مقدمه
پیش گوئی در مورد آینده همواره یکی از دغدغه ها و دل مشغولیها بشر بوده و در طول تاریخ انگیزه های مختلفی باعث شده است که انسان ها به پیشگویی درباره رویدادهای بپردازند که در آینده دور یانزدیک واقع می شوند.در این میان پیشگوئی در مورد حوادث آخرالزمان از جایگاه و از اهمیت خاصی برخوردار بوده و اقوام و ملل گوناگون با همه ی اختلافاتی که در باور ها و اعتقادات خود داشته اند موضوع آخرالزمان و رویداد های این عصر را مورد توجه جدی قرار داده اند اما این دغدغه و دل مشغولی همیشگی بشر آنگاه که با علوم غیبی و دانش های خداداد پیامبران و اولیاء الهی پیوند خورده رنگ دیگری یافته است از حالت گمانه زنیهای بی پایه و پیش گوی های دروغین در مورد وقایعی که بشر راهی برای پی بردن به آنها ندارند خارج و به اخبار صادق مبتنی بر آموزه هایی و وحیانی تبدیل شده است.
بانگاهی اجمالی به کتاب های مقدس ادیان الهی به موارد فراوانی برخورد می کنیم که از سوی انبیای الهی و یا جانشینان آنها نسبت به رویداد های آینده پیش گویی به ویژه از حوادث مختلف سیاسی ،اجتماعی،زیست محیطی و ...به عنوان نشانه های آخرالزمان یاداشت شده است آاما اگر بخواهیم مجموعه معارفی را که در ادیان مختلف الهی در زمینه اخر الزمان وجود دارد یک دیگر مقایسه کنیم به جرات می توان گفت که در دینی وآیینی به اندازه اسلام در مورد رویداد ها آخرالزمان پیشگوی نشده است.
پیامبر گرامی اسلام (ص) ازهمان سال های آغازین بعثت خود بر اساس دانش ماورایی خود به پیشگویی و رویداد های مختلف فرهنگی سیاسی و اجتماعی که در آینده های دور و نزدیک در جامعه ی اسلامی روی خواهد داد می پرداختند به تعبیر برخی از روایات مسلمانان را از کلیه حوادثی که تا آستانه قیامت رخ خواهد داد خبر می دادند آن حضرت مسلمانان را نسبت به رخداد های مبارکی در آینده رخ خواهد نمود، مژده و بشارت می دادند و گاه آنان را نسبت به وقایع شومی که در پیش روی آنهاست برحذز می داشتند. این رویه مستمر پیامبر اکرم(ص)در مورد پیشگویی رویدادهای مختلف ،به ویژه رویدادهای که در آخرالزمان رخ خواهد داد موجب شده که مسلمانان درطول سالها پربرکت رسول گرامی اسلام(ص)از گنجینه ارزشمند از روایات مربوط به حوادث آیند برخوردارشوند:گنجینه ی ازهمان سده های آغازین گسترش اسلام به دست مولفان،مورخان و محدثان جمع آوری و در اختیار نسلها آینده گذاشته شده.
مولفان اسلامی مجموعه روایتهایی راکه به ویژه از پیامبر اسلام (ص)در زمینه حوادث مختلف اجتماعی ،سیاسی وارد شده بود در کتاب های که معولاًبا عناوینی همچون علامات المهدی،علامات مهدی آخرالزمان،علائم ظهور،أشراط الساعه،علامات یوم القیامه،الفتن،الملاحم،الفتن و المحن،الفتن و الملاحم و ...نامیده می شده است جمع آوری کرده اند.
ایدئولوژی رفیع ادیان، رشدی بزرگ در زندگی انسان پدید آورده است و شاید این آخرین هدف بشر در این دنیای خاکی که باید قبل از پایان دنیای مادی در کمال واقع بینی صورت گیرد.
قانون تکامل برای تمام موجودات با شعور در این جهان از جمله انسان مساله ای کاملاًطبیعی است . در اینده بسیار نزدیک تمام انسان ها با درک عمیق خویش به ارزش این حقیقت پی خواهند برد.
همان طور که می دانیم تکامل در بعد فیزیکی وجود انسان،از درون رحم مادر آغاز شده و تا دنیای بیرون نیز ادامه می یابد. از بعد معنوی نیز وضع به همین منوال است،اما به گونه ای متفاوت. گاهی رشد روحی انسان در جهت مثبت قرلر گرفته انسان را تا درجه ی رستگاری بالا می رود و گاهی نیز انسان را به منجلاب پوچی و نیستی می کشاند.
عقل سلیم وسیله ای برای درک حقیقی شرایط سیاسی،اقتصادی،فرهنگی و هنری جامعه بشری می باشد و هر انسانی که از جهت معنوی درست تربیت شده باشد،مسلماًبه آن [درک] خواهد رسید و این تنها امید انسان های آشنا به دین است که تمام زندگی خویش را وقت یافتن حقیقت کرده اند.
در درون جامعه شرایط برای آن دسته از انسان ها که بوسیله رهنمود دینی در راه درست قرار گرفته اند بسیار دشوار خواهد بود.زیرا ببین این گروه از انسان ها وآنانی که باور ها دینی آشنایی ندارد،همواره در جامعه اختلاف نظر وجودخواهد داشت ورسیدن به یک راه حل کلی چندان ساده به نظر نمی رسد.
آخرالزمان وامام مهدی از منظر اسلام
ظهور موعود الهی و منجی بشر متضمن دو عنصر اساسی به هم پیوسته است :زمان دوران این تحول در رویداد جهانی (آخرالزمان)ووجود شخص منجی و متکفل این امرعظیم (امام مهدی ،علیه السلام).
آخرالزمان اصطلاحی است در فرهنگ ادیان بزرگ دنیا ،به معنای آخرین دوران حیات بشر و قبل از برپایی قیامت.
در فرهنگ اسلامی،آخرالزمان هم دوران نبوت پیامبر اکرم،صلی الله علیه واله،تا وقوع قیامت را شامل می شود وهم دوران غیبت و ظهور مهدی موعود ، علیه السلام، را دوران معاصر،عده ای از مفسران ومتفکران مسلمان از قبیل:مرحوم علامه طباطبای ،استاد شهید مرتضی مطهری،سید قطب، محمد رشید رضا، شهید سید محمد باقر صدر و ...با اتکا به آیاتی از قران کریم(اعراف 138، انبیا105، صافات171و172 )استخلاف انسان در زمین، فرمانروا شدن نیکو کاران زمین (وراثت صالحان)و پیروزی حق بر باطل را به رغم جولان دائمی باطل بعنوان سرنوشت اینده بشر مطرح کرده اند وآیات وروایات مربوط به تحولات آخرالزمان با بیانگر نوعی فلسفه تاریخی می دانند وبه اعتقاد ایشان، عصرآخرالزمان عبارت است از دوران شکوفایی تکامل اجتماعی و طبیی نوع انسان چنین آینده ای امری است محتوم که مسلمانان باید انتظار ان را داشته باشند و نباید منفعل و دلسرد به «حوادث واقعه »بنگرد، بلکه با حالتی پرنشاط و خواهان صلاح جامعه انسانی وآگاه از تحقق اهداف تاریخی انتظار، باید سرشار از امید، امادگی و کوشش در خور این انتظار مقدس باشند. در چارچوب این برداشت، اخرالزمان قطعه معینی از تاریخ نوع انسان است که او باید در آن حرکت تکاملی تدریجی خود را تا تحقق وعده الهی ادامه دهد. (مطهری- مرتضی جامعه وتاریخ).
در حالی که در کتب علما متقدم همچون «کمال الدین »شیخ قطب و «کتاب الغیبه»شیخ طوسی رحمه الله علیه، چنین تفسیری از تاریخ نبوده وتحولات اخرالزمان امری است غیر عادی که در آخرین بخش از زندگی نوع انسان واقع میگردد وتحولات قبلی جامعه انسانی مربوط نمی شود (دایره المعارف بزرگ اسلامی ج 2 ص136)
در نظر متاخران بینا بودن در مورد« نشانه های زمان»و ارزیابی رخ دادها، در پرتو پیشگوییهای آخرالزمان که در جامعه جریان دارد، ضروری است. کما اینکه بسیاری از اندیشمندان بر این باورند که جامعه انسانی اینک در آخرین مرحله غفلت از «ذات» و در اوج تحمل «جوهر مادی»و«کمیت منطوی در کثرت» قرار دارد، و معتقدند هر چه بشر بیشتر می رود:درک جمعی او از خیر وعدل مطلق مفهوم تر و شفاف تر می گردد.
در ادیان یهود، مسیحیت وزرتشتی (Eschatologieشناخت«آخرالزمان»با فرجام شناسی (
نیز حائز اهمیت است .
