تاریخچه شهر همدان

دانستنی های همدان
یکی از قدیمی ترین استان های ایران استان همدان است که به واسطه ی همین تاریخ دور و طولانی اش جاذبه های تاریخی و فرهنگی زیادی دارد. این استان راز و رمزهای زیادی را در خود جا داده است و در یک ایرانگردی دیگر از الی گشت به سراغ این استان می رویم تا شما را با حقایق کمتر شنیده شده ی آن آشنا کنیم. احتمالا بعضی از این دانستنی های همدان را تا حالا اصلا نشنیده باشید.


استان همدان یکی از بزرگ ترین شهرهای ایران و از کلانشهرهای کشورمان محسوب می شود و منطقه ای کوهستانی است که در غرب ایران واقع شده است. مرکز استان همدان همدان نام دارد.
این استان به اندازه ای قدیمی و تاریخی است که طبق مشاهدات و شواهدی که باستان شناسان در جریان کند و کاوها در این استان به دست آورده اند مشخص شده است که بشر در این استان از ۳ هزار سال قبل سکونت داشته است. همچنین از دیگر دانستنی های همدان این که اولین بنا و سازه ای که در شهر همدان ساخته شده است متعلق به یکی از پادشاهان ماد به نام دیاکو بوده است.
در چندین دوره ی زمانی مختلف، شهر همدان پایتخت ایران بوده است برای مثال در دوره ی هخامنشیان و… تا دوره ی ساسانیان.
در دوران مادها هم که همدان مرکز این حکومت بود. بعد از این که مادها منقرض شدند همدان دیگر به اندازه ی اول مرکزیت نداشت ولی همچنان به عنوان یکی از ۳ پایتخت حکومت هخامنشیان خاص بود. در جریان کند و کاوهایی که در این منطقه ی تاریخی از ایران شده است تعداد زیادی اشیا تاریخی مثل لوح های زرین به دست آمده است و همچنین کتیبه ها از دیگر اشیایی بوده که در همدان به دست آمده است که مجموعه ی همه ی این ها نشان دهنده ی اهمیتی است که این شهر در آن دوران داشته است.
دیدنی های همدان
همدان در دوره های تاریخی مختلف اسامی مختلفی داشته است مثلا گفته می شود که در دوران قبل از مادها کار کاشی نام داشته است که به معنی اقامتگاه قوم کاس بوده است. یا در دوره ای دیگر به این شهر نام آمادانه را داده اند که به معنی محل اقامت مادها است. اما در این میان یکی از مشهورترین نام هایی که همه ی ما از همدان می دانیم و به گوشمان خورده است، هگمتانه است که معنی آن محل تجمع است. به تدریج و رفته و رفته این اسامی به همدان تغییر داده شد.
موقعیت جغرافیایی همدان به طور کلی به گونه ای است که آب و هوایی سرد دارد و همان طور که در بالا گفته شد همدان منطقه ای کوهستانی است و به همین دلیل است که زمستان های برفی و سرد و تابستان های معتدل دارد. در تابستان میانگین هوا حدود ۳۰ درجه و در فصل زمستان هم دمای آن به طور میانگین ۲- درجه ی سانتیگراد است.
ارتفاع همدان از سطح دریا ۱۸۲۰ متر است و قله ی الوند هم بلندترین نقطه ی این استان است.
در حال حاضر شهر همدان حدود ۶۰۰۰۰۰ نفر جمعیت دارد و از این نظر چهاردهمین شهر پر جمعیت ایران است و الان هم یکی از کلانشهرهای ایران محسوب می شود.
همان طور که در بالا هم به آن اشاره شد، قدمت زیاد این استان باعث شده است تا آثار فرهنگی و تاریخی زیادی را بتوان در آن پیدا کرد. از میان آثار تاریخی همدان برای مثال می توان به تپه ی هگمتانه اشاره کرد. از دیگر آثار تاریخی این منطقه می توان به کتیبه های مشهور گنج نامه اشاره کرد. اشیایی که در حال حاضر در موزه همدان هم نگهداری می شوند متعلق به دوران هخامنشیان هستند.
از دیگر دانستنی های همدان این که این شهر جایگاه آرامگاه تعدادی از بزرگ ترین مشاهیر ایران مثل بابا طاهر شاعر و عارف ایرانی است که در قرن چهارم و پنجم می زیسته است. آرامگاه او در حال حاضر در همدان است و حتی میدانی به نام او هم در همدان است.
آرامگاه باباطاهر
از دیگر مشاهیر ایرانی که در همدان آرامگاهی دارد و شهرتش جهانی است ابن سینا حکیم و دانشمند ایرانی است که به خاطر دستاوردهای پزشکی بی نظیرش شهرت دارد. ابن سینا در بخارا به دنیا آمد و در همدان از دنیا رفت و به همین دلیل آرامگاه او در همین شهر ساخته شد. این آرامگاه امروزه از اصلی ترین جاذبه های گردشگری در همدان است.
از معروف ترین و به نام ترین جاذبه های طبیعی همدان غار علیصدر است که در ۷۵ کیلومتری شمال غربی همدان واقع شده است و قدمت آن به دوران ژوراسیک برمی گردد. یکی از اصلی ترین ویژگی های آن شکل عجیب اما طبیعی سنگ ها در سقف غار است که هر کدام از آن ها شکل خاصی دارند و در جاهایی شباهت عجیبی به جانوران دارند. عمق آب این غار ۱۴ متر است البته در بعضی از قسمت ها و در سفر به همدان، از اصلی ترین دیدنی هاست.
یکی از صنایعی که در این شهر مهم و روبه رشد است صنعت کشاورزی است محصولات کشاورزی همدان مثل چغندر، سیب زمینی، گردو و انگور از اصلی ترین تولیدات کشاورزی در این استان هستند. از طرف دیگر همدان غنی از معادن مختلف است که از میان آن ها می توان به معدن سنگ گرانیت، سرب و نقره و گچ اشاره کرد.
در سفر به همدان صنایع دستی آن را فراموش نکنید، از اصلی ترین صنایع دستی همدان می توان به چوب، انواع محصولات چرمی، سفال و انواع سرامیک اشاره کرد.
سوغاتی های همدان
یکی از اصلی ترین منطقه های همدان میدان امام نام دارد که در مرکز همدان قرار دارد. گفته می شود که نقشه ی این میدان را یکی از معماران آلمانی طراحی کرده است و در آن از سبک های اروپایی کمک گرفته است.
یکی از جالب ترین دانستنی های همدان این که این شهر با چهار کشور پیمان خواهر خواندگی دارد که این چهار کشور عبارتند از ترکیه، ازبکستان، تاجیکستان و روسیه.

