درباره وبلاگ




نویسندگان

آمار وبلاگ

کل بازدید : 2760878
تعداد کل پست ها : 3866
تعداد کل نظرات : 34
تاریخ آخرین بروز رسانی : چهارشنبه 1 آذر 1396 
تاریخ ایجاد بلاگ : دوشنبه 1 فروردین 1390 

آرشیو ماهانه

آرشیو موضوعی

پیوندها

دیگر امکانات

بررسي نكات اقتصادي درعهدنامة مالك اشتر

نظام اقتصادي اسلام با همة عمق، اصالت و عظمت، صلاحيت پياده شدن درهر عصر، زمان و مكاني را دارد. اما اين امر، در سايه وجود حكومتي اسلامي كه به تمامي مباني اعتقادي، اخلاقي و معنوي اقتصاد اسلامي معتقد باشد، امكان‎پذير است. اكثر معضلات و مشكلاتي كه در گذشته و حال روياروي اقتصاد قرار داشته است، از 3 منبع سرچشمه مي‎گيرد:

1. فقدان توليد كافي

2. توزيع ناعادلانه

3. رعايت نكردن الگوي مصرف

اغلب كشورها از ناحيه موارد فوق‎الذكر در رنج هستند، تا جايي كه بسياري از تلاشها در جهان كنوني در زمينة‌علم اقتصاد،‌متوجه بهينه‎سازي سطح توليد، اصلاح روش توزيع و رعايت الگوي مناسب مصرف است. نظام اقتصادي اسلام نيز به اين معضلات و مشكلات توجه كرده است. حضرت علي(ع) نيز در نامة‌معروفشان به مالك اشتر، نظام اقتصادي مطلوب را بخوبي ترسيم كرده و براين نكته تأكيد نموده‎اند كه، حكومت اسلامي، در جهت بالا بردن سطح توليد، توزيع عادلانه و مصرف صحيح، كاملاً تلاش و سعي كند.

بدون ترديد نظارت در امر توليد، توزيع ومصرف ـ كه نقش بسيار حياتي در اصلاح ساختار اقتصادي دارد ـ به دستگاههاي اداري و تشكيلاتي كه از عهدة اين امور برآيد، نياز دارد. توانايي و كارايي دستگاههاي اداري، نقش بسيار مهمي در اين مورد مي‎تواند داشته باشد. به عبارت ديگر، نظارت كامل برتوليد، توزيع و مصرف، از امور اساسي اقتصاد به شمار مي‎رود، كه اسلام برآن تأكيد بسيار دارد. براي تحقق آن نيز حكومت اسلامي بايد مقدمات لازم را ايجاد كند، در آن صورت، اقتصادي كه بر اساس موازين اسلامي شكل گيرد، موفقيتهاي بزرگي را در راه اجراي عدالت اجتماعي و اقتصادي، و همچنين بزرگترين پيروزيها را در حل معضلات اقتصادي، افزايش سطح توليد توزيع، عادلانه و اصلاح الگوي مصرف، نصيب جامعه كند.

مقالة حاضر تلاشي در راستاي شناسايي و گسترش هر چه بيشتر مفاهيم اقتصادي اسلام، با تأكيد بر ديدگاه حضرت علي(ع) در نامة معروف ايشان به مالك اشتر است. در اين راستا، با تبيين نمونه‎هايي از برخورد عيني و عملي حضرت علي(ع) با مسائل مختلف اقتصادي، نظام اقتصادي مطلوب مورد نظر آن حضرت مشخص شود.

دراين مقاله با تأكيد بر نامة حضرت علي(ع) به مالك اشتر موضوعاتي از قبيل: طبقه‎بندي، دريافت زكات، اجتناب از احتكار، تجارت، خراج، مميزات و مخصصات نظام اقتصادي مطلوب، توليد، توزيع و مصرف، بررسي، تجزيه و تحليل مي‎شود. ذكر اين نكته لازم است كه سعي برآن بوده است كه صرفاً، مباحث با تأكيد برعهدنامة مالك اشتر مطرح شود. لذا، از طرح ديدگاههاي جديد در علم اقتصاد و مباحث خارج از عهد‎نامة مالك اشتر، خودداري شده است.

طبقه ‎ بندي از ديدگاه حضرت علي(ع)

حضرت علي(ع) خطاب به مالك اشتر فرماندار خود در مصر، مي‎فرمايند:

