عامل که حالا به دلیل خلق و خوی خاص و گزارش های درخشان یکی از محبوب ترین مجریان ورزشی صداوسیماست در گفتوگو با "ورزش سه" از آغاز حضورش در کشتی به عنوان گزارشگر و ادامه راهش گفته است. از سفر از مشهد به تهران با اتوبوس و دستمزدهای ناچیز تا امروز که همه برای شنیدن صدایش سرودست می شکنند.

تولد وروزهای کودکی در مشهد
10 مرداد 1334 در مشهد به دنیا آمدم . پدرم اهل زابل و مادرم نیشابوری بود.پدر بزرگم به خاطر خشکسالی در زابل، به مشهد می آید و در این شهر ساکن می شود و پدربزرگ مادری ام پاسبان بود و از نیشابور به مشهد آمده بود. از دوران کودکی علاقه زیادی به کشتی داشتم . درمحله ما آقای محمد علی صحرایی نفر چهارم مسابقات جهانی 1969 ماردل پلاتای آرژانتین زندگی می کرد و علاوه بر وی قهرمانان زیادی در محله ما حضور داشتند.درهمان دوران خردسالی کشتی با چوخه می گرفتم که یکی از کشتی های خاص آن منطقه محسوب می شود. کستی ورزش محبوب مردم خراسان است و در گذشته بسیاری از قهرمانان کشتی از آن دیار بودند.
در 12 سالگی کشتی را شروع کردم
12 ساله بودم که از روبروی ساختمانی رد شدم که روی تابلو آنجا نوشته بودباشگاه پارت و من وقتی وارد باشگاه شدم دیدم کشتی گیران زیادی مشغول تمرین هستند. آن زمان نونهالان نمی توانستند تمرین کنند اما من دوست داشتم کشتی بگیرم و به مربی آنجا گفتم می توانم تمرین کنم که اجازه ندادند اما سپس با اصرار من قبول کردند . یک بار آب جوش روی شکمم افتاد و شکمم سوخت و تاول زد و نمی توانستم تمرین کنم . اما آنقدر عاشق کشتی بودم که دور شکمم را باند زدم و با شکم سوخته تمرین کردم ؛زیرا دوست نداشتم تمرین را از دست بدهم. در سن 14 سالگی در حین تمرین دست راستم شکست ، دکتر دست مرا جا انداخت اما دستم به صورت کامل باز نمی شد تا اینکه در سن 16 سالگی به تهران نزد زنده یاد دکتر زرکش آمدم. ایشان به من گفت که کشتی را ادامه نده اما من گفتم آقای دکتر روزی با یک دست طلای جهان را می گیرم . مثل آکباش کشتی گیر ترک که با یک پای لنگ توانست قهرمان دنیا شود.
مصدومیت باعث شد کشتی را کنار بگذارم
تمرینات کشتی را از همان نوجوانی به شدت دنبال می کردم و به مقام قهرمانی آموزشگاه های کشور رسیدم و در رده جوانان هم نایب قهرمان کشور شدم و یک سال در مسابقات انتخابی تیم ملی تا چهار نفر نهایی پیش آمدم و به تیم ملی نزدیک ترشدم. اما ناگهان انگشتان دستم از کار افتاد و برای درمان به کشور آلمان رفتم . دیگر پزشکان اجازه ندادند کشتی بگیرم . کشتی را عاشقانه دوست داشتم و پس از آن از نظر شرایط روحی وضعیت خوبی نداشتم .اما بعدهابه سراغ مربیگری رفتم و دوره داوری را هم گذراندم.پشت کار داشتم و می خواستم در کنار کشتی باشم.
چگونه گزارشگر کشتی شدم
سال 1363 بود که در یک مسابقه کشتی که از تلویزیون پخش می شد گزارشگر رشته فوتبال ، کشتی ها را گزارش می کرد اما اسم فن ها را بلد نبود . پس ازآن با صدا وسیما تماس گرفتم و نسبت به این گزارش ضعیف اعتراض کردم . گفتم این چه گزارشگری است که اسم فن ها را بلد نیست؟آنها نیز اعتراض مرا پذیرفتند واز من خواستند که بیایم و تست بدهم که خوشبختانه در تست گزارشگری من بالاترین نمره را گرفتم و چند سال با صدا و سیمای مشهد همکاری کردم.
