رفاهاقتصادى و معيشتى
استاد محمد حكيمى از برنامهها و اقدامهاى امام مهدى (ع)، پديد آوردن رفاه در كل جامعه بشرى است. در آن دوران طبق ترسيم آيات و احاديث، جامعه بشرى واحدى تشكيل مىگردد كه مانند خانوادهاى زندگى مىكنند، و مساله ناهنجار جوامع پيشرفته و ابرقدرت، و جامعههاى در حال رشد، و جامعههاى عقبمانده و محروم از ميان مىرود (1) و بشريتبه طور كلى به رفاه اقتصادى و بىنيازى دست مىيابد، و همين چگونگى زمينه اساسى رشد و تعالى معنوى و فكرى انسان را مىسازد.
طبق تحقيقات كارشناسان و متخصصان، (2) بخش عظيم و مهمى از مسائل عقبماندگى و وابستگى و كمبود مواد غذايى و معيشتى (اگر نگوييم تمام آن) به دو عامل بستگى دارد، و اين هر دو عامل با هم در ارتباطاند:
1- نظام اقتصادى حاكم بر جهان.
2- نظام سياسى حاكم بر جامعه.
1- «نظام اقتصادى حاكم بر جهان»، يعنى نظام و سيستمى كه قدرتهاى اقتصادى جهان در كشورهاى استعمارگر پديد آوردهاند، و هدف و آرمان آنها دستيابى به قدرت اقتصادى روزافزون و سلطه بر منابع ثروت جهان است.
اين قدرتهاى سلطهگر، با برنامهريزيهاى دقيق خود، مانع هرگونه استقلال، خودكفايى و رشد توليد و پيشرفت اقتصادى در كشورهاى عقب نگهداشته شدهاند. اين قدرتها از راههاى گوناگون و شيوههاى تبليغى و برنامهريزيهاى گسترده و عميق، در سايه سلطه نظامى و سياسى و فرهنگى، آزادى فكر و عمل را از آحاد مردم در جهان سوم مىگيرند، و روشها و شيوههايى در همه مسائل زندگى از جمله در توليد و مصرف و تكنولوژى و فرهنگ و راههاى معيشت، بر آنان تحميل مىكنند كه به سود سرمايهداران بزرگ و سلطه بيشتر جهان پيشرفته است. در سايه اين سلب فكر و سلب شخصيت و سلب آزادى و آزادفكرى، پديده عقبماندگى ويى و خوديابى و اعتماد به نفس مىميرد، و وابستگى روز به روز در اعماق اجتماعات عقبمانده گسترش مىيابد. از اين رو، صاحبنظران مسائل اقتصادى - اجتماعى مىگويند: كمك به كشورهاى عقبمانده (3) تنها در اين است كه آنها را به خودشان واگذارند. (4) 2- «نظام سياسى حاكم بر كشورها» نيز نوعا عامل و دستنشانده قدرتهاى جهانى هستند، و همواره به زيان ملتهاى خود گام برمىدارند، و براى سلب هرگونه فكر و انديشه از مردم و نفى حس خودشناسى و خوديابى در مردم خويش مىكوشند، و جريانهاى فكرى و فنى فرمايشى را در ميان ملتخويش نشر مىدهند، و با رسانهها و ابزارهاى تبليغاتى هرگونه استقلال فرهنگى و اقتصادى را از جامعه سلب مىكنند، و تودهها را بردهوار به اسارت و پيروى كوركورانه اين دو جريان مسلط و حاكم - يكى بيگانه و ديگرى خودى - نخستين موضوعى كه صدمه مىبيند و يا بكلى نفى مىگردد، اصالت فكر و فرهنگ خودى و حس اعتماد به نفس و بازيابى و بازشناسايى نيروهاى نهفته در درون خود و جامعه خودى است.
در رستاخيز ظهور امام منجى (ع)، اين بندها و دامها از سر راه برداشته مىشود، و عوامل سلطه بر فكر و فرهنگ و اقتصاد و سياست جهان و كشورها نابود مىگردد، و انسانها آزاد مىشوند، و با هدايت آن امام به خود مىآيند و ديگر بار خويشتن خويش را بازمىيابند و بازمىشناسند و آزادانه فكر مىكنند، و راههاى تحميلى و تبليغى را از راه اصلى و درست جدا مىسازند. و اين است آزادى و آزادگى واقعى، آزاديى كه در سراسر دنياى كنونى تنها واژه آن وجود دارد و از محتوا و مفهوم آن خبرى نيست.
در دنيايى كه تقسيمبندى جهانى با معيارهاى ظالمانه صورت مىگيرد، و امتهاى ضعيف، به حال خود گذارده نمىشوند، و از راههاى مريى و نامريى در شبكههاى پيچيده نظامهاى سلطه و سرمايهدارى جهان گرفتار مىآيند، سخن از آزادى واقعى و آزادفكرى، بازى با كلمات است. و گفتگو بر سر استقلال اقتصادى و انتخاب شيوه و راه زندگى و معيشت و دستيابى به رفاه بيهوده است. زيرا در چنين شرايطى، بخشهاى عظيمى از بشريت مواد لازم زندگى را در اختيار ندارند و دچار كمبود و فقرند، و بخشهاى ديگر نيز طبق الگوها و معيارهايى كه سرمايهداران و توليدكنندگان بزرگ بر جامعه تحميل مىكنند بايد زندگى كنند، و از مواد و كالاها بهره گيرند، و خود قدرت اختيار و انتخاب ندارند.
از اين رو در رستاخيز امام مهدى (ع)، انسان در آغوش آزادى به معناى واقعى كلمه مىآرامد، و در پرتو اين آزادى همه بندها و زنجيرهايى را كه بر پايش نهادهاند مىگسلد، ورا به دو بخش پيشرفته و عقبمانده تقسيم كردهاند از ميان مىرود، و پديده شوم فقر و نياز نيز نفى مىگردد، و رفاه اقتصادى در پرتو چنين معيارهايى به جامعه و افراد داده مىشود. ترديدى نيست كه بدترين و ناهنجارترين اسارت براى بشريت، فقر و نياز روزانه به غذا، لباس، مسكن، دارو و ديگر لوازم زندگى است. اين اسارت براى انسان لحظهاى آسايش و فراغتباقى نمىگذارد، و زمينههاى رشد و تكامل معنوى و مادى او را نابود مىسازد، و همواره انسان را در انديشه سير كردن شكم و پوشاندن بدن و دستيابى به سايبان و بهبودى از درد و بيمارى و... فرو مىبرد، و فرصتى باقى نمىگذارد تابه مفاهيم بالا و برتر زندگى بينديشد، و پايگاه انسانى خود را درك كند، و از عروج و تكامل نوع انسان سخن بگويد.
در دوران رفاه اقتصادى و رفع همه نيازها، آدمى از اين بردگى و اسارت هستىسوز رهايى مىيابد، و از بند مشكلات آن آزاد مىگردد، و به مسائل متعالى و برتر و تكامل و رشد و صعود مىانديشد و در آن راستا گام برمىدارد.
