اهل البیت علیهم السلام
بصیرت دینی
نويسنده
لينک دوستان
چهل حدیث از پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم)

1- آية المنافق ثلاث : اذا حدث كذب واذا وعد اخلف واذا اؤتمن خان
نشان منافق سه چيز است : 1 - سخن به دروغ بگويد . 2 - از وعده تخلف كند .3 - در امانت خيانت نمايد .

صحيح مسلم ، كتاب الايمان ، ح 89


2- لا ینال شفاعتی من اخر الصلوة بعد وقتها
کسی که نماز را از وقتش تأخیر بیندازد، (فردای قیامت) به شفاعت من نخواهدرسید

(بحارالانوار،ج،83ص20)


3- أبغض الحلال الي الله الطلاق .
منفورترين چيزهاي حلال در پيش خدا طلاق است .

سنن ابي داود ، كتاب الطلاق ، ح 1863


4- خَیرُ الأصحابِ مَن قَلَّ شِقاقُهُ و کَثُرَ وِفاقُهُ.
بهترین یاران کسی است که ناسازگاریش اندک باشد و سازگاریش بسیار

(تنبیه الخواطر، ج2، ص123 )


5- ابن آدم اذا اصبحت معافي في بدنك آمنا في سربك عندك قوت يومك فعلي الدنياالعفاء .
فرزند آدم وقتي تن تو سالم است و خاطرت آسوده است و قوت يك روز خويش راداري ، جهانگر مباش .

كنز العمال ، ج 3 ، ص 782 ، ح 8740


 


برو به صفحه بعد

 
[ پنج شنبه 30 آبان 1392  ] [ 5:55 PM ] [ محمدامین فاضل ]
نظرات 0
ديدار از مريض بهشتى
حضرت اميرالمؤ منين ، امام علىّ عليه السلام حكايت نمايند:روزى ابوذر غفارى دچار تَب و لرز شديدى شده بود، من به محضر مبارك رسول گرامى اسلام صلّى اللّه عليه و آله آمدم وگفتم : يا رسول اللّه ! ابوذر غفارى مبتلا به مرض سختى شده است .حضرت فرمود: با يكديگر به عيادت و ديدار او مى رويم ، پس من به همراه پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله حركت كردم و چون وارد منزل ابوذر غفارى شديم ، كنار بستر او نشستيم .پس از آن پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله خطاب به ابوذر كرد و فرمود: در چه وضعيّتى هستى ؟ابوذر عرض كرد: يا رسول اللّه ! در تب شديد و حالتى كه مشاهده مى فرمائى به سر مى برم .حضرت رسول صلوات اللّه عليه فرمود: اى ابوذر! گويا تو را در يكى از باغات بهشت مى بينم .و سپس افزود: تو غرق در امور دنيوى و مادّى گشته بودى و با اين عارضه و ناراحتى كه بر تو وارد شده است ، خداوند متعال لغزش ها و خطاهاى تو را مورد مغفرت قرار داد؛ پس اى ابوذر! تو را بر اين رحمت و مغفرت بشارت باد.(49)حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله در حديثى ديگر فرمود: بسيار تعجّب مى كنم از آن مؤ منى كه براى مريضى خود، جزع و ناراحتى مى كند؛ چنانچه انسان مؤ من ، موقعيّت خود را در پيشگاه خداوند بداند، همانا دوست دارد كه هميشه مريض باشد تا مرگ ، او را دريابد و به ملاقات خداوند مهربان برو

 


برو به صفحه بعد

 
[ پنج شنبه 30 آبان 1392  ] [ 5:45 PM ] [ محمدامین فاضل ]
نظرات 0

الف: رحلت جانسوز پیامبر اکرم (ص)

رحلت پیامبر اکرم (ص) برای حکومت اسلامی و امت اسلام حادثه ای سخت و جانسوز بود . چنانکه امیرالمؤمنین (ع) می فرماید:

«بابی انت و امی یا رسول الله (ص) لقد انقطع بموتک ما لم ینقطع بموت غیرک من النبوة والانباء و اخبار السماء . خصصت حتی صرت مسلیا عمن سواک و عممت حتی صار الناس فیک سواء و لولا انک امرت بالصبر و نهیت عن الجزع، لانفدنا علیک ماءالشؤون . و لکان الداء مماطلا و الکمد محالفا و قلالک . . . (1) ; پدر و مادرم فدایت ای پیامبر خدا، با مرگ تو رشته ای پاره شد که در مرگ دیگران چنین قطع نشد و آن نبوت و فرود آمدن پیام و اخبار آسمانی بود . مصیبت تو دیگر مصیبت دیدگان را تسلی دهنده ست یعنی پس از مصیبت تو دیگر مرگها اهمیتی ندارد . و از طرفی این یک مصیبت همگانی است که عموم مردم به خاطر تو عزادارند . اگر نبود که امر به صبر و شکیبایی فرموده ای و از بی تابی نهی نموده ای آنقدر گریه می کردم که اشکهایم تمام شود . و این درد جانکاه همیشه در من می ماند و حزن و اندوهم دائمی می شد . که همه اینها در مصیبت تو کم و ناچیز است .»

سختی مصیبت رحلت پیامبر به قدری بود که امام علی می فرماید:

«فضجت الدار الافنیة; (2) گویا در و دیوار خانه فریاد می زد»


برو به صفحه بعد

 
[ پنج شنبه 30 آبان 1392  ] [ 11:37 AM ] [ محمدامین فاضل ]
نظرات 0

رأفت و رحمت پیامبر اکرم (ص)

پیامبر اکرم (ص) به همه مردم دلسوز و مهربان بود، و رحمت و عطوفت پیامبر اکرم (ص) اختصاص به مسلمانان ندارد، بلکه سیره آن حضرت سرشار از محبت و دوستی است که می توان آن را بعنوان یک اصل اساسی معرفی کرد که مشمول همه افراد جامعه می شود.

قرآن مجید خطاب می کند به همه مسلمین و می فرماید:

لَقَدْ جاءَکمْ رَسُولٌ مِنْ اَنْفُسِکمْ عَزیزٌ عَلَیهِ ما عَنِتُمْ حَرِیصٌ عَلَیکمْ بِالْمُؤمِنینَ رَؤُفٌ ر حیمٌ.

رسولی از خود شما به سویتان آمد که رنجهای شما بر او سخت و ناگوار است، و بر هدایت شما اصرار دارد، و اصرار دارد بر هدایت مؤمنان، و او بسیار با محبت و مهربان است.

رحمت و مهربانی پیامبر اکرم (ص) آنقدر زیاد است حتی موقعی که وحشی قاتل حمزه سیدالشهدا عموی پیامبر اکرم (ص) ایمان می آورد و از عمل زشت خود پشیمان می شود و توبه می کند، پیامبر اسلام توبه اش را می پذیرد و به او فرمود: خود را پنهان کن و برو که من تو را نبینم.


ادامه مطلب

 
[ پنج شنبه 30 آبان 1392  ] [ 11:10 AM ] [ محمدامین فاضل ]
نظرات 0

پیامدهای عجیب پس از تولد آن حضرت

پس از تولد با برکت آن حضرت حوادث مختلفی رخ داده است و چهره آسمان و زمین دگرگون گردیده.

امام صادق (ع) درباره تولد آن حضرت چنین می فرماید: شیطان در آسمانهای هفتگانه رفت و آمد می کرد، وقتی حضرت عیسی (ع) متولد شد، او را از رفتن به سه آسمان منع کردند، و فقط تا آسمان چهارم بالا رفت، اما وقتی که پیامبر اکرم (ص) متولد شد، شیطان را از تمام آسمان ها منع کردند و شیاطین را با تیرهای شهاب از آسمان ها راندند، قریش با دیدن این تحولات آسمانی گفتند: گویا قیامتی که یهود و نصاری خبر دادند برپاشده است.

یکی ازجادوگران وکاهنین زبردست دوران جاهلیت گفت: به ستارگانی که راهنمای ما و علامت زمستان و تابستان هستند نگاه کنید که، اگر از جای خود پرتاب می شوند و حرکت می کنند، بدانید که هنگام نابودی تمام موجودات فرا رسیده است، واگر بجای خود ثابت و بدون حرکت هستند وستارگان دیگری در اطراف پرتاب می شوند و حرکت می کنند، بدانید که حادثه تازه ای رخ داده است.