« و اعلم أن الرعية طبقات لايصلح بعضها لا ببعض، والا غني ببعضها عن بعض. فمنها جنود الله. و منها كتاب العامة و الخاصة. و منها قضاة العدل. و منها عمال الانصاف و الرفق. ومنها اهل الجزية والخراج من اهل الذمة و مسلمة الناس. و منها التجار و اهل الصناعات. و منها الطبقة السفلي من ذوي الحاجة و المسكنة و كلاً قد سمي الله سهمه، و وضع علي حده فريضة في كتابه او سنة‌نبيه ـ صلي الله عليه و آله ـ عهداً منه عندنا محفوظاً.»[1] «و بدان كه رعيت را صنفهاست كه كار برخي جز به برخي ديگر راست نيايد، و به برخي از برخي دگر بي‎نيازي نشايد. از آنان سپاهيان خدايند و دبيران كه در نوشتن نامه‎هاي عمومي يا محرمانه انجام وظيفه نمايند. و از آنها داورانند كه كار به عدالت دارند، و عاملانند كه كار خود به انصاف و مدارا رانند. و از آنان اهل جزيه[2] و خراج[3]‎اند، ا ز ذميان و مسلمانان. و از آنان بازرگانان، صنعتگران و طبقه فرودينند از حاجتمندان و درويشان. و خدا نصيب هر دسته را معين داشته و ميزان واجب آن را در كتاب خود يا سنت پيامبرش(ص) نگاشته، كه پيماني از جانب خداست و نگهداري شده نزد ماست.)

حضرت علي(ع) در اين عبارات، وضع طبيعي جامعه را ترسيم مي‎كنند تا مالك اشتر در برخوردهاي ولايتي و سياسي خود، اين زمينه‎هاي اجتماعي را مد نظر داشته باشد و با توجه به اين زمينه‎ها، سياست حكومتي و اسلامي خود را اتخاذ نمايد، تا سرانجام وي باموضعگيري صحيح بتواند نظام اقتصادي صحيح را ميان امت استوار سازد.

دريافت و جمع ‎ آوري ماليات

زكات يكي از عمده‎ترين منابع ماليات اسلامي است، كه از طرفي مردم طبق شرايطي ـ كه بيان مي‎شود ـ آن را به عنوان وظيفة بزرگ عبادي ـ‌اقتصادي مي‎پردازند. دولت اسلامي هم آن را براي يك رسالت الهي، سياسي و اقتصادي و نيز رفع فقر و نياز طبقات ضعيف، و بالا بردن سطح زندگي آنان، دريافت مي‎دارد. در اينجا، طرح و بررسي 2 بحث لازم به نظر مي‎رسد:

1. اگر افراد از پرداخت چنين مالياتي خودداري نمودند، چه ضمانت اجرايي براي دريافت آن وجود دارد؟

2. مقدار زكات از لحاظ كميت چه مقدار است؟ و چه مقدار از نيازمنديهاي افراد كم درآمد وبي درآمد را مي‎تواند تأمين نمايد؟

در توضيح مطلب نخست، بايد اذعان نمود كه:

اولاً هنگامي كه جامعه تحت لواي رهبري حكومت اسلامي قرار گرفت، پرداخت ماليات زكات را به عنوان يك عبادت تلقي مي‎نمايد و به تبع آن داوطلبانه آن را پرداخت مي‎كند.

ثانيا،ً دولت اسلامي بدين منظور و براساس نص قرآن، (العاملين عليها)[4]، مأمور و متصدي جمع‎آوري زكات و ماليات مي‎گمارد.

مطلبي كه دراين باره حائز توجه است، روش تربيتي، انساني و سازنده حكومت اسلامي است كه از هرگونه خشونت، ارعاب و تحكم كاملاً به دور است. به عنوان نمونه، قسمتي از دستورهايي را كه حضرت علي(ع) براي دريافت زكات و ماليات به مأموران و متصديان خويش مي‎فرمايند؛ ذكر مي‎نماييم:

«يا عبدالله انطلق و عليك بتقوي الله وحده لاشريك له، ولاتؤثردنياك علي آخرتك و كن حافظاً لمن إستئمنك عليه،‌راعياً لحق. [5] أي بندة خدا، براي جمع‎آوري زكات حركت كن،‌و حتماً خداي يگانة بي‎شريك را در نظر داشته باش، دنيايت را برآخرت مقدم مدار، نگهبان امانت خلق باش و حق‎ الهي را نيز رعايت كن.)

در بارة سؤال دوم مي‎توان گفت كه، ‌با توجه به تشكيل يك نظام صحيح و عميق اسلامي،‌با توجه به منابع ونهادهاي مشمول پرداخت اين گونه‎ مالياتها، و نيز با عنايت به جمع‎آوري مالياتها، بودجه نسبتاً زيادي تشكيل مي‎شود، كه تا حدي مي‎تواند نيازهاي طبقات نيازمند رابرآورده سازد.

در اسلام آنقدر به مسئلة زكات اهميت داده شده، كه در رديف نماز ـ كه ستون دين به شمار مي‎رود ـ قرار گرفته است. حضرت علي(ع) مي‎فرمايند:

«ان الله فرض في اموال الاغنياء‌اقوات الفقراء فما جاء فقير الا بما منع غني و الله سألهم عن ذلك[6].»

(به يقين، خداي متعال روزي بينوايان را در ثروت توانگران قرار داده است. بنابراين، هيچ‎كس فقير و گرسنه نمي‎شود، مگر اينكه اغنيا حق وي را حبس كنند. اما خداي قهار آنها را به مؤاخذه و حساب خواهد كشيد.»

