توسعه کارآفريني نيازمند ايجاد زيرساخت هاي بنياني در اقتصاد
مقوله کارآفريني، بيش از چند دهه در کشورهاي ديگر و کمتر از يک دهه در ايران تجربه دارد به طوري که در آن کشورها زيرساخت ها براي حمايت از فعاليت هاي کارآفرينانه تدبير شده اما در ايران، هنوز اين مهم نياز به زيرساخت هاي بنياني دارد.تجربه موفق بسياري از کشورها نظير مالزي و کره جنوبي، نشان مي دهد زيرساخت هاي اقتصادي براي توسعه کارآفريني در آن کشورها، ايجاد شده است بطوري که فعاليت هاي کارآفرينانه همواره مورد حمايت جدي از سوي دولت هاي آن کشورها، مي باشد.برنامه ريزان اقتصادي و اجتماعي در کشور مالزي، در صدد هستند اين کشور را تا سال 2020 ميلادي به مرتبه کشورهاي توسعه يافته، ارتقا دهند.اين کشور که تا سال 1960 ميلادي فقط صادرکننده لاستيک و قلع بود اکنون با اتخاذ تدابيري خردمندانه که بر ارتقا رفاه جامعه مبتني است، گام هاي مهمي جهت تحقق توسعه يافتگي برمي دارد.
برنامه هايي که اين کشور در جهت توسعه يافتگي تدوين کرده مبتني بر توسعه و حمايت از توسعه کارآفريني و شرکتهاي کوچک و متوسط، است.مهمترين برنامه حمايت از شرکت هاي کوچک و متوسط در کشور مالزي شامل راهاندازي کسب و کار با ارائه تسهيلات به کارآفرينان جديد، تأمين مالي درازمدت با بهرهگيري از وام هاي مؤسسات وامدهنده، بيمه شدن اعتبارات صدور کالا، تشکيل صندوقي براي فعاليتهاي خاص، دسترسي به اطلاعات لازم براي شناخت بازار، توسعه منابع انساني از طريق کسب آموزش، نوآوري فناوري، توسعه مديريت بهينه، تشويق کار منطقي،حمايت از کيفيت از طريق افزايش آگاهيها در زمينه مديريت کيفيت و ترويج تضمين کيفيت، حمايت از مديريت محيط زيست، دسترسي به بازار، گسترش کارهاي تبليغاتي براي شناساندن محصولات و خدمات، پديد آوردن امکانات لازم براي دستيابي به بازارهاي خارجي، بهرهگيري از شيوههاي مشارکت در کسب و کار، ايجاد زيرساختهاي سختافزاري (مانند زمين صنعتي) و زيرساختارهاي نرمافزاري (مانند سيستم کامپيوتر) و ديگر امکانات لازم در اين زمينه از جمله کارهايي است که اين کشور در جهت توسعه، برداشته است.اقدامات ارزشمند ديگري که اين کشور در خصوص توسعه کارآفريني برداشته ايجاد وزارت پرورش کارآفرين است.
با توجه به اهميت کارآفريني در رشد و توسعه اقتصادي، وزارت پرورش کارآفرين در اين کشور متولي کارآفريني است. ساختار اين وزارتخانه مبتني بر توسعه کسب و کار، تأمين مالي و آموزش است.بي شک با اتخاذ چنين تدابيري و همچنين متعهد بودن به اهداف يادشده از سوي مسئولان و برنامه ريزان، مي توان دورنماي مطلوبي را براي اين کشور در زمينه هاي اقتصادي و اجتماعي، انتظار داشت.همواره کارشناسان اقتصادي بر اين باورند زماني که رفاه اقتصادي جامعه فراهم شود به تبع آن شرايط مطلوبي نيز براي توسعه اجتماعي مردم فراهم خواهد شد. به عبارتي ارتقا فرهنگي و اجتماعي جامعه در بستر رفاه و توسعه اقتصادي، شکل مي گيرد.اقتصاد مالزي که دهه 60 ميلادي متکي به صادرات مواد خام بود، طي چهار دهه توانست با اجراي برنامه هاي توسعه اقتصادي (بويژه در بخش کارآفريني) به موقعيت امروز، دست يابد.کشور کره جنوبي از ديگر کشورهايي است که طي دهه هاي اخير توانسته گام هاي ارزشمندي جهت توسعه اقتصادي و اجتماعي، بردارد.کره جنوبي با توسعه بنگاه هاي خرد و متوسط در ميان کشورهاي شرق آسيا، يکي از موفقترين اين کشورها در دهه هاي اخير، محسوب مي شود.اين کشور با درآمد سرانه 17هزار دلار در رتبه کشورهاي توسعه يافته قرار دارد. اين مهم در اين کشور با ايجاد حدود 2 ميليون و 640 هزار بنگاه کوچک و متوسط که سهمي برابر با 99.5 درصد از کل بنگاههاي کشوررا، به خود اختصاص داده، ميسر شده است.
