شباهتهاي بانكداري اسلامي و بانكداري اخلاقي
بانكهاي اسلامي، اغلب خود را ارائهدهندگان خدمات مالي اخلاقي وصف ميكنند؛ امّا به گونهاي صريح شرح نميدهند كه از اين بيان، چه معنايي اراده ميشود. كلمه اخلاقي به صورت نشان استفاده ميشود و معادل با اسلامي است؛ امّا كوششي صورت نميپذيرد كه ميان آنچه اخلاقي است و روشهاي خاص اداره معاملات مالي پيوند ايجاد كند. جاي تأسّف است كه گويي بانكهاي اسلامي قرار است ابتدا پايگاههايي براي مشتريان خويش بنا نهند؛ سپس مجبور شوند كه اربابرجوعهاي بالقوّه را متقاعد سازند كه ارزش انتقال به آنها وجود دارد. براي بانكهاي اسلامي، رقابت بر سر قيمت چندان مهم نيست؛ بلكه مهم تأكيد بر كيفيّت بينظير خدماتي است كه ارائه ميدهند. اين بدان معنا است كه آنها بايد باور شوند و بتوانند با توسّل به وجدان مشتري، وي را جذب كنند.
اهتمام اصلي بانكهاي اسلامي اين است كه روشهاي مالي آنها مطابق با قوانين شريعت باشد. داشتن رايزنان شرعي يا كميتهاي از فقيهان مورد احترام كه بتوانند فعّاليتهاي بانك را تأييد كنند، براي تضمين اعتبار و شهرت اين نهاد ضرورت دارد؛ امّا بانكها در امر كسب اشتهار، اغلب بر جايگاه كساني كه قوانين بانكي را بر اساس شريعت تنظيم ميكنند، تأكيد ميورزند، نه بر آموزههاي اخلاقي حاكم بر تأمين مالي اسلامي.
كوشش اندكي وجود دارد كه شايستگيهاي اخلاقي موجود در چگونگي اداره عمليّات بانكي را بهطور مستقيم براي ارباب رجوع تبيين كند. بانكهاي اسلامي ميتوانند ارباب رجوع را بهطور عمده به سبب عقايد مذهبي آنها و آرزويشان در تبلور آن عقايد، در معاملات مالي روزمرّه جذب كنند و چنين نيز ميكنند؛ امّا صرف اين بيان كه خدمات بانك مطابق با شريعت است، كافي نيست؛ بلكه بايد به گونهاي نزديكتر، با امور مشتريان خويش درگير بوده، استدلال اخلاقي قانعكنندهاي براي شيوههاي كسب و كار خويش ارائه دهند.
با تغيير نيازها و خواستهاي جوامع، لازم است كه به بصيرت و اعتقادات اربابرجوع توسّل جسته شود. بانكهاي اسلامي بايد مشتريهاي خويش را درباره خدمات مالي ابداعي خود متقاعد سازند و ثابت كنند كه خدمات آنها مطابق با شريعت و در عين حال با شرايط كسب و كار جديد مرتبط است. به ديگر سخن، براي بانكهاي اسلامي و ديگر ارائهدهندگان خدمات مالي اسلامي، نقشي آموزشي وجود دارد. رايزنان امور شرعي نبايد ناديده انگاشته، و كم اعتبار شوند؛ بلكه نقش ايشان بايد تقويت شود؛ زيرا ميتوانند شايستگيهاي تأمين مالي اسلامي را براي طيف گستردهتري از مشتريان آگاه و پرتوقّع تأكيد كنند. اين در اصطلاح اسلامي، اجتهاد يا به كارگيري اصول مبنايي براي اوضاع و احوال متغيّر است. به ديگر سخن، كميته يا رايزنان امور شرعي بايد هنگام تنظيم مقرّرات با جريانهاي بازار نيز ارتباط داشته باشند و بيش از نقش واكنشي، نقش كنشي ايفا كنند.
