ما معتقديم:در قيامت پيامبران و امامان معصوم و اولياء الله بعضى از گنهكاران را به اذن خدا شفاعت مى‏كنند و مشمول عفو الهى مى‏گردند،ولى فراموش نكنيم كه اين اذن تنها براى كسانى است كه پيوندهاى خود را از خدا و اولياء الله قطع نكرده باشند،بنابراين شفاعت‏بى قيد و شرط نيست،آن نيز نوعى رابطه با اعمال و نيات ما دارد.

«و لا يشفعون الا لمن ارتضى،آنها جز براى كسى كه خدا راضى به شفاعت اوست،شفاعت نمى‏كنند!»

و چنانكه در گذشته نيز اشاره شد«شفاعت‏»راهى است‏براى تربيت انسان و وسيله‏اى ست‏براى جلوگيرى از غوطه‏ور شدن در گناه و قطع تمام پيوندها و روابط از اولياء الله به انسان مى‏گويد اگر آلوده گناه هم شده‏اى،از همان جا باز گرد و بيش از اين گناه مكن!

به يقين مقام‏«شفاعت عظمى‏»از آن پيامبر اسلام (ص) است و بعد از او ساير پيامبران و امامان معصوم و حتى علما و شهدا و مؤمنان عارف و كامل و از آن فراتر قرآن و اعمال صالحه نيز براى بعضى شفاعت مى‏كنند.

در حديثى از امام صادق (ع) مى‏خوانيم:«ما من احد من الاولين و الآخرين الا و هو يحتاج الى شفاعة محمد (ص) يوم القيامة،هيچ كس از اولين و آخرين نيست مگر اين كه نياز به شفاعت محمد (ص) در قيامت دارد!»

در حديث ديگرى در كنز العمال از پيامبر اكرم (ص) آمده است:«الشفعاء خمسة:القرآن و الرحم و الامانة و نبيكم و اهل بيت نبيكم،در روز قيامت پنج‏شفيع وجود دارد:قرآن،صله رحم، امانت و پيامبر شما و اهل بيت او». در حديث ديگرى از امام صادق (ع) مى‏خوانيم:«اذا كان يوم القيامة بعث الله العالم و العابد،فاذا وقفا بين يدى الله عز و جل قيل للعابد انطلق الى الجنة،و قيل للعالم قف تشفع للناس بحسن تاديبك لهم،روز قيامت كه مى‏شود خداوند«عالم‏»و«عابد»را مبعوث مى‏كند،هنگامى كه در پيشگاه خداوند متعال قرار مى‏گيرند، به‏«عابد»گفته مى‏شود:به سوى بهشت‏برو!و به عالم گفته مى‏شود:بايست و براى مردم به خاطر تربيت‏خوبى كه نسبت‏به آنها داشتى شفاعت كن!»

اين حديث اشاره لطيفى نيز به فلسفه شفاعت دارد.



 نگاشته شده توسط مهرداد شاهسنایی در جمعه 15 بهمن 1389  ساعت 10:49 AM
نظرات 1 | لینک مطلب



ما معتقديم:توحيد شاخه‏هاى زيادى دارد كه از همه مهمتر شاخه‏هاى چهار گانه زير است:

الف:توحيد ذات

يعنى ذات پاك او يگانه است و هيچ شبيه و نظير و مانندى ندارد.

ب:توحيد صفات

يعنى صفات علم و قدرت و ازليت و ابديت و...همه در ذات او جمع است و عين ذات يگانه اوست.نه مانند مخلوقات كه صفات آنها از يكديگر جدا،و از ذات آنها نيز جداست،البته عينيت ذات خداوند با صفات او نياز به دقت و ظرافت فكرى دارد.

ج:توحيد افعال

يعنى هر فعل و حركت و هر اثرى كه در جهان هستى است همه از اراده و مشيت‏خدا سرچشمه مى‏گيرد: الله خالق كل شى‏ء و هو على كل شى‏ء وكيل ،خداوند آفريننده همه چيز، و حافظ و ناظر بر همه اشياست‏».