بنابراين، زكات يك برنامة وسيع مالي و اجتماعي اسلامي است، كه نتيجة آن تعادل و توازن در نظام اقتصادي خواهد شد.

جلوگيري از احتكار

احتكار به معناي حبس نمودن خوار و بار است. گاهي نيز به ذخيره كردن منابع و مواد تجاري و صنعتي، و خلاصه، انبار كردن نيازمنديهاي جامعه، اطلاق شود.

حضرت علي(ع) در عهدنامة اصيل و تاريخي خود به مالك اشتر، فرماندار مصر، مي‎فرمايند:

« و اعلم مع ذلك ان في كثير منهم ضيقاً فاحشاً و شحاً قبيحاً، و احتكاراً للمنافع، .و تحكما في البياعات، و ذلك باب مضرة للعامة‌و عيب علي الولاة، فامنع من الاحتكار فان ـ رسول‎الله صلي عليه و آله ـ منع منه، و يكن البيع بيعاً سمحاً، بموازين عدل و اسعار لاتجحف بالفريقين من البايع و المبتاع. فمن قارف حكرة بعد نهيك اياه فنكل به، و عاقبه في غير اسراف[7].»

(و با اين همه بدان كه ميان بازرگانان بسيار كسانند كه معاملتي بد دارند، بخيلند و در پي احتكارند. سود خود را مي‎كوشند و كالا را به هر بها كه خواهند مي‎فروشند. و اين سودجويي و گرانفروشي، زياني است براي همگان، و عيب است بر واليان. پس بايدت از احتكار منع نمود، كه رسول خدا(ع) از آن منع فرموند. و بايد خريد و فروش آسان صورت پذيرد و با ميزان عدل انجام گيرد؛ با نرخهاي ـ رايج بازار ـ نه به زيان فروشنده و نه خريدار. و آن كه پس از منع تو دست به احتكار زند، او را كيفر ده و عبرت ديگران گردان، و در كيفر او اسراف مكن.)

تجارت

مسئلة دادوستد و بازرگاني، از امور مهمي است كه در نظام اقتصادي مطلوب مؤثر مي‎باشد. حضرت علي(ع) در فرمان خود به مالك اشتر، خصلتها و ويژگيهاي تجار و بازرگانان را برمي‎شمارند:

« ثم استوص بالتجار و ذوي الصناعات و اوص بهم خيراً: المقيم منهم، والمضطرب بماله، و المترفق ببدنه، فانهم مواد المنافع و اسباب المرافق، و جلابها من المباعد والمطارح في برك و بحرك، و سهلك و جبلك، و حيث لايلتئم الناس لمواضعها، ولايجترئون عليها. فانهم سلم لاتخاف بائقته، و صلح لاتخشي غائلته، و تفقد امورهم بحضرتك و في حواشي بلادك[8]» (ديگر اينكه، نيكي به بازرگانان و صنعتگران را بر خود بپذير، و سفارش كردن به نيكويي دربارة آنان را به عهده‎گير، چه كسي كه برجاي بود، و چه آن كه با مال خود از اين سو بدان سو رود، و با دسترنج خود كسب كند. آنان مايه‎هاي منفعتند، پديدآورندگان وسيلتهاي آسايش و راحت. و آورندة‌آن از جاهاي دور‎دست و دشوار، در بيابان و دريا و دشت و كوهسار؛ جايي كه مردمان در آنجا گرد نيايند و در رفتن بدانجا دليري ننمايند. اين بازرگانان مردمي آرامند و نمي‎ستيزند، و آشتي ‎جويند و فتنه‎اي نمي‎انگيزند. به كار آنان بنگر، چه در آنجا باشند كه خود به سر مي‎بري يا در شهرهاي ديگر.)

در اين فرمان، حضرت علي(ع) بازرگانان و صاحبان صنايع، توليد‎كنندگان، را در يك رديف مي‎آورند. هر دو گروه، منشأ منفعت شمرده شده‎اند. بازرگانان از اين جهت در اسلام محترم و مورد حمايتند كه خدمت مفيدي انجام مي‎دهند.

