امام المسلمین

شاهی که وصی بود و ولی بود، علی بود....سلطان سخا و کرم و جود، علی بود
عايشه و حفصه و معاويه فهمیدند که باید بعد از عمر کسی خلیفه باشد ولی آخرین پیامبر واشرف مخلوقات متوجه این مهم نبود؟!!!

به نقل صحيح مسلم : حفصه به عمر گوشزد مى‏كند كه كسى را به عنوان جانشين خود معيّن كند و به دنبال آن عبداللّه فرزند عمر ، به وى مى‏گويد : اگر چوپان تو ، شتران و گوسفندان را بدون سرپرست رها كند ، به وى اعتراض خواهى كرد كه چرا باعث نابودى آن‏ها گرديدى؟پس به فكر اين امّت باش ! و كسى را به‏عنوان خليفه براى آنان تعيين كن! چون رعايت حال اين امّت از مراعات وضع شتران و گوسفندان لازم‏تر است :

عن ابن عمر قال : دخلت علىّ حفصة فقالت : أعلمت أنّ أباك غير مستخلف؟قال : قلت : ما كان ليفعل .قالت : إنّه فاعل .قال ابن عمر : فحلفت أنّي أكلّمه في ذلك . فسكت ، حتّى غدوت ولم أكلّمه .قال : فكنت كأنّما أحمل بيميني جبلاً ، حتّى رجعت فدخلت عليه ، فقلت له : إنّي سمعت ، الناس يقولون مقالة فآليت أن أقولها لك ، زعموا أنّك غير مستخلف ، وأنّه لو كان لك راعي إبل ، أو راعي غنم ثمّ جاءك وتركها رأيت أن قد ضيّع ، فرعاية الناس أشدّ(صحيح مسلم ، ج 6 ص 5 ، كتاب الإمارة ، باب الاستخلاف وتركه ؛ مسند أحمد ، ج 1 ص 47 ؛ المصنّف لعبد الرزاق ، ج 5 ص 448 )
 
کلیک کنید

 



ادامه مطلب
[شنبه 11 مهر 1394 ]  [6:12 PM]  [رسول ایمانی]
در سال نهم هجرت بود كه رسول خدا صلى الله عليه وآله ابتدا ابوبكر را براى خواندن سوره برائت و اعلام بيزارى خدا و رسولش از مشركان، به مكه فرستاد؛ اما وقتى به نيمه‌هاى راه رسيد، جبرئيل نازل شد و به پيامبر دستور داد كه اين سوره بايد توسط خود شما يا كسى كه از خود شما و همانند شما است خوانده شود.

پس از آن، پيام‌آور خدا اميرمؤمنان عليه السلام را به دنبال ابوبكر فرستاد تا آيات قرآن را از او بستاند، ابوبكر را برگرداند و خود آن را موسم حج در مكه بخواند.

ابوبكر كه از اين قضيه به شدت ناراحت شده بود، با چشمان گريان بازگشت و دليل آن را از پيامبر پرسيد، آن حضرت نيز فرمود كه خداوند دستور داده است كه اين مأموريت را يا خودت انجام بده يا شخصى همانند خودت.

أُمِرْتُ أَنْ لَا يُبَلِّغَهُ إِلَّا أَنَا، أَوْ رَجُلٌ مِنِّي.

و اين مسأله يكى از مسائلى بود كه حقد و كينه را نسبت به اميرمؤمنان عليه السلام شعله‌ور ساخت. آتش اين كينه‌ها، پس از وفات رسول خدا (ص) سر برافراشت، خانه وحى را سوزاند و شخصى را كه نامه اعلام برائت را از ابوبكر گرفته بود، تا سال‌ها بعد خانه نشين كرد.

اين فضيلت بى‌نظير از طرفى برترى مطلق اميرمؤمنان عليه السلام را بر خليفه اول ثابت مى‌كند؛ زيرا بر طبق اين روايت، اميرمؤمنان عليه السلام نزديك‌ترين شخص به پيامبر خدا و مطيع كامل آن حضرت بوده است؛ چنانچه خداوند از زبان حضرت ابراهيم عليه السلام مى‌فرمايد:

فَمَنْ تَبِعَني‏ فَإِنَّهُ مِنِّي‏. ابراهيم/36.

هر كس از من اطاعت كند؛ پس او از من است.