با عنایت به آنچه بیان شد،«آخرالزمان »پایان همه چیز نیست، بلکه ترمیم جهان است . گویی جهان ناگهان تعادل خود را باز می یابد و به حالت اولیه باز می گردد. آشفتگیها ممکن است اوجشدر آخرالزمان است فقط در صورتی آشفتگی مطلق است که فی نفسه و با دیدی افتراقی ملاحظه شود ولی چنانکه این نی نظمی ها در قبال نظم کل که سرانجام همگی به آن باز می گردد، قرار گیرد جنبه منفی خود را از دست می دهد و جزو عوامل مقوم به یکمعنی فانی در مرحله ظهور می شود .
به تعبیر«رنه گنون»در کتاب«آخرالزمان با عصر سیطره کمیت»دوران دجال ظلم وشر است، والی امر شر ومنحوس ناپایدارو موقت است ـ هرچند که نمی توانست جز آنچه واقعاً هست چیزی دیگری باشدـ و فقط جنبه خیر و سعادت که پایایی و قطعیت دارد و به سامان می رسد،به قسمتی که محال است سرانجام غالب نشود .
نگاهی به دردها وآلام بشر اندیشمند امروز و غربت او در زوال فطرت پاک آدمی چنین می نمایاند که در میان همه خواسته های ضد و نفیضش، امروز یکی هست که همه در آن مشترکند . همه اقوال وملل ورژیمهای سیاسی یک صدا خواهان« آزادی»اند.آزادی برابر با حضور ضرورت حقیقت در وجود آدمی .« آزادی»ای که جوهر انسان مختار است وامکان عروج او را فراهم می آورد .وآزادی رهایی بخش و مقوم اندیشه وحکمت .رهایی انسان که می خواهد خودش باشد، رها از گناه و رها از شرارت . آزای اصیل و واقعی که نهفته در اطاعت حق است. از این رو دستیابی به عادت به معنای دستیابی به رحمت و عدالتی است که خداوند آن را مقرر کرده است .
زنگی در جهانی متعالی است که در آن ادمی به کمال حقیقی و واقعی اش برسد، واز اندوه )که می داندنمی تواندامنیت حقیقی رابا سازمان دادن به زندگی aneietyواضطراب پنهان (
شخصی و اجتماعی به دست آورد .وقایع و مقدراتی وجود دارد که آدمی نمی تواند انها را در زیر قدرت خود بگیرد.نمی تواند کارهای خود را دوام بخشد، زندگی اش زود گذر است و فرجام آن مرگ .هیچگونه اهمیت متأثر از اراده بشر وجود ندارد ودقیقاًهمین نگرانی اصیل است که باعث می شود انسانها با تمام وجود در ارزوی امنیت باشند . چرا امروز که فناوری وتوانایی بشر نسبت به قرن گذشته دهه های قبل پیشرفت چشمگیرو غیر قابل مقایسه ای نمو ده است ومباحثی همچون دمکراسی، قانون، حقوق بشر،جامع مدنی و...به مراتب بیش از گذشته با ابتنای به تحلیلها و فلسفه های گوناگونی مطرح می شود با اینکه همه در غرب پیشرفته و فرهیخته سخن از هبوط آدمی،ظهور نیست انگاری و بلایا و مصائب جهانی، سردر گمی به پایان آدمی درساختار و دستور زبان و واژه های کلامی ،مجهول انکاری جهان ، پیچیدگی روز افزون شناخت هستی و دور از دسترس شدن تدریجی آن،افزایش مستمر تراژدی بشری ،حاکمیت روز افزون عقلانیت ابزاری،از دست رفتن آخرین رمق حیات معنوی جهان وتبدیل شدن انسان به توده ها ،عصر غیبت ساحت قدس و فرا رسیدن زمانه شب عالم و...می شود؟
آیا در نظم کنونی ارباب و رعیتی مدرن!شوریدگی اندیشه بشری و تلاطم بی وقفه روان اودر بازار پر ازدحام مکاتب فلسفی،روانشناسی،جامعه شناسی و...و افزایش سهمگین میل به قدرت و استیلای بر دیگران و تعارضات و مناقشات بی معنا و...و نهایتا سر خوردگی از همه چیز،رو به فزونی نیست؟
شاید تصور شود که مقصود از ظهور حضرت مهدی ، علیه السلام ،پایان همه این آلام در طرفه العین و به یک نگاه و اشاره ایشان است . این البته از توان ایشان به دور نیست : اما شاید تحقق امر صورت دیگر نیز داشته باشد . اگر گفته می شود که بسیاری از ابواب علم تاکنون گشوده نشده وبه دست امام موعود بازخواهد شد: گشایش این ابواب چه منظری را پیش روی آدمی می نهد؟گسترش ظهور ولایت در سراسر جهان و استقرار یکپارچه و فراگیر آن چه آثار و برکاتی دارد؟
چه تغییری وتحولی در افکار و اندیشه ها و کنشها و واکنشها فردی و اجتماعی انسان عصر ظهور پیش خواهد آمد؟
آیا در روزگار ظهور ولایت نمی توانیم شاهد درمان اساسی روان آدمی و اعطای آزادی ، امنیت،و آرامش واقعی باشیم ؟
آیا نمی توان تصور نمود که مغز شیرین ایمان و کنه گناه بر ملا می گرددو هم اومفاهیسم متعالی زیبایی ، زندگی ، وحتی اسلام را نه در غالب الفاظی چند ،بلکه با غوطه وری در عمق و ذات آنها تبیین می کند و شهد حیات طیبه را در کام تشنه آنها فرو می چکاند و عصر روشنایی را آغاز کرده ،سر در گمی او را پایان بخشیده وآغازگر عصر ظهور ساحت قدس و تعالی انسان متکی به ایمان ـ و نه بی اختیار در امواج توده ها ومسیطر بر عفلانیت ابزاری و نه محکوم آن ـ خواهد بود
مهدی شخصی نه مهدی نوعی و اعتقادشیعه و اهل تسنن
برادران اهل سنت در رابطه با مهدی موعود «میگویند:ما به مهدی نوعی عقیده داریم .به عبارت دیگر ما منکر موعود نیستیم .احادیثی که رسول خدا (ص)در باره او صادر شده مورد قبول ماست ولی می گویم او هنوز متولد نشده و معلوم نیست چه کسی است اما درآینده متولد می شود و بعد از بزرگ شدن قیام می کند و حکومت جهانی واحد تشکیل می دهد. اوازنسل فاطمه و از فرزندان حسین (ع)است .
مثلاًشبراوی شافعی در الاتحاف می گویند :شیعه عقیده دارد مهدی موعود که احادیث صحیحه در رابطه بااو وارد شده،همان پسر حسن عسگری خالص است که در آخرالزمان ظهور خواهد کرد ولی صحیح آن است که او هنوز متولد نشده و د رآینده متولد شده و بزرگ می شود واو از اشراف ال البیت الکریم است»
«ابن ابی الحدید»در شرح نهج البلاغه ذیل خطبه 16 می گوید:
«اکثر محدثین عقیده دارند مهدی موعود از نسل فاطمه (ع)است و اصحاب ما معتزله آن را انکار ندارد و در کتب خود به ذکراو تصریح کرده اند و شیوخ ما به او اعتراف کرده اند.فقط فرق آن است که او به عقیده ما هنوز متولد نشده است و بعداًمتولد خواهید گردید.
ناگفته نماند که:اهل سنت براین گفته خود دلیلی از احادیث یا ایات نیاورده اند فقط شهرتی است که در میان ایشان به وجود آمده است و این نتایج منزوی شدن اهل بیت (ع)و برگشتن خلافت اسلامی ازآنهاست.وانگهی احادیث منقوله در کتب اهل سنت عیناعقیده شیعه را می رساند و در آن احادیث می خوانیم که: مهدی موعود دوازدهمین امام از ائمه دوازدهگانه و نهمین فرزند امام حسین (ع)و چهارمین فرزند امام رضا(ع)و فرزند بلا فصل امام حسن عسگری (ع)است.
و نیز روایت اهل سنت می گوید که آن حضرت درسال255هجری در نیمه شعبان در شهر سامرا از مادری به نام نرجس به دنیا آمده است. بنابر این شیعه و اهل سنت در مهدی موعود شکی ندارند و هر دو به مهدی عقیده شخصی دارند.منتها.دورانهای تاریک و انزوای اهل بیت و عصر حکومت سیاه بنی امیه و بنی عباس مانع از آن شده که اهل سنت چیزی را که در کتاب های خود نوشته و نقل کرده اند درمیان خود شهرت بدهند و مانند شیعه منتظر آمدن مهدی شخصی(ع)باشند.