خراج (ماليات)

خراج مقدار مالي است، كه از عين محصول زمين يا قيمت آن گرفته مي‎شود. اين ماليات بر اراضي خراجي (انفال و فيء)، به حسب تشخيص حكومت اسلامي، و رضايت كاركنان، كشاورزان و زمينداران، و مصلحت عامة مردم بسته مي‎شود اين ماليات نخست، بايد صرف‎ آبادي زمين و وضع كشاورزان شود. جامعترين اثر اسلامي دربارة‌وضع خراج، موقعيت و اهميت كار كشاورزان، حقوق آنان از نظر اسلام، قسمتي از مكتوب و منشور اميرمؤمنان حضرت علي(ع) به مالك اشتر مي‎باشد؛ چنانكه مي‎فرمايند:

« و تفقد امر الخراج بما يصلح اهله فان في صلاحه و صلاحهم صلاحاً لمن سواهم، و لا صلاح لمن سواهم الا بهم لان الناس كلهم عيال علي الخراج و اهله. و ليكن نظرك في عمارة الارض ابلغ من نظرك في استجلاب الخراج لان ذلك لايدرك الا بالعمارة. و من طلب الخراج بغير عمارة‌اخرب البلاد و اهلك العباد، و لم يستقم امره الا قليلا، فان شكوا ثقلاً أو علة او انقطاع شرب او بالة او احالة ارض اغتمرها غرق او أجحف بها عطش خففت عنهم بما ترجو ان يصلح به امرهم[9]» و دركار خراج چنان بنگر كه اصلاح خراج ‎دهندگان در آن است،‌چه صلاح خراج و خراج‎دهندگان به صلاح ديگران است. و كار ديگران سامان نگيرد تا كار خراج دهندگان سامان نپذيرد،‌كه مردمان همگان،‌هزينه‎خوار خراجند و خراج‎دهندگان. و بايد نگريستن و به آباداني زمين، بيشتر از ستدن خراج بود، كه ستدن خراج، جز با آباداني ميسر نشود.‌و آن كه خراج خواهد تو به آباداني نپردازد، شهرها را ويران كند و بندگان را هلاك سازد، و كارش جز اندكي راست نيايد. و اگر از سنگيني [ماليات] شكايت كردند يا از آفتي‎كه [به كشت] رسيده يا آبي كه از كشتهاشان بريده يا باران بدانها نباريده يا [بذر زمين] بر اثر غرق شدن يا بي‎آبي تباه گرديده. بار آنان را سبك گردان؛ چندانكه مي‎داني كارشان بدان سامان‎پذيرد.)

حضرت علي(ع) برحسب اين منشور و بر اساس تعميم اراضي و ديگر منابع ثروت طبيعي، چند مطلب اصولي و مهم اقتصادي و اجتماعي را به صورت فرمان بيان كرده‎اند:

1. اراضي ومنابع عمومي كه بر حسب استحقاق و احتياج، و با نظارت حكومت عادل اسلامي ميان عاملان توزيع مي‎شود، بايد تصرفات در آنها بر اساس مصلحت اجتماع باشد.

2. واليان و متصديان پيش از بستن خراج (ماليات ارضي)، بايد به اصلاح وضع زندگي خراج دهندگان بپردازند.

3. پايه و اساس اجتماع، ‌توليد‎كنندگانند و بدون اصلاح وضع آنان، اجتماع روي صلاح نمي‎بيند.

4. پيوسته پيش از گرفتن خراج، بايد نظر و توجه به آبادي زمينها باشد.

5. خراج گرفتن بدون آبادي، خرابي كشور و نابودي مردم آن را در پي دارد.

6. پس از وضع خراج اگر كشاورزان از سنگيني آن يا احتياج به اصلاح زمين يا به هر علتي شكايت كردند تا جايي‎ كه كارشناسان بهبود يابد، بايستي به آنها تخفيف داد.

7. سبك كردن ماليات برزمين و فرآورده‎هاي آن، فاصله ميان حكومت و مردم را از ميان مي‎برد، به حاكم و اجتماع رونق و زينت مي‎بخشد، و دولت را محكم و سرافراز مي‎سازد.

8. افاضة عدل در ميان طبقة مولد، نيروي سرشار معنوي براي حكومت و تكيه‎گاهي براي آن است. چنين نيرويي، از هر قدرت مادي در موقع پيشامدها محكمتر و ثابت‎تر، و با چنين نيرو هر رنج و تحميلي قابل تحمل است.

9. فقر وتنگدستي توليدكنندگان و نداشتن وسايل توليد، موجب ويراني زمينهاست. بايد توجه داشت كه اين فرمان ـ كه بحق بايد آن را منشور نور در قرون ظلمت ناميد ـ درزماني صادر شد، كه دنيا در تاريكي ظلم و ستم نسبت به طبقات مولد و دهقانان به سر مي‎برد. در آن دوران، در نظر طبقات حاكم در سراسر جهان، يگانه وسيلة آبادي زمين بردگان و بندگاني بودند، كه نه‎تنها حقي در كار خود نداشتند، بلكه حقي به حيات و خانواده‎شان هم نداشتند.

اين نظر حضرت علي(ع) به احوال و اوضاع مختلف زمين از جهت آبادي و ويراني، و مترتب بون صلاح دولت بر صلاح وضع كارگر و كشاورز، آنچنان درست و دقيق است كه علوم اقتصادي و اجتماعي امروز هم مؤيد آن است. و با آنكه از زمان صاحب اين نظر و دستور قرنهاي متمادي گذشته،‌همچنان جامعيت و اعتبار خود را حفظ كرده است.

