دین جدا از سیاست نیست. دین یعنی برنامه ای برای تمام اوقات زندگی چه خوب است که دینی که انتخاب می کنیم کامل باشد. یعنی اسلام

با گذشت سي سال از آغاز دومين واقعه بنيادين انقلاب اسلامي يعني شروع حمله رژيم بعث عراق به ايران و آغاز جنگ تحميلي با يك نگاه عميق به گذشته به مسائلي برمي خوريم كه لازم است آنها را واكاوي كنيم. در اين ميان دفاع مقدس به عنوان مهم ترين مسئله دهه اول انقلاب درخور توجه و بررسي است. در اين نوشته قصد داريم تا به موضوع دفاع مقدس به عنوان يك فرهنگ بپردازيم.

فرهنگ كل به هم تافته اي است از آداب، رسوم، سنن، هنرها، ادبيات، شيوه زندگي ، ابزار و لوازم و صدها مولفه ديگر از اين دست. دفاع مقدس از اين جهت كه هشت سال زندگي يك عده عمده از ايرانيان را تحت تأثير قرار داد، در سير اين زندگي تمام مولفه هاي يك فرهنگ را در خود توليد كرد؛ مولفه هايي چون ادبيات محاوره اي مخصوص، نمادها و نشانه هايي مثل چفيه، پلاك، موسيقي حماسي، اسطوره هايي چون چمران، همت، متوسليان ، بروجردي، باكري و باقري و هزاران مولفه و نماد ديگر كه آن را واجد يك استقلال فرهنگي به عنوان يك كلان فرهنگ مي كند كه در درون خود خرده فرهنگ هايي را هم دارد كه ناشي از وجود افرادي با خرده فرهنگ هاي متفاوت از شهرها و طوايف مختلف در لشكرها، تيپ ها و ... بود. به همان نسبت به ايجاد و بازآفريني فرهنگ دفاع مقدس با همان مولفه هاي كلان ولي در حوزه هاي خرد داراي تفاوت هاي غيراساسي است. با اين اوصاف و مقدمات به قاطعيت مي توان شموليت دفاع مقدس در حوزه فرهنگ سازي را يك شموليت جامع و همه جانبه ديد و در واقع فرهنگ دفاع مقدس يك مفهوم اساسي و كليدي خواهد بود. فرهنگي كه خود، خرده فرهنگي از حوزه فرهنگ شيعي و اسلامي مي باشد كه امروز محدوده اين فرهنگ نه در قسمتي از ايران بلكه در تمام آن و بسياري از نقاط دنياي اسلام گسترده و عامل اساسي هراس دشمنان و دلگرمي دوستان شده است.

نكته اساسي در حوزه اين فرهنگ بازآفريني و به روزسازي و هم افزايي آن است. تداوم فرهنگ دفاع مقدس به برخي علل از جمله برخي ناداني ها و جهل ها و بي تدبيري هايي كه از سوي عده اي از مسئولان وقت صورت گرفت تا حدودي مورد غفلت واقع شد و در اين برهه متأسفانه فرهنگ رفاه طلبي و دنياطلبي در حال رواج بود كه تا كنون نيز ادامه دارد. از دفاع مقدس تنها جانبازانش و قبور شهدا را مي شد به عينه ديد و در اثر كج خلقي مردم روزگار بي لطفي به اين فرهنگ را مي شد مشاهده كرد. بسيج و سپاه كه حيات خويش را مرهون اين فرهنگ بودند از يك طرف مورد بي مهري قرار گرفتند و از سويي ديگر آن طور كه شايد و بايد براي تعميق اين فرهنگ اقدام نشد.

از اين رهگذر و با توجه به منويات امام روح الله آن پير سفر كرده و آن سردمدار بزرگ فرهنگ عاشورايي دفاع مقدس كه انقلاب و جنگ را يك حركت بزرگ فرهنگي قلمداد كرد و جانشين خلف ايشان آن بزرگمرد بسيجي عرصه هاي دفاع و شهادت امام خامنه اي نيز در خط امام بر اين امر تأكيد فرمودند، بايد اين نكته را مورد توجه قرار داد كه ادامه اين حركت فرهنگي منوط به بازآفريني، بازيابي و هم افزايي همان فرهنگ عاشورايي، مهدوي و ولايتي دفاع مقدس است كه شايد بهترين گزينه براي مقابله با هجوم نرم و نيز آفند نرم به سمت دشمن، همان فرهنگ شهدا، جانبازان و اسرا، پدران و مادران شهدا و ... باشد.

به اميد آنكه با تحقق اين امر نسل امروز مقدمه ساز ظهور و زمينه ساز فرج امام غائب خود باشد.





