شخصيت اقتصادي از ديدگاه اسلام
سال 4، ش6، ش م 21، بهمن واسفند 1383
اصغر هادي كاشاني
وجود گونه هاي مختلف شخصيتي در انسان، سبب تنوّع موضوعات و گستر دامنه در تدوين كتاب ها و مقالات در مورد اين بهترين آفريد خدا شده است. روان شناسي، جامعه شناسي، رفتارهاي سياسي، و ويژگي هاي اخلاقي، نمونه اي از اين تفاوت هاي رفتاري انسان است. يكي از صحنه هايي كه مي توان انسان را مورد بررسي قرار داد، شخصيت اقتصادي اين گوهر آسماني است كه در زمين به ايفاي نقش مي پردازد. انسانِ
اقتصادي در هر مكتبي به فراخور جهان بيني آن مكتب بررسي مي شود، در اين نوشتار، در پي آنيم كه ديدگاه اسلام را دربار رفتار اقتصادي انسان بررسي نماييم.
ويژگي هاي اقتصادي انسان مطلوب اسلام
1 ـ كار و تلاش
از نظر اسلام، روزيِ هم افريدگان، تضمين شده است: «هيچ جنبنده اي نيست مگر اين كه روزي او از جانب خداوند، تضمين شده است».
اين روزي كه در آيه به آن اشاره شده و از نظر كميت و كيفيت، كاملاً منطبق بر خواسته ها و نيازهاي موجودات است، مشروط به كار وكوشش است. از اين آيه استفاده مي شود كه انسان نبايد از فقر، هراسي به دل راه دهد؛ چون رزق او تضمين شده است: «روز ي شما در آسمان است»؛ امّا با توجه به آيات و احاديث ديگر و با توجه به در اختيار داشتن نهاده هاي توليد بايد منابع طبيعي را نقد كرده، روزي خويشتن را به دست آورد در عين حال، از حرص وطمع بپرهيزد؛ زيرا به چيزي بيش از آنچه خدا براي او مقدّر كرده است، نخواهد رسيد.
2 ـ سرمايه گذاري
انسان، علاوه بر توليد و مصرف، بايد بخشي از آنچه را به دست آورده، براي سرمايه گذاري كالاها يا خدمات ديگر در نظر بگيرد. قرآن در مواردي به اين نكته اشاره كرده و انسان را به سرمايه گذاري تشويق نموده است. در داستان حضرت يوسف، سخن از برنامه ريزي پانزده سال ايشان در سرزمين مصر و سرمايه گذاري نسبتاً سنگين در كشور پهناور به ميان مي آيد. همچنين مي توان از سرمايه گذاري حضرت سليمان در ساخت حصارها، تمثال ها، ظروف بزرگ غذا و ديگ هاي ثابت، ياد كرد.
امروزه با رونق گرفتن بازارهاي بورس و اوراق بهادار، هر كس مي تواند به فراخور سرماي اندكي كه دارد، سرمايه گذاري نمايد تا هم خودش سود ببرد و هم سرماي او مانند خون در رگ هاي جامعه جريان داشته باشد.
3 ـ ذكر خدا
از تفاوت هاي اقتصاد اسلامي و اقتصاد غرب، نقش خدا در زندگي انسان هاست. غربي ها، با توجه به اعتقاد به فلسفه طبيعي نقش خدا را در اقتصاد، كم رنگ كرده اند؛ امّا اسلام در همه حال، انسان را تشويق به ياد خدا
نموده است و از مردماني به نيكي ياد مي كند كه در چرخ كار و توليد و تجارت، خدا (و حضور و نظارت و داوري نهايي او) را فراموش نمي كنند:
مؤمنان، كساني هستند كه هيچ داد و ستدي ، آنها را از ياد خدا باز نمي دارد. و سفارش مي كند كه از گوشت حيوان حلال گوشتي كه بدون نام خدا ذبح شده، مصرف نكنيد: و از آنچه نام خدا بر آن برده نشده، نخوريد .