مميزات و مخصصات نظام اقتصادي مطلوب از ديدگاه حضرت علي (ع)

با اندكي دقت و ژرفنگري در نظرات حضرت علي(ع) ، اين نتيجه مسلم مي‎شود كه نظام اقتصادي مورد نظر حضرت علي(ع) ، داراي امتيازات خاصي است كه با هيچ‎يك از مكتبهاي سرمايه‎داري و سوسياليستي تطبيق نمي‎كند.اين امتيازات را مي‎توان در چند اصل خلاصه كرد:

1. حضرت، افراد را مالك‌در حدود محصول عمل به معناي وسيع، و متصرف در مبادلات در حدود احكام خاص، مي‎شناسند. بنابراين، دراين نظام نه آزادي بي‎حد مالكيت فردي تجويز شده، و نه مبتني بر مالكيت عمومي و سلب كلي مالكيت و آزادي فردي است.

2. از آنجا كه علاقه‎هاي مالي و روابط اقتصادي با نحوة تفكرات، فطريات و عواطف انساني مرتبط است، بنابراين نظام اقتصادي مطلوب نيز نمي‎تواند مجزا از توجيه و تربيت فكري و اخلاقي، و احكام عبادي و اجتماعي باشد. بنابراين، حضرت علي (ع) تنظيم حدود حقوق و علاقه‎ها را با توجيه‎ نظر، تحكيم ايمان، و پرورش وجدان و ارزشهاي انسان مرتبط مي‎دانند؛ بطوري كه احكام و قوانين اقتصادي را بر طبق اين اصول بيان مي‎كنند.

3. امام(ع) حدود مالكيت و روابط اقتصادي را 3 اصل: افراد، احكام و حكومت ترسيم و تنظيم مي‎كنند.

4. براساس ديدگاه حضرت علي(ع) ، حق مالكيت و توزيع فراورده‎هاي طبيعي، مبتني بر حق تصرف و توزيع منابع طبيعي مي‎باشد. به اين ترتيب كه زمين و همة‌منابع طبيعي، از آن همه است و دولت ـ كه نمايندة مصالح عمومي است ـ حق نظارت و توزيع دارد.

با اين‎گونه آزادي محدود در مبادلات و نظارت دولت در كالاها، قاعدة عرضه و تقاضا به مفهوم سرمايه‎داري نمي‎تواند حاكم بر مبادلات و روابط بازرگاني باشد؛ چون تقاضا درمكتب سرمايه‎داري، به قدرت خريد و پولداري افراد برمي‎گردد. در حالي كه تقاضا برمبناي نظام اقتصادي مطلوب، ناشي از نياز و احتياج افراد است. شناسايي نظام اقتصادي مطلوب بدون توجه به مسئلة خودشناسي، ميسر نيست. حضرت علي(ع) از خودشناسي، به عنوان يكي از اساسي‎ترين آگاهيها و از جهل و ناآگاهي نسبت به خود، به عنوان عامل به هدر رفتن نيروها و در نتيجه سقوط انسان ياد كرده‎اند.

هدف نظام اقتصادي مطلوب مورد نظر حضرت علي(ع) در پرتو هدف كل سيستم، همانا كمال‎ نهايي و سعادت ابدي براي انسان است. و ارزش آن، شعاعي از ارزش و مطلوبيت كمال‎نهايي خواهد بود. به ديگر سخن‎، هدف نظام اقتصادي اسلام، در دايرة هدف نظام اخلاقي محدود مي‎شود. بدين معنا كه رفاه و آسايش زندگي در حدي مطلوب خواهد بود، كه در جهت تأمين سعادت ابدي و راهي براي وصول به كمال ‎نهايي باشد.

با توجه به اينكه هدف اقتصاد تأمين نيازمنديهاي مالي بشر است، سؤالي كه به ذهن خطور مي‎نمايد اين‎ است كه نظام اقتصادي مطلوب مورد نظر حضرت علي(ع) ، چه هدفي را دنبال مي‎كند؟ آيا اين نظام ، فقط در صدد رفع نيازمنديهاي ضروري زندگي انسان است؟ در پاسخ بايد گفت كه اين نكته، از دقت و ژرفنگري در بيانات حضرت و مخصوصاً در نامة‌ايشان به مالك اشتر، به دست مي‎آيد : نظام اقتصادي مطلوب امام(ع) فقط در صدد رفع نيازمنديهاي ضروري بشر نيست و با تأمين آنها كار خود را تمام شده نمي‎داند،‌بلكه در صدد ايجاد عدالت اجتماعي و تأمين رفاه براي همه است.

الگوي عالي توليد

يكي از ادلة بسيار محكمي كه در اين مورد وجود دارد، قول و رفتار معصومان عليهم‎السلام است. به عنوان نمونه، از امام صادق(ع) روايت شده است كه فرمودند:

«ان اميرالمؤمنين(ع) اعتق الف مملوك من كديده[10]» همانا اميرمؤمنان (ع) هزار بنده را از دسترنج خويش، آزاد كردند.)

