست از اشیا تشویق می کند.
یک. لذت طلبی
یکی از گرایش های فطری انسان گرایش به لذت طلبی، خوش گذرانی و راحت طلبی است که به طور طبیعی توأم با رنج گریزی و فرار از درد و ناراحتی خواهد بود. قرآن کریم نه تنها وجود گرایش به لذت را در انسان انکار و یا آن را محکوم نمی کند، بلکه یک سلسله از تعالیم خود را بر اساس این میل طبیعی انسان مبتنی می سازد و در روش تربیتی خود از وجود آن بهره می برد. در قرآن تعبیر هایی مانند «سعادت»، «فلاح»، «فوز» و مانند آن ها آمده بدین معنا که انسان فطرتاً طالب سعادت و خوشبختی و کامیابی است و باید به دستور های دینی عمل کند تا به گمشده و ایده و هدف حقیقی خود برسد. در برخی آیات نیز از تعبیر ویژه ی «لذت» استفاده شده است، مانند آن جا که درباره ی بهشت صالحان می فرماید: «و فیها ما تشتهیه الانفس و تلذ الاعین؛(2) هر چه را خودشان بدان میل کنند و چشم ها لذت ببرند، در آن (بهشت موجود)است؛» و آیات دیگر نیز مانند 15 سوره ی محمد و 17 سوره ی سجده و ... که تعبیر هایی در همین راستا دارند.
در نتیجه اصل این که انسان طالب لذت باشد، از نظر قرآن مورد تأیید و بی اشکال است؛ زیرا این یک میل فطری است؛ البته بدیهی است که قرآن هیچ گاه آن را رها و افسار گسیخته نگذاشته بلکه آن را در جهت صحیح خود هدایت می کند.
لذت طلبی نکوهیده
پس از آن که روشن شد قرآن وجود این میل را نامطلوب نمی داند، جای طرح این پرسش است که با وجود این دید مثبت قرآنی، چرا گاهی لذت طلبی مذمت و نکوهش شده است و آیا وجود این گونه نکوهش ها و مذمت ها با این دیدگاه قرآنی قابل جمع است؟ در پاسخ به این پرسش می گوییم: مذمت ها و نکوهش هایی که در این زمینه و در رابطه با این میل انجام شده، به اصل لذت طلبی مربوط نمی شود تا با این دیدگاه قرآنی در تعارض باشد، بلکه منشأ این نکوهش ها عواملی جنبی است که به برخی از آن ها اشاره می کنیم:
الف ـ فراموش کردن لذت های ارزنده تر، زیرا ممکن است انسان خود را در لذایذ آنی و لحظه ای زودگذر غرق کرده و در آن متمرکز شود و تمام همت خود را به هوس های کم ارزش تر متوجه نماید و از لذت های معنوی و برتر غافل شود و از کمال باز ماند. انسان از میان لذت ها به جهت غفلت به دنبال آن مقدار لذتی است که برایش ممکن و میسر است، ولی طبیعی است که عقل، منطق و اختیار دارد و می تواند از میان انواع همه ی لذت ها با کمیت ها، کیفیت ها و شدت های مختلف بهترین، شدیدترین و عمیق ترین لذت ها را در محدوده ی گزینش خود قرار دهد، ولی او گاهی در این انتخاب دچار اشتباه و لغزش می شود و بدون توجه به لذت های عمیق و والاتر (لذت های معنوی) خود را با لذت های زودگذر مادی مأنوس می کند.
ب ـ فرار از تلاش و کوشش: گاهی انسان به خاطر تن ندادن به سختی و کار و کوشش به طرف لذت های بی اهمیت می رود و در هوس های پست و کم ارزش تا حد افراط غرق می شود. خداوند زندگی و رنج را توأمان آفریده است: «لقد خلقنا الانسان فی کبد؛ (3) که به یقین انسان را در رنج و مشقت آفریدیم.» و از این سختی در زندگی گریزی نیست، حال اگر کسی به خاطر فرار از کار و تلاش و زحمت خود را به تنبلی و تن پروری و لذت گرایی افراطی عادت دهد، لذتی گذرا به دست می آورد، ولی از لذت های والا و برتر چشم پوشی می کند و با این کار خود به یقین مورد مذمت و نکوهش قرار می گیرد.