سياست اخلاقي بانك تعاوني
بدون شك موارد بسياري وجود دارد كه بانكهاي اسلامي ميتوانند از بانكهاي متعارف كه خود را به تأمين مالي اخلاقي متعهّد ساختهاند، بياموزند. بهطور مسلّم، تفاوتهاي بنيادين ميان روشهاي اخلاقي برگرفته از آموزههاي ديني و روشهاي اخلاقي منطبق با اخلاق مادّيگرايي رايج وجود دارد. آنان كه دست اندركار تأمين مالي اسلامي هستند، آموزههاي اخلاقي خود را پايدار ميبينند؛ زيرا در نهايت، بر وحي مبتني هستند؛ در حالي كه آموزههاي اخلاقي برگرفته از ارزشهاي اجتماعي، ناگزير گذرا و موقّتيترند. بهرغم اين قيد مهم، بررسي تجربههاي بانك اخلاقي برجسته غربي سودمند است.
از آنجا كه بانك تعاوني، يگانه بانك جزئي (reqail) اخلاقي در انگلستان است، نگاه به عمليّات و سياست آن سودمند خواهد بود. ارتباط ويژه آن با بحث ما، اشتهار آن در روش مالي اخلاقي و تعهّد آن در برابر مشتريان آگاه به اخلاق است؛ مشترياني كه به مسؤوليّتهاي اجتماعي گسترده خود بيش از نفع مادّي شخصي اذعان داشته، از آن ارضا ميشوند. بانك، پيشنهادهاي دارندگان سهام سرمايهگذاري (Stakeholder) را ميپذيرد و هدف آن، اشتراك مساعي سهامداران براي تضمين منافع بيشترين تعداد مشتريان محتمل است.
بانك در صدد است از طريق تعيين و تعريف اصول زيربنايي عمليّات تعاوني خويش، بر نام و تاريخ خود اتّكا كند. از جمله آنها، استقبال بانك از نظريّات و دغدغههاي مشريان خويش و تشويق كاركنان به ايفاي نقش فعّالي در زندگي جوامع محلّي خويش است. از آنجا كه بانك در قلب سرزمينهاي صنعتي در شمال انگليس پديد آمد، جايي كه در آن به صورت بانك طبقه كارگر مشاهده ميشد، تأكيدش بر يكپارچگي محلّي و برابري اجتماعي طبيعي به نظر ميرسد. ستاد مركزي بانك همچون گذشته، «منچستر» خواهد بود؛ جايي كه نهادهاي مالي، در مقايسه با مركز بانكداري بينالمللي مانند لندن، در تماس گستردهتري با جامعه محلّي هستند.
بانك درصدد است نزديكي خود را با سازمانهايي كه اخوّت ميان كارگران، مشتريان، اعضاو كارفرمايان را گسترش ميدهد، ارتقا بخشد. بانك درگذشته، همچون حال، مديريّت امور مالي بيشتر اتّحاديههاي تجاري را در اختيار داشت و شاخهاي از جامعه عمدهفروشي تعاوني بود كه كالاها را ميان تعاونيهاي مشتري محلّي در سراسر شمال انگليس و اسكاتلند توزيع ميكرد.
از آنجا كه اعضاي اين جوامع تعاوني محلّي، مشتريان آنها هستند، اشاره به مشتريان و اعضا در بيانيه تبليغي بانك درباره سياست اخلاقي، از سنّتهاي تجاري گذشته اتّخاذ ميشود.
هدف بانك تعاوني، جذب سرمايهگذاري و ايجاد وجوه مازاد كافي براي تضمين اين است كه گسترش بانك در آينده به حدّ كافي تأمين مالي شود. گرچه بانك در جايگاه شركت حقوقي عمومي، تجديد ساختار شد، نام آن در بازار سهام ذكر نميشود و اين بدين معنا است كه از اساس، دغدغه افزايش تعداد سهامداران را ندارد. تنها سهامداران، CWS، مجتمعي از تعاونيهاي مشتري است كه تاريخ آغاز آنها به «جامعه شركاي منصف راكدال» باز ميگردد. اين مجتمع را در 1844، 28 كارگر كه ميخواستند ارزش خوبي در خريدهاي غذايي خود تضمين كنند، تأسيس كردند. بانك به صورت واحد وام و سپرده SWS در سال 1872 شكل گرفت و از سوي بانك انگليس به صورت بانك مجاز در محدوده حقوق خود در 1947 به رسميّت شناخته شد. بررسي حسابها براي خريدهاي خارج از سازمانهاي تعاوني در 1975 زماني كه بانك به مؤسسه تهاتري لندن (London Cleatring House) پيوست، رواج يافت.