لينک مطلب
 توسط علیرضا جلالیان در دوشنبه 11 بهمن 1389  ساعت 11:25 AM نظرات 0

محمود رضا بنی جمالی


دفاع مقدس داراي وجوه گوناگوني است. هركدام از اين وجوه در جاي خود مورد بحث و بررسي قرار مي گيرند و توجيهاتي دارند. از علت نياز به دفاع گرفته تا آموزش، تربيت و اعزام نيرو به سرزمين هاي نبرد، از تأمين و پشتيباني نيروها در مناطق جنگي گرفته تا تأمين ادوات و قطعات و ... اما مرحله اي در دفاع وجود دارد كه معمولاً از ديد عموم مغفول مانده و حتي برخي با فلسفه وجودي آن نيز ممكن است مخالفت كنند. اين مرحله درست زماني آغاز مي شود كه مبارزان خسته از نبرد به وطن بازگشته و در صدد بازسازي بر مي آيند. عده اي در صدد بازسازي جسمي هستند، رنج سفر و سختي مبارزه را از تن بدر كرده و تن آسايي مي كنند، اينان وظيفه خود را ادا شده مي دانند. عده اي به بازسازي روحي مشغول مي شوند و سعي مي كنند آنچه را كه ديده اند به فراموشي بسپارند. عده اي در صدد اصلاح گذشته بر مي آيند و سعي مي كنند زمان از دست رفته را به وسيله تحصيل و راه هاي مشروع ديگري جبران كنند. عده اي هم درصدد مقايسه خود با ديگراني كه انجام وظيفه نكرده اند بر آمده وچون خود را از لحاظ دنيايي شكست خورده مي پندارند، لذا با گذشته خود به ستيز بر مي خيزند و آن را انكار كرده و بدون در نظر گرفتن اسباب و علل مورد نياز، تلاش در پيمودن ره صد ساله در يك شب مي كنند و هستند آنهايي كه قافيه را باخته اند. يادمان هست كه شهيد باكري افراد بازگشته از ميدان جنگ را دسته بندي كردند و چه آرزويي داشتند، اما مرحله اي از دفاع مقدس كه مغفول مانده است مرحله اي است كه از آن به تفحص ياد مي شود. دسته ديگري كه در تقسيمات شهيد باكري هم گنجانده نشده است كساني هستند كه گمشده اي دارند كه مي دانند گم شده است، اما نمي دانند چگونه و كجا، لذا در صدد پيدا كردن آن بر مي آيند، اينان كساني هستند كه تنگه احد را به قصد جمع كردن غنيمت رها نمي كنند، اينان كساني هستند كه به دنبال شتر سرخ موي نمي دوند و اينان كساني هستند كه گول قرآن هاي بر سر نيزه را نمي خورند و ديگر اينكه اينان كساني نيستند كه محصول و دام و خانه و كاشانه را بهانه نرفتن كنند. اينان مبارزان واقعي اند. مجنون هايي كه آواره دشتها به دنبال ليلي هايشان مي گردند، سر به هر كوي و برزني مي كشند، حتي توسل مي كنند به ليلي هايشان تا پيدايشان كنند، يا نه، بهتر بگويم توسل مي كنند تا ليلي هايشان آنها را پيدا كنند. اين افراد با تمام شدن ظاهري دفاع مقدس تازه ساخته شده اند و نياز به انواع بازسازي كه ذكر كرديم ندارند، بلكه خود كماكان در حال سازندگي هستند، هنوز به دنبال فتح سنگرهايي هستند كه فتح نشده است، چشم انتظاري مادراني كه هر غروب در حياط منزل خود صندلي مي گذارند و گوش به صداي پاي رهگذران مي دهند تا شايد صداي پاي آشنايي از دور برسد، سنگري است كه هنوز فتح نشده است. پاك كردن اشك چشم پدري كه با ديدن هر جواني در خيابان ياد علي اكبر خود مي كند سنگري است كه نياز به فتح دارد و اداي دين به خواهري كه برادرش را به اميد خدا و با توكل بر او به دست معلمش سپرده است؛ سنگر غريبي است كه شايد حتي جايش هنوز مشخص نباشد. ديدن نشانه ها براي آنها كه صاحب بصيرتند مي تواند اميدبخش باشد، اميد به رسيدن به فردايي بدون ظلم و ستم، اميد به فتح سنگرهاي كميني كه قابل رويت نيستند و فقط زماني از وجود آنها باخبر مي شويم كه عزيزان مان قتل عام شده باشند. در تفحص نشانه ها آگاهي بخشند. به هرحال در تفحص اميد هست، عدالت هست، مبارزه هست، شهادت هست، همانطوري كه در دفاع مقدس هم هست، در تفحص عبور از دروازه هاي نيمه باز شهادت وجود دارد همانطور كه در دفاع مقدس هم وجود داشت، در تفحص رشد و شكوفايي هست، همان طور كه در دفاع مقدس هم بود، شايد بتوان گفت كه تفحص نوعي سنگ محك هم هست، همان طور كه دفاع مقدس نيز اين گونه بود. گشتن و پيدا كردن و گشتن و گم شدن در تفحص يكي است، همان طور كه در دفاع مقدس كشتن و كشته شدن يكي بود، خنديدن و گريه كردن در تفحص يكي است، همان طور كه در دفاع مقدس نيز همين طور بود، عاشق بودن و معشوق بودن در تفحص يكي است، همان طور كه در دفاع مقدس نيز همين طور بود، خود را نديدن و خدا را ديدن در تفحص يكي است، همان طور كه در دفاع مقدس نيز اينگونه بود.
وقتي دو چيز آن هم از نوع غير مادي اينقدر به هم شبيه باشند كه نتوان بين آن دو از لحاظ كيفيت تفاوتي قائل شد و نتوان يكي را بر ديگري ترجيح داد و وزن هر دو در يك سطح باشد، چه مي توان گفت بجز اينكه آن دو را يكي دانست، يعني به عبارت بهتر اينكه به جرأت مي توان گفت كه تفحص عين دفاع مقدس است.





لينک مطلب
 توسط علیرضا جلالیان در دوشنبه 11 بهمن 1389  ساعت 11:21 AM نظرات 0

در آستانه سی و دومین بهار انقلاب توفیق دست داد تا الخضرا را در راسخون راه اندازی کنم.

در حوزه فرهنگ و منازعه نرم می نویسم تا شاید بخشی از وظایف خود را به انجام برسانم.





لينک مطلب
 توسط علیرضا جلالیان در چهارشنبه 6 بهمن 1389  ساعت 2:02 PM نظرات 0


POWERED BY RASEKHOON.NET