ادامه مطلب
[جمعه 10 مهر 1394 ]  [12:52 AM]  [رسول ایمانی]
شبهه پنجم : عدم ولایت امام علی (علیه السلام) در حال نزول آیه

طرح شبهه


اگر ایمان به خلافت بلا فصل على علیه السلام داشته باشیم ، باید قبول کنیم که مربوط به زمان بعد از پیامبر صلی الله علیه وآله بوده ؛ بنابراین علی علیه السلام در آن روز « ولى » نبود .

به عبارت دیگر ولایت در آن روز براى او« بالقوه » بود نه « بالفعل » ؛ در حالى که ظاهر آیه ولایت « بالفعل » را مى رساند .

فخر رازی در این باره می نویسد:

هَبْ أَنَّهَا دَالَّةٌ عَلَى إِمَامَةِ عَلِيٍّ، لَكُنَّا تَوَافَقْنَا عَلَى أَنَّهَا عِنْدَ نُزُولِهَا مَا دَلَّتْ عَلَى حُصُولِ الْإِمَامَةِ فِي الْحَالِ، لِأَنَّ عَلِيًّا مَا كَانَ نَافِذَ التَّصَرُّفِ فِي الْأُمَّةِ حَالَ حَيَاةِ الرَّسُولِ عَلَيْهِ الصَّلَاةُ وَالسَّلَامُ، فَلَمْ يَبْقَ إِلَّا أَنْ تُحْمَلَ الْآيَةُ عَلَى أَنَّهَا تَدُلُّ عَلَى أَنَّ عَلِيًّا سَيَصِيرُ إِمَامًا بَعْدَ ذَلِكَ، وَمَتَى قَالُوا ذَلِكَ فَنَحْنُ نَقُولُ بِمُوجَبِهِ وَنَحْمِلُهُ عَلَى إِمَامَتِهِ بَعْدَ أَبِي بَكْرٍ وَعُمَرَ وَعُثْمَانَ، إِذْ لَيْسَ فِي الْآيَةِ مَا يَدُلُّ عَلَى تَعْيِينِ الْوَقْتِ

امام علی علیه السلام در حال امامت رسول خدا صلی الله علیه وآله نافذ تصرف ودارای ولایت نبوه است ؛ پس آیه دلالت می کند که امام علی علیه السلام در آیند ه امام می‌شود . طبق این دلالت ، امامت علی علیه السلام را بعد از ابو بکر ، عمر وعثمان قرار می دهیم ؛ زیرا ‌قرآن بر زمان دقیق امامت امام در آینده دلالت ندارد .

الرازی ، فخر الدین محمد بن عمر التمیمی الشافعی (متوفای604هـ) ، التفسیر الکبیر أو مفاتیح الغیب ، ج 12 ص 31، ناشر : دار الکتب العلمیة - بیروت ، الطبعة : الأولى ، 1421هـ - 2000م .

 

شبهات آیه ولایت

 




ادامه مطلب
[پنج شنبه 9 مهر 1394 ]  [5:05 PM]  [رسول ایمانی]

 عَنْ جَابِرِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ قَالَ أَهَلَّ النَّبِيُّ هُوَ وَأَصْحَابُهُ بِالْحَجِّ، وَلَيْسَ مَعَ أَحَد مِنْهُمْ هَدْىٌ، غَيْرَ النَّبِيِّ وَطَلْحَةَ، وَقَدِمَ عَلِيٌّ مِنَ الْيَمَنِ، وَمَعَهُ هَدْىٌ فَقَالَ أَهْلَلْتُ بِمَا أَهَلَّ بِهِ النَّبِيُّ. فَأَمَرَ النَّبِيُّ أَصْحَابَهُ أَنْ يَجْعَلُوهَا عُمْرَةً، وَيَطُوفُوا، ثُمَّ يُقَصِّرُوا وَيَحِلُّوا، إِلاَّ مَنْ كَانَ مَعَهُ الْهَدْىُ، فَقَالُوا نَنْطَلِقُ إِلَى مِنًى، وَذَكَرُ أَحَدِنَا يَقْطُرُ

، ص317، كتاب الحج، ب 81 ، باب تَقْضِي الْحَائِضُ الْمَنَاسِكَ كُلَّهَا إِلاَّ الطَّوَافَ بِالْبَيْتِ 

 

پیام های این خطبه :

 آگاهى رسانى گسترده

ارزش دادن و اهميت رساندن پيام به غايبان
نگرانى از آينده امت اسلامى

لا تَرْجِعوا بعدي كفّاراً مضلّين يَمْلِكُ بعضكُم رقابَ بعض

پيروى از كتاب و اهل بيت(عليهم السلام)، ضامن امنيت جامعه

إنِّي قَدْ خَلَّفْتُ فِيكُم ما إنْ تَمَسَّكْتُمْ بِهِ لَنْ تَضِلُّوا: كِتابَ اللّهِ وَعِتْرَتِي أهْلِ بَيْتِي.




