عربی
عربی ، صرف و نحو و همه چیز 
قالب وبلاگ

 

1ـ تصغیر: ایجاد تغییر و دگرگونی در ساختمان صرفی كلمه طبق قواعدی خاص برای بیان كمی و كاستی یا خردی و كوچكی و یا نزدیکی را تصغیر می‌نامند.
    2ـ واژه‌ای که از آن اسم مصغّر ساخته می‌شود باید معرب‌ باشد، به خودی خود بر خردی و كوچكی یا كمی و كاستی دلالت نكند و معنای قابل تصغیر داشته باشد.
    3ـ اسمی كه به لحاظ ساختمان صرفی خاصّ خود بر مفهوم خردی و كوچكی یا کمی و کاستی و یا نزدیکی دلالت کند اسم مصغِّر نامیده می‌شود. برای ساختن اسم مصغّر ابتدا حرف اول اسم را مضموم و حرف دوم را مفتوح می‌کنیم،‌ سپس یاء ساكنه‌ای را ـ که یاء تصغیر نام دارد ـ به حروف آن می‌افزاییم؛ مانند: «نَهْر¬ نُهَیر».
    4ـ در زبان عربی تصغیر به دلایل و انگیزه‌های متعدّدی صورت می‌پذیرد که مهم‌ترین آنها عبارت‌اند از:
    الف) بیان كوچكی؛ مانند: «بُلَیْبِل (بلبل کوچک)»؛
    ب) بیان نزدیكی مكانی یا زمانی؛ مانند: «فُوَیق (اندكی بالاتر) و بُعَید (اندکی دورتر)»؛
    ج) بیان كمی مقدار یا تعداد؛ مانند: «دُرَیهِم (مقدار اندكی درهم/ پول)»؛
    د) توهین و تحقیر؛ مانند: «شُوَیعِر (شاعرک)»؛
    ﻫ) ابراز محبت و شفقت؛ مانند: «أُخَيَّ (برادر عزیزم)».

 

اوزان تصغیر

1ـ «فُعَیل، فُعَیْعِل و فُعَیْعیل» صیغه‌هایی هستند که اسمها در زبان عربی با یکی از آنها مصغّر می‌شوند و «صیغه‌های تصغیر/ صیغه‌های اسم مصغر/ اوزان تصغیر/ اوزان اسم مصغر» نامیده می‌شوند.
    2ـ وزن «فُعَیل» برای تصغیر كلمات سه حرفی به کار می‌رود؛ مانند: «نَهْر ← نُهَیْر».
    3ـ وزن «فُعَیْعِل» برای مصغّر کردن كلمات چهار حرفی به کار می‌رود؛ مانند: «بُلْبُل ← بُلَیْبِل». همچنین كلمات پنج حرفی‌ای كه تمام حروف آنها اصلی است پس از حذف حرف چهارم یا حرف پنجم با این صیغه مصغّر می‌شوند؛ مانند: «فَرَزْدَق ← فَرَزْد ← فُرَیْزِد» یا «فَرَزْدَق ← فَرَزْق ← فُرَیْزِق».
    4ـ كلمات پنج حرفی‌ای كه حرف چهارم آنها حرف علّه است بر وزن «فُعَیْعِیل» مصغر می‌شوند؛ مانند: «مِصْباح ← مُصَیْبیح».

 

ملاحظه

    نکتۀ دیگری که در مبحث تصغیر باید به آن توجه کرد آن است که هنگام مصغّر کردن آن دسته از اسمهای مؤنث سه حرفی (ثلاثی)‌ كه علامت تأنیث‌ ندارند باید یک «تای مدوّره» به آخر آنها افزود و پیش از تای مدوّره آخرین حرف واژه را نیز مفتوح کرد؛ مانند: «عَین ← عُیَیْنَة، هِنْد ← هُنَیْدَة و سَمَاء ← سُمَیَّة».