مااینک بعضی از دلایلی که دلالت بر مهدی شخصی دارند از کتب برادران اهل سنت نقل کرده و درباره آنهاتوضیح می دهیم:
1-محمد صالح حسینی ترمذی حنفی از سلمان فارسی نقل کرده می گوید:
«دخلت علی النبی (ص)فاذاالحسین علی فخذه و هو یقبل عینیه و فاه و یقول: انت سیدابن سید، انت امام ابن امام،انت حجه ابن حجه ابوحجج تسعه من صلبک تاسعهم قائمهم»(محمد صالح حسینی ترمذی مناقب مرتضویباب 2صفحه139)
«یعنی محضر رسول خدا (ص)داخل شدم ناگاه دیدم که حسین (ع)برروی زانوی آن حضرت است.حضرت چشمها و دهان حسین رامی بوسید و می فرمود :توآقایی فرزند آقایی،توامامی،پسر امامی ، تو حجتی فرزندحجتی. پدر نه نفرحجتی از صلب توکه نهم آنها قائم ست.
این حدیث شریف صریح است در اینکه مهدی موعود (ع)نهمین فرزند امام حسین (ع)است علی هذا متولد هم شده است. بنابریان حدیث نمی شود گفت معلوم نیست مهدی چه کسی است و هنوز متولد نشده است.
2-«ابوالموید موفق خوارزمی حنفی» (متوفای 568)آنرا باکمی تفاوت از«سلیم بن قیس»از«سلمان محمدی»چنین نقل می کند:
«قال دخلت علی النبی (ص) واذاالحسین علی فخذه و هو یقبل عینیه و یلثم فاه و یقول انک سید ابن سید ابوسادة انک امام ابن امام ابوائمة،انک حجةابن حجةابوحجج تسعةمن صلبک تا سعهم قائمهم»(مقتل حسین خوارزمی جلد1صفحه 146)
«مهدی موعود(ع)درکلام رسول خدا(ص)به احسن وجه تعیین شده وآن نهمین فرزند امام حسین(ع)است»
3ـحافظ شیخ سلیمان حنفی قندوزی حدیث فوق را در ینابیع المودة باب 54صفحه 168و نیز در باب 56صفحه 258از کتاب مودةالقربی تالیف سید علی بن شهاب همدانی شافعی (متوفای 786)نقل کرده است و نیز در باب 77صفحه 445باز از مودةالقربی در باب 94،صفحه 492از خوارزمی به دو سند از سلمان فارسی و امام سجاد (ع)از پدرش امام حسین (ع)نقل کرده که دومی چنین است:
«عن علی ابن الحسین عن ابیه الحسین بن علی:دخلت علی جدی رسول الله (ص)فاجلسنی علی فخذه و قال لی:ان الله اختار من صلبک یا حسین تسعة ائمه تاسعهم قائمهم کلهم فی الفضل و المنزلةعند الله سواء
«امام می فرمایند به محضرجدم رسول الله (ص)داخل شدم مرا روی زانوی خویش نشانید و فرمود خداوند از صلب تو نه نفرامام اختیار کرده که نهم آنها قائم آنهاست و همه در فضیلت و مقام پیش خدا وند یکسانند.»
بنا بر این مهدی (ع) یک مهدی معین و نهمین فرزند امام حسین (ع)است.
ناگفته نماند که کتاب «مودةذوی القربی»تالیف سید علی بن شهاب همدانی شافعی (متوفای 786حاوی چهارده فصل است که شیخ سلمان حنفی همه ی آن کتاب را در«ینابیع الموده»آورده و انرا باب 56این کتاب قرار دادهاست و در فصل 10تحت عنوان «مودةالعاشرة فی عدد الائمه وان المهدی منهم»حدیث مبارک فوق را چنان که گفته شده. در صفحه 258از سلیم بن قیس هلالی از سلمان فارسی از رسول الله (ص)نقل کرده است.
پس بنابر آنچه ما به دست آوردهایم حدیث فوق در کتاب های «مقتل خوارزمی»در«ارحج المطالب»«مناقب مرتضوی»،«مودةالقربی و ینابیع المودة»نقل شده است و دلالت برمهدی شخصی دارد یعنی مهدی موعود (ع)فرزند نهم امام حسین (ع) است
4-حموئی شافعی از عبدالله بن عباس نقل کرده که گفت:
«سمعت رسول الله (ص)یقول انا و علی و الحسن و الحسین و تسعة من ولدالحسین مطهرون معصومون» (فرائدالسمطین جلد2 صفحه 132)
«شنیدم که حضرت می فرمود من:علی،حسن،حسین،ونه نفر از فرزندان حسین همه پاک شده از طرف خدا و معصوم هستیم»
موعود در اعتقاد بودا
ادیان مقیاسی را برای آینده ی بشر در نظر گرفته اند، مخصوصاً ادیانی که از سوی خدا فرستاده شده اند. حتی در فرامین بودا نیز خود به او به پیش گویی آینده ی بشر پرداخته است. بودا بر این باور است که در آینده ، انسان در دوره ای از زمان دچار نابسامانی و بحران می گردد.
انسان های بحران زده در جامعه،مردمانی استعمار گر ، ستم گر و پوچ گرا خواهند بود.آنها بدی را عین خوبی می پندارند وهیچ تفاوتی بین خیر وشرّ قائل نیستند و تنها به امیال جنشی خویش آرج می نهند و به زندگی تجملاتی گرایش می یابند،کودکان دچار تغییراتیمی شوند که برای والدین قابل درک نمی باشد واین مسأله چیزی است که هیچ دین وآیینی خواستار آن نمی باشد.
پس ازآن جامعه وارد دورانی تازه می گردد. دورانی که انسان به رشد روحی بزرگی دست می نامند.<<SRIARAYA METTRAI>>می یابد و در زبان پالی آن را
METTRAI رحیم و بخشنده = ARAYA تمدن = SRIکمال =
مفهوم کلی آن بیان گر این مسأله است که جامعه ای متمدن،سرشار از آگاهی و در اوج کمال پدید خواهد آمد و هر انسانی که در این جامعه ی مدنی قرارگیرد به طور کلی به وارد میگردد وتحولبزرگی در جامعه ی بشری به وجود می آید وی به dhammaفضای
می خوانند.او در پشت شتر SRIARAYA METTRAI شکل یک انسان ظهور می نماید و او را
سفیدی سوار است واز صحرا می آید تعدادزیادی از یارانش که شعارشان به پیش از ده هزار نفر kalapa pruekمی رسد او را همراهی می کنند. گوشه و کنار شهر را درختان بر شاخه و برگ
پر می کند.درختانی که ثمرشان میوه های جادویی است .و آن سمبل یک محیط آرام و مکانی حاصل خیز است .سرزمین شادیها و پیدایش عالم سراسر رحمانیت،به حقیقت می پیوندد وبشر ی اساسی آخرین شریعت جهانی میگردد.دین انسانیت ، جهان انسانهای سراسر dhammaوارد
شعور و فهم، هالمی که تمام انسان ها از بازشناسی آن لذت می برند، سرزمین بیدادی، عالم و سرار کمال و تمامیت.
ذهن انسان از غرور و شهوت پرستی رهای می یابد و جای آنرا دانش، خرد و برکت معجزات پیامبران فرا می گیرد و تمام این سر زمین در آرامشی عمیق فرو رفته وآنجا جای ورای این زمان ومکان است . هرجا آکنده از رحمانیت ومهربانی است و رفتار انسان ها عاری از هرگونه جاه طلبی، استثمارگری، رنج ودرد، عذاب دادن ها و عذاب کشیدن ها می گردد نه کسی به انحراف کشیده می شود ونه کسی دیگران را به انحراف می کشد، انسان در ولاترین درجیه ی dhamma
قرار دارند با آگاهی و بینش خویش درصدد درک طبیعت تمام موجودات زنده ، چه نبات و چه حیوان بر می اید بی آنکه با زهر خویش طبیعت را آلوده سازد .
جهان امروز نیز به آرامی در حال رشد است تا به این چنین درجه ای نائل آید،اما برای دست یابی به آن باید بحران های فراوانی از جمله: بحران روشن فکری، بحران سیاسی، اقتصادی و فرهنگی را پشت سر گذارد. آنها برای رسید به چنین محیط مطلوبی باید طعم تلخ بی عدالتی،بی قانونی، رنج وسختی را بخشند.آنگاه است که به درک راه های انحرافی زندگی موفّق می شوند، سپس مسیرشان به جاده ی نووین راستی برای یافتن شعور در خور جامعه ی خویش تغییر می دهد،باز راه خویش را تا روزی که به بیداری مطلق دست نیابند ادامه داده،قلمرو ذهن خویش را تا دستیبابی کامل به همه ی ابعاد تمامیّت وسعت می دهند و در آخر روح کامل آنا در خدا فانی می گردد وتا به ابد روشن فکرانی فرهیخته باقی خواهند ماند،روشن فکرانی عاری از ذره ای غرور، چه غرور و خود پسند از نادانی سر چشمه می گیرد.دنیا،انسان را به خود مشغول می دارد:درحالی که ذهن مردمان دوران تکامل،سر شار از خرد،روشن فکری و رحمانیت ناب است .مکتب تفکر،تمام مردم را به سوی پیشرفت فرا می خواند و زمینه ی تفکر سالم برای تمام افراد خرد مند وبیدار،میسور است و درآیین بودابه چنین انسانهای،انسان متعالی یا انسان کامل می گویند یعنی کسانی که از شیطان وبدی ها دور مانده اند.