ادامه مطلب
[پنج شنبه 9 مهر 1394 ]  [4:25 PM]  [رسول ایمانی]
 
حضرت على عليه السّلام مردم را در رحبه گرد آورد و فرمود :

19302 - حَدَّثَنَا حُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ، وَأَبُو نُعَيْمٍ الْمَعْنَى، قَالَا: حَدَّثَنَا فِطْرٌ، عَنْ أَبِي الطُّفَيْلِ، قَالَ: جَمَعَ عَلِيٌّ رَضِيَ اللهُ عَنْهُ النَّاسَ فِي الرَّحَبَةِ، ثُمَّ قَالَ لَهُمْ: أَنْشُدُ اللهَ كُلَّ امْرِئٍ مُسْلِمٍ سَمِعَ رَسُولَ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يَوْمَ غَدِيرِ خُمٍّ مَا سَمِعَ، لَمَّا قَامَ فَقَامَ ثَلَاثُونَ مِنَ النَّاسِ، وَقَالَ أَبُو نُعَيْمٍ: فَقَامَ نَاسٌ كَثِيرٌ فَشَهِدُوا حِينَ أَخَذَهُ بِيَدِهِ، فَقَالَ لِلنَّاسِ: " أَتَعْلَمُونَ أَنِّي أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ؟ " قَالُوا: نَعَمْ يَا رَسُولَ اللهِ، قَالَ: " مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَهَذَا مَوْلَاهُ، اللهُمَّ وَالِ مَنْ وَالَاهُ، وَعَادِ مَنْ عَادَاهُ " قَالَ: فَخَرَجْتُ وَكَأَنَّ فِي نَفْسِي شَيْئًا، فَلَقِيتُ زَيْدَ بْنَ أَرْقَمَ فَقُلْتُ لَهُ: إِنِّي سَمِعْتُ عَلِيًّا رَضِيَ اللهُ عَنْهُ يَقُولُ: كَذَا وَكَذَا، قَالَ: فَمَا تُنْكِرُ؟ قَدْ سَمِعْتُ رَسُولَ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يَقُولُ ذَلِكَ لَهُ

... علی (علیه السلام) مردم را در رحبة جمع نمود سپس فرمود: خدا را به گواهی می‌طلبم و از هر مسلمانی که در روز غدیر خم بوده می‌خواهم که برخیزد و آنچه را از پیامبر (صلی الله علیه وآله) شنیده، بازگوید. سی نفر برخاستند و ابونعیم نوشته؛ مردم زیادی برخاستند وشهادت دادند که پیامبر (صلی الله علیه وآله) در آن روز دست علی را گرفت و به مردم گفت: آیا می‌دانید که من نسبت به مؤمنان از خودشان اولی هستم؟ گفتند بلی ای رسول خدا. آن حضرت فرمود: هرکس که من مولای اویم پس علی نیز مولای اوست. ابوطفیل می‌گوید من از رحبة خارج شدم در حالی که در قلبم چیزی بود (برای من سؤالی مطرح بود) لذا زید بن أرقم را ملاقات کردم و به او گفتم من از علی‌(علیه السلام) شنیدم که چنین و چنان می‌گفت. زید گفت: انکار نکن. من هم از پیامبر (صلی الله علیه وآله) این مطلب را شنیدم.

مسند الإمام أحمد بن حنبل ج32 ص56 المؤلف: أبو عبد الله أحمد بن محمد بن حنبل بن هلال بن أسد الشيباني (المتوفى: 241هـ)، المحقق: شعيب الأرنؤوط - عادل مرشد، وآخرون، إشراف: د عبد الله بن عبد المحسن التركي ، الناشر: مؤسسة الرسالة، الطبعة: الأولى، 1421 هـ - 2001 م

هيثمي بعد از نقل روايت مي‌گويد :

رَوَاهُ أَحْمَدُ، وَرِجَالُهُ رِجَالُ الصَّحِيحِ غَيْرَ فِطْرِ بْنِ خَلِيفَةَ، وَهُوَ ثِقَةٌ.