در تهران سختی های زیادی کشیدم
سال 1367 در کشتی پهلوانی زنده یاد علیرضا سلیمانی و توپچی مسابقه داشتند. آقای جواد متقی مدیر گروه ورزش صدا و سیما در آن زمان از من خواست که بیایم در تهران و مسابقه را گزارش کنم.از آن روز دیگر برای گزارش بیشتر مسابقات به تهران می آمدم.شروع کار من در تهران بسیار سخت بود .با اتوبوس از مشهد به تهران می آمدم و شب ها در مسافر خانه می خوابیدم.دستمزدها هم بسیار کم بود اما همه سختی ها را قبول کردم و کارم را ادامه دادم.
مردم صدای مرا قبول کردند.
همیشه برای پیشرفت در کارم مطالعه می کردم و تلاش زیادی به خرج دادم و رفته رفته مردم صدای مرا قبول کردند. من با مردم ارتباط عاطفی زیادی دارم وهمین مساله در موفقیت من تاثیر زیادی داشت.

گزارشگری مسابقات گوناگون جهانی و قاره ای از سال 1993
در مسابقات جهانی 1993 تورنتو با آقای عباس حسینی مسابقات را به صورت مشترک گزارش کردم و در سال 1994 نیز به عنوان گزارشگر حضور داشتم.درالمپیک 1996 با هزینه خودم به آتلانتا رفتم و در آنجا مسابقات کشتی عباس جدیدی رسول خادم را گزارش کردم. در سال 1997 نیز با هزینه خودم به روسیه رفتم که در ان مسابقات محمد طلایی وعباس حاج کناری طلا گرفتند و آن سال اولین سالی بود که علیرضا حیدری کشتی گرفت که در دیدار رده بندی با پیروزی مقابل ماگمادف که قهرمان المپیک آتلانتا بود نشان برنز را به گردن آویخت.دو خم دیدنی علیرضا حیدری در آن مسابقه باعث شد که حتی تماشاگران روسی نیز وی را تشویق کنند.
عباس حاج کناری هم در آن مسابقات با کشتی های دیدنی خود مدال طلا را به گردن آویخت . او کشتی گیر بسیار خوبی بود و سرعت امامعلی حبیبی را در کشتی داشت و می توانست جای امامعلی حبیبی را بگیرد اما قدرخودش را ندانست.در مسابقات جهانی 1998 تهران هم کشتی های بسیار خوبی گرفتیم و تیم ما قهرمان جهان شد که من توفیق گزارش کشتی ها را داشتم.در سال 1999 آنکارا و المپیک سیدنی باز هم با هزینه شخصی خودم به مسابقات رفتم.
در المپیک کشتی فینال دبیر مقابل حریف اوکراینی را گزارش کردم. در سال 2001 هم با هزینه شخصی خودم جهت تماشا و گزارش مسابقات به بلغارستان رفتم .در سال 2002 تهران میزبان بود که به صورت زنده به عنوان گزارشگر در صدا و سیما کشتی ها را گزارش کردم. در سال 2003 در مسابقات جهانی نیویورک نیز حضور داشتم . به خاطر علاقه به کشتی تا این سال مخارج سفرم را خودم پرداخت کردم اما در سال 2004 و در المپیک آتن با هزینه صدا و سیما اعزام شدیم و تا سال 2013 به صورت مرتب تمامی مسابقات جهانی را گزارش کردم. البته در تمام این سال ها در مسابقات بازی های آسیایی،قهرمانی آسیایی و در جام های بین المللی حضور داشتم و با علاقه زیاد به گزارش کشتی دلاوران کشورمان پرداخته ام.
اوج کار ما در المپیک 2012 لندن بود
کار کشتی ما در المپیک لندن شاهکار بود . تیم ملی کشتی فرنگی کشورمان سه مدال طلا را به دست آورد و آزادکاران کشورمان با وجود بدشانسی سه مدال به دست آوردند . تیم های ملی کشتی ما در این دوره ار مسابقات با نتیجه ای درخشان کارخود را به پایان رساندند. در مسابقات جهانی 2013 هم برای ما با اهمیت بود که در آن مسابقات تیم ملی کشتی آزاد کشورمان در خارج از خانه توانست قهرمان جهان شود.
