امام المسلمین

شاهی که وصی بود و ولی بود، علی بود....سلطان سخا و کرم و جود، علی بود

 

مراد از ولايت كه شرط قبولى اعمال قرار داده شده چيست؟

 

با توجه به اين كه ولايت از مسائل اعتقادي است و مسايل عقيدتي زيربنا و اساس امور عملي هستند نقش آن در صحت و بطلان اعمال بسيار منطقي و موجه است و تضادي با روايتي كه نماز را مبناي قبولي اعمال مي‏داند ندارد، زيرا نماز نيز در ميان اعمال ستون دين قلمداد شده، بنابراين در درجه اول عقايد زيرساخت اعمال‏اند، سپس در ميان خود اعمال ترتب و مدارج وجود دارد و برخي نسبت به ديگري حالت كليدي و زيربنايي دارد و چون ولايت از عقايد است اساس و زيرساخت نماز نيز مي‏باشد. اما معناي ولايت به طور فشرده تولي در امور ديني است و آن دايره‏اي وسيع دارد كه دوجنبه آن بسيار مهم است:

1- مرجعيت ديني،

2- زعامت و رهبري سياسي و شناخت و پذيرش مراجع

ذي‏صلاح بعد از پيامبر براي اخذ معالم دين و تفسير و تبيين صدور حد صحيح دين، قرآن و سنت و پذيرش و زعامت آنان در امور دين و دنيا همان مسأله ولايت است.




ادامه مطلب
[یک شنبه 5 مهر 1394 ]  [12:30 AM]  [رسول ایمانی]

اگر كسي منكر امامت در اصل دين باشد كافر هست؟ و به معناي ديگر آيا 97% مسلمانان روي زمين در صورت مثبت بودن نظريه كافرند؟

عدم پذيرش امامت اميرالمومنين(ع) توسط اهل سنت - اعم از علما و عوام آنان - با وجود نصوص متواتر و معتبردينى علل متعددى دارد: 

1- ضعف آگاهى: بسيارى از اهل تسنن از نصوص صريح پيامبر اكرم(ص) پيرامون اميرالمومنين(ع) نا آگاهند و يابهتعبير ديگر با مكانيسمهايى آنان را ناآگاه گذارده‏اند. شايد تصور شود كه اين عامل تنها در ميان غير اهل علم جارىاست در حالى كه چنين نيست. زيرا هرچند بيشتر مبتلايان به آن توده‏ها هستند ليكن اهل علم نيز مراتبى دارند وبسيارى از آنان از متون دست دوم و سوم استفاده مى‏كنند و چندان اهل تحقيق و كاوش نيستند. حقايق بسيارى برآنانپوشيده مى‏ماند. اين روند با دو شيوه اعمال گرديده:

الف) به عنوان نمونه پس از رحلت پيامبر براى ناآگاه نگهداشتن توده‏ها پيرامون اميرالمومنين(ع) بدستور خليفهسخنان پيامبر ممنوع اعلام گرديد و در توجيه آن گفتند: قرآن ما را بس است! (حسبنا كتاب الله) اين جريان چنان باشدت دنبال شد كه بسيارى از منابع روايى را سوزاندند و راويان آن را تحت تعقيب و شكنجه قرار دادند تا از انتشار آنسخنان جلوگيرى به عمل آورند. (ر.ك: اجتهاد در مقابل نص «ترجمه الاجتهاد والنص» سيد شرف الدين)

ب) محمد بن جرير طبرى در تاريخ خود سخنان پيامبر را در جريان دعوت خويشاوندان (ليله الانذار) چنين نقلكرده «فانكم يوازرنى على هذا الامر على ان يكون اخى و وصيى و خليفتى فيكم» و چون سخن به اين صراحتپيرامون ولايت و وصايت امير مومنان او را ناخوشايند بود در تفسير خود آن را حذف كرده و بجايش آورده «كذا وكذا»سپس (ابن كثير) در تاريخ خود همين راه را پيموده و اين جريان در ديگر ادبيات تاريخى اهل تسنن تا زمان ما استمراريافته و حسنين هيكل (وزير اسبق فرهنگ مصر) در چاپهاى دوم و سوم كتاب «حياه محمد» سخنان پيامبر صل اللهعليه و آله در حمايت از حضرت على(ع) را از اين واقعه به كلى حذف كرده است.




