درباره وبلاگ




نویسندگان

آمار وبلاگ

کل بازدید : 2760961
تعداد کل پست ها : 3866
تعداد کل نظرات : 34
تاریخ آخرین بروز رسانی : چهارشنبه 1 آذر 1396 
تاریخ ایجاد بلاگ : دوشنبه 1 فروردین 1390 

آرشیو ماهانه

آرشیو موضوعی

پیوندها

دیگر امکانات

اهميت علمى بودن يا علمى نبودن اقتصاد اسلامى

ابتدا بايد تأكيد كنيم كه ما اولا، علم و بررسى علمى را تنها در محدوده روش و نگرش مى دانيم و از اين جهت، آن را پديده اى در راستاى عقلانى تر كردن مطالعات، بسيار سودمند مى دانيم. در نتيجه، در صورتى كه بتوان به طور طبيعى و بدون هر نوع ظاهرسازى و علم نمايى، مطالعات اقتصاد اسلامى را در قالب علمى قرار داد، از آن استقبال مى كنيم. اصولا ما علم و روش علمى را دست آوردى بشرى، مترقيانه و در زمينه روش شناسى معارف و رشته هاى گوناگون آن تلقّى مى كنيم. اما در ضمن، هيچ بار ارزشى و مفهومىِ ديگرى براى علم قائل نيستيم; يعنى، علم بودن را به يك مفهوم كلى، معادل روشمند بودن قلمداد مى نماييم و هيچ نوع شرافت و قداست ويژه اى براى آن در نظر نداريم. اين را نمى پذيريم كه هر چه علمى است، لزوماً باارزش و مفيد است و هرچه غيرعلمى است، فاقد فايده و ارزش; مثلا، ممكن است خوراندن مواد مخدّر به برخى از حيوانات و ارزيابى نتايج واكنش آن حيوان را نوعى تجزيه و تحليل علمى تلقّى كنيم، اما اين كار ارزش خاصى غير از نتايج خود نخواهد داشت. در عين حال، ايستادگى يك ملت در مقابل ظلم و سلطه بيگانه و دفاع از آرمان هاى دينى اش را نمى توان علمى دانست، اما داراى ارزش قابل توجهى است.

ثانياً، منظور اين نيست كه علم و بررسى علمى پديده اى خشك و بدون روح و جدا شده از ساير معارف است. اصولا (همان گونه كه در بخش اول اشاره شد) اين گونه جدايىِ قالبى و ظاهرى از نظر ما شكننده است. به تعبير يكى از صاحب نظران مشهور، علم و بررسى علمى نوعى فعاليت ذهن انسانى است كه از اين حيث، مشابه فلسفه، مذهب و يا هنر مى باشد. در اين جا، مجدداً تأكيد مى گردد كه اين مسأله نبايد زمينه هر نوع سوء استفاده در خلط علم و فلسفه را فراهم آورد و موجب طرح كشكولوار مطالب در معارف گوناگون گردد، بلكه هدف اين است كه از روند جداسازى تصنّعى جلوگيرى شود; زيرا آن گونه جداسازى ناآگاهانه مى تواند لطمه صورى و محتوايى به دنبال داشته باشد.

ثالثاً، بر اين نكته پافشارى مى كنيم كه منظور ما از طرح علمى اقتصاد اسلامى به هيچ وجه، اين نيست كه يك چارچوب فرمولى محض تحت عنوان «علم اقتصاد اسلامى» وجود دارد (و يا ما آن را تعريف مى كنيم). اصولا بحث محض بودن علم اقتصاد حتى به صورت متعارف آن نيز مورد حمله قشر وسيعى از اقتصاددانان است. بنابراين، به طور طبيعى، در چارچوب يك اقتصاد دينى، حساسيت اين موضوع بيش تر خواهد بود. اصولا مى توان بسيارى از قواعد عقلايى در اقتصاد متعارف را، كه تعارضى با مبانى اسلامى نداشته باشند، در اقتصاد اسلام به كار برد. به عبارت ديگر، اقتصاد اسلامى را با وجود دربرداشتن عناصر اقتصادى، مى توان در قالبى روشمند مطرح ساخت و يا به تعبير كلى تر، شايد تعريف ما از روش علمى و بررسى علمى قدرى عام تر باشد.