ادامه مطلب
[ سه شنبه 20 مهر 1395  ] [ 4:30 PM ] [ سامان ] [ نظرات 0 ]

1ـ در تصغیرِ اسمهایی که دومین حرف آنها علّه است حرف علّه به اصل خود برمی‌گردد؛ مانند: «مِیزان (در اصل «مِوْزان» بوده است) ← مُوَیْزِین» و «مُوسِر (در اصل «مُیْسِر» بوده است) ← مُیَیْسِر». حال اگر حرف علّه «الف» و منقلب از همزه باشد، یا زائد و یا مجهول الاصل باشد، در تصغیر به «واو» بدل می‌شود؛ مانند: «آصال (الف آن منقلب از همزه است) ← أُوَیْصَال»، «شَاعِر (الف آن زائد است) ← شُوَیْعِر» و «صاب (الف آن مجهول الاصل است) ← صُوَیْب».
    2ـ هنگام تصغیر اسمهایی که سومین حرف آنها حرف علّه است ابتدا حرف علّه به «یاء» بدل می‌گردد، آن‌گاه با یاء تصغیر ادغام می‌شود؛ مانند: «كِتاب ← كُتَیِّب». چنین اسمهایی اگر به یاء مشدّدی ختم شده باشند که پیش از آن «یاء» دو حرف دیگر وجود داشته باشد، هنگام تصغیر یاء دوم حذف می‌شود و یاء اوّل با یاء تصغیر ادغام می‌گردد؛ مانند: «زَکِيّ ← زُکَيّ».

هرگاه اسمهای چهار حرفی و پنج حرفی‌ ریشۀ سه حرفی داشته باشند در حالتهای زیر همچون اسمهای سه حرفی مصغّر می‌شوند:
1ـ به تای تأنیث ختم شده باشند؛ مانند: «تَمْرَﺓ ← تُمَیْرَﺓ»؛
2ـ به الف مقصوره ختم شده باشند؛ مانند: «سَلْمَی ← سُلَیْمَی»؛
3ـ به الف ممدوده ختم شده باشند؛ مانند: «خَضْراء ← خُضَیْراء»؛
4ـ به الف و نون زائد ختم شده باشند؛ مانند: «عَطْشان ← عُطَیْشان»؛
5ـ جمع مكسّر و بر وزن «أفْعال» باشند؛ مانند: «أطْفال ← أُطَیْفال».

 

آن دسته از اسمهای پنج حرفی و شش حرفی كه پس از چهارمین حرف آنها تای تأنیث، الف ممدوده، یاء نسبت یا الف و نون زائد آمده باشد دقیقاً مانند اسمهای چهار حرفی مصغّر می‌شوند؛ مانند: «مَكْتَبَة ← مُكَیْتِبَة؛ کَربلاء ← کُرَیْبِلاء؛ مَشْرِقِيّ ← مُشَیْرِقيّ؛ مِهْرَجان ← مُهَیْرِجان».

 

اسمی كه در حالت عادی یكی از حروف اصلی آن حذف شده باشد هنگام تصغیر یکی از سه حالت زیر را دارد:
1ـ اگر تنها دو حرف داشته باشد، هنگام تصغیر حرف محذوف برمی‌گردد؛ مانند: «أخ ← أُخَیْو ← أُخَيّ».
2ـ اگر به جای حرف محذوف همزۀ وصل به ابتدای آن افزوده شده‌ باشد، هنگام تصغیر همزه حذف می‌شود و حرف محذوف برمی‌گردد؛ مانند: «اِسْم ← سُمَیْو← سُمَيّ».
3ـ اگر به جای حرف محذوفْ تای مدوّره‌ای به آخر آن افزوده شده باشد، هنگام تصغیر حرف محذوف مجدداً برمی‌گردد و تای مدوّره همچنان بر جای خود باقی می‌ماند؛ مانند: «ثِقَة ← وُثَیْقَة

 