4 ـ انفاق
انفاق، يكي از صفت هاي نيك انسان اقتصادي از نظر اسلام است. قرآن در وصف ابرار (نيكان)، انفاق را يكي از علائم و شاخص هاي ايمان، تقوا، احسان، درستي فروتني دانسته و آن را از اوصاف مؤمنان، پرهيزكاران، نيكوكاران، درستكاران، برگزيدگان و خوبان برشمرده است. ذكر انفاق در كنار نماز در آيه هايي از قرآن اهميت آن را مي رساند.
در آياتي نيز «انفاق» به عنوان قرض دادن به خداوند يا قرض نيكو (قرض الحسنه) دادن به خداوند، ياد شده است. احاديث نيز با بيان هاي مختلفي انسان را به اين امر مهم (انفاق كردن در راه خدا)، تشويق نموده اند.
امام علي (عليه السلام) فرمود: «شما از چيزي كه بخشيده ايد ، سود بيشتر ي مي بريد تا كسي كه آن را به دست آورده است. مقصود از انفاق، صدقات واجب و مستحب است كه آيات قرآن و احاديث اسلامي به هر دوجنبه آن، سفارش نموده است و آثار فراواني همچون زياد شدن نعمت و بركت براي جامع اسلامي در پي دارد.
5 ـ صل رحم
شايد عجيب باشد كه اين عنوان، چه ربطي به اقتصاد و انسان اقتصادي دارد، و عجيب تر، اين كه امير مؤمنان
علي (عليه السلام) حتي در دوران خلافت خود، مستقيماً اقدام به صل رحم مي كردند (يعني به ديدار ودلجويي خويشان خود مي رفتند و از حال و روز غايبان آنها خبر مي گرفتند).
آيا بهتر نبود خليف مسلمانان به جاي اين كه وقت خود را صرف اين امور كند، به كشورداري مي پرداخت ومواد
غذايي يا ساير كمك ها را توسط مأموران و كاركنان دولت به صورت غيرمستقيم به آنها مي رساند؟
صل رحم، علاوه بر آثار مشخصي كه براي انسان دارد، از عوامل معنوي و ناپيداست كه جامعه را تحت تأثير قرار داده، موجب بارش رحمت الهي بركل اقتصاد و جامعه است. قطع رحم نيز موجب فساد در جامعه مي شود.
بديهي است كه جامعه فاسد و آلوده، محلّ خوبي براي سرمايه گذاي و كسب و كار نيست و امنيت اقتصادي نيز وجود ندارد. چنين نگرشي بود كه باعث مي شد امير مؤمنان، در جايگاه خلافت مسلمانان نيز همچنان صل رحم را وظيفه خود بشناسد.
6 ـ تشويق به مصرف
توليد در هر جامعه اي تابع مصرف افراد آن جامعه است. امروزه در اقتصاد گفته مي شود 60% از منحني
تقاضاي كل را مصرف تشكيل مي دهد. با همين مصرف است كه انگيزه هاي توليدي تشويق مي شوند، سليقه ها نمايان مي گردند و بر اساس سليقه ها كالاهاي مختلف توليد مي شوند.
اگر قرار بود هر كس يك كالاي مادام العمر خريداري كند، بسياري از واحدهاي توليدي تعطيل مي شدند و جامعه با بي كار ي عظيم مواجه مي شد. البته مصرف بايد در محدود احكام ديني و به دور از اسراف و تبذير باشد.
خداوند در قرآن، استفاده از زينت را در هر مسجدي مُباح (جايز) شمرد و افراد را به آن تشويق كرده است. همچنين خوردن و آشاميدن را نيز مُباح دانسته و از اسراف، نهي كرده است. گروهي از مردم، بسياري از چيزها را برخود حرام مي كردند. خداوند اين گونه تحريم ها را نمي پذيرد و با لحني توبيخي واخطاري در پاسخ آنها كه گمان مي بردند كه تحريم زينت ها و پرهيز از غذاها وروزي هاي پاك و حلال، نشانه زهد و پارسايي و ماي تقرب به پروردگار است، مي گويد اي پيامبر! بگو چه كسي زينت هاي الهي را كه خدا براي بندگانش آفريده و همچنين مواهب و روزي ها ي پاكيزه را تحريم كرده است؟!
7 ـ دوري از اسراف و تبذير
انسان اقتصادي از نظر اسلام، خوب مصرف مي كند؛ ولي اسراف و تبذير را از خود، دور مي كند. اسراف به معناي
«زياد مصرف كردن» و تبذير، «غير مناسب مصرف كردن» است.