ادامه مطلب
[یک شنبه 5 مهر 1394 ]  [12:30 AM]  [رسول ایمانی]

 

رسول اکرم (صلي الله عليه و آله) فرمود: دوازده تن از اهل بيت من ميباشند که خداوند متعال فهم و علم و حکمت مرا بآنان عطاء ميفرمايد، و آنانرا از طينت من آفريند، پس واي بر افراديکه مقامات آنانرا منکر شده، و قرابت و صله ارحام مرا درباره اهل بيت من در نظر نگيرند، اين افراد از شفاعت من محروم خواهند بود. 

 

حضرت صادق (عليه‏السلام) فرمود: پدرم بجابربن عبدالله انصاري فرمود: مرا بتو حاجتي هست، و هر زمانيکه براي تو سنگين نباشد ميخواهم بطور خصوصي با تو ملاقات کرده و موضوعي را از تو بپرسم ! جابر گفت: هر زمانيکه خواستي اختيار فرما. پس پدرم با جابر خلوت کرده، و اظهار نمود که: ميخواهم از خصوصيات لوحيکه در دست مادرم فاطمه سلام الله عليها مشاهده کردي، و آنچه را که ايشان تو را خبر داد، بطور مشروح بمن بازگويي !  

جابر گفت: من خداي متعال را شاهد ميگيرم که پس از ولادت حضرت امام حسين (عليه‏السلام) بعنوان تهنيت بخدمت آنحضرت مشرف شده، و در دست او لوح   سبزي ديدم که تصور کردم که آن از زمرد باشد، و نوشته‏ هايي در آن بود که چون نور آفتاب ميدرخشيد.  

عرض کردم: پدر و مادرم فداي تو باد اي دختر پيغمبر خدا، چيست اين لوح ؟ فرمود: اين لوحيست که پروردگار متعال بپدرم رسول خدا هديه داده است، و در آن نام پدرم و نام شوهرم و نام دو فرزندم و نامهاي اوصياء پيغمبر از فرزندانم ثبت است، و پدرم بخاطر خوشنودي من آنرا بمن عطاء فرموده است.  

پس مادرت فاطمه عليهاالسلام آنرا بدست من داد، و من آن لوحرا قراءت کرده و رونوشت نمودم.  

و پدرم از جابر درخواست کرد که: ان لوحرا بآنحضرت نشان داده و خصوصيات آنرا مشاهده کند. پس با همديگر بطرف منزل جابر حرکت نمودند، و چون بمنزل جابر رسيدند: جابر صحيفه‏اي از پوست را آورده و بپدرم عرضه نمود.جابر گفت: خدا را شاهد ميگيرم که اينچنين بود در لوح حضرت فاطمه سلام‏الله عليها ... بدرستيکه تکذيب کننده بامام هشتم تکذيب کننده ميپوشد بهمه اولياء من، و علي ولي و ناصر من خواهد بود، و کسيکه سنگينهاي مقام نبوت و وظائف مربوط بآنرا بدوش او ميگذارم، و عطاء ميکنم او را قوت و نيروي استقامت، و بقتل ميرساند او را شخص زمخت و خبيث و بدجنسي که خودخواه است.




ادامه مطلب
[شنبه 4 مهر 1394 ]  [5:24 AM]  [رسول ایمانی]

از نظر ما اصول دين اسلام عبارت است از توحيد, نبوت, معاد, عدل و امامت؛ منتهي چون اهل سنت در اين امر اختلاف کرده اند و دو اصل عدل و امامت را به عنوان اصول دين نپذيرفته اند, خود به خود اين دو اصل به مذهب شيعه اختصاص يافته و به عنوان اصول مذهب تلقي شده است از سوي ديگر, «امامت» استمرار و ادامه «نبوت » است.