قاعده

    1ـ اسمهای مثنی، جمع مذكر و مؤنث سالم و جمع قلّت با لفظ خود مصغّر می‌شوند و قبل از تصغیر هیچ تغییری در بنای صرفی آنها به وجود نمی‌آید؛ مانند: «تِلمیذَیْنِ ← تُلَیْمِیذَیْنِ؛ مُرْسَلُونَ  مُرَیْسِلُونَ؛ مُرْسَلات ← مُرَیْسِلات و أنْهار ← أُنَیْهَار».
    2ـ جمعهای كثرت ابتدا به صورت مفرد در آمده سپس مصغّر می‌شوند، آن‌گاه اگر مفرد آنها مذكر باشد به صورت جمع مذكر سالم و اگر مؤنّث یا مذكّر غیر عاقل باشد به صورت جمع مؤنّث سالم درمی‌آیند؛ مانند: «عَمَلَة (جمع «عامِل») ← عُوَیْلِمُون؛ قِطَع (جمع «قِطْعَة») ← قُطَیْعَات و جِبال (جمع «جَبَل») ← جُبَیْلات».


ادامه مطلب
[ سه شنبه 20 مهر 1395  ] [ 4:27 PM ] [ سامان ] [ نظرات 0 ]

1ـ اسم از لحاظ داشتن یا نداشتن علامت تأنیث به سه قسم مؤنث لفظی، مؤنث معنوی و مؤنث لفظی ـ معنوی تقسیم می‌شود.
    2ـ مؤنث لفظی اسم مذکّری است كه علامت تأنیث داشته باشد؛ مانند: «طَلحَة» و «زَکَرِیّاء».
    3ـ مؤنث معنوی اسم مؤنثی ـ اعم از حقیقی یا مجازی ـ است كه علامت تأنیث نداشته باشد؛ مانند: «زَینَب» و «شَمْس».
    4ـ مؤنث لفظی ـ معنوی اسم مؤنثی است كه علامت تأنیث هم داشته باشد؛ مانند: «فَاطِمَةُ» و «بَقَرَةٌ».

5ـ اسم مذکّر حقیقی با اضافه شدن تای تأنیث به آخر آن مؤنث می‌شود؛ مانند: «سَلِیمٌ ← سَلِیمَةٌ».

 6ـ بسیاری از صفات با افزودن تای تأنیث به آخر آنها مؤنث می‌شوند؛ مانند: «عَالِمٌ ←عَالِمَةٌ،‌ مَقبُولٌ ← مَقبُولَةٌ». برخی دیگر از صفتها وضعیت دیگری دارند و به شیوه‌هایی متفاوت مؤنّث می‌شوند. این صفات عبارت‌اند از:

    الف) صفت مشبهه‌ای كه بر وزن «فَعْلان» باشد که مؤنث آن بر وزن «فَعْلَی» است؛ مانند: «كَسْلان ← كَسْلَی».
    ب) صفت مشبهه‌ای كه بر وزن «أفْعَل» باشد که مؤنث آن بر وزن «فَعْلاء» است؛ مانند: «أحْمَر ← حَمْرَاء».
    ج) أفعل تفضیل كه مذکّر آن بر وزن «أفْعَل» باشد که مؤنث آن بر وزن «فُعْلَی» می‌آید؛ مانند: «أكْرَم  ← كُرْمَی، أكْبَر ← كُبْرَی».

 

 


ادامه مطلب
[ جمعه 9 مهر 1395  ] [ 2:59 PM ] [ سامان ] [ نظرات 0 ]

1ـ اسمها در زبان عربی یا مذکّرند یا مؤنث؛ اعمّ از آنکه بر جنس مذکّر یا مؤنّثی دلالت کنند یا بر اشیاء که در حقیقت نه مذکّرند نه مؤنث، بلکه یا مذکّر فرض شده‌اند یا مؤنّث.
2ـ مذکّر اسمی است که بر جنس مذکّری، اعم از انسان یا حیوان یا شیئی که مذکّر فرض شده است، دلالت می‌کند.
3ـ مؤنث اسمی است که بر جنس ماده‌ای، اعم از انسان یا حیوان یا شیئی که مؤنث فرض شده است، دلالت می‌کند.

4ـ به اسمهایی که بر جنس نر یا ماده, اعم از انسان یا حیوان, دلالت می‌کند مذکّر و مؤنث حقیقی می‌گویند؛ مانند: «اُسْتَاذ و زَمیلَة» و «فَرَس و ناقَة».
    5ـ به اسمهایی که بر اشیاء دلالت می‌کنند و در حقیقت نه مذکّرند نه مؤنّث، ولی در زبان عربی مذکّر یا مؤنّث فرض شده‌اند مذکّر و مؤنث مجازی می‌گویند؛ مانند: «کِتاب» و «شَمْس».

