«کار به مثابه يک ارزش»عنوان سرمقالهي روزنامهي رسالت به قلم صالح اسکندري است كه در آن ميخوانيد؛سنت نام گذاري سالها توسط رهبر معظم انقلاب در يکي دو دهه گذشته برکات زيادي براي کشور و مردم به همراه داشته و اين عنوان بندي به بخشي از فرهنگ عمومي جامعه در ابتداي سال تبديل شده است.البته هدف از اين نام گذاري ها گفتمان سازي جهت التفات بيشتر مردم و مسئولان به نيازها و ملزومات حياتي کشور است.
دهه چهارم انقلاب دهه پيشرفت و عدالت توامان است. بديهي است در اين دهه بايد امکانات مساعد در مسير اين دوگانه تعالي را تقويت و اصطکاکات موجود را فروکاهيد و در عين حال براي آينده برنامه ريزي کرد.
رهبر معظم انقلاب دور انديشانه سال1389 را تحت عنوان ” همت مضاعف، کار مضاعف ” نام گذاري نمودند و تاکيدفرمودند: “شعارهاي هر سال، نمايشي و تشريفاتي نيست و طبعا همه مشکلات را هم حل نمي کند بلکه انگشت اشاره اي است که راه و روش را نشان مي دهد که امسال نيز با توجه به اهداف بلندتر ملت و کشور، بايد همتي برتر فراهم آورد و کارهاي بيشتر و جدي تر انجام داد.”
مطالعات و پژوهش هاي مختلف درباره علل کندي و صعوبت پيشرفت در ايران نشان مي دهد که يکي از موانع عمده در کنار ساير عوامل، اصطکاکات فرهنگي بويژه ضعف فرهنگ و اخلاق کار در ايران است.
اقتصاددانان و متخصصان مديريت معمولا مجموعه ارزشها، هنجارها، ايستارها و دانشهاي مشترک و پذيرفته شده يک گروه کاري را فرهنگ کار مي گويند.
اما فرهنگ کار درايران پديده مبهمي است و هرچند تعريف متقني از آن متناسب با مختصات فرهنگي و مردم شناسي ايراني ها ارائه نشده است اما نوعا اعتقاد بر اين است با هر تعريفي که در ذهن سيال جامعه بر آن توافق و تقاعد عمومي وجود داشته باشد باز فرهنگ کار در ايران در سطح پاييني قرار دارد.
اگر سنگاپور در هر سال فقط معادل100 ميليارد دلار نرم افزار مي فروشد و اگر مردم ژاپن تنها800 ميليارد دلار در حساب هاي پس انداز خود پول دارند و اگر چيني ها امروز فقط بيش از40 درصد بازار واردات آمريکا را به توليدات خود اختصاص داده اند و اگر برزيلي ها لکوموتيو اقتصاد دنيا در دهه آينده هستند و اگر ... بدون ترديد فرهنگ کار در اين کشورها يکي از دلايل موفقيت هاي عظيم اقتصادي آنها بوده است.