تمام وظايف و شئوني که براي پيامبر (ص) ثابت است- به استثناي دريافت وحي- براي امام عليه السلام نيز ثابت باشد, وظايفي مانند:


1. تبليغ وحي
2. تفسير و تبيين وحي
3. اجراء وحي در سطح جامعه (تشکيل حکومت ديني)
4. قضاوت و داوري مردم
5. مبارزه با انحرافات و کجروي ها در تفسير و تطبيق دين
6. حفظ و صيانت و نگهباني از کيان دين و قرآن و ...
.


از اين رو, «امامت » استمرار خط نبوت و پاسداشت تاريخي آن در عصر خاتميت است. لذا اعتقاد حقيقي به «نبوت خاتم » مستلزم اعتقاد و ايمان به «امامت» نيز هست. بنابراين مي توان امامت را به عنوان زير مجموعه «نبوت» تلقي نمود.




ادامه مطلب
[شنبه 4 مهر 1394 ]  [3:16 AM]  [رسول ایمانی]

استدلال شيعه بر امامت به آيه شريفه «يا اَيُهاَ الرَسول بَلِّغ ما اُنزِلَ اِلَيك...» چگونه است؟

 

خداوند در اين آيه مي‎فرمايد:

مائده/67 «يا آيُهَا الرَسولُ بَلِّغ ما ا‘نزِلَ اِلَيكَ مِن رَبِكَ وَاِن لَم تَفعَل فَما بَلًغتَ رِسالَتُه»

 [اي پيامبر! آنچه را كه بر تول نازل شد، تبليغ كن و اگر تبليغ نكني رسالت الهي را تبليغ نكرده‎اي.]

مفاد اين آيه آنچنان شديد است كه مفاد حديث «مَن ماتَ وَ لَم يَعْرِف اِمامَ زَمانِهِ ماتَ ميتَهً جاهِلِيَةً».

اجمالاً خود آيه نشان مي دهد كه موضوع آنچنان مهم است كه اگر پيغمبر تبليغ نكند، اصلاً رسالتش را ابلاغ نكرده است. سوره مائده به اتفاق شيعه و سني آخرين سوره اي است كه بر پيغمبر نازل شده و اين آيات جزء آخرين آياتي است كه بر پيغمبر نازل شده؛ يعني در وقتي نازل شده كه پيغمبر (ص) تمام دستورات ديگر را در مدت سيزده سال مكه و ده سال مدينه گفته بوده و اين، جزء آخرين دستورات بوده است.

شيعه سؤال مي كند اين دستوري كه جزء آخرين دستورهاست و آنقدر مهم است كه اگر پيغمبر آن را ابلاغ نكند همه گذشته ها كأن لم يكن است، چيست؟ يعني شما نمي توانيد موضوعي نشان بدهيد كه مربوط باشد به سالهاي آخر عمر پيغمبر و اهميتش در آن درجه باشد كه اگر ابلاغ نشود هيچ چيز ابلاغ نشده است. ولي ما مي گوييم آن موضوع، مسأله امامت است كه اگر نباشد، همه چيز كأن لم يكن است، يعني شيرازه اسلام از هم مي پاشد. بعلاوه، شيعه از كلمات و روايات خود اهل تسنن دليل مي آورد كه اين آيه در غدير خم نازل شده است.

مجموعه آثار شهيد مطهري ج4 - امامت.




