مطالعه خوب و مفيد، وابسته به امور مختلفي است كه
عبارتند از:
1. مطالعة مناسب، به ويژه مطالعة متون دشوار، بايد زماني باشد كه
انسان بيشترين نشاط را دارد؛ ولي خواندنيهاي تفريحي يا اخبار و... را در
مواقع خستگي نيز ميتوان انجام داد.
2. مكان مناسب از نظر داشتن نور كافي، سكوت و نبودن هر چيزي كه حواس
را پرت ميكند؛ مانند تابلوهاي هنري، ريخت و پاش وسايل شخصي، درجه حرارت
نامناسب و... .
3. استفاده از لوازم كمك آموزشي مناسب.
4. نشاط روحي - رواني و سلامت جسمي. در اين رابطه، نرمش صبحگاهي،
كمك شاياني به شما ميكند.
5. تناسب متن مورد مطالعه با سطح فكر و نياز.
6. تنظيم وضعيت، مانند رعايت فاصله و نشستن به گونهاي كه كاملا بر
متن مسلط باشيد و پرهيز از لميدن.
7. داشتن شيوه و روشي براي فهم بهتر متون. در اين رابطه، به توضيحات
زير توجه كنيد: بندشناسي، جانمايه اصلي نگارشها، بندها (پاراگرافها)
ميباشند و كسي كه به مطالعة متون ميپردازد، اگر شناخت درستي از بندها
نداشته باشد، تا حدي سرگردان ميشود و كمتر يا ديرتر به درك مطلب اصلي
ميرسد. بنابراين، اول بايد بدانيم يك بند از چه عناصر و مؤلفههايي تشكيل
ميشود؛ تا به سرعت بتوانيم مطالب لازم را از دل آن بيرون كشيده، پيامش را
دريافت كنيم. هر بند مشتمل بر يك موضوع يا عنوان اصلي (Main Topic Sobyect)
ميباشد كه تمام بند، پيرامون آن سخن ميگويد.
البته
بندها از نظر كيفيت داراي اقسام مختلفي از قرار زيرند:
1. توصيفي؛ بندهايي كه به شرح و بيان ويژگيها، اوصاف و خواص موضوع
ميپردازند.
2. تحليلي؛ بندهايي كه به تجزيه و تحليل موضوع اصلي و مؤلفهها و
عناصر تشكيل دهندة آن ميپردازد.
3. تعليلي؛ بندهايي كه به بيان علل و عوامل و شرايط پيدايش موضوع
ميپردازند. در راستاي مسئلة فوق، ممكن است يك بند شامل چند موضوع فرعي
(Subtopics) باشد كه همة آنها در ارتباط با موضوع اصلي باشند و مطالعه
كننده بايد مواظب باشد كه بين موضوع اصلي و موضوعات فرعي، اشتباه نكند و
ذهن خود را به انحراف نكشاند؛ مثلا ممكن است شما در يك بند، علل مشكلات رفت
و آمد در تهران را مطالعه كنيد. در اين جا، موضوع اصلي، مشكلات رفت و آمد
تهران و نوع قضيه، از قسم سوم است و موضوع مذكور، مانند محوري است كه تمام
مطالب ديگر، گرد آن ميچرخند. آن گاه در لابهلاي مطالب زياد و با شرح و
تفصيلات و تمثيلات متعدد، ممكن است شما سه موضوع را پيدا كنيد كه موضوعاتي
فرعي و در رابطه با موضوع اصلي هستند و آنها عبارتند از: زيادي ماشينها،
بينظمي در رانندگي و عرض كم خيابانها.
سه مطلب فوق، چه بسا به اين صراحت و وضوح بيان نشده و در لابهلاي
جملههاي مختلف، پيچيده شده باشد؛ ولي مطالعه كننده بايد بكوشد با سرعت هر
چه تمامتر، اين مطالب را از لابهلاي حرفهاي پراكنده، بيرون كشد و در ذهن
خود يا بر صفحه كاغذ، ترسيم نمايد؛ آن گاه با خواندن آن، به راحتي
ميتواند از موضوع اصلي به فرعي برسد و مطالب را خلاصه و دستهبندي كند.
نكتة ديگري كه بايد به آن توجه كنيد، اين است كه نويسندگان براي بيان
مطالب خود در بندهاي كتابها و مقالات، از شيوة واحدي پيروي نميكنند و از
نظر روش نيز به سه دستة زير تقسيم ميشوند:
1. برخي ابتدا به شرح توصيفي يا تحليلي پرداخته، موضوع اصلي را در
آخر بند، به صورت نتيجهگيري بيان ميكنند.
2. برخي از آنها موضوع اصلي را به صورت تيتر يا جملة كوتاهي در اول
بند ذكر كرده، سپس به توصيف يا تحليل و تعليل آنها ميپردازند و به دنبال
آن، موضوعات فرعي را ميآورند.
3. برخي ممكن است در لابهلاي عبارات، آن هم به صورت تلويحي و
نامصرح، به موضوع اصلي اشاره كنند. بنابراين، كليد فهم يك متن، شناخت
بندهاست و كليد شناخت بندها نيز به دست آوردن موضوع اصلي و سپس موضوعات
فرعي و كيفيت نسبت و رابطة آنها با يكديگر است؛ يعني شناخت ماهيت و چگونگي
بند از نظر توصيفي، تحليلي يا تعليلي بودن است. اكنون پيشنهادهايي تقديم
ميگردد و لازم است با جديت تمام، برنامة زير را به مدت سي روز، اجرا كنيد:
1. در هر روز، يك ساعت را براي مطالعه، طبق برنامة پيشنهادي اختصاص
دهيد.
2. متني متناسب با سطح درك و آگاهي خود براي مطالعه انتخاب كنيد.
3. زمان مطالعه به گونهاي باشد كه بيشترين نشاط را دارا باشيد و صبح
زود بهتر است.
4. مكان مطالعه، بايد داراي ويژگيهاي
زير باشد:
الف) نور كافي داشته باشد.
ب) دور از سر و صدا و رفت و آمد ديگران باشد.
ج) فاقد چيزي باشد كه مانع تمركز حواس ميشود.
5. وضعيت خود را به گونهاي تنظيم كنيد كه بر متن مورد مطالعه، كاملا
مسلط باشيد؛ مثلاً در حال خوابيدن يا لميدن به چپ و راست، مطالعه نكنيد و
فاصلة لازم را نيز رعايت كنيد.
6. يك مداد و يك دفتر (بدون پاككن، زيرا اصل بر آن است كه اشتباه
نكنيد و چيزي را پاك نكنيد) در كنار خود بگذاريد.
7. سر ساعت معين، مطالعه را شروع و با سرعت هر چه تمامتر، يك صفحه
از كتاب را مطالعه كنيد.
8. پس از پايان صفحه، بيدرنگ كتاب را ببنديد و هرگز دوباره به همان
مطلب نگاه نكنيد و به آن صفحه مراجعه نكنيد و به سرعت، مطالب اصلي متني را
كه خواندهايد، با مداد در دفتر يادداشت كنيد و اگر مطلبي يادتان نيامد، يا
احساس كرديد كه آن را نفهميدهايد، اعتنا نكنيد و رد شويد و چنان كه تذكر
داده شد، هرگز به متن مراجعه مجدد نكنيد؛ زيرا در صورت مراجعه از اول،
ميزان دقت و قدرت فراگيري ذهن شما كاهش يافته و با اين كار، ضربة بزرگي به
خود خواهيد زد.
9. سپس صفحة دوم را شروع كرده، با سرعت هر چه تمامتر، ادامه دهيد و
در صورت امكان، روي هيچ مطلبي درنگ نكنيد؛ حتي اگر آن را نفهميديد؛ زيرا
سرعت مطالعه به تدريج، موجب سرعت فهم و يادگيري ميشود و بر عكس، درنگ در
آن، ذهن را كند و تنبل بار ميآورد. اين برنامه را يك ساعت ادامه دهيد.
10. در پايان، تعداد صفحاتي را كه مطالعه كرديد را يادداشت كنيد.
11. هر روز بر سرعت خود در مطالعه و نوشتن آن چه فهميدهايد، نسبت به
قبل، بيفزاييد.
12. در پايان سي روز، نتيجه و كيفيت كار و ميزان گسترش فهم و مقدار
سرعت افزون شده را گزارش كنيد.
علاوه بر آن چه گذشت، يك دوره آموزش تندخواني براي شما بسيار مفيد و
لازم است؛ زيرا هر چند مطالعة متون علمي نيازمند دقتي افزون بر ديگر متون
است، اما تندخواني، سرعت فراگيري ذهن، تمركز حواس و قدرت و سرعت ديد را
بيشتر ميسازد و هر اندازه در اين زمينه بيشتر تمرين كنيد، موفقيت
افزونتري در درسها و مطالعات خود كسب خواهيد كرد.
کارشناسان مسايل کودک 5 راه توصيه ميکنند که با کمک و به کارگيري
آنها ميتوانيد کتاب خواندن را به يک لذت براي فرزندتان تبديل کنيد:
1 به شخصيتهاي داستاني جان بدهيد
کتاب خواندن به اندازه کافي خستهکننده است و اگر مطلب کمي پيچيده
باشد به سرعت فرد را زده ميکند. اگر فرزند شما نيز از خواندن زود خسته
ميشود، همراه با او بنشينيد. کتاب را با صداي بلند بخوانيد و به شخصيتها
جان بدهيد. براي يک فرد خشن صدايتان را کلفت و براي يک مظلوم صدايتان را
نازک کنيد... و پس از مدتي از فرزندتان بخواهيد که همين کار را انجام دهد و
شما به کتاب خواندن او گوش دهيد. شايد اين کار کمي از وقت شما را بگيرد
اما براي آن ارزش قايل شويد تا لذت کتاب خواندن فرزندتان تبديل به عادت
شود.
2 او را به کتابخانه ببريد
کتابخانه تنها مکاني است که انسان را براي مطالعه سر شوق ميآورد. به
يکي از کتابخانههاي بزرگ شهرتان مراجعه کنيد و برحسب سن فرزندتان او را
به قفسه مربوط به کتابهاي رده سنياش راهنمايي کنيد. به اين ترتيب او
احترام گذاشتن و ارزشمندي کتابها را ميآموزد. در همين حين تمامي قوانين
مربوط به کتابخانه از جمله سکوت، تعداد کتبي که ميتواند به امانت بگيرد و
زمان بازگرداندن کتب را به او يادآوري کنيد. در کتابخانه اجازه بدهيد خود
او در قفسهها به دنبال کتاب مورد علاقهاش بگردد و پس از مدتي نيز در اتاق
خود او کتابخانهاي کوچک بسازيد.
3 او را عضو گروه
کنيد
فرهنگسراهاي محلي معمولا مکانهايي براي مطالعه، نوشتن يا ديگر
فعاليتهاي گروهي دارند. گروه ميتواند کودکان را سر ذوق بياورد. وقتي يکي
از آنان کتابي زيبا ميخواند، در مورد آن با ديگران سخن ميگويد و همين
امر باعث غرق شدن کودکان در دنياي فانتزي کتابها ميشود.
4 برايش مجله بخريد
فقط به دنبال خريد کتب درسي، کمکدرسي يا کتابهاي رمان نباشيد.
مجلات يا حتي کتابهاي مصور براي کودکان بسيار جذاباند. همراه با او براي
خريد مجلات برويد و اجازه بدهيد از ميان مجلات انتخاب شده براي رده سني او،
خود کودکتان مجلهاي را انتخاب کند. شايد او از خواندن کتاب هريپاتر لذت
نبرد و ترجيح بدهد فيلم آن را تماشا کند. پس به او اجبار نکنيد و اجازه
بدهيد خود او انتخابگر باشد.
5 داستانهاي ترانهدار
انتخاب کنيد
اگر فرزند شما کمسن است و ميخواهيد لذت مطالعه را در او بيدار
کنيد، کتابهايي را تهيه کنيد که همراه آنها ديسک يا کاست ترانه به فروش
ميرسد. ميتوانيد شب هنگام موقع خواب کتاب را به دست فرزندتان بدهيد و
نوار را روشن کنيد تا او همراه با شنيدن نوار آهنگدار کتاب مربوطه را هم
ورق بزند و تصاويرش را نگاه کند. پس از مدتي نيز ميتوانيد به همراه او
آوازها را حفظ کنيد و بخوانيد.
براي تقويت مهارت مطالعه در فرزندانمان چه بايد بكنيم؟ مطالعه يكي از
بخشهاي مهم زندگي همه ماست و تقريبا بيشتر كارهايي را كه در طول روز
انجام ميدهيم، در برميگيرد. نياز به مطالعه در تمامي ابعاد زندگي حس
ميشود به عنوان مثال، خواندن مطالب مرتبط با شغلمان در محيط كار، علائم
خيابانها و جادهها در زمان رانندگي و حتي ديدن برخي از اطلاعات به صورت
زيرنويس در تلويزيون و بسياري از موارد ديگر نشان ميدهد كه اين نياز در
همه جنبههاي زندگي انسان لازم و ضروري است. روانشناسان معتقدند كودكاني
كه مهارت خواندنشان بالاست، دانشآموزاني موفق هستند.
تجربه مادري اهل مطالعه
اشاره به تجربه 35 ساله جوليا، مادر 60 ساله انگليسي كه در سالهاي
عمرش با تلاش فراوان مطالعه را به عادتي مفيد براي فرزندانش تبديل كرده و
حالا شاهد موفقيت و پويايي آنها در زندگيشان است، خالي از لطف نيست .
جوليا ميگويد: «مطالعه كردن، بهترين و با ارزشترين فعاليتي است كه
من و فرزندانم از آن لذت ميبريم. من به عنوان مادر 2 فرزند كه لازم بود در
بسياري از اوقات كارهاي زيادي را به عنوان وظايف مادرانه خود انجام بدهم،
از اينكه مطالعه كردن تبديل به پلي براي وصل شدن من و فرزندانم به يكديگر
شده بود، احساس رضايت ميكردم. عادتي كه اشتراكات زيادي براي هر 3 ما به
وجود آورده بود. براي اينكه مطالعه به عادتي خانوادگي براي ما تبديل شود،
تا زماني كه فرزندانم به سنين 11 و 13 سالگي رسيدند، ما هر شب در كنار هم
كتاب ميخوانديم. يك كتاب مشترك كه هر سه نفر ما را به عمق داستان فرو
ميبرد؛ مثل سريالهاي تلويزيوني هميشه قصه را در بخش حساس قطع ميكرديم و
ادامه آن را براي شب بعد ميگذاشتيم. اين كار ما را ترغيب ميكرد تا براي
مطالعه ادامه داستان انگيزه بيشتري داشته باشيم، علاوه براين كه انگيزه
بچهها براي ادامه مطالعه بيشتر ميشد، قوه تخيل آنها براي پيش بيني حوادث
بعدي داستان قوي و قويتر ميشد. بعضي وقتها پيشبينيها براي ما تبديل به
يك بازي سرگرم كننده ميشد كه طي آن من براحتي ميتوانستم ابعاد مختلف
وجودي فرزندانم را بهتر بشناسم. خواندن كتابهاي داستان در كنار هم، ذهن
همه ما را در مقابل موقعيتهاي مختلف باز كرد و ما را در شرايطي قرار داد
كه خود را به جاي قهرمان قصه بگذاريم، فكر كنيم و شرايط او را با تمام وجود
حس كنيم. كمكم بخشي از وقت مطالعه ما به بازي نقش قهرمانان داستانها
تبديل شد كه براي بچهها بسيار جذاب و دوست داشتي بود. مطالعه، بازي، رشد و
تعالي روحي تمام چيزهايي بود كه ما در اين تجربه مشترك به آن دست پيدا
كرديم. مطالعه به من آموخت كه چگونه به شيوهاي درست مسووليت بزرگ كردن
فرزندانم را به عهده بگيريم. فرصت كامل شدن را به هر سه ما هديه داد و
مخصوصا من به عنوان يك مادر دريافتم كه چگونه و از چه راهي عشق و محبت خود
را با تمام وجود نثار فرزندانم كنم.»
