تا حالا شده دلتون بخواهد بنویسید اما نتونید!؟
دلتون بخواهد حرفهای ته ته دلتون رو به یکی که محرم رازتونه بگید اما نتونید؟!
دوست داشته باشین ساعت ها بشینید، زل بزنید توی چشمهای یکی و بگین «بخوان حدیث مفصل ...» اما مجبور بشین سرتون رو بندازید پایین و آرووم آرووم خودتون رو مجبور کنید که حرفهایی که طاقت بیرون اومدن ندارند رو بیان کنید؟!
اصلاً شما میدونید فرق 2 با 22 چیه؟!
اصلاً شما تا حالا مست شدین؟!
عاشق شدین؟!
عاشقی کردین؟!
تب کردین؟!
گریه کردین؟!
صبح تا شب چشم دوختین به یه آکواریوم شیشه ای؟!
شب تا صبح زل زدین به آسمون دنبال ماه گاهی هم ...؟!
...
اصلاً همه ی اینا رو بی خیال
خودتو عشق رفیق
نتونستن تو کار ما نیست با مرام
فقط یه یا علی میخواهد و بس که ما روز ازل داد زدیم «قالوا بلی ...»
من و انکار شراب این چه حکایت باشد؟!
یا علی
دلتون بخواهد حرفهای ته ته دلتون رو به یکی که محرم رازتونه بگید اما نتونید؟!
دوست داشته باشین ساعت ها بشینید، زل بزنید توی چشمهای یکی و بگین «بخوان حدیث مفصل ...» اما مجبور بشین سرتون رو بندازید پایین و آرووم آرووم خودتون رو مجبور کنید که حرفهایی که طاقت بیرون اومدن ندارند رو بیان کنید؟!
اصلاً شما میدونید فرق 2 با 22 چیه؟!
اصلاً شما تا حالا مست شدین؟!
عاشق شدین؟!
عاشقی کردین؟!
تب کردین؟!
گریه کردین؟!
صبح تا شب چشم دوختین به یه آکواریوم شیشه ای؟!
شب تا صبح زل زدین به آسمون دنبال ماه گاهی هم ...؟!
...
اصلاً همه ی اینا رو بی خیال
خودتو عشق رفیق
نتونستن تو کار ما نیست با مرام
فقط یه یا علی میخواهد و بس که ما روز ازل داد زدیم «قالوا بلی ...»
من و انکار شراب این چه حکایت باشد؟!
یا علی
ادامه مطلب
[ جمعه 9 اسفند 1392 ] [ 5:22 PM ] [
ناگفتهگو ]