🔹ای شوق پابرهنه که نامت مسافر است
🔸این تاول است در کف پا یا جواهر است
🔹راهی شدی بسمت رسیدن به اصل خویش
🔸دور از نگاه شهر که فکر ظواهر است
🔹دلهای شست وشوشده و پاک بیشمار
🔸چشمی که ترنگشته دراین جاده نادراست
🔹سیراست گرچه چشم ودلت ازکرامتش
🔸در این مسیر سفره ی افطار حاضر است
🔹وقتی که در نگاه تو مقصدحرم شود
🔸پاگیرجاده می شودآن دل که عابراست
🔹با آب و تاب سینه زنان گرم قل قل است
🔸کتری آب جوش که در اصل شاعر است
🔹فنجان لب طلا پر و خالی که می شود
🔸هر بار گفته ام نکند چای آخر است
نظرات (1) نويسنده : - ساعت 12:27 PM - روز چهارشنبه 4 آذر 1394 |