احاديثبسيارى درباره رفاه اقتصادى دوران ظهور وجود دارد و شايد از جمله مسائلى باشد كه بيشترين تاكيد بر آن شده است. و اين اهميت موضوع و نقش آن را در ساختن جامعه سالم قرآنى مىرساند، و شايد پس از اصل عدالت دومين موضوعى باشد كه در آن دوران در جامعهها پديد مىآيد. و اين هر دو با يكديگر پيوندى ناگسستنى دارند، زيرا كه اجراى دقيق عدالتبراى از ميان بردن روابط ظالمانه و غاصبانه آكل و ماكولى است تا اقويا حق ضعيفان را نخورند و آنان را محروم نسازند. بنابراين، رفاه اقتصادى براى همه، با اجراى اصل عدالت اجتماعى و برپايى قسط قرآنى امكانپذير است، بلكه رفاه و بىنيازى از ميوههاى درخت تناور عدل است، و امام با تحقق بخشيدن به اصول دادگرى و عدالت اجتماعى، همگان را به زندگيى درست و سامانيافته مىرساند.
امام صادق (ع):
...انالناس يستغنون اذا عدل بينهم... (5) - ... مردمان بىنياز مىگردند آنگاه كه عدالت ميانشان حاكم باشد...
نالله لم يترك شيئا من صنوفالاموال الا و قد قسمه، واعطى كل ذى حق حقه، الخاصة والعامة والفقراء والمساكين، و كل صنف من صنوفالناس... فقال: لو عدل فىالناس لاستتغنوا... (6) - خداوند همه ثروتها را (از همه منابع درآمد) ميان مردم تقسيم كرده است، و به هر كس حقش را داده است: كارگزاران و توده مردم و بينوايان و تهيدستان و هر گروهى از گروههاى مردم. سپس امام گفت: اگر عدالت اجتماعى برقرار شده بود همه مردم بىنياز شده بودند...
بنابراين در سايه عدالت است كه به رفاه اقتصادى و بىنيازى مادى مىتوان دستيافت.
همچنين از نظر تعاليم اسلامى، حاكميت اگر درست و اسلامى باشد و برنامهها و مجريانى قرآنى و اسلامى به كار گمارده شوند، محروميت و نيازمندى در جامعه باقى نمىماند، زيرا كه اصول عدل و حق اجرا مىگردد، و در پرتو آن اجراى اصول، همه مردم به رفاه و بىنيازى مىرسند.
امام على (ع):
اما والذى فلقالحبة، و برا النسمة، لو اقتبستمالعلم من معدنه، و ادخرتمالخير من موضعه و اخذتمالطريق من وضحه، و سلكتم منالحق نهجه، لنهجتبكمالسبل، وبدت لكمالاعلام، و اضاء لكمالاسلام، و اكلتم رغدا، و ما عال فيكم عائل، و لا ظلم منكم مسلم و لامعاهد... (7) - سوگند به خدايى كه دانه را (در دل خاك) بشكافت، و آدميان را آفريد، اگر علم را از معدن آن اقتباس كرده بوديد، و خير را از جايگاه آن خواستار شده بوديد و از ميان راه به رفتن پرداخته بوديد، و راه حق را از طريق روشن آن پيموده بوديد، راههاى شما هموار مىگشت، و نشانههاى هدايتگر پديد مىآمد، و فروغ اسلام شما را فرا مىگرفت، و به فراوانى غذا مىخورديد، و ديگر هيچ عائلهمندى بىهزينه نمىماند، و بر هيچ مسلمان و غير مسلمانى ستم نمىرفت.
در پرتو حاكميت قرآنى و محمدى (ص) و علوى (ع) امام مهدى (ع)، و با اجراى اصل عدالت اجتماعى كه سيره انكارناپذير آن امامسامان مىيابد، و نيازها برآورده مىگردد، و رفاه اقتصادى و آسايش معيشتى بر تمام بخشها و زواياى زنگى خانواده بشرى پرتو مىافكند.
با اينكه موضوع رفاه اقتصادى از شاخ و برگهاى عدالت اجتماعى است، در احاديث جداگانه مطرح گرديده است. و اين اهميت موضوع را آشكار مىسازد.
پيامبر اكرم (ص):
يكون فى امتىالمهدى... يتعنم امتى فى زمانه نعيما لم يتنعموا مثله قط، البر والفاجر، يرسلالسماء عليهم مدرارا، ولا تدخرالارض شيئا من نباتها. (8) - در امت من مهدى قيام كند... و در زمان او مردم به نعمتهايى دست مىيابند كه در هيچ زمانى دست نيافته باشند. (همه) نيكوكار و بدكار. آسمان بر آنان ببارد و زمين چيزى از روييدنيهاى خود را پنهان ندارد.
پيامبر اكرم (ص):
يكون فى امتىالمهدى ... والمال يومئذ كدوس، يقومالرجل فيقول: يا مهدى اعطنى، فيقول: خذ (9) - در زمان مهدى (ع)... مال همى خرمن شود. هر كس نزد مهدى آيد و گويد: «به من مالى ده! مهدى بيدرنگ بگويد: «بگير.» امام على (ع):
... و اعملوا انكم ان اتبعتم طالعالمشرق سلك بكم منهاجالرسول ... و كفيتم مؤونةالطلب والتعسف، و نبذتمالثقل الفادح عنالاعناق... (10) - بدانيد اگر شما از قيامگر مشرق (امام مهدى «ع») پيروى كنيد، شما را به آيين پيامبر درآورد... تا از رنج طلب و ظلم (در راه دستيابى به امور زندگى) آسوده شويد، و بار سنگين (زندگى) را از شانههايتان بر زمين نهيد...
رفاه تا اين پايه و تامين سطح زندگى تا اين سطح، آرمانى است الهى كه به دست مبشر راستين عدالت و انصاف و سعادت و آسايش، امام مهدى (ع) تحقق مىيابد.
امام على (ع):
ثم يقبل الىالكوفة فيكون منزله بها، فلا يترك عبدا مسلما الا اشتراه و اعتقه، ولا غارما الا قضى دينه، و لا مظلمة لاحد منالناس الا ردها، ولا يقتل منهم عبد الا ادى ثمنه، دية مسلمة الى اهلها، و لا يقتل قتيل الا قضى عنه دينه والحق عياله فىالعطاء، حتى يملاالارض قسطا و عدلا... (11) - ... سپس (امام مهدى «ع») به كوفه، درآيد، و در آنجا مسكن گزيند، و هر برده مسلمانى را (در صورتى كه باقيمانده باشد) بخرد و آزاد كند و دين بدهكاران را بپردازد، و مظلمهها و حقهايى كه بر گردن كسان است (به صاحبان حق) بازگرداند، كسى كشته نشود مگر اين كه بهاى آن را (كه ديه است) به صاحبانش تسليم كند، و آن كس كه كشته شد بدهيش را بپردازد، و (زندگى) خانواده او را تامين كند، تا سراسر زمين را از عدل و داد بيآكند...
تامين زندگى و رفاه تا اين پايه است كه اگر از مسلمانان كسى هنوز در بردگى مانده بود به دست امام خريده مىشود و آزاد مىگردد. اگر كسى بدهكارى داشتبدهى او پرداخت مىشود. هر كس حقى و حقوقى از ديگران برى قصاص شد ديه او به صاحبش پرداخت مىگردد. هر كس به دليل جرمى به اعدام محكوم شد بدهكاريهاى او پرداخت مىشود، و پس از اعدام وى زندگى خانوادهاش همسان و همسطح ديگر مردم تامين مىگردد. و اينها همه براى اجراى عدالت دقيق در سراسر آباديهاى زمين است. يعنى عدالت در آن دوران چنين مفهومى عميق و گسترده و انسانى دارد، كه هر مشكل و ناهنجارى و گرفتارى را برطرف مىسازد.