ادامه مطلب
[شنبه 4 مهر 1394 ]  [3:09 AM]  [رسول ایمانی]

گواهي علماي اهل سنت بر دلالت حديث غدير بر امامت علي (ع)

 

1 - ابو حامد غزالي متوفاي 505، بعد از نقل تبريك خليفه دوم به علي (ع) مي گويد: اين سخن عمر در حقيقت تسليم در برابر خلافت علي و رضايت و قبول آن بود. امّا پس از آن، هوي و هوس بر وي غلبه كرد و به خاطرحبّ رياست و رسيدن به خلافت، عهد و پيمان خود را پشت سر افكنده و آن را به قيمتي اندك فروختند: «فهذا تسليم ورضي وتحكيم، ثم بعد هذا غلب الهوي لحب الرياسة ...فنبذوه وراء ظهورهم، واشتروا به ثمنا قليلا».

 سرّ العالمين ، ص 21.

شخصيت غزالي از ديدگاه علماء اهل سنت

يافعي گفته: فضائل امام غزالي فراتر از شمارش است و اهل كرامات بزرگ بوده؛ وفضائل الإمام أبي حامد الغزالي أكثر من أن تحصر... اشتهرت كرامته العظيمة.

مرآة الجنان ج 3 ص 190.

سيوطي گفته: اگر بنا بود بعد از پيامبر اكرم (ص) پيامبري بيايد، قطعا ابو حامد غزالي مي شد؛لو كان بعد النبي صلي الله عليه وآله وسلم نبي لكان الغزالي

التَنْبِئَةُ بِمَنْ يَبْعَثُهُ الله عَلَي رَاْسِ كُلِّ مِاَئة، ص 12.

 

2 - سبط ابن جوزي متوفاي 654، مي گويد: كه اين حديث غدير نص صريح در إثبات إمامت علي و قبول اطاعت او است. «وهذا نص صريح في إثبات إمامته وقبول طاعته». تذكرة الخواص ص 60 ، نشر ذوي القربي - 1427.

شخصيت سبط ابن جوزي از ديدگاه علماء اهل سنت

ذهبي در حق سبط ابن جوزي گفته: او إمام و فقيه و واعظ بي نظير و مورد قبول همه بود: وكان إماماً فقيهاً واعظاً وحيداً ... صاحب قبولٍ تامّ .

 تاريخ الإسلام ج 48 ص 184.

 

 




ادامه مطلب
[شنبه 4 مهر 1394 ]  [3:01 AM]  [رسول ایمانی]

نتایج تفسیر ایه 55 سوره مبارکه  مائده

 

 

*"إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذينَ آمَنُوا الَّذينَ يُقيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ

*

 


جز اين نيست كه ولى شما خداست و رسول او و آنان كه ايمان آورده‏اند، همان ايمان آورندگانى كه اقامه نماز و اداى زكات مى‏كنند در حالى كه در ركوع نمازند


 1- معمولاً در قرآن نماز وزكات در كنار هم مطرح شده است، ولى در این آیه، هر دو به هم آمیخته‏اند. (دادن زكات در حال نماز) «الّذین یقیمون الصلوة و یؤتون الزكاة و هم راكعون»


2- كسانى كه اهل نماز و زكات نیستند، حقّ ولایت بر مردم را ندارند. «انّما ولیّكم اللَّه...» («انّما»، نشانه‏ى انحصار ولایت در افراد خاصّ است)


3- هرگونه ولایت، حكومت و سرپرستى كه از طریق خدا و رسول و امام نباشد، باطل است. «انّما ولیّكم اللَّه...» (كلمه «انّما» علامت حصر است)


4-ولایت‏ها در طول یكدیگرند، نه در برابر یكدیگر. ولایت بر مسلمین، ابتدا از آنِ خداست، سپس پیامبر، آنگاه امام. «انّما ولیّكم اللَّه و رسوله و الّذین آمنوا...»