ملاحظه

    با این همه باید توجه داشت که در زبان عربی هر اسمی که تای مدوّره (ة) داشته باشد لزوماً مؤنث حقیقی یا حتی مؤنّث مجازی نیست؛ همچون «طَلْحَة، عَلّامَة و راوِیَة»؛ زیرا همۀ آنها برای مذکّر حقیقی به کار می‌روند.
    به طور کلّی تای مدوّره اقسامی دارد که مهم‌ترین آنها عبارت‌اند از:
    1ـ تای تأنیث (در صفتها و اسمهای مؤنث حقیقی یا مجازی)؛ مانند: «فاطِمَة، مِنْضَدَة، شَرِیفَة و مُؤْمِنَة»؛
    2ـ تای جمع که به برخی از جمعهای مکسّر افزوده می‌شود؛ مانند: «طَلَبَة و أسَاتِذَة»؛
    3ـ تای مصدری که حرف پایانی برخی از مصادر عربی است؛ مانند: «اَلمُشَارَکَة، اَلتَّرْبِیَة و اَلقِرَاءَة»؛
    4ـ تای عوض از فاء الفعل، عین الفعل یا لام الفعل محذوف که به آخر واژه‌ افزوده می‌شود؛ مانند: «وَعْد! عِدَة، إقْوام! إقَامَة و شَفَه! شَفَة»؛
    5ـ تای وحدت که بیانگر مفرد بودن واژه و تفاوت آن نسبت به اسم جنس همان واژه است؛ مانند: «بُرْتُقَالَة و تُفَّاحَة»؛
    6ـ تای مبالغه که به برخی از اسمهای مبالغه می‌پیوندد و گویای مبالغه در دارا بودن آن صفت است و به طور یکسان بر مذکّر و مؤنّث اطلاق می‌گردد؛ مانند: «عَلَّامَة و فَهَّامَة».
    با این همه باید توجّه داشته باشیم که در زبان عربی تای مدوّره از نشانه‌های تأنیث است و هرگاه در اسمی دیده شود آن اسم لفظاً مؤنث به شمار می‌رود، مگر آنکه آن اسم بر مذکّر حقیقی دلالت کند؛ مانند: «حَمْزَة، طَلْحَة و علّامة»‌. بر این اساس سایر اسمهای بالا که تای مدوّره گرفته‌اند مؤنّث تلقّی می‌شوند و از نظر دستوری همانند اسمهای مؤنث با آنها رفتار می‌شود.

 

نشانه‌ها‌ی تأنیث عبارت‌اند از: تای مدوره (ة)، الف مقصوره (یٰ ) و الف ممدوده (اء)؛ مانند: «رقیّة، بشریٰ و زهراء». باید توجه داشت که نشانه‌های تأنیث باید زائد بر ریشۀ كلمه باشند، وگر‌‌نه علامت تأنیث به شمار نمی‌روند.


ادامه مطلب
[ جمعه 9 مهر 1395  ] [ 1:05 PM ] [ سامان ] [ نظرات 0 ]