صبح آن شب دیدند تمام بتها سرنگون شده اند، و در آن شب ایوان کاخ کسری به لرزه در آمده و شکاف برداشته و چهارده دندانه سر دیوار آن فرو ریخت، و آب دریاچه ساوه در زمین فرو رفت، ودر رود ساوه آب جاری شد، و آتشکده فارس که هزار سال روشن بود خاموش گردید.

مؤبد که یکی از روحانی بزرگ زرتشتی است در آن شب در خواب دید: شتران نیرومندی اسب های عربی را می کشیدند، و از دَجْله گذشته و داخل بلاد و شهرهای ایران شدند، و طاق کسری از وسط شکافته شد، و از دَجْله که آن را نابود و پر کرده بودند، آب جاری گردید، و در آن شب، نوری از سوی حجاز آشکار شد، سپس گسترش یافت و به افق مشرق رسید، و هیچ

تختی از تختهای سلاطین دنیا نماند مگر اینکه صبح آن شب واژگون شد و پادشاهان در آن روز لال شدند و نتوانستند تا شب سخن بگویند، علم کاهنان نابود شد، و سحر ساحران بی اثر گردید، و هر کاهنی که بود میان او و همزادش که اخبار آسمانی را به او می گفت، جدائی افتاده، و قریش در میان عرب به مقام بزرگ و ارجمندی دست یافتند و به عنوان «آل الله» خوانده شدند، چرا که آنها در مکه و بیت الله الحرام بودند.

 منبع:http://www.hawzah.net/fa/book/bookview/45311/33336


ادامه مطلب

 
[ پنج شنبه 30 آبان 1392  ] [ 11:05 AM ] [ محمدامین فاضل ]
نظرات 0

در میان تمام انبیا، تنها پیامبر اسلامصلى الله علیه و آله است كه جزئیّات تاریخ زندگى او به روشنى ثبت و ضبط شده كه افتخار بزرگى براى مسلمانان به شمار مى‏رود، زیرا زندگى سایر انبیا مدّتى بعد از آن بزرگواران، با تحریفات فراوان و همراه با انواع تهمت‏ها نوشته شده است.

كتاب‏هاى زیادى درباره اخلاق پیامبرصلى الله علیه و آله نوشته شده كه بیشتر آنها به زبان عربى است و چون در بخش‏هاى قبلى درباره انبیا و شناخت و صفات آنان بحث‏هایى كردیم مناسب است گوشه‏اى از سیره آن پیامبر عزیزصلى الله علیه و آله را در اینجا ذكر كنیم زیرا آشنایى با سیره و روش زندگى و اخلاق فردى و اجتماعى آن بزرگوار براى همه مردم بدون استثنا مفید است. از خداوند متعال مى‏خواهم این نوشته مختصر را از ما بپذیرد و ما را از بهترین امّت پیامبر اسلامصلى الله علیه و آله قرار دهد.

پیامبر اكرم نزد كسى پاى خود را دراز نمى‏كرد. با گشاده‏رویى صحبت مى‏كرد و به همه افراد توجه مى‏فرمود.

آنچه در اینجا ذكر مى‏شود از كتاب «بحارالانوار» جلد شانزده و «سیره ابن هشام» و «كُحل البصر» و «تفسیر المیزان» جلد ششم و غیر آن است.


