روزه ی هجر تو از پای بیانداخت مرا کی شود با نمک وصل توافطار کنم
آقا سلام دوباره گذر ایام وسپر عمر مرا به ماه مبارک رمضان رساند. مولای من هر سحر به عشق اینکه مناجات سحرت را بشنوم از خواب بیدار می شوم ودل را تسلا می دهم که وعده دیدار نزدیک است. بعد اندکی تامل می کنم. بغض گلویم را می گیرد ودوباره دلم را آرام می نمایم. اما امروز پنجشنبه است یعنی می تواند یک روز قبل از جمعه دیدار باشد فریاد بر می آورم : (متی نرد ننتفع من عذب مائک فقد طال الصدی0(دعای ندبه) کی میشه مولای من از چشمه آب زلال تو ما بهره من شویم که عطش ما تشنگان طولانی شده.) بعدش درحالی که چشمم خیس از اشک انتظاره دستم را به آسمون بلند می کنم وضمن درخواست سلامتی وتعجیل در فرجت از درگاه خدا، به زیر لب می گم:
آن سفر کرده که صد قافله دل همره اوست
هر کجا هست خدایا به سلامت دارش...