تلاش در جهت افزايش توليد و رفاه ديگران به دو صورت انجام مي‎شود:

گاهي، با مباشرت انجام مي‎پذيرد و خود شخص عهده‎دار كار مي‎شود.

گاهي ، با وساطت و گذاشتن امكانات توليد، دراختيار ديگران انجام مي‎گيرد؛ مانند اينكه شخص پول خود را در اختيار كسي قرار دهد تا با آن فعاليتي انجام دهد و از سود حاصل، هر دو بهره‎مند شوند.

با وجود آنكه تأكيد شده است كه هدف توليد قرب‎الهي باشد، ولي با وجود اين، توليد به انگيزة مادّي بدون در نظر گرفتن هدف‎نهايي و قرب‎الهي نيز درمحدودة انواع توليدات مجاز، تحريم نشده است. چون همة‌مردم همواره در حدي نيستند كه انگيزه‎هاي الهي موجب ترك فعاليت اقتصادي آنان شود. و از طرف ديگر، توليد در جامعه بايد سطح مطلوب خود راحفظ كند. بنابراين، اگر انگيزه‎هاي مادي به طور كلي از افراد گرفته شود و تحريم گردد، ممكن است موجب ترك فعاليتهاي اقتصادي كساني شود كه آمادگي تحرك به انگيزه‎هاي الهي را ندارند. و از اين راه، ممكن است كل جامعة‌اسلامي زيان ببيند. در اين صورت انگيزه‎هاي مادي نيز پذيرفته شده است؛ اگرچه مطلوب نمي‎باشد. و اين خصلت، ناشي از ويژگي جمعگرايي و واقعنگري نظام اسلام است، كه مي‎تواند اجتماع بشري را زير شرايط مختلف به طور مطلوب اداره كند. در نظام اسلامي به اندازه‎اي همة‌جوانب رعايت شده كه حتي انگيزة توليد از يك كافر هم گرفته نشده است.

حضرت علي(ع) مي‎فرمايند:

«انه لابد للناس من اميربر او فاجر يعمل في امرته المؤمن و يستمتع فيها الكافر.» مردم از داشتن زمامداري خوب يا بد، ناگزيرند تا آنكه مؤمن در ساية حكومتش به كار خود بپردازد، و كافر نيز در آن بهره‎مند شود.)

اگرچه نظر حضرت دراينجا به طبيعت حكومت مي‎باشد، ولي اين معنا در نظام اسلامي به طور آشكاري نمايان است كه حتي كافري كه در زير لواي اسلام زندگي مي‎كند نيز در محدوده‎اي كه براي او قرار داده شده است، انگيزه براي توليد دارد؛‌زيرا مي‎داند از حاصل عملي كه انجام مي‎دهد، خود و بستگانش مي‎توانند بهره‎مند شوند.

در تبيين رفتارهاي اقتصادي افراد براثر انگيزه‎هاي حاكم برآنان،‌دو نوع انگيزه را در جامعة اسلامي مي‎توانيم در نظر بگيريم:

1. انگيزة الهي: اين انگيزه، مطلوب وايده‎آل به شمار مي‎رود، مكتب اسلام سعي مي‎كند مردم را به اين انگيزة عالي سوق دهد.

2. انگيزه‎هاي مادي در محدودة فعاليتهاي مجاز: هر چند از نظر اسلام اين انگيزه كمال مطلوب نيست، ولي براساس مصالحي تحريم نشده است.

توزيع

مقصود از توزيع، توزيع و تشخيص منابع خدادادي و هرگونه توليد و نمو ناشي از آن، در جامعه است. هدف توزيع درنظام اقتصادي مطلوب، رسيدن به جامعه‎اي است كه در آن عدالت اقتصادي برقرار شده باشد، و نتيجة تلاش و فعاليت اقتصادي هركس به خود او باز گردد.

نظام اقتصادي مطلوب نه تنها تضمين كنندة عدالت اقتصادي و تأمين كنندة رفاه عمومي است، بلكه در پي هدف والاتر رسيدن به جامعه‎اي است كه مردم در اموال با يكديگر به مواسات رفتار مي‎كنند، و همديگر را در روزي و معيشت خود سهيم مي‎گردانند.

در نظام اقتصادي مطلوب اگر فردي بخواهد از راه بيع واجارة ابتدايي‌كالاها و خدمات خود را مبادله كند ،‌ناگزير بايد اين‎گونه كالاها و خدمات ارزش متناسب با عوض خود را داشته باشد. همچنين ، اگر فردي بخواهد از طريق بيع و اجارة ثانوي مالكيت جديدي را به دست آورد، بايد در هنگام معاملة دوم ، كالاها و خدمات ارزش بالاتري داشته باشند. اين ارزش بيشتر، ممكن است از 2 راه به دست آمده باشد:

1. كار جديدي بر روي شيء مورد معامله انجام گيرد ؛ چنانكه فردي منزلي را اجاره كند و پس از انجام دادن تعميراتي در صورتي كه اجاره مشروط به استفادة‌خود او نباشد ، با اجارة‌بيشتري به ديگري واگذار نمايد.