هیچگاه در گزارشگری دنباله رو کسی نبودم
اعتقاد من این است که هر گزارشگری باید سبک خودش را داشته باشد و اگر تقلید کند هیچگاه پیشرفت نخواهد داشت. بک گزارشگر باید حس خودش را داشته باشد و با احساسات خود برای مردم صحبت کند.
احساسم به من می گوید از چه واژه هایی استفاده کنم.
بیشتر واژه ها و جملاتی که در گزارش هایم به کار می برم را احساسم به من می گوید که استفاده کنم. گاهی در حین گزارش فی البداهه جملاتی را به کار می برم که بعدها ماندگار می شود.واژه ها و جملاتی چون چغر بد بدن،سالن را به غوغاکده ای تبدیل می کند، کشتی بلد و...اما گاهی قبل از کشتی ها جملاتی را می سازم تا وقتی کشتی گیر ما قهرمان شد ان را برای مردم بخوانم .مثلا در المپیک 2008 پکن، می خواستم برای حمید سوریان این جمله را بگویم: پسری که می خواهد افسانه شود! این جملات ، حس من وبیان احساسی من را می رساند.
آقا تختی تک گل باغ پهلوانی است.
وقتی می گویم آقا تختی تک گل باغ پهلوانی است ، از ته قلب به این گفته اعتقاد دارم. تختی برای من برتر از همه کشتی گیران تاریخ ایران است. البته من خیلی ها را دوست دارم شاید بگویم تمام قهرمانان تاریخ کشتی ایران بر ای من به یک اندازه دوست داشتنی هستند ، فقط آنهایی که اخلاق را زیر پا می گذارند از چشم من هم می افتند!
لقب آقای خاص را من به محمد بنا دادم
لقب آقای خاص را من به محمد بنا دادم ، به این دلیل که در مسابقات المپیک لندن ما سه طلا گرفتیم که در کشتی ما بی سابقه بوده و این سه مدال خوش رنگ با مربیگری وی به دست آمد.به هر صورت محمد بنا نیز در این پیروزی بزرگ نقش داشت وبا وجود اینکه در آستانه مسابقات جام جهانی 2014 تیم ملی را تنها گذاشت و کار خوبی نکرد، امااحترم وی را باید نگه داشت. احساس من این است که در لحظات پیروزی ملی پوشان ما باید احساسی را به مردم انتقال دهیم تا مردم غرور ملی شان بیشتر شود.محمد بنا در آن مسابقات نماینده کشورمان بود . ما باید به دور از اختلاف و حاشیه در ورزش نشاط را به مردم هدیه کنیم.
تلخ ترین خاطرات دوران گزارشگری
-در المپیک 2008 پکن نتایج بدی برای تیم ملی ما رقم خورد؛ در آن مسابقات رضا یزدانی،سعید ابراهیمی و فردین معصومی همزمان به روی تشک رفتند و یکی پس از دیگری شکست خوردند. که همین مساله باعث ناراحتی بسیار زیاد من شد و من واقعا نمی دانست چگونه این خبر را به مردم منتقل کنم
- یکی دیگر از خاطرات تلخ من مربوط به المپیک 2012 لندن است که درآن مسابقات رضا یزدانی مصدوم شد. یزدانی یکی از امیدهای مسلم ما برای کسب مدال طلا بود. پس از مصدومیت او با صدای بلند گریه کردم!
شیرین ترین خاطرات دوران گزارشگری
خاطرات شیرین زیادی دارم زیرا کشتی همیشه برای ما پیام آور شادی بوده است.
پیروزی رسول خادم در المپیک آتلانتا برابر خادراتسف روسی،قهرمانی علیرضا دبیر در المپیک سیدنی،پیروزی حیدری برابرکورتانیدزه در المپیک 2004 آتن ، قهرمانی حمید سوریان در المپیک لندن و پیروزی بر روشن بایراموف مقابل چشمان رئیس جمهور آذربایجان، قهرمانی امید نوروزی و قاسم رضایی در المپیک و کشتی زیبای حمید سوریان در جام جهانی 2014 کشتی فرنگی تهران مقابل سمینوف روسی و برتری مقابل او با وجود کتف آسیب دیده بهترین و شیرین ترین خاطرات دوران گزارشگری من محسوب می شوند.
هیچ وقت در تهران ساکن نشدم.