امام باقر (ع):
و يعطىالناس عطايا مرتين فىالسنة و يرزقهم فىالشهر رزقين... حتى لاترى محتاجا الى الزكاة و يجيىء اصحابالزكاة بزكاتهم الىالمحاويج من شيعته فلا يقبلونها، فيصرونها و يدورون فى دورهم، فيخرجون اليهم، فيقولون: لا حاجة لنا فى دراهمكم ... فيعطى عطاء لم يعطه احد قبله. (12) - (امام مهدى «ع»)، در سال دو بار به مردم مال ببخشد و در ماه دو بار امور معيشتبدانان دهد... تا نيازمندى به زكات باقى نماند. و صاحبان زكات، زكاتشان را نزد محتاجان آورند، و ايشان نپذيرند. پس آنان زكات خويش در كيسههايى نهند و در اطراف خانهها بگردند (براى دستيابى به محتاجى)، و مردم بيرون آيند و گويند:
ما را نيازى به پول شما نيست... پس دستبه بخشايش گشايد، چنانكه تا آن روز كسى آنچنان بخشش اموال نكرده باشد.
امام صادق (ع):
ان قائمنا اذا قام اشرقتالارض بنور ربها... و يطلبالرجل منكم من يصله بماله و ياخذ منه زكاته، فلا يجد احدا يقبل منه ذلك و استغنىالناس بما رزقهمالله من فضله. (13) - هنگام رستاخيز قائم ما زمين با نور خدايى بدرخشد... و شما به جستجوى اشخاصى برمىآييد كه مال يا زكات بگيرند و كسى را نمىيابيد كه از شما قبول كند، و مردمان همه به فضل الهى بىنياز مىگردند.
سطح زندگى در اين حد بسيار متعالى و آرمانى و رفاه اقتصادى تا اين پايه، در دنياى سراسر ظلم و جامعههاى طبقاتى و سرشار از تضاد بر سر منافع و با روابط ظالمانه استثمارى براى ما، قابل درك نيست، ليكن وعده خدا است و تحقق خواهد يافت. آيا چنين هدفى با اين بزرگى و عالمگسترى، با شيوههاى اخلاقى و پند و موعظه پديد مىآيد، يا امام مهدى (ع) تنها با اعجاز و قدرت معنوى اين چگونگيها را در زمين پديد مىآورد؟ يا شيوهها و روشهايى ويژه براى رشد ثروت و توليد كافى كالاها به كار مىبرد كه تا كنون نبوده است؟ روشن است كه ايجاد رفاه اقتصادى در اين حد و براى يكايك افراد خانواده بشرى، كارى بزرگ و مشكلى بس عظيم است، و به دشوارى مىتوان تصور كرد كه در آن روزگار چه مسائل و عواملى پديد مىآيد كه چنين زيستى نصيب انسانها مىگردد.
با مطالعه در وضعيت زندگى كنونى بشر و با بررسى دقيق منابع طبيعى و ذخاير موجود در زمين و محاسبه استعداد انسان و محاسبه مقدار مصرف زائد و مسرفانه و تجملى در همه اموال جهان در نزد مهدى (ع) گرد آيد، آنچه در دل زمين است و آنچه بر روى زمين، آنگاه مهدى به مردمان بگويد: بيائيد! و اين اموال را بگيريد.
اجتماعات مختلف بشرى به اصل دست مىيابيم:
1- منابع طبيعى و ذخاير زمين اين استعداد را دارد كه پاسخگوى مجموعه نيازهاى انسانها باشد (در هر مقوله از مقولاتى كه در زندگى بدانها نيازى هست)، و كمبودها را برطرف سازد و آدميان را به رفاه و آسايش و تامين معاش برساند.
2- محاسبه مقدار مصرف تجملى و مسرفانه اجتماعات بشرى، (14) روشن مىسازد كه اگر اين اسرافكاريها و شادخواريها به صورتى درست و اصولى مهار گردد، و با انضباط و قانونى سازشناپذير جلو عياشى و ريختوپاشهاى زايد گروه اشراف رفاهطلب و شادخوار گرفته شود، نيازهاى كل بشريتبرآورده مىشود و زندگى همگان در روى زمين تامين مىشود.
3- با بررسى استعداد خلاق و هوش مبتكر انسانى، روشن مىشود كه انسانها مىتوانند در پرتو پيشرفت دانشها، به فورمولها و اصول تازهاى دستيابند كه معاش آنان بهتر تامين شود، و نيازها و خواستهها بيشتر برآورده گردد، و رفاه و آسايشى عمومى و همگانى پديد آيد. با توجه به اين سه محور، امكان پديد آمدن دوران رفاه مطلق و تامين زندگى در سطحى متعالى براى همه مردم روى زمين، روشن مىگردد. در اين بخش از اين رساله، به بررسى برخى از علل و عواملى مىپردازيم كه ممكن است در رستاخيز قيام و انقلاب امام مهدى (ع) به كار گرفته شود، و با تكيه بر آنها بودجه و مواد و منابع عظيم و كلان براى چنين اقدامى عظيم تامين گردد، و در فروغ آن زندگى بشريتسامانى درخور يابد:
1- برقرارى عدالت اجتماعى عدالت اجتماعى به معناى تعادل و توازن در كليه جريانهاى اقتصادى جامعه است، و نظام توليد و توزيع مصرف را در بر مىگيرد. عدالتبه اين معنا، اگر گسترهاى جهانى يابد و دقيق و بىاستثنا حدود آن مشخص شود و درست اجرا گردد. تعادل و توازنى در كل جامعه بشرى پديد مىآورد كه آرمان همه عدالتخواهان الهى و بشرى بوده است. در پرتو چنين عدالتى، فاصلههاى اقتصادى به معناى اسراف و تكاثر در بخشهايى و كمبود و محروميت در بخشهاى فراوان ديگر ريشهكن مىگردد. و چنانكه در بخش نخست (15) ديديم،مگان است.
2- اجراى اصل مساوات رعايت قاطع اصل مساوات نيز موجب تعديل ثروتها و برابرى در توزيع كالاها و مواد مورد نياز همه مردم است، و از تراكم و ذخيرهسازى كنز و اسرافكارى نزد طبقات و گروههايى مانع مىگردد، و زمينههاى اصلى كمبود و نيازمندى را برطرف مىسازد.
در فصل بعد روشن خواهد شد كه با اجراى اصل مساوات نيازها برآورده مىگردد، و محتاج و تهيدستى باقى نمىماند. در اين باره به چنين تعاليمى برمىخوريم: «و يسوى بينالناس حتى لاترى محتاجا الىالزكاة: (16) (امام مهدى«ع») ميان مردم (در تقسيم اموال) به مساوات رفتار مىكند به طورى كه ديگر نيازمند و محتاجى يافت نمىشود.» و اين همان سطح متعالى زندگى و رفاه عمومى است كه زكات مورد مصرف نداشته باشد، و همه چيز به همه مردم برسد. اين موضوع در اصل «مساوات» روشن خواهد گشت.