ی بی ریا،dhammaاگر فردی زندگی صادقانه،فطری و خالصانه داشته باشد به این تمرین ها
آزاد و عاری از هر گونه استثمارگریدهد وبه وظایف والای انسانی خوگیرد،می تواند به بی می نامند.آنگاه است asankata dhamm نهایت دست یابند، همان که در زبان پالی آن را که تمام جهان رو به شکوفایی می نهد،چه هر گونه تغییری در وضعیت مردم دنیا ارتباطی مستقیم با طرزفکر آنها دارد. طبق فرامین بودا هر گاه کسی بخواهد دنیا را دگرون کند ابتدا باید طرز فکر خویشرا تغییر دهد.
Asankata dhammaاگر انسان ها بتوانند با تلفیق افکارخویشتن همراه با حسّ هم بستگی، فضای را ایجادکنند کل جهان به سوی یک پارچگی،صلح وآرامش پیش خواهد رفت.در شکوفایی انواع گیاهان و روییدنی ها تحولی ژرف پدید خواهد آمد ،تعداد دام ها و طیور روبه فزونی می نهد. هرآنچه به زهر آلوده است نا پدید می گردد وفضای آکنده از رحمانیت در بین می می نامند.mettrai sri araya انسان ها،حیوان ها و گیاهان پدیدار می گردد واین دوران را
.Dhamma همان انسان است وانسان همان Dhamma دوران دستیابی به آگاهی دورانی ک
انسان روشن بین دارای کامل ترین قابلیت ها روحی: کامل ترین خرد و کامل ترین دانش ثمره ی این دوران است.
حاکمان سیاسی جامعه،همگی براین باور صحّه می نهند که رهبری جامعه و قانون گذاری باید در باشد.طبق گفته های بودا،دین نه دیکتاتوری است و نه دموکراسی[تمام عیار]dhammaانحصار
ونه از سنخ مکتب های جهل آمیز مادی گرا می باشد و چنین حکومتی که قانون گذاری آن توسط
صوذت می گیرد بهترین نوع حکومت نامیده می شود. این واژه بیان گر حقیقت استDhamma
که عدالت در جامعه باید درجامعه برای همه ی یکسان رعایت شود،هیچ گونه بی عدالتی،ریاکاری وعمل خلافی در چنین جامعه ای از دید قانون پوشیده نمی ماند .
بر پاییه آزادی نوع بشر بناده است و هرگز به انسان اجازه نمی دهد کهDhammaالگوی حکومت
انحصاری مادی دنیا قرار می گیرد و یا برده ی هواهای شهوانی خویش گردد،زیرا که این اعمال به تدریج انسان را به سمت گروهی سوق می دهد، قوه ی تفکر اورا مختل می سازد وتا نابودی کامل پیش می برد.
در چنین جامعه ای شرایط آزاد برای رشد انسانیت اجازهی رشد فکری و مقابله با شیطان دورن رامی دهد.
هدف جهان در آینده نزدیک تربیت نسان متعالی است و زمانی که نسل جدید در چنین فضای به دنیا امده و رشد یابد،می تواند در آینده مسولیت تربیت نسلی بهتر را برعهده گیرد، در چنین محیطی آرامش،صلح،پاکی و روشن فکری نیز پدید می آید و آسیب های اجتماعی رنگ می بازد.
عقیده انسان ها در باره زندگی پس از مرگ دو گونه است: کروهی بر این باورند که مرگ پایان زندگی است در این جهت تمام حیات خویش را صرف تجمل رفاه می نماید.
گروه دیگر معتقدند که پس از مرگ حیاتی دوباره وجود دارد،ازاین روزندگی خویش را وقف عبادت و پرهیز کاری می نمایند . ولی بودا معتقد است کم روشن فکر دنبال نوعی زندگی متعال است. چه اگر انسانی تفکر متین داشته باشد رفتاری صحیح،گفتاری صادق و کرداری درست خواهد داشت و اوست که سیر زندگی را در می یابد بر عکس انسان نا آگاه باید تا واپسین لحظات زندگی اش تاوان گمراهی خویش را بپردازد.
برسی اعتقاد به ظهور مصلح در آخرالزمان در آیین زرتشت
زرتشت جرءپیامبران الهی دارای کتاب می باشد و دین او دین قالب ایرانیان تا قبل از ظهور اسلام بوده است. در این مذهب مسئله آخرالزمان.مطرح شده و چنین توصیف شده : وقتی سوشیانتیاموعود ظهور کند آخرالزمان آغازمی شود.
موعود همان سوشیانس که در فارسی سوشیانت و گاه به صورتجمع سوشیانسها آمده است.نجات بخشی که اهورامزدابه مردمان نیک وعده داده است،وظیفه اش پاییدن و نگهبانی جهان راستی است،جهانی که اندکی پیش از رستاخیز آراسته خواهد شد و درآن راستگوبر دروغ گو چیره خواهد شد،جهانی که در آن حق غالب است و باطل و دروغ مغلوب ،از اینجهت سوشیانس نامیده خواهد شد زیرا که سراسر،جهان مادی را سود خواهد بخشید. سوشیانس به معنی سود مند است.در اوستا موعود آخرالزمان استوت ارتهم نامیده شده است،در دین زرتشت موعود ها سه تن بوده اند که مهمترین آنان آخرین ایشان است واو سوشیانت پیروز گر خوانده شده است و این سوشیانت همان موعود است،چنان که گفته اند سوشیانت مَزدیَنشان،به منزله کَریشتای بَرَهمان،بودای پنجم بودائیان،فارقلیط عیسویان و مهدی مسلمانان است.در هر روزگار و در میان هر قومی و امتی درهرسرزمینی و به زبان هر پیامبری باحکیم یابزرگی،که سخن موعود رفته است به تعبیرها و اشارتها و نامها،سر آنجام موعود آخرالزمان است و آنموعود مهدی است مهدی موعود در کتاب ها زرتشتایان در زمینه مطالب بسیاری آمده است از جمله در:
کتاب اوستا
کتاب زند
کتاب جاماسب نامه
کتاب داتستان دنیک
کتاب زرتشت نامه
نویدهای مربوط به موعود آخرالزمان در متن اوستا موجود است در میان منابع زرتشتی در کتاب هفتم اینکرد بیش از همه از ظهور سوشیانت بحث شده است:
چاره درمان جمیع درد ها و رنجها با اوست،رنج وبیماری و ظلم و بی دینی وفساد را ریشه کن سازد. مردمان ناپاک را نابود سازد وهمه آنهارا براندازد.
در کتاب جاماسب نامه درصفحه 121آمده است:
گشتاسب پادشاه وقت می پرسد وقتی سوشیانس ظهور کرد چگونه فرمانروای و دادستانی میکند و چگونه اداره خواهد شد و چه آینی دارد؟ جاماسب درپاسخ میگوید سوشیانت (نجات دهنده بزرگ)دین را به جهان رواج دهد مردم را همفکر و هم گفتار وهم کردار سازد.
و باز درهمین کتاب شاگرد زرتشت می گوید: مردی بیرون آید از زمین تازیان از فرزندان هاشم،مردی بزرگ سروبزرگ تن و بزرگ ساق،وبه دین جد خویش بودو زمین را پراز داد کند. و باز در کتاب جاماست نامه از قول استادش زرتشت خبر می دهد: پیش از ظهور سوشیانس پیمان شکنی و دروغ و بی دینی در جهان رواج می یابد و مردم از خدا دوری جسته،ظلم و فساد و فرو مایگی آشکار می گردد. همین ها نیز اوضاع جهان را دگرگون می گرداند. وقایعی که مصادف با ظهور می شود عبارت است با علامات شگفت انگیزی که در آسمان پدیدمی اید ودال بر آمدن شهر ایزد میباشد و فرشتگان از شرق وغرب به فرمان او فرستاده می شود و به همه ی دنیا پیام می فرستند اما اشخاص شرور اورا انکار می کنند و کاذب میشمارد و نگهبانان پیروز گرآسمانها و زمینها در برابر او سر فرو می آورند. در کتاب زند در این باره آمده است: لشگراهریمنان با ایزدان دائم در روی خاکدان محاربه و کشمکش دارند و غالباًپیروزی با اهریمنان باشد ....آنگاه پیروزی بزرگ از طرف ایزدان می شود و اهریمنان را منقرض می سازد و تمام اقتدار اهریمنان در زمین است ودر آسمان راه ندارد و بعد از پیروزی ایزدان و برانداختن تبار اهریمنان،عالم کیهان،به سعادت اصلی خود رسیده،بنی آدم بر تخت نیکبختی خواهد نشست.