كسي كه برا ي يك لباس يا يك كالاي مصرفي (مورد نياز) ديگر، پول هنگفتي مي پردازد، گرچه اسراف نكرده، ولي تبذير نموده است: خداوند، اسرافكاران و تبذير كنندگان را دوست ندارد».
امام علي (عليه السلام) فرمود: «اسراف، موجب هلاكت است و ميانه روي ، ماي زياد شدن ثروت».
البته گاهي زياد مصرف كردن، موجب اسراف نيست و حتي تشويق هم شده است:
اسحاق بن عمار مي گويد: از امام صادق (عليه السلام) پرسيدم: آيا مؤمن مي تواند ده پيراهن داشته باشد؟
حضرت فرمود: «آري !». عرض كردم بيست پيراهن چه؟ فرمود: :«آري. اينها اسراف نيست. اسراف، آن است كه
لباس بيرونت (لباس مهماني ات) را لباس خانه و دم دستي قرار دهي».
8 ـ دوري از ربا
انسان اقتصادي از نظر اسلام با يد با اشتغال به كار و توليد و به جريان انداختن سرمايه، چرخ اقتصاد جامعه را به گردش درآورد. اگر اين سرمايه خارج از روند توليد به كار گرفته شود و انسان بخواهد بدون كار وتلاش به سود برسد، اين سود، غير اقتصادي و نامشروع است.
يكي از راه هاي ضد توليدي در جامعه، كسب و كار از راه ربا است كه به شدت در قرآن و احاديث مورد نكوهش قرار گرفته است. امام صادق (عليه السلام) فرمود: «يك درهم ربا، نزد خداوند، سنگين تر است از هفتاد بار زنا كردن با محارم در كعبه!»
امام صادق (عليه السلام) در پاسخ به پرسش هشام بن حَكَم از علت تحريم ربا توسط خداوند فرمود: «اگر ربا حلال بود، مردم، كار تجارت و كسب مايحتاج خود را رها مي كردند، پس خداوند، ربا را حرام فرمود تا مردم از حرامخوار ي دست كشيده به تجارت و خريد و فروش روي آوردند و زيادي مال خود را به يكديگر قرض دهند». ربا همچون بيماري نهفته و ناپيدايي است كه به تدريج بنيان هاي اقتصادي و اخلاقي جامعه را نابود مي كند و رباخواران، مانع نزول رحمت الهي در هر جامعه خواهند بود. پس شايسته است كه فرد مسلمان، در جامع خود، اين بيماري را دامن نزند و از «جنگ با خدا» (به تعبيري كه در قرآن آمده است)، پرهيز نمايد: «اي كساني كه ايمان آورده ايد! از خدا بترسيد و اگر مؤمن هستيد، از ربا، هرچه باقي مانده است، رها كنيد واگر چنين نكرديد، با خدا ورسول او اعلان جنگ دهيد».
16 ـ استفاد مطلوب از اوقات فراغت
برخي تحقيقاتي كه انجام گرفته، نشان داده اند كه اگر انسان، هشت ساعت، كار كند و هشت ساعت، خواب
باشد و دو ساعت، در رفت وآمد و يك ساعت هم براي تعويض لباس، صرف كند، با احتساب روزهاي تعطيل يك سوم عمر خود را در فراغت مي گذراند. برنامه ريز ي صحيح براي اين اوقات، مي تواند كمك شاياني به كار روزان او نمايد و اوقات ديگر وي را فرح بخش نمايد. در اين ديدگاه، فراغت به معناي بي كاري نيست؛ چون
بي كاري ،كسالت را به دنبال دارد. اوقات فراغت مي تواند به عبادت وتفريح سازنده، تبديل شوند.
نتيجه
شكل گيري شخصيت صحيح اقتصادي ـ كه مورد رضايت الهي باشد در گرو كار و توليد و سرمايه گذاري و دوري از گناهاني همچون رباست و اوقات فراغت نيز بايد در خدمت وقت هاي مفيد ديگر باشد. اگر انسان چنين كند، خداوند به او «اجري غيرممنون» (يعني پاداشي بدون منّت) خواهد بخشيد.
محور اقتصاد اسلامی
تبیان