له مقاليد السموات و الارض ،كليدهاى آسمانها و زمين از آن اوست (و در دست قدرت او مى‏باشد) ».  آرى‏«لا مؤثر فى الوجود الا الله ،هيچ مؤثرى در جهان هستى،جز ذات پاك خداوند وجود ندارد».

ولى اين سخن به آن معنى نيست كه ما در اعمال خود مجبوريم،بلكه به عكس ما در اراده و تصميم گيريهاى خود آزاد هستيم انا هديناه السبيل اما شاكرا و اما كفورا ،ما او (انسان) را هدايت كرديم (و راه را به او نشان داديم) خواه شاكر باشد (و بپذيرد) يا كفران كند (و سر باز زند) .

و ان ليس للانسان الا ما سعى ،و براى انسان بهره‏اى جز سعى و كوشش او نيست‏».

اين آيات قرآنى با صراحت نشان مى‏دهد كه انسان داراى آزادى اراده است،ولى چون آزادى اراده و قدرت بر انجام كارها را خداوند به ما داده است،اعمال ما مستند به اوست‏بى آنكه از مسؤوليت ما در برابر كارهايمان بكاهد-دقت كنيد.

آرى او اراده كرده است كه ما اعمال خود را با آزادى انجام دهيم تا از اين طريق ما را آزمايش كند و در طريق تكامل پيش ببرد،چرا كه تنها با آزادى اراده و پيمودن راه اطاعت‏خدا با اختيار،تكامل انسانها صورت مى‏گيرد،زيرا اعمال جبرى و خارج از اختيار نه دليل خوبى كسى است و نه نشانه بدى او!

اصولا اگر ما در اعمالمان مجبور بوديم،نه بعثت انبياء و نازل شدن كتب آسمانى مفهوم داشت،و نه تكاليف دينى و تعليم و تربيت،همچنين پاداش و كيفر الهى نيز نامفهوم و خالى از محتوا مى‏شد. اين همان چيزى است كه ما از مكتب ائمه اهل بيت-عليهم السلام-نيز آموخته‏ايم كه به ما فرموده‏اند:نه جبر مطلق صحيح است و نه تفويض و واگذارى مطلق،بلكه چيزى در ميان اين دو است:«لا جبر و لا تفويض و لكن امر بين امرين‏».

د:توحيد عبادت

يعنى،عبادت مخصوص خداست و هيچ معبودى جز ذات پاك او وجود ندارد،اين شاخه توحيد از مهمترين شاخه‏هاى آن محسوب مى‏شود،و پيامبران الهى بيشتر روى آن تكيه كرده‏اند: و ما امروا الا ليعبدوا الله مخلصين له الدين حنفاء...و ذلك دين القيمة ،به آنها (پيامبران) جز اين دستورى داده نشد كه تنها خدا را بپرستند،و دين خود را براى او خالص كنند و از شرك به توحيد باز گردند...و اين است آيين پايدار الهى‏»!

براى پيمودن مراحل تكامل اخلاق و عرفان،توحيد از اين هم عميقتر مى‏شود و به جايى مى‏رسد كه انسان بايد تنها به خدا دل ببندد،در همه جا او را بطلبد و جز به او نينديشد و چيزى او را از خدا به خود مشغول نسازد:«كلما شغلك عن الله فهو صنمك،هر چيز تو را به خود مشغول سازد و از خدا دور كند،بت توست‏».

ما معتقديم:شاخه‏هاى توحيد منحصر به اين چهار شاخه نيست،بلكه توحيد مالكيت (يعنى همه چيز از آن خداست) لله ما فى السموات و ما فى الارض و توحيد حاكميت‏يعنى قانون تنها قانون خداست و من لم يحكم بما انزل الله فاولئك هم الكافرون همه از شاخه‏هاى توحيد است.

ادامه به زودی...