استقلال در
مطالعه
اين مادر انگليسي ادامه ميدهد: با بالا رفتن شناخت من از فرزندانم
در طول مطالعات مشتركمان، به مرحلهاي رسيدم كه در شرايط مختلف زندگي
راحتتر توانستم با مشكلات آنها مواجه شوم و سريعتر به حل مسائل آنها نائل
شوم. در آغاز سنين نوجواني آنها به مرحله اي رسيدند كه خود به صورت مستقل
شروع به مطالعه كردند، اما ارتباط ما قطع نشد. هر شب راس همان ساعت قبل
دركنار هم مينشستيم و مطالعه ميكرديم، اما با اين تفاوت كه اين بار به
جاي يك كتاب مشترك هر يك كتابي در دست داشتيم و تنهايي به مطالعه آن
ميپرداختيم. بعضي از اوقات در كنار هم اطلاعات كتابهاي خود را با هم
مبادله ميكرديم و هر سه در مطالعه يكديگر شريك ميشديم. مطالعه خيلي زود
به فرزندانم كمك كرد كه آنها به سخنوراني بسيار ماهر تبديل شوند. گاهي شاهد
بودم كه در موقع صحبت كردن از كلماتي زيبا و يا بزرگ استفاده ميكردند.
آنها براي خوب صحبت كردن سعي در استفاده از لغات زيبا و در عين حال سنجيده
ميكردند. اين تغيير و تحولات من را نيز بر آن داشت تا نسبت به شيوه صحبت
كردنم تجديد نظر كنم و با فرزندانم همراه شوم. علاوه بر نوع صحبت كردن،
مطالعه تاثير بسيار زيادي در عميق شدن افكار ما داشت و به ما صبري داد تا
هيچگاه عجولانه و بدون تفكر و تعمق در هيچ مسالهاي نسبت به حل آن اقدام
نكنيم. ارزش اين مطالعات و سفرهاي تخيلي براي من و فرزندانم بياندازه بود،
تا جايي كه من احساس كردم هر 3 ما در حال رشد كردن و بزرگ شدن هستيم.»
جوليا اضافه ميكند: «وقتي به گذشته فكر ميكنم، با تمام وجود حس
ميكنم كه مطالعه راهي جديد براي تغيير ما به سمت و سويي درست و سنجيده
بود. اكنون من و فرزندانم ارزش مطالعه را فهميدهايم و از آن لذت ميبريم.
وقتي پدر يا مادري براي تبديل مطالعه به عادتي مفيد و پسنديده براي
فرزندانش اقدام ميكند، با تمام وجود رشد گام به گام آنها را احساس ميكند و
از اينكه رشد و تعالي فرزندانش در مسيري درست انجام ميگيرد احساس رضايت
ميكند.جوليا در پايان ميگويد: «حالا بعد از 35 سال مطالعه، من و فرزندانم
به طور كامل از لحاظ روحي و فكري به يكديگر نزديك شدهايم. حالا ميتوانم
آيندهاي پرشور و حرارت كه براي فرزندانم آرزو داشتم، روشنتر و كاملتر از
آنچه كه در ذهنم ميپروراندم پيشرو ببينم؛ چيزي كه شايد آرزوي هر مادري
باشد.»
اولين و آخرين گام براي علاقهمند كردن فرزندانمان به مطالعه، تبديل
آن به يك عادت خانوادگي است و بهترين توصيه براي ايجاد زمينه مناسب براي
آن، اين است كه از خود شروع كنيد؛ چون بچهها كارهايي را انجام ميدهند كه
در اطراف خود ميبينند. اگر آنها شاهد مطالعه روزانه شما باشند، در
برزگسالي خود نيز به فردي اهل مطالعه تبديل ميشوند. از آنجا كه شروع اين
حركت مهم بايد از طرف خود شما باشد، در اولين قدم براي عضويت در يك
كتابخانه عمومي اقدام كنيد. با رفت و آمد در محيط كتابخانه فرزند خود را
با فضا و افراد اهل مطالعه مواجه و آشنا كنيد، گاهي اوقات به كتاب فروشيها
سر بزنيد و براي خود و فرزندتان كتاب بخريد. براي ايجاد انگيزه در بچهها،
بعضي از اوقات آنها را تشويق كنيد تا كتابهايشان، علائم رانندگي جادهها،
مطالب درج شده روي بستههاي خوراكي و خيلي از چيزهاي ديگر را براي براي
شما بخوانند. وقتي شما بتوانيد مطالعه را به يك عادت لذت بخش براي پر كردن
اوقات اضافي خود تبديل كنيد، فرزندتان هم ياد ميگيرد كه براي پركردن اوقات
فراغت خود از مطالعه بهره بگيرد.
پاسخ به اين پرسش مستقيما به سن كودك شما بستگي
دارد. براي مثال كتاب بچههاي بسيار كم سن و سال بايد پر از تصاوير با
رنگهاي شاد و براق باشد و نوشتههاي كميداشته باشد در حالي كه كتابي كه
براي كودكان بزرگتر طراحي و نوشته ميشود، مثلا بچههاي 10 ساله، بايد
نوشتههاي زيادي داشته باشد و نيازي نيست حتما تصاوير رنگارنگي داشته باشد
البته در هر صورت وجود تصاوير هيجانانگيز در كتاب، براي هر سني جالب توجه
است. يك تصوير بهتر از 1000 كلمه منظور را ميرساند. قبل از انتخاب كتاب
براي كودكان بهتر است نكاتي را در نظر بگيريد. اول از همه، كتاب بايد
محتواي خلاقانهاي داشته باشد و خواندن آن براي كودك هيجان انگيز باشد،
علاوه بر اين بايد توالي اتفاقات در داستان سريع باشد، شخصيتهاي داستان
بايد به خوبي معرفي شده باشند و براي كودك باورپذير باشند. مشكلات
شخصيتهاي داستان بايد مشابه مشكلاتي باشد كه كودك در آن سن با آنها مواجه
ميشود. وجود صحبتهاي خنده دار و جوكهاي با مزه در لا به لاي گفتگوي
شخصيتها ضروري است. تقسيمات كتاب بايد به گونهاي باشد كه خواندن كتاب را
براي كودك آسانتر كند. فونت نوشتههاي كتاب بايد به چشم كودكان آشنا باشد،
اين نكته به فهم و شناخت بيشتر كلمات توسط كودك كمك ميكند. بهتر است
كتاب با اطلاعات كمي شروع شود، فقط اطلاعات ضـروري مانند اطلاعات كلي در
مورد شخصيت اصلي داستان، اساميو محل زندگي آنها بايد در ابتداي كتاب باشد.
اطلاعات زايد كودك را خسته ميكند و او ديگر ميلي براي خواندن نخواهد داشت
علاوه بر اين انتهاي كتاب بسيار مهم است. در انتها همه مشكلات بايد حل شده
باشند و كتاب پايان خوشي داشته باشد خصوصا اگر خوانندگان كتاب كودكان
خردسال هستند. تعداد صفحات كتاب هم از اهميت خاصي برخوردار است، كتابهايي
كه نوشته و عكس با هم دارند بايد بين 34-25 صفحه باشند و كتابهاي مصور
نبايد بيش از 16 صفحه داشته باشند. كتابهاي با جلد مقوايي دوام بيشتري
خواهند داشت و حتما دقت داشته باشيد كه گوشه صفحات كتاب گرد باشد تا مانع
از آسيب رسيدن به كودك شود. يك واقعيت روانشناسي در مورد كودكان اين است
كه به نظر ميرسد آنها به دو دنياي متفاوت تعلق دارند. يكي دنياي خارجي و
اتفاقاتي است كه در آن روي ميدهد و ديگري دنياي دروني، زندگي احساسي و
افكار و دريافتهاي آنها است. كتابهاي مصور به هر دو اين دنياهاي موازي
اشاره ميكنند چون دسترسي به دنياي دروني كودكان و فهم محتواي آنها دشوار
است استفاده از عناصر زندگي روزانه به ماكمك ميكند تا دنياي پنهان آنها را
بهتر بشناسيم. كودكان عاشق داستانهاي تخيلي هستند و آنها را به
كتابهايي با داستانهاي واقعي ترجيح ميدهند. آنها عاشق شخصيتها و
اتفاقات تخيلي هستند بطور كلي هر آنچه كه قوه تخيل و كنجكاوي آنها را تحريك
كند و مرموز باشد. البته داستان بايد داراي محتواي آموزنده قوي باشد. يك
داستان خوب بايد به كودك نكات اخلاقي، فرهنگي و ارزشهاي مذهبي را آموزش
دهد. براي اين كه كودك آينده درخشان و شادي داشته باشد بايد قدرت عشق را
بشناسد، در مورد صداقت، شجاعت، عدالت، احساس همدردي با ديگران و فرق بين
خوب و بد شناخت پيداكند. يك كتاب خوب براي كودكان، بايد شخصيتهايي
داشته باشد كه بتواند در شرايط سخت ، درست تصميم بگيرند، شجاعانه براي زنده
بودن و زندگي تلاش كنند و در تمام مراحل از اصول صحيح اخلاقي پيروي كنند.
بچه كوچك شما ممكن است قبل از اين كه حروف را
بياموزد كلمات كاملي را كه مي بيند ياد بگيرد. مثلاً بتواند كلماتي را كه
روي تابلوي علايم راهنمايي و رانندگي ست بخواند. يا كلمه رستوران را در سر
در رستوران ها تشخيص دهد. كتاب ها را با شخصيت هاي مختلف بخوانيد. بچه
ها بايد فرصت اين را داشته باشند كه كتاب ها را با شخصيت هايي كه مثل آنها
نگاه مي كنند و حرف مي زنند بخوانند. در عين حال بچه ها از خواندن داستان
درباره شخصيت هاي تخيلي لذت مي برند. مثل صحبت كردن حيوانات كه قدرت تصور
وعلاقه شان را در هنگام بازي تقويت مي كند بچه هاي كوچك كم كم ياد مي
گيرند كه داستان ها ساختار مشخص و عناصر به خصوصي دارند. هنگامي كه بچه
كوچك شما به داستان ها گوش مي دهد، ياد مي گيرد كه همه قصه هاي خوب يك
شروع، يك بخش مياني و يك پايان دارند. او همچنين با نگاه كردن به جلد كتاب
پيش بيني مي كند كه داستان كتاب درباره چيست، بعداً ممكن است چه اتفاقي
بيفتد يا چگونه داستان تمام مي شود. بچه هاي كوچك مي آموزند كه شخصيت هايي
در داستان وجود دارند و مي فهمند كه اين شخصيت ها در چه جايگاهي قرار مي
گيرند (كجا و چه موقع در داستان مطرح مي شوند). در كتاب چيزهايي هست كه
شنونده مي خواهد بداند. بچه شما از مقايسه شخصيت هاي كتاب با خودش و با
زندگي واقعي مردم ديگري كه آنها را مي شناسد، لذت مي برد. بچه كوچك شما
ممكن است وانمود كند كه مي خواند. بچه هايي كه به طورمرتب برايشان كتاب
خوانده شده است چنين وانمود مي كنند كه براي خودشان يا عروسك ها و حيوانات
اسباب بازيشان كتاب مي خوانند. آنها داستان را با استفاده از كلمات يا
جملات خودشان مي خوانند. والدين يا كساني كه از بچه ها نگهداري مي كنند
ممكن است مشاهده كنند كه بچه هاي كوچك وانمود كردن به خواندن را با بازيشان
قاطي مي كنند. مثلاً در بازي وقتي كيك درست مي كنند دستورالعملي هم براي
درست كردن آن مي خوانند. بچه هاي كوچك مي آموزند كه جهان از حروف پر
شده. در طول سال هاي پيش از مدرسه بسياري از بچه هاي كوچك مي توانند الفبا
را به صورت حفظي يا آواز بخوانند. آنها ممكن است شروع كنند به اين كه حروف
شبيه به هم را تشخيص دهند، مخصوصاً حروفي كه در اسمشان يا نام فاميلشان،
نام هاي دوستانشان و والدينشان است. براي بچه هاي كوچك در سنين پيش از
مدرسه پيدا كردن حروف مشابه در خانه يا در فروشگاه خيلي هيجان انگيز است و
آنها مي خواهند به خانواده هايشان و كساني كه از آنها نگهداري مي كنند نشان
دهند كه مي دانند:"من حرف ب ديگري پيدا كردم. يا اينجا يك حرف نون كوچك
است". كتاب هاي مورد علاقه كودكانتان را هر روز و دوباره و دوباره
بخوانيد. خواندن كتاب هاي شعري به گسترش آگاهي كودكتان از صداها در زبان
كمك مي كند. اين يك توانايي ست كه اغلب موفقيت در خواندن در پايه هاي اول
مدرسه را در پي دارد. بچه ها همچنين از داستان كتاب هاي قابل پيش بيني كه
با شعر و سرودهاي قابل حفظ كردن همراه است، شادمان مي شوند. كتاب ها را
با شخصيت هاي مختلف بخوانيد. بچه ها بايد فرصت اين را داشته باشند كه كتاب
ها را با شخصيت هايي كه مثل آنها نگاه مي كنند و حرف مي زنند بخوانند. در
عين حال بچه ها از خواندن داستان درباره شخصيت هاي تخيلي لذت مي برند. مثل
صحبت كردن حيوانات كه قدرت تصور وعلاقه شان را در هنگام بازي تقويت مي كند.
با هم از خواندن كتاب هاي شعر لذت ببريد. بچه ها از خواندن كتاب هاي
با الگوهاي شعري لذت مي برند. بچه هاي كوچك استفاده از شعرهاي بدون احساس
را خنده دار و نوعي بازي تلقي مي كنند. هنگامي كه شما اين شعرها را مي
خوانيد از بچه تان دعوت كنيد تا بعضي از كلمات شعر را پركند. هنگامي كه
كتاب مي خوانيد، شكل هاي مهم كتاب را هم به بچه نشان دهيد. قبل از اين كه
شروع به خواندن كنيد، تيتر و نام مؤلف را روي جلد كتاب به بچه تان نشان
دهيد. شما مي توانيد بگوييد:"عنوان اين كتاب... است. اين كتاب را ...
نوشته. تصاويرش را... كشيده." هنگامي كه كتاب مي خوانيد، هر كلمه را با
انگشتتان به بچه نشان دهيد. اين كار كمك مي كند تا كودكتان يك به يك كلمات
خوانده شده و نوشته شده را با هم تطبيق دهد. همچنين اين روش توجه فرزندتان
را به اين جلب مي كند كه بين كلماتي كه مي گوييد و كلماتي كه روي صفحه است
ارتباط برقرار كند. نشان دادن كلمه همچنين روي مفهومي كه مي خوانيم تأكيد
مي كند. از داستان ها استفاده كنيد تا بچه تان را براي آموختن كلمات
جديد آماده كنيد. تمركز روي كلمات جديد فهم و درك او را هنگام خواندن
افزايش مي دهد. شما مي توانيد پيشرفت دايره لغات فرزندتان را با توجه دادنش
روي كلمات جديد يا غير معمول داستان افزايش دهيد. فقط هنگامي كه توجه او
را به كلمات جديد جلب مي كنيد با اين كلمات حالت شوخي و تفريح داشته باشيد و
به فرزندتان كمك كنيد تا آنها را در زندگي واقعي به كار برد. مثلاً بعد از
آموزش كلمه "غرق شدن" در يك داستان، مي توانيد به كودكتان نشان دهيد كه
قايق اسباب بازي در وان حمام كودك واژگون شده و حيوانات حالا در آب هستند.