خیلی ها فکر می کنند من ساکن تهران هستم، اما من در مشهد ماندگار شدم. زیرا مادر تهران کسی را نداریم و تمام اقوام ما ساکن مشهد هستند. زندگی در تهران سخت است و اگر در این شهر سکونت می کردم شاید برای من راحت تر بود اما خانواده ام اذیت می شدند. از طرف دیگر حضور در کنار بارگاه امام رضا(ع) لذت دیگری دارد.
بازنشسته آموزش پروش هستم.
باوجود کار گزارشگری، من در استخدام آموزش و پرورش بودم و به عنوان معلم ورزش فعالیت می کردم . در کنار معلمی با صدا و سیما هم همکاری داشتم. حالا که بازنشسته شده ام با صدا و سیما همکاری ام بیشتر شده است.
با زنده یاد منوچهر لطیف ارتباط خاصی داشتم.
با استاد منوچهر لطیف ارتباط عمیق و دوستانه ای داشتم و ایشان همیشه به من لطف داشت. به خبرنگاران همکار و بیشتر قهرمانان کشتی هم رابطه دوستانه بسیار خوبی دارم.
ایرانیان قدرشناس ترین مردم دنیا هستند.
مردم با من ارتباط خوبی دارند. ایرانی ها فوق العاده هستند و مهربانی آنها برای من اثبات شده است. در کوچه و بازار، هنگام خرید و... مردم همیشه به من لطف دارند . هر جا رفته ام به گرمی از من استقبال کرده اند. که در اینجا از همه مردم عزیز کشورم تشکر می کنم.
بهمنش اسطوره بود
کار گزارشگری بسیار سخت است. بیشتر اوقات بیش از 6 ساعت فیلم کشتی نگاه می کنم تا برای گزارش آماده تر باشم. پیگیر اخبار کشتی هم هستم تا همیشه به روز باشم. در کار گزارشگری کشتی استاد عطااله بهمنش یک اسطوره بود که کسی دیگر مانند وی تکرار نخواهد شد.
از نقد استقبال می کنم
همیشه از نقد استقبال می کنم اما انتقاد باید سازنده باشد و در جهت تخریب نباشد. هرگاه احساس کرده باشم انتقادات درست بوده ، می پذیرم. به هر صورت کار گزارشگری با احساسات خاص خودش همراه است وگاهی پیش می آید که عده ای نسبت به کار گزارشگر انتقاداتی می کنند.

هیچ گاه در گزارش هایم جانبدارانه قضاوت نمی کنم.
حقیقت و عدالت برای من از کشتی زیبا تر است. من حتی در مسابقه کشتی گیران ایران با خارجی ها هم جانبدارانه قضاوت نمی کنم و اما وقتی ایرانی ها فنون را اجرا می کنند احساس من در بیان آن برجسته تر و بیشتر است. پسر من نیز کشتی گیر بود و به دلیل مصدومیت کتف نتوانست کشتی را ادامه دهد. یک بار مسابقه کشتی پسرم و سعید واگذاری را گزارش کردم در آن گزارش واگذاری را مانند پسر خودم می دانستم و هیچ فرقی میان آنها برای من وجود نداشت.
پولی شدن باشگاه های کشتی خوب نیست!
دوست ندارم باشگاه های کشتی پولی شود.زیرا افراد مرفح جامعه کشتی گیر نمی شوند.همیشه فرزندان خانواده های کارگر،کشاورز و کارمندان رده پایین جذب کشتی می شوند و خیلی ها توان پرداخت شهریه را ندارند. من ازاین مساله رنج می برم و این طرح به عقیده من قشنگ نیست.وقتی کسی وارد این ورزش سخت می شود و کشتی گیر می شود، به نظرم نباید شهریه پرداخت کنند.
شرایط برای ورزش های عمومی فراهم نیست.
از شهرداری های سراسر کشور می خواهم در هنگام ساخت پارک ها ، لاین پیاده روی را درست کنند تا مردم بتوانند حداقل پیاده روی کنند. اهمیت کار شهرداران در هر شهری بسیارمهم است. در المپیک ها شهرداران مسابقات را افتتاح می کنند.از آنها می خواهم شرایط را برای ورزش عمومی شهروندان فراهم کنند.
