|
از جهاد اقتصادي تا توليد ملي امام خامنه اي: شعار امسال، «توليد ملى، حمايت از كار و سرمايهى ايرانى» است
| ||
|
گروه اقتصادی برهان/ امین عسکری؛ در نوشتارهای قبلی بیش از هر چیز بر ضرورت نگاه سیستمی به موضوع حمایت از تولید داخلی تأکید شد و چنین نگاهی به عنوان شرط لازم برای درک درست موضوع معرفی گردید. در ادامه نقش مهم دولت در این زمینه به خصوص نقش سلبی آن یعنی آنچه که دولت نباید انجام دهد، مورد بررسی قرار گرفت و دو خطای «غفلت» و «مداخله» به عنوان مهمترین خطاهایی که دولت باید از آنها اجتناب کند، مطرح گردید. اکنون و در این نوشتار لازم به نظر میرسد که به معرفی بازیگر اصلی عرصهی تولید داخلی یعنی بخش خصوصی پرداخته و الزامات عملکرد موفق آن را مورد کنکاش قرار دهیم.
[ چهارشنبه 30 فروردین 1391 9:37 AM ] [ احمد ظفرمند ]
رئیس کمیسیون اصل 44 مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه خیلی از گرانیهای موجود در کشور مهار گسیخته است، افزود: مسئولین باید به وظایف نظارتی خود در این زمینه عمل کنند.
حمیدرضا فولادگر نماینده مردم اصفهان و رئیس کمیسیون اصل 44 مجلس شورای اسلامی در گفتوگو با خبرنگار پارلمانی خبرگزاری فارس، به تورم موجود در کشور اشاره کرد و اظهار داشت: بخشی از این گرانیها ناشی از تورم است که باید با آن به صورت ریشهای برخورد کرد. وی با بیان اینکه برخورد ریشهای با تورم به حمایت از تولید برمیگردد، افزود: هر صاحبنظر اقتصادی معتقد است که برای مبارزه با تورم باید به حمایت از تولید پرداخت. رئیس کمیسون اصل 44 مجلس اظهار داشت: بخش دیگری از گرانیهای موجود در جامعه ناشی از بالارفتن قیمت تمام شده تولیدکنندگان است که بخشی از این مسئله به خاطر نرخ تورم و مسائلی از این دست است و بخش دیگر آن هم ناشی از زیرساختهای اقتصادی است؛ یعنی هزینههای مالی تولیدکنندگان ما بالا و از سوی دیگر نرخ سود بانکی در کشور هم مناسب نیست. فولادگر گفت: متاسفانه در کشور ما حق بیمه سهم کارفرما بالاست و برخی از اقلام مالیاتی نیز دارای قیمت بالایی هستند؛ بر این اساس یک بخشی از گرانیها خارج از مباحث تورم مربوط به زیرساختهاست. این نماینده مجلس بهرهوری پایین را دلیل دیگری برای گرانی کالاها عنوان کرد و افزود: کنترل این مسئله به خود تولید کننده برمیگردد و خود تولید کننده باید بهرهوری را بالا ببرد. وی اظهار داشت: مسئله بعدی نظارت است؛ بینظارتی یا کم نظارتی مربوط به مسئولین است بر همین اساس باید مسئولین وظایفشان را به درستی انجام دهند. فولادگر تاکید کرد: هر افزایش قیمتی الزاما به قیمت دلار یا قیمت هزینههای مالی بانکها یا قیمت تمام شده کار ندارد؛ خیلی از این گرانیها مهار گسیخته است و در فضای این چنینی هر کسی به خود اجازه میدهد تا قیمتها را افزایش دهد که این باید مهار شود. [ دوشنبه 28 فروردین 1391 11:21 AM ] [ احمد ظفرمند ]