ادامه مطلب
[جمعه 3 مهر 1394 ]  [5:20 AM]  [رسول ایمانی]

 

مراد از ولايت كه شرط قبولى اعمال قرار داده شده چيست؟

 

با توجه به اين كه ولايت از مسائل اعتقادي است و مسايل عقيدتي زيربنا و اساس امور عملي هستند نقش آن در صحت و بطلان اعمال بسيار منطقي و موجه است و تضادي با روايتي كه نماز را مبناي قبولي اعمال مي‏داند ندارد، زيرا نماز نيز در ميان اعمال ستون دين قلمداد شده، بنابراين در درجه اول عقايد زيرساخت اعمال‏اند، سپس در ميان خود اعمال ترتب و مدارج وجود دارد و برخي نسبت به ديگري حالت كليدي و زيربنايي دارد و چون ولايت از عقايد است اساس و زيرساخت نماز نيز مي‏باشد. اما معناي ولايت به طور فشرده تولي در امور ديني است و آن دايره‏اي وسيع دارد كه دوجنبه آن بسيار مهم است:

1- مرجعيت ديني،

2- زعامت و رهبري سياسي و شناخت و پذيرش مراجع

ذي‏صلاح بعد از پيامبر براي اخذ معالم دين و تفسير و تبيين صدور حد صحيح دين، قرآن و سنت و پذيرش و زعامت آنان در امور دين و دنيا همان مسأله ولايت است.




ادامه مطلب
[جمعه 3 مهر 1394 ]  [3:28 AM]  [رسول ایمانی]

چگونه حديث غدير بر امامت وخلافت حضرت علي (ع) دلالت مي كند؟

 

1 - ولايت علي (ع) برگرفته ازو ولايت خدا و پيامبر (ص)

طبق نقل احمد بن حنبل، پس از مناشده و سوگند دادن علي (ع) ، تعدادي از صحابه كه در غدير حضور داشتند شهادت دادند پيامبر گرامي (ص) قبل از بيان جايگاه ولايت وخلافت علي (ع) از مردم  پرسید:

اليْسَ الله أَوْلَي بِالْمُؤْمِنِينَ؟ آيا خداوند ولايت تامه به تمامي مؤمنان ندارد؟ پاسخ دادند: بلي ! آنگاه فرمود: اَلّلهُمَّ مَنْ كُنْتُ مَوْلاَهُ فَعَلِيٌّ مَوْلاَهُ اَلّلهُمَّ وَالِ مَنْ وَالاَهُ وَعَادِ مَنْ عَادَاهُ؛

 خدايا تو شاهد باش! هر كس مولاي او هستم؛ علي مولاي اوست. خدايا دوست بدار هر كس علي را دوست بدارد و دشمن باش با كسي كه با علي دشمني كند. 

مسند أحمد بن حنبل ج 1 ص 118.

الباني از علماي بزرگ وهابي گفته: اين روايت صحيح است: حديث صحيح. السلسلة الصحيحة ، ج 4 ، ص 249

پيامبر اكرم (ص) با اين سخن خود اعلام فرموده:

علي (ع) همانند ولايت من، برگرفته از ولايت خداوند است.

 




ادامه مطلب
[جمعه 3 مهر 1394 ]  [2:55 AM]  [رسول ایمانی]

 

تمام آن چه كه از آن با عنوان همكاري امير مؤمنان عليه السلام با خلفا ياد مي شود به سه دسته تقسيم مي شود:

1 . مشورت در امور قضائي ؛

2 . مشورت در امور دفاعي و جنگي ؛

3 . مشورت در مسائل علمي و حلّ مشكلات اعتقادي .

نقش امير المؤمنين در اين موارد حد اكثر به اندازه پاسخ به درخواست ارشاد وراهنمائي طرف مقابل است كه وظيفه هر مسلماني است . حتي اگر طرف مشورت غير مسلمان باشد ، باز هم وظيفه دارد كه با نهايت امانت داري وي را راهنمايي كند ؛ چه رسد به اين كه اگر مسأله حفظ اساس اسلام و دين خدا در ميان باشد .




ادامه مطلب
[جمعه 3 مهر 1394 ]  [2:27 AM]  [رسول ایمانی]
تعداد کل صفحات : 3 ::      1   2   3