2. شرايط متغير و مختلف اقتصادي ، موجب مي‎شود كه ارزش شيء مورد نظر اضافه گردد. مثلاً كالايي كه از محلي كه بوفور يافت مي‎شود، به مكان ديگري كه اين كالا در آنجا كمياب است، منتقل گردد؛ يا از مكاني كه فاقد مطلوبيت باشد ، به جاي ديگري كه مطلوبيت دارد انتقال يابد؛ يا از زماني كه مطلوبيت كمتري دارد؛ براي زماني كه مطلوبيت بيشتري دارد نگهداري شود.

اين‎گونه فعاليتهاي اقتصادي كه مشكلي از مشكلات مردم را بر طرف مي‎كند،‌موجب شده است كه اميرمؤمنان(ع) در نامة ‌خود به مالك اشتر نسبت به بازرگانان سفارش عام بفرمايند:

« ثم استوص بالتجار و ذوي الصناعات و اوص بهم خيراً: المقيم منهم، و المضطرب بماله، و المترفق ببدنه، فانهم مواد المنافع و اسباب المرافق، و جلا بها من المباعد و المطارح في برك و بحرك، و سهلك و جبلك، و حيث لايلتئهم الناس لمواضعها، و لايجترئون عليها .»

در اين عهد نامه، حضرت(ع) فقط تجاري را كه در گردشند مورد نظر قرار نداده، بلكه نسبت به تجار مقيم نيز توجه كرده‎اند.

در يك نگاه كلي به سيستم توزيع در نظام اقتصادي مورد نظر حضرت علي (ع)، مي‎توان دوشاخص اصلي را كه لازمة يك سيستم توزيع مطلوب است، مشاهده كرد.

1. توزيع در نظام اقتصادي مطلوب، به‎گونه‎اي است كه انگيزه‎‎هاي توليد را از افراد سلب نمي‎كند؛ چون هركس مي‎تواند از حاصل تلاش و كوشش خود، بهره برد. از طرف ديگر، با وجود توانايي بر تلاش اقتصادي، بدون جهت چيزي از درآمد جامعه به او تعلق نمي‎گيرد.

2. تخصيص عوامل توليد، به بهترين شكل انجام گيرد.

مطلوب نهايي نظام اقتصادي اسلام، در توزيع مواسات و ايثار است. مقصود از مواسات، شركت دادن ديگران در احوال خويش است؛ به گونه‎اي كه گويا همه‌اعضاي يك خانواده مي‎باشند و تلاش مي‎كنند تا نياز‎منديهاي يكديگر را بر طرف نمايند.

مصرف

3. ركن اصلي اقتصاد را توليد، توزيع و مصرف تشكيل مي‎دهد. اما در واقع، توليد و توزيع، تمهيدات لازم براي تأمين مصرف مي‎باشند. لذا، غايت نهايي تلاشهاي اقتصادي افراد، مصرف به‎شمار مي‎رود. هر شخصي كه بتواند درآمدي در جامعه كسب كند يا سرمايه‎اي بيندوزد، بدين هدف مي‎باشد كه سطح مصرف كنوني يا آيندة خود يا ديگران را افرايش دهد.

آنچه مربوط به مباحث اقتصادي مصرف مي‎شود، تجزيه و تحليل رفتارهاي مصرفي افراد جامعه است.‌در اين راستا، بررسي نيازمنديهاي افراد، در نظر گرفتن قواعد حاكم بر انتخاب و ارجحيت در مصرف، اهميت فراوان دارد. در اين قسمت براي تبيين موضوع از ديدگاه مكتب اسلام و حضرت علي(ع) ، ابتدا طرق كلي هدايت و كنترل مصرف را ارزيابي مي‎كنيم.‌به طور كلي، هدايت و كنترل مصرف، از راههاي زير انجام مي‎گيرد:

1. از طريق به وجود آوردن انگيزه‎هاي مثبت، كه شخص را به سوي مصارف مخصوص هدايت مي‎كند.

2. از طريق ايجاد انگيزه‎هاي منفي، كه در واقع عامل باز‎دارندة انسان از برخي مصارف است.

3. از طريق دستورها و توصيه‎هاي بهداشتي، كه بر الگوي مصرف افراد تأثير مستقيم دارد.

4. به وسيلة محدوديتها و ممنوعيت قانوني براي بعضي از موارد مصرف.

5. از طريق ايجاد محدوديت در درآمد افراد.

نظام اقتصادي مطلوب مورد نظر حضرت علي(ع) علاوه بر آنكه بر اهرمهاي پنجگانة هدايت و كنترل مصرف. صحه مي‎گذارد، خود نظام ارزشي خاصي دارد كه حاكم بر اين‎گونه كنترلها و هدايتهاست و اساساً با نظامهاي حاكم بر ديگر مكاتب تفاوت ماهوي دارد.

