گاهی که دلم می سراید
 
مدیر ویلاگ
نويسندگان

 

 

گشته امسال برایم طور دیگر

و محرم رنگ و بویش جور دیگر

و من دلزده اینجا تک و تنها به کناری بنشستم

 و خیالم شده سیاره رنجی که حسین بن علی ترک نمودش

 و از آن پس شده رویم به سیاهی لباسی که بپوشم به عزایش

اربا اربا شده یارم به کجا شکوه کنم با که بگویم غم عشقی که حروفش نه 3 حرف و بلکه 4 است...

ای حسین بن علی،با همه لطف و صفایت

خسته ام یار کجا می کشیم ای به فدایت سر و جان و تن و دستم در همه حال که هستم

من به قربان نگاهت که بدوزی به علی اکبر ماهت گه رفتن سوی میدان در آن هیبت و قامت

ته گودال،چه سریست در آن حال که مولا بزند بال برای پسرش مایه اقبال

و چه رازیست میان پدرو این علی اکبر که همه هست نگاهش سوی مقتل و پدر بر کمرش بگرفته دستش

و دگر نیست مجالی که شود خیره این شبه پیمبر!!

میرسد صدای گریه ای از آنور

گریه کن،گریه کن رباب و حتی

نیست یک قطره اب و

ناله و زجه اصغر شده کم کم لابه و عجز برای قطره ای آب و ندارد بخدا تاب و

کدام کودک شش ماهه  کند صبر، بوالله که باید خواند اورا حضرت علی اصغر!!!

 

علی اصغر،کمی آرام بگیر دارم برات و عمو رفته آب بیاره از فرات و  همه دارن به عموت اعتماد و...

و حسین بن علی خیره نگاشو سوی عباس داداش و چرا افتاده رو پاشو ، چرا نیستن دستاشو مشک تر جلوی راشو...

توی چشماش التماسه؟ نه داداش...منتظر تیر خلاصه!!!





[ شنبه 11 آذر 1391  ] [ 7:43 PM ] [ ر خ ]
نظری داری؟ 0
.: Weblog Themes By RASEKHOON :.
درباره وبلاگ


جایی برای سروده های من

آرشيو مطالب
آمار سایت
كل بازديدها : 2883 نفر
كل مطالب : 3 عدد
تعداد کل نظرات: 1 عدد
تاریخ ایجاد وبلاگ: چهارشنبه 24 آبان 1391 
آخرین بروز رسانی : جمعه 24 آذر 1391 
امکانات وب