داستان قاسم رضایی و لطف و بزرگی خدا
یکسال در وزن 96 کیلو قاسم رضایی برنز جهان را به گردن آویخت. اما علی اکبری و قربانی وقتی آمدند، خیلی خوب بودند و تا جایی که قاسم رضایی حتی به اردوی تیم ملی دعوت نشد.آنها در اردوی تیم ملی بودند و هیچ وقت فکر نمی کردند که از آنها آزمایش دوپینگ بگیرند و به مسابقات المپیک فکر می کردند. اما تست دوپینگ هردو آنها یک سال و نیم قبل از المپیک ، مثبت شد و بنا از قاسم رضایی دوباره دعوت کرد.رضایی در مسابقات جهانی 2011 با قرعه رژیم اشغالگر قدس مواجه شد و نتوانست کشتی بگیرد.در المپیک کمتر کسی باور می کرد که قاسم رضایی طلا بگیرد. حتی خود من هم تصور نمی کردم که رضایی مدال بگیرد اما او با شکست همه رقبای خود مدال طلای المپیک را به گردن آویخت. به داستان قاسم رضایی اشاره کردم تا بگویم این ها همه لطف وبزرگی خدا را نشان می دهد. خدا بزرگ است و آدم ها باید به فکر خدا باشند. بعضی مواقع جایی که تصورش را حتی نمی کنیم لطف خدا شامل حال ما می شود.
با خودم عهد بستم با مردم صداقت داشته باشم
وقتی 14 ساله بودم صدای آقای بهنمش را از رادیو شنیدم . دوست داشتم گزارشگر محبوبم را یک بار از نزدیک ببینم. سال 1348 در حاشیه جشنواره کشتی طوس به مشهد آمد و موفق شدم او را از نزدیک ببینم. تا اینکه سالها بعد به همراه آقای نوایی در یکی از مسابقات کشتی ها را گزارش می کردم ؛ دیدم آقای بهمنش در سالن حضور دارد به سراغ او رفتم ، دستش را بوسیدم و رخصت خواستم ، هیچوقت فکرش را نمی کردم یک روز آقای بهنمش در سالن حضور داشته باشد و من گزارش کنم. پس ازآن با خودم عهد بستم تا همیشه خدا را در نظر و با مردم صداقت داشته باشم . صدایم را خدا به من داده است. تفکر و احساسم را نیز خدا به من داده است. از خداوند بزرگ تشکر می کنم و تا روزی که زنده هستم در خدمت مردم خواهم بود. من هادی عامل، عاشق ارتباط با مردم با گزارش کشتی هستم.
اخبار ورزشی - ورزش 3
ادامه مطلب



اخبار ورزشی -جام نیوز
ادامه مطلب

به گزارش خبرآنلاین محمود غندور با انتشار عکسی در فیسبوکش با حمایت از کشتار داعش لیبی در مصر اعلام کرد به گروه ابوبکر بغدادی پیوسته است. این کمک داور 24 ساله مصری بعد از حملات ارتش مصر به لیبی برای بمباران مواضع داعش ، تصمیم گرفت تا به این گروهک تروریستی بپیوندد.
او با دعوت یمکان ، مربی سابق بدنسازی و هم مدرسه ای و دوست قدیمی اش این تصمیم را گرفته است. فدراسیون فوتبال مصر بلافاصله بعد از انتشار این خبر اعلام کرد عضویت این داور جوان به حالت تعلیق درآمده است. سخنگوی فدراسیون فوتبال مصر در کنفرانسی خبری که عصر جمعه گذشته برگزار شد این خبر را اعلام کرد تا جو فوتبال مصر آرام شود.
محمود غندور برادرزاده داور سرشناس مصری یعنی جمال غندور است که در بالاترین سطح فوتبال دنیا یعنی جام جهانی هم قضاوت کرده است. علاقمندان به فوتبال در ایران نام این داور مصری را تا ابد در یاد دارند. او در بازی نیمه نهایی جام ملتهای آسیا 96 در امارات ، حرکت خداداد عزیزی را روی گل ایران به عربستان آفساید اعلام کرد و این اولین بار در قاره آسیا بود که آفساید برای بازیکن اثرگذار در جریان توپ اعمال می شد. برای همین تا مدت ها او برای محروم کردن ایران از رسیدن به فینال بازی ها چهره ای منفور بود.