بانك بهسبب رهبري منحصر به فردش، در افزايش اختيارات سهامداران، آسيبپذير نيست؛ چنانكه CWSعلاقهاي به كاهش سرمايهگذاريهايش ندارد. افزون بر اين، دو سويه كردن در نظر نيست و بانك، اكنون كمپاني بهشمار ميرود، نه جامعه دو سويه؛ امّا عدم ذكر نام شركت در بازار سهام، كاستيهايي چون ناتواني در افزايش سرمايه سهامداران از بازار را به همراه دارد. بانك جهت توسعه خود و افزايش سرمايهاش سهامهاي ممتاز را منتشر ساخت كه اكنون در اختيار 1500 مؤسسه است. تأكيد بسياري بر فداكاري گروهي در بيانيه تبليغي بانك تعاوني نهفته است. يكي از اهداف آموزش و تربيت كاركنان، افزايش تعهّد و افتخار در گروه است. اين ويژگي گروهي، از چند جنبه قابل مقايسه با وفاداري به جامعه اسلامي است؛ گرچه هيچ بانك اسلامي، اين را در بيانيّه تبليغي خود ذكر نميكند. بانك تعاوني در دعواي حقوقي خود براي آزادي مجتمع، بر اهمّيّت بيطرفي در همه موضوعات اجتماعي، سياسي، نژادي و مذهبي تأكيد دارد؛ گرچه از گذشته با جذب كارگر متّحد بوده است.
گسترش پايگاه مشتري بانكهاي تعاوني
سياست اخلاقي بانك، ابتدا در 1992 براي جذب مشتريهاي جديد و ثروتمندتر در بيرون از طبقه كارگر كه بانك از گذشته به آنها خدمت ميكرد، آغاز شد. گروه هدف، چپگرايان طبقات متوسّط مركزي بودند كه آگاهي اجتماعي و اهتمام به مسائل مورد دفاع رسانهاي راديكال، همچون مسائل زيست محيطي، داشتند.
در آن زمان، بانك براي حفظ مشتريان خود، بررسي گستردهاي انجام داد تا واكنش آنها را در برابر سياست اخلاقي پيشنهادي دريابد. بانك با بيش از 000/30 مشتري وارد گفتوگو شد. 84 درصد از آناني كه پاسخ گفتند، داشتن سياست اخلاقي را انديشهاي نيكو براي بانك برشمردند و فقط 5 درصد اعتقاد داشتند كه علم اخلاق، ارتباطي با بانكداري ندارد. 60 درصد از پاسخدهندگان، با همه مسائل سياست اخلاقي موافق بودند و قيد و شرط اصلي مشتريان درباره پيشنهاد بانك به قطع تأمين مالي كمپانيهاي توليد و توزيع تنباكو بود. سياست اخلاقي، پنج ناحيه مهم را در بر ميگيرد: حقوق بشر، تسليحات، امور تجاري و اخلاقي، تأثير محيطي و رفاه حيوانات. بانك وعده ميدهد كه به سازمانها يا رژيمهاي متعدّي به حقوق بشر يا دستاندركار در توليد سلاح براي تجاوز به حقوق انسانها خدمات مالي ارائه ندهد. توليد سلاحهايي كه به رژيمهاي سركوبگر فروخته ميشوند، تأمين مالي نخواهد شد؛ ولي حمايت مالي سلاحهايي كه به حكومتهاي دموكراتيك فروخته ميشوند، مجاز است. بانك جهت حفاظت از رفاه حيوانات، سازمانهاي دستاندركار در آزمايش حيوانات، كشت و زرع محصولات كارخانهاي استثمارگرانه، ورزشهاي خونين يا تجارت خرد را تأمين مالي نميكند. اينها را ميتوان معيارهاي اخلاقي منفي تلقّي كرد.