بررسی اعتقاد به مصلح آخر الزمان در آئین یهود و کتاب تورات
پیامبر دین یهود یا بنی اسرائیل حضرت موسی (ع)می باشد.یهود یکی از سه دین بزرگ توحید جهان است کتاب مقدس یهودیان تورات و هربخش آن به نام سِفَر،و هر سفر به چند باب وآیاتی چند تقسیم شده است و تفسیری که علمای یهود برآن نوشته اند تلمود نام دارند. حضرت موسی (ع)در1200سال بپش از میلاد قیام نمودند.اسم خاص خدا وند در این دین یهوه باشد.حضرت موسی (ع)در قران چهره بسیار روشنی دارد و چندین بار داستان او (تولد،کودکی،پرورش نزد فرعون،قیام و رهبر ومشکلات)یاد آوری شده است.نام آن حضرت در قران 136بار آمده است. در قران کریم سوره ای بنام بنی اسرائیل آمده و در آن از فرازونشیبها و از فساد و گرفتاری های بنی اسرائیل و سر کوبی انان به وسیله ابر قدرت هابه طور کلی یاد شده است که تطبیق آن موارد روشن، دچارمشکل تاریخی می باشد به هر حال این ایات نشان دهنده این است که این قوم بار ها با لطف خداوند یاری شدند،اما سر کشی نموده و دچار ذلت شده اند. در قران کریم سپس از یک سنت حاکم بر تاریخ یاد می شود: اگر بدی کنید پاداش بدی نصیب شما می شود. این رمز سقوط و صعود امتها و تمدن هاست. قوم یهود بعداز تفرقه بین خویش، زمینه سلطه رومیان برخودرا فراهم می کنند و این ملت مغلوب و شکست خورده را به امید پیدایش نجات دهنده غیبی انواع. شداید و مظلوم قوم غالب را تحمل می کردند،و اعتقاد جازم داشتند که خدا وند قوم بر گزیده خود را چنین خوار و زار نخواهد گذاشت.
در اثار دینی یهود واسفار تورات و دیگر کتابهای انبیای انان همواره، به موعود اشاره شده است که به پاره ای ازاین کتاب ها اشاره خواهیم کرد.اگر
به کتاب نبوت هیلد (وحی کودکی) استناد کنیم، به مطالب بسیاری، در باره ظهور پیامبر اکرم و به قسمت های از تاریخ و احوال پیامبر و حوادث مربوط به بعثت و پاره ای از علائم آخر الزمان و رجعت و اشاراتی به شخصیت حضرت حجته بن الحسن المهدی (ع)و حتی اشاراتی در باره واقعه عاشورا دست خواهیم یافت. به هر حال چون یهودیان به حضرت مسیح ایمان نیاورند، به طبع موعود آنان هنوز ظهور: نکرده است. اگر در مجموع انچه در آثار مقدس یهودی آمده است تأمل شود، چهر سه موعود،در آن ترسیم می شود: حضرت مسیح _حضرت محمد_حضرت مهدی
با این حساب،انتظار در یهود کیفیتی ویژه میابد و چون این قوم، نه به حضرت مسیح و نه بر حضرت محمد به هیچ کدام نگرویدند،باید دربرابرمسئله موعود و انتظار،بسیار حساس و نگران باشند و باید از این همه اشارات و بشارات که در کتاب ها و آیات خودشان آمده است به سادگی وغفلت نگذرد. آنان باید از دیگر منتظران ،منتظرتر باشند و بیشتر به انتظار آمادگی برای ظهور فکر کنند و از این همه ظلم و خیانت و تجاوز انسان کشی دست بردارند و ازعواقب ظلم و ستم بترسند. آنان دو موعود خود،مسیح و محمد، را نپذرفتند،لیکن از دست موعود سوم رها نخواهند گشت. این است که در روایات آمده است که جماعتی از یهودیان کرد دجال را می گیرند و با ظهور مهدی فرود آمدن عیسی و کشته شدن دجال، آنان نیز قتل عام می شوند و دامنه تاریخ و دامنه بشریت از وجود آن جماعت پاک می گردد.
اینک نام چندکتاب از کتابهای یهودیت و عهد عتیق که در آنها سخنانی در باره موعود است:
کتاب دانیال پیامبر
کتاب حجی(حکا)ی پیامبر
کتاب صفنیای پیامبر
کتاب اشعیای پیامبر
صحیفه دانیال نبی که مشتمل است بر یاد ایام گذشته و تاریخ باستانی و از دور اسارت بابلی سخن می گویند:بشارت می دهد که دنیا پراز آفت وشر،به پایان خواهد رسید.دور نمای از این جهان نوین و ظهور مسیحا چنان که در اثار دانیال نبی و دیگر نویسند گان همفکر او مسطوراست،عبارت است ازمیان این معنا که در آخر الزمان، حق تعالی جهان را دگرگون خواهد فرمود و صالحان و ابرار ازظالمان واشرار جدا خواهند شد و این روزگارپرازظلم و جوربه پایان خواهد رسید. هر چند این پیروزی دراثار یهود به رهبری مسیح با القابی مانند فرزند منتخب داود انجام می شود.
بدین تر تیب اندیشه ساده مسیحا از جنگ آوری که قوم را در برابر بیگانه حفظ خواهد کرد، تحول یافت و به انتظار قیام پادشاهی بزرگ و شکوهمند از خاندان داود مبدل گشت و به فرمان الهی و با دمیده شدن روح خدا در او حکومت شایسته ای را بر تپه صهیون برپا خواهد کرد. آن سر زمین درهمه جهان نمونه خواهد شد و ملتها برای آموختن راههای الهی به آنجا رهسپار خواهند شد.
در کتاب دانیال نبی می خوانیم که خداوند خطاب به حضرت دانیال می فرماید : ودر زمان میکائیل،امیرعظیمی که برای پسران قوم توایستاده (قائم)است،خواهد برخاست و چنان زمان ننگی خواهد شد که از حَینی که امتی به وجود آمده است تا امروز نبوده و در آن زمان هریک از قوم تو که در دفتر مکتوب یافت شود رستگار خواهند شد و بسیاری از آنان که در خاک و زمین خوابیده اند بیدار خواهند شد. آناکه بسیاری را به راه عدالت رهبری می نمایند مانند ستارگان خواهند بود. اما تو ای دانیال !کلام را مخفی دار و کتاب را تا آن زمان مهر کن.بسیاری به سرعت تردد خواهد نمود ...خوشا به حال آنانکه انتظار کشند.
درکتاب دانیال آمده است: در باب 7 کتاب دانیال نبی نیزآمده است :پسر انسان با ابرهای آسمان آمد و سلطنت و جلال و ملکوت به او داده شد تا جمیع قومها و امتها و همه اورا خدمت می نمایند.
از کتب اشعیای نبی باب 2بند های 2-4نقل شده:
و در ایام آخر واقع خواهد شد ...داوری میان امتها به سوی آن روان خواهد شد. او امتها را داوری خواهد نمود.قومهای بسیاری را تنبیه خواهد نمود. امتی برامتی شمشیر نخواهد کشید و بار دیگر جنگ را نخواهند آموخت در تمامی کوه مقدس من،ضرر و فسادی نخواهند کرد،زیرا:که جهان از معرفت خدا وند پرخواهد شد .
موارد دیگر نیز از کتاب اشعیای نبی در کتاب مهدی از دید گاه دیگران آمده است که عبارتند از:
مسکینان را به عدالت داوری خواهند کرد به جهت مظلومان زمین به راستی حکم خواهد نمود ..کمربند کمرش عدالت خواهد بود و کمربند میانش امانت (اشعیای نبی باب 11بند ها 4و6).
طفل شیرخواره برسوراخ ماربازی خواهد کرد و طفل را از شیر باز داشته شده دست خود را بر خانه افعی گذاشت. آنگاه انصاف در بیابان ساکن خواهد شد و عدالت در بوستان مقیم خواهد گردید و عمل عدالت،سلامتی و نتیجه ای عدالت ،آرامی و عدالت خواهد بود تا قوم من در مسکن سلامتی و درساکن مطمئن و در منزل های آرامی ساکن خواهند شد (اشعیای نبی باب11بند های 8و9)
در سفر پیدایش شماره 42و10تورات آمده که عصای قدرت و سلطنت یهود دور نخواهد شد ونه فرمان روایی از میان پاهای دی تال (شیلو)بیاید واو را اطاعت امتها خواهد بود .(شیلو،کسی که داری حق است و صلح و سلامتی می آورد )
و در کتاب حیقوق نبی آمده است که: اگر چه تاخیر نماید برایش منتظر باش زیرا که البته خواهدآمد و درنک نخواهد بود. بلکه امتها را نزد خود جمع می کند و تمامی قوم ها را برای خویش فراهم می آورد .
