اجازه غیبت |
بحث دیگری که قابل بررسی می باشد این است که آیا انسان می تواند به دیگران اجازه دهد که از او غیبت کنند و به طور کلی بگوید : هر کس مرا غیبت کند از او راضی هستم ؟
پاسخ :
اظهار رضایت از کسانی که غیبت انسان را کرده اند اگر مربوط به گذشته باشد اشکالی ندارد , همانگونه که حضرت زین العابدین (ع) به پیشگاه خدا عرض می کند :
پروردگار من ! آن کس که در حق من بدی کرده و آنچه را تو نهی کرده ای درباره ام روا داشته و حرمت آنچه را که درباره من او را از آن بازداشتی نگاه نداشته و بی آنکه از من عذرخواهی کند از دنیا رفته و یا آنکه زنده است و حتی از من نزد اوست , پس گناهانش را بیامرز و مغفرت خود را از وی دریغ مدار . من از آنچه در حق من به ناحق ستم کرده گذشتم تو نیز او را ببخش.
اما اجازه غیبت نسبت به آینده صحیح نیست زیرا اجازه گناه , خود گناه دیگری است و چون این کار نوعی آزاد گذاردن و تشویق کردن مردم به کار خلاف است , از نظر اسلام ممنوع می باشد و در حقیقت می توان گفت این گونه اجازه , حلال خدا را حرام و حرام خدا را حلال کردن است و با اینکه در دین مقدس اسلام حفظ آبروی انسان بر خود او واجب شمرده شده چگونه ممکن است به او اجازه دهد که دست دیگران را در هتک حرمتش باز بگذارد .
« من که غیبت نمی کنم دارم صفت فلانی رو می گم .»
حتماً عبارت بالا رو وقتی به کسی میگین آقا / خانم غیبت نکن در جواب شما داده باشن .
در حالی که این عذر بدتر از گناه است . زیرا غیبت اظهار عیوبی است که در شخص وجود دارد نه عیبوبی که در او موجود نیست و آیات و روایاتی که در مذمت غیبت وارد شده مربوط به عیوبی است که در شخص وجود دارد که اگر عیبوبی باشد که در فرد نیست که به تهمت تبدیل خواهد شد .
امام هفتم موسی بن جعفر (ع) فرمودند :
« هر کس پشت سر مردی چیزی بگوید که در او هست و مردم همه می دانند غیبت نکرده و هر کس پشت سر کسی چیزی را بگوید که در او هست ولی مردم نمی دانند غیبتش را کرده و هر که پشت سر کسی چیزی بگوید که در او نیست به او بهتان (تهمت) زده است . » « اصول کافی / جلد ۲ص ۳۵۸حدیث ۶»
و در حدیث دیگری از آن حضرت است که :
« غیبت آن است که درباره برادرت چیزی را که خدا بر او پوشانده است بگویی . و اما چیزی که آشکار است مانند تندخویی و شتابزدگی { گفتن آن } غیبت نیست ، و بهتان آن است که در باره اش چیزی بگویی » « همان ، ۳۵۸حدیث ۷»
|
|
|
کفاره غیبت |
حال که از همه ابعاد غیبت گفتیم لازم است که راه توبه و کفاره آن را نیز بیان کنیم .
کفاره چیست ؟
کفاره یعنی عملی که آثار جرم و گناه را از بین می برد و زمینه آمرزش و عفو پروردگار را فراهم می سازد و طبیعی است کفاره هر گناه متناسب با آن گناه خواهد بود .
غیبت از گناهانی است که دارای دو اثر منفی است :
۱- سرکشی و طغیان در برابر دستور الهی
خوشبختانه خداوند متعال راه توبه و برگشت را به روی انسان ها گشوده است و انسان می تواند با توبه و استغفار گناهان گذشته خود را جبران کند .