3- عمران و آبادى زمين عمران و آبادى زمين، و بهرهبردارى از امكانات آن تا سر حد امكان، از ديگر اقدامات امام است. اين كار، در دوران پيش از ظهور با همه پيشرفت علوم و تكنولوژى در همه زمينهها بطور كامل انجام نشده است. طبق نظر متخصصان، بسيارى از زمينها قابل عمران و آبادى و كشاورزى و توليد است، بسيارى از آبها داراى استعداد ذخيره شدن و بهرهبردارى است، و بسيارى از مناطق زمين متروك و رها شده مانده است، و بسيارى از مناطق به علت نفوذ سياستهاى استعمارى و ايجاد وابستگى و محروميتبطور كامل از آنها بهرهبردارى نمىشود، و سيستمهاى توليد وكه به سود طبقات محروم نيست، بلكه براى كشورهاى سلطهطلب سودمند است.
اين موضوع نيز از نظر متخصصان و آمارگيران ثابت است كه زمين استعداد اداره و تامين چند برابر جمعيت كنونى را دارد به سه شرط:
الف - از همه امكانات بهرهبردارى شود.
ب - از اسرافكارى و شادخوارى و كامروايى فزون از حد گروههايى اندك ممانعتبه عمل مىآيد.
ج - تكنيكهاى دقيق علمى و فنى و متناسب با محيطها و سرزمينها به كار رود.
4- پيشرفت فنون چنانكه در فصل «تكامل علم و عقل» در دوران ظهور خواهيم گفت، علم و دانش بشر در رستاخيز امام مهدى (ع) به تكامل نهايى مىرسد، و امام با برنامهريزيهاى دقيق كه از دانش بىكران الهى او برخاسته است، همه مناطق زمين را آباد مىكند، و براى تامين زندگى و ايجاد رفاه همگانى راه و روشهايى را عرضه مىكند كه تا آن روز براى بشر ناشناخته بوده است. با توجه به اينكه راه اصلى رشد توليد و خودكفايى، بهرهبردارى از علوم و فنون و تخصصهاى ويژه و طرحها و برنامههاى ماهرانه است. علوم و فنون بشرى در رستاخيز ظهور با علوم و فنون در دوران پيش از ظهور قابل مقايسه نيست، از اين رو، پيشرفتها و رشد توليد و سرمايه در آن دوران با هيچ دوره ديگر همانند نيست. امام مهدى (ع) در همه زمينهها به دانش بشر تكامل مىبخشد. و چنانكه در علوم الهى و ماوراى طبيعى همه اشتباهات و جهلهاى بشرى را برطرف مىسازد و معيارهاى درست در شناخت مبدا و معاد را به انسان مىدهد، در علوم مادى و تكنيكهاى رشد اقتصادى و سامانيابى زيستور به انسان عرضه مىكند، و با شيوههاى بسيار دقيق، نظام توليد و بهرهبردارى از منابع طبيعى را رشدى توصيفناپذير مىبخشد و بدينگونه مشكل كمبودها و نارساييها را بكلى برطرف مىكند.
فاصله پيشرفت علمى و عقلانى و وضع دانش انسان در آن دوره با وضع كنونى، بسى افزونتر است از فاصله دانش امروز بشرى با دورانهاى گذشته تاريخ.
5 - بارانهاى مفيد و پياپى از علل و عوامل مهم و اساسى رشد توليد، بويژه در بخش كشاورزى - كه مادر توليد در بخشهاى ديگر است - نزولات آسمانى و بارانهاى مناسب و بموقع است. طبق تعاليم قرآن و احاديث پارسايى و نيكوكارى و احسان و بخصوص دادگرى موجب نزول رحمتهاى الهى و وفور نزولات آسمانى است (17) ، و گناه بويژه ظلم در روابط انسانى موجب خشكسالى و محروميت از رحمت الهى و قلت نزولات است. در دوران ظهور چون نيكى و احسان و عدل و انصاف بر سراسر گيتى پرتو مىافكند، و روابط انسانى بر اصل عدل و انصاف استوار مىگردد، و مردمان همه به نيكى و نيكوكارى و پارسايى مىگرايند، و ظلم و ستم را يك سو مىنهند، از اين رو، شايسته فضل و رحمتبيشتر مىگردند، و بارش بارانهاى مناسب و بموقع سبب رشدى وصفناپذير در توليد خواهد گشت و بسيارى از مشكلات و كمبودها و نيازمنديها را برطرف خواهد ساخت.
پيامبر اكرم (ص):
يتنعم امتى فى زمنالمهدى (ع) نعمة لم يتنعموا قبلها قط يرسلالسماء عليهم مدرارا ولا تدعالارض شيئا من نباتها الا اخرجته... (18) - ... امت من در زمان (رستاخيز) مهدى (ع) به نعمتهايى دستيابند كه پيش از آن و در هيچ دورهاى دست نيافته بودند. در آن روزگار، آسمان باران فراوان دهد، و زمين هيچ روييدنى را در دل خود نگاه ندارد...
چون مردمان به تقوا و پارسايى روى مىآورند، خداوند بركات و بارانها را فرو مىفرستد و خشكى و كمآبى در مناطق بسيارى برطرف مىشود; و اين وعده الهى كه درباره جامه تقواپيشگان مژده داده است آشكار مىگردد:
م انه كان غفارا. يرسلالسماء عليكم مدرارا و يمددكم باموال و بنين و يجعل لكم جنات و يجعل لكم انهارا: (19) سپس گفتم از پروردگارتان آمرزش بخواهيد كه او آمرزنده است. تا از آسمان برايتان پىدرپى باران فرستد. و شما را به اموال و فرزندان مدد كند. و برايتان بستانها و نهرها بيافريند.» امام على (ع):
... و لو قد قام قائمنا لانزلتالسماء قطرها، و لاخرجتالارض نباتها... حتى تمشىالمراة بينالعراق الىالشام لاتضع قدميها الا علىالنبات... (20) - ... چون قائم قيام كند، آسمان - چنانكه بايد - باران بارد و زمين گياه روياند ... به گونهاى كه زن، از عراق درآيد و تا شام برود و جز بر زمينهاى سرسبز گندم ننهد...
6 - برنامهريزى درست و از يك نقطه چنانكه در آغاز اين فصل يادآور شديم عامل محروميت و عقبماندگى اكثريت كشورها و اجتماعات بشرى، كشورهاى قدرتمند و سلطهطلب است. اگر سلطهطلبان از ميان بروند و تقسيم جامعه بشرى به دو يا سه طبقه: پيشرفته و در حال رشد و عقبمانده، نفى شود و همه برنامهريزيها و فكر و تخصصها و سرمايهها و مديريتها تا سر حد امكان بطور يكسان در همه مناطق زمين، تقسيم گردد و تبعيض و تفاوتى در كار نباشد، و جهان داراى مركزيتى يگانه و واحد شود كه بر اساس عدل و مساوات به همه انسانها يكسان بنگرد، و تقسيمبنديهاى ظالمانه جامعه بشرى را محو سازد، و همه امكانات طبق نيازها به مناطق عالم گسيل گردد، و هيچ نقطهاى متروك و رها شده باقى نماند، بطور طبيعى مشكلات و نابسامانيهاى زندگى انسانها برطرف مىشود و رفاه و آسايش بر سراسر زمين سايه مىافكند.
امام باقر (ع):
... القائم منا... تطوى لهالارض... فلا يبقى فىالارض خراب الا عمر... (21) - ... زمين براى قائم ما در هم پيچيده مىشود (و به لحظهاى از هر نقطه به نقطه ديگر مىرسد)... و در زمين جاى ناآبادى باقى نمىماند...