ترجمه و تصویر: حمیده احمدیان راد منبع: pbs
parents//020.ir/
يكى از كمبود «كتاب» مىنالد، ديگرى از كمبود «مطالعه» . گاهى
كتاب و كتابخانه موجود و دم دست است، اما اشتياق مطالعه و انگيزه
كتابخوانى نيست . گاهى هم شوق خواندن هست، اما يا نمىدانيم «چه
بخوانيم؟» ، يا آنچه را مىخواهيم، نمىيابيم يا گران است و دسترسى به آن،
مشكل . بهرحال، «مطالعه» خوراك روح و فكر انسان است و «كتاب» ،
سفرهاى است كه غذاهاى گوناگون را در اختيار خوانندگان مىگذارد . اگر
اشتهاى ما كور شده باشد، كتابها چه تقصيرى دارند؟ پس نبايد ضعفها را هميشه
به گردن ديگران و مسؤولان فرهنگى انداخت . گاهى بى رغبتى به مطالعه،
مىتواند عامل بسيارى از نارساييهاى فكرى و ضعف بينش و سطحى نگرى در مسايل
مربوط به انديشه و جامعه باشد . «نويسندگان» ، به صورت توليدكنندگان
فراوردههاى فكرى، يا به عنوان عامل تهيه و توزيع و عرضه، سهم و نقش دارند،
نقشى كه گاهى بنيادين و سرنوشتساز است . دانشجو، بايد «جوياى دانش»
باشد، هميشه، همه جا و در هر شرايط . بايد با كتاب، دوستشد، انس گرفت، در
سفر و حضر آن را همراه داشت و خستگىهاى روحى و عدم نشاط را با آن درمان
كرد و مطالعه را گامى براى جلوگيرى از هدر رفتن فرصتها دانست . خوشبختانه
«كتاب و مطالعه» ، با همه گسترشها و تنوعى كه در رسانهها و امكانات
ارتباطى و اطلاع رسانى و فيلم و فرستنده و ماهواره و . . . پديد آمده،
جايگاه خود را دارد و «كتابخوانى» بخش عمدهاى از اوقات بسيارى را به خود
اختصاص مىدهد . به كتاب، بايد به ديد يك «پزشك روح و فكر» نگريست . كتابخانه،
كمتر از داروخانه نيست . تاثير مطالعه بر فكر و اخلاق و ديدگاهها و زندگى
انسان نيز، ناچيزتر از قرص و كپسول و گياهان دارويى و مراقبتهاى بهداشتى
نيست . كمبود مطالعه، در هر شخص و جامعهاى كه باشد، يك عارضه نامطلوب است
كه بايد با آن مقابله كرد و به درمانش پرداخت و افراد بى خيال را به
«عارضه» بودن آن توجه داد . اين توجه و اين نياز، در حيات دانشجوى، هم
ضرورىتر و هم مشهودتر است . وقتى كتاب، درمان روح است و مطالعه هم
غذاى فكر و جان، در گزينش اين دارو و نسخه گرفتن از پزشكان انديشه
(نويسندگان و صاحبان فكر و قلم) بايد دقيق بود، زيرا عوارض مطالعات نادرست و
كتابخوانى غلط، يا خواندن كتابهاى مضر و بيهوده و فرصت كش، بيش از غذاى
مسموم است و بيشتر لغزشها، معلول كم اطلاعى يا خواندن آثار سست و ضعيف يا
انحرافى است، يا پذيرش القاءات و انديشههاى بى بنياد و مغالطه آميز برخى
از اهل قلم . پس چندان ناروا نيست اگر از طريق مطالعه، به نوعى «كتاب
درمانى» روى آوريم و بيمارى هايى همچون ياس و نوميدى، افسردگى، جهل، شك،
بيخبرى، ضعف بينش، كاستىهاى اخلاقى، گمراهىهاى سياسى و انحرافات اعتقادى
را با مطالعه آثار متقن و سودمند و جذاب، درمان كنيم و ناتوانى خويش را در
عرصه انديشه، با خواندن آثار غنى جبران كنيم و توانا شويم . از هر كس
هم عذر «اهل مطالعه نيستم» پذيرفته باشد، از دانشجو پذيرفته نيست، چرا كه
تار و پود حيات دانشجويى، با علم و كتاب و استاد و بحث و مطالعه و پرسش و
كاوش آميخته است . و خواندن، جزو خميرمايه زندگى جوانان ما در اين مقطع از
تحصيلات و زندگى و عمر است . از ديگرسو، براى انبوه كتابهاى بى شمار و
جديد و خواندنى هم بايد فكرى كرد و چارهاى انديشيد، چون قطعا به خواندن
همه خواندنىها نمىرسيم . چه راهى مىماند؟ جز انتخاب و به گزينى و
اولويتبندى؟ ! اين نوعى به بهرهورى رساندن ساعات عمر و «مديريت زمان»
است . بدون اين گزينش و مديريت، ظرفيت ذهنى ما از آنچه كه ضرورى و مفيد و
اولويت دار نيست پر مىشود و جا و زمينه و فرصتبراى «اولويتهاى
مطالعاتى» باقى نمىماند . از همين جا، لزوم بهرهگيرى از متد و روش
آشكار مىشود، چون مطالعه روشمند، بازدهى بيشترى دارد و كتاب خوانى بدون
اصول و ضوابط و روش درست، ضايعات فكرى و وقتى پيش مىآورد و . . . چه بسيار
انسانها كه از بيهودگى آنچه در گذشته خواندهاند، يا نادرستبودن روش كار
كتابخوانى، گله مندند و متاسف . ولى، حسرت مشكلى را حل نمىكند . به
جاى آنكه كتاب، شمار را غافلگير كند و وقتشما را در سلطه خويش بگيرد،
«قدرت انتخاب» را از دست ندهيد، مطالعه «فعال» داشته باشيد نه «انفعالى»
، گزينشى عمل كنيد نه از دم و كيلويى! وقتى در هر كارى، داشتن روش،
مسير، برنامه و طرح، كارساز و مفيد است، چرا در مطالعه نباشد؟ سير مطالعاتى
و طرح مطالعاتى و راهنماى كتابخوانى و مشاوره درباره اينكه چه بايد خواند و
چگونه و چه مقدار و درباره كدام موضوع و . . . نشانه ارزششناسى درباره
عمر و جوانى و نعمت فرصت و فراغت است . روشمندى، در هر كارى از جمله
مطالعه، ما را به بيشترين دستاورد با كمترين تلاش و هزينه مىرساند، يعنى
نوعى پيموندن راه «ميان بر» است . حتما در اين زمينه، كتابهاى مستقلى را
كه نگاشته شده و حاصل دانش و تجربه پيش كسوتان است، بخوانيد . در
مطالعه، «كميت» و مقدار، نبايد برتر از «كيفيت» تلقى شود . زياد خواندن
مهم نيست، خوب و عميق خواندن و خوب فهميدن و نيكو به كار بستن مهم است . به
هر حال، «كمبود وقت» را كه خيلىها از آن مىنالند، مىتوان با نظم در
كتابخوانى و تنظيم وقت مطالعه و جلوگيرى از هدر رفتن لحظات و فرصتها حل
كرد . اگر كسى ارزش سرمايه عمر را بداند و غافل نشود كه اين مجالها و
ميدانها، شايد ديگر هرگز به دست نيايد، اينگونه در خرج كردن سرمايه زمان و
عمر، ولخرجى و ريخت و پاش نمىكند و حسابگرانه مىكوشد تا اين سرمايه را
به سودرسانى برساند و از دست و دل بازى پرهيز مىكند . آنچه را
مىخوانيد، با ديگران به بحثبگذاريد، از مطالعاتتان حتما
يادداشتبرداريد، مطالعه موضوعى را بر «پراكنده خوانى» ترجيح دهيد، موارد
مبهم و نيازمند به سؤال را هنگام مطالعه، يادداشت كنيد، هنگام خواندن،
تمركز فكرى خود را حفظ كنيد و كنترلى بر ذهن خويش داشته باشيد، كتابهاى
خوب و ضرورى را كه بايد حتما خواند، از اساتيد هر فن و كارشناسان هر موضوع
بپرسيد و اگر خيلى خوب و مفيد است، به يك بار خواندن آن اكتفا نكنيد . درباره
آنچه مىخوانيد، عميقا بينديشيد و در ذهن خود آنها را حلاجى كنيد، مطالعات
خويش را براى ديگران بازگو كنيد، تا هم در ذهن خودتان بيشتر رسوخ كند و از
يادتان نرود، هم به ديگران هم از محصول مطالعات خود، بهره برسانيد، با
كتاب، دوستباشيد و اوقات فراغتخود را با كتابخوانى پرنشاط كنيد، با
خريد كتابهاى خوب، نياز روح و فكر خودتان را (مثل نياز شكم) برطرف سازيد، كتابهاى
خوب و اثر گذار يا پر مطلب و غنى را به دوستانتان هم معرفى كنيد، از
«محتكران كتاب» نباشيد و به ديگران هم امانتبدهيد تا خانه و اتاق شما يك
«كتابخانه امانى» گردد . اگر پول خريد كتاب نداريد، يا از كتابخانه يا
از دوستان و آشنايان، امانتبگيريد و پس از خواندن و يادداشتبردارى، به
همان صورت اوليه (سالم و تميز) به صاحبش برگردانيد . بارى . . .
رفاقتبا كتاب، انس با مطالعه!
اکثر دانش آموزان با شروع تعطیلات نوروزی از
کتابهای درسی خود فاصله گرفته و نسبت به انجام تکالیف ومرور درسهای خود
بيميل هستند و يا برنامهاي براي مطالعه نوروزي خود ندارند. داشتن يك
برنامه سنگین و غيرواقع بينانه نه تنها نتیجه مثبتی در بر نخواهد داشت،
بلکه انگيزه مطالعه را از بين خواهد برد. براي همين برنامه پيشنهادي زير
ميتواند كمكي براي دانش آموزان باشد: 1. برنامه مطالعاتي خود را از
روز دوم تا دوازدهم تعطيلات نورز تنظيم كنيد. 2. دفترچهاي به منظور
ثبت برنامه مطالعاتي خود دراين ايام تهيه كنيد و در آن جداولي را براي
هرروز به منظور ثبت كليه فعاليتها ومطالعات روزانه اختصاص دهيد. 3.
برنامه خود را با حذف عواملي كه در روز قبل منجر به عدم مطالعه مفيد شما
شده، به روز نماييد. 4. فردي را درصورت امكان به عنوان ناظر انتخاب
كنيد تا بر فعاليت روزانه شما در اين ايام نظارت كند. اين عمل ميتواند
مطالعه شما را هدفمند كند. 5. زمانهاي استراحت، به انجام امور دلخواه
اختصاص داده شود. داشتن روحيه شاد بهترين عامل براي مطالعه است. 6.
مواقعي كه بيحوصله ميشود بهتراست دروسي كه احتياج به تمركز زياد دارند،
يا دشوار هستند را مطالعه نكنيد زيرا يادگيري مطلوبي به دست نمي آيد.
برنامه درسي دوره ابتداي و راهنمايي
1. دانش آموزان دوران
ابتدايي مي توانند،حداقل روزی 1 تا 2 ساعت و راهنمایی 3 تا 4 ساعت و در
صورت شرکت در تیزهوشان روزی 4 ساعت مطالعه داشته باشند. 2. دروس رياضي
وعلوم يك روزدرميان در برنامه گنجانيده وثابت باشد و هرروز به مطالعه يك
درس مانند (فارسي ،ديني،...) براي ابتدايي و (زبان ،عربی ،جغرافیا و...)
براي راهنمايي، اختصاص داده شود. 3. طرح تعدادي مشخص سوال از هر درس در
روز و پاسخگويي به آن در يادگيري و موثر ميباشد. 4. میتوان مطالعات
غیردرسی را هم در جدول مطالعات روزانه ثبت كرد.
برنامه
درسي دوره پيش دانشگاهي وكنكور
1. زمانهای مطالعه را به دوقسمت صبح و
عصر تقسیم كنيد و برای هر قسمت 5 ساعت در نظر بگيريد. 2. 60درصد از
مطالعه روزانه را براي دروس اختصاصی و 40درصد به دروس عمومی در نظر گرفته
شود. 3. بعد از مطالعه هر مبحث 15 دقیقه به استراحت اختصاص داده شود. 4.
از مطالب مطالعه شده، خلاصهاي تهيه كنيد و آن را در آخر روز مرور كنيد. 5.
بعد از مطالعه هر مبحث ابتدا تمرينهاي تشريحي و سپس تستهاي مربوطه را حل
كنيد. 6. تستهاي دروس اختصاصي، همان روز و دروس عمومي يك روز بعد زده
شود. 7. آخرهفته را به مروركليه درسهاي طول هفته و زدن تست اختصاص
داده شود. 8. براي مطالعه دروس اختصاصي پيش دانشگاهي ميتوان با توجه
به رشتهاي كه براي انتخاب مدنظر است، آن درس را در اولويت قرار داد. 9.
اين ايام بهترين موقع براي مطالعه و مرور دروس پايه سال اول و دوم
دبيرستان ميباشد. پس اين دروس را در برنامه خود در نظر بگيريد.
بهارك طالبلو كارشناس ارشد برنامه ريزي آموزشي www.hamshahrionline.ir
آيا در روزگار سعدي، كودكان و نوجوانان، كتابهاي خود را
داشتهاند؟
گلستان و ادبيات كودكان
پيش از ورود به بحث،
ذكر دو نكته را ضروري ميدانم: 1ـ كتابهاي معتبر ادبيات فارسي كه در
طول ساليان دراز، با ديده تأييد همهجانبه، به آنها نگاه و با آنها رفتار
شده، كمتر مورد ارزيابي انتقادي قرار گرفتهاند. اين رفتار سبب ميشود تا
خوانندگان اين زمانه، در خوانشهاي خود، چه بسا دچار ترديد شوند و بعضي از
نكات مطرح شده در آنها را با ساز و كار امروزي سازگار نبينند و يا از سر
تأييد به دانشآموزان بياموزند. اين مقاله، با هدف روشن شدن جايگاه ادبيات
كودك و نوجوان در گلستان سعدي، نوشته شده است. نويسنده اين مقاله،
ادعاي اين را ندارد كه پژوهشي كامل و همهسويه در مورد موضوع ياد شده انجام
داده است، بلكه بابي را فتح كرده تا پس از اين ـ اگر لازم ديده شد ـ
ديگران هم از اين معبر، رفت و آمد كنند. روشن نمودن روش پيشينيان در
نگارش متن و رعايت نقش همه افراد جامعه و شيوه اين حق نگهداري، به
نويسندگان و تدوينكنندگان متون ادبي ـ البته آموزشي ـ نشان خواهد داد كه
متنها تاريخ مصرف دارند و همه زماني و همه مكاني نيستند. جايگزيني ديد
نسبيگرا به ديدگاه مطلقگرا، خود هدفي آموزشي به حساب ميآيد. 2ـ روش
تحقيق در نگارش اين مقاله، روشي كتابخانهاي ـ تحليلي است. علاقهمندان
ديگر مي توانند از روشهايي مانند ميداني ـ مصاحبهاي نيز استفاده كنند و
با پرسش از خوانندگان (كودكان ـ نوجوانان ـ مربيان و نويسندگان)، به نتايج
دلخواه برسند. گلستان سعدي، در سال 656 نوشته شده است. مصلحالدين شيرازي،
اين مطلب را در بيتي، چنين گفته است: در آن ايام كه ما را وقت خوش بود
ز هجرت، ششصد و پنجاه و شش بود گلستان، دستاورد مصلحالدين
شيرازي، از سير و سفر دراز او در خاورميانه و آفريقاست. او، ديدهها و
شنيدههاي خود را با زباني تركيبي و شيرين، در قالب حكايتهاي كوتاه، به
رشته تحرير درآورده است. اين شيوه، پيش از مصلحالدين شيرازي، مرسوم نبوده
است. شيوه سعدي در گلستان، مورد استفاده و استقبال نويسندگان فراواني قرار
گرفت و همانندهايي (نظيرههايي) نيز ساخته شده است. چنان كه جامي، نگارستان
و ديگران كتابهايي به نامهاي خارستان و مُلستان و… را به پيروي از سعدي
نوشتهاند. گلستان، علاوه بر ديباچه، داراي هشت فصل است. در اين هشت
فصل، بيش از يكصد و هشتاد حكايت كوتاه و بلند، گنجانده شده كه به مناسبت
حال و هوا و لايههاي گونهگون اجتماع و موقعيت زماني و سنّي، دستهبندي
شدهاند: 1ـ ديباچه 2ـ در سيرت پادشاهان 3ـ در اخلاق درويشان 4ـ
در فضيلت قناعت 5ـ در فوايد خاموشي 6ـ در عشق و جواني 7ـ در
ضعف و پيري 8ـ در تأثير تربيت 9ـ جدال سعدي با مدعي 10ـ در
آداب صحبت مخاطبان گلستان، آحاد مردماند. داستانها و حكايتهاي
گلستان، ساخت و بافتي دارند و با زباني ساخته شدهاند كه در روزگار ما،
براي فهم و درك كودكان و نوجوانان، دشوار مينمايد. آيا در روزگار
سعدي، كودكان و نوجوانان، كتابهاي خود را داشتهاند؟ كودكان سدههاي
چهارم، پنجم، ششم، هفتم و… (به ويژه كودكان و نوجوانان مقطع زماني نگارش
گلستان و پس از آن)، به مثابه جمعيتي پرشمار، اما كماهميت مطرح بودهاند.