اصلاحات اقتصادي در کشور کره جنوبي طي چند دهه با سرعت و جديت تمام پيگيري شد بطوري که پس از دو دهه رشد شتابان آن، زبانزد کشورهاي ديگر است.تعامل ميان دولت و مردم يکي از ويژگي هاي توسعه اقتصادي در کشور کره است. بعبارتي توسعه براي مردم و مردم در جهت توسعه از ويژگي هاي مهم اقتصادي در اين کشور محسوب مي شود.برنامه ريزان کشور کره جنوبي با تاکيد بر آموزش کارآفريني در مقاطع مختلف تحصيلي معتقد هستند بايد دانش آموزان را براي پذيرش نقش کارآفرينانه در جامعه آماده ساخت. نظام آموزشي اين کشور برخلاف نظام آموزشي ايران که جوينده کار براي بازار کار تربيت مي کند به حضور انسان هاي خلاق و توانمند در عرصه هاي مختلف اقتصادي و اجتماعي، اعتقادي راسخ دارند.
تجربه کشورهاي يادشده، در صورتي که به درستي از سوي برنامه ريزان و مسئولان مورد تعمق قرار گيرد مي تواند بستر مناسبي براي توسعه اين مهم، در ايران باشد.اقتصاد اين کشورها مبتني بر توليد است و تنها در اين راستا مي توانند از فعاليت هاي کار آفرينانه حمايت کنند.تفکر کارآفريني با اينکه در ايران بسيار نوپا است اما تا زماني که نتوان بسترهاي حضور کارآفرينان در جامعه را به درستي تبيين کرد، اين مهم راه به جايي نمي برد.طي چهار سال فعاليت وزارت کار در دولت نهم گام هاي مهمي جهت ترويج اين تفکر در جامعه برداشته شده است اما در صورتي که زمينه هاي عيني اين موضوع در جامعه فراهم نشود پس از اندک مدتي کارآفريني مي تواند فقط بعنوان تفکري ناپخته که مدتي هزينه هايي را به جامعه تحميل کرد، تلقي شود.معاون سرمايه انساني و توسعه اشتغال وزارت کار و امور اجتماعي"حميد حاجي عبدالوهاب" چندي پيش خبر از تشکيل نهادي براي حمايت از کارآفريني داد. اين سازمان در صورتي که بدور از مسائل بوروکراسي بتواند فعاليت هايي را در جهت توسعه کارآفريني در کشور شکل دهد بي شک موجب دلگرمي کارآفرينان، خواهد بود.توسعه کارآفريني به معناي اعتقاد به توليد، اعتقاد به نيروي انساني خلاق و کارآمد و در نهايت اعتقاد به کار است. جوامعي که اين سه عنصر در آن رشد يافته باشد بي شک مي تواند در زمينه کارآفريني گام بردارند.فرهنگ کار طي سال هاي اخير در کشور مخدوش شده است. متاسفانه برخي از جوانان بدون عنصر کار و تلاش مي خواهند به درآمدهاي کلان دست يابند. اين تفکر نظير سمي است که بر پيکر جامعه تزريق مي شود و مي تواند، بنيان هاي اخلاقي جامعه را تهديد کند.حاجي عبدالوهاب پيشتر اعلام کرد: اميدوارم با تشکيل سازمان حمايت از کارآفرينان، کارآفرينان برتر از اين پس مورد حمايت جدي اين سازمان قرار گيرند و پس از برگزاري جشنواره ها که طي چهار سال گذشته همواره در کشور برگزار شده است، در جامعه رها نشوند و از تجارب و انديشه هاي ارزشمند آنها در سازمان ياد شده، استفاده شود.کارآفريني تفکري است که بايد از ابتداي دوره هاي آموزشي به روح و روان کودکان،نوجوانان و جوانان دميده شود. متاسفانه هم اکنون مشکلات متعددي در خصوص اين نوع آموزش ها در کشور مشاهده مي شود و تا زماني که تفکر سيستمي در جامعه حل نشود هر ساله با گروههاي مختلف فارغ التحصيلاني از مدارس و دانشگاه هاي کشور مواجه هستيم که در صدد هستند براي کسب درآمد به دولت تکيه و از آن محل، ارتزاق کنند. همچنين اقتصادي که مبتني بر واردات بي رويه کالا باشد با توليد و مهارت نيروي انساني بيگانه است.خلاقيت، نوآوري، شجاعت به همراه مهارت ارکان مهم کارآفريني هستند. تفکراتي از اين دست نياز به نهادينه شدن دارند و نمي توان آن را در مدت کوتاهي به جامعه، تزريق کرد. دانش آموزان ايراني بطور معمول نمره محفوظات ذهني خود را مي گيرند و بطور عام از نوآوري و خلاقيت در آموزش هايي که کسب مي کنند، خبري نيست.آنچه مسلم است تفکر کارآفريني در کشورهايي که در اين زمينه تلاش کرده اند هم اکنون نهادينه شده است و اين موضوع شايد چندين دهه در آنجا، زمان برده است.تفکر نوپاي کارآفريني در ايران نياز به زمان دارد و در اين مدت نه تنها بايد نظام آموزشي کشور موجب تغيير شود بلکه بسترهاي اقتصادي آن در جامعه، دچار دگرگوني عظيمي شود.
روزنامه تفاهم