ج ـ کوتاهی در شکوفا کردن استعداد، درک لذت های والای انسانی و اکتفا کردن به لذت های طبیعی خود جوش نیز عامل جنبی دیگری است که منشأ نکوهش لذات می شود. بدان معنا که انسان با عادت کردن به معنویات می تواند استعداد درک لذت ها را شکوفایی ببخشد، ولی به لذت های طبیعی گذرا اکتفا می کند و این لذت طبیعی چون در مقابل لذات معنوی کم ارزش است، سرزنش می شود.
لذت حقیقی چیست؟
انسان بر اثر ممارست با زندگی مادی لذت های مادی این دنیا را لذت حقیقی می پندارد، ولی قرآن کریم (ضمن این که استفاده از زینت های دنیا را تأیید می کند) لذت حقیقی را رسیدن به نعمت های اخروی مانند لقاءالله، محشور شدن با اولیای الهی، بهشت عدن و ... بیان می کند. اگر کسی از میان این دو لذت، لذت های آنی و لحظه ای و کم ارزش دنیایی را انتخاب کند، به لذت های ابدی و ارزشمند نخواهد رسید و باید دانست که درک لذت حقیقی تنها با ریاضت و عرفان حقیقی که همان عمل صالح و انجام دادن واجبات و ترک گناه باشد، حاصل می شود. در واقع لذت های آنی که لذت نیستند، باید ترک کرد تا به لذت بالاتری رسید؛ به قول شاعر:
اگر لذت ترک لذت بدانی
دگر لذت نفس، لذت نخوانی
دو. غریزه ی جنسی
یکی دیگر از مجاری و موارد لذت انسان علاقه به همسر و ارضای غریزه ی جنسی است. اسلام درباره ی غریزه ی جنسی و چگونه استفاده کردن از آن و نیز محدودیت های فطری غریزه ی جنسی مطالب جالب و کمال آفرینی دارد؛ از جمله این که زن و مرد در آفرینش، مکمل یکدیگرند و مقتضای فطرت انسان این است که هر یک از این دو یعنی زن و مرد نسبت به جنس مخالف خود گرایش جنسی دارد، ولی این گرایش از دیدگاه قرآنی دارای ویژگی های زیر است:
1. گرایش به جنس مخالف بدان جهت است که هر یک از زن و مرد مایه ی آرامش و آسایش یکدیگرند. خداوند متعال می فرماید: «و من آیاته ان خلق لکم من انفسکم ازواجا لتسکنوا الیها؛ (4) از نشانه های او این است که همسرانی از (جنس) خودتان برای شما آفرید، تا بدان ها آرامش یابید.»
2. گرایش برای تولید و تکثیر نسل در متن آفرینش است که حفظ و بقای نوع انسانی برای تولید نسل است. خداوند می فرماید: «الذی خلقکم من نفس واحده و خلق منها زوجها و بث منهما رجالا کثیرا و نساء؛ (5) (همان) کسی که شما را از یک شخص آفرید؛ و از او همسرش را آفرید، و از آن دو، مردان و زنان فراوانی منتشر ساخت.» و نیز می فرماید: «و بث منهما رجالاً کثیراً و نساء؛ و از آن دو، مردان و زنان فراوانی منتشر ساخت.»
بدیهی است که تولید نسل و فرزندان زیاد با ازدواج صورت پذیر است.