۱- توبه:
برای جبران سرکشی و طغیان در برابر دستور الهی دستور توبه آمده و آن چند شرط دارد:
در کلامی از حضرت امیر المومنین به مردی که جلوی آن حضرت گفت : « استغفر الله » شرایط توبه آمده است
امیر مومنان به کسی که در حضورش گفت : « استغفر الله » , فرمود : مادرت بر تو بگرید ! آیا می دانی استغفار یعنی چه ؟ استغفار مقام بلند مرتبگان است و آن یک کلمه است اما شش معنی و مرحله دارد :
مرحله اول پشیمانی از گذشته است .
مرحله دوم این است که برای همیشه تصمیم بگیری گرد آن گناه نگردی .
مرحله سوم این است که حقوقی را که از مردم ضایع کرده ای به آنها بازگردانی بطوریکه در هنگام ملاقات با پروردگار حقی بر تو نباشد .
مرحله چهارم اینکه هر واجبی که از تو فوت شده حق آن را به جای آوری ( قضا کنی )
مرحله پنجم آنکه گوشتهایی که در اثر حرام بر اندامت روییده با اندوه برگناه آب کنی تا چیزی باقی نماند و گوشت تازه ای به جای آن بروید
مرحله ششم آنکه به همان اندازه که شیرینی معصیت و گناه را چشیدی زحمت طاعت را نیز بچشی , پس از انجام این مراحل می گویی استغفرالله « نهج البلاغه / حکمت ۴۰۹»
۲- طلب بخشش از کسی که مورد غیبت قرار گرفته
اما در مورد دوم احادیث و روایات و نظر فقها به دو صورت وجود دارد یکی اینکه در بعضی احادیث آمده که باید حتماً نزد شخص بروی و از او حلالیت بخواهی و در بعضی گفته شده است که با دعا , استغفار , خواندن نماز و انجام کار نیک برای غیبت شونده , باعث شوی تا خدا توبه ات را بپذیرد .
اگر بخواهیم که میانه را رعایت کنیم باید به طریق زیر عمل کنیم:
چون در بعضی از موارد اگر به کسی بگویی که از تو غیبت کردم این امر باعث به وجود آمدن کینه و عداوت می شود باید از روش دوم یعنی خواندن نماز و دعا و استغفار عمل کنی اما اگر دیدی که طرف ظرفیت پذیرش و حلالیت را دارد باید از روش اول که طلب حلالیت حضوری است استفاده کنی .۲- ناراحت کردن و آزرده ساختن یک یا چند نفر از بندگان خدا |
|
|
موارد استثنائی غیبت |
اگر چه غیبت از گناهان کبیره به شمار می آید و در قرآن کریم و روایات به شدت نهی شده است اما مواردی است که استثناء قائل شده است و غیبت در آن موارد حرام نیست .
اما تشخیص این مسئله بایستی با معیارهای معتبر همراه باشد زیرا احیانا اغراض شخصی یا وسوسه های شیطانی ممکن است در تشخیص آن دخیل گردد . مگر اینکه با احتیاط و با کمال واقع بینی و انصاف موارد را از یکدیگر تفکیک کرد و نسبت به موارد حلال و حرام آگاهی داشته باشد .
با توجه به مطلب فوق به ذکر موارد استثنا در مورد غیبت می پردازیم .
۱- دادخواهی
۲- کمک خواستن برای جلوگیری از منکرات
۳- استفتاء
۴- غیبت جهت هشدار
۵- لقب مشهور
۶- غیبت در مقام مشورت
۷- غیبت بدعت گذار
۸- غیبت متجاهر به فسق
|
|
|
عوامل غیبت |
عوامل و انگیزه هایی که شخص را به غیبت وا می دارد :
۱- همرنگی با دوستان
|
|
|
اصل صحت |
از آنجا که بدگمانی حس اعتماد عمومی را از بین می برد و دلها را مکدر می کند ، دین مبین اسلام ربای خنثی کردن آن پادزهری به نام اصل صحت مقرر کرده است . یعنی اعمال مومنان را حمل بر صحت کرده و تا می تواند کار آنان را به خوبی توجیه و تجلیل کند مگر آنکه تمام راه ها برای توجیه بسته باشد .