7 - بهرهبردارى از معادن و منابع زيرزمينى براى دستيابى به خودكفايى و رفاه درو منابع زيرزمينى و استخراج و بهرهبردارى از آنها كارى ضرورى است، و چارهاى جز اين نيست كه از همه امكانات وطن انسان يعنى زمين بهرهبردارى شود. بسيارى از ثروتها و مواد لازم براى زندگى، از معادن به دست مىآيد. اين معادن و مواد ديگرى كه براى بشر امروز شناخته شده نيست، در دوران ظهور مورد بهرهبردارى قرار مىگيرد.
پيامبر اكرم (ص):
... و يظهرالله له كنوزالارض و معادنها... (22) - ... خداوند براى قائم (ع) گنجها و معادن زمين را آشكار مىسازد...
امام على (ع):
و تخرج لهالارض افاليذ كبدها و تلقى اليه سلما مقاليدها... (23) - ... زمين آنچه را در اعماق خويش دارد براى وى بيرون دهد، و همه امكانات و بركات خويش را در اختيار او گذارد...
امام باقر (ع):
... و تظهر له (القائم «ع») الكنوز... (24) - ... براى قائم ما گنجها آشكار مىگردد...
در دوران پيش از ظهور بسيارى از معادن شناخته شده است و بشر كنونى و آينده بسرعت آنها را استخراج مىكند و در زندگى به كار مىگيرد. بنابراين از تاكيد فراوان احاديثبر موضوع معادن و آشكار شدن آنها براى امام قائم (ع)، مىتوان حدس زد كه آنچه شناخته شده و قابل اكتشاف براى بشر كنونى است (به علت محدوديت دانش بشرى نسبتبه دوران ظهور و تكامل علم و عقل انسان با راهنمايى و تعليم معلم بزرگ الهى حضرت مهدى (ع) بسيار ناچيز است، و در دوران آن رستاخيز عظيم مواد و معادنى شناخته و اكتشاف مىشود كه چهره زندگيها را بكى دگرگون مىسازد. و بايد چنين باشد زيرا كه ايجاد رفاه براى كل جامعه بشرى كارى ساده نيست، و سرمايههاى كلان و عظيمى لازم دارد. يكى از منابع تامين اين سرمايهها معادن است و بايد از آنها كاملا استفاده شود. با توجه به بيكرانى و فراوانى منابع و معادن زيرزمينى - بويژه نسبتبه بخشهاى ناشناخته آن براى بشر امروز - روشن مىگردد كه اين بخش از منابع درآمد دولت مهدى (ع)، سرمايهاى درخور و كارآمد دارد. و از اين راه اگر همه مشكلات بشرى حل نشود بخشهاى عمدهاى از آن به در دنيايى كه تقسيمبندى جهانى با معيارهاى ظالمانه صورت مىگيرد و امتهاى ضعيف، به حال خود گذارده نمىشوند، و از راههاى مريى و نامريى در شبكههاى پيچيده نظامهاى سلطه و سرمايهدارى جهان گرفتار مىآيند، سخن از آزادى واقعى و آزاد فكرى، بازى با كلمات است.
سامانى درخور و شايسته مىرسد.
منابع عظيم اكثريت اجتماعات بشرى امروز نبود شناخت و دانش كافى است، يا برنامهريزيهاى حساب نشده و نادرست است و دوران ظهور، دوران سراسر آگاهى و شناختهاى ناب و خالص است، كه همه زواياى زندگى انسان را روشن مىسازد و در برنامهريزيهاى فرهنگى، تربيتى، هنرى، فنى، اجتماعى، اقتصادى و... نقطه ابهام و عقبماندگى باقى نمىماند، و شيوهها و روشهاى اصولى و درست و مقرون به صرفه و به سود انسان ارائه مىشود، و زندگى در همه جاى زمين چهرهاى زيبا و انسانى و سرشار از رفاه بخود مىگيرد.
8 - بازپسگيرى ثروتهاى غصب شده امام مهدى (ع) از راه ديگرى كه از اهميت فراوانى برخوردار است نيز سرمايههاى بزرگ و كلانى به دست مىآورد، و از آن راه بودجه هنگفتسامان بخشيدن به جامعه انسانى و ايجاد رفاه عمومى را تامين مىكند. امام با از ميان برداشتن جباران و طاغوتان و سرمايهداران مانع اجراى عدالت، پولها و سرمايهها و همه امكانات آنها را كه از راههاى نامشروع، استثمار، غصب، احتكار، ظلم، تعدى و تجاوز، تصاحب به ناحق اموال عمومى و انفال، گرانفروشى، ارزان خريدن مواد خام و كار و كالاى مردمان محروم و... به دست آورده بودند، باز پس مىگيرد و در اختيار تودههاى محروم بشرى قرار مىدهد.
مام دوران پيش از ظهور، به ثروتاندوزيهاى كلان دستيازيدهاند، و سرمايههاى كلانى در همه كشورهاى جهان كنز و گنج كردهاند، كه بخش اعظم ثروتها و سرمايههاى كشورها را تشكيل مىدهد. و اينها همه از راههاى نادرست و شيوههاى استثمارى و ظالمانه، روانه جيب عدهاى خاص از افراد انسان شده است. (25) امام مهدى (ع)، در رستاخيز ظهور، اين مالكيتهاى دروغين و صورى را ابطال مىكند «مهدى (ع) حق هر حقدارى را بگيرد و به او دهد، حتى اگر حق كسى زير دندان ديگرى باشد، از زير دندان انسان متجاوز و غاصب بيرون كشد، و به صاحب حق بازگرداند.» (26) از جمله اموال عمومى كه غاصبانه به افرادى خاص داده شده است «قطايع» استيعنى زمينهايى از اراضى خراجى، كه از راه امتياز به نزديكان حكام داده مىشد. اين اموال بذل و بخششهايى است كه موجب تشكيل طبقهاى ممتاز در جامعه است. در دوران گذشته پادشاهان و حكومتها به درباريان و اطرافيان خود قطعه زمينهايى پيشكش مىكردند. و اين زمينها قطيعه و قطايع نام داشت، و آغاز كار تشكيل طبقهاى بود ثروتمند و وابسته به حكومتها و در كنار آنان، و زمينه نابرابرى و تبعيض طبقاتى. حكومتهاى فاسد و خودكامه با امتياز بخشى و جانبدارى عملى و قانونى موجب مىگردند كه طبقات ممتازى در سرمايه رشد يابند، و منافع و اموال عمومى را به سود خود به كارفزايند. اين مسائل و نظاير آن در دوران ظهور نابود مىشود، و اين زمينها چون ديگر اموال غصب شده به مردم بازمىگردد:
امام صادق (ع):
اذا قام اضمحلتالقطائع... (27) - چون رستاخيز قائم بيآغازد، قطايع از ميان مىرود ديگر اقطاعى در ميان نخواهد بود...