ادامه مطلب

نوشته شده در : جمعه 30 تیر 1396  ساعت :6:42 PM   |   توسط :علی پورامامی نظرات (0)

تاریخچه شهر تهران

به عقيده اکثر تاريخ نگاران ، قاجاريه در اصل طايفه يي  از نژاد مغول  بودند، که همراه با چنگيز و جانشينان مهاجهم او به کشورهاي اسلامي آن روزگار آمده ، در ‍«  ايران ‍» ، شامات و مخصوصآ در حدود ارمنستان مستقر شده بودند.  اين طايفه به هنگام تشکيل سلسله صفويه به ياري شاه اسماعيل صفوي ، مؤسس اين سلسه ، شتا فتند . پنجاه سال بعد ، در زمان شاه عباس اول ملقب به ‍«  کبير ‍» ، که پنجمين پادشاه سلسله صفوي بود ، قاجاريه براساس مقاصد سياسي –  نظامي خويش از محل اصلي خود به نقاط مختلف کوچ داد  و به مرور زمان، آن دسته از قاجاريه که به منظور جلوگيري از دستبرد هاي ترکمانان در استرآباد و گرگان مستقر شده بودند ، در اواخر عهد صفوي قدرت و شوکت بسيار يافتند و چابک سوران در ظهور ‍«  نادر ‍»  که از نوابغ عصر  خود بود ، در ارتش جهانگشاي او نقش مهمي داشتند و حکومت استر آباد و گرگان نيز معمولا در دست بزرگان طايفه بود . ‍«  نادر ‍»  که در پايان عمر خود  دچار جنون  قدرت شده بود ، بعد از دوازه سال سلطنت و آن همه فتوحات نمايان در ماوراي مرزهاي ايران ، سرانجام به دست سران ‍«  قزلباش ‍» که از فرماندهان سپاه او بودند ، کشته شد و با مرگ او ، که در 257 سال پيش اتفاق افتاد ، بار ديگر خان هاي مدعي سلطنت و سران ايلات و عشاير براي تصاحب تاج و تخت به جان هم افتادند . در روزگار قديم تغيير سلطنت هميشه با آشوب ها و قتل و غارت ها و جنگ ها ي خونين همراه بود . خونها ريخته مي شد و خانمان ها برباد مي رفت و هميشه ملت مظلوم ، وجه المصالحه مناقشات اهل قدرت بود  تا ظالمي برود و ظالمي ديگر به جاي او بنشيند . باري ‍«  نادر ‍» که کشته شد ، رقيبان به جان هم افتادند . جنگ هاي خونين مدعيان سلطنت يازده سال نمام به طول انجاميد و سرانجام از مدعيان تاج و تخت ايران دو نفر بيشتر باقي نمانده ، يکي از اين دو ‍«   محمد حسن خان قاجار ، پدر آقا محمد خان ، مؤ سس سلسله قاجاريه ، بود که بر سواحل خزر و شمال ايران تا اصفهان مستولي بود ، و ديگري کريم خان زند که بر فارس و قسمتي از ايران غربي فرمانروايي داشت . اما تقدير چنان رقم ده بود که محمد حسن خان با وجود فتوحات درخشاني که کرده بود به دست خودی ها کشته شود و چنين شد . ‍« آقامحمد خان ‍» قاجار ، بعد از کشته شدن پدر، از بيم دشمنان خانوادگي که قصد جانش را داشتند  به ‍«  صحراي يموت ‍» گريخت و نزد ترکمانان پناه جست و بعد از چهار سال دربدري و آوارگي به دربار کريمخان زند برده شد و ‍«  خان زند ‍» او را تحت حمايت خود گرفت و با خود به شيراز برد . ‍«  آقا محمد خان قا جار ‍» ، که در کودکي به وسيله دشمنان پدرش ‍« مقطوع النسل ‍»  شده بود، تا هنگامي که ساعات عمر ‍«  خان زند ‍» به شمارش افتاد به گروگان در دربار کريمخان بود، و چون به وسيله يکي از زنان حرم که با او نسبتي داشت از مرگ قريب الوقوع خان زند با خبر شد ، تصميمي بموقع گرفت ، منتظر مرگ کريمخان نماند ، خان را مرده انگاشت و با چند تن از سران قاجاريه ، که مثل خود او در دربار کريمخان گروگان بودند ، بي خبر از شيراز گريخت و به تاخت خود را به دهکده ‍«  تهران ‍» رسانيد ، يعني همان دهکده يي که مقدر بود پايتخت جديد ايران باشد . اين واقعه در 1193 هجري قمري ، يعني 225 سال پيش اتفاق افتاد .

‍  تهران ‍ در گذشته هاي دور

‍«  تهران ‍»، پيش از اسلام و بعد از  آن ، از  ‍«  ري ‍»  تبعيت داشته و ‍«  ري ‍» از شهرهاي بزرگ و معتبر مشرق زمين بوده است تا آنجا که شهرت و ثروت اين شهر از قلمرو تاريخ به عالم شعر و ادب رسيده و دوبيتي هاي منسوب به بابا طاهر عريان :
‍«  دوچشمونت پياله پرز مي بي         دوزلفونت خراج ملک ري بي ‍»
حکايت از آن دارد که ثروت سرشار مردم ‍«  ري ‍» زبانزد مردم آن روزگار بوده است . نام ‍«  تهران ‍» را در متون قديم اسلامي در ترجمه احوال يکي از محدثين بزرگ به نام ‍«  محمد بن ابو عبداله حافظ تهراني رازي ‍» مي بينيم . اين اثر مربوط به 1157 سال پيش است و اين خود دليل بر آن  است که در آن روزگار دهکده يي به نام ‍«  تهران ‍» وجود داشته و از آبادي هاي حومه ‍«  ري ‍» به شمار مي رفته است . در فارسنامه ‍«  ابن بلخي ‍» نيز که مربوط به سال هاي 500 تا 510 هجري قمري يعني 918 سال پيش مي باشد . از ‍«  تهران ‍» به خاطر انارهاي خوبش ياد شده است . اگر چه در آثار مکتوب قديمي از تهران قبل از اسلام نام برده نشده است ، ليکن کاوش هاي باستان شناسي 1321 شمسي در دهکده ‍«  دروس ‍» شميران نشان مي دهد که در اين منطقه ، در هزاره دوم پيش از ميلاد ، مردمي متمدن زندگي مي کرده اند. همچنين کاوش هاي ديگري که در 28 سال پيش در ارتفاعات قيطريه انجام شد، حاکي از آن است که اين پهنه در سه هزار سال  پيش ،  محل زندگي مردمي متمدن بوده است و همين بررسي ها نشان مي دهد که ‍«  تهران ‍» در اعصار قبل از اسلام از مناطق مذهبي  بود ه و آيين زرتشتي در اين منطقه رونق داشته است . همچنين پرستش ‍«  مهر ‍»  و آيين ‍«   ناهيد پرستي ‍» نيز در جلگه پهناور ‍« تهران ‍» از رواج کامل برخودار بوده است.
در متون قديم از محلات ‍«  عودلاجان ‍» و  ‍«  چال ميدان ‍» و ‍«  بازار ‍» و ‍«  سنگلج ‍» به عنوان قديمي ترين مناطق ‍«  تهران قديم ‍» ياده شده است . همچنين از مطالعه اين متون چنين برمي آيد که مردم دهکده  ‍« دولاب ‍» و ‍«  تهران ‍» پيرو مذاهب اهل سنت و اهالي ‍«  ونک ‍»  و  ‍«  فرح زاد ‍» شيعه و زيدي مذهب بوده اند . در کتاب ‍«  آثار البلاد ‍» زکرياي قزويني نيز ، که مربوط به 674 هجري قمري ( يعني 744  سال پيش ) است ، اطلاعات جالبي درباره مردم اين دهکده وجود دارد در اين کتاب ‍«   تهراني ‍»  ها  مردمي سرسخت و ياغي ، باج نده و ستيزه جو توصيف شده اند . همچنين آمده است که  ‍«  تهران ‍» دوازه محله دارد و اهل هر محله با محله ديگر در نزاع اند و به سلطان وقت خراج نمي دهند ، خانه هايشان نيز در زير زمين است. اين نکته را ياقوت حموي نيز در کتاب ‍«  معجم البلدان ‍» آورده و نوشته است : ‍«  خانه ها ي ايشان را ديديم که به تمامي در زير زمين ساخته شده است و راه عبور درهايي که به خانه ها مي رسد ، در نهايت تاريکي و صعوبت عبور است ، اين کار را براي جلوگيري از تهاجم  شبانه و غارت سپاهيان مي کنند و ، هر گاه خانه ها چنين نمي بود ، کسي در آنجا باقي نمي ماند . ‍»

