بانکداری اسلام پسند

بخش اقتصاد-روز دهم شهریور ماه هر سال در کشور ما برای گرامیداشت یکی از دغدغه های نوین جوامع اسلامی به نام بانکداری اسلامی شناخته می شود. هر چند کمی از این روز فاصله گرفته ایم اما پرداختن به موضوع بانکداری اسلامی خالی از لطف نیست. در واقع سوالی که سعی در پاسخ به آن دارم این است که چه فرقی میان بانکداری ربوی و اسلامی وجود دارد؟
بانکداری اسلامی بصورت فعلی از حدود اواسط دهه 1970 در خاور میانه بوجود آمده است. انتشار کتاب مشهور "البنک لا الربوی فی الاسلام" اثر متفکر بزرگ شیعی سید محمدباقر صدر در اشاعه این تفکر تاثیر زیادی داشت و بسیاری از افراد را به فکر بانکداری اسلامی انداخت. از جمله محمد الفیصل برادر زاده پادشاه عربستان که نخستین بانک های اسلامی را در اواسط دهه 1970 در عربستان، مصر و سودان پایه گذاری کرد.
در مورد تاریخچه بانکداری اسلامی کاوش چندانی انجام نشده اما برخی معتقدند که تلاش ها جهت اسلامی کردن بانکداری به اوایل دهه 1940 برمی گردد ولی اولین موسسه ای که به صورت منسجم بانکداری اسلامی را وجهه همت خویش قرارداده بود در سال 1963 در مصر افتتاح شد و این تجربه تا سال 1967 ادامه داشت و تا این زمان تعداد 9 فقره از این بانک ها در این کشور ایجاد شده بود . این بانک ها نه بهره داده و نه می گرفتند و در زمینه تجارت و صنعت به طور مستقیم یا با مشارکت دیگران سرمایه گذاری می کردند و منافع حاصله را بین سپرده گذاران خود تقسیم می کردند.
ادامه مطلب
جهاد اقتصادی با تکیه بر مبانی دین
بهترین راه برای تبیین وجوه مشترک اسلام و اقتصاد اسلامی با جهاد اقتصادی بازخوانی تعالیم اسلامی در همه حوزه ها و بالاخص اقتصاد اسلامی است. در این مقاله دیدگاه های کارشناسان به اختصار بررسی می شود. بدهی است که به ذکر نکات مهم این دیدگاه ها در این نوشتار بسنده می کنیم.
بنا بر نظر دکتر پیغامی در باب مفهوم و نسبت دو كلمه جهاد و اقتصاد در عبارت «جهاد اقتصادی» كه نام سال 90 شمسی لقب گرفته است،چند نكته حائز اهمیت است:
"نكتهی اول اینكه مفهوم جهاد اقتصادی و خصوصاً كلمهی جهاد یك تعبیر استعارهگونه و دارای معانی و دلالتهای خاصی است. كلمهی جهاد معمولاً به نوعی تلاش مقدس اطلاق میشود و یكی از كلماتی است كه در گفتمان دینی ما معنا پیدا میكند و همیشه صبغهی تقدس را در درون خودش دارد. نكتهی اول اینجاست كه رهبر انقلاب ابعاد دنیوی را با ابعاد مقدس اسلامی درهم آمیخته و همگون میبینند. برای همین هم كار كردن برای مسائل اقتصادی، پیشرفت و آبادانی و عمران كشور را با مسئلهی مقدسی به اسم جهاد تلفیق میكنند.
ادامه مطلب
اهميت علمى بودن يا علمى نبودن اقتصاد اسلامى
ابتدا بايد تأكيد كنيم كه ما اولا، علم و بررسى علمى را تنها در محدوده روش و نگرش مى دانيم و از اين جهت، آن را پديده اى در راستاى عقلانى تر كردن مطالعات، بسيار سودمند مى دانيم. در نتيجه، در صورتى كه بتوان به طور طبيعى و بدون هر نوع ظاهرسازى و علم نمايى، مطالعات اقتصاد اسلامى را در قالب علمى قرار داد، از آن استقبال مى كنيم. اصولا ما علم و روش علمى را دست آوردى بشرى، مترقيانه و در زمينه روش شناسى معارف و رشته هاى گوناگون آن تلقّى مى كنيم. اما در ضمن، هيچ بار ارزشى و مفهومىِ ديگرى براى علم قائل نيستيم; يعنى، علم بودن را به يك مفهوم كلى، معادل روشمند بودن قلمداد مى نماييم و هيچ نوع شرافت و قداست ويژه اى براى آن در نظر نداريم. اين را نمى پذيريم كه هر چه علمى است، لزوماً باارزش و مفيد است و هرچه غيرعلمى است، فاقد فايده و ارزش; مثلا، ممكن است خوراندن مواد مخدّر به برخى از حيوانات و ارزيابى نتايج واكنش آن حيوان را نوعى تجزيه و تحليل علمى تلقّى كنيم، اما اين كار ارزش خاصى غير از نتايج خود نخواهد داشت. در عين حال، ايستادگى يك ملت در مقابل ظلم و سلطه بيگانه و دفاع از آرمان هاى دينى اش را نمى توان علمى دانست، اما داراى ارزش قابل توجهى است.
ادامه مطلب