امروزه در كشورهاى دنيا، شيوههاى درآمد - با اكثريت قاطع - نامشروع و ظالمانه است. بيشتر درآمدهاى پولى با شيوههاى ربوى است، بسيارى از زمينها غصب شده است. بسيارى از مبادلات بازرگانى با سودهاى زياد و غيرمنصفانه انجام مىگيرد، و يا با انحصارگراييها و اعمال اجبارها و اضطرارهايى است كه همه مستلزم ظلم است، و سود حاصل از آن غصب و حق محرومان است. شركتهاى بزرگ با شيوههاى انحصاراتى و براساس «بخس» و كم بها دادن به كار و كالاى مردم، پولهايى به دست مىآورند كه حق ديگران است. تبانيها و قراردادهايى پنهانى صورت مىگيرد و حقوق كارگر و كشاورز و مردم پاييندستبسيار كمتر از حقشان پرداخت مىشود. كالاهايى توليد مىشود و از آن درآمدهايى تحصيل مىگردد كه به زيان جامعه و مردم است. و اينها نيز درآمدهاى بزرگ و ظالمانهاى است كه رايج است. و بدينسان است ديگر اموالى كه هر كدام به نوعى ظلم و استثمار و غصب است. و در دوران ظهور، اينها همه به خزانه دولتحق و عدل بازمىگردد و به مصرف اصلى مىرسد.
9- استفاده از همه اموال (اموال عمومى، خصوصى) امام مهدى (ع) براى پيشبرد اهداف انقلاب - طبق تعبير برخى از احاديث - از همه اموال خصوصى و عمومى بهره مىگيرد.
در احاديثى آمده است كه همه اموال دنيا نزد امام مهدى (ع) گرد مىآيد، و امام آنها را ميان مردمان طبق قانون عدل و بر اساس نياز و رسيدن به رفاه و بىنيازى تقسيم مىكند:
امام باقر (ع) ... و تجمع اليه (القائم) اموالالدنيا من بطنالارض و ظهرها، فيقول للناس: تعالوا الى ما قطعتم فيهالارحام و سفكتم فيهالدماءالح-رام، و ركبتم فيه ما حرمالله - عزوجل - ... (28) د مهدى (ع) گرد آيد، آنچه در دل زمين است و آنچه بر روى زمين، آنگاه مهدى به مردمان بگويد: «بياييد! و اين اموال را بگيريد! اينها همان چيزهايى است كه براى به دست آوردن آنها قطع رحم كرديد و خويشان خود را رنجانديد، خونهاى بناحق ريختيد، و مرتكب گناهان شديد، بياييد و بگيريد!. (29) در اين حديث كه نمونههاى ديگرى نيز دارد، اموال به طور مطلق آمده است و اين اموال عمومى، چون انفال و ثروتهاى طبيعى و مالياتهاى اسلامى و بيتالمال را شامل مىشود و با اطلاق و كليتى كه دارد ممكن است اموال شخصى و فردى بر اساس مالكيتهاى خصوصى را نيز در بر گيرد، يعنى همه اموال از هر كس و هر راه باشد نزد حضرت گرد مىآيد و از آن مركز، عادلانه و برادرانه ميان همه افراد انسانى توزيع مىشود. شايد اينگونه تعاليم به اصلى نظر دارد كه در تعاليم ما رسيده است كه امام مالك همه اموال است و مالكان خصوصى امانتدارانى بيش نيستند. «... مناسب است كه نظريه كوبندهاى را در اموال در اينجا بياوريم كه هر نوع مالكيتى را رد مىكند چه رسد به مالكيتهاى كلان. شيخ بزرگوار ثقةالاسلام محمد بن يعقوب كلينى، صاحب «كافى» مالكيتشخصى را از هر كسى نفى مىكند در هر چيز ... و اين راى در كافى جلد 1/407 و 538، آمده است...» (30) در مورد مالكيت زمين احاديث زيادى رسيده است كه زمين ملك امام است.
امام صادق (ع):
... كان اميرالمؤمنين (ع) يقول: من احيى ارضا منالمؤمنين فهى له و عليه طسقها يؤديه الى الامام فى حالالهدنة فاذا ظهرالقائم فليوطن نفسه على ان توخذ منه. (31) - ... امير مؤمنان چنين گفت: هر كس زمينى را آباد كند آن زمين مال اوست و بايد مالياتى را به امام بدهد در دوران صلح (و آرامش پيش از ظهور)، و آنگاه كه رستاخيز قائم بيآغازد مطمئن باشد كه زمين از او گرفته مىشود.
اينها نمونهاى از تعاليم ما درباره مالكيت زمين در دوران پيش از ظهور و پس از ظهور بود كه نظريه مالكيت امام (32) را تثبيت مىكند. در تعاليم ديگرى از مالكيت اموال - بويژه دريرى بيشترى سخن رفته است:
امام باقر (ع):
- فى قوله تعالى: فلما احسوا باسنا اذاهم منها يركضون لا تركضوا و ارجعوا الى ما اترفتم فيه...» (33) يعنى الكنوزالتى كنتم تكنزون. (34) - درباره اين آيه قرآن: «چون عذاب ما را حس مىكردند به ناگاه از آنجا مىگريختند. مگريزيد. به ناز و كاموريهاى خود و .. . بازگرديد...» منظور گنجهايى است كه ذخيره كردند.
اين آيه در حديث امام باقر «ع»، به ويژگيهاى دوران ظهور تفسير شده است.
امام صادق (ع):
موسع على شيعتنا ان ينفقوا مما فى ايديهم بالمعروف، فاذا قام قائمنا حرم على كل ذى كنز كنزه حتى ياتيه فيستعين به على عدوه و ذلك قولالله: «الذين يكنزونالذهب والفضة ولا ينفقونها فى سبيلالله فبشرهم بعذاب اليم (35) » (36) - شيعيان ما اجازه دارند از اموالشان در راه كار نيك انفاق كنند، ليكن هر گاه قائم ما قيام كند هر كس مالى گنج و ذخيره كرده استبر او حرام مىگردد، تا اموالش را به امام قائم دهد، و امام آنها را در راه سركوب دشمنان (دين حق) بكار برد. و اين معناى قول خداست: «كسانى را كه زر و سيم مىاندوزند و در راه خدا انفاق نمىكنند، به عذابى دردآور بشارت ده.» مساله «كنز» در قرآن مطرح گشته و با لحنى قاطع و كوبنده ممنوع اعلام شده است، (37) ليكن در اثر بدآموزى و نفوذ اشرافيگرى در حوزه اسلام، اين اصل مورد توجه و عملكرد قرار نگرفته است. در رستاخيز ظهور كه دوران عرضه اسلام ناب و خالص و بىپيرايه است اين اصل اجرا مىشود، و همه اموال كنز شده جامعه، خود از جمله بودجه و سرمايه انقلاب جهانى مهدوى مىگردد، و امام از آنها براى ساختن جامعه آرمانى اسلامى و ايجاد رفاه و بىنيازى عمومى و سركوب دشمنان دين خدا - طبق تعبير حديث - بهره مىگيرد. (38) 10- كنترل و نظارت دقيق مركزى از جمله عوامل بسيار مهمى كه امام مهدى (ع) در پرتو آن نابسامانيهاى اقتصادى و ويرانى امور معاش را برطرف مىسازد،ى جهانى اسلامى استبر جريان اقتصادى و معيشتى تمام جماعات بشرى. امام با مركزيت واحد و ايدئولوژى واحد كه ترتيب مىدهد، كل منابع ثروت و درآمد را بدون حيف و ميل و تبعيض و امتياز، در اختيار كل جامعه بشرى مىگذارد، و همه امكانات را به تساوى تقسيم مىكند، همه سرمايهگذاريها به تساوى و عادلانه انجام مىگيرد. و از اين رهگذر حركتخودسرانه و آزمندانه گروهى مالپرست در بخشهاى خصوصى و اطرافيان حكومتها و مراكز قدرت، كه با چپاول ثروتها و تصاحب سرمايهها به مكيدن خون محرومان مىپردازند، كنترل دقيق مىشود، و عوامل اصلى فقر و كمبود - كه سرمايهداران و زراندوزانند - از ميان مىرود. (39) در پايان اين بخش، تذكر اين نكته نيز لازم است: آنچه درباره انقلاب حضرت مهدى (ع) گفته مىشود يا به قلم مىآيد، نسبتبه آنچه خواهد شد و مسائل و طرحها و برنامههايى كه در آن دوران سراسر عدل و داد و شناخت و آگاهى و نظم و حق و حقوق و علم و فن و دانش و ايمان عرضه خواهد گشت، قطرهاى است از دريا، و البته «روشن است كه آگاهى كامل از تمام آن مسائل - كه پس از ظهور رخ مىدهد - در دوران پيش از ظهور دشوار استبراى هر كس در هر درجه از آگاهى و انديشمندى. آرى (در اين راستا) مهم شناختبرخى از اين روشهاست كه قوانين عمومى اسلامى آن را روشن مىسازد و احاديث ويژهاى است كه در اين باره رسيده است.» (40)
ممكن استبه كشورهاى فقير انتقال يابد، اما حتى اگر چنين انتقالى امكانپذير يا قابل قبول باشد فقط باعثبهبود سطح تغذيه كشورهاى فقير تا حد رضايتبخشاندگى»، 25. بى. پى. كول. ترجمه ذوالفقارپور و محمود رياضى اميركبير 1365
«در جهان امروز تمام منابع عملى و مهارتهاى فنى لازم را براى تغذيه كره زمين و حتى جمعيتى بيشتر را در اختيار دارد. اما مشكل گرسنگى و فقر از اين ناشى مىشود كه در هر جامعه ابتدا اغنيا تغذيه مىكنند و مقدار نامتناسبى از غذاى موجود را مصرف مىكنند.»