به نظر شما چرا عالیترین مقام نظام اسلامی نامگذاری سالها را پی میگیرند؟ انتخاب نام سال قبل از اینكه بخواهد یك وظیفهی اجرایی مشخصی روی دوش دولت و دستگاهها بگذارد، یك پدیدهی اجتماعی است. یعنی جنس این كار بیش از آن كه دولتی باشد، اجتماعی است و به همین دلیل همه نسبت به آن وظیفه دارند.رهبری برای بیان عیبها از نقطهی مقابل آنها استفاده میكنند و آن حسنی را كه توجه به آن میتواند عیبها را برطرف كند، نام سال قرار میدهند. مثلاً در جامعه بیانضباطی اجتماعی وجود داشته و ایشان روی انضباط اجتماعی تأكید میكنند. یا وقتی بخواهند با تنبلی مقابله كنند، همت مضاعف را برمیگزینند. یا وقتی بخواهند اعتماد به نفس را تقویت كنند، صحبت از نوآوری و شكوفایی میكنند. وقتی میخواهند به پركاری و عشق به كار تأكید كنند، وجدان كار را اعلام میكنند. یا مثلاً ارزشهایی مانند رفتار علوی، نهضت حسینی و امثال اینها را كه اثرگذار بوده است. دو نظریهی انتقادی دربارهی نام سال وجود دارد. نخست اینكه نامگذاری سال وقتی اعلام میشود كه از نظر اجرایی دستگاهها برنامهریزی كردهاند و بودجه را بستهاند. به همین دلیل آن نام سال در ساختار نظام وارد نمیشود. یك عده هم میگویند این نام سال تنها حالت شعاری دارد. اهمیت نامگذاری سال به این است كه كسی از آن مطلع نباشد و اعلام یكجا و یكبارهاش موضوعیت دارد. یعنی اگر از سه ماه مانده به پایان سال مسئولان كشور بدانند كه قرار است نام سال آینده چه باشد، دیگر این شكل اعلام از ببن میرود و لطف و بدیع بودن آن زایل میشود؛ مثل بقیهی حرفها. مگر در بقیهی سال صحبت از ارزشها نمیشود؟ این هم میشود یكی از آنها. این است كه نباید انتظار داشت كه از قبل همه بدانند امسال سال چه خواهد بود. یعنی كتمان این موضوع قابل فهم است. من یك بار خدمت آقا عرض كردم كه خوب است شما به بعضیها بگویید تا لااقل برنامهریزی كنند. ایشان خیلی از این پیشنهاد استقبال نكردند. رهبری بیشتر میخواهند این موضوع در اذهان تثبیت شود و جزء فرهنگ عمومی جامعه شود و برای آینده ذخیره شود. بنابراین بیشتر وظیفهی دستگاهها توضیح شعار سال و نام سال و تبلیغ آن و جلب توجه به سوی آن است. مقصود این نیست كه حالا یك اقدامات پر خرجی صورت بگیرد و مثلاً دهها میلیون تومان خرج كنند و همایش برگزار كنند و در یك حلقههای بستهای مقالات بخوانند تا خروجی آن یك كار محدود شود. نام سال بیشتر برای این است كه جامعه و بهویژه جوانان در فضای یك شعار و یك نام تربیت شوند. هر كسی كه دلش به حال كشور میسوزد و میخواهد این كشور بهتر پیشرفت و رشد كند، وظیفه دارد كه آن نام و آن شعار را توضیح دهد. در واقع تمركز ملی روی یك مفهوم مثل نام سال باعث میشود كه آن مفهوم عمیقتر در اذهان مردم جای بگیرد. نكتهی مهم این است كه رهبری وقتی هر سال یك شعاری را مطرح میكنند، به این معنی نیست كه شعار سال قبل تاریخ مصرفش تمام شده است؛ خشت روی خشت گذاشته میشود تا بنای اخلاق عمومی ساخته شود. یعنی شما مخاطب اصلی را تودهی مردم میدانید؟