از جنبه مثبتتر، بانك كمپانيهايي را حمايت ميكند كه به تجارت مجاز يا امور اجتماعي اشتغال دارند و اين شامل مشتريان و عرضهكنندگاني ميشود كه در خريدهاي اخلاقي از كشورهاي جهان سوم يا سازمانهاي شركتكننده در اقتصاد اجتماعي انگلستان همچون مؤسّسات خيريه، موضعكنشي (Pro - active) اتّخاذ ميكنند. موضع زيست محيطي را نيز ميتوان به گونه مثبت تفسير كرد؛ زيرا مشتريان تجاري را تشويق ميكنند كه در تأثير فعّاليتهايشان به محيط زيست موضعكنشي داشته باشند. برخي ممنوعيّتهاي منفي عبارتند از: ممانعت از شركتهاي دستاندركار توليد سوختهاي فسيلي كه سبب باران اسيدي هستند، جلوگيري از سازندگان مواد شيميايي غيرطبيعي كه به تخريب لايه اوزون ميانجامد و ممانعت از قطع غير مجاز درختان جنگلي كه به تخريب جنگلها منجر ميشود.
منتقدان ميتوانند استدلال كنند كه اين امور، دغدغههاي جهاني توسعه يافته است كه كشورهاي فقير نميتوانند از عهده آن برآيند و ديگر اينكه تعداد بسياري از اين دغدغهها، بهگونهاي منفي بيان ميشوند و اينكه بانك فاقد سياستهاي مثبت در مسائلي چون انرژي تجديدشونده باد، دريا و آب يا توليد سازمان يافته مواد غذايي و ديگر مسائل مشابه است. انتقاد ديگر اين است كه بانك بيش از حد درگير ترفندهايي چون كارت قروبتي صلح سبز يا كارتهاي صدقه است كه آن را به اهداي فقط 25/1 پنس براي هر 100 پوند دريافت شده براي كارت وا ميدارد و اين نشاندهنده حدّاقل سخاوت است؛ چرا كه ارزش آن حتّي از جايزههاي air mile پايينتر است. با وجود اين، بانك، يك سطح بالا و مستمر از تعهّدات را به مشتريان خود ايفا ميكند و آنانند كه رأي ميدهند كدام يك از چهار مؤسّسه خيريه، نامزد دريافت اهدايي سالانه شود. همچنين پس از بررسيهاي آغازين سال 1991 ـ كه بررسيهاي مهمّ 1994 و 1998 را در پي داشت، روشهاي مشورتي درباره سياست اخلاقي وجود دارد. سياست اخلاقي تا 1994 حمايتهاي بيشتري دريافت كرد و بيش از 80 درصد از پاسخدهندگان، موضع بانك در هر مسأله را تأييد كردند و اين نشاندهنده 20 درصد بهبود از سال 1991 بوده است.
بانكهاي اسلامي نيز ميتوانند از روش بانك تعاوني در توزيع خدماتش درسهايي بياموزند. در 1997 بانك تعاوني، موافقتنامهاي با اداره پست امضا كرد كه خدمات بانكي از جمله سپردهگذاري و دريافت تسهيلات را در سراسر 18 هزار شاخه آن در انگلستان ارائه دهد. در اين سال، بحثهايي ميان دولت و بانكهاي جزئي مهم درباره ارائه «Peoples Bank» از طريق خدمات خودكار در هر اداره پست صورت پذيرفت؛ امّا برخلاف طرح پيشنهادي كه براي جانشين ساختن پرداخت حقوق بازنشستگي و مزاياي تأمين اجتماعي به صورت نقدي ميكوشد، طرح بانك تعاوني، هم اكنون در حال اجرا است.
بانك تعاوني همچنين خدمات بانكي تلفني ارائه ميدهد و در 1999 خدمات بانك كامپيوتري smile را آغاز كرد. اين اقدام بيش از 200 هزار مشتري را جذب كرد و اين شايد به اين دليل بوده كه براي سپردههاي پسانداز، نرخهاي بسيار رقابتي ميپردازد و نه به اين دليل كه موضع اخلاقي اتّخاذ كرده است. بانك همچنين در طرح زنجيرهاي مشاركت دارد بدين معنا كه مشتريهاي آن به 29 هزار توزيعكننده پول نقد در سراسر انگلستان دسترسي دارند.