ادامه مطلب

 
[ دوشنبه 27 آبان 1392  ] [ 4:33 PM ] [ محمدامین فاضل ]
نظرات 1

زندگی حضرت محمد (ص) از صدر اسلام مورد توجه و اهتمام مسلمانان قرار داشته است ؛ با اینهمه ، روایات بی‌شمار موجود در بیشتر جزئیات همداستان نیستند و به ویژه آگاهیهای ما در باب زندگی آن بزرگوار ، پیش از بعثت ، به تفصیل شرح سیرة ایشان پس از بعثت نیست . به هر حال ، آنچه از مطالعه و بررسی زندگی وی در طول 63 سال در ذهن نقش می‌بندد، بازتابی از تصویر ظهور پیامبری الهی و سرگذشت شخصیتی است كه با پشت سر نهادن دشواریهای بسیار ، بی‌هیچ خستگی و ناامیدی به اصلاح جامعه ، دست زد و توانست جزیره العرب را متحد كند و آمادة گستردن اسلام در بیرون از مرزهای عربستان شود و از آن مهم تر دیانتی را بنیاد نهد كه اینك یكی از مهم‌ترین ادیان جهان به شمار می‌رود


ادامه مطلب

 
[ دوشنبه 27 آبان 1392  ] [ 4:28 PM ] [ محمدامین فاضل ]
نظرات 0

کودكي پيامبر:حضرت محمد(ص) فرزندعبدالله بودونام مادرش آمنه دختروهب بود.
محمد(ص) دردوران طفو ليت پدر ومادرخودرا ازدست داد.بعدازاينكه پدرومادرمحمد(ص)
فوت كردند،سرپرستي اوبه عهده پدربزرگش بودو حليمه كه زني ازقبيله قريش بوداو
راشير مي دادوحليمه دايه ي پيامبربود.عبدالمطلب حضرت محمد(ص)راخيلي دوست
داشت ومواظب اوبود.بعدازچندي عبدالمطلب هم ازدنيا رفت وسرپرستي محمد(ص)
راعمويش ابو طالب به عهده گرفت و ابوطالب تاجروبازرگان پيشه بودوتجارت مي كردو
باخودمحمدامين رابا خودمي برد.تااينكه بعداز مدتي راهبي مسيحي كه بحيرانام
داشت حضرت محمدرا درسكارو امانت دارشهرت دادواو را محمدامين نام گذاشت.

 


برو به صفحه بعد

 
[ یک شنبه 26 آبان 1392  ] [ 9:05 PM ] [ محمدامین فاضل ]
نظرات 0

زندگی  نامه حضرت محمد (ص):

نام: محمد بن عبد الله

حضرت محمد (ص) در تورات و برخى كتب آسمانى «احمد» ناميده شده است. آمنه، دختر وهب، مادر حضرت محمد (ص) پيش از نامگذارىِ فرزندش توسط عبدالمطلب به محمّد، وى را «احمد» ناميده بود.
كنيه حضرت محمد (ص): ابوالقاسم و ابوابراهيم.

القاب حضرت محمد (ص): رسول اللّه، نبى اللّه، مصطفى، محمود، امين، امّى، خاتم، مزّمل، مدّثر، نذير، بشير، مبين، كريم، نور، رحمت، نعمت، شاهد، مبشّر، منذر، مذكّر، يس، طه‏ و...
منصب حضرت محمد (ص): آخرين پيامبر الهى، بنيان‏گذار حكومت اسلامى و نخستين معصوم در دين مبين اسلام.

تاريخ ولادت حضرت محمد (ص): روز جمعه، هفدهم ربيع الاول عام الفيل برابر با سال 570 ميلادى (به روايت شيعه). بيشتر علماى اهل سنّت تولد آن حضرت را روز دوشنبه دوازدهم ربيع الاول آن سال دانسته‏اند.

عام الفيل، همان سالى است كه ابرهه، با چندين هزار مرد جنگى از يمن به مكه يورش آورد تا خانه خدا (كعبه) را ويران سازد و همگان را به مذهب مسيحيت وادار سازد؛ اما او و سپاهيانش در مكه با تهاجم پرندگانى به نام ابابيل مواجه شده، به هلاكت رسيدند و به اهداف شوم خويش نايل نيامدند. آنان چون سوار بر فيل بودند، آن سال به سال فيل (عام الفيل) معروف گشت.

محل تولد حضرت محمد (ص): مكه معظمه، در سرزمين حجاز (عربستان سعودى كنونى).


