هنوز از در حرم بیرون نیامده بود که چادرش را برداشت؛
روسریش را
شل تر کرد و آهی کشید و گفت: داشتم خفه می شدم.
همینطور که بهش نگاه می کردم، چشمم به کیفش افتاد که شاید 2-3 کیلویی بود
خواستم بگویم، ای چادر! چقدر غریبی؛
که صدای تق تق کفش هایش توجه مرا به خودش جلب کرد،
کفش هایی با پاشنه های آنچنانی که حتی راه رفتن را به سختی انجام می داد
و گفتم:ای چادر! چقدر غریبی ...
چقدر غریبی که حاضرند کیف پر از وسایل تباهیشان را ساعت ها بر دوش بکشند، اما وزن کم تو را تحمل نکنند.
ای چادر! چقدر غریبی؛ اگر با کفش های پاشنه بلندشان و .....صد بار زمین بخورند با خنده بلند می شوند
اما کافیست یک بار با تو برایشان اتفاقی بیفتد، چقدر سریع کنارت می زنند
و برای کنار زدنت فلسفه می بافند و آیه توجیه می کنند.
حجاب، سکوی پرواز زن به سمت آسمان است
نمی دانم چرا برخی به زمین عادت کرده اند؟
راه رفتن با کفش های پاشنه بلند و گرفتن کیف سخت تر است یا پوشیدن چادر؟
آرام و سربه زیر..
بی نگاهی..
بی کلامی..
از کنارم میگذری و من احساس امنیت میکنم
حتی در کوچه های خلوت شهرم!
آرامش حضور"یک مرد" درهمین حوالی!
+...و به مردان با ایمان بگو :
چشم های خود را از نگاه به نامحرمان فرو گیرند
و عفاف خود را حفظ کنند
و این برای آنان پاکیزه تر است.
خداوند به آنچه انجام می دهند، آگاه تر است..(سوره نور)
امام علی علیه السلام در خطبه 16 می فرمایند:
چپ و راست گمراهى، و راه ميانه،جادّه مستقيم الهى است كه قرآن و آثار نبوّت، آن را سفارش مىكند،
و گذرگاه سنّت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم است و سرانجام،بازگشت همه بدان سو مىباشد.
التماس دعا ....موفق باشید