انتشار آرمانهاي مالي اسلامي
بانكهاي اسلامي در سايتهاي اينترنتي و در تبليغات خود بهطور عام، اطّلاعات بسيار محدودتري از بانكهاي تعاوني ارائه ميدهند. اين اطلاعات، اغلب بهروز نيست و سايتهاي وب، اغلب مورد توجّه واقع نميشوند؛ گرچه براي مبادله اطّلاعات با مشتريان احتمالي حال و آينده، حائز اهمّيّت بالقوّه هستند. بانكهاي اسلامي در بهترين حالت، آثار اينترنتي محدودي دارند. يافتن سايتهاي وب، اغلب سختتر است؛ زيرا از ماشينهاي جستجوگر استاندارد استفاده ميكنند و در داخل آنها تراكم گرافيكي، بسيار زياد است؛ بدينسبب دسترس سريع، محدود به كساني است كه داراي كامپيوترهايي با پردازشگرهاي سريع و حافظه بسيار زياد و جديدترين ارتباطات از راه دور يا ارتباطات كابلي فيبرنوري هستند.
شركت سرمايهگذاري و بانكداري «الراجي» يكي از بهترين سايتهاي وب و يكي از بهترين طرحهاي تبليغي در جامعه بانكداري اسلامي را در اختيار دارد. اين شركت، شرحي از اصول بنيادين و مهمّ بانكداري اسلامي را ارائه ميدهد كه از جمله آنها، منع اعطاي وام به شرط بازده معيّن در آينده است؛ ولي دليل عقلي اين مسأله به حدّ كافي توضيح داده نشده است، و اينكه چرا مرابحه كه بازده از پيش معيّن شده دريافت ميدارد، از سوي بيشتر فقيهان مسلمان، مشروع تلقّي ميشود. تبليغات، شريعت را با پروژههاي توفيقآميز و وامگيرندگان معتبر پيوند ميدهد؛ ولي اين گمراهكننده است؛ زيرا گرچه اينها اهدافي تحسين برانگيزند، سوره يا احاديثي كه اين مسائل را يادآور شود، وجود ندارد. بانك بر ارزشهايي تأكيد ميورزد كه عمليّات خود را مبتني بر آن، اداره ميكند و با اشاره به ارزشهاي اصيل، اصول والا و اعتماد مشتريان، با صراح يادآور ميشود كه روند بانك جستوجو براي پاداشهاي عالي از طريق صراط مستقيم است.
گرچه محققان مستقل بررسيهايي درباره مشتريان الراجي انجام دادهاند، خودِ سازمان، روشهاي مشورتيانتظام يافتهاي با مشتريان خود به شيوهاي مشابه بانك تعاوني، انجام نداده است. اين، به صدها هزار مشتري اشاره دارد كه اختيار تام براي انجام عمليّات بانك همسو با اصول شريعت دادهاند؛ امّا تأكيد بر تأييد از سوي هيأت شرعي وجود دارد. نام اعضاي هيأت، فهرست و حكم آنها بهطور مختصر توضيح داده ميشود. آيات ربا در شبكه اينترنتي الراجي به عربي و انگليسي به نمايش گذاشته ميشود و اگرچه ربا بهدرستي معادل با interestو usury است، ارتباط ميان اين دو بررسي نميشود. توضيح ديدگاههاي هيأت شريعت درباره اين موضوعات و تفصيل بيشتر شايستگيهاي ابزار مالي اسلامي سودمند است.
مدير كلّ بانك، عبداللّه سليمان الراجي، جايزه سالِ بانكداري اسلامي در 1998 را دريافت كرد. اين بهطور عمده بهسبب كوششهاي او است كه بانك، سوددهترين بانك در عربستان و دومين و بزرگترين بانك از حيث دارايي شد؛ امّا بهبود و حقيقت، روند مستمر است و بهرغم دستاوردهاي بانك، چيزهاي بسياري است كه از روشهاي اخلاقي بينالمللي در زمينه بانكداري ميتوان آموخت.