برو به صفحه بعد

 
[ یک شنبه 26 آبان 1392  ] [ 8:54 PM ] [ محمدامین فاضل ]
نظرات 0

از هجرت تا رحلت پیامبر اکرم (ص)

 خروج پيامبر (ص) از مكه كه از آن به هجرت تعبير شده ، نقطة عطفي در تاريخ زندگي آن حضرت و نيز تاريخ اسلام است ؛ زيرا از آن پس پيامبر (ص) ، تنها مشركان را به دوري از بت پرستي و ايمان به خداي يگانه فرا نمي‌خواند ، بلكه ديگر در رأس حكومتي قرار گرفته بود كه مي‌بايست بر مبناي شريعتي آسماني جامعه‌اي نوين بنا نهد ؛ اما اينكه برخي از نويسندگان برآنند كه پيامبر (ص) در مدينه رسالت و دعوت و تبليغ را رها كرد ، درست نيست و پيامبر (ص) هرگز اين نقش را از دست ننهاد . گسيل داشتن كساني براي تبليغ اسلام به ميان قبايل و ارسال دعوتها به فرمانروايان كشورها مؤيد اين معني است. هجرت پيامبر (ص) از مكه به مدينه ، نزد مسلمانان با اهميت بسيار تلقي شد ، تا بدانجا كه مبدا تاريخ ايشان قرار گرفت و اين خود نشان دهندة برداشتي است كه اعراب از هجرت پيامبر (ص) به عنوان يك مرحلة نوين داشتند . سرانجام پيامبر‌(ص) در ماه ربيع الاول سال 14 بعثت به يثرب رسيد ؛ شهري كه از آن پس به نام آن حضرت ، مدينه الرسول يا به اختصار مدينه نام گرفت . آن حضرت نخست در جايي بيرون شهر ، به نام قبا درنگ فرمود و يثربيان به استقبال او شتافتند . پس از چند روزي ، به شهر در آمد و در قطعه زميني خشك ، مسجدي به دست خود و اصحاب و يارانش بنا كرد كه بنياد مسجد النبي كنوني در مدينة منوره است.

روز به روز بر شمار مهاجران افزوده مي‌شود و انصار ـ كه اينك به ساكنان پيشين يثرب اطلاق مي‌شد ـ آنان را در منزل خويش جاي مي دادند . پيامبر (ص) ، نخست ميان انصار و مهاجران پيمان برادري برقرار كرد و خود علي بن ابي طالب (ع) را به برادري برگرفت. عده اي اندك نيز بودند كه اگرچه به ظاهر ادعاي اسلام مي‌كردند ، ولي به دل ايمان نياورده بودند ، و اينان را « منافقين » مي ناميدند . مدتي پس از ورود به مدينه ، پيامبر (ص) با اهالي شهر ، حتي يهوديان پيماني بست تا حقوق اجتماعي يكديگر را رعايت كنند. چندي بعد قبلة مسلمانان از بيت المقدس به سوي كعبه تغيير يافت و هويت مستقل براي اسلام تثبيت شد . در سال نخستين هجرت ، مسلمانان با مشركان مكه برخوردي جدي پيدا نكردند و برخوردها از سال دوم آغاز شد‌. در واقع بيشتر اوقات پيامبر (ص) در دوران پس از هجرت به حفاظت از جامعة كوچك مسلمانان مدينه و گسترش حوزة نفوذ اسلام گذشت . پيامبر (ص) و مسلمانان نخست مي‌بايست مشركان را به اسلام مي خواندند ، يا خطر هجوم و حملة دائمي ايشان را دفع مي كردند . متدينان به اديان ديگر ، به ويژه يهود ، گويا نخست روابطي دوستانه با پيامبر‌(ص) و مسلمانان داشتند ، يا دست كم چنين وانمود مي‌كردند ، ولي اندكي بعد از در دشمني و ستيز در آمدند و گاه حتي با دشمنان پيامبر (ص) دست ياري دادند . به هر حال ، در تحليل رفتار پيامبر (ص) و مسلمانان با آنان ، بايد مواضع ايشان را در قبال مشكلات و خطراتي كه جامعة مسلمانان را تهديد مي‌كرد ، در نظر آورد و تقابلي كه احياناً در اين ميان ديده مي‌شود ، به هيچ روي نبايد به نزاعهاي مذهبي و جز آن تعبير شود ؛ چه ، آيات فراواني در قرآن كريم و هم بسياري رفتارهاي پيامبر (ص) ، حاكي از احترام نسبت به متدينان واقعي به اديان آسماني ، و نشان دهندة يكي بودن اساس آنهاست .