روزي که تهران پايتخت ايران شد

گرچه امروزه انتخاب تهران به عنوان پايتخت ايران از ديد کارشناسان محيط زيست خبطي بزرگ و خطايي نابخشودني به شمار مي آيد ، اما آن روز که آقا محمد خان قاجاراين دهکده کوچک را پايگاهي براي استقرار حکومت قاجار قرارداد ، تصميمي درست ، بجا و سرنوشت ساز گرفت ، زيرا موقعيت نظامي – جغرافيايي تهران طوري بود که پشت سرش در شمال ، چابک سواران قاجار گوش به زنگ بودند و زير پايش در مرکز و جنوب ايران ، مهم ترين مدعيان سلطنت خونين ترين نبردها را تدارک مي ديدند . در شرايطي که ملوک الطوايفي و خانخاني ، ايران را تکه تکه کرده بود و در هر گوشه اي خاني سر برآورده ، ادعاي سلطنت مي کرد ، مهمترين عامل در انتخاب پايتخت موقعيت نظامي – جغرافيايي آن بود ؛ و تهران مي توانست همان جايي باشد که آقا محمد خان مي خواست يعني مرکز ثقل سلطنت جديد و ستاد نظامي خان قاجار . روزگار به کام خون آشامان بود . هنوز چند سالي بيشتر از مرگ نادر نمي گذشت که خون آشام ديگري ، که البته نبوغ نظامي هم داشت ، سر برآورده بود تا آنچه را نادر فرصت ويران کردنش را پيدا نکرده بود ، او به ويراني بکشاند و بيگناهاني را که اجل به نادر مهلت نداده بود خونشان را بريزد ، او از دم تيغ بي دريغ بگذراند ، و خانمان ها بر باد دهد و کله منارها بسازد .
در غرب هم جمهوري خواهان فرانسه به قدرت رسيده بودند . ‍«  بناپارت ‍» در آستانه ظهور بود تا چند صباحي ديگر ، آن سوي دنيا را به خاک و خون بکشد ؛ با جانشين همين ‍«  خواجه تاجدار ‍» طرح دوستي بريزد ، سفير فوق العاده به دربار او بفرستد ، هداياي بيشمار ، مستشاران نظامي و اسلحه و ساز برگ روانه کند و در گرما گرم نبرد ، رفيق نيمه راه باشد ، ايران را تنها بگذارد ، ملت ايران را وجه المصالحه روس و انگليس کند و چنان بار کمر شکني بردوش اين مردم بي گناه بگذارد که تا  ‍«  انقلاب اسلامي ‍» زمين گذاشتني نباشد. باري ، تهران به خاطر شرايط بسيار مساعد سوق الجيشي اش عملاً پايتخت و ستاد نظامي ‍«  خواجه تاجدار ‍» شد . اما تهران چه بود و چه داشت ؟ هيچ ! دهکده يي بود با ده پانزده هزار جمعيت . نه کاخي داشت تا سزاوار پادشاه باشد ، و نه مهمانسرايي که آبروي ‍« خواجه تاجدار‍» را در پيش سفيران شاهان و فرمانروايان جهان حفظ کند .
سيصد سال پيش از آنکه خواجه تاجدار تهران را پايتخت خود کند ، به دستور شاه طهماسب اول صفوي ، فرزند شاه اسماعيل مؤسس اين سلسله ، با رويي به گرد اين آبادي کشيدند ، و اين کار هيچ دليلي نداشت جز اينکه پايتخت شاه طهماسب اول در قزوين بود و چون او غالبا به زيارت حضرت عبدالعظيم ( ع ) مي آمد، مي خواست در جوار حرم مطهر استراحتگاهي داشته باشد . تاريخ نويسان نوشته اند که : ‍« شاه طهماسب در سنه 961 هجري قمري فرمان داد تا بارويي دور تهران بنا کنند . مسافت اين بارو ، شش هزار قدم بود . و نيز شاه طهماسب دستور داد تا به عدد سوره هاي مبارکه قرآن مجيد 114 برج در اين بارو بسازند و در هر برجي يک سوره از سوره هاي قرآن کريم را حک کنند . همچنين به دستور شاه طهماسب صفوي ، براي تهران چهار دروازه ساختند که رو به چهار سوی دنیای پیرامون داشت، (از شمال به میدان توپخانه و خیابان سپه، از جنوب به خیابان مولوی، از شرق به خیابان ری و از غرب به خیابان وحدت اسلامی (شاپور) محدود می‌شد) و دور تا دور آن خندقي کندند و از خاکش ، قلعه و برج هاي آن را ساختند . چون خاک خندق ها براي ساخت و ساز برج و بارو کفايت نمي کرد از دو محله شهر خاکبرداري کردند . از همان زمان اين دو محل معروف شد به  ‍«  چال ميدان ‍» و ‍«  چال حصار ‍» . ‍»
منطقه شمالي تهران به ظاهر از روزگار گذشته به شاهان و اميران و بزرگان اختصاص داشته ، و اين همان منطقه اي است که بازار تهران و کاخ گلستان در آن قرار دارند . در محلي که پادشاهان  قاجار بعدها در آن ارک سلطنتي و کاخ گلستان را بنا کردند قبلاٌ به دستور شاه عباس باغي احداث شده بود به نام ‍«  چها ر باغ ‍» و چنارها ي کهن آن به چنارهاي شاه عباسي معروف بوده است .
اين بود وضع تهران به هنگام ورود آقا محمد خان قاجاربه اين شهر ، اما در همان دهه اول فرمانروايي او ، تهران بطور محسوسي رو به آباداني گذاشت . ‍«  مسيو اوليويه ‍» ، سياستمدار و پزشک فرانسوي که در اوان ظهور آقا محمد خان قاجار به تهران آمده است ، پايتخت جديد ايران را اين طور توصيف مي کند : ‍«  تهران در سطحي خوب و هموار ، که به خوبي آبياري شده است، واقع است . قله دماوند ، که قريب به ده فرسخ در جهت شرقي تهران است ، از همه قله هاي اين سلسله جبال مرتفع تر است و همواره و در تمام فصول مستور از برف است و بعضي اوقات دود از قله آن بيرون مي آيد . عقيده اهالي اين است که روح يکي از سلاطين بدکار ايران در اين کوه در عذاب است ‍» .
پيترودلاواله ‍» ، که در سال 1618 ميلادي ( 1028 هجري قمري ) از تهران گذشته ، نوشته است که : ‍«  اين آبادي وسيع و بزرگ است ، اما جمعيت کمي دارد . اکثر محلات اين شهر باغستانهايي است که درختان ميوه دارند . تمامي کوچه ها آب جاري دارند و با سايه درختان چنار پوشيده شده اند ، به همين جهت اين شهر را ‍«  شهر چنار ‍» ناميده اند . غير از اين ، چيزي که در خور گفتن باشد ، در اين شهر ديده نشد ‍»
در ايام سلطنت سلسله صفويه ، شهر تهران شهر چندان قابلي نبوده است و جمعيت کمي که در آن ساکن بوده اند ، مايه شهرتي براي اين شهر نشده اند . تهران مزيتي نداشته است جز اينکه اراضي آن وسیع و حاصلخيز بوده و به خوبي آبياري مي شده است . مردم تهران دهقان و زارع بوده اند ، و محصولات   زمين هاي آنان ، غير از گندم و جو و حبوبات ، چيز ديگري نبوده است . البته چون گله هايي هم داشتند ، پشم نيز عمل مي آورند و تمامي اين پشم به قزوين و قم حمل مي شده است . در فتنه افغان ، مهاجمين افغاني به بهانه اينکه دروازه شهر را دير گشوده اند، دست به کشت و کشتار مردم تهران زدند و شهر را بکلي خراب کردند .