 نون تاکید در آخر فعلی در می‌آید که زمان آن فعل آینده باشد مثل فعل امر (بالصیغه(
هرگاه نون تاکید به آخر فعل امر اضافه شود در صیغه‌های مفرد لام الفعل محذوف برمی‌گردد و اگر الف منقلبه باشد به اصل قبل از قلب خود برمی‌گردد؛ زیرا نون تاکید به ماقبل خود فتحه می‌دهد. اُدْعُ »» اُدْعُوَنَّ
هرگاه نون تاکید به آخر فعلی اضافه شود که در آخر آن «واو» و یا «یاء» ضمیر باشد «واو» و «یاء» ضمیر از آخر فعل می‌افتد و ضمهٔ قبل از «واو» و کسرهٔ قبل از «یاء» باقی می‌ماند.
P هرگاه نون تاکید به آخر فعلی بپیوندد که در آخر آن فعل «واو» و یا «یاء» ضمیر باشد و ماقبل «واو» و «یاء» ضمیر مفتوح باشد «واو» و «یاء» ضمیر حذف نمی‌شوند. اِرْضَوُنَّ، اِرْضَیِنَّ
التقاء ساکنین در زبان عرب ممنوع است اما اگر ساکن اول حرف لین باشد («واو» ساکن ماقبل مفتوح و «یاء» ساکن ماقبل مفتوح) حرف «واو» و «یاء» باقی می‌ماند و التقاء ساکنین ایرادی ندارد.
اسم فاعل در ثلاثی مجرد بر وزن «فاعِل» و اسم مفعول بر وزن «مَفْعُول» است.
اسم فاعل در صیغه‌های مؤنث هیچ حذفی ندارد؛ اما در صیغهٔ مفرد و جمع مذکر به خاطر التقاء ساکنین لام الکلمه حذف می‌شود.
 اگر «الف» و «لام» بر سر اسم فاعل در بیاید در صیغهٔ مفرد مذکر حذفی صورت نمی‌گیرد؛ زیرا تنوین نونی ساکن است و بر اثر التقاء ساکنین لام الکلمه حذف می‌شود.
هرگاه از معتل اللام (ناقص واوی) اسم مفعول بنا شود «واو» اسم مفعول که «واو»ی ساکن است در واو لام الکلمه ادغام می‌شود و در حکم حرف صحیح خواهد بود.
 هرگاه «واو» و «یاء» کنار هم در یک کلمه قرار گیرند (و بر عکس) و اولین آن دو ساکن باشد «واو» قلب به «یاء» می‌شود و دو «یاء» در هم ادغام می‌شوند؛ اما اگر اول «واو» و دوم «یاء» باشد معمولا ماقبل «واو» مضموم است؛ لذا پس از قلب «واو» به «یاء» و ادغام دو «یاء» در یکدیگر ضمهٔ قبل از «واو» در اسم مفعول تبدیل به کسره می‌شود.


ادامه مطلب
[ دوشنبه 17 خرداد 1395  ] [ 9:22 PM ] [ سامان ] [ نظرات 0 ]

 اگر «واو» در آخر کلمه قرار گیرد و ماقبل آن مکسور باشد «واو» به «یاء» قلب می‌شود. برای نمونه «رَضِوَ» تبدیل به «رَضِيَ» می‌شود.
ضمیر «واو» هرگاه به آخر معتل اللام بپیوندد به خاطر التقاء ساکنین لام الفعل حذف می‌شود؛ اگر عین‌الفعل مفتوح یا مضموم باشد فتحه و ضمه باقی می‌ماند، اما اگر مکسور باشد به ضمه تبدیل می‌شود. برای نمونه «رَضِوْا» تبدیل به «رَضُوْا» می‌شود.
باب ششم (وزن «فَعُلَ») لازم است و نمی‌توان آن را مجهول کرد؛ امّا باب چهارم (وزن «فَعِلَ») را می‌توان مجهول کرد.
 حروف و حرکاتی که از فعل حذف می‌شود، در میزان نیز باید حذف شود.
صیغۀ غائبون و غائبات در «یَدْعُونَ» و «یَرْخُونَ» از لحاظ شکل یکسان هستند؛ اما در واقع نون در غائبات نون ضمیر و «واو»، لام الفعل است؛ یعنی بر وزن «یَفْعُلْنَ» و بدون اعلال است؛ ولی در غائبون نون، نون عوض رفع و «واو»، «واو» ضمیر است و لام الفعل حذف شده است؛ یعنی بر وزن «یَفْعُونَ» است.
 ضمیر «یاء» هرگاه به آخر معتل اللام بپیوندد به خاطر التقاء ساکنین، لام الفعل حذف می‌شود و اگر عین‌الفعل مکسور یا مفتوح باشد کسره و فتحه باقی می‌ماند؛ اما اگر مضموم باشد به کسره تبدیل می‌شود.
 صیغۀ مخاطبة و مخاطبات در «تَرْمِیْنَ» از لحاظ شکل یکسان هستند؛ اما در واقع «یاء» در مخاطبة ضمیر است و «یاء» لام الفعل حذف شده و بر وزن «تَفْعِیْنَ» است؛ ولی «یاء» در مخاطبات، لام الفعل و بر وزن «تَفْعِلْنَ» است.
 هرگاه حرف «واو» در مرتبۀ چهارم به بعد قرار گیرد و ماقبل آن مضموم نباشد، حرف «واو» به «یاء» قلب می‌شود.
همزهٔ وصل همواره مکسور است؛ مگر اینکه اولین حرف متحرک، مضموم باشد. مانند «اُدْعُ»


