سالهاست که جنگ پایان یافته ولی هنوز عطش شهادت بر لبهای خشک و ترک خورده ی بشر تازیانه می زند. آن زمان که دروازه های بهشت باز بود هر کس با حرفه ای خود را به آن باب می رساند و ما نسل سومی ها هم که دستمان در گیر صفر و یک است بابی را گشودیم تا جرعه ای را تا شهادت بنوشیم. افتخار ما اینست که سرباز ولایت فقیه هستیم هرچند دستمان خالیست اما دل های مان پر است از عشق به ولایت.
ذبیح الله یعنی آﻥ ﮐﻪ در راﻩ ﺧﺪاوﻧﺪ ﻗﺮﺑﺎﻧﯽ ﺷﺪﻩ اﺳﺖ، همچون سید الشهدا (ع) . به دلیل رشادت های یاران ابا عبدالله الحسین (ع) در راه دین اسلام ماهم همراه شدیم تا راه یاران ایشان در جنگ را ادامه دهیم.
با کاروان حسینی / روز اول صفر؛ وارد کردن سر مطهر امام حسین (ع) به شام
حدیث آذرماه :بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد. امام حسین (ع)
دوشنبه 3 آذر 1393 | 9:43 AM
همه جا تزیین شده است، بسیاری از رهگذران لباس نو پوشیدهاند و به یکدیگر تبریک میگویند، اینها را حاکم وقتبه مردم حکم کرده است و این در ادامه تبلیغات ایام طولانی گذشته است... جارچیان احکام حاکم را با صدای بلند در سطح شهر شام جار میزنند...
روز اول صفر است، قرار است اسرای واقعه کربلارا از دروازه کوفه، وارد شهر کنند.
امروز مصادف است با روز اول ماه صفر، رخدادهای این روز به شرح زیر است:
وارد کردن سر مطهر امام حسین (ع) به شام
بنیامیه این روز را به خاطر ورود سر مطهر امام حسین (ع) به شام عید قرار داد.
ورود اهل بیت (ع) به شام
با رسیدن خبر نزدیک شدن اسرای اهل بیت (ع) به دمشق، یزید دستوراتی صادر کرد از جمله آنکه:
1. تاجی جواهر نشان و تختی مرصع به سنگهای قیمتی آماده کنند.
2. بزرگان هر صنف با کمک یکدیگر شهر را در کمال زیبایی زینت کنند.
3. تمام اهل شهر لباسهای زینتی بپوشند و خود را بیارایند.
4.همگی در معابر رفتوآمد کرده، به یکدیگر تبریک بگویند.
5. پس از آمادگی کامل با طبل و شیپور به استقبال اسرا بروند.
6. جارچیان در شهر جار بزنند "سرهای بریده و زنان و اطفال کسانی به شهر وارد میشوند، که به قصد براندازی حکومت عازم عراق بودهاند، ولی عامل خلیفه یعنی "ابن زیاد" آنها را کشته است. هر کس خلیفه را دوست دارد امروز شادی کند".
شامیان نیز کوتاهی نکرده و بر فراز بامهای خانهها بیرقهای رنگارنگ برافراشتند و در هر گذری بساط شراب پهن کردند.
نغمه آوازه خوانان بلند بود و مردم دسته دسته به سوی دروازه کوفه در دمشق میرفتند و عدهای از شهر خارج شده بودند. این در حالی بود که اهل بیت(ع) مصیبت زده و داغدار پیامبر (ص) را - که جبرئیل امین پاسبان حریم محترمشان بود- همراه با نیزهداران تازیانه به دست و بیرحم وارد دروازه ساعات کردند. شامیان همین که اسرا را دیدند زبان به جسارت گشودند.
در آن شهر چه گذشت...؟
قلم را یارای نوشتنش نیست...
ویرایش: وبلاگ ذبیح الله / راسخون
منبع:- تقویم شیعه، عبدالحسین نیشابوری، انتشارات دلیل ما، 1387
ما ز نسل مصطفی و حیدریم ما بسیجی های خطِ رهبریم گر عیان گردد که فرمان می دهد هر بسیجی بشنود جان می دهد با ولی تجدید بیعت می کنیم باز هم قصد شهادت می کنیم