3. راه صحیح تکثیر نسل تنها تشکیل خانواده است و خانواده آثار بسیار پرارزش و والایی دارد.استفاده از غریزه ی جنسی در چهارچوب ذکر شده (در قالب ازدواج قانونی) مطلوب و هماهنگ با فطرت انسان و غریزه ی طبیعی او است، اما اگر رفتار جنسی انسان از این مرز تجاوز کرد، ارزش منفی پیدا می کند و قرآن کریم نیز از چنین عملی به تجاوز تعبیر کرده است: «والذین هم لفروجهم حافظون الا علی ازواجهم او ما ملکت ایمانهم فانهم غیر ملومین فمن ابتغی وراء ذلک فاولئک هم العادون؛(6) و همان کسانی که دامانشان را (در امور جنسی) حفظ می کنند، مگر در مورد همسرانشان یا آنچه (از کنیزان) مالک شده اند، که در حقیقت آنان (در این موارد) سرزنش نمی شوند، کسانی که فراتر از این جویند، پس تنها آنان تجاوزگرند.»
اگر بنا باشد هر انسانی با هر فردی از جنس مخالفش که بخواهد، رابطه ی جنسی داشته باشد، به یقین بنیاد خانواده متزلزل و فحشا و منکرات در جامعه رواج و امنیت از بین خواهد رفت.
بنابراین، برای حفظ مصالح مترتب بر خانواده و دفع مفاسد مترتب بر بی بند و باری جنسی، لازم است همه ی افراد جامعه به این محدودیت معقول و منطقی که قرآن نیز بیانگر آن است، گردن نهند.
4. آزادی غریزه و بی بند و باری جنسی موجب اختلاط نسل هاست و با اختلاط نسل ها و نطفه ها هدف از آفرینش انسان از بین خواهد رفت، زیرا هدف آن است که انسان با عبادت خلیفه ی خدا روی زمین شود و برای رسیدن به این هدف به پاکی ذاتی نیاز است، ولی اختلاط نسل بنیاد معنویت و پاک بودن ذاتی که لازمه ی خلیفة اللهی است، را از بین می برد.
5. گرایش به جنس موافق خلاف فطرت و نظام آفرینش است و در واقع یک نوع انحراف در گرایش جنسی به شمار می رود. قرآن کریم همجنس گرایی را به قوم لوط نسبت داده و آن را یک ضد ارزش معرفی نموده است. (7)
نتیجه: از بحث های گذشته روشن شد که لذت جویی در فطرت انسان ریشه دارد و قرآن نیز کامیابی از زینت های دنیا را حق فطری انسان می داند، اما لذت حقیقی تنها در این دنیا نیست، بلکه لذت حقیقی را باید لذت های معنوی دانست.
و نیز روشن شد که استفاده از غریزه ی جنسی، فطری انسان است و قرآن نیز تأیید می کند، زیرا خداوند برای انسان همسری از خودش آفریده که مایه ی آرامش او است، و او می تواند تشکیل خانواده دهد و غریزه ی جنسی خود را از این راه تعدیل نماید، ولی رها کردن این غریزه مشکلاتی برای بشر به بار خواهد آورد، از جمله تزلزل بنیاد خانواده، ایجاد اختلاط نطفه ها و دور شدن از هدف خلقت، بنابراین، همان گونه که دین امری فطری است، قوانین آن نیز در همه جا فطرت انسانی را ملاحظه و محافظت کرده است.
قوانین خداوند مانند نسخه ی پزشک است که مصلحت بیمار را به خوبی می داند، در حالی که بیمار ممکن است میل به خوردنی های زیادی داشته باشد، ولی پزشک مصلحت نمی داند برای او تجویز کند، انسان نیز این چنین است که اگر طبق نسخه ی خداوند عمل کند، از نظر روحی، معنوی و حتی جسمی سالم می ماند، اما این انسان میل و اشتها به چیز های فراوانی دارد که به صلاح او نیست و برخی از آن ها کشنده است و حق تعالی مصلحت انسان را بهتر می داند که موارد مضر را برای بشر تجویز نکرده است.
پی نوشت:
1.بقره، 29.
2.زخرف، 71.
3.بلد، 4.
4.روم، 21.
5.نساء، 1.
6.مومنون، 7 ـ 5.
7.نک: سوره ي اعراف، آيات 84 ـ 80.
منبع: رضایی اصفهانی، محمد علی؛ (1387) پرسش های قرآنی جوانان: روابط دختر و پسر، قم، ا نتشارات پژوهش های تفسیر و علوم، چاپ سوم.