آباداني تهران در زمان خواجه تاجدار

‍«  مسيو اوليويه ‍» در يادداشت هاي خود پس از اشاره به سوابق تاريخي تهران و بناهاي صفوي و خراب شدن و انهدام آن بنا ها در فتنه افغان ، مي نويسد :
‍«  آقا محمد شاه که پايتخت خود را در اين شهر قرار داد ، کاروانسر اهاي خوب و مکان هاي مرغوب بنا کرد . چنانکه امروزه تهران بهترين شهر هاي مملکت  ايران شمرده مي شود . ارک و عمارت شاهي ، کمال وسعت و نيکويي عمارت و زينت باغ و فراواني آب را دارد اين ارک در طرف شمالي شهر واقع شده و به قدر يک چهارم شهر بزرگي دارد و مانند خود شهر به شکل مربع با ديوارهاي بلند و عريض با خندقي پهن و عميق ، مصون و محفوظ است و تمامي اين حصار از گل ساخته شده است . حصار شهر ، همان طور که گفته شد ، مربع است و به مقدار دو ميل ( هر ميل 1600 متر ) بيشتر دور دارد ، اما به قدر نصف داخل آن مسکون نيست . باغهاي وسيع پر از درخت ميوه در آن است و در وسط هر ضلعي از بارو ، دروازه يي ساخته اند که به هنگام ضرورت و محاصره ، به وسيله برج هاي گرد و مدور ، که به قدر سيصد قدم بيشتر است و دو عراده توپ در آن مي توان جاي داد ، شهر و دروازه ها محفوظ مي مانند . ‍»
‍«  مسيو اوليويه ‍» ، سياستمدار و پزشک معروف فرانسوي ، آن گاه به پيش بيني آينده تهران مي پردازد و عظمت امروزي تهران را پيش بيني .  و به عبارت بهتر پيشگويي مي کند :
‍«  با وجود سعي و کوشش زيادي که آقا محمد شاه در ازياد جمعيت شهر به عمل مي آورد و حمايت و اعانتي که از کسبه و تجار مي کند ، خاصه آنهايي که به تازگي به تهران مهاجرت کرده در آن شهر مسکن مي کنند ، هنوز جمعيت آن تاريخي که ما وارد شديم ( 1211 هجري قمري ) بيشتر از پانزده هزار کس نبود . قراول و عملجات ديواني را نيز که به قدر سه هزار نفر مي شدند ضمن اين جمعيت به شمار آورديم به نظر مي رسد که اگر جانشينان آقا محمد شاه در اين شهر سلطنت کنند جمعيت اين شهر بسيار عظيم شود ‍» .

هواي تهران سالم نيست

‍«  مسيو اوليويه ‍» آن گاه به آب و هواي تهران اشاره مي کند و از گرمي هوا و ناسالمي آن مي نالد و درجه حرارت را در تابستان 27 الي 30 درجه ذکر مي کند، بقيه خاطرات او را مي خوانيم:
‍«  هواي تهران سالم نيست. در اواخر تابستان در اينجا امراض خطرناک و نوبه و تب و لرز صفراوي عموميت پيدا کرده که تا اواسط زمستان ادامه دارد. در فصل تابستان غير از اشخاصي که به جهت ضرورت شغلي و يا کارهاي لازم و ضروري مجبور به توقف در تهران باشند، يا بي چيزي و فقر مانع از حرکت آنها باشد، کسي در شهر نمي ماند اهل تهران تا اواخر پائيز که خطر ناکترين اوقات است در خارج شهر مي مانند و بعد مجدداً به شهر برمي گردد. درجه حرارت و گرمي در تهران به 27 تا 28 درجه مي رسد و باد شمال، که تابستان منضماً از جانب درياي خزر مي وزد و هوا را معتدل مي کند، در ماه هاي ‍«   ژوئن ‍» و ‍«  اوت ‍» قطع مي شود يا اينکه باد، شرقي يا غربي مي شود اگر چه اين امر به ندرت اتفاق مي افتد، ولي در صورت شرقي يا غربي شدن باد حرارت به 29 الي 30 درجه مي رسد. ‍»

آب تهران طعم آب مرداب را دارد !