حضرت علی (ع) می فرماید : « مال برادرت را بر بهترین وجه حمل کن مگر آنکه حجت و دلیلی برای تو پیدا شود که راه توجیه را بر تو ببندد و هرگز نسبت به سخنی که از برادر مسلمانت صادر شده است بدگمان مباش در صورتی که می توانی توجیه خوبی برای آن بیابی. »
بدگمانی علاوه بر اینکه خود انسان را آلوده می کند جامعه را نیز به فساد و تباهی می کشاند زیرا شخص بدگمان سوء ظن خود را به افراد دیگر نیز منتقل می کند و به تدریج چیزی را که اساس و پایه ای جز شایعه یا برداشت نادرست نداشته است به صورت امری قطعی و مسلم در میان مردم منتشر می سازد و هنگامی که از او سوال
می کنند چرا و به چه دلیل درباره برادر مسلمانت سوء ظن پیدا کردی و ابروی او را ریختی و شخصیتش را لکه دار نمودی و او را از هستی ساقط کردی , می گوید از فلانی شنیده ام و هنگامی که از دومی سوال می شود او هم می گوید از فلان شخص شنیده ام و .... و پس از بررسی و تحقیق متوجه می شود که بدگمانی او هیچ اساس و پایه ای نداشته است .
محب : پس همچنانکه خصلت بدگمانی بسیار زشت و ناپسند است در مقابل خوش گمانی از صفات نیک و اخلاقی است و با توجه به آیه ۲۸۴سوره بقره که می فرماید : « للله ما فی السماوات و ما فی الارض و ان تبدوا ما فی انفسکم او تخفوه یحاسبکم به الله فیغفر لمن یشآء و یعذب من یشاء و الله علی کل شی قدیر » « آنچه در آسمانها و زمین است همه ملک خداست و اگر آنچه ( از اغراض خیر و شر ) در دل دارید آشکار یا مخفی کنید همه را خدا در محاسبه شما خواهد آورد و آنگاه هر که را خواهد بخشد و هر که را خواهد عذاب کند و خداوند بر هر چیز تواناست » نیت انسانها مورد محاسبه قرار می گیرد پس چه خوب هست که نسبت به یکدیگر به حسن ظن رفتار کنیم نه سوء ظن .
|
|
|
چند توضیح درباره سوء ظن |
اول اینکه گاهی سوء ظن به صورت غیر ارادی و زودگذر به سراغ انسان می آید این سوء ظن گناه ندارد چون عمدی نبوده اما اگر سوء ظن عمدی یعنی با اختیار باشد گناه محسوب می شود .
برای درک مطلب مثلا اگر کسی بی اختیار نگاهش به نامحرم بیفتد گناهکار نیست اما اگر به این نگاه ادامه دهد گناهکار است زیرا ادامه نگاه در اختیارش بوده است . از این رو امام صادق (ع) می فرمایند : « نگاه اول به سود تو است و نگاه دوم به زیان تو است نه به سود تو و در نگاه سوم هلاک تو است . »
دوم این که ترتیب اثر دادن به سوء ظن به دو گونه است :
1- ترتیب اثر قلبی
مرحوم شهید ثانی در این باره می فرماید : همانگونه که بدگویی پشت سر انسان مومن حرام است و کسی حق ندارد در غیاب دیگری بدگویی کند و بدیهای او را برای دیگران بازگو نماید ، سوء ظن به آن نیز جایز نیست . { آنگاه می فرماید :} مقصود از سوء ظن عقد قلب است ، به این معنی که انسان آنچه که در ذهنش وترد شده است را بپذیرد و به آن معتقد باشد و گناه وی را قطعی بداند با اینکه در واقع برای او ثابت نشده است و تنها به صرف سوء ظن او را محکوم کند و آبروی او را در میان مردم ببرد . این سوئ ظن گناه دارد و حرام است اما خاطره ها و افکار زودگذر را خداوند می بخشد .