Rasekhoon.net
توسط : مهدی گلشنی در تاریخ : سه شنبه 10 مرداد 1396 ساعت: 12:46 PM
پرسش :
همجنس بازی و پیامد های آن را از منظر قرآن و حدیث بیان نمایید.
پاسخ :
یک. همجنس بازی در آیات قرآنی
در قرآن مجید در سوره های اعراف، هود، حجر، انبیا، نمل و عنکبوت اشاره هایی به وضع قوم لوط و گناه بسیار زشت آن ها شده است، ولی در هر مورد تعبیر با مورد دیگر متفاوت است و در حقیقت هر یک از این تعبیر ها به یکی از ابعاد شوم این عمل ننگین اشاره دارد. این عمل زشت با عنوان های اسراف، خبیث، فسق، تجاوز، جهل و قطع سبیل مطرح شده است.
در سوره ی اعراف آیه ی 81 آمده است که لوط به آن ها می گوید: «بل انتم قوم مسرفون؛ بلکه شما گروهی اسراف کار (و متجاوز) ید.»(1) در سوره ی انبیا آیه ی 74 می خوانیم:
«و نجیناه من القریته التی کانت تعمل الخبائث انهم کانوا قوم سوء فاسقین، و او را از آبادی که همواره (مردمش کار های) پلید انجام می دادند، نجات دادیم، [چرا] که آنان گروهی بد [کار و] نافرمانبردار بودند.» (2)
و در جای دیگر خواندیم که لوط به آن ها می گوید: «بل انتم قوم عادون، بلکه شما گروهی تجاوزگرید!»(3)
و در سوره ی نمل آیه ی 55 آمده است: «بل انتم قوم تجهلون، آیا واقعاً شما از روی شهوت، به غیر از زنان به سراغ مردان می روید؟! بلکه شما گروهی هستید که نادانی می کنید.»(4)
و در سوره ی عنکبوت آیه ی 29 از زبان لوط چنین آمده است: «اءنکم لتاتون الرجال و تقطعون السبیل، آیا واقعاً شما به سراغ مردان می روید و راه (تداوم نسل انسان) را قطع می کنید.»
ویژگی های همجنس باز در قرآن
«اسراف» از این نظر که آن ها نظام آفرینش را در این امر فراموش کرده و از حد تجاوز کردند و تعدی نیز به همین جهت بر آن اطلاق شده است.
«خبیث» به معنای کار یا چیز آلوده ای است که طبع سالم آدمی از آن تنفر دارد، و چه عملی از این عمل تنفر آمیزتر است.
«فسق» به معنای خروج از اطاعت پروردگار و برهنگی از شخصیت انسانی است که از لوازم حتمی این کار می باشد.
«جهل» به خاطر بی خبری از عواقب شومی است که این عمل برای فرد و جامعه در پی دارد.
و «قطع سبیل» از این جهت است که این عمل در صورت گسترش به قطع نسل انسانی می انجامد، علاقه به جنس موافق جانشین علاقه به جنس مخالف می شود.(5)
دو. همجنس بازی در احادیث
در حدیثی از پیامبر گرامی اسلام (ص) می خوانیم: «لایجد ریح الجنته زنوق، و هو المخنث!، بوی بهشت به مشام کسی که مورد همجنس گرایی واقع می شود، نخواهد رسید.» در حدیث دیگری از علی (ع) می خوانیم که لوط را در سر حد کفر معرفی فرموده است.(6)