غندور البته برای اسپانیایی ها هم چهره ای نفرین شده است. او در جام جهانی 2002 کره و ژاپن ، قضاوت بازی جنجالی کره و اسپانیا را بر عهده داشت . مسابقه ای که اشک اسپانیایی ها در آمد تا کره میزبان با انواع و اقسام اشتباهات داوری پیروز شود و صعود کند!
جمال غندور بلافاصله پس از انتشار خبر پیوستن برادرزاده اش به داعش در گفت و گو با رسانه های این کشور اعلام کرد دو سال است هیچ ارتباطی با محمود غندور نداشته و از آنچه بر فرزند برادرش گذشته اطلاعی ندارد.
اخبار ورزشی - خبرآنلاین
ادامه مطلب

پرسپولیس یک فصل کابوسوار را پشت سرگذاشت و این کابوس هنوز ادامه دارد. مشکلات مدیریتی و حاشیهای و نتایج ضعیف در لیگ برتر و تغییر سرمربی باعث شد که در این فصل آب خوش از گلوی پرسپولیس و هوادارانش پایین نرود.
پرسپولیس هنوز هم در لیگ برتر حال روز خوشی ندارد و در رده نهم جدول است با این حال هواداران پرسپولیس امیدوارند که حداقل در لیگ قهرمانان آسیا تیمی متفاوت ببینند. تیمی که تمام مشکلات داخلیاش را فراموش کند و شرایط متفاوتی را برای پرسپولیس رقم بزنند. هواداران پرسپولیس به این امید فردا راهی ورزشگاه میشوند و امیدوارند که امیدشان ناامید نشود.
حریف فردای پرسپولیس تیم قدرتمندی است لخویا، پدیده فوتبال قطر است. تیمی که سال 2009 تاسیس شده اما سه قهرمانی در قطر به دست آورده لادروپ دانمارکی سرمربی لخویاست. یکی مربی پرآوازه و مشهور بینالمللی که اولین حضورش را در ورزشگاه آزادی تجربه میکند.
لخویا در حال حاضر در رده دوم جدول لیگ قطر قرار دارد تیمی که از 18 مسابقه 42 امتیاز کسب کرده و 39 گل زده دارد. لخویا به طور میانگین در هر مسابقه بیش از 2 گل به ثمر رسانده است و فقط 17 گل خورده است.
پرسپولیس اما در رده نهم لیگ برتر ایران است که در 21 بازی فقط 20 گل زده یعنی میانگین کمتر از یک گل برای هر مسابقه! به این ترتیب روی کاغذ، لخویا تیم قدرتمندتری است و شانس بردش بیشتر از پرسپولیس است اما ما ایرانیها همیشه مرد روزهای سخت و عبور از غیرممکنها هستیم و امیدواریم مدافعان پرسپولیس بتوانند خط حمله پرتوان قطریها را مهار کنند و مهاجمان پرسپولیس هم راه دروازه قطری را گم نکنند و در زدن ضربات آخر دقت کنند.
در بازی سهشنبه امیدواریم بازیکنان پرسپولیس تمامی مشکلات ریز و درشت و حاشیهای باشگاه را فراموش کنند و همه واقعا برای موفقیت تیم در میدان تلاش کنند و با حمایت هواداران فصل جدیدی برای سرخپوشان در آسیا رقم بزنند. امیدواریم ساعت 18 فردا که سوت آغاز بازی به صدا در میآید پرسپولیس تمام بحرانهایش را فراموش کند و به معنای واقعی یک تیم باشد. هرچند شاید اگر پرسپولیس در این بازی هم پیروز نشود در آنصورت ممکن است که حمید درخشان دیگر سرمربی پرسپولیس نباشد.
النصر عربستان و بنیادکار ازبکستان دو تیم دیگر گروه A هستند که روز سهشنبه باهم بازی دارند.
اخبار ورزشی - فارس
ادامه مطلب

اخبار ورزشی - فرهیختگان
ادامه مطلب

محسن خلیلی درباره بازی پرسپولیس و لخویا اظهار داشت: «پرسپولیس فصل را خوب شروع نکرد و در طول بازیها نیز هرگز نتوانست به ثبات لازم در نتیجهگیری برسد. روند این تیم اصلا رو به رشد نبود و در حال حاضر هم وضعیتش خوشایند نیست.»