آنها (بيشتر درخانوادههاي تهيدست) با گرسنگي و سوءتغذيه و بيماري و سختي
و ستم (ستم پدر و مادر، روابط اجتماعي) و بيسوادي روبهرو بودهاند. تنها
اندكي از اين كودكان و نوجوانان، فرصت راهيابي به مكتبخانهها را به دست
ميآوردند. در مكتبخانه هم كتابهايي را ميخواندند كه اساساً براي عموم
مردم نوشته ميشدهاند. در سدههاي نخستين پس از چيرگي اعراب (سدههاي سوم و
چهارم)، كتاب كليله و دمنه در مكتبخانهها براي كودكان و نوجوانان تدريس
ميشد و در سدههاي بعد نيز كتابهايي از قبيل كيمياي سعادت (امام محمد
غزالي)، قابوسنامه (عنصرالمعالي كيكاووس بن اسكندر وشمگير) و بوستان و
گلستان، درسنامههاي كودكان و نوجوانان در مكتبخانهها بودند. ويژگي غالب
ادبيات اين سدهها، حضور پررنگ عناصر اندرز و پند است. به همين سبب، اين
نوع ادبيات را ادبيات اندرزي نام نهادهاند. درونمايه همه اين كتابها،
اخلاق و تعليم و تربيت، اما ساختار بيروني آنها با هم تفاوت دارد. در
«كيمياي سعادت» و «قابوس نامه»، اندرز با زباني مستقيم و لحني آمرانه بيان
شده، در حالي كه در گلستان سعدي، زبان علاوه بر زيبايي و آهنگين بودن،
غيرمستقيم، در لفافه حكايت و داستان به بيان نكتههاي اخلاقي و اندرز
ميپردازد. به هر حال، نگاه نزديك به حكايتهاي گلستان، بحث را كاربردي
خواهد كرد. نكته ديگري كه در ادبيات عمومي سدههاي پيشين به چشم ميخورد،
در مخاطبشناسي آن و همان نگاه مذكرانه و مردانه است: اي پسر! هان و
هان تو را گفتم كه تو بيدار شو كه من خفتم (نظامي گنجوي) سر به
لطفي و جاني اي پسر خوشتر ازجان چيست، آني اي پسر (عراقي) چو
خواهي كه نامت بماند به جاي پسر را خردمندي آموز و رأي (سعدي) نگاه
مردانه و مذكرانه، در سراسر متون ادبيات ايران حضور دارد. شاعران و
نويسندگان در طول تاريخ، همواره كوشيدهاند تا پيكرهاي از جمعيت انساني را
ناديده بگيرند. آنها حتي در خطاب آدمها نيز جانب انصاف را رعايت
نكردهاند. نمونههاي مشهور زير، رويكرد اقتدارگرايانه و مردمسالارانه
شاعران و نويسندگان را به خوبي نشان ميدهد: اي برادر تو همه انديشهاي
مابقي خود استخوان و ريشهاي مرد آن است كه در كشاكش دهر سنگ
زيرين آسيا باشد صورت زيباي ظاهر هيچ نيست اي برادر سيرت زيبا
بيار! كار هر كس نيست خرمن كوفتن گاو نر ميخواهد و مرد كهن مردان
خدا پرده پندار دريدند يعني همه جا غير خدا يار نديدند دامنه اين
رويكرد يك سويه، به گستراكِ ادبيات فارسي و انديشه جانبدار شاعران و
نويسندگان مذكر است. گويي موجودي به نام زن حضور ندارد، كار نميكند، سيرت و
صورت ندارد، پرده پندار نميدرد و... نمودار شماره يك : داستانهاي
مناسب براي كودكان و نوجوانان1
عنوان فصل تعداد حكايت
تعداد حكايت مناسب براي كودك و نوجوان آغازبندي حكايت
ديباچه ــ ــ ــ در
سيرت پادشاهان 42 2 1ـ سرهنگزادهاي را بر در سراي اغلمش ديدم كه عقل و
كياستي و فهم و فراستي زايدالوصف داشت.1 2ـ يكي از پسران هارونالرشيد
پيش پدرآمد خشمآلوده كه فلان سرهنگزاده مرا دشنام مادر دارد.2 در
اخلاق درويشان 48 1 ياد دارم كه در عهد طفوليت، متعبد بودم و شبخيز… 3 درفضيلت
قناعت 27 2 1ـ دو اميرزاده در مصر بودند، يكي علم آموخت و ديگري مال
اندوخت.4 2ـ يكي از حكما پسر را نهي كرد از بسيار خوردن كه سيري مرد را
رنجور دارد.5 در فوايد خاموشي 14 ندارد ـــ در عشق و جواني 21 1
1ـ ياد دارم كه در ايام جواني گذر داشتم به كويي6 در ضعف و پيري 9
ندارد ــ در تأثير تربيت 19 8 1ـ يكي از وزرا پسري كودن داشت. پيش يكي
از دانشمندان فرستاد.7 2ـ حكيمي پسران را پند همي داد كه جانان پدر هنر
آموزيد.8 3ـ يكي از فضلا، تعليم ملكزادهاي كردي و ضرب بيمحابا
زدي.9 4ـ معلم كتـّابي را ديدم در ديار مغرب، ترش روي.10 5ـ
پادشاهي پسر به اديبي دادو گفت اين فرزوند توست.11 6ـ فقيره درويشي
حامله بود. مدت حملش به سر آمد. درويش را در همه عمر فرزند نيامده بود...12
7ـ طفل بودم. بزرگي را پرسيدم از بلوغ...13 8ـ توانگرزادهاي را
ديدم كه بر سر گور پدر نشسته...14 نمودار شماره2 : داستانهايي كه
درصورت بازنويسي، براي كودكان و نوجوانان مناسبند عنوان فصل تعداد
حكايت تعداد حكايت مناسب بازنويسي كودكان و نوجوانان آغازبندي حكايت ديباچه
ــ ــ ــ در سيرت پادشاهان 42 7 1ـ ملكزادهاي را شنيدم كه كوتاه بود
و حقير...15 2ـ طايفه دزدان عرب بر سر كوهي نشسته بودند.16 3ـ
پادشاهي با غلامي عجمي در كشتي نشست.17 4ـ ملكزادهاي گنج فراوان از
پدر ميراث يافت...18 5ـ آوردهاند كه انوشيروان عادل را در شكارگاهي،
صيدي كباب كردندي…19 6ـ با طايفه بزرگان در كشتي نشسته بودم...20 7ـ
دو برادر بودند، يكي خدمت سلطان كردي...21 در اخلاق درويشان 48 2 1ـ
ياد دارم كه شبي در كارواني همه شب رفته بودم...22 2ـ يكي ازملوك مدت
عمرش سپري شد...23 در فضيلت قناعت 27 4 1ـ يكي از علما، خورنده بسيار
داشت...24 2ـ خشكسالي در اسكندريه پديد آمد...25 3ـ بازرگاني را
ديدم كه صد و پنجاه شتر بار داشت...26 4ـ يكي از ملوك با تني چند از
خاصان در شكارگاهي به زمستان، از عمارت دور افتادند...27 در فوايد
خاموشي 14 1 1ـ جواني خردمند از فنون فضايل خطي حظي وافر داشت...28 در
عشق و جواني 21 4 1ـ ياد دارم كه در ايام پيشين، من و دوستي چون دو مغز
بادام در پوستي صحبت داشتيم...29 2ـ طوطياي را با زاغي در قفس
كردند...30 3ـ رفيقي داشتم كه سالها با هم سفر كرده بوديم...31 4ـ
جواني پاكباز و پاكرو بود...32 در ضعف و پيري 9 4 1ـ روزي به غرور
جواني سخت رانده بودم...33 2ـ جواني چست و لطيف و خندان و شيرينزبان
در حلقه عشرت ما بود...34 3ـ روزي به جهل جواني، بانگ بر مادر
زدم...35 4ـ توانگري بخيل را پسري رنجور بود...36 در تأثير تربيت
19 5 1ـ پارسازادهاي را نعمت بيقياس، از تركه عمان به دست افتاد...37 2ـ
اعرابي را ديدم كه پسر خود را ميگفت...38 3ـ در تصانيف حكما
آوردهاند كه كژدم را ولادت معهود نيست...39 4ـ يكي از بزرگان پسري
شايسته داشت...40 5ـ پارسايي بر يكي از خداوندان نعمت، گذر كرد...41 جدال
سعدي با مدعي ـــ ـــ ـــ در آداب صحبت ـــ ـــ ـــ گلستان سعدي و
كتابهاي ديگر از اين دسته ازمنابع داستاننويسي براي كودكان و نوجوانان
به شمار ميروند. داستاننويسان، ميتوانند از اين حكايتها الهام
بگيرند و يا اين متنها را به زبان امروزي دوبارهنويسي كنند. در فرآيند
دوبارهنويسي، ميتوان ابزارها و عناصر داستاني را وارد كرد و متني داستاني
از روي متن مقامه (حكايت ـ داستان) و قصهوار ساخت براي نمونه، يكي از
حكايتهاي قابل بازنويسي را به لحن و زبان داستانهاي امروزي درميآوريم. حكايت
هفتم از فصل «در سيرت پادشاهان» نخست متن سعدي : [پادشاهي با
غلامي عجمي در كشتي نشست و غلام ديگر دريا را نديده بود و محنت كشتي
نيازموده. گريه و زاري در نهاد ولرزه بر اندامش اوفتاد چندان كه ملاطفت
كردند، آرام نميگرفت و عيش ملك از او منغص بود. چاره ندانستند. حكيمي در
آن كشتي بود. ملك را گفت اگر فرماندهي، من او را به طريقي خامُش گردانم.
گفت غايت لطف و كرم باشد. بفرمود تا غلام به دريا انداختند. باري چند غوطه
خورد. مويش گرفتند و پيش كشتي آوردند. به دو دست، در سكّان كشتي آويخت. چون
برآمد، به گوشهاي بنشست وقرار يافت. ملك را عجب آمد. پرسيد درين چه حكمت
بود؟ گفت از اول محنت غرقه شدن ناچشيده بود و قدر سلامت كشتي نميدانست.
همچنين قدر عافيت كسي داند كه به مصيبتي گرفتار آيد.] اي سير تو را
نان جوين خوش ننمايد معشوق من است آن كه به نزديك تو زشت است حوران
بهشتي را دوزخ بود اعراف از دوزخيان پُرس كه اعراف بهشت است فرق
است ميان آن كه يارش دربر با آن كه دو چشم انتظارش بر در43 روزي
پادشاهي با نوكر ايرانياش سوار كشتي شد. نوكر تا آن روز دريا را نديده بود
و سوار كشتي نشده بود و سختيهاي مسافرت دريايي را لمس نكرده بود. دلش
آشوب شد، حالت سرگيجه و استفراغ به او دست داد. به گريه افتاد. فرياد
ميزد: مرا پياده كنيد! هر چه دلدارياش ميدادند، ساكت نميشد.
پادشاه، حالش گرفته شد! كمكم داشت عصباني ميشد. نميدانستند چه كار كنند.
مردي در ميان مسافران بود. گفت: اي پادشاه! اگر اجازه بدهيد، من ساكتش
ميكنم. پادشاه جواب داد: اگر اين كار را بكني، در حق ما لطف كردي. آن مرد
دستور داد نوكر را در آب انداختند. نوكر سراسيمه در آب دست و پا ميزد و
كمك ميخواست. مويش را گرفتند و به كشتي نزديك كردند. نوكر كه حسابي آب
خورده و ترسيده بود، با دستهايش لبه كشتي را گرفت و بالا آمد. آب از همه
جايش ميريخت. رفت در گوشهاي نشست و ساكت شد. پادشاه تعجب كرد و پرسيد: چه
رازي در اين كار است؟ مرد دانا گفت: چون نميدانست غرق شدن و مردن
چقدر سخت است، قدر كشتي را نميدانست. حالا كه فهميده، ساكت شده و قدر
سلامتي را ميداند...» البته، ممكن است داستاننويسان حوزه كودك و
نوجوان، به فراخور توانايي خود، بازنوشته محكمتر و امروزيتر از متن
آهنگين و مسجع سعدي بيافرينند. بسياري از حكايتهاي گلستان را ميتوان
بازنويسي كرد و عناصر داستاني را در آنها به كار برد تا براي كودكان و
نوجوانان امروز، قابل فهم و استفاده باشد. داستاننويسان چندي، به اين
كار دست زدهاند و با استفاده از حكايتهاي گلستان، كليله و دمنه، مثنوي،
بوستان و كتابهاي ديگر، داستانهايي براي كودكان و نوجوانان نوشتهاند.
اين كار چند خاصيت خواهد داشت: ـ داستاننويسان را از كمبود سوژه نجات
ميدهد. ـ كودكان و نوجوانان را با كتابهاي بزرگ ادبيات فارسي آشنا
ميكند. نگاه سعدي به آموزش كودكان و نوجوانان گفتمان سعدي در
زمينه كودك و نوجوان و پرورش و آموزش آنها، گفتماني يك سويه و مردانه است.
درهمه گزارههاي ياد شده در نمودارهاي بالا و گزارههاي ديگر كه به علت
نامناسب بودن از يادكرد آنها خودداري شده، واژه «پسر» به معناي عام
«فرزند» به كار رفته است. سعدي در متون حكايي گلستان، ميكوشد از عنصر پند و
اندرز براي تغيير در رفتار كودكان ونوجوانان استفاده كند. سبك و سياق سعدي
در تربيت و شكل بيان، از نويسندگاني مانند نظامي، غزالي، عراقي،
عنصرالمعالي كيكاووس بن وشمگير و... پيشرفتهتر مينمايد. چرا كه سعدي،
از ساخت داستان (زباني غيرمستقيم)، براي بيان آموزههاي خود استفاده
ميكند. البته پيش از سعدي، نصرالله منشي، در داستان حكايتهاي تمثيلي
كليله و دمنه و عبيد زاكاني، در «رساله دلگشا» با زبان طنز، غيرمستقيم
گويي را در پيش ميگيرند. انگارهها و آموزههاي تربيتي سعدي، در
زمانه او، چه بسا نو و كاربردي بوده، اما در روزگار ما به علت تغيير
درنگرشها و مناسبات اقتصادي ـ اجتماعي و پيشرفت دانشهاي انساني، بسياري
از آموزههاي تربيتي و پرورشي سعدي درباره كودكان و نوجوانان، كارايي خود
را از دست دادهاند. امروزه ديگر اين سخن سعدي كه: «تربيت نيكو
نگردد آن كه بنيادش بد است تربيت، نااهل را چون گردكان بر گنبد است» غيرقابل
دفاع است. چرا كه در «بدي بنيادين» و «تربيتناپذيري» انسانها، ترديدهاي
جدي وجود دارد. مباني نظام تربيتي سعدي، برخاسته از تجربه شخصي او در
زندگي و سير و سفر و نيز آموزشها و باورهاي آييني و دانشي اوست. اصول
تربيتي مورد استفاده سعدي، زاييده مناسبات اجتماعي زمانه او است. در آن
نظام، تاريخ از زبان اول شخص مذكر روايت ميشود؛ اول شخصي كه در جايگاه يك
متكلم وحده و عقل كل نشسته و از دريچه داناي كل، به جهان پيرامون مينگرد و
درباره آن داوري و تصميمگيري ميكند. اين داناي كل، به علت عدم حضور
ديگران، به خود اجازه ميدهد تا به پير و جوان، زن و مرد، دارا و ندار و…
اندرز بدهد. نمودار شماره 3 : داستانهاي نامناسب براي كودكان و
نوجوانان در گلستان سعدي عنوان فصل تعداد حكايت تعداد حكايت براي كودك و
نوجوان تعداد حكايتهايي كه با اندكي تغيير براي كودك و نوجوان مناسبند
تعداد حكايتهاي نامناسب براي كودكان و نوجوانان ديباچه ــ ــ ــ كلاً
مناسبت ندارد در سيرت پادشاهان 42 2 7 33 دراخلاق درويشان 48 1 2
45 در فضيلت قناعت 27 2 4 21 درفوايد خاموشي 14 ــ 1 13 در عشق
و جواني 21 1 4 16 در ضعف و پيري 9 ــ 4 16 در تأثير تربيت 19 8 5
6 جدالسعدي بامدعي ندارد ندارد ندارد ــ در آداب صحبت ندارد
ندارد ندارد ــ جمع 181 14 27 139 درآناليز جدول بالا، چند نكته به
دست ميآيد: الف) 7/76 درصد ازحكايتهاي گلستان، براي مخاطبان حوزه
سني كودك و نوجوان، مناسب نيست. علتهاي مناسب نبودن اين اندازه از حكايت ـ
داستانوارههاي گلستان با دريافتهاي ذهني كودكان و نوجوانان، به اين شرح
است: 1ـ طرح مسايل دشوار سياسي و بزرگسالانه در بسياري از حكايتها. 2ـ
طرح مسايل فني عرفاني و فلسفي و اجتماعي كه با دريافت ذهني كودكان و
نوجوانان، همتافني لازم را ندارد. 3ـ طرح مسايل جنسي و پورنوگرافيك، در
قالب آزارهاي جنسي و روابط زناشويي روا و ناروا كه به علت آگاهيهاي
پيشرس و عدم تناسب با شناخت و نياز كودكان و نوجوانان، بدآموزيها و
زبانهاي روحي و رواني ـ تربيتي را به دنبال خواهد داشت. ب) 7/7 درصد
از حكايت ـ داستانوارهها، مستقيماً براي كودكان و نوجوانان نوشته
شدهاند. ج ) 2/13 درصد از حكايت ـ داستانوارهها با اندكي دخل و تصرف و
بازنويسي، براي مخاطبان كودك و نوجوان قابل فهم و درك خواهد بود. د )
جمع ستونهاي 3 و 4، وزن گرايشهاي سعدي را در ادبيات كودك و نوجوان نشان
ميدهد. بنابراين 65/22 درصد ازحكايت ـ داستانوارهها با اندكي تخفيف و
اغماض، در حوزه تخاطبي كودك و نوجوان قرار ميگيرند. پرسش اين است كه
با آن كه تنها 7/7 درصد ازحكايت ـ داستانوارههاي گلستان، با تخفيف و
چشمپوشي از ضعفهاي برون ساختي و ژرف ساختي، براي كودكان و نوجوانان مناسب
است، چگونه كودكان و نوجوانان در سدههاي گذشته، از گلستان به عنوان متن
درسي و درسنامه، استفاده ميكردهاند؟ دستگاه آموزشي و پرورشي در
سدههاي گذشته، به چند دليل گلستان و متنهاي مانند آن را در مكتبخانهها
تدريس ميكرده است: ـ نداشتن برنامه براي تهيه و تأليف متن درسي. ـ
عدم استفاده از روانشناسي در تدوين و تأليف متنهاي درسي. ـ عدم
دستهبندي و جداسازي انسانهاي تحت آموزش بر اساس سن. ـ وجود عناصر
اندرزي در حكايتها و متن گلستان و احساس نياز دستاندركاران نظام آموزشي
مبني بر لزوم آموزش متنهاي اندرزي به كودكان و نوجوانان. ـ زبان ساده
و روان و شيرين و آهنگين گلستان است براي كودكان و نوجوانان، گيرايي و
جذابيت ويژهاي داشته
مقام علمی و ادبی و شخصیت علمی بهایی از آن نظر
مورد توجه و اعجاب است كه وی در تمام علوم رسمی زمان خود دست داشت و در
شماری از آنها منحصر به فرد بود. او در حوزه معارف دینی و علوم اسلامی
استاد بود و از خود خلاقیت بسیار نشان داد. در سلسله اجازات روایی، از
محدثان امامی برجسته قرن یازدهم به شمار میرود و طرق بسیاری از اجازات
محدثین در قرون اخیر به او و از او به پدرش و شهید ثانی منتهی میشود.