در حدیثی از امام علی بن موسی الرضا (ع) در فلسفه ی تحریم همجنس گرایی چنین آمده است: «علته تحریم الذکران للذکران، و الاناث للاناث، لما رکب فی الاناث و ما طبع علیه الذکران، و لما فی اتیان الذکران، الذکران و الاناث للاناث، من انقطاع النسل، و فساد التدبیر، و خراب الدنیا، فلسفه ی تحریم مردان بر مردان و زنان بر زنان این است که این امر بر خلاف طبیعتی است که خداوند برای زن و مرد قرار داده (و مخالفت با این ساختمان فطری و طبیعی، سبب انحراف روح و جسم انسان خواهد شد) و نیز به خاطر این است که اگر مردان و زنان همجنس گرا شوند، نسل بشر قطع می گردد، و تدبیر زندگی اجتماعی به فساد می گراید و دنیا به ویرانی روی می نهد.(7)
روایاتی که در مذمت همجنس گرایی از پیشوایان اسلام نقل شده، آن قدر زیاد و تکان دهنده است که با مطالعه ی آن هر کس احساس می کند که زشتی این گناه به اندازه ای است که کم تر گناهی در پایه ی آن قرار دارد، از جمله در روایتی از پیامبر اسلام (ص) می خوانیم: «لما عمل قوم لوط ما عملوا بکت الارض الی بها حتی بلغ دموعها الی السماء، بکت السماء حتی بلغ دموعها الارض، فاوحی الله الی السماء ان احصی بهم، و اوحی الی الارض ان اخسفی بهم، هنگامی که قوم لوط آن اعمال ننگین را انجام دادند، زمین آن چنان ناله و گریه سر داد که اشکهایش به آسمان رسید، و آسمان آن چنان گریه کرد که اشک هایش به عرش رسید، در این هنگام خداوند به آسمان وحی فرستاد که آن ها را سنگباران کن و به زمین وحی فرستاد که آن ها را فرو بر (بدیهی است گریه و اشک جنبه تشبیه و کنایه دارد).» (8)
همچنین در حدیثی از امام صادق (ع) می خوانیم که پیامبر (ص) فرمود: «من جامع غلاما جاء جنبا یوم القیامه لا ینقیه ماء الدنیا و غضب الله علیه و لعنه و اعد له جهنم و سائت مصیراً ... ثم قال ان الذکر یرکب الذکر فیهتز العرش لذلک، هر کس با نوجوانی آمیزش جنسی کند، روز قیامت ناپاک وارد محشر می شود، آن چنان که تمام آب های جهان او را پاک نخواهد کرد، و خداوند بر او غضب می کند و او را از رحمت خویش دور می دارد و دوزخ را برای او آماده ساخته است و چه بد جایگاهی است ...؛ سپس فرمود: هرگاه جنس مذکر با مذکر آمیزش کند، عرش خدا به لرزه در می آید.» (9)
در حدیث دیگری از امام صادق (ع) می خوانیم: آن ها که تن به چنین کاری می دهند، بازماندگان سدوم (قوم لوط) هستند؛ سپس اضافه فرمود: من نمی گویم از فرزندان آن ها هستند، ولی از طینت آن ها هستند. پرسیده شد: همان شهر سدوم که زیر و رو شد؟ فرمود: آری، چهار شهر بودند سدوم و صریم و لدنا و غمیرا (عمورا).(10)
سه. حکم فقهی همجنس بازی
این مسئله تا آن جا از دیدگاه اسلام زشت و ننگین است که در ابواب حدود اسلامی حد آن اعدام قرار داده شده است، و حتی برای کسانی که مراحل پایین تر همجنس بازی را انجام می دهند، مجازات های شدیدی ذکر شده است، از جمله در حدیثی از پیامبر (ص) می خوانیم: «من قبل غلاما من شهوه الجمه الله یوم القیامه بلجام من نار، کسی که پسری را از روی شهوت ببوسد، خداوند در روز قیامت لجامی از آتش بر دهان او می زند.»(11)
مجازات کسی که مرتکب چنین عملی شود، از 30 تا 99 تازیانه است.
همجنس گرایی چه در مردان باشد و چه در زنان، در اسلام از گناهان بسیار بزرگ و هر دو دارای حد شرعی است.