مجمع الزوائد ومنبع الفوائد ج9 ص104 المؤلف: أبو الحسن نور الدين علي بن أبي بكر بن سليمان الهيثمي (المتوفى: 807هـ)، المحقق: حسام الدين القدسي، الناشر: مكتبة القدسي، القاهرة، عام النشر: 1414 هـ، 1994 م، عدد الأجزاء: 10 .

اين روايت را احمد نقل كرده و راويان آن ، راويان صحيح بخاري هستند ؛ غير از فطر بن خليفه كه او نيز مورد اعتماد است.

استدلال به غدیر خم

 




ادامه مطلب
[پنج شنبه 9 مهر 1394 ]  [12:37 AM]  [رسول ایمانی]
يكي از دردناك‌ترين وقايع عمر پيامبر(صلی الله علیه وآله) وصيتي بود كه هرگز نوشته نشد.

مواردي كه صحابه متعبد به نص شده‌اند بيش از آن است كه احصا شود، از ميان همه موارد، توجه به مصيبت روز پنجشنبه كه از مشهورترين قضايا و بزرگترين مصيبت‌ها است كفايت مي‌كند. انشاء الله موارد ديگر را در آينده ذكر خواهيم كرد.

اصحاب و نويسندگان صحاح، سنن، تاريخ و اخبار همگي آن را آورده‌اند. از جمله برجسته‌ترين عالم اهل سنت، بخاري از ابن عباس نقل مي‌كند:

5669 - حَدَّثَنَا إِبْرَاهِيمُ بْنُ مُوسَى، حَدَّثَنَا هِشَامٌ، عَنْ مَعْمَرٍ، وحَدَّثَنِي عَبْدُ اللَّهِ بْنُ مُحَمَّدٍ، حَدَّثَنَا عَبْدُ الرَّزَّاقِ، أَخْبَرَنَا مَعْمَرٌ، عَنِ الزُّهْرِيِّ، عَنْ عُبَيْدِ اللَّهِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ، عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمَا، قَالَ: لَمَّا حُضِرَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ وَفِي البَيْتِ رِجَالٌ، فِيهِمْ عُمَرُ بْنُ الخَطَّابِ، قَالَ النَّبِيُّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: «هَلُمَّ أَكْتُبْ لَكُمْ كِتَابًا لاَ تَضِلُّوا بَعْدَهُ» فَقَالَ عُمَرُ: إِنَّ النَّبِيَّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَدْ غَلَبَ عَلَيْهِ الوَجَعُ، وَعِنْدَكُمُ القُرْآنُ، حَسْبُنَا كِتَابُ اللَّهِ. فَاخْتَلَفَ أَهْلُ البَيْتِ فَاخْتَصَمُوا، مِنْهُمْ مَنْ يَقُولُ: قَرِّبُوا يَكْتُبْ لَكُمُ النَّبِيُّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ كِتَابًا لَنْ تَضِلُّوا بَعْدَهُ، وَمِنْهُمْ مَنْ يَقُولُ مَا قَالَ عُمَرُ، فَلَمَّا أَكْثَرُوا اللَّغْوَ وَالِاخْتِلاَفَ عِنْدَ النَّبِيِّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ، قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: «قُومُوا» قَالَ عُبَيْدُ اللَّهِ: فَكَانَ ابْنُ عَبَّاسٍ، يَقُولُ: «إِنَّ الرَّزِيَّةَ كُلَّ الرَّزِيَّةِ مَا حَالَ بَيْنَ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ وَبَيْنَ أَنْ يَكْتُبَ لَهُمْ ذَلِكَ الكِتَابَ، مِنَ اخْتِلاَفِهِمْ وَلَغَطِهِمْ»

صحیح بخاری ج7 ص120 المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي، المحقق: محمد زهير بن ناصر الناصر، الناشر: دار طوق النجاة (مصورة عن السلطانية بإضافة ترقيم ترقيم محمد فؤاد عبد الباقي)، الطبعة: الأولى، 1422هـ، عدد الأجزاء: 9.