محمدهانی ملازاده همچنین در جلد چهارم «دانشنامهی جهان اسلام» دربارهی
مقام علمی و ادبی شیخ بهایی نوشته است: بهایی آثار برجستهای به نثر و نظم
پدید آورده است. به نوشته موسوی حسینی، وی با زبان تركی نیز آشنایی داشته
است. تذكرهنویسانی چون نصرآبادی، هدایت، آذر بیگدلی و محمد قدرتالله
گوپاموی او را از شاعران فارسیزبان دانسته و در تذكرههای خود، شرح حال و
نمونههایی از شعرهایش را آوردهاند. «عرفات العاشقین»، اولین تذكرهای است
كه در زمان حیات بهایی از او نام برده است. بهترین منبع برای گردآوری
شعرهای بهایی، «كشكول» است، تا جاییكه به عقیده برخی محققان، انتساب
شعرهایی كه در كشكول نیامده است، به بهایی ثابت نیست. از شعرها و آثار
فارسی بهایی دو تالیف معروف تدوین شده است؛ یكی به كوشش سعید نفیسی با
مقدمهای ممتع در شرح احوال بهایی، دیگری توسط غلامحسین جواهری وجدی كه
مثنوی منحول «رموز اسم اعظم» را هم نقل كرده است. با این همه هر دو تالیف
حاوی تمام شعرها و آثار فارسی شیخ نیست. شعرهای فارسی بهایی عمدتا شامل
مثنویات، غزلیات و رباعیات است. وی در غزل به شیوه فخرالدین عراقی و حافظ ،
در رباعی با نظر به ابوسعید ابوالخیر و خواجه عبدالله انصاری، و در مثنوی
به شیوه مولوی، شعر سروده است. ویژگی مشترك شعرهای بهایی میل شدید به
زهد و تصوف و عرفان است. از مثنویات معروف شیخ میتوان از اینها نام برد:
«نان و حلوا» یا «سوانح سفر الحجاز»، این مثنوی ملمع چنانكه از نام آن
پیداست در سفر حج و بر وزن مثنوی مولوی سروده شده است و بهایی در آن
بیتهایی از مثنوی را نیز تضمین كرده است. او این مثنوی را به طور
پراكنده در كشكول نقل كرده و گردآورندگان دیوان فارسی وی ظاهرا به علت عدم
مراجعه دقیق به «كشكول» متن ناقصی از این مثنوی را ارایه كردهاند. «نان و
پنیر» نیز بر وزن و سبك مثنوی مولوی است. «طوطینامه» نفیسی این مثنوی را
كه از نظر محتوا و زبان نزدیكترین مثنوی بهایی به مثنوی مولوی است، بهترین
اثر ادبی شیخ دانسته و با آنكه آن را در اختیار داشته، جز اندكی در دیوان
بهایی نیاورده و نام آن را نیز خود بر اساس محتویاتش انتخاب كرده است. «شیر
و شكر»، اولین منظومه فارسی در بحر خبب یا متدارك است. در زبان عربی این
بحر شعری پیش از بهایی نیز مورد استفاده بوده است. «شیر و شكر» سراسر جذبه و
اشتیاق است و علیرغم اختصار آن مشحون از معارف و مواعظ حكمی است، لحن
حماسی دارد و منظومهای بدین سبك و سیاق در ادب فارسی سروده نشده است. مثنویهایی
مانند «نان و خرما»، «شیخ ابوالپشم» و «رموز اسم اعظم» را نیز منسوب بدو
دانستهاند كه مثنوی اخیر به گزارش میرجهانی طباطبایی از آن سیدمحمود دهدار
است. شیوه مثنویسرایی بهایی مورد استقبال دیگر شاعران، كه بیشتر از
عالمان امامیهاند، واقع شده است. تنها نثر ادبی فارسی بهایی كه در
دیوانهای چاپی آمده «رساله پند اهل دانش و هوش به زبان گربه و موش» است.
بعضی مكتوبات ملمع بهایی چاپ شده است. بهایی در عربی نیز شاعری چیرهدست و
زباندانی صاحبنظر است و آثار نحوی و بدیهی او در ادبیات عرب جایگاه
ویژهای دارد. بهایی در ارجوزه سرایی نیز مهارت داشت و دو ارجوزه شیوا
یكی در وصف شهر هرات به نام هراتیه یا الزاهره و دیگر ارجوزهای عرفانی
موسوم به «ریاضالارواح» از وی باقی مانده است. نامدارترین اثر بهایی
«الكشكول»، معروف به كشكول شیخ بهایی است كه مجموعه گرانسنگی از علوم و
معارف مختلف است و آینه معلومات و مشرب بهایی محسوب میشود. اثر منحولی نیز
به نام «مخلاه» به سبك كشكول، ولی خلاصهتر و سستتر از آن به نام بهایی
منتشر شده است. بهایی در شكوفایی علمی حوزه اصفهان نقشی اساسی داشت، به
طوری كه بعضی منابع، وی را موسس چندین مدرسه علمی در اصفهان دانستهاند .
گزارشی نیز از جاذبه علمی بهایی و كیفیت استفاده شاگردان از محضر او حتی در
ایام تعطیل در منابع آمده است. شاگردانش، از جمله محمدتقی مجلسی، فضل و
دانش و كثرت محفوظات او را ستودهاند. هر چند بهایی در علوم و معارف اسلامی
موسس نبوده و نوآوری علمی بهندرت در آثارش دیده میشود، اما جامعیت او
سبب شده است كه در ارایه و تدوین مطالب، ذوق و ابتكار و نوعی نبوغ خاص از
خود بروز دهد. گذشته از علوم و معارف اسلامی، مهمترین حوزه فعالیت علمی
بهایی، ریاضی و سپس معماری و مهندسی است. مهمترین آثار بهایی در نجوم
«تشریح الافلاك» و دو رساله «اسطرلاب» به فارسی وعربی است. بهایی در
جغرافیا نیز آثار متعددی دارد كه معروفترین آنها «تضاریس الارض» یا
«رساله فی كرویه الارض» است . همچنین، تبحر بهایی در علوم غریبه ریشه
انتساب بعضی افسانههای دیگر است، مانند آگاهی شیخ از سرمه خفا و تعلیم آن
به نااهل و دفن كردن دو قطعه سنگ در شیراز و اصفهان برای دفن وبا و طاعون .
بعضی منابع این حكایات را ساختگی دانسته و بعضی دیگر آنها را تلقی به
قبول كردهاند. در این میان استفاده شیخ از كتابی با عنوان «كلهسر» كه
شامل علوم كیمیا، لیمیا، هیمیا، سیمیا و ریمیا بوده است، به گزارش خود او
مستند است. همچنین، مصاحبت وی با آگاهان از علوم خفیه به گزارش محمدتقی
مجلسی متیقن است. در «كشكول» نیز مطالبی در علوم غریبه و طلسمات آمده كه
حاكی از اطلاع بهایی بر آنهاست. همچنین فالنامههایی كه به نام بهایی به
طبع رسیده، فاقد اعتبار، ولی و حاكی از نفوذ شخصیت او در فرهنگ عامه است. نیز
كتاب «اسرار قاسمی» كه به قاسمنامی از شاگردان بهایی منسوب است و درباره
آن حكایات غریبی نقل شده است، با آنكه محدث نوری به نقل از «محبوب
القلوب»، آن را آورده، بیاساس مینماید. آنچه مسلم است، به گزارش سیدحسن
كركی، بهایی از دانشهایی كه هیچكس از علمای عامه و خاصه قبل از او و در
زمان او، از آنها اطلاع نداشتند، آگاهی داشته و همین سبب شده است كه هر
امر عجیبی را بدو نسبت دهند. شیخ بهایی از جمله نادر دانشمندان و
عالمانی است كه علاوه بر علوم دینی و حكمی و عرفانی، بر علومی همچون
ریاضی، هندسه و فیزیك تسلط داشت. از شیخ آثار و تالیفهای بسیاری در علوم
گوناگون بر جای مانده و نام بیش از یكصد اثر وی در كتابها ذكر شده است كه
بعضی از آنها عبارتاند از: «نان و حلوا»، «شیر و شكر»، «جامع عباسی»،
«كشكول»، «تشریح الافلاك»، «خلاصهالحساب»، «فوائدالصمدیه»، «موش و گربه» و
«حبلالمتین فی احكام» (با كسره الف) احكام (با فتحه الف) دین. این
دانشمند بزرگ در زمینه معماری نیز منشاء آثار گرانقدری شد كه عمدهترین
آنها عبارتاند از: مسجد امام، حمام شیخ، ساعت شاخص اوقات شرعی، شهر نجف
آباد و همچنین طرح تقسیم آب زایندهرود.
اصولاً امتحان از قسمت هاي مهم آموزش وپرورش است كه
اگر آمادگي براي آن وجود داشته باشد مي توان به خوبي از عهده آن برآمد. در
اين مقاله به نكاتي مهم اشاره مي شود كه موفقيت ما را در امتحان چند برابر
مي كند. ¤ قبل از شروع امتحان تعداد ساعات و يا روز قبل از شروع
امتحان را محاسبه كنيد و تعداد صفحات كتاب را تقسيم بندي كرده و به نوبت به
مطالعه و مرور هر قسمت بپردازيد. ¤ برنامه ريزي براي دروس مشكل تر و
آنهايي كه از آن نمره كمتري كسب كرده ايم مهمتر است تا كتاب ها و امتحانات
آسانتر.
قبل از شروع امتحان:
¤ با خواندن سوره هايي
از قرآن كه حفظ مي باشيم و ياد خدا مي توان اضطراب و استرس امتحان را از
خود دور كرد. ¤ خوردن خوراكي هايي كه مواد قندي دارد مثل كشمش- خرما-
عسل به ما انرژي زياد تري در امتحان مي دهد. ¤ از طرح سؤالات بي مورد
از دوستان خود قبل از امتحان كه باعث اضطراب و هدر دادن انرژي ما مي شود
خودداري كنيم و به هيچ وجه مطالعه و دوره مطالب قبل از شروع امتحان نداشته
باشيم.
در جلسه امتحان:
¤ بعد از گفتن و خواندن سوره
هايي از قرآن و توكل بر خدا مشخصات كامل خود را نوشته سؤالات را به دقت
خوانده و جواب سؤالات را بي عجله و با دقت مي نويسيم. ¤ از گذاشتن وقت
زياد بر روي سؤالات جزئي و با بارم كم خودداري كرده و وقت خود را با امتحان
تنظيم مي كنيم. ¤ در تحويل برگه امتحان عجله نكرده و تمام پاسخ ها را
دو مرتبه كنترل مي كنيم. ¤ از سؤالات ساده تر شروع كرده و بعد به
سؤالاتي كه نمره بيشتر دارد و بعد به سؤالاتي كه مشكل تر و يا وقت بيشتري
مي گيرد و يا نمره كمتري دارد بايد پرداخت. ¤ در امتحانات تشريحي ابتدا
نكات مهم هر سؤال را در گوشه برگه مي نويسيم و بعد آنها را تنظيم و پاك
نويس مي كنيم. ¤ از پرداختن به حاشيه خودداري و به اصل موضوع مي
پردازيم و بر نوشتن موضوع اصلي و تشريح آن موضوع توجه مي كنيم. ¤ در
امتحانات بعدي به سؤالات امتحاني قبلي خود نگاه كرده تا اشتباهات خود را
تكرار نكنيم و با تمرين درس و يادگيري آشنا مي شويم. ¤ هميشه بعد از
اتمام امتحان وقت خود را روي امتحان بعدي مي گذاريم و از ناراحت بودن براي
امتحان گرفته شده جداً خودداري مي كنيم.
روش مطالعه مفيد
و سودمند
¤ آغاز كار مطالعه با ياد خدا و بجا آوردن نماز واجب و كمي
قرآن خواندن تا آرامش در ما ايجاد شود. ¤ انتخاب يك مكان آرام و بي سر و
صدا ¤ نوشتن افكار مزاحم روي برگه كه مرتباً فكر ما را از درس دور مي
كند. ¤ استفاده از ميز و صندلي مناسب يا حداقل يك ميز كوچك كه از خميده
بودن و خستگي ما در درس جلوگيري كند. ¤ استفاده از زنگ تفريح 15 دقيقه
اي بعد از هر مطالعه 45دقيقه اي كه خستگي را از بين برده و يك انرژي جديدي
در ما ايجاد مي كند. ¤ تكرار مطالب درسي تا قدرت ذهن ما را بيشتر كند.
¤ استفاده از مثال يا توضيح باعث مي شود كه درس بهتر و كامل تر فهميده
شود. ¤ خلاصه نويسي مطالب درسي به زبان خودمان باعث مي شود هم براي
جلسه درس و هم امتحان پاياني فهم مطالب براي ما آسان شود. ¤ گاهي پيدا
نمودن سؤالات امتحاني سالهاي قبل ما را در روش مطالعه درس كمك مي كند. ¤
هميشه به خود تلقين كنيد كه توانسته ايم با مطالعه كافي و مفيد نمرات
بيشتري بدست آوريم و خود را مقيد بدانيد به برنامه مطالعه خود حتماً عمل
كنيد و در صورت عدم انجام آن از چيزهايي كه دوست داريد خود را محروم كنيد
مثل برنامه تلويزيوني يا بازي با همسالان و كامپيوتر، مهماني رفتن.
وظايف والدين در زمان برگزاري امتحانات فرزندان خود
1- محيط
امن و آرامي در منزل براي فرزندتان مهيا كنيد. 2- ازنظر تغذيه توجه
ويژه اي در برنامه غذايي روزانه آنها اعمال كنيد. 3- در ايام امتحانات
از رفت و آمدهاي اضافي و مسافرت و... خودداري كنيد. 4- از هر گونه جر و
بحث و برخوردهاي نامناسب كه موجب برهم خوردن آرامش خانواده مي گردد پرهيز
نمائيد. 5- با تشويق و دلگرمي فرزند خود را به امتحان بعد اميدوار
كنيد. 6- از كنايه و تحقير و كلماتي كه بار منفي دارد خودداري فرمائيد.