حد همجنس گرایی در مردان خواه فاعل باشد یا مفعول، اعدام است(12) و برای این اعدام راه های مختلفی در فقه بیان شده است، البته اثبات این گناه باید از راه های معتبر و قاطعی که در فقه اسلامی و روایات وارده از معصومین ذکر شده، صورت گیرد، و حتی سه مرتبه اقرار هم به تنهایی کافی نیست و باید حداقل چهار بار به این عمل اقرار کند.(13)
اما حد همجنس گرایی در زنان پس از چهار بار اقرار و یا ثبوت به وسیله ی چهار شاهد عادل (به شرایطی که در فقه گفته شده) صد تازیانه است، (14) و بعضی از فقها گفته اند اگر زن شوهر داری این عمل را انجام بدهد، حد او اعدام است. ذکر این نکته نیز قابل توجه است که اسلام یکی از مجازات هایی را که برای چنین افراد قائل شده، آن است که ازدواج خواهر، مادر و دختر شخص مفعول بر فاعل حرام است، یعنی اگر چنین کاری قبل از ازدواج صورت گرفت، این زنان برای او حرام ابدی می باشند. اجرای این حدود، شرایط دقیق و حساب شده ای دارد که در کتب فقه اسلامی آمده است و اجرای آن بر عهده ی محاکم صالحه و قانونی می باشد.
چهار. بحث اجتماعی
شک نیست که انحراف جنسی از خطرناک ترین انحراف هایی است که امکان دارد در جوامع انسانی پیدا شود، زیرا سایه ی شوم خود را بر همه ی مسائل اخلاقی می افکند و انسان را به انحراف عاطفی می کشاند. در دنیای غرب که آلودگی های جنسی فوق العاده زیاد است، این گونه زشتی ها مورد تنفر نیست و حتی شنیده می شود در بعضی کشور ها همانند انگلستان، طبق قانونی که با کمال وقاحت از پارلمان گذشته، این موضوع جواز قانونی پیدا کرده، با این حال شیوع این گونه زشتی ها هرگز از قبح آن نمی کاهد و مفاسد اخلاقی و روانی و اجتماعی آن در جای خود ثابت است.
گاهی برخی پیروان مکاتب مادی که این گونه آلودگی ها را دارند، برای توجیه عملشان می گویند ما هیچ گونه منبع پزشکی برای آن سراغ نداریم، ولی آن ها فراموش کرده اند که اصولاً هرگونه انحراف جنسی در تمام روحیات و ساختمان وجود انسان اثر می گذارد و تعادل او را بر هم می زند.
توضیح این که: انسان به صورت طبیعی و سالم تمایل جنسی به جنس مخالف دارد و این تمایل از ریشه دارترین غرایز انسان و ضامن دوام نسل است و هر کاری که تمایل را از مسیر طبیعیش منحرف سازد، نوعی بیماری و انحراف روانی در انسان ایجاد می کند. مردی که به جنس موافق تمایل دارد و یا مردی که به چنین کاری تن می دهد، هیچ کدام کامل نیستند. در کتاب های امور جنسی، هموسکسوآلیسم (همجنس گرایی) یکی از مهم ترین انحراف ها ذکر شده است. ادامه ی این کار تمایلات جنسی را نسبت به جنس مخالف در انسان به تدریج از بین می برد و در مورد کسی که به این کار تن می دهد، احساسات زنانه به تدریج در او پیدا می شود، و هر دو گرفتار ضعف مفرط جنسی و به اصطلاح سرد مزاجی می شوند، به طوری که بعد از مدتی قادر به آمیزش طبیعی (آمیزش با جنس مخالف) نخواهند بود.
با توجه به این که احساسات جنسی مرد و زن هم در ارگانیسم بدن آن ها مؤثر است و هم در روحیات و اخلاق ویژه ی آنان، روشن می شود که از دست دادن احساسات طبیعی تا چه حد بر جسم و روح انسان ضربه وارد می سازد، و حتی ممکن است افرادی که گرفتار چنین انحرافی هستند، آن چنان گرفتار ضعف جنسی شوند که دیگر قدرت تولید فرزند را نداشته باشند. این گونه اشخاص غالباً از نظر روانی سالم نیستند و در خود نوعی بیگانگی از خویشتن و بیگانگی از جامعه ای که به آن تعلق دارند، احساس می کنند.