« هنگامى که رسول خدا(صلی الله علیه وآله) در آستانه رحلت از دنیا، قرار گرفت و اطراف حضرت گروهی از جمله عمر بن خطاب در خانه آن حضرت حاضر شده بودند ، فرمود: قلم و کاغذى بیاورید تا چیزی براى شما بنویسم که به برکت آن، هرگز گمراه نشوید. عمر گفت: بیمارى بر پیامبر(صلی الله علیه وآله) غلبه کرده (و العیاذ باللّه هذیان مى گوید) و ما قرآن را داریم و براى ما کافى است. در میان حاضران غوغا و اختلاف افتاد؛ بعضى مى گفتند: بیاورید تا حضرت بنویسد و هرگز گمراه نشوید. و بعضى سخن عمر را مى گفتند، هنگامى که سر و صدا و غوغا در حضور آن حضرت و اختلاف زیاد شد، فرمودند : برخیزید و از نزد من بروید. عبیدالله گفت : ابن عباس بعد از این قضیه بارها می گفت: مصیبت و تمام مصیبت این است که نگذاشتند پیامبر چیزی را که می خواست برای آنها بنویسد تا اختلاف نکنند و گمراه نشوند...."


حدیث قرطاس

 

 




ادامه مطلب
[پنج شنبه 9 مهر 1394 ]  [12:31 AM]  [رسول ایمانی]
طرح شبهه

از اشکالاتی که راجع به آیه ولایت مطرح گردیده این است که ( الذین آمنوا…) جمع و اراده مفرد از آن، خلاف ظاهر است ؛ بنابراین اگر مصداق آیه در خارج  امام علی(علیه السلام) باشد ، این استعمال اگر چه به صورت مجاز اشکال ندارد ؛ اما خلاف اصل است ؛ ازین رو باید گفت آیه تمامى مؤمنان را شامل شده و صفات یادشده ؛ همچون :  اقامه نماز و پرداخت زکات در رکوع ، عنوان عام بوده که شامل همه مؤمنان و یا مهاجران و انصار می‌شود .

فخر رازی در این باره می‌نویسد :

وَحَمْلُ أَلْفَاظِ الْجَمْعِ وَإِنْ جَازَ عَلَى الْوَاحِدِ عَلَى سَبِيلِ التَّعْظِيمِ لَكِنَّهُ مَجَازٌ لَا حَقِيقَةٌ، وَالْأَصْلَ حَمْلُ الْكَلَامِ عَلَى الْحَقِيقَةِ

حمل الفاظ جمع بر فرد واحد بر سبیل تعظیم جائز است اما  این استعمال مجاز است نه حقیقت ، اصل حمل کلام بر حقیقت است .

الرازی الشافعی ، فخر الدین محمد بن عمر التمیمی (متوفای604هـ) ، التفسیر الکبیر أو مفاتیح الغیب ، ج 12 ، ص 30 ،  ناشر : دار الکتب العلمیة - بیروت ، الطبعة : الأولى ، 1421هـ - 2000م .

 

شبهات آیه ولایت

 

نقد وبررسی :

الف : در چنین مواردى خداوند متعال ، مى‌خواهد فضیلت و منقبت امام على (علیه السلام) را نشان دهد ؛ چنان که مرسوم است که گاهى براى بزرگداشت یک نفر لفظ جمع به کار مى رود و از یک نفر به صیغه جمع حکایت مى‌کند تا از آن چه انجام داده به بزرگى یاد نموده و دیگران را یه آن عمل تر غیب نماید؛ 

آلوسی در این باره می‌نویسد :

وذكر علماء العربية أنه يكون لفائدتين: تعظيم الفاعل وأن من أتى بذلك الفعل عظيم الشأن بمنزلة جماعة كقوله تعالى: إِنَّ إِبْراهِيمَ كانَ أُمَّةً [النحل: 12] ليرغب الناس في الإتيان بمثل فعله، وتعظيم الفعل أيضا حتى أن فعله سجية لكل مؤمن، وهذه نكتة سرية تعتبر في كل مكان بما يليق به.

علمای عربیه برای این کار دوفائده را ذکر نموده اند .

1. تعظیم فاعل برای این که این فعل مهم را انجام داده است ، همان گونه که خداوند در حق ابراهیم فرمود : بدرستی ابراهیم یک امة بود . بخاطر ترغیب مردم در انجام مثل این عمل.

2- بزرک جلوه قرار دادن فعل تا این عمل او الگو برای همه مومنین باشد ...


الآلوسی البغدادی ، العلامة أبی الفضل شهاب الدین السید محمود (متوفای1270هـ) ، روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم والسبع المثانی ، ج 6، ص168 ،  ناشر : دار إحیاء التراث العربی – بیروت .