‍«   مسيو اوليويه ‍» آن گاه به آب نا سالم و سنگين تهران اشاره کرده مي نويسد :
‍«  علاوه بر نا سازگاري هوا ، بدي آب است که طعم آب مرداب را دارد. آب تهران تمامي، از جانب کوه مي آيد و فراوان است بوي آب تهران از آن جهت است که مسير قنات ها را درست پاک نمي کنند. ايرانيان، به استعمال يخ بسيار مايل و راغب هستند، لذا در تمامي شهر ها يخچال دارند و در فصل تابستان يخ به وفور وجود دارد و ارزان مي فروشند ايرانيان يخ را مثل قند و نبات مي خورند ‍»

ورود آزاد ، خروج ممنوع

‍«  مسيو اليويه ‍» آن گاه به مقررات  خروج از تهران اشاره کرده مي نويسد: ‍«  به علت آنکه در تهران بسياري از اشخاص، از بزرگان و روساي قبايل، به عنوان گروگان آقا محمد خان قاجار وجود دارند که حق خروج از پايتخت را ندارند ، در اين صورت هر کس به تهران داخل مي شد مانعي نبود ، اما هر کس مي خواست از دروازه بيرون رود بايد از حاکم  شهر اجازه مخصوص مي گرفت و الا مانع مي شدند . ‍»

ادامه مطلب

نوشته شده در : جمعه 30 تیر 1396  ساعت :6:41 PM   |   توسط :علی پورامامی نظرات (0)

تاریخچه شهر تبریز

براساس آخرین سرشماری مرکز آمار ایران که در سال 1390 صورت گرفته، شهر تبریز با جمعیتی بالغ بر 1494998 نفر چهارمین شهر پرجمعیت ایران پس از شهرهای تهران، مشهد و اصفهان محسوب می‌گردد. این شهر به‌دلیل جای‌دادن بسیاری از کارخانجات مادر و بزرگ صنعتی در خود و نیز وجود بیش از ۶۰۰ شرکت قطعه‌ساز در آن، دومین شهر آلوده و نیز دومین شهر صنعتی کشور پس از تهران به‌شمار می‌رود و به‌دلیل صنعتی‌بودن، یکی از مهم‌ترین شهرهای مهاجرپذیر ایران محسوب می‌شود.

پس از بهره‌برداری از آزادراه نبی‌اکرم، میزان مسافرپذیری تبریز روبه افزایش نهاد و این شهر پس از مشهد به‌عنوان دومین شهر مسافرپذیر کشور مطرح گردید. به‌جهت ریشه‌کنی تکدی‌گری از تبریز، این شهر به‌عنوان شهر بدون گدا شناخته می‌شود.

شهر تبریز در غرب استان آذربایجان شرقی و در منتهی‌الیه مشرق و جنوب شرق جلگهٔ تبریز قرار گرفته‌است. این شهر از سمت شمال به کوه‌های پکه‌چین و عون بن علی، از سمت شمال شرق به کوه‌های باباباغی و گوزنی، از سمت شرق به گردنهٔ پایان و از سمت جنوب به دامنه‌های کوه سهند محدود ‌شده‌است. آب و هوای تبریز در زمستان‌ها بسیار سرد و در تابستان‌ها خشک و گرم است؛ اگرچه حرارت به‌دلیل نزدیکی به کوه سهند و وجود باغ‌های زیادی در پیرامون شهر تعدیل می‌گردد.

نام تبریز در کتاب‌ها و اسناد تاریخی تحت نام‌های مختلفی نظیر «تَورِز»، «تَورِژ»، «تِبریز» و «توری» به ثبت رسیده‌است. این شهر در طول تاریخ بار‌ها ویران و تجدیدبنا شده‌است. بنای تبریز به دوران اشکانی و ساسانی برمی‌گردد؛ البته در آغاز دوران اسلامی روستای کوچکی بیش نبوده‌است. این شهر در طول حکومت چهارصدسالهٔ خاندان «رَوّادی» و اسکان قبیلهٔ عرب «اَزْد» به شکوفایی رسید.

اوج شکوفایی تبریز در زمان ایلخانان بود که در این زمان، این شهر پایتخت قلمرویی پهناور از نیل تا آسیای مرکزی بوده‌است. شهر تبریز در سده‌های گذشته شاهد حوادث متعددی از قبیل اشغال توسط بیگانگان و زمین‌لرزه‌های مهلک بوده‌است. این شهر پایتخت آق‌قویونلوها و قراقویونلوها، نخستین پایتخت حکومت صفویه و آغازگر انقلاب مشروطه برعلیه استبداد محمدعلی شاه بوده‌است.

شهر تبریز نخستین پایتخت جهان تشیع است. و به سبب موقعیت مناسب خود، درگذشته از مراکز تجاری منطقه بوده و هم‌اکنون نیز یکی از مراکز مهم صنعتی در سطح ایران محسوب می‌شود. این شهر در دو سدهٔ اخیر، مبدأ بسیاری از تحولات اجتماعی، فرهنگی و صنعتی در کشور بوده و نقشی کلیدی در تحولاتی مانند انقلاب مشروطیت، انقلاب ایران در سال ۱۳۵۷ و مدرنیزه‌کردن ایران داشته‌است.

مردمان تبریز هم‌اکنون به زبان ترکی آذربایجانی تکلم می‌نمایند؛ هرچند اسناد و شواهد موجود نشان می‌دهد که پیش‌تر زبانی ایرانی با ریشهٔ غیرترکی در این شهر تکلم می‌شده‌است.

وجه تسمیه تبریز

به‌گفتهٔ ولادیمیر مینورسکی، ایرانشناس، یاقوت حموی در «معجم‌البلدان» گزارش می‌دهد که نام شهر در زمان دیدار یاقوت از تبریز در زبان محلی «تِبریز» تلفظ می‌شده‌است. مینورسکی معتقد است که تلفظ تِبریز باید به‌گویش ایرانی آذری قدیم تعلق داشته باشد. این گویش به گویش‌های موسوم به‌گویش‌های ایرانی جنوب دریای خزر وابسته‌است. یا به‌احتمال بیشتر، تلفظ تِبریز معرب شده نام شهر در باب فِعلیل (در عربی) است.

همچنین شیوهٔ نگارش نام این شهر در (زبان) ارمنی و تجزیه و تحلیل صیغه ٔ ارمنی، نمایانگر وابستگی واژهٔ تَوریژ به‌زبان پهلوی شمالی می‌باشد. مینورسکی در پایان چنین نتیجه می‌گیرد که این مسأله نشان می‌دهد که ریشهٔ نام شهر به زمان‌های بسیار دور، اوایل سلسلهٔ ساسانی یا شاید قبل از اشکانیان برمی‌گردد. بنابر گفتهٔ مصطفی مؤمنی در دانشنامهٔ اسلامی، اهالی بومی آذربایجان، تبریز را توری (چشمه یا رود گرم) می‌خوانده‌اند.