سپس می فرماید : « .... و به این جهت است که در شرع مقدس اسلام آمده است اگر از دهان کسی بوی شراب به مشام انسان برسد حق ندارد بگوید شراب خورده است و نمی تواند حد شرابخواری بر او جاری کند . چه بسا احتمال می رود شراب را مزمزه کرده و نخورده باشد ، یا کس دیگری به زور در دهانش ریخته باشد و این بعید به نظر نمی رسد . به هر حال ، این فکر مجوزی برای سوء ظن نسبت به برادر مسلمان نمی شود و انسان نمی تواند به این گونه گمانها ترتیب اثر بدهد . »
2- ترتیب اثر عملی
عبارتست از اینکه انسان گمان خود را به عنوان یک واقعیت مسلم تلقی کرده و آثار واقع را بر آن بار کند . مثلا ظن خود را به صورت یک خبر قطعی بازگو نمیاد و دیگران را صرف گمان ، متهم و محکوم سازد . بدیهی است نتیجه این گونه برخورد جز تهمت و غیبت و هتک آبرو و تضییع حقوق افراد جامعه چیزی دیگری نمی تواند باشد .
رسول خدا فرمودند : « خداوند خون و مال و آبروی مسلمان را محترم شمرده و سوء ظن به مسلمانان را تحریم فرموده است . »
|
|
|
سرچشمه غیبت |
سوء ظن و تجسس
از قرآن مجید استفاده می شود که یکی از مهمترین عوامل این گناه ، سوء ظن و تجسس در احوال اسرار مردم است . کسی که با سوء ظن با دیگران برخورد می کند و همواره در خصوصیات و اسرار مردم به جستجومی پردازد قهرا به بیماری غیبت دچار می شود.
تجسس یعنی چه ؟
ابن اثیر می نویسد : تجسس ، جستجو کردن از چیزهای پنهانی است و بیشتر در کشف نهانیهای بشر استعمال می شود و جاسوس به کسی گفته می شود که بدیهای پنهان مردم را پی گیری می کند .
مرحوم شهید ثانی می فرماید :
تجسس کردن از حال درونی افراد از ثمرات سوء ظن است ، برای اینکه قلب انسان با بدبین شدن تنها قانع
|
|
|
رد غیبت و آثار آن |
رد غیبت و دفاع از برادر دینی
در مساله غیبت چهار تکلیف وجود دارد :
1- حرمت غیبت
2- حرمت گوش کردن به آن
3-نهی از منکر
4- دفاع از حیثیت برادر مومن و حفظ آبروی او
آثار مثبت رد غیبت
نصرت دنیا و آخرت :پیامبر اکرم (ص) فرمودند : « کسی که نزد او از برادر دینی اش غیبت شود و در صورت امکان به یاری او برخیزد خدای تعالی در دنیا و آخرت او را یاری خواهد کرد . »
دفع بلایا :
پیامبر اکرم (ص) فرمودند : « کسی که در مجلسی غیبت برادر دینی خود را بشنود و در مقام رد آن برآید و از او دفاع کند خداوند هزار نوع از شرور دنیا و آخرت را از او دور خواهد ساخت . »
رفتن به بهشت :
پیامبر اکرم (ص) فرمودند : « کسی که از آبروی برادر مسلمان خود دفاع کند بهشت بر او واجب می شود . »
آثار منفی رد نکردن غیبت
خواری دنبا و آخرت :پیامبر اکرم (ص) فرمودند : « کسی که در حضور او از برادر دینی اش غیبت می شود و او می تواند دفاع کند ولی یاری اش نکند خداوند او را در دنیا و آخرت به حال خود وا می گذارد { او را خوار می کند } » |
|
|
مسئولیت گوش |
قرآن کریم مسئولیت انسان را در محدوده زمان و سخن مصور نمی کند . بلکه چشم و گوش و قلب و دل را نیز در مسئولیت های انسان شریک می داند .
چنانکه می فرماید :« از آن چه که نمی دانی پیروی نکن چرا که گوش و چشم و دلها همه مسئولند . »« اسراء/۳۶»
در حدیثی آمده است :
.... کسی خدمت { امام صادق (ع) } رسید و عرض کرد : همسایگان من کنیزکانی دارند که می خوانند ومی نوازند گاهی که برای قضای حاجت بیرون می روم به خاطر اینکه نغمه ها و آواز آنها را بشنوم نشستن خود را طول می دهم . حضرت فرمودند : این کا را مکن . آن مرد عرض کرد : به خدا سوگند به خاطر اینکه نغمه های آنها را بشنوم نمی روم بلکه گاهی که آنجا میروم و صدای آنها به گوشم می رسد قدری بیشتر می نشینم .