ادامه مطلب
[ دوشنبه 17 خرداد 1395  ] [ 9:19 PM ] [ سامان ] [ نظرات 0 ]

هرگاه عین الفعل به خاطر التقاء ساکنین حذف شود، اگر مضارع آن بر وزن «یَفْعُلُ» باشد، فاءالفعل مضموم و اگر مضارع آن بر وزن «یَفْعَلُ» یا «یَفْعِلُ» باشد، فاءالفعل مکسور می‌شود.
به جز ابواب «إفعال، استفعال، انفعال و افتعال»، ابواب دیگر ثلاثی مزید در فعل‌های اجوف هیچ اعلالی ندارند.
هرگاه حرف علّه در حرف دیگری مانند خود ادغام شود، تحت تأثیر هیچ یک از قواعد اعلالی قرار نمی‌گیرد.
 برای شناخت واوی و یایی بودن فعل اجوف در ثلاثی مجرد به مصدر مراجعه می‌شود.
 فعل ناقص فعل معتلی است که لام الفعل آن حرف علّه باشد

»واو» و «یاء» متحرک ماقبل مفتوح به «الف» قلب می‌شود. مانند «دَعَوَ» که «دَعَا» می‌شود.

»الف» منقلبه درناقص واوی به صورت «الف» کشیده و در ناقص یائی به صورت «الف» کوتاه رسم می‌شود. جَرَیٰ، غَزَا
الف ضمیر اگر به معتل اللام بپیوندد لام الفعل را تثبیت می‌کند و اگر لام الفعل، الف منقلبه باشد آن را به اصلِ خود برمی‌گرداند.
 واو ضمیر هرگاه به آخر معتل اللام بپیوندد به خاطر التقاء ساکنین لام الفعل حذف می‌شود.
ضمایر فاعلی متحرک همانند الف ضمیر، لام الفعل را تثبیت می‌کنند و اگر الف منقلبه باشد به اصل خود برمی‌گردد.
هرگاه «واو» در آخر واژه‌ای قرار گیرد و ماقبل آن مکسور باشد «واو» به «یاء» قلب می‌شود. مانند «دُعِوَ» که «دُعِيَ» می‌شود.

 


ادامه مطلب
[ دوشنبه 17 خرداد 1395  ] [ 9:15 PM ] [ سامان ] [ نظرات 0 ]

 

جمع مكسر جمعی است كه ساختمان و شکل اسم مفرد در آن تغییر می‌كند. این تغییر می‌تواند سه حالت داشته باشد:

الف) زیاد شدن تعداد حروف اسم مفرد، همراه با تغییر حرکات حروف آن؛ مانند: «شِكل ! أشكال و ضَرب ! ضُرُوب».

ب) كم شدن حروف اسم مفرد، همراه با تغییر حرکات حروف آن؛ مانند: «رَسُول ! رُسُل».

ج) صرفاً تغییر حركات حروف اسم مفرد؛ مانند: «وَلَد ! وُلْد».

 

1ـ به اسمهای جمعی كه برای دومین بار جمع بسته شده‌اند جمع الجمع می‌گویند؛ مانند: «قَوْلٌ ! أقْوالٌ ! أقاویلُ». جمع الجمع هم می‌تواند هم جمع مکسر باشد؛ مانند نمونۀ فوق (أقاویلُ)، و هم جمع سالم؛ مانند: «بَیْتٌ ! بُیُوتٌ ! بُیوتاتٌ». اگر جمع الجمع، جمع مکسر باشد به آن جمع منتهی الجموع نیز گفته می‌شود؛ مانند: «یَدٌ ! أیدي ! أیادي» که آن را هم می‌توان جمع الجمع و هم جمع منتهی الجموع نامید. كمترین تعدادی که جمع الجمع بر آن دلالت دارد 9 تا است و از آن برای بیان كثرت و فراوانی افراد یک مجموعه استفاده می‌شود.