بله. من یادم هست سالی كه آقا آن را سال نوآوری و شكوفایی نامیدند، بعد از عید در اولین جلسهی شورای عالی انقلاب فرهنگی موضوع مطرح شد و همه خیلی خوشحال بودند و استقبال كردند و بر اهمیت این سال تأكید كردند. صحبت از این شد كه حالا دستگاهها چه وظایفی دارند. یكی از اعضای شورا پیشنهاد كرد كه ما یك دبیرخانهای در كنار دبیرخانهی شورای عالی انقلاب فرهنگی یا در دل دبیرخانهی موجود برای این شعار تشكیل دهیم و از همهی دستگاهها بخواهیم كه تا فلان تاریخ همهی نمونههای نوآوری و اسناد نوآوری خود را برای ما برسانند. بنده مخالفت كردم و گفتم از این كارها هیچ خروجی مفیدی درنمیآید. فرض كنید یك ادارهای هم یك وانت اوراق برای شما فرستاد و اسمش را گذاشتند نوآوری. شما چهكار میكنید؟ آنجا گفتم كه بنده معتقدم غرض رهبری این نیست كه از این نوع كارهای اداری صورت بگیرد، بلكه غرض این است كه تمام دستگاههایی كه با عموم مردم سر و كار دارند، حقیقتِ این موضوع را تشریح كنند و ضرورتش را بیان كنند و نیاز كشور را توضیح دهند و آثار زیانبار فقدان آن را بیان كنند. رسانههایی كه در كشور با تودهی مردم سر و كار دارند، (به معنی عام رسانه) چند دستگاه هستند. اول از همه صداوسیما، بعد مطبوعات، بعد كتاب، بعد فضای مجازی، بعد آموزش و پرورش كه میتواند در هر سطحی این نام سال را توسعه دهد؛ مثلاً موضوع انشا شود و معلمها ذهن دانشآموزان را برانگیزانند و قلمشان را به حركت درآورند. روحانیت و خصوصاً اهل منبر و وعاظ، همچنین شعرا، نمایشنامهنویسها، فیلمسازها، همه و همه ببینید چه طیف وسیعی مخاطب دارند. تمام كسانی كه با مردم سر و كار دارند و پنجرهشان رو به مردم باز میشود و كار نرمافزاری از جنس فرهنگی میكنند، وظیفه دارند متناسب با نوع كاری كه میكنند، نام سال را برای تودهی مردم پرورش و بسط بدهند و نتایج آن را بیان كنند تا در واقع از جنبههای منفی و مخالف ارزشی كه مطرحشده، رسوبزدایی كنند و كاری كنند كه خودِ این ارزش نهادینه شود. بنابراین انتخاب نام سال قبل از اینكه بخواهد یك وظیفهی اجرایی مشخصی روی دوش دولت و دستگاهها بگذارد، یك پدیدهی اجتماعی است. یعنی جنس این كار بیش از آن كه دولتی باشد، اجتماعی است و به همین دلیل همه نسبت به آن وظیفه دارند. با این اوصاف، بیشتر تمركز انتخاب نام سالها ارتقای فرهنگ عمومی است. به نظر شما دلیل امر چیست؟به نظر بنده وظیفهی اول رهبر انقلاب اسلامی، وظیفهی معنوی و فرهنگی است. همینطور كه خود پیامبر گرامی اسلام فرمودهاند: «إنّما بُعِثتُ لِأُتَمِّمَ مَكارِمَ الأخلاقِ»، یعنی فرق جایگاه رهبری با جایگاه دیگر مسئولان نظام جمهوری اسلامی این است كه وزن جنبهی فرهنگی در جایگاه رهبری بیشتر از وزن دیگر جنبهها است. البته رهبری طبق قانون اساسی وظایف و اختیارات متعددی بر عهده دارد، ولی شأن اول رهبری این است كه فرهنگ را كه در جامعهی ما فرهنگ دینی و انسانی و اخلاقی