امام صادق فرمود : مگر نشنیده ای که قرآن می فرماید : « گوش و چشم و دلها همه مسئولند » ؟
گفت به خدا سوگند گویا هرگز این آیه را از هیچ کس نشنیده بودم و اکنون این کار را ترک می کنم و از خداوند عفو و مغفرت می خواهم . امام صادق به او فرمود : برخیز غسل (توبه ) کن و تا میتوانی نماز بخوان ، چون به کار بسیار بدی عادت کرده بودی که اگر در آن حال می مردی در بدترین حالت از دنیا می رفتی و مسئولیت بزرگی میداشتی اینک به درگاه خدا توبه کن و از او بخواه تا توبه ات را از کارهای زشتی که مرتکب شده ای بپذیرد .
گوش حقی بر انسان دارد .
امام سجاد فرمودند : « اما حق گوش آن است که آن را مجرا و کانال ارتباط قلبت با خارج قرار ندهی جز در مورد انتقال سخنان کریمانه و حکیمانه ای که در دلت اندیشه و ایده خوبی پدید آورده و یا خلق کریمی نصیب تو کند زیرا گوش دری است به شوی دل که انواع اقسام معنی خوب یا بد را به آن می رساند . و نیرویی نیست جز با استعانت به نیروی لایزال الهی .»
|
|
|
انواع غیبت و حرمت شنیدن آن |
انواع غیبت
برخی تصور می کنند غیبت منحصر به زبان است حال آنکه از هر راهی که انسان نقص و عیب دیگری را بفهماند مانند گفتن ، نوشتن ، اشاره ، کنایه ، رمز ، تقلید در راه رفتن و ... تمام اینها غیبت و حرام است ، همان گونه که در روایات به این مطلب تصریح شده است .
عایشه می گوید : زنی نزد ما آمد و هنگامی که بیرون رفت با دست خود اشاره کردم که این زن کوتاه قد است . پیامبر اکرم (ص) فرمود غیبت او کردی .
به هر حال ، اگر کسی نام شخص معینی را ببرد یا به گونه ای سخن بگوید که شنوندگان از روی شواهد بفهمند که منظور گوینده کیست ، این نیز غیبت است .
پس اگر کسی بخواهد در این گونه موارد گرفتار غیبت نشود باید شیوه رسول گرامی اسلام را در پیش گیرد که وقتی خلافی را می دید ، مردم را نصیحت می کرد و با عنوان کلی و به صورت جمع بدون آنکه اشاره به فرد معینی کند می فرمود :
« چه شده است که گروهی چنین کارهایی انجام می دهند »
عایشه می گوید : روش رسول گرامی اسلام این بود که وقتی به آن حضرت خبر می رسید که فلان شخص سخن ناروایی می گوید ، برای اینکه به او لطمه نزند نام او را نمی برد بلکه می فرمود :
« چرا کسانی چنین سخن می گویند ؟! »
حرمت شنیدن غیبت
همان طور که غیبت کردن حرام است گوش فرا دادن به غیبت نیز گناه و حرام است و در این مساله هیچ گونه اختلافی در میان فقها و علمای اخلاق نیست .
مرحوم صاحب جواهر و شیخ انصاری و حضرت امام خمینی فرموده اند : گوش فرا دادن به غیبت حرام است و در حرمت آن هیچ گونه اختلافی نیست .