قدرت اراده را که شرط هر نوع پیروزی است، به تدریج از دست می دهند، و یک نوع سرگردانی وبی تفاوتی در روح آن ها لانه می کند. آن ها اگر خیلی زود به اصلاح خویشتن روی نیاورند و حتی در صورت لزوم از پزشک جسمی یا روانی کمک نگیرند و این عمل به صورت عادتی برای آن ها در آید، ترک آن مشکل خواهد شد، ولی در هر حال هیچ وقت برای ترک این عادت زشت دیر نیست، تصمیم می خواهد و عمل.
در هر صورت، سرگردانی روانی به تدریج آن ها را به مواد مخدر و مشروبات الکلی و انحراف های اخلاقی دیگر خواهد کشانید و این یک بدبختی بزرگ دیگر است. جالب این که در روایات اسلامی در عبارت هایی کوتاه و پرمعنا به این مفاسد اشاره شده است، از جمله در روایتی از امام صادق (ع) می خوانیم: کسی از او پرسید «لم حرم الله اللواط»، چرا خداوند لواط را حرام کرده است؟
فرمود: من احل انه لو کان اتیان الغلام حلالا لا ستغنی الرجال عن النساء و کان فیه قطع النسل و تعطیل الفروج و کان فی اجازه ذلک فساد کثیر؛ اگر آمیزش با پسران حلال بود، مردان از زن ها بی نیاز (و نسبت به آن ها بی میل) می شدند، و این باعث قطع نسل انسان می شد و باعث از بین رفتن آمیزش طبیعی جنس موافق و مخالف می گشت و این کار مفاسد زیاد اخلاقی و اجتماعی به بار می آورد.
عوامل و زمینه های همجنس بازی
کشیده شدن افراد به این گونه انحراف جنسی عوامل بسیار گوناگونی دارد و حتی گاهی شیوه ی رفتار پدر و مادر با فرزندان، و یا عدم مراقبت از فرزندان همجنس، و طرز معاشرت و خواب آن ها با هم در خانه ممکن است از عوامل این آلودگی باشد. گاهی ممکن است انحراف های اخلاقی دیگر سر از این انحراف در آورد. حتی شوخی های بی موردی که گاهی در میان پسران و دختران نسبت به همجنسان خود می شود، گاهی انگیزه ی کشیده شدن به این انحراف ها می گردد و به هر حال باید به دقت مراقب این گونه مسائل بود، و آلودگان را به سرعت نجات داد و از خدا در این راه توفیق خواست.
همجنس گرایی چه در میان مردان باشد (لواط) و چه در میان زنان (مساحقه) از بدترین انحراف های اخلاقی است که سرچشمه ی مفاسد زیادی در جامعه خواهد بود. موضوع مهم این است که بی بند و باری و تنوع طلبی بیمار گونه ی دنیای متمدن مادی، بسیاری از پسران و دختران را به سوی این انحراف بزرگ می کشاند. نخست پسران را به لباس های جلف و زنانه و خودآرایی مخصوص و دختران را به لباس های پسرانه تشویق می کند، و از این جا انحراف و همجنس گرایی آغاز می شود، تا جایی که به زشت ترین اعمال در این زمینه، شکل قانونی می دهد و از هرگونه پیگرد و مجازات برکنار می مانند که قلم از شرح و وصف آن شرم دارد.(15)
پنج. پیامد های بهداشتی همجنس بازی
الف ـ شیوع بیماری های مقاربتی
«برخی پزشکان در رابطه با شیوع بیماری های آمیزشی می گویند علت اصلی انتشار و شیوع بیماری های مقاربتی اساساً به روابط جنسی آزاد و هر چیز که موجب بر هم خوردن کانون خانوادگی گردد، باز می گردد.» دکتر «جان بیستون» نیز در همین رابطه می گوید: «از قرائن به دست آمده ثابت می شود که اغلب بیماری های آمیزشی در نتیجه ی وجود روابط جنسی خارج از دایره ی ازدواج [زنا] شیوع پیدا می کند.»