است، گسترش دهند و عمیقتر كنند و در واقع از طریق «آدم نو» «عالم نو» بسازند: «آدمی در عالم خاكی نمیآید به دست عالمی دیگر بباید ساخت و از نو آدمی» رهبری برای بیان عیبها از نقطهی مقابل آنها استفاده میكنند و آن حسنی را كه توجه به آن میتواند عیبها را برطرف كند، نام سال قرار میدهند. مثلاً در جامعه بیانضباطی اجتماعی وجود داشته و ایشان روی انضباط اجتماعی تأكید میكنند. اینكه از نام سال به عنوان شعار یاد كنیم، آیا به اهمیت آن آسیب نمیزند؟بالاخره شعار هم بد نیست. همین شعار «استقلال» كه اول انقلاب میدادیم، مگر اثر نكرده است؟ همین غیرتی كه در مردم در مسائل هستهای در حال حاضر وجود دارد، از نتایج شعار استقلال است كه اول انقلاب دادیم و هنوز هم میدهیم. این كار درستی است و اثر هم دارد. نكتهی مهم این است كه رهبری وقتی هر سال یك شعاری را مطرح میكنند، به این معنی نیست كه شعار سال قبل تاریخ مصرفش تمام شده است؛ خشت روی خشت گذاشته میشود تا بنای اخلاق عمومی ساخته شود. اخیراً در مجمع تشخیص مصلحت نظام، سیاستهای كلی اجتماعی در دستور كار كمیسیون فرهنگی-اجتماعی مجمع قرار گرفت. بنده پیشنهاد كردم كه دبیرخانهی مجمع نامهای سال را كه رهبری در چند سال گذشته مطرح كردهاند، بررسی كند و از نامهای مربوط به مسائل اجتماعی در تدوین سیاستهای كلی استفاده كند. یعنی سیاستهای كلی را گرایش بدهد و از جمله به سوی آنچه رهبری از طریق نامگذاری سال از جامعه خواستهاند. از این پیشنهاد استقبال شد و قرار شد این كار انجام شود. به نظر بنده جای این بحث در مجمع است، چون تدوین سیاستهای كلی نظام پس از مشورت با مجمع تشخیص با رهبری است. رهبر انقلاب چه عناصر و مؤلفههایی را در انتخاب نام سال لحاظ میكنند؟در واقع نوعی جمعبندی مجموع عوامل است؛ از جمله آسیبهایی اجتماعی كه باید برطرف گردد. جوانههای نویی كه در جامعه روییده است. گاهی نیز ممكن است شرایط بینالمللی یا اقتضائات داخلی هم اثرگذار باشد.(منبع:سايتkhamenei.ir) [ یک شنبه 6 فروردین 1391 12:30 PM ] [ احمد ظفرمند ]
بابررسی فهرست نامگذاري چهار سال اخير به خوبی در می یابیم که هرچند رهبر معظم انقلاب در طول سالیان مختلف همواره به بُعد فعالیت های اقتصادی مردم و دولت توجه داشته اند ، اما نامگذاری مکرر 4 سال گذشته پیرامون موضوعات اقتصادی خبراز آن می دهد که در نگاه ایشان با توجه به اوضاع کلی جهانی از جمله شدت یافتن تحریم های اقتصادی علیه ایران ، رکود اقتصادی در کشورهای غربی ، تغییرتدریجی برخی معادلات جهانی در ابعاد اقتصادی و سیاسی که سالها ثابت مانده بود و ...اینک ما مردمان ایران زمین باید بیش از پیش در راستای رشد و توسعه اقتصادی کشور خود بکوشیم و مبارزه ای همه جانبه با استکبار جهانی داشته باشیم که همواره ایران را ضعیف و ذلیل و وابسته به خود خواسته اند. * ۱۳۸۸: حركت به سمت اصلاح الگوی مصرف.
[ پنج شنبه 3 فروردین 1391 12:04 PM ] [ احمد ظفرمند ]
|
||