روایاتی در حرمت شنیدن غیبت
پیامبر اعظم (ع) فرمودند : « شنونده غیبت یکی از دو غیبت کننده است ». ( یعنی شنونده غیبت مانند غیبت کننده است )
امام صادق (ع) نیز فرمودند : « غیبت کردن مسلمان به منزله کفر و شنیدن آن و راضی بودن به غیبت به منزله شرک است . »
|
|
|
غیبت از نظر روایات 3 |
غیبت کننده از بهشت محروم است
پیامبر اکرم (ص) فرمودند : « بهشت بر سه کس حرام است .: سخن چین ، کسی که غیبت می کند و کسی که دائم الخمر است . »
تذکر : غیبت کننده در صورتی که توبه کند و توبه اش پذیرفته شود باز هم آخرین کسی است که وارد بهشت خواهد شد . خداوند به موسی بن عمران وحی فرستاد که غیبت کننده اگر توبه کند آخرین کسی است که داخل بهشت می شود ، و اگر تو به نکند نخستین فردی است که داخل آتش می شود
غیبت کننده مومن نیست
رسول خدا (ص) می فرمایند : « ای گروهی که تنها با زبان ایمان آورده اید ولی قلبتان ایمان نیاورده است ! غیبت مسلمانان نکنید و در عیوب پنهانی شان به جستجو نپردازید ، زیرا کسی که در امور پنهانی برادر دینی خود جستجو کند خداوند اسرار او را فاش می سازد و او را میان خانه اش رسوا می کند »
|
|
|
غیبت از نظر روایات 2 |
غیبت کننده از ولایت خدا بیرون است .
امام صادق می فرمایند : « هر کس به منظور عیب جویی و ریختن آبروی مومنی سخنی علیه او بگوید تا او را از چشم مردم بیاندازد خداوند چنین کسی را از ولایت خودش بیرون می کند و به سوی ولایت شیطان می فرستد و شیطان او را نمی پذیرد . »
غیبت دین انسان را از بین می برد .
پیامبر اکرم (ص) فرمودند : « تاثیر غیبت در دین مسلمان از خوره در جسم او سریع تر است »
و نیز فرمودند : « همانگونه که شبان (چوپان) برگ درختان را می ریزد غیبت و سخن چینی نیز از ایمان انسان را
بی شاخ و برگ می کند . »
کیفر غیبت
از پیامبر اکرم (ص) نقل شده است که فرمودند : « در شب معراج بر قومی گذشتم که صورتهای خود را با
|
|
|
غیبت از نظر روایات |
در روایات اسلامی نیز به طور جدی از غیبت کردن نهی شده و آثار سوئی برای آن بیان گردیده است .
آیا هیچ توجه کرده اید که بسیاری از ما در زندگی نماز خوانده روضه میگیریم اعمال قبیحه از جمله زنا ، ربا ، خوردن شراب را انجام نمی دهیم اما غیبت می کنیم ؟ حتی سر همان جانماز ؟
هتک آبروی مسلمان بدتر از رباخواری است .
پیامبر اکرم فرمودند :
« درهمی که انسان از ربا به دست آورد گناهش نزد خدا از سی و شش زنا بزرگتر است و بالاترین ربا معامله کردن با آبروی مسلمان است .»
غیبت از زنا بدتر است .
جابربن عبدا... و ابی سعید خدری از پیامبر نقل می کنند : « از غیبت بپرهیزید که غیبت از زنا بدتر است ، زیرا زناکار ممکن است توبه کند و خدا توبه او را نپذیرد اما غیبت کننده مورد عفو قرار نخواهد گرت مگر اینکه طرف از او راضی شود »
غیبت به منزله خوردن گوشت مرده است.
پیامبر اکرم : « دشنام دادن به مومن گناه و جنگیدن با او کفر و خوردن گوشت او {به وسیله غیبت} معصیت است ، و احترام مال مومن مانند احترام خون اوست . »
از بین رفتن اعمال نیک
امام صادق فرمود : « غیبت کردن برای هر مسلمانی حرام است و همانگونه که آتش هیزم را می خورد ، غیبت نیز کارهای نیک انسان را می خورد و از بین می برد . »
گاهی نیز انسان به خاطر ارتکاب غیبت تمام کارهای نیکی را که انجام داده است از بین می برد و ثواب اعمالش در نامه کسی که غیبت او را کرده است نوشته می شود ، که در این مورد توجه شما را به یک حدیث جلبمی کنم .