در کتاب صفنیای نبی فصل 3در آیه های 6تا9امده است: به منظور گرد آوردن طوایف بشر بریک دین حق سلاطین دول مختلفه را نابود کنم آن وقت برگردانیم به قومها لب پاکیزه برای خواندن همه به نام خدا وعبادت کردن ایشان به یک روش.
وهمچنین در کتاب زکریای نبی نقل شده است : اینک روز خداوند می آید و غنیمت تو در میانت تقسیم خواهد شد جمیع امتها را به ضداورشلیم برای جنگ جمع خواهم کرد و شهر را خواهند گرفت و خانه هارا تاراج خواهند نمود و آن یک روزمعروف خداوند خواهد بود. یَهُوَهبر تمامی زمین پادشاه خواهد بود.
در اینجا قسمتی از بشارت های مذکور که در اثار مقدس یهود آمده بود را بیان کردیم و ازاین بشارت ها بعضی تحقق پیدا کرده و پاره ای تحقق خواهد یافت . ولی آنها حق را نپذیرفتند،و نه از زبان مسیح و نه از زبان محمد. با این که بشارت آمدن این دو پیامبر بزرگ،در کتاب های خود یهود آمده است ،اما از زمان شمشیر مهدی (ع)خواهند پذیرفت. در هر حال،چه یهود حقپوش بپذیرد و چه نپذیرد ،پس از حضرت موسی ، حضرت عیسی آمد و او دین موسی را نسخ کرد و اکنون یهود دین نسخ شده و باطله است و پس از حضرت عیسی پیامبر اکرم (ص) ظهور کرد و دین مسیح را نسخ کرد. دین مسیح منسوخ و شریعت باطله است و از هنگام طلوع اسلام،تاکنون و تا دامنه قیامت تنها دین اسمانی موجود در روی زمین دینی که مبتی بروحی و پیامبری است ، دین مقدس اسلام است .و کتاب خدا در میان خلق همواره قران است و موعود،اکنون مهدی است و بشارت ها و اشارتهایی که از پیامبران و دیگر بزرگان سلف رسیده است ،در حق مهدی (ع)صادق است و به ظهور او ناظراست،واوست مصداق واقعی.
برسی اعتقاد به مصلح آخرالزمان در آیین مسیحیت.
حضرت عیسی (ع)با تولدی معجزه اسا بدون پدر،از مادر باکره خویش حضرت مریم پابه جهان گذارد .محل تولد بیت اللحم است ودر منطقه جلیل از شهر ناصریه پرورش یافت. با آنکه مسیحیت مثل سایر ادیان زنده جهان از آسیا نشات گرفت،اما از جهت بازدر همین کتاب آمده است :مسکینان را به عدالت داوری خواهد کرد ...گرگ با بره سکونت خواهد کرد،پلنگ بابزغاله خواهد خوابید ...وگسترش تاریخی دایره نفوذ،این دین به طور عمده ،در مغرب زمین شیوع یافت.نام کتب مقدس مسحیان انجیل می باشد که توسط چهار نفر جمع آوری شده و:به نام نویسنده گان آن مشهور گشته است.
انجیل کنونی،مشتمل بر چهارانجیل می باشند که عبارت اند از :
انجیل متی
انجیل لوقا
انجیل مرقس
انجیل یوحنا
البته انجیل دیگری نیز تحت عنوان برنابا وجود دارد که کمتراز انا جیل دیگری در دسترس می باشد حضرت مسیح چنان که قران کریم می فرماید،به همراهی حواریون خویش به تبلیغ می پردازد. پیام وی به اسانی مورد توجه مردم قرار گرفته وگروه گروه به وی می پیوندند.
بنا به تصریح قران ، عیسی مسیح معجزاتی را همااند پیامبران گذشته به مردم ارائه نموده و به همین جهت به زودی پیروان چشم گیری می یابد.
از سویی دیگر رهبران کار کشته یهود،به او به عنوان یک انقلابی نگریسته و تعلیماتش را خطر ناک توصیف می کنند ،وچون فعالیت های وی را منافی اقتدار خویش می بینند،از دشمنان سر سخت او شده و سر انجام دادگاه عالی یهود اورا به مرگ محکوم می نماید .از دیدگاه مسیحیان ،حضرت مسیح به صلیب کشیده شده و به شهادت می رسد ،اما قران کریم چنین امری را نمی پذیرد و با بیان او به نزد خدا عروج نموده ازخاتمه ماجرای مسیح روی زمین یاد می کند. در مورد موعود آخرالزمان در کتاب ها مقدس این آیین نیز بشارتهای بیشترو روشن تری آمده است وعلت آن یکی. این است که زمان درمقیاس کلی ،به ظهور حضرت مهدی نزدیکتر می شده و علت دیگری تحریف کمتری است که دراین اثار پدید آمده است .
البته برای ظهور حضرت مهدی تاریخ مشخصی در بشارت انجیل نمی یابیم وازاین جهت شباهت دقیقی با اعتقاد اسلامی درباره زمان ظهور وجود دارد،درانجیل آمده است :اما آن روز و آن ساعت را نمی داند کسی از بشرو فرشتگان آسمان، مگر پدر این انتظار در دین مسیح و مسیحان عصر حاضر هنوز زنده است.در محاصبه در یکی از رهبرا مسیحی ایران از او سوال شده :ایا شما ارمنه و مسیحیان منتظر شخص با شخصیتی هستید که بیاید و تغیراتی دراجتماع بشربه وجود آورد ؟پاسخ:دین ما نیز مثل اکثر ادیان دیگر که به آمدن فردی اعتقاد دارند ،به ظهور مجدد حضرت مسیح اعتقاد دارند همه ی مسیحیان هم به این معتقدند چون خود حضرت مسیح اعلام کرده اند و در انجیل هم آمده است که حضرت عیسی فرموده :من اکنون می روم و باز خواهم کشت . حتی کلیسای ما یکی از یکشنبه های عید خود را یکشنبه بازکشت نامیده است.
درموعود آخرالزمان بیشترنویدهای انجیل به تعبیر پسرانسان است که این تعبیر بیش از 80باردر انجیل و ملحقات آن تکرار شده که فقط 30مورد آن به حضرت عیسی قابل تطبیق است و 50مورد دیگر آن از نجات دهنده ای سخن می گوید که درآخرالزمان ظهور خواهد کرد و:عیسی نیز با او خواهد آمد و اورا جلال خواهد داد . واینک قسمتهای از متن انجیل: انجیل متی –باب 25-آیه31تا34
وچون فرزند انسان در جلال خود خواهد آمد با جمیع ملائکه مقدسه برکرسی خود قرار خواهد گرفت. همگی قبایل نزد وی جمع خواهد گشت واو آنها را از یک دیگر جدا خواهد نمود،چنانکه شبانی میشها را از بز ها جدا نماید. پس میشها را بر راست و بز ها را بر چپ خود ایستاده نمود.آنگاه ملک با اصاب دست راست خواهد گفت :ای برکت یافته گان جدا بیاید وآن مملکت را که از ابتدای عالم برای شما مهیا شده بود تصرف کنید.