جنگل‌های ارسباران | کوه سهند | رود ارس |
تا اوایل قرن چهاردهم خورشیدی نیز، روستاییان اطراف تبریز، این شهر را توری می‌نامیده‌اند. حتی در حال حاضر، مردمان قنبرآباد در اطراف تبریز، به‌این شهر توری می‌گویند. «در نوشته‌های کهن (برای نمونه ابوالفداء) نام این شهر به‌شکل «تُوریز» آمده‌است و هنوز هم در زبان‌های کردی و تاتی «توریز» و «تُوْری» به‌کار می‌رود.

لرد کرزن نیز تبریز را کلمه‌ای آریایی مستخرج از تب به‌معنای «گرم و نیم گرم» و رز و ریز و رش از مصدر «ریختن» می‌داند و آن‌را به‌سبب وجود چشمه‌های آب‌گرم مجاورش «گرماریز» معنی کرده‌است. ویلهلم آیلرس -زبان‌شناس آلمانی- یافتن ریشهٔ دقیق واژهٔ تبریز را دشوار دانسته و احتمال داده‌است که تبریز از دو بخش تب و رِز، به‌معنای «رود آب گرم» تشکیل شده‌باشد. تپ یا تف به‌معنای «گرم» (مثلاً در تفتان) و ریز به‌معنای «جریان‌داشتن چشمه و جوی» است؛ مانند «کاریز» و «نیریز».

در تقویم البلدان (تألیف در ۷۲۱ هجری) در دوجا آن‌را «توریز» آورده‌است و در تالی کتاب وفیات الاعیان، تألیف ابن صقاعی نیز «توریز» آمده است. در نسبت بدین نام، «توریزی» می‌نوشته اند؛ چنانکه ابن بطوطه از شخصی منسوب به‌توریز نام برده‌است: «موکل بنا امیر جلال‌الدین بن الفلکی التوریزی است». فاوست بیزانسی در قرن چهارم میلادی، تبریز را «تَوْرِژ» و «تَوْرِش»، اسولیک در قرن یازدهم میلادی، نام این شهر را «تَوْرِژ» نوشته‌است و واردان در قرن چهاردهم میلادی آن‌را «تَوْرِژ» و «دَوْرِژ» ذکر کرده‌است. گویا دورژ اخیر از لهجهٔ عامیانهٔ ارمنی مشتق شده‌است و اصل کلمه، «دَ-ای- وْرِژ» به‌معنای «این برای انتقام است» بوده‌است. بر طبق پاره‌ای منابع، این شهر در سال ۲۴۶ میلادی «شهستان» نامیده می‌شده‌است و توسط تیرداد سوم، حکمران اشکانی‌تبار منطقه، به‌تَوْرِژ تغییرنام داده‌است.

موزه مردم‌شناسی - بناب | آبشار آسیاب خرابه - هادی‌شهر | موزه آذربایجان - تبریز | موزه مراغه |
در دانشنامهٔ اسلامی، در پایان نتیجه‌گیری می‌شود که با توجه به‌منابع ارمنی که نام شهر را در قرن پنجم (بلکه چهارم) میلادی، «تورژ» دانسته‌اند و این‌که به‌فارسی هم تورز تلفظ کرده‌اند و با توجه به‌معنای متداول فارسی «تب‌ریز» و «تب‌پنهان‌کن» و به‌قول اولیای چلبی «سِتْمه دوکوجو» (ستمه: تب، دوکوجو: ریزنده) است و احتمالاً نام تبریز، «پنهان‌کنندهٔ تف و گرما» و با «جنبش‌های آتشفشانی کوه سهند مرتبط بوده‌است.

دانشنامه بریتانیکا نیز نظری مشابه دارد و تبریز را در اصل «تپ + ریز» می‌داند، چیزی که باعث روان شدن گرما می‌شود که احتمالاً به‌خاطر چشمه‌های آب‌گرم اطراف آن است.

در مورد نام شهر توجیه مصطلح ولی عامیانه دیگری وجود دارد. حمدالله مستوفی دربارهٔ وجه تسمیهٔ تبریز می‌نویسد: «بنای تبریز از زبیده (زن هارون‌الرشید) است. وی به‌بیماری تب نوبه مبتلا شده‌بود؛ چند روزی در آن حوالی اقامت کرده‌، در اثر هوای لطیف و دل‌انگیز آن‌جا بیماری وی زایل شده، فرموده شهری در آن‌محل بنا کنند و نام آن‌را تب‌ریز بگذارند». هر چند احمد کسروی در کتاب آذری یا زبان باستان آذربایجان توجیه اخیر را عامیانه و نادرست می‌داند.

شهر تبریز شهر تاریخ‌ساز، شهر حماسه‌ها و شهر اسطوره‌ها و شهری است که بر دامنهٔ کوه سرخاب واقع گشته که به‌قولی نامش (توریس یا تاوریس) برگرفته از نام این کوه سرخ‌فام بوده‌است. این شهر به‌دلیل شرایط خاص جغرافیایی و طبیعی از اهمیت بالای اقتصادی و سیاسی برخوردار است و پیدایش تمدن‌های باستانی نظیر سان‌ها و مادها در دوره‌های پیش از تاریخ گواهی این ادعا است.

کاوش‌های اخیر باستان‌شناسی در محوطهٔ مسجد کبود وجود تمدن و فرهنگ بیش از ۴٬۵۰۰ ساله را در این شهر به اثبات رسانده و در صورت کشف محل دژ (تاروئی تارماکیس) در محدودهٔ فعلی شهر تبریز بر اهمیت تاریخی آن افزوده خواهد شد.
براساس نوشته‌های مورخان و جهان‌گردان در سده‌های بعد از اسلام، تبریز نه تنها از شهر‌های مهم و معتبر آذربایجان، بلکه از شهرهای مهم کشور نیز بوده‌است.

مسجد سنگی ترک - میانه | قلعه دختر - میانه | بقعه شیخ شهاب الدین اهری - اهر | موزه شیخ شهاب‌الدین اهری - اهر | قلعه بابک - اهر | آتشکده آذرگشسب - تکاب | قلعه ضحاک - عجب شیر | قلعه آوارسین - خداآفرین | کاخ باغچه جوق - ماکو | برج دوزال امامزاده شعیب - جلفا | روستای اشتبین - جلفا | گنبد سرخ  - مراغه | گنبد مدور - مراغه | گنبد کبود - مراغه | گنبد غفاریه - مراغه | خانه استاد شهریار | دخمه سنگی فخریگا (مهاباد) | روستای میلان | حمام تاریخی میلان | پل آجی چای | حمام دوقلو| ارگ علیشاه |
عبور جاده ابریشم از نزدیکی آن موجب شکوفایی اقتصادی و فرهنگی گردیده و ارتباطات سیاسی، اقتصادی و فرهنگی موجبات تغییر و تحول فرهنگ، تمدن و آداب و رسوم مردم این سرزمین گردیده و مقدمات ایجاد بسیاری از علوم، مکاتب، موسسات و نهادهای مدنی برای اولین‌بار در کشور را به ارمغان آورده‌است و نام شهر تبریز را به‌عنوان «شهر اولین‏ها» در کشور بلند کرده‌است. اولین مدرسه، اولین کتابخانه، اولین بیمارستان، اولین نشریه، اولین تئاتر، اولین بلدیه و... در این شهر بوده‌است.