در بیست سال اخیر دانشمندان به رغم کشف پنی سیلین Penicillin و پایین آمدن آمار مبتلایان به این بیماری ها، به خطر بزرگی که از این جهت متوجه بشریت است، پی بردند، از این رو در سال 1964 به تشکیل یک سمینار بزرگ جهانی با حضور 1500 متخصص از 50 کشور در آمریکا برای بحث پیرامون بیماری های مقاربتی اقدام کردند و همه ی مطالب و مقالات ارائه شده در این سمینار را در کتابی به نام «عملکرد سمینار جهانی بیماری های مقاربتی» جمع آوری و منتشر نمودند. از بررسی های ارائه شده در این سمینار مشخص گردید که نسبت بیماری های مقاربتی در فاصله ی زمانی 1950 ـ 1960 در 71 کشور از مجموع 105 کشور مورد مطالعه، افزایش یافته که اغلب این کشور ها را کشور های اروپایی تشکیل می دهند، یعنی از مجموع 20 کشور اروپایی در 19 کشور آن بیماری های مقاربتی افزایش یافته بود. کم ترین میزان رشد این بیماری ها در کشور های شرق مدیترانه بود که از مجموع 12 کشور فقط در 6 مورد آن ها افزایش بیماری های مقاربتی وجود داشت.
در همین سمینار مشخص گردید که موارد ابتلا به سیفلیس در آمریکا در سال 1957 در مجموع 7600 مورد بوده که این رقم در سال 1961 به 20800 مورد رسید، یعنی تقریباً ظرف فقط چهار سال، سه برابر شده بود و این بسیار وحشتناک است. اما موارد ابتلا به سوزاک فقط در کشور آمریکا به تنهایی به یک میلیون مورد در سال می رسد. آمار تخمین مبتلایان به سیفلیس در سر تا سر جهان در سال 1953 به 20 میلیون نفر می رسید. (16)
ب ـ سست شدن عضلات مقعد و از دست دادن کنترل قضای حاجت، از این رو، ممکن است مدفوع شخص بدون اراده از او خارج شود.
پ ـ انعکاس روانی و تحت تأثیر قرار گرفتن شخص (مفعول مرد) به طوری که تصور کند که مرد نیست و همین مسئله باعث ایجاد اختلالاتی در رفتار وی می گردد و دچار بیماری های روانی می شود که از مهم ترین این بیماری ها می توان بیماری های مازوفیسم و سادیسم را نام برد.
ت ـ از هم پاشیدن کانون خانواده به دلیل عدم تمایل مرد به آمیزش با همسر خود.
ث ـ پیدایش ناراحتی های روانی بین زن و شوهر.
ج ـ پیدایش و رشد بیماری ایدز در اثر لواط.(17)
پی نوشت ها :
1.اعراف، 81.
2.انبيا، 74.
3.شعراء، 166.
4.نمل، 55.
5.تفسير نمونه، ذيل آيه.
6.بحارالانوار، ج 76، ص 67.
7.علل الشرايع، شيخ صدوق، ج 2، ص 547.
8.تواب الاعمال، همو، ص 264.
9.الکافي، شيخ کليني، ج 5، ص 544.
10.همان، ج 5، ص 549.
11.فقه الرضا، علي ابن بابويه، ص 278.
12.تحرير الوسيله، حضرت امام خميني، ج 1، ص 274.
13.همان، ج 2، ص 469.
14.همان، ج 2، ص 470.
15.ر.ک: تفسير نمونه، ج 9، ص 196.
16.ر.ک: طب در قرآن، ص 181 ـ 182.
17.همان، ج 2، ص 389 ـ 390.
منبع: رضایی اصفهانی، محمد علی؛ (1387) پرسش های قرآنی جوانان: روابط دختر و پسر، قم، انتشارات پژوهش های تفسیر و علوم، چاپ سوم.
Rasekhoon.net
پندهای امام علی (ع)
صفحات سایت
30313233343536373839>
کپی رایت وب
تمام حقوق این وب اعم از مطالب و عکس و فیلم ها متعلق به این وب می باشد و کپی برداری از مطالب فقط با ذکر منبع بلامانع است .
همسایه های ما
چاپ محتویات صفحه