صفات مصلح جهانی از کتاب مقدس
1-در کتاب تورات در سفرپیدایش شماره 10-49می گوید:
عصای قدرت و سلطنت از یهود،دور نخواهد شد ونه فرمان فرمانروایی از میان پاهای اوی تا((شیلو))بیاید واورا اطاعت امتها خواهد بود
2-در انجیل یوحنا (باب15شماره 27می گوید:
لیکن چون (تسلی دهنده)که از جانب پدر نزد شما آید یعنی (روح راستی)که از پدر صادر می گردداو برمن شهادت خواهد داد و شما نیز شهادت خواهید داد )
3-د رانجیل یوحنا باب 14شماری16امده:
(من از پدر خواهم خواست و (تسلی دهنده ی)دیگر به شما عطا خواهد کرد تا همیشه با شما بماند یعنی ((روح راستی)) که جهان نمی تواند اورا قبول کند زیرا که اورا نمی بیندو نمی شناسد اما شما او را می شناسید زیرا که با شما می ماند و در میان شما خواهد بود )
4-در انجیل یوحنا باب 16شماره 17می گوید:
(راست می گویم که رفتن من برای شما مفید است زیرا اگر نروم((تسلی دهنده ))نزد شما نخواهد آمد اگر بروم اورا نزد شما می فرستم و چون او آید جهان را برگناه و عدالت داوری و ملزم خواهد نمود اما بر گناه،زیرا که به من ایمان نمی اورید و اما بر عدالت از آسبب که نزد پدر خود می روم و دیگر مرا نخواهید دید و اما بر داوری،از ان روکه بررئیس این جهان حکم شده ایت و بسیار چیز های دیگر نیز دارم به شما بگویم لیکن الآن طاقت تحمل آنهارا ندارید لیکن چون او یعنی (روح راستی)آید شمارا جمیع راستیها هدایت خواهد کرد زیرا که اواز خود تکلم نمی کند،بلکه به آنچه شنیده هاست سخن خواهد گفت و از امور آیند به شما خبر داد او مرا جلال خواهد داد زیرا که از انچه آن من است خواهد گرفت و به شما خبر خواهد داد هرچه از آن پدر است ازآن من است از این جهت گفتم که از آنچه آن من است می گیرد و به شما خبر خواهد داد)
5-در انجیل متی باب 24شماره 27 می گوید:
(همچنان که برق از مشرق ساطع شده تا به مغرب ظاهر می شود.ظهور(پسر انسان )نیز چنان خواهد شد ...آنگاه علامت (پسر انسان)پدید گرد و در آن وقت جمیع طوایف زمین سینه زنی کنند و(پسر انسان)را ببینندکه برابر های آسمان با قوت و جلال می آید اما از آن روز و ساعت هیچ کس اطلاع ندارد و حتی ملائکه آسمان...لهذا شما نیز حاضر باشید زیرا در ساعتی که گمان نبرید پسر انسان می آید.)
6-در انجیل مرقس باب 13شماره 26می گوید:
(آنگاه (پسر انسان )را ببینید که با قوت جلال عظیم برابرها می آید در آن وقت فرشتگان خود را از جهات اربعه ازانتهای زمین تا اقتصایی فلک فراهم خواهدآورد،...ولی از ان روز و ساعت غیر از پدر هیچ کس اطلاع ندارد نه به فرشتگان آسمان و نه پسر هم،پس در حذر باشید و بیدارشده و دعا کنید زیرا نمی دانید که آن وقت کی می شود ...پس بیدار باشید زیرا نمی دانید که در چه وقت صاحب خانه می آید در شام،یا نصفه شب،بانگ خروس،یا صبح،مبادا ناگان آمد شمارا خفته یابدآما آنچه به شما می گویم به همه می گویم بیدار باشید)
7-در انجیل لوقا باب 12شناره ی40می گوید:
(پس شما نیز مستعد باشید زیرا در ساعتی که گمان نمی برید (پسر انسان )می آید)
8-در انجیل لوقا باب 21می گوید:
(در زلزله های عظیم در جایها و قحطیها و وباها پدید می آید و چیز ها هولناک و علامات بزرگ از آسمان ظاهر خواهد شد ... اورشلیم پایمال امتها خواهد شد تا زمانهای امتها به انجام رسد در آفتاب و ماه و ستارگان علامت خواهد بود و بر زین تنگی حیرت از برای امتها روی خواهد نمود ...ودلها مردمان ضعف خواهند کرد از خوف و انتظار آن وقایعی که بر مسکون ظاهر می شود و آنگاه پسر انسان را خواهند دید که برابری سواره شده با قوت و جلال عظیم میاید)
9-در زبور داود از کتاب مقدس در مزمور 37آمده است که:
(شریران منقطع خواهند شد و اما منتظران خداوند وارث زمین خواهند شد)
10-در کتاب دانیال مقدس باب 7 آمده که:
(پسر انسان)باابرهای آسمان آمد و سطنت و جلالب و ملکوت به او داده شده تا جمیع قومها و امت ها و زبانها او را خدمت نمایند.)
ازکتب مقدس این چنین برداشت می شود که هنگام آمدن موعود آخرالزمان چنین ویژگی هایی تحقق می پذیرد و چنین ویژگی هایی را دارد :
1-شخصی برای اصلاح جامعه بشری و تشکیل حکومت جهانی به نام« شیلو» یا«روح راستی»یا«تسلیدهنده»یا«روح خدا»ویا«پسر انسان »خواهد آمد و مسیحیت انتظار اورا دارد
2-قبل از آمدن جنگ های عالمگیر،خاصه در منطقه ی فلسطین روی می دهد که همه را به وحشت می اندازدکه چنان مصیبت بزرگی در عالم واقع نشده(چنانکه از کتاب ذکریا نبی باب 14استفاده می شود).
3- همه ی ملت ها جهان و تمامی مردم دنیا از او پیروی می کنند و زیر نفوذ او خواهد رفت واو بر جهان حکومت خواهد کرد واو ریئس جهان خواهد بود و سلطنت او در ربع مسکونی مستقر خواهد شد .(باب 16 انجیل یوحنا )
4-او مردم را به عدالت ملزوم می کند و خودشرا به عدالت داوری می نماید (چنانکه از انجیل متی باب16 استفاده می شود ).
5-او ظلم وستم را ازروی زمین محو می کند و نمی گذارد احدی به کسی ظلم کند و اثری ازظالمان و تجاوز گران بر روی زمین باقی نمی ماند(چنانکه از باب11کتاب اشعیای نبی استفاده می شود).
6-روح خدای تعالی بر او قرارگرفته واو هر کاری را که می کند با اراده الهی می باشد و او بنده ی واقعی خدا تعالی می باشد.(چنانکه از کتاب یوحنا باب 16استفاد می شود).
7- او از خود تکلم نمی کند و روی هوای نفس خود حرف نمی زند و بلکه از آنچه از خدای تعالی و پیامبران شنیده است سخن خواهد گفت.(چنانکه از کتاب یوحنا باب 16استفاد می شود).
8-او وقتی بیاید مردم دنیا را به جمیع راستی ها هدایت خواهدنمود.(چنانکه از زبور داود مزمور 37استفاده می شود).
9-او وقتی بیاید ثروت زمین را استخراج می کند.(همان)
10- جهان فعلی به خاطر عدمه رشد فکری و یا جهل و نادانی و فرو رفتن در خواب غفلت نمی تواند اورا قبول کند یعنی لوزوم وجود اورا نمی تواند احساس نماید .(چنانکه از باب14اجنیل یوحنا استفاده می شود)
11-اودر عین آنکه همیشه با مردم جهان خواهد بود مردم جهان اورا نمی بینند و نمی شاسند یعنی ممکن است در بین مردم زندگی ولی اورا نشناسد و ندانند که او روزی قیام خواهد کرد و تشکیل حکومت جهانی خواهد داد.(همان)
12-اصحاب یاران کسانی که تزکیه ی نفس کرده اند ولیاقت محضرش را دارند او را می بینند و او را می شناسند واو همیشه با آنهاهمراه است(همان)
13- قبل از آمدن او دنیا چپر از ظلم و جور می شود و سراسر جهان را را ظالمین و ستمگران احاطه می کنند (از کتاب دانیال باب 12استفاده می شود)
14-او وقتی بیاید مردم را جمیع حقایق مطلع می نماید و علم افزوده خواهد شد( چنانکه از زبور داود مزمور 37استفاده می شود)
15-در زمان حکیمان حکیمان پر ازرش می گرددند و راهنمایان و مبلغین به دین حق و عدالت مثل ستارگان می درخشند(چنانکه از زبور داود مزمور96شماره13-9استفاده می شود )
16-در زمانهای او بارهنمایی او محیطزیست سالم و علم طب کامل خواهد شد و تمام مردم ازسلامتی متلذذ می گردند(چنانکه از کتاب انجیل یوحنا باب 16استفاد می شود)
17- او جهان را ازمعرفت خدای تعالی پر خواهد کرد و مردم دنیا همه خدا شناس خواهد شد(همان)
18-او مردمان دنیارا از امور آینده خبر خواهد کرد زیرا به جمیع علم اولین و اخرین احاطه دارد و از غیبت مطلع است. (همان)
19-خوشی و کمال او در ترس از خدا و چون خدا ترس است از خدا بیشتر می ترسد. (چنانکه از کتاب اشعیای نبی باب 11استفاده می شود)
20-او به واقعیت ها حکم می کند و هیچ گونه تقیه وملاحظه ای در کار ندارد و بخصوص در باره ی مظلومان به راستی حکم خواهد کرد(همان)
21-او حضرت عیسی جلال خواهد داد و اورا تمام اتهاماتی که دشمنان او و دوستان نادان به او بسته اند نجات می دهد (چنانکه از کتاب انجیل یوحنا باب 16استفاد می شود)
22-به پیامبر حضرت عیسی شهادت می دهد (همان)
23- حضرت عیسی با او خواهد بود (همان)
24- مردم مسیح قبل از دیگران به حقانیت شهادت می دهند(همان)
25-وقتی او بیاید همه اضداد در کنار یکدیگر با صلح و صفا زندگی می کنند حتی درندگان و حیوانات موذی کوچک ترین آسیبی به حیوانات اهلی نمی زند (چنانکه از کتاب اشعیای نبی باب 11استفاده می شود)
26- او قدرتمندترین ابر قدرتهارا سرکوب می کند و ب طور کلی اشرار را از بین می برد و اثری از آنها باقی نمی گذارد.(چنانکه از زبور داود مزمور 37استفاده می شود)
27- بعداز ظهور او صالحان و صدیقان و حلیمان وارث زمین می شوند و جهان و آنچه در اوست به آنان تعلق خواهد گرفت(همان).