شركت توسعه و سرمايهگذاري البركه
اين شركت در جايگاه يكي از سازمانهاي مالي اسلامي بينالمللي مهم، بيان روشني از فلسفه و رسالت عمليّات خود را ارائه ميدهد. شركت، فلسفه اصلي خود را تطبيق كامل سرمايه با اصول شريعت، استخدام آن در جهت اهداف توفيقآميز اجتماعي و اقتصادي، افزايش برادري و يكپارچگي و كاهش اتّكا بر تأمين مالي به طريق قرض (hinance debt) برميشمارد. البركه از طريق 43 شعبه در 29 كشور از مشكلات ناشي از فتاواي متنوّع اعضاي هيأت شرعي بهخوبي آگاه ميشود؛ بدين سبب، هيأت متّحدي براي امور شرعي ايجاد كرده كه قوانين آن در همه نهادهاي داخل گروه البركه اجرا ميشود. اين هيأت با آكادمي فقه در جدّه كه بسياري از مسلمانان آن را معتبرترين مجموعه دانشمندان علوم شرعي در جهان اسلام ميدانند، در ارتباط است. بيانيه مربوط به فلسفه البركه كه ايجاز آن تحسينآور است، شايد بتواند سخن بيشتري درباره ارزشهاي سازمان بيان كند و اصولي را كه سازمان بر مبناي آن عمل ميكند كاملتر توضيح دهد. اهداف بلند مدّت و كوتاه مدّت، درباره چگونگي سازماندهي و اداره امور اسلامي يا مادّي سازمان است؛ البتّه تفصيلي درباره فلسفه اصلي يا توضيحي درباره تحقّق عملي آن از طريق ابزارها و شيوههاي پيشنهادي بانك وجود ندارد. آنچه وانمود ميشود، بسيار زياد است، اشارهاي به تعهّدات در برابر ارباب رجوع يا جامعه گستردهتر مشتريان احتمالي در بازارهايي كه بانك فعّاليت دارد نيست.
اين بيان براي شعبههاي البركه كه از استقلال قابل ملاحظهاي برخوردارند نيز صادق است. دفتر لندن رسالت خود را سرمايهگذاري سرمايه و منابع به شيوهاي اسلامي و به منظور نيل به بالاترين سود سازگار با ريسك قابل قبول برميشمرد. قسمت آخر اين بيان براي هرنهاد مالي تجاري صادق است؛ ولي قسمت اوّل، توضيح بيشتري ميطلبد. بانك اسلامي اردن، يكي از موفّقترين شعبههاي گروه البركه، در بيان رسالت خود رويكرد كماهمّيّت مشابهي را آشكار ميسازد و به انطباق عمليّات بانك بر شريعت و اقتصاد مبتني بر ديدگاه منحصر بهفرد از نقش پول در جامعه اشاره ميكند. اين بانك با 500 هزار حساب، 1336 كارمند و 49 شعبه، جايگاه مناسبي در بانكداري اردن يافته است و ميتواند بيش از پيش مشتريان بالقوّه را به ارزشهاي عمليّات خود واقف سازد.
شميل بانك يا بانك اسلامي فيصل در بحرين يك صفحه وب جديد براي ارائه تصوير جديد خود دارد. اين بانك تحت كنترل «دارالمعالالاسلامي تراست» است و 53 درصد از سهم سرمايه آن را در تملّك دارد. اين بانك سخن فراواني درباره اولويّتهاي اخلاقي خود نميگويد؛ امّا بر پيروي نزديك از شريعت در همه عمليّاتش تأكيد ميورزد و عملكرد هيأت نظارت شرعي را با مقداري تفصيل شرح ميدهد. مديريّت براي عمليّات و فعّاليتهاي جديد ابتدا بايد تأييد هيأت را اخذ كند، آنگاه چگونگي اجراي آنها در عمل را با هيأت ابراز دارد و يكي از اعضاي هيأت، نظارتهاي ميداني عمليّات بانك را برعهده ميگيرد و دستكم يكي از اعضاي تيم حسابرسي داخلي بايد با شريعت آشنا باشد. شفّافسازي سياستها و روشها مورد استقبال اين بانك است؛ گرچه ديگر بانكهاي اسلامي، جزئيّات بيشتري درباره خدمات خود و چگونگي انطباق آنها با شرع ارائه ميكنند.