پیامبر اعظم فرمودند : « در روز قیامت یکی از شما را در صحرای محشر برای رسیدگی به اعمالش حاضرمی کنند و نامه عملش را به دستش می دهند و هنگامی که به آن نگاه می کند از کارهای نیکی که انجام داده است چیزی در آن نمی بیند . عرض می کند : پروردگارا ! این نامه عمل من نیست زیرا از اطاعت و عباداتی که در دنیا انجام داده ام چیزی در آن نمی بینم . به او گفته می شود : پروردگار تو خطا و نسیان نمی کند و این نامه عمل از آن تو است اما به خاطر اینکه غیبت کردی کارهای نیک تو در نامه عمل کسی نوشته شده است که از او بدگویی کردی .
سپس شخص دیگری را برای حساب می آورند و نامه عملش را به او می دهند به نامه نگاه می کند ولی بر خلاف انتظارش طاعات و عبادات زیادی را در آن می بیند و از روی تعجب عرض می کند : خدایا ! این نامه عمل من نیست ، من در دنیا کارهای نیکی که در اینجا نوشته شده است انجام نداده ام . به او گفتهمی شود : چون فلان شخصی از تو بدگویی کرده کارهای نیک او را در نامه عمل تو نوشته شده است . »
|
|
|
غیبت |
نوشته محب : « با سلام از اینکه چند روزی نتونستم مطالب خود را بروز کنم شرمنده شما هستم اما کار و گرفتاری انسان را از بعضی مسائل باز می دارد در ضمن تولد مولود کعبه عشق دینم علی بن ابیطالب را به همه شما و تمام پدران مخصوصا پدر خودم تبریک می گویم و از خداوند مسئلت دارم تا مرا قدر دان زحمات و تلاشهای پدرم و مولایم علی بن ابیطالب قرار دهد »
غیبت
یکی از آفات زیانبار زبان که از گناهان بزرگ به شمار می رود غیبت است. غیبت به کسر غین بر وزن زینت یعنی پشت سر دیگران بدگویی کردن و سخن ناخوشایند گفتن
غیبت از نظر قرآن :
شکی نسیت که غیبت از گناهان کبیره است و کسی که مرتکب کبیره می شود مستحق دوزخ است .
قرآن کریم در چند مورد شدیدا از غیبت نکوهش نموده و از آن نهی کرده است .
از جمله در سوره همزه که می فرماید : « وای بر عیب جویان هرزه گوی »«همزه / ۱ »
و یا اینکه در سوره حجرات می فرماید : « ... هیچ یک از شما از دیگری غیبت نکند . آیا کسی از شما دوست دارد که گوشت مردار برادر خود را بخورد ؟ {به یقین } همه شما از این کار کراهت دارید .... » « حجرات / ۱۲»
از این دو آیه استفاده می شود که در غیبت انگیزه عیب جویی شرط است زیرا در آیه اول از غیبت به عنوان عیب جویی و هرزه گویی مذمت شده و در آیه دوم غیبت را با خوردن گوشت مردار برادر دینی همانند نموده و این همانند سازی به خاطر آن است که غیبت ترور شخصیت دیگران است . گویی غیبت کننده به وسیله غیبت شخصیت آنها را له کرده و از صحنه بیرونشانمی کند .
نکته دیگری که در کتاب نقطه های آغاز در اخلاق عملی / ص ۱۴۲آمده این است که از «بعضکم بعضا »و «لحم اخیه»می فهمیم که غیبت مخصوص مومنان است و در مورد انسان های دیگر موردی ندارد. ولی به نظر شخصی بنده چون آبروی هر کس همچون مال و حقوق دیگر او در شمار حق الناس آورده می شود از عدالت خداوند متعال بدور می دانم که غیبت را مخصوص مومنان قرار داده و شامل دیگر بندگان نکند . باز هم برای این که شک و شبحه ای نماند باید از چند نفر دیگر بپرسم و نظر اساتید فن تفسیر را جویا شوم .
نکته دیگر اینکه غیبت در صورتی اتفاق می افتد که غیبت شونده در محل حضور نداشته باشد و به اصطلاح غایب باشد. و دیگر اینکه همانطور که مرده زنده نمی شود آبروی از دست رفته نیز قابل برگشت نیست . |
|
|


0