7- اگر فرزندتان بعد از امتحان از نتيجه آن ناراضي بوده و از نمره آن
نااميد بود به جاي محكوم كردن وي علت را بررسي كنيد. 8- اگر درمورد درس
خاصي نگراني دارد قبل از امتحان با دبير مربوطه صحبت نموده تا علت نگراني
مشخص گردد. 9- بعد از امتحان براي بررسي نقاط ضعف و قوت دانش آموزان در
درسها حتماً به مشاور مدرسه مراجعه تا براي جبران در امتحانات نوبت دوم
برنامه ريزي بعمل آيد. و سخن آخر: فضاي روحاني حاكم بر منزل، توكل، دعا
و استعانت از خداوند منان بهترين راه جهت آرامش روحي و رواني فرزند
دلبندتان مي باشد.
كوچكترين واحد
آموزشي خانواده است كه همچون مربيان مدارس از معلمان دست اول فرزندان
محاسبه مي شود كه در صورت گرايش آن به مطالعه صحيح و كتابخواني به عوامل
مهم تربيتي كه قبل از تولد و حين انعقاد نطفه و پروراندن كودك در دل مادر
تا 9 ماهگي توجه و عنايت خاص خواهند نمود . در اين ايام است كه توجه به
تغذيه مناسب كودك و آرام بودن محيط خانواده و حضور در محافل و مجامع و
شنيدن و يا عمل نمودن به وظايف مناسب اجتماعي و... تاثير بسزايي در مراحل
رشد نطفه تا شكل گيري جوارح او دارد. به همان ميزان كه گياهي از جمله
كاكتوس با سرخ كردن ميگوي زنده بر روي اجاق گاز مي لرزد و يا گياه شمعداني
در صورت در معرض نور قرار نگرفتن رشد طبيعي خود را از دست مي دهد و يا...
نطفه انسان علاوه بر شعور (ميل به ادامه بقاء) سلسله اعصاب و تعقل و تفكر و
تامل و... او درحال تكوين است كه در صورت عدم آشنايي خانواده ها با وظايف
خود فرزندان از لحظه تولد به بعد آثار سوء عدم آشنايي خانواده ها را با
اصول تربيتي با خود به دنيا همراه مي آورند . حتي اگر خانواده ها نسبت به
نوع وضع حمل فرزندان اعم از سزارين يا طبيعي آشنايي نداشته باشند فرزندان
خود را دستخوش ندانم كاري هاي پرستاران غيرمسئول قرار داده كه حتي حين تولد
نيز چه بسا آسيب هاي جسمي به فرزندان آنها عارض شود و گذشته از موارد فوق
از لحظه تولد به بعد است كه وظايف خانواده نسبت به تكوين شخصيت علمي و
فرهنگي و اجتماعي و مذهبي و عملي فرزندان چند برابر مي شود لذا علم و آگاهي
است كه به كمك تعليم و تربيت خانواده آمده و آنها را در مسير پرورش جسم و
روح فرزندان ياري مي دهد. نقش خانواده به قدري مهم است كه در احاديث و
روايات حتي اسم مناسب گذاشتن روي فرزند، تاديب نمودن، انتخاب محل مناسب جهت
تربيت و... اهميت داده شده است. پس مي طلبد خانواده ها با كتاب و
كتابخواني مانوس بوده تا فرزندان و نهايتاً خانواده اي متعادل داشته باشند و
باور كنند كه اين امانات (فرزندان) الهي هستند و خداوند آنها را اهل امانت
داري دانسته و اين فرزندان را به آنها عطا فرموده است. پس بايد امانت دار
خوبي باشند و به درگاه خداوند سبحان شاكر باشند تا خداوند هم نعمت را بر
آنها افزون كند نه اينكه با عدم آگاهي در تربيت فرزندان سهل انگاري نمايند و
به تعبيري از نعمت خداي عزوجل كفر بورزند كه قدر مسلم خداوند آنها را به
عذاب گرفتار مي كند، چه عذابي بالاتر از فرزند طالح به جاي فرزند صالح.
درعين حال به محسنات كتاب و كتابخواني خانواده علاوه بر موارد فوق موارد
ديگري فهرست وار اشاره مي شود. 1- باور مي كنند كه هدف از خلقت آنها
تعبد در برابر خداوند و رفع نقص نمودن و كمال يابي است. 2- درمي يابند
كه خداوند سبحان به هيچ بنده اي ظلم نكرده و اگر مصيبتي بر بندگان وارد شود
خدا را متهم نمي كنند. 3- هرگز خود را غني از كتابخواني و يادگيري نمي
پندارند پيامبر اكرم(ص): (اطلب العلم من المهد الي اللحد) يعني بايد علم و
حكمت آموخت از تولد تا مرگ. به قول بوعلي سينا : تا به آنجا رسيد دانش
من كه بدانم همي كه نادانم 4- نياز فرزندان خود را فقط فيزيولوژيك
نمي دانند بلكه مهر و محبت و عاطفه و امنيت و ميل به تعلق و كسب موفقيت را
نيز نياز آنها مي پندارند. 5- باور مي كنند كه كودكان خود را بايد تا
هفت سالگي آزاد بگذارند تا تخليه هيجان نمايند و از هفت سالگي تا 14 سالگي
به مرور زمان فرزندان را عادت به تبعيت از خانواده نمايند و از 14 سالگي به
بعد وزير و مشاور شوند. 6- مي آموزند كه دوران كودكي فرزندان دوران
تفكر عيني آنهاست و غذاي مناسب (روح) به آنها مي دهند و دوران نوجواني
دوران تفكر انتزاعي است يعني بدون تحليل و دليل تابع خانواده نمي شوند. 7-
يقين پيدا مي كنند كه اوايل كودكي دوران سرپايي است (يعني سر بيشتر از
ساير اندام رشد مي كند) و دوران نوجواني و جواني بالعكس دوران پاسري است
(يعني تنه و پاها و دستها رشد طولي و عرضي بيشتر از سر دارند) لذا بهانه
جويي هاي والدين نسبت به فرزندان كمتر مي شود. 8- مي آموزند كه دوران
كودكي دوران كمون جنسي است ولي به محض بروز عوامل بلوغ غرائز جنسي بيدار
شده و از فرزندان خود مراقبت بيشتري مي كنند. 9- مي آموزند كه از 2 يا 3
سالگي است كه بايد روحيه استقلال طلبي را در فرزندان تقويت كنند تا در
بحران بلوغ وابسته يا دلبسته به خانواده نشوند. 10- باور مي كنند كه
محصور كردن و يا محدود نمودن فرزندان عامل مهم حريص نمودن به مواردي است كه
محدود شده اند (الانسان حريص علي ما منع) يعني انسان حريص است به چيزي كه
منعش مي كنند لذا با درايت و دورانديشي فرزندان خود را نسبت به انتخاب چاه و
راه هدايت مي كنند. 11- مي آموزند كه انديشه هاي خود را به فرزندان
خود تحميل نكنند بلكه اجازه مي دهند فرزندان خود بينديشند. 12- در
دوران كودكي كودكان چون خود آشنايي به مطالب درسي و علمي دارند مستقيما به
فرزندان درس ياد نمي دهند كه اعتماد به نفس آنها را سلب كنند بلكه يادگيري
آموزي، نحوه تداعي كردن، تجسم نمودن و مثال زدن را جهت يادگيري فرزندان مي
آموزند. 13-مي آموزند كه همه انسانها را خداوند متفاوت خلق نموده لذا
هرگز هيچ كدام را با ديگري قياس نمي كنند. 14- مي آموزند نحوه ارتباط
با فرزندان ( دختر و پسر) كاملا متفاوت است. لذا با آنها يكسان برخورد نمي
كنند. 15- از مذمت كردن در جمع يا نصيحت كردن در جمع اجتناب مي كنند
چون حقارت و زبوني القا مي كنند. 16- تعامل بين پدر و مادر به عنوان زن
و شوهر و آشنايي با وظايف خود نسبت به طرف مقابل بيشتر شده و كمتر نسبت به
هم بهانه جويي نموده و درگيري ايجاد مي كنند كه در تربيت فرزندان موثر
است. 17- لطف معاشرت و مدني الطبع بودن اعضاي خانواده تقويت شده و با
جامعه وفاق و سازگاري بيشتر مي يابند. 18-باور مي كنند كه دنيا مزرعه
آخرت است و به زرق و برقهاي دنيا كمتر توجه مي كنند تا به گناه و خطا آلوده
نشوند. 19-به عنوان معلمان دست اول نسبت به ظهور فضائل نوجواني و
جواني فرزندان خود از جمله دوستيابي، باندبازي، تنوع طلبي، جلب توجه نمودن،
جرات آزمايي، تفوق جويي، زرق و برق طلبي، سورچراني، پرخاشگري، استفاده از
مكانيزم هاي دفاعي (دروغ- انكار- فرافكني- برون نكني- همانندسازي و...)
مذهب گرايي و... آگاهي داشته و با برخوردهاي مناسب خود و حمل بر صحت و
برائت نمودن، عامل ايجاد تعادل در فرزندان مي شوند. 20- به جاي نصيحت
كردن يا مذمت كردن فرزندان، با سكوت و يا ايجاد ارتباط منطقي را پيشه مي
كنند چون براي فرزندان خود الگو هستند و رفتار آنها همچون برجستگيهاي مهر
بر روي موم حك مي شود.علي(ع): (رب السكوت ابلغ من الكلام) يعني سكوت فصيح
تر و بليغ تر از كلام است . 21- به جاي آموزش دين و شعار دين باوري،
خود عمل به دين مي كنند قدر مسلم فرزندان الگوپذيرند. 22- مهمترين عامل
ممانعت فرزندان به فسق و فجور و به طور كلي بشر گرايش او به دين و مذهب و
معنويت است در صورت كتابخواني خانواده ها اين باورها را عملا در فرزندان و
حتي خود آنها ايجاد مي كنند تا از طريق تقويت حس مذهب گرايي تعديل غرائز و
ضبط نفس شود. 23- مي آموزند كه پرجنب و جوشي و پرهيجاني و فعال بودن
فرزندان طبيعت سني آنها است و مانع از تخليه هيجان و ورزش كردن و... نمي
شوند. 24- باور مي كنند كه ارتباط فرزندان با همسالان يعني هم سخنان
آنها عامل رشد فكري و اجتماعي و حتي استقلال فردي آنها در قالب گرايش به
گروههاي سني (صالح) مي شود و مانع از ايجاد ارتباط با دوستان فرزندان خود
نمي شوند. 25- هم خود مي آموزند و هم به فرزندان مي آموزند كه عبادت و
بندگي خداوند به خاطر شايستگي اوست نه به خاطر ترس از جهنم يا طمع به بهشت.
علي(ع) مي فرمايد: الهي ما عبدتك خوف من نارك و لاطمع في جنتك بل وجدتك
اهلا لعبادتك فعبدتك) يعني خدايا ترا عبادت نمي كنم به خاطر ترس از جهنم يا
طمع به بهشت بلكه تو شايسته عبادتي و من هم بندگي مي كنم. با همين مطلب به
فرزندان مي آموزند كه درس خواندن را به خاطر ترس از خانواده يا معلم پيشه
نكنند و يا به خاطر پاداش و جايزه، بلكه باور كنند كه وظيفه آنها است كه
درس بخوانند و مزدور يا برده نشوند. 26- كتاب خواني خانواده ها به
عنوان الگو عامل ايجاد انگيزه و احساس نياز فرزندان به كتابخواني مي شود. 27-
فرزندان خود را در دوران تبلور شخصيت و مكاشفه پيرامون انتخاب صحيح رشته
تحصيلي و شغل و همسر بهتر هدايت مي كنند. 28- اعضاي خانواده در اوقات
فراغت با كتابخواني ضمن اينكه از سرگرميهاي كاذب اجتناب مي ورزند كتابخواني
را بهترين سرگرمي و عامل ارتقا و رشد عقلي خود مي پندارند. 29-
خانواده ها باور مي كنند كه به تعبير سقراط: به جاي ثروت اندوزي ثروت
نگهدار تربيت كنند يعني فرزندان عالم و صالح تربيت نمايند. 30- خانواده
ها با كتابخواني به فرزندان خود عملا مي آموزند كه عاقل كسي است كه فرصت
خوب را به بخت خوب تبديل كند و چه فرصتي بهتر از استفاده از كودكي و
نوجواني و جواني و...
منابع مطالعاتي: 1- قرآن 2-
نهج البلاغه 3- كتاب و كتابخواني در آئينه رهنمودهاي مقام معظم رهبري 4-
گامي فراسوي روانشناسي اسلامي دكتر محمدباقر حجتي 5- سيري در تربيت
اسلامي دكتر دلشاد تهراني 6- اصول روانشناسي دكتر محمود ساعتچي 7-
احتمالات و آمار كاربردي در روانشناسي و علوم تربيتي دكتر علي دلاور 8-
نظام حيات خانواده دكتر علي قائمي 9- خانواده متعادل دكتر محمدرضا
شريفي 10- مهارتهاي آموزشي و پرورشي حسن شعباني 11- رهنمون
غلامحسين ذوالفقاري طاهر محمد زاده
با نزدیک شدن به کنکور سراسری، بسیاری از داوطلبان با تمام
تلاشی که دراین مدت انجام دادهاند به علت بیتوجی به اهمیت جمعبندی و مرور در ماههای آخر و
داشتن اضطراب زیاد، نمیتوانند آنگونه که باید نتایج رضایتمندی کسب کنند. نحوه
مطالعه در ماههای آخر معجزهای در روند کار دربر خواهد داشت، كه شاید
بتوان گفت تمام مدت مطالعه یک طرف و دو ماه آخر طرف دیگر. با داشتن یک
برنامه مطالعاتی مناسب برای این دوره میتوان از تواناییهای خود به خوبی
استفاده کرده و از پراکنده خوانی دوری گزید. پیشنهاد میشود، داوطلبان
برنامه مطالعاتی خود را براي اين دوره در دو قسمت تهیه کنند: الف) از هم اکنون تا 2 هفته مانده به کنکور 1. بسیاری
از داوطلبان ترم 2 پیشدانشگاهی را میگذرانند و باید خود را برای امتحانات
آماده کنند. بدین ترتیب اولویت با مرور درسهای پیش 2 خواهد بود، که در
این صورت برای کنکور هم دوره کامل صورت خواهد گرفت. 2. دروسی که در آن
ضعف دارید و درسهایی که با توجه به رشته انتخابی ضریب بالا دارد، در
اولویت بعدی مطالعه قرار گیرد. 3. حدالامکان از خواندن مطالب جدید
خوداری شود. اکنون زمان آن رسیده است که کلیه مباحث خوانده شده، مرور و
جمعبندی گردد. دیگر فرصت مطالعه عمیق مطالب تازه نیست. 4- در تمام دروس
نسبتا باید تسلط داشته باشید، هیج درسی را کنار نگذارید. 5. با توجه به
میزان توانایی که دارید چند درس را در روز انتخاب کرده. ترجیحا یک
اختصاصی، یک عمومی و بعد به مطالعه مرور خلاصههای خود که از ابتدای سال
تهیه کردهاید بپردازید. پس از مطالعه سریع تستهای مربوط به آن را زده و
بعد به بررسی پاسخهای تشریحی آن بپردازید و اشکلات خود را برطرف سازید. 6.
تستهای دروس عمومی را بلافاصله پس از مطالعه نزنید؛ روز بعد را به این
امر اختصاص دهید و هر روز تستهای دروس عمومی روز قبل را بزنید. 7.
دروسی را که علاقه ندارید و در آن ضعف دارید در اول وقت و زمانی که حوصله
دارید، مطالعه کنید. ب) 2 هفته مانده به کنکور اکنون
میتوانید با توجه به تستهای آزمون سالهای گذشته، هر روز از خود یک
آزمون بگیرید. شرایطی همانند روز کنکور فراهم کنید. صبح زود از خواب
بيدار شوید، حتی لباس راحتی برتن نداشته باشید، تصور کنید روز آزمون است و
پشت میزخود نشستهاید، زمان پاسخگویی را مشخص کنید و به تست زدن بپردازید. بعد
از اتمام زمان مورد نظر به بررسی پاسخهای تشریحی بپردازید، در صورت داشتن
اشکال به منبع اصلی مطالعهي خود رجوع کنید. توصیههای
عمومی 1. در فاصله بین مطالعات خود زمانی را به استراحت اختصاص
دهید. از کارهایی که احتیاج به تمرکز دارد و منجر به فعالیت ذهنی شما
میشود در زمان استراحت بپرهیزید. 2. صبح زودتر بیدار شوید و تا دیروقت
بیدار نمانید. بیدار ماندن تا دیروقت بازده مطالعه شما را پایین میآورد. 3.