افراد براي مصرف كالاها، انگيزه‎هايي دارند. برخي از اين انگيزه‎ها، در اثر نيازهاي معقول و واقعي به وجود مي‎آيد، كه تأييد و تشويق‎شدة نظام اقتصادي اسلام است. برخي از مصارف نيز نامعقول مي‎باشد، كه در نظام اقتصادي اسلام از آن نهي شده است.

هدف نظام اقتصادي اسلام آن است كه انسان را به گونه‎اي تربيت نمايد، كه همة حركات و فعاليتهايش در جهت جلب رضايت خداوند و قر‎ب‎الهي باشد.

در صورتي كه انگيزة فرد از مصرف انگيزه‎هاي منفي باشد، اسلام آن را نهي و نكوهش مي‎كند. از اميرمؤمنان(ع) در تفسير آية: «تلك الدار الاخرة نجعلها للذين لايريدون علوا في الارض و لافساداً»[11] (آن خانة‌آخرت را براي كساني قرار مي‎دهيم، كه ارادة برتري و فساد در زمين نمي‎كنند). نقل شده است، كه فرمودند: «ان الرجل ليعجبه أن يكون شراك نعله اجود من شراك نعل صاحبه فيدخل تحتها»[12] (همانا فردي را اين موضوع به خرسندي [و شگفتي] وا مي‎دارد، كه بند كفش او بهتر از بند كفش دوستش باشد. پس، داخل عنوان آيه مي‎شود.)

همچنين، در نامة اميرمؤمنان(ع) به حارث همداني، آمده است:

« و لير عليك أثر ما انعم الله به عليك»*[13](و بايد اثر آنچه خداوند بدان بر تو نعمت داده است بر روي تو ديده شود.)

در واقع، نظام اقتصادي اسلام برآشكار كردن نعمت و نشان دادن الطاف الهي به افراد، تأكيد كرده است.

در نظام اقتصاي مطلوب مورد نظر حضرت علي(ع)، به ‌مصرف به‎گونه‎اي توجه شده است، كه نه ركود به وجود مي‎آيد و نه تورمي به همراه خواهد داشت؛ چون در صورت فراواني كالاها و امكان رشد سريعتر توليد، با توجه به تشويق اسلام به مصرف و متروك نگذاردن آنها، وفور كالاها و خدمات موجب پايين آمدن بيش از حد قيمتها نخواهد شد. به علاوه ‌در چنين حالتي، تقاضا براي كالاها و خدمات ارائه شده وجود دارد و زمينه‎ براي سرمايه‎گذاري بيشتر و گسترش توليد مهيا مي‎باشد؛‌بويژه اگر به‎دقت به نظام مالياتي اسلام، وجود انفاقها و وظايف اقتصادي دولت اسلامي و به‎طور كلي نحوة توزيع ثروت در اسلام نظر افكنيم، اين مسئله واضحتر مي‎شود. در واقع، دو عامل وضعيت مطلوب اقتصادي را از ركود حفظ كرده است؛ يكي عامل معنوي كه همان وجود انگيزه براي مصرف مي‎باشد، و ديگري عامل مادي كه قدرت خريد براي امكان مصرف است.

[1] نهج‎البلاغه، ترجمه سيد جعفر شهيدي (تهران: انتشارات و آموزش انقلاب اسلامي، 1371) نامه 53

[2] جزيه يا گزيت، مالياتي ساليانه است كه اهل كتاب بايد به حاكم مسلمانان بپردازند. در مقابل، حكومت حقوق آنان را محترم مي‎شمارد، و مال و جانشان را از تعرض محفوظ مي‎دارد.

[3] خراج، مالياتي بود كه از زمين كشت شده يا قابل كشت مي‎گرفتند. ميزان اين ماليات در دوره‎هاي مختلف حكومت اسلامي و نيز در ايالتهاي عراق، مصر، حجاز و افريقا متفاوت بود و تغيير كرد. بعض خلفا، خراج را از ذمي و مسلمان مي‎گرفتند. اما جزيه، بر عهده غير مسلمان بود.

[4] توبه، 60

[5] شيخ حر عاملي، وسائل الشيعة، ج‎6، ص88

[6] محمد بن علي صدوق، من لايحضره الفقيه، ج4، ص4

[7] نهج‎البلاغه، نامه53

[8] نهج‎الباغه، نامه 53

[9] نهج‎البلاغه، نامه 53

[10] كليني، محمد بن يعقوب، فروع كافي، ج5، كتاب المعيشة، باب 5، حديث، ص74

[11] قصص، 83

[12] تفسير نورالثقلين، ج4، ص144، حديث 124

[13] نهج‎البلاغه، نامه 69

 

تبیان





[ دوشنبه 26 اردیبهشت 1390  ] [ 2:29 PM ] [ حمیدرضا نوری ] [ نظرات(0) ]