پیشینه تبریز:

ارتباط شهر تبریز با گروهی از شهرها و قلعه‌های همزمان با دوران مادها، در میان محققین مورد مشاجرهٔ فراوان قرار گرفته‌است.

تعدادی از محققین بر این عقیده‌اند که دژ «تارویی-تارمکیس»، که نام آن در کتیبهٔ سارگن دوم -پادشاه آشور در بین سال‌های ۷۰۵ تا ۷۲۱ پیش از میلاد مسیح- آمده‌است، در محل شهر کنونی تبریز قرار دارد. این دژ بنابر کتیبهٔ سارگن، محل نگه‌داری اسب‌های ذخیرهٔ سواران اورارتو بوده‌است که در حملهٔ آشوری‌ها ویران شده‌است.

شهر کنونی تبریز برروی خرابه‌های شهر «تَوْرِژ» (بارها) بنا شده‌است. تورژ یکی از بااهمیت‌ترین مراکز بازرگانی منطقه بوده‌است و به‌عنوان پل ارتباطی میان شرق و غرب اهمیت فراوانی داشته‌است. این شهر در زمان حکمرانان اشکانی‌تبار ارمنستان، پایتخت این منطقه بوده‌است.

هرچند ولادیمیر مینورسکی در دانشنامهٔ اسلام این نظریه را رد کرده و بیان می‌کند این داستان که شاه اشکانی‌تبار ارمنستان به‌خاطر انتقام کشته‌شدن اردوان (آخرین پادشاه اشکانی) به‌دست اردشیر بابکان (بنیان‌گذار سلسلهٔ ساسانی) تبریز را اشغال کرده و این شهر را پایتخت ارمنستان قرار داده‌است، تنها براساس نوشته‌های واردان -تاریخ‌نگار ارمنی در قرن چهاردهم میلادی- در منابع قدیمی به چنین چیزی اشاره نشده‌است و این روایت ریشه‌ای عامیانه دارد.

در کتاب تاریخ ایران (چاپ دانشگاه کمبریج) آمده‌است که شهر تبریز در اوایل دورهٔ ساسانی (سدهٔ سه یا چهار میلادی) بنا شده‌است و یا به احتمال بیش‌تر در سدهٔ هفتم این واقعه روی داده‌است.

از فتح آذربایجان توسط اعراب تا ایلخانان
در زمان فتح آذربایجان به‌دست اعراب در سال ۲۲ هجری، آن‌گونه که در کتاب فتوح‌البلدان بلاذری آمده‌است، توجه سپاه اعراب بیش‌تر متوجه شهر اردبیل بوده‌است و حتی نامی از تبریز در فهرست شهرهایی که مرزبان پارسی از آن‌ها سربازگیری کرده‌بود، نیامده‌است. چنین پیداست که تبریز همان‌گونه که «فاستوس بیزانسی» اشاره‌کرده‌است، در قرن چهارم میلادی ویران شده‌بود و در زمان حملهٔ اعراب، قریه‌ای کوچک بیش نبوده‌است.

پس از فتح آذربایجان، گروهی از اعراب در آذربایجان ساکن شدند. در زمان خلافت منصور عباسی (۱۳۶ـ۱۵۸)، و در حدود سال ۱۳۷ هجری، مردی به‌نام «رَوّاد» از قبیلهٔ «اَزْد» از قبایل مشهور یمن در تبریز مسکن گزید و پسران او اقدام به ساخت نخستین دیوار شهر کردند. به گفتهٔ یاقوت حموی، تبریز قریه‌ای بود تا آن‌که رواد ازدی در زمان متوکل عباسی به آن درآمد. پس از رواد، پسرش «وجنا» با برادرانش در آن‌جا قصرها ساختند و گرد شهر دیوار کشیدند. سپس مردم به آن شهر درآمدند.

نویسندگانی مانند ابن خرداذبه، بلاذری و طبری، تبریز را در بین شهرهای کوچک آذربایجان نام برده‌اند. درحالی‌که مقدسی شهر را تحسین کرده و هم‌عصر او ابن حوقل (حدود ۳۶۷ هجری) تبریز را آبادتر از اغلب شهرهای کوچک آذربایجان می‌شمارد. این شهر از نیمهٔ اول سدهٔ سوم هجری روبه گسترش نهاد و اهمیت آن در منطقهٔ آذربایجان به اندازه‌ای بود که متوکل عباسی پس از زمین‌لرزهٔ سخت و ویرانگر تبریز در سال ۲۴۴ هجری، بی‌درنگ فرمان بازسازی شهر را صادر نمود. تبریز که در دورهٔ فرمانروایی «ابومنصور وهسودان روادی» روبه گسترش و آبادانی نهاده‌بود، در اثر زمین‌لرزهٔ سال ۴۳۴ هجری مجدداً به‌شدت آسیب دید.

به‌طوری‌که ناصرخسرو که در ۴۳۸ هجری از این شهر دیدن کرده‌است، مساحت تبریز را ۱۴۰۰ در ۱۴۰۰ گام بیان کرده که بر این اساس به‌نظر نمی‌رسد مساحت شهر متجاوز از یک کیلومتر مربع بوده‌باشد. اعضای خاندان روادیان تا ۴۴۶ هجری با چند وقفه، حاکمان تبریز بوده‌اند. در این سال طغرل سلجوقی، وهسودان روادی را خراج‌گزار خود کرد و به گفتهٔ ابن اثیر، طغرل در سال ۴۵۰ هجری «مملان بن وهسودان» را به حکمرانی آذربایجان گماشت. الب ارسلان (جانشین طغرل) در ۴۶۳ حملان را از حکومت آذربایجان برکنار نمود و نزدیک به چهارصدسال فرمانروایی خاندان روادی را در این سرزمین پایان داد.

در نوشته‌های تاریخی از دوران سلجوقی، اشاره‌های زیادی به تبریز یافت نمی‌شود. در راحةالصدور آمده که طغرل جشن ازدواج خود را با دختر خلیفه در نزدیکی این شهر برپا ساخت. بعد از وفات سلطان محمود غزنوی (به‌سال ۵۲۵ هجری) بین داود پسر سلطان محمود و مسعود برادر وی تنشی جهت تصاحب تبریز پیش آمد که در این میان داود پیروز شد و تبریز را مقر حکومت خود ساخت. آن‌چنان که از شواهد تاریخی برمی‌آید از زمان قزل ارسلان (۵۸۲-۵۸۷ هجری) به بعد تبریز برای همیشه پایتخت آذربایجان گردید.