امر تغذیه خود را جدی بگیرید، حتما صبحانه (میتواند نان و پنیر همراه با
گرد و،...) بخورید. روزانه یک لیوان شیر و عسل مناسب است. 4. از خوردن
غذاهای پرحجم و چرب بپرهیزید. با افزایش حجم زیاد معده، خواب آلودگی هنگام
مطالعه افزایش مییابد. 5. در هنگام مطالعه تغذیه نخورید و در طول روز
آب زیادی بنوشید. عصرانه مناسب بخورید. 6. ورزش صبحگاهی فراموش نشود و
هر روزتان را بانشاط آغاز کنید. ورزش برای کاهش اضطراب مناسب است. 7. از
خوردن داروهای خوابآور دراین دوران بپرهیزید. از کنکور غول بزرگی
نسازید شما تلاش خود را کردهاید. زمانی را به دعا و نیایش اختصاص دهید و
خود را به دستان خداوند بسپارید و بگذارید او راهگشای شما دراین امر باشد
در اینصورت دیگر داشتن اضطراب معنایی نخواهد داشت.
روزانه صدها دانشآموز با شروع كار نمایشگاه کتاب،
برای تهیه کتاب همراه دوستان و والدین خود ساعتهایی را به خرید كتاب
اختصاص میدهند. بعضی از آنها با هدف مشخص به نمایشگاه میروند و
بسیاری بدون هدف، اما براي استفاده مناسب از زمان و تهیه کتابهای مفید و
موثر، نكات زير ميتواند به شما كمك كند. کتاب کمک آموزشی خوب، کتابی
است که در آن سوالات و تمرینهای زیادی بر اساس محتوی کتاب درسی داشته و
تمرینهای آن از ساده به دشوار مرتب شده باشد.
در كل
کتابهای کمک آموزشی را میتوان به چند قسمت تقسيم کرد:
1) کتابهایی که
شامل توضیح کامل درس، همراه با تمرینها و تستها هستند. 2) کتابهایی
که شامل نکات آموزشي و به شیوه آموزش به روش تمرین هستند. 3) كتابهايي
که فقط شامل تمرین و تستهای متنوع هستند و در واقع یک نوع کتابکار هستند. 4)
کتابهایی که شامل تستهای چهار گزینهای به همراه پاسخ تشریحی هستند.
كه براساس نیاز میتوان یکی از موارد بالا راانتخاب کرد:
مورد
(1) مناسب كساني است كه در درسی ضعیف هستند و يا خود را برای سال تحصیلی
جدید آماده ميكنند. مورد (2) مناسب كساني است كه بر محتوی درسی مسلط
هستيد اما تا حدودی نیاز به مرور مطالب دارند. مورد (3) و (4) مناسب
كساني است كه به منظور انجام تمرینات اضافی جهت تسلط برمطالب درسی،
آزمونهای ورودی و کنکور تلاش ميكنند.
قبل از خرید کتاب
1.
اولین قدم تهیه لیستی از کتابهای مورد نیاز میباشد، که میتوان براساس
محتوی، آنها را دسته بندی کرد. به طور مثال ( كتابهاي كمك آموزشي، علمي و
...) و سپس کتابهای مربوط به هر قسمت را لیست كنيد. 2. درصورت عدم
آشنایی با کتابها ميتوانيد از معلمان، اساتید و افراد با تجربه در هر
زمینه استفاده نماييد. 3. هنگام خرید از فروشندگان بخواهيد تا اطلاعاتي
در مورد کتابها بدهند. 4. برای سهولت خرید در نمايشگاه به سالنهای
مربوطه مراجعه كنيد. به عنوان مثال، برای تهیه کتاب کمک آموزشی به سالنهای
ناشران آموزشی مراجعه کنید.
هنگام خرید کتاب
ابتدا
فهرست كتاب را مطالعه کنید تا مطمئن شوید مباحث مورد نظر شما در آن آمده
باشد. سپس یک نگاه کلی به صفحات داخل کتاب بيندازيد. مطالب و تمرینها را
بررسی کنید، حتی کمی از محتوی كتاب را بخوانید. از فروشندگان و يا
راهنمایی کنندهها کمک بخواهید. نظرات آنها را جویا شوید، ممکن است از
نویسندهای ناشناس کتابی را تهیه کنید که دارای محتوی غنی باشد. سعي
كنيد بیهدف کتاب نخرید، اگر مطمئن هستید که مطالعه خواهید کرد آن را تهیه
کنید. و در آخر اگر قصد خريد كتاب داريد حتما برای اوقات فراغت و برنامه
تابستانی خود، کتابهای علمی و سرگرمی تهیه کنید تا منجربه خلاقیت در شما
شود و مهارتهای ذهنیتان را تقویت کند.
نشري كه با پديد آورندهاي شايسته بتواند ناخواننده
را به خواننده اي كنش گر تبديل كند، به گونهاي توازن دست يافته است. حال
اين پرسش پيش ميآيد كه چگونه ميتوان به چنين سازمان نشري دست يافت. نشر
همچون ديگر پيشهها، نيازمند پژوهش است و در پژوهش مهمترين نكته، شناخت
مسئله و آسيبشناسي آن است. بررسي و نقد امروز و ديروز سپس ارايه و
اجراي راهحلها و چارهها براي برون رفت از آنچه كه امروز بحران كتاب
خواني قلمداد ميشود، گامي اساسي براي نزديك شدن و دست يافتن به
استانداردهاي جهاني نشر است.
بيانديشيم كه :
• چرا
شمارگان كتاب، اين رسانهي كهن در سرزمين كهن سالمان، اندك است؟ • رشد
قارچ گونه ي مجوز نشر چگونه رخ داده است!؟ • آيا توان اقتصادي مردم در
كتابخوان شدن آنها اثر ميگذارد؟ چرا كتاب در سبد خريد مردم كمتر جاي
دارد؟ • چرا نهادهاي صنفي نشر توانمند نيستند؟ • دولت در نگاه
كلان چه سياست هايي را در عرصهي نشر دنبال ميكند؟ چه زير ساختهايي را
براي توسعهي هماهنگ اين بخش در دست اجرا دارد؟ • تصديگري دولت در
حوزهي نشر چه كرده و نظارت دولتي چگونه است، چه اهرمهايي دارد؟ • چرا
ناشران به كمكهاي مالي و يارانهاي دولت وابستهاند؟ • بررسي پيش از
انتشار چه تاثيري در گرايش مردم به كتاب دارد؟ • سياستهاي يارانهاي
تا به امروز براي نشرمان چه آورده است؟ • آيا پژوهشي در مورد دلايل
جامعهشناختي و روانشناختي رويكرد جامعهي ايراني به كتاب انجام شده است؟
• در يك جامعه پر تنش سياسي، چه فاكتورهايي بر كتابخواني اثر گذارند
و چگونه؟ • تأثير رسانههاي نو در گرايش مردم به كتاب چگونه است؟ •
چرا وضع نا بهسامان پخش كتاب در ايران، هيچگاه ساماني نيافته است؟ •
توان صنايع وابسته به نشر(صنايع پايين دست)براي توليد كتاب چاپي و
الكترونيكي بر اساس معيارهاي جهاني چه ميزان است؟ • چرا نظام آموزش و
پرورش كشور، به كتاب خوان شدن كودكان و نوجوانان اين مرز و بوم نيانجاميده
است؟ • ضعف در ساز و كارهاي اطلاع رساني و آگاهي دهنده در مورد كتاب،
چه نقشي در كتاب نخواندن مردم دارد؟ پرسشهايي از اين دست ما را به
يافتن راهحل و چاره وا ميدارد. بيگمان در جامعهي امروزين ما، كه
پاره هاي هاي گوناگون فرهنگي- اقتصادي، دولتي اداره ميشوند، مديريت دولتي
در تيررس نگاه هر بررسندهاي است و سخن گفتن از سياستهاي كارگزاران دولتي
شالودهي هر تحليلي خواهد بود.
دولت در نگاه كلان، در
حوزهي نشر بايستي به زيرساختهاي زير بپردازد:
• آينده نگاري با ترسيم
سند چشم انداز. • آموزش و پژوهش سيستماتيك براي برون رفت از نشر سنتي.
• تقويت نهادهاي صنفي ومدني نشر. • تدوين ساز وكارهاي اقتصادي
نشر از جمله تسهيلات مالي و بانكي. • توان فني براي توليد در حوزهي
نشر. • دانش فني. • تدوين قوانين و مقررات همچنين ساز وكارهاي
حقوقي، به ويژه قوانين مربوط به نشرانه (كپي رايت) و به روز رساني اين
قوانين، هم پاي دگرگونيهاي شتابنده در زمينهي توليد دانش و فنآوري. •
اطلاعرساني بر مبناي دادههاي جامعهي آماري نشر. • بهوجود آوردن
فضاي رقابتي سالم به دور از نابرابري در استفاده از زيرساختها.
براي تدوين سياستهاي اين نگاه كلان، بايستي چند اصل را مورد
توجه قرار داد:
1. افزايش و ارتقاي مطالعه با افزايش تعداد عنوانها،
شمارگان كتاب و به دنبال آن مخاطبان كتاب. 2. افزايش توان نشر با اصلاح
ساختاري در آن، ايجاد زيرساختها، كاهش تصديگري دولت و روي آوردن به
خصوصيسازي. 3. افزايش توان پديدآورندگي با تدوين حقوق نشرانه. اگر
اين سياست بتواند در بلند مدت از وابستگي نشر به كمكهاي دولتي بكاهد، به
هدفهاي خود دست يافته است. به باورم، آنچه كه در تمام اين ساليان رخ
داده است، همراه با نگاهي احساسي و هيجاني ( كمبين و بزرگبين) بوده است.
آمارهاي دقيق و واقع بينانه، تصويري درست از وضع موجود فرا رويمان
ميگذارد، در چنين فضايي است كه ميتوان به پيشرفت در اين حوزه اميد داشت. نشر
امروز متأثر از وضعيت كلي جامعه است، به اين معنا كه اين نابهسامانيها
در ديگر بخشهاي جامعه نيز ديده مي شود. به ديگر سخن، بسياري از مشكلات
امروز، ريشه در عوامل مشتركي دارد كه با برطرف شدن آنها در سطحي كلان
ميتوان كل جامعه و از آن ميان نشر كشور را به سوي توسعهي پايدار و متوازن
رهنمون شد. به گمانم تلاشهاي خوبي كه در اين سالها درحوزهي كتاب و
كتابخواني انجام گرفته است، مي تواند سنگ بنايي براي حركت هاي پيشروي پسين
باشد.به پاره اي از آنها اشاره مي كنم: • طرح اهداي كتاب به مدارس،
براي رسيدن به استاندارد جهاني كتاب در مدرسه براي هر دانش آموز. •
برگزاري نمايشگاههاي استاني كتاب و تخصيص يارانهي خريد. • افزايش
شمار نشريههاي تخصصي حوزهي چاپ و نشر. • راه اندازي خبرگزاري كتاب. •
راهاندازي دادگان پديدآورندگان در آيندهاي نزديك. بي گمان هر تلاش و
جنبشي كه كتاب را نزد مردم آورد، به كتاب خوان شدن جامعه كمك ميكند و به
دنبال آن افزايش آگاهيهاي همگاني مسير توسعهي فرهنگي- اقتصادي را هموار
ميكند. اگر اين تلاش سيستماتيك و فراگير باشد اين هدف زودتر و بهتر تحقق
مييابد. با اين اميد كه روزي در كشورمان كتابخواني فضيلت دانسته نشود
بلكه از نيازهاي روزمره هر ايراني باشد. سخن را با چهار پيشنهاد به پايان
مي آورم: 1. برگزاري دورههاي دانشگاهي در حوزهي نشر و دادن بورسيهي
تحصيل به جوانان مستعد و شايسته دركشورهاي پيشتاز نشر. 2. تصويب و
اجراي زنگ كتابخواني در مدارس كشور. 3. برگزاري طرح كشوري جلسات معرفي،
نقد و بررسي كتاب. 4. تأسيس باشگاه كتاب (Book Club) براي نخستين بار
در ايران.
1. «داستان معراج پیامبر اكرم ـ صلی الله علیه و
اله ـ » در كدام سوره بیان شده است؟ 2. نام كدام پیامبر بیشتر از دیگر
پیامبران در قرآن ذكر شده است؟ 3. كدام پیامبر به پیامبر بتشكن معروف
بود و كفار نیز او را به آتش انداختند ولی به خواست خداوند سالم بیرون آمد؟
4. «ماجرای ولادت حضرت عیسی ـ علیه السلام ـ » در كدامیك از سورهها
بیان شده است؟ 5. صفت كدامیك از پیامبران «ذبیح الله» است؟ 6. كدام
پیامبر مردگان را زنده میكرد و نابینایان را نیز شفا میداد؟ 7. كدام
پیامبر مدتی در شكم ماهی زندگی كرد؟ 8. چه تعداد از سورههای قرآن به
نام پیامبران است؟ 9. پیامبری كه قومش به لجاجت و بهانهگیری شهرت
داشتند چه نام داشت؟ 10. كدام پیامبر به سفر آسمانی رفت؟ 11.
فرزندان كدامیك از پیامبران به بنی اسرائیل معروف هستند؟ 12. كدام
پیامبر نجار بود و كشتی ساخت؟ 13. نام چند پیامبر را ذكر كنید كه
اسمشان با حرف «ی» شروع میشود؟ 14. داستان حضرت سلیمان ـ علیه السلام
ـ و بلقیس در كدام سوره بیان شده است؟ 15. كدامیك از پیامبران هم
اكنون زنده است؟ 16. كدامیك از پیامبران لقب «دوست خدا» را داشت؟ 17.
كدامیك از پیامبران به خاطر حمایت از عفت و حجاب به شهادت رسید؟ 18.
چه تعداد از پیامبران نامشان در قرآن آمده است؟ 19. كدام پیامبر بدون
پدر و مادر بدنیا آمد؟ 20. در قرآن كریم از چند پیامبر به عنوان «اسوه
حسنه» نام برده شده است؟ 21. چه تعداد از پیامبران اولوالعزم نامشان در
قرآن ذكر شده است؟ 22. كدام پیامبر اولین شخصی بود كه به آسمان صعود
كرد؟ 23. نام گرامی رسول گرامی اسلام ـ صلی الله علیه و اله و سلّم ـ
چند بار در قرآن آمده است؟ 24. كدامیك از پیامبران در سن پیری صاحب
فرزند شد؟ 25. كدام پیامبر عمویش كافر بود؟ 26. كدامیك از پیامبران
آمدن یكی دیگر از پیامبران را بشارت داد؟ 27. نام كدام پیامبر كمتر از
دیگر پیامبر در قرآن ذكرد شده است؟ 28. كدام پیامبر مدتی شغلش چوپانی
بود؟ 29. قرآن كریم از داستان كدام پیامبر به عنوان «احسن القصص»
(بهترین داستانها) یاد كرده است؟ 30. نام چه تعداد از جنگهای پیامبر
اكرم ـ صلی الله علیه و اله و صلم ـ در قرآن ذكر و یا به آنها اشاره شده
است؟ 31. كدام پیامبر بدون پدر به دنیا آمده است؟ 32. دو تن از
پیامبرانی كه نامشان در قرآن ذكر شده و تا آخر عمر ازدواج نكردهاند را نام
ببرید؟ 33. كدام پیامبر بود كه با حیوانات سخن میگفت و سخنان آنان را
نیز میشنید؟ 34. كدام پیامبر را در كودكی برادرانش به چاه انداختند؟ 35.
كدام پیامبر بود كه پسرش از فرمان او سرپیچی نمود و غرق شد؟ 36. كدام
پیامبر برای عمویش استغفار كرد؟ 37. كدامیك از پیامبران یكی از مردمان
سرزمین خود را كشت؟ 38. كدام پیامبر به «همسخن خدا» ملقب بود؟ 39.
نام «16 پیامبر» در یكی از سورههای قرآن ذكر شده نام آن سوره چیست؟ 40.
كدام پیامبر مورد تمسخر قومش قرار گرفت؟ 41. سورههایی كه به «پیامبر
اكرم ـ صلی الله علیه و اله و سلّم ـ » منسوبند كدامند؟ 42. كدام
پیامبر به «شیخ الانبیاء» معروف است؟ 43. نام چند پیامبر با حرف «الف»
شروع میشود؟ 44. كدام پیامبر زره میبافت؟ 45. در زمان كدام
پیامبر «طبابت و علوم پزشكی» رواج داشت؟ 46. كدام پیامبر به «ذوالنون»
معروف است؟ 47. حضرت هود ـ علیه السلام ـ بر كدام قوم مبعوث شده؟ 48.