 

شبهات آیه ولایت

 

 



ادامه مطلب
[پنج شنبه 9 مهر 1394 ]  [12:04 AM]  [رسول ایمانی]

نزول آیه در باره ابوبکر

فخر رازی در ذیل آیه می نویسد :

رَوَى عِكْرِمَةُ أن هذه الْآيَةَ نَزَلَتْ فِي أَبِي بَكْرٍ رَضِيَ اللَّه عَنْهُ.

الرازی الشافعی ، فخر الدین محمد بن عمر التمیمی (متوفای604هـ) ، التفسیر الکبیر أو مفاتیح الغیب ، ج 12 ، ص23،  ناشر : دار الکتب العلمیة - بیروت ، الطبعة : الأولى ، 1421هـ - 2000م .

شبهات آیه ولایت

آلوسی می‌گوید :

عن عكرمة أنها نزلت في شأن أبي بكر رضي الله تعالى عنه

آلآلوسی البغدادی ، العلامة أبی الفضل شهاب الدین السید محمود (متوفای1270هـ) ، روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم والسبع المثانی ، ج 6 ، ص 168 ،  ناشر : دار إحیاء التراث العربی ،بیروت.

نزول آیه ولایت درباره ابى بکر را اساساً به عنوان یک نظریه قابل طرح نیست ؛ زیرا غالب مفسرین اهل سنت در حدّ اشاره هم متعرض آن نشده‌اند ، تعداد اندکی هم که متعرض آن گردیده‌اند، هیچ مدرکی جز قول عکرمه ذکر نکرده‌اند .

اولا : روایت عکرمه مرسل است و روایت مرسل در برابر اجماع محدثان و مفسران اهل سنت که شأن نزول آیه ولایت را در باره امیر مؤمنان علیه السلام می دانند ، تاب مقاومت را ندارد .

ثانیاً : عکرمه از کسانی است که در انکار فضائل اهل بیت علیهم السلام زبانزد عام و خاص و جزء خوارج بوده است . او تنها کسی است که نزول آیه تطهیر را در حق اهل بیت علیهم السلام منکر شده و آن را مختص زنان پیامبر دانسته است ؛ با این که احدی از عالمان سنی در شمول آیه تطهیر در حق اهل بیت علیهم السلام تردید نکرده‌اند .

 




ادامه مطلب
[چهارشنبه 8 مهر 1394 ]  [5:03 PM]  [رسول ایمانی]
طرح بحث

از نظر شیعه ، امامت ، مقام و مسؤولیت الهی است که جعل و نصب امام تنها در اختیار خداوند است و مردم و حتی رسول خدا صلی الله علیه وآله در این زمینه اختیاری ندارند. ادله عقلی و نقلی بسیاری در این زمینه مطرح شده است که یکی از آن‌ها آیه 55 سوره مائده است که خداوند می‌فرماید: إِنَّما وَلِیُّکُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذینَ آمَنُوا الَّذینَ یُقیمُونَ الصَّلاةَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکاةَ وَ هُمْ راکِعُون‏ . سرپرست و ولىّ شما ، تنها خدا است و پیامبر او و آن‌ها که ایمان آورده‏اند ، همان‌ها که نماز را برپا مى ‏دارند ، و در حال رکوع، زکات مى ‏دهند . گذشته‌ از اجماع‌ دانشمندان شیعه در دلالت این آیه بر امامت امیر مؤمنان علیه السلام‌ ، برخی از عالمان سنی بر نزول این آیه در حق امیر مؤمنان علیه السلام ادعای اجماع کرده‌اند که در ادامه سخن آن‌ها خواهد آمد. استدلال‌ شیعه‌ به‌ این‌ آیه‌ بر مقدماتی‌ استوار است ‌که یکی‌ از اساسی‌ترین آن‌‌ها نزول‌ این‌ آیه‌ درباره‌ امیر مؤمنان علیه السلام است‌ که با ادعای اجماع دانشمندان سنی ، این مقدمه به راحتی اثبات می‌شود. اهل سنت امامت را مقام عرفی و عادی می‌دانند که با انتخاب و اختیار مردم تحقق پذیر است و با همین مبنا ، متون دینی و آیات قرآنی را تبیین و تفسیر نموده و مشروعیت خلافت خلفا را تحلیل کرده‌اند . بر اساس همین مبنا است که آن‌ها هر نص دینی را که بر نصب و مشروعیت الهی تصریح داشته باشد ، توجیه و تأویل می کنند ؛ از جمله در باره این آیه نیز توجیهات و تأویلاتی دارند که این این نوشتار در پی پاسخ گویی به این تأویلات و شبهاتی است .