وی ادامه داد: «به هر حال بازیهای لیگ قهرمانان آسیا از روز سهشنبه برای پرسپولیس آغاز میشود و هواداران انتظار دارند که تیمشان در این بازی نتایج قابل قبولی بگیرد تا مرهمی باشد بر زخمهای آنها. من هم به عنوان یک پرسپولیسی امیدوارم که تیم محبوبم شروع خوبی در این بازیها داشته باشد هر چند تیم قطری تیم قدری است و بازی سختی را برای پرسپولیس پیشبینی میکنیم.»
مهاجم پیشین پرسپولیس در پاسخ به این سوال که آیا در حال حاضر نیاز به تغییر کادر فنی در پرسپولیس احساس میشود یا خیر، یادآور شد: «من معتقدم پرسپولیس در این مقطع نیاز به شوک دارد. زمانی که پرسپولیس به شوک نداشت متاسفانه با برداشتن علی دایی، آمدن 2 مربی همزمان به تمرین به تیم شوک وارد کرده است. من آن روز در مجموعه درفشیفر بودم و اتفاقات ناخوشایندی را دیدم که در شأن باشگاه پرسپولیس نبود.»
خلیلی افزود: «به هر حال وقتی پرسپولیس نتیجه نمیگیرد و هفتهها این روند ادامه دارد، نیاز است که یک شوک به این تیم وارد شود تا بازیکنان با انگیزه متفاوتی نسبت به قبل در تمرینات حاضر شوند.»
وی در پاسخ به این سوال که آیا برانکو و قطبی میتوانند گزینههای مناسبی برای جایگزینی درخشان باشند، گفت: «هر 2 نفر از گزینههای خوبی هستند. کارنامه مربیگری برانکو و قطبی برای همه مشخص است. در این مقطع پرسپولیس یک مربی میخواهد که مورد قبول هواداران باشد و دیگر شاهد این نباشیم که تماشاگران روی سکوها علیه کادر فنی شعار دهند.»
مهاجم پیشین پرسپولیس در پاسخ به این سوال که آیا او در تمرینات پرسپولیس آن قدر خوب ظاهر نشد که درخشان وی را به تادوی ناآماده ترجیح دهد، تصریح کرد: «من زمان علی دایی برای بالا بردن آمادگی جسمانیام به تمرین پرسپولیس رفتم و اتفاقا خیلی خوب خود را در کنار بازیکنان آماده کردم. بعد از رفتن دایی و آمدن درخشان به او گفتم اگر دوست ندارد من در تمرینات شرکت نکنم اما درخشان به من گفت پرسپولیس خانه توست و خوشحال میشود که در کنار تیم تمرین کنم. آن قدر در تمرینات خوب ظاهر شدم که هواداران خواهان پیوستنم به تیم شدند. خودم هم این توانایی را در خود میدیدم که بتوانم برای پرسپولیس موثر باشم اما آقایان دیدند اگر قرار باشد مرا جذب کنند آن وقت نمیتوانند بازیکنی مثل تادو را به پرسپولیس بیاورند.»
خلیلی در همین خصوص ادامه داد: «نمیخواهم مسائل را باز کنم اما در نقل و انتقالات خیلی چیزها ثابت شد. هواداران پرسپولیس آن قدر درک بالایی دارند که تشخیص دهند آقایان چه اهدافی را دنبال میکردند و گذشته آنها برای همه روشن است.»
اخبار ورزشی - تسنیم
ادامه مطلب

اخبار ورزشی - فرهیختگان
ادامه مطلب


اخبار ورزشی - جام نیوز
ادامه مطلب

محمدحسین آقازمانی درباره اختلاف پیش آمده بین امیر قلعه نویی و عادل فردوسی پور گفت: «اینکه در برنامه 90 آیتمهایی پخش شده باشد یا مجری این برنامه حرفهایی بزند که مصداق توهین کردن به سرمربی استقلال باشد موضوع کوچکی نیست که بتوان در این باره به سادگی اظهارنظر و یا این موضوع را تکذیب و یا تایید کرد.»
وی افزود: «به هر حال اگر ظرف چند روز آینده شکایتی از جانب قلعه نویی مطرح شود این موضوع توسط کارشناسان حقوقی قضیه مورد بحث بررسی و تبادل نظر قرار میگیرد و طبعا نقطه نظر نهایی هم اعلام خواهد شد.»