رابعاً، با وجودى كه در حال حاضر، هر جناح صاحب فكر و حتى صاحب ايدئولوژى تلاش مى كند معرفت مربوط به خود را علمى جلوه دهد، و ليكن اگر ما نتوانيم عناصر اقتصاد اسلامى را به شكلى علمى، مطرح كنيم، كوچك ترين نگرانى و يا احساس عقب ماندگى نخواهيم داشت. اما متأسفانه اين نگرانى همواره بين عده زيادى از صاحب نظران علوم اجتماعى وجود داشته است. پروفسور مك لاپ در اين باره، اشاره دقيقى دارد كه مضمون آن چنين است: «در مورد اين كه علوم اجتماعى نيز همانند علوم فيزيكى و تجربى هستند و يا نيستند، اين بحث مطرح شده كه دانشمندان علوم اجتماعى در مقابل دانشمندان علوم طبيعى، به نوعى، احساس حقارت مى كنند». به نظر مى رسد چون موضوع علم و علمى بودن در اذهان داراى نوعى شرافت و عظمت است و غير علمى بودن ضدارزش محسوب مى شده، اين احساس حقارت قابل انتظار خواهد بود.

در زمينه اهداف مربوط به طرح علمى بودن اقتصاد اسلامى، به دو مطلب كلى ديگر اشاره مى شود:

يكى ضرورت روش شناختى موضوع كه كنكاشى صرفاً علمى است; زيرا اقتصاد اسلامى به صورت نوعى معرفت خاص و در عين حال، نسبتاً تازه در چارچوب علوم اجتماعى (لكن با جهت گيرى و نگرش دينى) مطرح است و تلاش هايى نيز در محدوده آن انجام شده اما در زمينه انتظام بخشيدن به مطالعات و تحقيقات صورت گرفته به جز نگارش چند اثر محدود، از جمله كار بسيار باارزش اقتصادنا از آية الله صدر، كارهاى زيادى انجام نشده است. حتى در مواردى، برخى بى نظمى هاى جدّى در نوشته ها وجود دارد. همچنين به نظر مى رسد حجم مطالب نوشته شده به حدى رسيده كه نياز به نوعى بازنگرى روش شناختى دارد. در اين راستا، بحث علمى بودن و يا علمى نبودن مطالعات اقتصاد اسلامى گامى اساسى در اين زمينه است. با توجه به طبيعت تدريجى بودن بحث هاى تحقيقى، اگر نگرش كنونى گام كوچكى هم محسوب گردد، ارزش مستقل علمى خواهد داشت.

مطلب دوم در زمينه منافع كاربردى تدوين اين قبيل مطالعات است. با توجه به اختلاف نظرهاى موجود در مقوله علمى بودن و يا علمى نبودن اقتصاد به طور كلى و اقتصاد اسلامى به طور خاص، ارائه راه حلّى ابتدايى، كه جهت گيرى هم گرايانه داشته باشد، مى تواند حركتى عملى و با ارزش تلقّى شود. در اين صورت، مى توان انتظار داشت كه نيروى كم ترى از تحقيقات و مطالعات صرف جدال هاى روش شناسانه گردد. در هر حال، روشن شدن برخى چارچوب هاى مدوّن (هر چند اوليه) مى تواند به جهت گيرى منظم ترى از پژوهش ها نايل شود كه اين نيز از ارزش مستقلى برخوردار خواهد بود.

محور اقتصاد اسلامی

تبیان





[ پنج شنبه 29 اردیبهشت 1390  ] [ 8:20 PM ] [ حمیدرضا نوری ] [ نظرات(0) ]