به راستی حسین(ع) کیست؟

عزت در بدست آوردن دنیا نیست ؛ در از دست دادن و فدا کردن همه ی دنیاست ، برای او و برای رضای او ... آری حماسه ی او ثابت کرد: عزت در بدست آوردن دنیا نیست ...

درباره ما

عزت در بدست آوردن دنیا نیست ؛ در از دست دادن و فدا کردن همه ی دنیاست ، برای او و برای رضای او ... آری حماسه ی او ثابت کرد: عزت در بدست آوردن دنیا نیست ...

نویسنده

علیرضا

اوقات شرعي

ذكرايام هفته

دانشنامه عاشورا

دانشنامه عاشورا

دیگر امکانات



کد کج شدن تصاوير

باز این چه شورش است ... محرم آمد ... یاحسین ...

مطالب اخیر وبگاه

دیگر سر آهنگران شامی و کوفی خلوت شده؛ بازار نعل زنان کساد است و مشتری نیزه‌ها و خنجر‌ها هم تمام شده‌اند و حالا جلوی چشمان زینب بر سر گوشواره و انگشتر چانه می‌زنند.

 

حالا دیگر کاروان به نقطه‌ی اوج ماجرا رسیده است.

زینب ـ‌علیها‌السلام‌ـ‌‌‌‌‌‌‌‌‌ در کربلا جز زیبایی ندیده است و وقتی نهایت سختی را از او سؤال می‌کنند پاسخ جز شام نیست.

عَلَم کاروان شام حالا از ماه شب چهارده زیباتر است؛ حالا اینجا مقابل زینب ـ‌علیهاالسلام‌ـ‌‌‌‌‌‌‌‌‌ سر علمدار علم کاروان شده است.

به اکبر خبر برسانید که در شام آب فراوان یافت می‌شود؛ به حسین بگویید شامیان بسیار مهمان‌نوازند؛ با سنگ و چوب از مهمان پذیرایی کرده و با القاب زشت به آنان خوش‌آمد می‌گویند.

شمر دقیقاٌ خواسته‌ی ام‌کلثوم ـ‌علیهالسلام‌ـ‌‌‌‌‌‌‌‌‌ را اجرا می‌کند!1 ابتدا تمامی سرها تقسیم می‌شود و بعد شلوغ‌ترین میدان شهر برای عبور آل الله انتخاب می‌گردد.

زینبی که برای عبور از کوچه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های بنی‌هاشم حسنین ـ‌علیهم السلام‌ـ‌‌‌‌‌‌‌‌‌ و علی ـ‌علیه‌السلام‌ـ‌‌‌‌‌‌‌‌‌ دورش را احاطه می‌‌‌‌‌کردند و کاروانی که زنانش همه یاری رسان اهل‌بیت حسین بودند؛ اینک در معرض نگاه ناپاکان قرار‌گرفته‌اند.

شام به زخم‌های مرهم نخورده‌ی کربلا نمک می‌زند.

علمدار شام زینب ـ‌علیهاالسلام‌ـ‌‌‌‌‌‌‌‌‌ است و حسینش سجاد ـ‌علیه‌السلام‌ـ‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ، رقیه نقش قاسم را ایفا می‌کند و کلثوم رنگ علی‌اکبر به خودمی‌گیرد.

شام آغاز روایت کربلا در طول قصه‌ی تاریخ است و اولین راوی و مقتل‌ خوانش دختر زهرا ـ‌علیهاالسلام‌ـ‌‌‌‌‌‌‌‌‌.

دیگر سر آهنگران شامی و کوفی خلوت شده؛ بازار نعل زنان کساد است و مشتری نیزه‌ها و خنجر‌ها هم تمام شده‌ است و حالا جلوی چشمان زینب ـ‌علیهاالسلام‌ـ‌‌‌‌‌‌‌‌‌ بر سر قیمت گوشواره و انگشتر چانه می‌زنند.

شام برای زینب از شب تار تیره‌تر است. انگار کربلایی دیگر است؛ کربلایی که نه زهیر دارد و نه حبیب و نه حتی آزادمردی چون حر تا پاسدار حریم حسینی باشد.

 

پی‌نوشت:

_________________________________________

1.شمر در اثر خباثت باطن و کفری که داشت در جواب به حضرت ام‌کلثوم که خواستار عبور از دروازه‌ی داخلی را داشت تا کمتر کسی آن‌ها را ببیند دستور داد سرها را بین محمل‌ها تقسیم کنند و آنان را از دروازه‌ی دمشق عبور داد و روی پله‌های مسجد جامع نگه‌داشت و اینجا همان جایی بود که اسیران را نگه‌می‌داشتند. لهوف سیدبن‌طاووس_بخش سوم_قسمت285و286

نویسنده: خادم افتخاری - ه.درزی


نویسنده علیرضا ، یک شنبه 2 آذر 1393 3:32 PM | نظرات(0)
تمامی حقوق مادی و معنوی این وبگاه محفوظ و متعلق به مدیر آن می باشد...
طراحی و بهینه سازی قالب : ثامن تم ( علیرضا حقیقت )