دهد... در اين برنامه اضطرارى بايد به چهار زمينه اصلى و گسترده توجه داشت... چهارم: انجام اصطلاحات بنيادى در نظام اقتصادى بينالمللى ... برپايى يك نظام كارآمد مالى و پولى بينالمللى به صورتى كه تمام كشورها بتوانند با حقوقى برابر در آن مشاركت داشته باشند...» «جهان مسلح، جهان گرسنه»/ 185 و 351 و 352.
تنها در اينجا به يك اعتراف اشاره مىشود: « از نتايجبارز پيشرفت علم و توسعه اقتصادى در جهان كنونى، حاكميتيك گروه كوچك بر زندگى مادى جهان از يك سو و از سوى ديگر فقر، گرسنگى و عقبافتادگى بيش از سه چهارم از انسانهاى روى زمين است... يكى از علل توسعه اين بىعدالتيهاى اجتماعى را مىتوان در وجود كارتلهاى چند مليتى جستجو كرد.» «ديكتاتورى كارتلها»،19.
«چگونه نيمى ديگر مىميرند»،8 و 10.
«در سالهاى اخير دنيا، سالانه حدود 250 ميليون تن غله و دانههاى غذايى توليد كرده و كشورهاى توسعهيافته با داشتن فقط ربع جمعيت جهان، نيمى از اين توليدات را مصرف مىكنند. حيوانات آنها يك چهارم تمامى غله دنيا را مىخورند كه معادل استبا غذاى مصرفى3/1 ميليارد مردم چين و هند.»
چگونه نيمى ديگر مىميرند»،8 و 10.
« در ... آمريكا سالانه به تنهايى براى سرسبز نگاهداشتن زمينهاى گلف، چمنها و قبرستانها بيش از 2 ميليون تن كود شيميايى
موضوع مهم ديگرى كه در اين ارتباط قابل دقت است گرسنگيها و كمبودها و قحطيهاى مصنوعى است كه توسط سرمايهداران و كارتلها و تراستها پديد مىآيد. اين نيز نقش مهمى در كمبودها دارد زيرا كه «در زمينه بحران گرسنگى جهانى «شركتهاى كشاورزى تجارتى» نقش مهمى ايفا مىكنند اين شركتها از زمين و نيروى كار كشور ميزبان براى توليد غذا... جهت صدور به كشورهاى توسعهيافتهاى كه بيشترين بها را براى محصول مىپردازند، استفاده مىكنند و بدينگونه در قحطى عمدى آن كشورها بنحو مؤثرى مشاركت دارند.»
«چگونه نيمى ديگر مىميرند»7 205.
«مصرفكنندگان بازيچه غولهاى كشاورزى تجارتى هستند»، مدرك سابق،213.
«در حقيقت صاحبان اين كارتلهاى چند مليتى هستند كه سرنوشت اقتصاد و در نتيجه سياست كشورهاى جهان را در دست دارند... تسلط كارتلها... بر جهان جز ازدياد فقر علمى و اقتصادى براى ملتها و حتى مردم كشورهاى صنعتى حاصلى به بار نمىآورد...»، «ديكتاتورى كارتلها»،19 . 68.
واردات صنعتى كشورهاى پيشرفته اگر از ميان برود، توليدات اين كشورها بدون مشترى و بازار مىماند. عقبافتادگى نظامى نيز وضعش روشن است و چون پديده شوم عقبافتادگى در همه بخشها به هم مربوط است، بنابراين درمان درد بزرگ عقبماندگى و حذف عنوان جهانارد جز از ميان برداشتن عامل اصلى آن يعنى متلاشى كردن مراكز قدرت و سلطه، اين آرمان بزرگ و الهى در آن دورات سعادتآفرين تحقق مىيابد، و مراكز سلطه و قدرت و زور و سرمايهدارى در عالم متلاشى مىگردد، و تودههاى انسانى از يوغ فشار و سلطهجويى كامروايان تاريخ آسوده مىگردند.
هزينههاى نظامى اختصاص يافته است... بر باد دادن بىحساب اعتبارات دولتى در راه سياستهاى تسليحاتى از عوامل مهم برانگيزنده مشكلات كنونى اقتصاد جهان است اين حرف را حتى مىتوان به شكل صريحترى بيان كرد: مسابقه تسليحاتى راه را بر بهبود و رشد اقتصادى جهان مىبندد.»
«... با هزينه توليد يك هواپيماى جنگى مىتوان حدود 000/40 داروخانه روستايى برپا كرد... هزينه توليد زيردريايى هستهاى مساوى استبا مجموعه بودجههاى آموزشى23 كشور رو به رشد با 160 ميليون كودك كه در سنين مدرسه رفتن هستند.»
«جهان مسلح، جهان گرسنه»،56 و 92.
از بين مىرود و اين مقدار معادل استبا كمبود كود مصرفى در كشورهاى عقب نگهداشته شده. اگر اين مقدار كود در كشورهاى جهان سوم مصرف مىشد مىتوانست اضافه توليدى برابر 15 تا 20 ميليون تن غله داشته باشند.»
«ديكتاتورى كارتلها»، 224.