مبحث اول : شأن  نزول آیه ولایت

انکار نزول آیه درباره امام  علی (علیه السلام)

‌طرح شبهه


برخی از دانشمندان سنی ، نزول این آیه را در حق امیر مؤمنان علیه السلام به شدت انکار کرده‌اند که در ذیل به سخنان و ادله آن‌ها اشاره و در ادامه به نقد آن‌ها خواهیم پرداخت .

1. ابن تیمیه ، نزول آیه ولایت را در باره امام علی علیه السلام انکار نموده و معتقد است که روایات شأن نزول ، از سوی دروغ‌گوها جعل گردیده است . وی در این باره می‌گوید :

وَقَدْ وَضَعَ بَعْضُ الْكَذَّابِينَ حَدِيثًا مُفْتَرًى أَنَّ هَذِهِ الْآيَةَ نَزَلَتْ فِي عَلِيٍّ لَمَّا تَصَدَّقَ بِخَاتَمِهِ فِي الصَّلَاةِ، وَهَذَا كَذِبٌ. بِإِجْمَاعِ أَهْلِ الْعِلْمِ [بِالنَّقْلِ]، وَكَذِبُهُ بَيِّنٌ، مِنْ وُجُوهٍ كَثِيرَةٍ

بعضی از دروغ گوها حدیثی را درست کرده‌اند مبنی بر این که  آیه ولایت در باره علی [علیه السلام] در هنگامی که انگشترش را در حال نماز  صدقه می‌داد نازل شده است ؛ این مطلب به اتفاق اهل علم دروغ است و دورغ بودن آن چندین دلیل آشکار می‌سازد .

إبن تیمیة الحرانی ،أحمد بن عبد الحلیم أبو العباس( الوفاة: 728 )، منهاج السنة النبویة ، ج2 ص 30، دار النشر : مؤسسة قرطبة - 1406 ، الطبعة : الأولى ، تحقیق : د. محمد رشاد سالم .

 

ابن تیمیه و اهل بیت

 




ادامه مطلب
[چهارشنبه 8 مهر 1394 ]  [5:01 PM]  [رسول ایمانی]

تفاوت پيامبر با امام در چه مواردى است؟

«شأن نبى» آن است كه راه را بر مردم آشكار كند؛ امّا امام، مردم را راهبرى مى‏كند و به پيمودن راه وا مى‏دارد. براين اساس مقام امامت از نبوت بالاتر است و به همين دليل، ابراهيم خليل، مدت‏ها پس از آنكه به پيامبرى رسيد و پس از پيروزى در امتحان‏هاى متعدد، به مقام امامت نايل آمد.

 برترى مقام امامت از مقام نبوت، به معناى آن نيست كه شخص «امام»، از شخص «نبى» برتر و بالاتر است؛ زيرا بسيارى از پيامبران- از جمله پيامبر اسلام- علاوه بر مقام «نبوت»، داراى مقام «امامت» نيز بوده‏اند.

«امام» كسى است كه در عصر خود، در نقطه اوج و قله هرم هستى قرار دارد. به همين جهت باطن امام، همانند باطن پيامبر، با نور «ولايت حق» روشن بوده و با عالم حقايق و معانى غيبى ارتباط دارد. امام، همانند پيامبر، واسطه فيض ميان خلق و حق‏تعالى، عامل ارتباط خلق با حق و حافظ حريم‏ وحى و شريعت است. امّا پيامبر نيست؛ يعنى، مقام و شأن و مسئوليت نبوّت و رسالت را به او نداده‏اند. براساس روايات، امامان دست‏آموز «الهام غيبى» اند. آنان صداى غيب را مى‏شنوند، اما فرشته را نمى‏بينند؛ برخلاف پيامبر كه سخن فرشته را مى‏شنود و گاه خود ملك را مى‏بيند، نه اينكه تنها صدا را بشنود 




ادامه مطلب
[یک شنبه 5 مهر 1394 ]  [3:52 AM]  [رسول ایمانی]
تعداد کل صفحات : 3 ::      1   2   3