    2ـ به جمعهای مكسّری كه مانند جمع منتهی الجموع پس از الف تكسیر آن، دو حرف متحرک یا سه حرف كه حرف وسط آنها یاء ساكن است وجود داشته باشد و در عین حال حائز شرایط جمع منتهی ‌الجموع نباشند صیغۀ منتهی الجموع می‌گویند؛ مانند: «سَراویلُ (جمع سِروالٌ)، شَیاطینُ (جمع شَیْطانٌ) و مَیادینُ (جمع مَیْدانٌ)». این جمعها صرفاً یک بار جمع بسته شده‌اند، حال آنکه جمع منتهی الجموع دو بار جمع بسته می‌شود.

    3ـ برای صیغۀ منتهی الجموع نوزده وزن وجود دارد كه برخی از آنها عبارت‌اند از: «مَفاعِل، مَفاعیل، فَواعِل، فَواعیل، أفاعِل، أفاعیل، تَفاعِل و تَفاعیل».


ادامه مطلب
[ دوشنبه 17 خرداد 1395  ] [ 8:51 PM ] [ سامان ] [ نظرات 0 ]

 

اسمهایی كه در زمرۀ ده مورد زیر قرار دارند با علامت جمع مؤنّث سالم (ات) جمع بسته می‌شوند:

1ـ اسم علم مؤنث؛ مانند: «فاطِمَةُ ! فاطِماتٌ و هِندٌ ! هِنداتٌ».

2ـ هر اسمی كه به تای تأنیث ختم شده باشد؛ مانند: «شَجَرَةٌ ! شَجَراتٌ، طَلْحَةُ ! طَلَحاتٌ و حَمْزَةُ ! حَمَزاتٌ».

3ـ صفت مؤنثی كه به تای تأنیث (ة) ختم شده باشد؛ مانند: «مُرْضِعَةٌ ! مُرضِعَاتٌ».

4ـ صفت مؤنثی كه دالّ‌ بر تفضیل باشد؛ مانند: «فُضلَی (مؤنث أفضل) ! فُضلَیاتٌ».

5ـ صفت جمع مکسّر غیر عاقل؛ مانند: «حِصانٌ سابِقٌ ! حُصُنٌ سابِقاتٌ».

6ـ اسم مُصغَّر مذكّر غیر عاقل؛ مانند: «كُتَیِّب ! كُتَیِّباتٌ».

7ـ هر اسمی كه به الف ممدودۀ زائده (اء)، که علامت تأنیث است، ختم شده باشد؛ مانند: «عَذْراءُ ! عَذْراواتٌ».

تبصره: هرگاه صفت مشبهه بیانگر مفهوم رنگ، عیب یا زینت باشد مذکر آن بر وزن «أفْعَل» و مؤنث آن بر وزن «فَعْلاء» می‌آید؛ مانند: «أحْمَر ! حَمْراء؛ أعْرَج ! عَرْجاء و أحْوَر ! حَوْراء». گفتنی است جمع این قبیل واژه‌ها همواره بر وزن «فُعْلٌ» می‌آید؛ بنابراین جمع آنها به ترتیب عبارت است از: «حُمْرٌ؛ عُرْجٌ و حُورٌ».

 

تبصره: هرگاه صفت مشبهه بیانگر مفهوم رنگ، عیب یا زینت باشد مذکر آن بر وزن «أفْعَل» و مؤنث آن بر وزن «فَعْلاء» می‌آید؛ مانند: «أحْمَر ! حَمْراء؛ أعْرَج ! عَرْجاء و أحْوَر ! حَوْراء». گفتنی است جمع این قبیل واژه‌ها همواره بر وزن «فُعْلٌ» می‌آید؛ بنابراین جمع آنها به ترتیب عبارت است از: «حُمْرٌ؛ عُرْجٌ و حُورٌ».