28-همه باید منتظراو باشند زیرا وقت ظهورش مشخص نیست حتی ملائکه آسمانها هم نمی داند و بالاخره جزخدای تعالی کسی از آمدنش اطلاع ندارند،بنابر این باید همه بیدار باشند و آمدنش انتظار باشد (جنانکه از انجیل یوحنا باب 16و15استفاده می شود )
29- بسیاری از مردمی که از دنیا رفته اند و اسیر خاک گردیده اند در آن موقع بیدار می شوند و به دنیا بر می گردند و به اصطلاح رجعت می کنند (چنانکه از انجیل متی باب 24 شماره 27 استفاده می شود)
30-همه چیز در اختیار او خواهد قرار گرفت و او برابر های آسمان با قوت جلال خواهدآمد(همان)
31-وظیفه مردم در زمان غیبت او این است که برای ظهورش دعا کنند و همیشه منتظر او باشند زیرا او ناگهانی خواهد آمد(چنانکه از انجیل مرقس باب13 استفاده می شود)
32-آمدن او دارای علائمی است و در آن زمان علامت «پسر انسان»در آسمان هم پدید می گردد(چنانکه ازانجیل لوقا باب 12شماره 6 استفاده می شود)
این بود انچه از کتاب مقدس بخصوص کتاب انجیل که دردربالا نقل شده درباره کسی که عهدداراصلاح جامعه بشری و تشکیل دهند حکومت واحد جهانی و برقرارکننده ی عدل و داد در سراسر کره زمین است استفاده گردید.
مکتب امید بخش
اعتقاد به مصلح جهانی از نظر روانی هم برای جامعه بشری ارزش عظیم و فراوان دارد زیرا اگرناامیدی و یاس در فردی زنده شود سعادت و خوشبختی ان فرد در معرض سقوط حتمی قرار خواهد گرفت بطوریه که طبق تحقیقات وبرسیهای فراوانی که روان پزشکان آمریکا در باره علل و عوامل شیوع خودکشی در اجتماع نموده اند یاس و ناامیدی را ریشه اصلی و عامل بزرگ خود کشی تشخیص داده اند .
تافردی نسبت به آرزو و آمال خود آینده ی زندگیش ناامید نگردد هیچ گاه دست به خود کشی نمی زد.
همچنین اگر اجتماع انسان و بشر مایوس شود از انکه بتواند روزی عدالت اجتماعی (به معنای واقعی کلمه)در بین خود زنده کند تا در برتو آن ریشه ی همه ستمهاو بیداد گریهاد،خیانت و جنابت ها،نگرانی واظطرابها از بین بیخ و بن برکنده و زندگی با خویشی و آسایش خاطر ،قرین گردد در آن روز ممکن است این روح یاس و ناامیدی اثر سوء خود رابخشیده و بشریت به یک انتحار(خودکشی)عمومی بزند بصورت(جنگ هسته ای یا صورت های دیگری جهان ما مدعی است که همواره تلاش می کند تا یک آرامش وصلح در اجتماع خود ایجاد کرده و در پرتوآن زندگی را به خوشی بگذراند امّا متاسفانه گذشته نشان داده که نه تنها تشکیل کنفرانس های بین المللی وسازمان های وسیع جهانی وطرحهای گوناگونی مانند <<همزیستی مسالمت آمیز>> و صد ها عناوین فریبنده ی دیگر نمی تواند باری از شانه ی بشرتیره بخت عصرفضا برداشت و گوشه ای از اضطرابات و نگرانیهای وعمومی رابرطرف سازد بلکه آمار تمام کشور ها برسی وضع عمومی جهان نشان می دهد که تعداد جنایات و تجاوزات و گناه هر روز بیشتر شده و نگرانی و اضطرابات عمومی شدیدتر و عمیق تر می گردد تا جائی که نزدیک است اجتماع انسانی از راه رسیدن به یک زندگی بشری و لذت بخش و آینده ای درخشان مایوس گردد. اینجاست که مسیحای مسیحیت یامهدویت اسلامی که اعتقاد به منجی آخر الزمان است باعث می شود که معتقدان به اسلام و مسیحیت با امید و اعتقاد پیروزی نهایی خیر و نیکی بر جهان وبا خوشبختی اطمینان به یاری هم نوعان خود بشتابند و در جهت تبلیغ بزرگ ترین آرزوی جهان و بشریت یعنی حکومت دین برجهان واز بین بردن هر گونه ظلم و ستم از میانه جوامع بشری گامهای موثر در جهت فراهم کردن حکومت واحد جهانی پسر انسان (به اصطلاح انجیل)بر دارند و دست ضالمین را از سر مستضعفین و مظلومین قطع نماید.
به امید روزی که این وعده الهی تحقق یابد...آمین
نتیجه گیری
قران کریم می فرماید(هیچ امتی وجود ندارد مگر آنکه میانشان بیم دهنده ای بوده است.)(سوره فاطر آیه 24)
(پیش از تو،پیامبرانی فرستادیم.داستان بعضی را برایت گفته ای و داستان بعضی را نگفته ایم)(سوره مومنون آییه78)
(مردم یک امت بودند. آنگاه خداوند پیامبران بشارت دهنده و ترساننده را فرستاد و برآنها کتاب بر حق نازل کرد تا آن کتاب در انچه مردم اختلاف دارند میانشان حکم کند)(سوره بقره آیه 213)
(اسلام یعنی تسلیم شدن در برابر خدا و اطاعت از فرمان های او قران می فرمایند پیامبرعظیم الشان اسلام حضرت محمد (صلی الله علیه و اله)برای تکمیل قوانین جهان مبعوث شده همان طوری که تمامی پیامبران چنین کردند.)
(بگوید ما ایمان آوردیم به خدا وآچه که برمانازل شد و آنچه برپیامبران نازل گذشته:ابراهیم،اسماعیل،اسحاق و یعقوب فرستاد و دین خدا را توسط اقوام آنها حفظ کرد و به موسی و عیسی که پیامبران تمام اعصارو اقوام هستند رسانید. بین هیچ کدام از آنها تفاوتی قائل نیستم )(سوره بقره آیه 136)
اسلام خلاصه تمام ادیان است .اسلام راهنمای تمامی جنبه های زندگانی است
SRIARYA METTRAIبودا خود را آخرین ناجی بشر نمی داند و براین باور است که بودایی دیگربانام
خواهند آمد.هم چنین عیسی مسیح با کامل ترین پیام پیروزی برای نوع بشر بعد از وی یهودیان و مسیحیان منتظر آخرین پیام الهی بودند.
( من خیلی چیز ها برای گفتن دارم ولی آیاشما تحمل شنیدن تمام آنهارا دارید ؟ به هر حال زمانی که، روح حقیقت می آید همهی شمارا به سوی حقیقت راهنمایی می کند)
روح زمانی در دوران محمد(صلی الله علیه و اله) خواهد آمد .
(امروز دین شما را به کمال رسانیدم و نعمتم را بر شما تمام کرده ام و اسلام را دین شما برگذیدم.)(سوره مائده آیه 3)
این آیه از قران کریم بعد از ایه 67از سوره ی مائده دلیلی محکم بر انتخاب بر حق ضرت مهدی (علیه السلام )برای مقام امامت است
حقیقت ظهور حضرت مهدی (علیه السلام)از سوی بسیاری از مکاتب پذیرفته شده است و تمامی اهلبیت پیامبر (صلی الله علیه و اله) بر آن صحّه نهاده اند حضرت مهدی (علیه السلام ) انسان کامل است و در اینده ظهور خواهد کرد و حکومت اسلامی را درسرتاسر جهان مستقر خواهد نمود و با هرگونه خودکامگی به مبارزه خواهد پرداخت و از سوی پیروان ادیان یاری خواهد شد.
بحران های سیاسی خواوره میانه مخصوصاً سلطه ی اسرائل بر فلسطین مبارزه ی بین دو طرز فکر و باور متفاوت است که انشا الله تعالی باظهور هرچه زود تر مهدی موعود (عج)زمینه ها پیروزی حق بر باطل در سراسر عالم فراهم آید