در ابتدای قرن هفتم هجری مغول‌ها دوبار به تبریز حمله بردند ولی با دریافت غرامت بازگشتند. در سال ۶۲۷ هجری مغول‏ها در نهایت بر تمام آذربایجان و به‌خصوص تبریز دست یافتند.

از ایلخانان تا جنبش مشروطه سفینهٔ تبریز؛ از آثار برجستهٔ ادبی دورهٔ ایلخانان که در بین سال‌های ۷۲۱ تا ۷۲۳ هجری توسط ابوالمجد تبریزی در تبریز گردآوری و کتابت شده‌است.

اوج شکوفایی تبریز در زمان ایلخانان بود؛ یعنی زمانی که این شهر پایتخت قلمرویی بود که از نیل تا آسیای میانه گسترده شده‌بود. تبریز در دوران تیموریان، قراقویونلوها و اوایل سلسلهٔ صفویه نیز پایتخت ایران بوده‌است. این شهر به‌سال ۱۵۰۰ میلادی (۹۰۶ هجری) به تصرف شاه اسماعیل درآمد و نخستین پایتخت ایران جدید در دورهٔ صفویه شد. در این زمان حدود دوسوم جمعیت ۲۰۰-۳۰۰ هزار نفری تبریز سنی‌مذهب بودند و به‌زودی سیاست‌های سختی جهت تحمیل مذهب شیعه بر سنیان تبریز اعمال گردید.

نزدیکی این شهر به مرز ایران و عثمانی موجب شد که تبریز در برابر تهدیدهای این حکومت آسیب‌پذیر شود؛ به‌طوری که چندین‌بار به تصرف عثمانیان درآمد تا این که شاه تهماسب صفوی در سال ۱۵۱۴ میلادی (۹۲۰ هجری) پایتخت را از تبریز به قزوین منتقل نمود. تبریز در دورهٔ قاجار ولی‌عهدنشین این سلسله بود و ولی‌عهدان سلسلهٔ قاجار در این شهر اقامت می‌گزیدند.

تبریز در جنبش مشروطه نقشی مهمی برعهده داشت و دلیری و فداکاری کسانی چون ستارخان (سردار ملی)، باقرخان (سالار ملی)، و شیخ‌الاسلام به پیروزی جنبش و گرفتن مشروطه منجر شد. پس از سرکوب مشروطه توسط محمدعلی شاه قاجار تمام حرکت‌های مشروطه‌خواهانه در تهران خاموش شدند؛ اما در تبریز و تنها در چند محلهٔ آن، هنوز کسانی بودند که حاضر باشند تا پای جان از این دست‌آورد پاسداری کنند. ستارخان و پیروانش در محلهٔ امیرخیز، باقرخان از محلهٔ خیابان و مارالان و ارامنهٔ این محله‌ها و حدود یک‌صد داوطلب مسلحی که توسط روشنفکران ارمنی شهر از قفقاز سازماندهی شده‌بودند، شروع به مقاومت کردند و به‌تدریج چند محلهٔ دیگر نیز به آن‌ها پیوستند.

مقاومت آن‌ها در مقابل نیروهای طرفدار محمدعلی شاه، به سرکردگی امام جمعهٔ تبریز و با حمایت طایفهٔ شاهسون و دیگر مدافعان استبداد، ماه‌ها ادامه داشت تا این‌که در اصفهان و گیلان نیز مردم به‌پا خواستند و مشروطه‌خواهان با فتح تهران به پیروزی رسیدند. در واقع شروع قیام مشروطه‌خواهان برعلیه استبداد محمدعلی شاهی، از شهر تبریز بوده‌است.

رونق مبادلات تجاری و فرهنگی تبریز و مرکزیت اقتصادی این شهر در طول سده‌ها، به پیشرفت و گسترش نهادهای مدنی و اجتماعی تبریز منجر شده‌است. به‌ویژه در دوران قاجار، تبریز به‌سبب همجواری با روسیه و عثمانی و نزدیکی این شهر به راه‌های ارتباطی غرب، نقطهٔ آغازین بسیاری از پیشرفت‌ها در سطح کشور بوده‌است.

در این دوران بسیاری از جنبش‌های فکری، تحولات اجتماعی، اقتصادی و فنی و بسیاری از نهاد‌های مدنی پیش از تهران و دیگر نقاط ایران، در این شهر شکل می‌گرفت. بسیاری از اولین‌های تاریخ ایران مانند اولین چاپخانه، اولین سینمای عمومی، اولین کودکستان و اولین مدرسهٔ کر و لال‌های ایران، ادبیات نوین، نمایشنامه‌نویسی به زبان فارسی و آذری، اولین خیابانی که در ایران دارای برق شد و... در تبریز بوده‌اند.

در سال ۱۳۲۴ خورشیدی فرقهٔ دموکرات آذربایجان با حمایت شوروی سعی در برپایی حکومتی مستقل از دولت مرکزی ایران کرد و تبریز مرکز فعالیت‌های این گروه بود. ولی با بیرون‌رفتن نیروهای شوروی، این فرقه نیز با شکست سختی روبه‌رو شد. سیاست دوران شوروی کمونیستی و استالین موسوم به «دیوار آهنین» و بسته‌شدن مرزهای شمالی ایران در این دوران، ضربهٔ بزرگی به رونق شهر -به‌عنوان مرکز مبادلات منطقه با همسایگان شمالی ایران- وارد نمود. در ۲۹ بهمن ۱۳۵۶ خورشیدی، تظاهرات مردم تبریز به مناسبت چهلمین روز کشته‌شدگان ۱۹ دی ۱۳۵۶ تظاهرات قم به درگیری کشید و معترضین عملاً بیش‌تر نقاط شهر را تسخیر نمودند.

در سال‌های نخست بعد از انقلاب ایران در سال ۱۳۵۷، طرفداران «حزب جمهوری خلق مسلمان ایران»، برخی ناآرامی‌ها را در این شهر پدید آوردند که با دخالت دولت ایران و تعطیلی حزب مذکور، این ناآرامی‌ها خاتمه یافت. تبریز در سال‌های جنگ عراق با ایران نقش بارزی داشت و حضور نیروهای داوطلب از تبریز در آن دوران درخور توجه بود. بنابر آمار رسمی موجود، شمار کشته‌شدگان این شهر در این جنگ بیش از ۴٬۲۰۰ تن بوده‌است.

ادامه مطلب

نوشته شده در : جمعه 30 تیر 1396  ساعت :6:39 PM   |   توسط :علی پورامامی نظرات (0)

درباره ما

بایگانی

آمار بازدیدها

  • کل بازديد : 6645
  • تعداد کل مطالب : 30
  • تعداد کل نظرات : 0
  • تاریخ ایجاد وبلاگ : پنج شنبه 28 تیر 1397 

تماس با ما

پست الکترونيکي :
وب سایت :

خبرنامه