نمونه ديگر: مصرفهاى اضافى و اسرافى هزينههاى سرسامآور نظامى است: «اكنون همه كارشناسان سرشناس، و حتى كارشناسان محافظهكار، به اين نتيجه رسيدهاند كه تنها راه چيرگى بر بحران مالى جهان، جابهجا كردن اعتباراتى است كه به
1- طبق برآوردهاى دقيق آمارى و فنى، عامل اصلى عقبماندگى بخشهاى عظيمى از جامعه بشرى، كشورهاى پيشرفته و ثروتمند است، زيرا كه اگر عقبماندگى، عقبماندگى فرهنگى است اين كشورهاى پيشرفتهاند كه مانع پيشرفت فكر و فن و فرهنگ در اجتماعات عقبماندهاند، زيرا كه رشد فرهنگ و تكنولوژى را در ميان اجتماعات عقبافتاده مانع سلطه سياسى و نظامى و اقتصادى خود مىدانند. علت عقبافتادگى اقتصادى در كشورهاى عقبمانده نيز كشورهاى پيشرفته است، زيرا نياز به
2. به كتابهاى ديكتاتورى كارتلها، ترجمه و اقتباس دكتر همايون الهى،1363 اميركبير و «جهان مسلح، جهان گرسنه»، ويلبرانت، ترجمه همايونپور، سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامى چاپ اول 1365 و «چگونه نيمى ديگر مىميرند»، سوزان جرج، ترجمه مهدى قراچهداغى، پژمان،1363. و «امپرياليسم و عقبماندگى»، دكتر همايون الهى، شركت آموزش فرهنگى انديشه،1367. و «اقتصاد سياسى سرمايهدارى» و... مراجعه شود.
3. كمكهاى جهانى و مؤسسات بينالمللى سازمانهاى خواربار و ديگر سازمانهاى جهانى تنها براى ايجاد وابستگى و بازار مصرف و سلطه اقتصادى بيشتر است. براى توضيح بيشتر به كتابهاى: «چگونه نيمى ديگر مىميرند» و «امپرياليسم و عقبماندگى» و «سيطره جهانى» و بخصوص «ديكتاتورى كارتلها» و ديگر كتابها در اين زمينه مراجعه شود.
4. «...پاسخ اين سؤال كه مسندنشينهاى غرب چه اقدامى براى از ميان بردن گرسنگى مىتوانند انجام دهند؟ تنها يك چيز است و آن اينكه ... فقرا را به حال خودشان بگذارند...» «چگونه نيمى ديگر مىميرند»،213. «وقتى امروزه از كميابى سخن مىگوييم بايد آن را در متن سياست مللى جستجو كنيم كه عرضه فعلى غذايى جهان را كنترل مىكنند و شركتهاى عظيمى كه بر تجارت غذا مسلط هستند... (و به اين نتيجه مىرسيم كه) تنها انسان خالق «كميابى» است، مدرك سابق، 175 -176.
5. «كافى»3/568.
6. «كافى» 1/542.
7. «كافى» 8/32; «مستدرك نهجالبلاغه»/ 31; «الحياة» 2/493.
8 . «بحار» 51/78.
9. «بحار» 51/88.
10. «بحار» 51/123.
11.«تفسير عياشى» 1/66; «بحار» 52/224.
12.«بحار»52/390; «غيبت نعمانى»/237، با اندك اختلاف.
13. «بحار» 52/337.
14. مطالعه آمار و ارقام منتشره از طرف سازمانهاى خواروبار و توليد و مصرف جهانى و آمارهاى اقتصادى كشورها، اين موضوع را ثابت مىكند، كه تنها از اضافه غذايى كه در برخى كشورهاى سرمايهدارى در ظرفهاى زباله مىريزند يا مصرفى افزون از حد دارند و مواهب طبيعى را اسراف مىكنند مىتوان برخى كشورهاى پر جمعيت جهان را به خوبى تغذيه كرد. در اينجا به چند نمونه آمارى اشاره مىشود:
«... تفاوت مصرف غذايى در جهان قابل توجه است. در تئورى مىتوان مطرح كرد كه مصرف عظيم غير ضرورى كشورهاى غن
15. عدالت اجتماعى ص23 -57.
16. «بحار» 52/390.
17. و لو ان اهلالقرى امنوا واتقوا لفتحنا عليهم بركات منالسماء والارض»: اگر مردم آباديها ايمان آورده و تقوا پيشه ساخته بودند،ويشان مىگشوديم...» اعراف7/96.
18. «بحار» 51/83.
19. سوره نوح (71): 10 - 12.
20. «بحار» 10/104.
21. «كمالالدين» 1/231.
22. «موسوعةالامامالمهدى»، (الكتاب الثالث)، 780، به نقل از اعلامالورى/413.
23. «نهجالبلاغه»/ 425.
24. «كمالالدين» 1/331.
25. به كتاب ديكتاتورى كارتلها×» و «امپرياليسم و عقبماندگى» و «چگونه نيمى از ديگر مىميرند» و «جهان مسلح، جهان گرسنه» و... رجوع شود تا معلوم گردد كه چگونه سرمايهها و كالاها و همه منافع و منابع انسانهاى مظلوم در سراسر جهان به جيب عدهاى بسيار اندك (در مقايسه با افراد جامعه بشرى) روانه مىگردد.
26. «خورشيد مغرب»/ 31، به نقل از «المهدى الموعودالمنتظر» 1/279.
27. «بحار» 52/309; «در فجر ساحل»/39.
28. «غيبت نعمانى»/237.
29.«خورشيد مغرب»/33.
30. «الحياة» 4/186.
31. «وسائل»6/382.
32. مالكيت امام به عنوان منصب استيعنى مالكيت دولت اسلامى، از اين رو مالكيت در اسلام از اشكال مالكيت عمومى و اجتماعى شمرده مىشود، زيرا كه امام و دولت اسلامى، اموال را در راه سالمسازى اقتصاد جامعه و ايجاد تعادل و توازن اقتصادى و رفع نيازهاى عمومى، صرف مىكند. براى توضيح بيشتر به «الحياة» ج6 ص 22 و ج 2 ص 484 -49. مراجعه شود و همچنين «اقتصادنا» بخش: «نظرية توزيع ما قبلالانتايج: نظريه توزيع قبل از توليد» ص433 به بعد و بخش: «مسؤولية الدولة فىالاقتصادالاسلامى: مسؤوليت دولت در اقتصاد اسلامى» ص697 به بعد، ديده مىشود.
33. سوره انبياء (21): 12 و13.
34- «تفسير عياشى» 2/60; «آياتالباهرة»،97.
35. سوره توبه (9): 34.
36. «تفسير عياشى» 2/87; «وسائل»6/381 و 382 با اندكى اختلاف.
37. براى روشن شدن اين موضوع به «الحياة» ج 4 ص 160 به بعد رجوع شود.
38. در بخش «مساوات» اين موضوع به مناسبتى مشروحتر آمده است.
39. اقتصاددانان چنين مىگويند: «... بايد درباره مكانيزمهايى به سازگارى رسيد كه ايجاد و توزيع يك پول بينالمللى جهت تسويه حساب بانكهاى مركزى را ممكن كند. اين پول، به عنوان ذخيره اعتبارى اصلى بينالمللى، جايگزين پولهاى ملى خواهد شد...»، «دنيا نمىتواند اميدى به كاميابى اقدامات بلندمدت داشته باشد، مگر آنكه به انجام يك برنامه عمل فورى تن در 40. «موسوعةالامامالمهدى»، الكتاب الثالث، 770. محمد الصدر، مكتبةالامام اميرالمؤمنينالعامه، اصفهان.