 نگاشته شده توسط مهرداد شاهسنایی در پنج شنبه 7 بهمن 1389  ساعت 5:14 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



عدم تحريف قرآن

جاودانگى قرآن

قرآنى كه امروز در دست مسلمين جهان است همان است كه بر پيامبر اسلام (صلی الله علیه وآله) نازل شد، نه چيزى از آن كاسته شده و نه چيزى بر آن افزوده گشته است! از همان روزهاى نخست گروه بزرگى از كاتبان وحى،آيات قرآن را پس از نزول مى‏نوشتند،و مسلمانان موظف بودند شب و روز آن را بخوانند،و در نمازهاى پنجگانه خود آن را تكرار كنند،گروه عظيمى آيات قرآن را به خاطر مى‏سپردند و حفظ مى‏كردند،حافظان قرآن و قاريان،هميشه در جوامع اسلامى موقعيت و مقام ويژه‏اى داشته و دارند.

مجموع اين امور و جهات ديگر سبب شد كه كمترين تغيير و تحريفى در قرآن راه نيابد.

افزون بر اين،خداوند حفظ آن را تا پايان جهان تضمين كرده است و با وجود اين تضمين الهى، تغيير و تحريف آن غير ممكن است:«انا نحن نزلنا الذكر و انا له لحافظون،ما قرآن را نازل كرديم و بطور قطع از آن پاسدارى مى‏كنيم‏».

همه محققان و علماى بزرگ اسلام-اعم از شيعه و اهل سنت-در اين امر متفقند كه هيچ گونه دست تحريف به سوى قرآن دراز نشده است،تنها افراد اندكى از هر دو گروه قول به تحريف را به خاطر پاره‏اى از روايات دنبال كرده‏اند،ولى آگاهان دو گروه،اين نظر را بطور قاطع رد مى‏كنند،و روايات مزبور را«مجعول‏»دانسته و يا ناظر به‏«تحريف معنوى‏» (يعنى تفسير نادرست‏براى آيات قرآن) يا اشتباه‏«تفسير قرآن‏»به‏«متن قرآن‏»مى‏دانند-دقت كنيد.

كوته فكرانى كه اصرار دارند،اعتقاد به تحريف قرآن را كه مخالف صريح كلمات علماى معروف و بزرگ شيعه و اهل سنت است‏به گروهى از شيعه يا غير شيعه نسبت دهند،ناآگاهانه به قرآن ضربه مى‏زنند و به خاطر اعمال تعصبهاى ناروا،اعتبار اين كتاب بزرگ آسمانى را زير سؤال مى‏برند و آب به آسياب دشمن مى‏ريزند.

مطالعه سير تاريخى جمع آورى قرآن از عصر پيامبر  و اهتمام فوق العاده،مسلمين به كتابت و حفظ و تلاوت و نگهدارى آن مخصوصا وجود گروه كاتبان وحى از روز نخست،اين حقيقت را براى همه روشن مى‏سازد كه باز شدن دست تحريف به قرآن غير ممكن بوده است.

و نيز غير از اين قرآن معروف قرآن ديگرى وجود ندارد،دليل آن بسيار روشن است و راه تحقيق به روى همه باز است زيرا امروز قرآن در تمام خانه‏هاى ما،و همه مساجد و عموم كتابخانه‏هاى سراسر كشور ما وجود دارد،حتى قرآنهاى خطى كه قرنها پيش نوشته شده و در موزه‏هاى ما نگهدارى مى‏شود،همه نشان مى‏دهد كه عين قرآنهايى است كه در ساير كشورهاى اسلامى وجود دارد،و اگر در گذشته راه تحقيق براى اين مسائل وجود نداشت، امروز درهاى تحقيق به روى همه گشوده است و با مختصر تحقيقى،بى اساس بودن اين نسبتهاى ناروا آشكار مى‏گردد.

«فبشر عبادالذين يستمعون القول فيتبعون احسنه،بندگان مرا بشارت ده-كه سخنان را مى‏شنوند و از نيكوترين آن پيروى مى‏كنند».

در حوزه‏هاى علميه ما امروز علوم قرآنى به صورت گسترده تدريس مى‏شود،و يكى از مباحث مهمى كه در اين دروس مطرح است،بحث عدم تحريف و دگرگونى قرآن مى‏باشد.



 نگاشته شده توسط مهرداد شاهسنایی در پنج شنبه 7 بهمن 1389  ساعت 5:13 PM
نظرات 0 | لینک مطلب





POWERED BY RASEKHOON.NET