از جمله ديگر بانكهاي اسلامي در خليجفارس كه بهترين اصول تبليغي را در اختيار دارند، خانه مالي كويت و بانك اسلامي ABCدر بحرين هستند. خانه مالي كويت كه 20 درصد از بازار سپردهگذاري محلي را در اختيار دارد، تأكيد ميكند كه نهاد مالي بدون بهره است كه رقابت موفّقي با رقيبان خود كه به سپردهها بهره ميپردازند، داشته است. اين بانك جزئيّاتي از تسهيلات مالي اصلي خود، مرابحه، مضاربه، اجاره و استصناع ارائه ميدهد. بانك اسلامي ABCجزئيّات بيشتري درباره خدمات خود ارائه ميدهد كه افزون بر مضاربه، اجاره و استصناع، اجاره و اكتنان را نيز شامل ميشود كه به اربابرجوع، اجاره ميدهد كه كالاي اجارهاي Leased goodرا به قيمت از پيش تعيين شده بخرد. ديگر خدمات مالي اسلامي ABC، بيع سلم، قرضالحسنه در مقابل پرداخت معوّقه و اوراق سنداتالمقارضه است كه دارنده را شايسته سهمي از سود به جاي نرخ معيّن بهره ميكند. نظامهاي متفاوت حروفنويسي كه براي خدمات مالي اسلامي استفاده ميشود، ممكن است تا حدّي موجب سردرگمي شود و براي همه بانكهاي خليج كه زبان عربي زبان مشترك آنها است، بهتر است كه وحدت روش داشته باشند. هم خانه مالي كويت و هم بانك اسلامي ABCجزئيات كاملي از اعضاي كميتهاي شرعي، و فهرستي از مديران ارشد ارائه ميدهند.
بانك معاملات (بانك جزئي و تجاري اسلامي اندونزي) بيانيه تبليغي روشن و قابل ستايشي دارد. اين بانك ميكوشد تا نقش اينترپرنيورها و مردم مسلمان در اقتصاد ملّي را افزايش دهد و ارزش اقتصادي خود براي سهامداران را به حداكثر رساند و اين در حالي است كه مسؤوليّتهاي اجتماعي خود را در جهت آموزههاي شريعت ميداند. اين تأكيد بر مسؤوليّت اجتماعي، منعكسكننده اهداف نهادهاي اخلاقي چون بانك تعاوني است. اين بانك همچنين براي تشخيص نيازهاي مشتريان و ارائه دامنه گستردهاي از خدمات و توليدات ميكوشد و در عين حال، بر ارتقاي تشكيلات، خدماترساني و توسعه بنگاههاي كوچك و متوسّط تأكيد دارد؛ بنابراين، سياست بانك درباره اينكه بازارش در كجا قرار دارد و به چه كساني ميخواهد خدمت كند، روشن است.
براي ايجاد شفّافيّت، نام وزيراني كه در بنيانگذاري بانك دخالت داشتند و نام مؤسّسان اصلي بانك كه در زمره آنان بسياري از انترپرنيورهاي مسلمان و مشهور اندونزي قرار دارند، فهرست ميشود. انجمن روشنفكران مسلمان نيز كمك مهمّي به بانك ميدهد و به ب. ج. حبيبي كه نقش مهمّي در بازگرداندن دموكراسي به اندونزي و نجات اقتصاد از بحران آسيا ايفا كرده، اشاره ميشود. اين بانك همانند بانك تعاوني، احترام خاصّ براي منافع كارمندان خويش كه آنها را مجرّب و متعهّد به آموزههاي اسلام برميشمارد، قائل است. بانك متعهّد به فراهمآوردن فرصتهايي براي عبادات و امور شخصي است.
