عید غدیر؛ عید الله الاکبر
الحمد لله الذی جعلنا من المتمسکین بولایه امیر المومنین و الائمه علیهم السلام
درباره وبلاگ



آرشيو وبلاگ
  • مهر 1392
  • آبان 1392

    عید سعید غدیر را که در روایات ما از آن به «عید الله الاکبر» تعبیر شده است به همه‏ى شیعیان جهان، به ملت شریف ایران، به شما حضّار محترم و به همه‏ى کسانى که براى معارف اصیل الهى ارج و منزلتى قائل هستند، تبریک عرض مى‏کنم ... غدیر یک مسأله‏ى اسلامى است؛ یک مسأله‏ى فقط شیعى نیست. در تاریخ اسلام، پیامبر اکرم یک روز سخنى بر زبان رانده و عملى انجام داده است که این سخن و این عمل، از ابعاد گوناگون داراى درس و معناست. نمى‏شود ما بگوییم که از غدیر و حدیث آن، فقط شیعه استفاده کند؛ اما بقیه‏ى مسلمانان از محتواى بسیار غنى‏اى که در این کلام شریف نبوى وجود دارد و مخصوص یک دوره هم نیست، بهره نبرند. البته چون در قضیه‏ى غدیر، نصب امیر المؤمنین علیه الصّلاة و السّلام به امامت و ولایت وجود دارد، شیعه دل‏بستگىِ بیشترى به این روز و این حدیث دارد؛ ولى مضمون حدیث غدیر، فقط مسأله‏ى نصب آن حضرت به خلافت نیست؛ مضامین دیگرى هم دارد که همه‏ى مسلمانان مى‏توانند از آن بهره ببرند. در مورد اصل واقعه‏ى غدیر، خوب است همه‏ى افرادى که به مسائل تاریخ اسلام علاقه‏مندند، بدانند که قضیه‏ى غدیر، یک قضیه‏ى مسلّم است. مشکوک نیست؛ فقط شیعیان نیستند که آن را نقل کرده‏اند؛ بلکه محدّثان سنّى چه در دوره‏هاى گذشته و چه در دوره‏هاى میانى و بعدى این ماجرا را نقل کرده‏اند؛ یعنى همین ماجرایى که در سفر حجّة الوداع پیامبر اکرم در غدیر خم اتفاق افتاد. از کاروان بزرگ مسلمانان که در این سفر با پیامبر حج گزارده بودند، بعضى جلو رفته بودند. پیامبر پیکهایى را فرستاد تا آن‏ها را به عقب برگردانند و ایستاد تا آن‏هایى که عقب مانده‏اند، برسند. اجتماع عظیمى در آنجا تشکیل شد. بعضى گفته‏اند نود هزار، بعضى گفته‏اند صد هزار و بعضى هم گفته‏اند صد و بیست هزار نفر در آن اجتماع حضور داشتند. در آن هواى گرم، مردم ساکن جزیرة العرب که بسیارى از آن‏ها هم اهل بیابانها و روستاها بودند و به گرما عادت داشتند طاقت نمى‏آوردند روى زمین داغ بایستند. لذا عباهایشان را زیر پاهایشان مى‏گذاشتند تا طاقت بیاورند و بایستند. این نکته در روایت مربوط به اهل سنّت هم آمده است. در چنین شرایطى، پیامبر اکرم از جاى برخاست، امیر المؤمنین علیه الصّلاة و السّلام را از زمین بلند کرد و جلوِ چشم خلایق نگه داشت و فرمود: «من کنت مولاه فهذا على مولاه، اللّهم والِ من والاه و عاد من عاداه». البته این جملات، قبل و بعد هم دارد؛ اما مهم‏ترین قسمتش این است که پیامبر در اینجا مسأله‏ى ولایت یعنى حاکمیت اسلامى را به طور رسمى و صریح مطرح مى‏کند و امیر المؤمنین را به عنوان شخص، معیّن و مطرح مى‏نماید. این را همان‏طور که لا بد شنیده‏اید و من هم عرض کردم، برادران اهل سنّت ما در کتابهاى معتبر نه یکى، نه دوتا؛ در دهها کتاب معتبر نقل کرده‏اند. مرحوم علّامه‏ى امینى این‏ها را جمع کرده است، و غیر از ایشان هم کتابهاى زیادى در این خصوص نوشته‏اند. بنابراین، این روز، اوّلا روز ولایت است؛ ثانیاً روز ولایت امیر المؤمنین علیه الصّلاة و السّلام است. در این جمله‏اى که پیامبر بیان کرده‏اند، معناى ولایت چیست؟ به‏طور خلاصه معنایش این است که اسلام در نماز و روزه و زکات و اعمال فردى و عبادات خلاصه نمى‏شود. اسلام داراى نظام سیاسى است و در آن حکومتى بر مبانى مقرّرات اسلامى پیش‏بینى شده است. در اصطلاح و عرف اسلامى، نام حکومت، «ولایت» است. ولایت، چطور حکومتى است؟ ولایت، حکومتى است که در آن، شخص حاکم با آحاد مردم داراى پیوندهاى محبت‏آمیز و عاطفى و فکرى و عقیدتى است. آن حکومتى که زورکى باشد؛ آن حکومتى که با کودتا همراه باشد؛ آن حکومتى که حاکم، عقاید مردمش را قبول نداشته باشد و افکار و احساسات مردمش را مورد اعتناء قرار ندهد؛ آن حکومتى که حاکم حتى در عرف خود مردم مثل حکومتهاى امروز دنیا از امکانات خاص و از برخوردارى‏هاى ویژه بهره‏مند باشد و براى او، منطقه‏ى ویژه‏اى براى تمتّعات دنیوى وجود داشته باشد، هیچ‏کدام به معناى «ولایت» نیست و ولایت، یعنى حکومتى که در آن، ارتباطات حاکم با مردم، ارتباطات فکرى، عقیدتى، عاطفى، انسانى و محبّت‏آمیز است؛ مردم به او متّصل و پیوسته‏اند؛ به او علاقه‏مندند و او منشأ همه‏ى این نظام سیاسى و وظایف خود را از خدا مى‏داند و خود را عبد و بنده‏ى خدا مى‏انگارد. استکبار در ولایت وجود ندارد. حکومتى که اسلام معرفى مى‏کند، از دمکراسى‏هاى رایج دنیا مردمى‏تر است؛ با دلها و افکار و احساسات و عقاید و نیازهاى فکرى مردم ارتباط دارد؛ حکومت در خدمت مردم است.

    اجتماع بزرگ زائران و مجاوران حضرت رضا علیه السلام در مشهد مقدّس‏ (06/ 01/ 1379)





     







    پيوندها
 
 
بالاي صفحه