ادامه مطلب

 
[ یک شنبه 26 آبان 1392  ] [ 8:50 PM ] [ محمدامین فاضل ]
نظرات 0

از بعثت تا هجرت

گفته‌اند نخستين نشانه‌هاي بعثت پيامبر (ص) به هنگام 40 سالگي او ، رؤياهاي صادقه بوده است، اما آنچه در سيره به عنوان آغاز بعثت شهرت يافته ، شبي در ماه رمضان ، يا ماه رجب است كه فرشتة وحي در غار حرا بر پيامبر (ص) ظاهر شد و بر او نخستين آيات سورة علق را برخواند . بنابر روايات ، پيامبر (ص) به شتاب به خانه بازگشت و خواست كه او را هر چه زودتر بپوشانند. گويا براي مدتي در نزول وحي وقفه‌اي ايجاد شد و همين امر پيامبر‌(ص ) را غمناك ساخته بود ، ولي اندكي بعد فرشتة وحي باز آمد و آن حضرت را مامور هدايت قوم خود و اصلاح جامعه از فسادهاي ديني و اخلاقي و پاك گردانيدن خانة خدا از بتان ، و دلهاي آدميان از خدايان دروغين كرد .

پيامبر (ص) دعوت به توحيد را نخست از خانوادة خود آغاز كرد و اول كسي كه به او ايمان آورد ، همسرش خديجه ، و از مردان ، پسر عمويش علي بن ابي طالب ( ع) بود كه در آن هنگام سرپرستي او را پيامبر (ص) بر عهده داشت. در منابع فرق گوناگون اسلامي‌، از برخي ديگر همچون ابوبكر و زيدبن حارثه ، به عنوان نخستين گروندگان به اسلام نام برده اند، اما بايد در نظر داشت كه اين موضوع براي مسلمانان در گرايشهاي مذهبي گوناگون پيوسته افتخاري بود و بعدها به زمينه اي براي منازعات كلامي ميان آنان تبديل شد . هر چند دعوت آغازين بسيار محدود بود ، ولي شمار مسلمانان رو به فزوني داشت و چندي برنيامد كه گروه اسلام آورندگان به اطراف مكه مي‌رفتند و با پيامبر (ص) نماز مي‌گزاردند.


ادامه مطلب

 
[ یک شنبه 26 آبان 1392  ] [ 8:45 PM ] [ محمدامین فاضل ]
نظرات 0

از تولد تا بعثت

تولد حضرت محمد ( ص) بنابر بسياري از روايات در 17 ربيع الاول عام‌الفيل ( 570 م ) ، يا به روايتي 12 همان ماه در تقويم عربي روي داد . پدر پيامبر‌(ص)‌، عبدالله فرزند عبدالمطلب و مادرش آمنه دختر وهب و هر دو از قبيلة بزرگ قريش بودند ؛ قبيله‌اي كه بزرگان آن از نفوذ فراواني در مكه برخوردار بودند و بيشتر به بازرگاني اشتغال داشتند . عبدالله ، پدر پيامبر (ص) اندكي پيش از تولد فرزندش براي تجارت با كارواني به شام رفت و در بازگشت بيمار شد و درگذشت . بنابر رسمي كه در مكه رايج بود ، محمد (ص) را به زني به نام حليمه سپردند تا در فضاي ساده و پاك باديه پرورش يابد . وي 6 ساله بود كه همراه مادر براي ديدار خويشان به يثرب ( مدينه ) رفت‌، اما آمنه نيز در بازگشت ، بيمار شد و درگذشت و او را در ابواء ـ نزديك مدينه ـ به خاك سپردند. محمد ( ص) از اين پس در كنف حمايت جدش عبدالمطلب قرار گرفت ، اما او نيز در 8سالگي وي درگذشت و سرپرستي محمد ( ص) بر عهدة عمويش ابوطالب گذارده شد. ابوطالب در سرپرستي برادرزاده اش كوششي بليغ مي كرد . در سفري تجارتي به شام او را با خود همراه برد و هم در اين سفر ، راهبي بَحيرا نام ، نشانه هاي پيامبري را در او يافت و ابوطالب را از آن امر مطلع ساخت. از وقايع مهم پيش از ازدواج پيامبر ( ص ) ، شركت در پيماني به نام « حلف الفضول » است كه در آن جمعي از مكيان تعهد كردند « از هر مظلومي حمايت كنند و حق او را بستانند » . پيماني كه پيامبر (ص) بعدها نيز آن را مي‌ستود و مي‌فرمود اگر بار ديگر او را به چنان پيماني باز خوانند ، به آن مي‌پيوندد.