بهبود در ارتباطات، اداره و مشاركت
گرچه بانكهاي اسلامي و نهادهاي اخلاقي غربي، همانند بانك تعاوني، ارزشها و آرمانيهاي متفاوتي دارند و در محيطهاي متفاوتي عمل ميكنند، هر يك درسهاي بيشماري را هر يك از تجربه ديگري ميتواند بياموزد. شايسته است كه بانكهاي اسلامي پنج مسأله ذيل را روشن كنند.
1. اصول بانكداري اخلاقي و قانون شرعي
قانون شريعت در فضاي مالي، اساسا با عدالت اقتصادي مرتبط است. لازم است كه كمك روشها و خدمات هر بانك به نظام مالي عادلانهتر، به گونهاي روشنتر و كاملتر تبيين شود؛ البتّه بروشورهاي بانك تعاوني در اين زمينه كفايت نميكنند؛ ولي بيانيه سياست اخلاقي آن، الگوي مناسبي براي بيرون بانكهاي اسلامي ارائه ميدهد.
2. روشهاي تجاري منصفانه و مرابحه
بانكهاي اسلامي همچنان با شدّت درگير تأمين مالي تجاري از طريق مرابحه و ديگر نهادهاي مالي اسلامي هستند؛ ولي به ندرت به رويدادهاي تجاري منصفانه اشارهاي دارند. دستور كار تجارت منصفانه نهادهاي اخلاقي همچون بانك تعاوني، كمك به سازمانهايي همچون Trade craft را كه قيمتهاي بالاتري براي توليدكنندگان جهان سوم ترويج ميكند را شامل ميشود. بانك توسعه اسلامي تأثير فراواني در ارتقاي تجارت جهان سوم دارد؛ ولي بسياري از بانكهاي تجاري اسلامي در كشورهاي در حال توسعه در عمل بهطور عمده درگير تأمين مالي واردات از كشورهاي صنعتي توسعه يافتهاند و نه تأمين مالي صادرات. مرابحه، ابزار جانشين و فرعي براي تأمين مالي است؛ امّا براي اموري كه بهطور اخلاق مورد اهتمامند، اهداف نيز مهمّ است.
3. پشتيباني مشتريان از جامعه اسلامي
بانك تعاوني، متعهّد به روشهاي مشورتي بسيار سازماندهي شده با مشتريان است تا ديدگاههاي آنها را درباره مسائل اخلاقي بهدست آورد؛ ولي بانكهاي اسلامي، باورها و آرمانهاي ارزشي مشتريان خود را مسلّم ميپندارند. با وجود اين، در جايي كه مشتريان آنها مسلمانان متعهّد هستند ميتوانند به توسعه و حمايت از محصولات و خدمات جديد و اهداف فراگير بانكهاي اسلامي كمك بسياري ارائه دهند.
4. مسائل اداره شركت و مشاوران شريعت
بانك تعاوني ميتواند درباره تكاليف خود در برابر سهامداران ممتاز و اهداف يگانه سهامدار خود CWS، در برابر بانك، صريحتر باشد. همچنين در حالي كه بسياري از بانكهاي اسلامي به گونهاي شايسته و قابل تحسين، درباره اينكه مشاوران شريعت چه كساني هستند و چه نقشي ايفا ميكنند، شفّاف هستند؛ ولي اطلاعات بسيار كمتري درباره اهداف سهامداران اصليشان ارائه ميكنند.
5. كارتهاي بدهي قرابتي (Affinity debitcards) ابزاري براي زكات
برخي منتقدان عقيده دارند كه كارتهاي قرابتي بانك تعاوني، ترفندي بازاري است كه فقط بازده اندكي براي صدقات ميپردازد و امّا براي بانكهاي اسلامي كه طرحهاي مشابهي را اجرا ميكنند، آزادي عمل وجود دارد كه اميد است بر مبناي سخاوتمندانهتري باشد. زكات، ماليات بر ثروت است، نه مخارج؛ امّا درآمد كارت قرابتي كه بانكها از سوي دارندگان كارت براي صدقات ميپردازند ميتواند بخشي از زكات شخصي (لحاظ) محاسبه شود.
محور اقتصاد اسلامی
تبیان