كدام پیامبران با هم نسبت برادری داشتند؟ 49. لقب كدامیك از پیامبران
«حبیب الله» است؟ 50. پیامبر اكرم ـ صلی الله علیه و اله و سلّم ـ
هنگام تلاوت كدام آیه میگریست؟ 51. كدام پیامبر به «روح الله» معروف
است؟ 52. پیامبرانی كه با هم نسبت پدر و پسری داشتند را نام ببرید؟ 53.
كدام پیامبر به «صفوه الله« مشهور است؟ 54. داستان خواب صد ساله حضرت عزیز
ـ علیه السلام ـ در كدام سوره قرآن بیان شده است؟ 55. در زمان كدام پیامبر
سحر و جادو رایج بود؟ 56. كدام پیامبر از گل پرنده ساخت؟ 57. نام
«پیامبران اولوالعزم» هركدام چند بار در قرآن آمده است؟ 58. داستان
برخورد حضرت موسی ـ علیه السلام ـ با دختر حضرت شعیب ـ علیه السلام ـ در
كدام سوره بیان شده است؟ 59. كدام پیامبر در عالم رؤیا دید كه یازده
ستاره و خورشید و ماه او را سجده میكنند؟ 60. كدام پیامبر نخستین شخصی
بود كه «بسم الله الرحمن الرحیم» نوشت؟ 61. كدامیك از پیامبران
«دوازده پسر» داشت؟ 62. چند پیامبر نام ببرید كه «هم عصر» بودند؟ 63.
كدام پیامبر «تبردار» بود؟ 64. كدام پیامبر اولوالعزم «داماد حضرت
شعیب ـ علیه السلام ـ » بود؟ 65. دو تن از پیامبرانی كه نامشان در قرآن
آمده با هم «پسر خاله« بودند آن دو پیامبر را نام ببرید؟ 66. پیامبر
اكرم ـ صلی الله علیه و اله و سلّم ـ هنگام هجرت از مكه به مدینه در كدام
غار پنهان شد؟ 67. پیامبر قوم سبأ كه بود؟ 68. كدام پیامبر بر قوم
ثمود مبعوث شد؟ 69. كدام پیامبر نمونه «صبر و شكیبایی» است؟ 70.
داستان كدام پیامبر بیشتر از دیگر داستانها در قرآن بیان شده است؟ 71.
داستان «شكستن بتها توسط حضرت ابراهیم ـ علیه السلام ـ » در كدام سوره
قرآن بیان شده است؟ 72. كتاب حضرت عیسی ـ علیه السلام ـ چه نام دارد؟ 73.
«تورات» كتاب كدام پیامبر است؟ 74. كتاب حضرت ابراهیم ـ علیه السلام ـ
چه بود؟ 75. معجزه حضرت عیسی ـ علیه السلام ـ چه بود؟ 76. زبور
كتاب كدام پیامبر است؟ 77. پیامبرانی كه بیش از یك زن داشتند را نام
ببرید؟ 78. كدام پیامبر الوالعزم بود كه زن نداشت؟ 79. عمر كدام
پیامبر بیش از همه پیامبران است؟ 80. كدام پیامبر به «خلیل الله» معروف
است؟ 81. «معجزه حضرت موسی ـ علیه السلام ـ » چه بود؟ 82. نخستین
پیامبر اولوالعزم چه نام داشت؟ 83. مهمترین معجزه حضرت محمد ـ صلی الله
علیه و اله و سلّم ـ چه بود؟ 84. خداوند متعال به كدام پیامبر «علم نجوم
و حساب و هیأت» آموخت؟ 85. كدام پیامبر «جد اول» رسول اكرم ـ صلی الله
علیه و اله و سلّم ـ بود؟ 86. كدام پیامبر نخستین شخصی بود كه «خط نوشت و
لباس دوخت» ؟ 87. بشارت آمدن پیامبر ـ صلی الله علیه و اله و سلّم ـ
توسط حضرت عیسی ـ علیه السلام ـ در كدام سوره بیان شدهاست؟ 88. «سرگذشت
حضرت نوح ـ علیه السلام ـ » در كدام سوره بیان شده است؟ 89. نام اصلی
كدامیك از پیامبران «عبدالغفار» است؟ 90. «اول المؤمنین» صفت كدام
پیامبر است؟ 91. حضرت موسی ـ علیه السلام ـ در «كدام كوه» مناجات
میكرد؟ 92. نام كتاب حضرت عیسی ـ علیه السلام ـ «انجیل» چند بار در
قرآن ذكر شده است؟ 93. كدامیك از پیامبران «كفالت حضرت مریم» را بر عهده
داشت؟ 94. دو تن از پیامبرانی كه به «ساختن كعبه» همت گماردند چه نام
دارند؟
پاسخها:
1. داستان معراج حضرت محمد ـ صلی
الله علیه و اله ـ در سوره «اسراء» بیان شده است. 2. نام حضرت موسی ـ
علیه السلام ـ بیشتر از دیگر پیامبران «136 مرتبه» در قرآن ذكر شده است. 3.
«حضرت ابراهیم ـ علیه السلام ـ ». 4. ماجرای ولادت حضرت عیسی ـ علیه
السلام ـ در سوره «مریم» بیان شده است. 5. صفت حضرت اسماعیل ـ علیه
السلام ـ «ذبیح الله» است. 6. «حضرت عیسی ـ علیه السلام ـ » مردگان را
زنده و نابینایان را شفا میداد. 7. «حضرت یونس ـ علیه السلام ـ « مدتی
درشكم ماهی زندگی میكرد. 8. سورههای «ابراهیم، محمد، نوح، هود،
یوسف، یونس» بنام پیامبران میباشد. 9. پیامبری كه قومش به بهانهگیری
معروف هستند «حضرت موسی ـ علیه السلام ـ » میباشد. 10. حضرت محمد ـ
صلی الله علیه و اله و سلّم ـ به سفر آسمانی رفت. 11. فرزندان «حضرت
یعقوب ـ علیه السلام ـ به بنی اسرائیل» معروف هستند. 12. «حضرت نوح ـ
علیه السلام ـ ». 13. «حضرت یعقوب ـ علیه السلام ـ ، حضرت یوسف ـ علیه
السلام ـ ، حضرت یحیی ـ علیه السلام ـ ، حضرت یونس ـ علیه السلام ـ». 14.
این داستان در سوره «سبأ» بیان شده است. 15. «حضرت عیسی ـ علیه السلام
ـ » هم اكنون زنده است. 16. «حضرت ابراهیم ـ علیه السلام ـ » به «خلیل
الله» ملقب بود. 17. «حضرت یحیی ـ علیه السلام ـ » به خاطر حمایت از
عفت و حجاب به شهادت رسید. 18. پیامبرانی كه نامشان در قرآن آمده است
عبارتند از: آدم، ادریس، نوح، هود، صالح، لوط، ابراهیم، اسماعیل، یعقوب،
اسماعیل صادق الوعد, اسحاق، یوسف، ایوب، یونس، شعیب، موسی، هارون، داوود،
سلیمان، الیاس، الیسع، ذوالكفل، عزیز، زكریا، یحیی، عیسی و محمد ـ علی
نبینا و آله و علیهم السلام اجمعین 19. «حضرت آدم ـ علیه السلام ـ بدون
پدر و مادر به دنیا آمد. 20. پیامبرانی كه به عنوان (اسوه حسنه. از
آنان نام برده شده عبارتند از: «ابراهیم ـ علیه السلام ـ ، محمد ـ صلی الله
علیه و اله و سلّم ـ ». 21. نام پنج تن از پیامبران اولوالعزم در قرآن
آمده است. 22. «حضرت عیسی ـ علیه السلام ـ » اولین شخصی بود كه به
آسمان صعود كرد. 23. نام گرامی پیامبر اكرم ـ صلی الله علیه و اله و
سلّم ـ «5 بار» در قرآن آمده است چهار بار با نام محمد ـ صلی الله علیه و
اله و سلّم ـ و یك بار با نام احمد در سوره صف آیه 6 بیان شده است. 24.
«حضرت زكریا ـ علیه السلام ـ » در سن پیری صاحب فرزند شد. 25. «عموی
حضرت ابراهیم ـ علیه السلام ـ كافر بود». 26. «حضرت عیسی ـ علیه السلام
ـ از قبل آمدن حضرت محمد ـ صلی الله علیه و اله و سلّم ـ را بشارت داد». 27.
نام حضرت یونس «دو بار» در قرآن آمده است. 28. «حضرت موسی ـ علیه
السلام ـ ». 29. داستان حضرت یوسف ـ علیه السلام ـ . 30. جنگهای
پیامبر كه در قرآن به آنها اشاره شده است عبارتند از: احد، بدر، بنی
النحله، تبوك، حمراء الاسد، الخندق، فتح مكه، احزاب، بنی قریظه، بنی
النظیر، الحدیبیه، و بیعه الرضوان، حنین، ذات السلاسل. 31. «حضرت عیسی ـ
علیه السلام ـ » پدر نداشت. 32. «حضرت یحیی ـ علیه السلام ـ و حضرت
عیسی ـ علیه السلام ـ » مجرد زندگی كردند. 33. «حضرت سلیمان ـ علیه
السلام ـ ». 34. «حضرت یوسف ـ علیه السلام ـ » را در كودكی به چاه
انداختند. 35. «پسر حضرت نوح ـ علیه السلام ـ » از فرمان پدرش سرپیچی
كرد و هلاك شد. 36. «حضرت ابراهیم ـ علیه السلام ـ » برای عمویش
استغفار كرد. 37. حضرت موسی ـ علیه السلام ـ » در یك ماجرایی یكی از
مردمان سرزمین خود را به قتل رساند. 38. پیامبری كه به هم سخن خدا ملقب
شده بود حضرت موسی ـ علیه السلام ـ «كلیم الله» میباشد. 39. در «سوره
انبیاء» نام (16 تن از پیامبران) ذكر شده است. 40. پیامبری كه مورد
تمسخر قومش قرار گرفت «حضرت نوح ـ علیه السلام ـ » بود. 41. سورههای
«طه، یس، مزمّل و مدّثر» به پیامبر اكرم ـ صلی الله علیه و اله و سلّم ـ
منسوب میباشند. 42. «حضرت نوح ـ علیه السلام ـ » به (شیخ الانبیاء)
معروف هستند. 43. پیامبرانی كه نامشان با حرف الف شروع میشود عبارتند
از: «ابراهیم، الیاس، ایوب، اسحق، ادریس، اسماعیل و آدم ـ علیهم السلام ـ
». 44. «حضرت داوود ـ علیه السلام ـ » زره میبافت. 45. در زمان
(حضرت عیسی ـ علیه السلام ـ » علوم «پزشكی و طبابت» رواج داشت. 46.
«حضرت یونس ـ علیه السلام ـ ». 47. «حضرت هود ـ علیه السلام ـ » برقوم
(عاد) مبعوث شد. 48. پیامبرانی كه باهم نسبت برادری داشتند عبارتند از:
«اسحاق و اسماعیل، موسی و هارون ـ علیهم السلام ـ ». 49. «لقب حضرت
محمّد ـ صلی الله علیه و اله و سلّم ـ » (حبیب الله) است. 50. پیامبر
اكرم ـ صلی الله علیه و اله و سلّم ـ هنگام تلاوت «آیه 16 سوره یونس»
میگریست. 51. «حضرت عیسی ـ علیه السلام ـ » به (روح الله) معروف است. 52.
پیامبرانی كه با هم نسبت پدر و پسری داشتند عبارتند از: «زكریا و یحیی،
داوود و سلیمان، ابراهیم و اسحاق، یعقوب و یوسف، ابراهیم و اسماعیل ـ
علیهم السلام ـ ». 53. حضرت نوح ـ علیه السلام ـ «به صفوه الله» مشهور
است. 54. این داستان در سوره بقره آیه 259 بیان شده است. 55. در
زمان «حضرت موسی ـ علیه السلام ـ » (سحر و جادوگری) رواج داشت. 56.
«حضرت عیسی ـ علیه السلام ـ ». 57. «حضرت نوح 3 بار، ابراهیم 68 بار،
موسی 136 بار، عیسی 33 بار، محمد ـ صلی الله علیه و اله و سلّم ـ 5 بار». 58.
این داستان در سوره «قصص آیه 25» آمده است. 59. «حضرت یوسف ـ علیه
السلام ـ ». 60. «حضرت سلیمان ـ علیه السلام ـ » نخستین شخصی بود كه
(بسم الله الرحمن الرحیم) نوشت. 61. «حضرت یعقوب ـ علیه السلام ـ »
دوازده پسر داشت. 62. پیامبرانی كه با همدیگر در یك زمان
میزیستندعبارتند از: «ابراهیم ولوط، یوسف و یعقوب، موسی و خضر». 63.
«حضرت ابراهیم ـ علیه السلام ـ ». 64. «حضرت موسی ـ علیه السلام ـ »
داماد حضرت شعیب ـ علیه السلام ـ بود. 65. «حضرت عیسی ـ علیه السلام ـ و
یحیی ـ علیه السلام ـ » با همدیگر پسر خاله بودند. 66. «حضرت محمد ـ
صلی الله علیه و اله و سلّم ـ هنگام هجرت از مكه به مدینه در غاری به نام
«سبع» پنهان شد. 67. «حضرت داوود ـ علیه السلام ـ ». 68. پیامبر
قوم ثمود «حضرت صالح ـ علیه السلام ـ » بود. 69. «حضرت ایوب ـ علیه
السلام ـ » نمونه (صبر و بردباری) بود. 70. داستان حضرت موسی ـ علیه
السلام ـ و فرعون بیشتر از دیگر داستانها در قرآن كریم بیان شده است. 71.
داستان شكستن بتها توسط حضرت ابراهیم ـ علیه السلام ـ در سوره «انبیاء
آیه 57» آمده است. 72. كتاب حضرت عیسی ـ علیه السلام ـ انجیل نام دارد.
73. تورات كتاب حضرت موسی ـ علیه السلام ـ است. 74. صحف ابراهیم. 75.
ساختن پرنده از گل، زنده كردن مردهها، سخن گفتن در گهواره و شفا دادن
بیماریهای لاعلاج از معجزات حضرت عیسی ـ علیه السلام ـ است. 76. كتاب
حضرت داوود ـ علیه السلام ـ . 77. حضرت ابراهیم ـ علیه السلام ـ ، حضرت
محمد ـ صلی الله علیه و اله و سلّم ـ حضرت نوح ـ علیه السلام ـ و... . 78.
در بین پیامبران اولوالعزم تنها حضرت عیسی ـ علیه السلام ـ بود كه زن
نداشت. 79. حضرت عیسی ـ علیه السلام ـ تاكنون زنده است. 80. حضرت
ابراهیم ـ علیه السّلام ـ به «خلیل الله» معروف است . 81. معجزات حضرت
موسی ـ علیه السلام ـ عبارتند از: ید بیضاء، اژدها شدن عصای موسی و شكافتن
دریا توسط عصا. 82. حضرت نوح ـ علیه السلام ـ نخستین پیامبر اولوالعزم
است. 83. مهمترین معجزه حضرت محمد ـ صلی الله علیه و اله و سلّم ـ قرآن
میباشد. 84. خداوند متعال به حضرت ادریس ـ علیه السلام ـ علم نجوم و
حساب و هیأت را آموخت. 85. حضرت ابراهیم ـ علیه السلام ـ جدّ اول حضرت
محمّد ـ صلی الله علیه و اله و سلّم ـ بودهاند. 86. حضرت ادریس ـ علیه
السلام ـ اولین شخصی بود كه لباس دوخت و خط نوشت. 87. بشارت آمدن
پیامبر ـ صلی الله علیه و اله ـ توسط حضرت عیسی ـ علیه السلام ـ «سوره صف»
آمده است. 88. سرگذشت حضرت نوح ـ علیه السلام ـ درسوره «نوح» بیان شده
است. 89. حضرت نوح ـ علیه السلام ـ نامش «عبدالغفار» بوده و نوح لقب او
بوده است. 90. «اول المؤمنین» صفت «حضرت محمد ـ صلی الله علیه و اله و
سلّم ـ » میباشد. 91. حضرت موسی ـ علیه السلام ـ در «كوه طورسینا»
مناجات میكرد. 92. «انجیل» 14 مرتبه در قرآن ذكر شده است. 93.
«حضرت زكریا ـ علیه السلام ـ »كفالت حضرت مریم- سلام الله علیها - را به
عهده داشت. 94. «حضرت ابراهیم و حضرت اسماعیل ـ علیهما السلام ـ» به
ساختن كعبه همت گماردند.