شهرت محمد (ص) به راستگويي و درستكاري چنان زبانزد همگان شده بود كه « امين » لقب گرفت و همين صداقت و درستي توجه خديجه دختر خويلد را جلب كرد و او را با سرماية خويش براي تجارت به شام فرستاد ؛ سپس چنان شيفتة درستكاري « محمد امين‌» شد كه خود براي ازدواج با وي گام پيش نهاد ، در حالي كه بنابر مشهور ، دست‌كم 15 سالي از او بزرگ‌تر بود . خديجه براي محمد ( ص ) همسري فداكار بود و تا زماني كه حيات داشت ، پيامبر همسر ديگري برنگزيد . او براي پيامبر ( ص ) فرزنداني آورد كه پسران همگي در كودكي در گذشتند و در ميان دختران ، از همه نامدارتر ، حضرت فاطمه‌( ع) است . از جزئيات اين دوره از زندگي پيامبر ( ص) تا زمان بعثت آگاهي چنداني در دست نيست ؛ جز آنكه مي دانيم نزد مردمان به عنوان فردي اهل تأمل و تفكر شناخته شده ، و از خوي و رفتارهاي ناپسند قوم خود سخت ناخشنود بود . از آداب و رسوم زشت آنان چشمگيرتر از همه بت پرستي بود و پيامبر (ص) از آن روي بر مي‌تافت . محمد (ص) اندكي پيش از بعثت ، دير زماني را به تنهايي در غار حرا، در كوهي نزديك مكه به سر مي‌برد و زمان را به خاموشي و انديشه مي‌گذرانيد.

منبع:سایت شهید آوینی aviny.com


ادامه مطلب

 
[ یک شنبه 26 آبان 1392  ] [ 8:42 PM ] [ محمدامین فاضل ]
نظرات 0

محمد بن عبداللّه (زادهٔ ۵۷۰ در مکه – درگذشتهٔ ۶۳۲ میلادی در مدینه) بنیان‌گذار و پیامبر اسلام و به اعتقاد مسلمانان، آخرین پیامبر در سلسلهٔ پیامبران الهی و تحویل‌دهندهٔ کتاب قرآن و بازگردانندهٔ آیین اصلی و تحریف‌نشدهٔ یکتاپرستی است. او هم‌چنین به عنوان یک سیاست‌مدار، رئیس دولت، بازرگان، فیلسوف، خطیب، قانون‌گذار، اصلاح‌گر، فرمانده جنگی، و برای مسلمانان و پیروان برخی مذاهب، مأمور تعلیم فرمان‌های خدا به شمار می‌رود.

 


ادامه مطلب

 
[ یک شنبه 26 آبان 1392  ] [ 8:32 PM ] [ محمدامین فاضل ]
نظرات 0
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات : 2 ::      1   2  

درباره وبلاگ


بسم الله الرحمن الرحیم با سلام خدمت شما هموطنان عزیز این وبلاگ در مورد اهل بیت عصمت وطهارت علیهم السلام می باشد.

آرشيو مطالب
آخرين مطالب
آمار سايت
كل بازديدها : 49200 نفر
كل مطالب : 42 عدد
تاريخ ايجاد : پنج شنبه 25 مهر 1392 
تعداد کل نظرات :4 عدد
خرين بروز رساني : شنبه 23 آبان 1394 
امکانات وب