آقازمانی در ادامه گفت: «اما واقعیت امر این است که صدا و سیما دارای مراجع مختلف درون سازمانی است که کلیه برنامههای پخش شده توسط این سازمان را کنکاش میکنند و روی تکتک ثانیههای پخش شده از هر برنامه حساسیت دارند. در خصوص برنامه 90 هم که برنامه پرمخاطبی است طبعا حساسیتها دو چندان است و دوستان مسئول در این باره حتما تحقیق و تفحص کرده و خواهند کرد.»
مدیر شبکه سوم سیما در پایان گفت: «در کل سازمان صدا و سیما معمولاً قبل از آنکه کسی بخواهد در خصوص برنامههای پخش شده قضاوت کند خودش بیطرفانه به داوری مینشیند و در این باره اگر مشکلی باشد حتما مرتفع خواهد شد.»
اخبار ورزشی - جام نیوز
ادامه مطلب

پرسپولیس تهران در اولین بازی مرحله گروهی خود در لیگ قهرمانان آسیا روز سهشنبه 5 اسفندماه، ساعت 18 به مصاف لخویای قطر میرود.
در همین راستا شنیدن تازهترین حرفهای سوشا مکانی دروازهبان اول پرسپولیس خالی از لطف نیست.
* از وضعیت خودت در آستانه بازی با لخویا بگو.
- خدا را شکر از لحاظ آمادگی جسمانی و روحی و روانی کم و کسری ندارم و مهیای این مسابقه هستم. امیدوارم بتوانم مقابل لخویا انتظارات کادرفنی و هواداران واقعی پرسپولیس را جلب کنم.
* روی هواداران واقعی مکث کردی؟!
- هوادار واقعی پرسپولیس کسی است که زمان باخت شریک تیمش باشد و موقع برد هم سکوت نکند. نه آن که در هر شرایطی معترض باشد و در استادیوم به سرمربی و بازیکن تیمش به هر دلیلی توهین کند. مکث من فعلاً به آنها بود.
* با مهدی مهدویکیا هم که صحبت میکردیم همین حرف را میزد و میگفت که پرسپولیس در این شرایط سخت به حمایت تماشاگران خود نیاز دارد ...
- آقامهدی خاک این فوتبال را خورده است. او یک اسطوره و یک الگوست که براساس واقعیتها حرف میزند.
* اگر همین مهدویکیا بیاید و از سوشا مکانی انتقاد کند، باز هم همین حرف را میزنی؟
- صددرصد، خود آقامهدی هم مرا میشناسد. او آنقدر بزرگ و باشخصیت است که هر چه بگوید با جان و دل میپذیرم.
* حالا یک سؤال ویژه داریم؛ اگر سوشا مکانی بخواهد از دو نفر دعوت کند برای تماشای بازی پرسپولیس و لخویا به استادیوم آزادی برود، چه کسانی را دعوت میکنی؟
- قلباً علی کریمی را دوست دارم و مثل برادر بزرگترم است. مهدی مهدویکیا هم که عزیز همه ماست اما اگر اجازه بدهید میخواهم از سه نفر دعوت کنم بیایند و از نزدیک بازی با لخویا را ببینند و از پرسپولیس در این شرایط حمایت کنند.
* خواهش میکنیم، بفرمایید.
- از آقای علی دایی هم میخواهم در کنار دو بزرگوار دیگر به استادیوم آزادی بیاید و از ما حمایت کند.
* بسیار خوب، با توجه به اینکه تجربه بازی در لیگ قهرمانان آسیا را به همراه فولاد خوزستان داری، میخواهیم نظرت را درباره حضور پرسپولیس در این رقابتها بدانیم؟
- به جرأت میگویم بازی در لیگ قهرمانان آسیا به مراتب آسانتر از لیگ برتر ماست! به قول آقای درخشان همه تیمها در ایران با دفاع اتوبوسی میآیند تا جلوی پرسپولیس امتیاز بگیرند اما حریفان آسیایی با هزینههای میلیون دلاری دنبال ضدفوتبال نیستند و هر تیمی هم جلوی پرسپولیس فوتبال بازی کند به مشکل میخورد. شک نکنید کار راحتتری جلوی لخویا پیشروی داریم.
اخبار ورزشی - خبر ورزشی
ادامه مطلب
.: Weblog Themes By Pichak :.