8ـ هر اسمی كه به الف تأنیث مقصوره (یٰ) ختم شده باشد؛ مانند: «ذِکْرَی ! ذِکْرَیاتٌ».

تبصره: هرگاه مذکر صفت مشبّهه بر وزن «فَعْلان» باشد مؤنث آن بر وزن «فَعلَی» می‌آید؛ مانند: «سَكْرانُ ! سَكْرَی و عَطْشانُ ! عَطْشَی». جمع این قبیل صفات تابع قاعدۀ فوق نیست، بلکه به صورتهای دیگر ظاهر می‌گردد؛ بنابراین جمع آنها به ترتیب عبارت است از: «سُكارَی» و «عِطاش و عَطاشَی».

9ـ اسم غیر عاقلی كه با «ابن» شروع شده باشد؛ مانند: «ابنُ آوَی ! بَناتُ آوَی».

تبصره: اگر «ابن» و «ذو» به اسم عاقلی اضافه شده باشند با «بَنون، بَنین یا أبناء» و «ذَوو یا ذَوي»، جمع می‌شوند؛ مانند: «اِبنُ عبّاس ! بَنو (بني/أبناء) عبّاس» و «ذو عِلْمٍ ! ذَوو (ذوي) عِلمٍ».

10ـ هر اسم عجمی (غیر عربی) كه جمع دیگری غیر از جمع مؤنث سالم نداشته باشد؛ مانند: «تِلِفونٌ ! تِلِفوناتٌ و رُزنامَجٌ ! رُزنامَجاتٌ».

واژه‌هایی كه شرایط جمع مؤنث سالم را ندارند ولی جمع آنها به «ات» ختم می‌شود و در پایان آنها علامت جمع مؤنث سالم وجود دارد ملحق به جمع مؤنث سالم نامیده می‌شوند. برخی از این واژه‌ها عبارت‌اند از: «أولات (صاحبان)، بنات، أخَوات»، و نیز اسمهایی كه ساختار جمع مؤنث سالم دارند و به عنوان اسم علم برای مذكر یا مؤنث به كار ‌رفته‌اند؛ همچون «عَرَفات و أذرُعات».


ادامه مطلب
[ دوشنبه 17 خرداد 1395  ] [ 8:42 PM ] [ سامان ] [ نظرات 0 ]

1ـ جمع اسمی است که بر اسم یا صفت بیش از دو انسان، حیوان یا شیء دلالت کند؛ مانند: «أحمَدُونَ، فاضِلینَ، طالِباتٌ و أقوالٌ».

    2ـ جمع یا سالم است یا مکسَّر.

    3ـ جمع سالم آن است که شکل مفرد آن به هنگام پذیرش علامت جمع، سالم بماند و تغییری در آن رخ ندهد؛ مانند «مُعلِّمونَ» که پس از حذف علامت جمع (واو و نون مفتوح) شکل مفرد آن ‌(مُعلّم) سالم و دست‌نخورده باقی می‌ماند. جمع سالم نیز خود بر دو نوع است:

    الف‌‌‌‌‌‌‌‌‌) جمع مذکر سالم که با افزودن واو و نون مفتوح (ونَ) در حالت رفع و یاء و نون مفتوح (ینَ) در حالت نصب و جرّ به آخر مفرد اسم به دست می‌آید؛ مانند: «کاتِبٌ+ ونَ (ینَ) ¬کاتِبونَ (کاتِبینَ).

    ب) جمع مؤنث سالم که با افزودن «الف و تای مبسوط» (ات) به آخر مفردِ اسم به دست می‌آید؛ مانند: «مَریَمُ+ ات¬ مَریَماتٌ و کاتِبَةٌ+ ات¬ کاتِباتٌ». البته چنانچه مفرد اسمی‌ که با علامت جمع مؤنث سالم جمع بسته می‌شود مشتمل بر تای مدوّره باشد، قبل از افزودن «ات» تای ‌مدوّره حذف می‌شود؛ زیرا تای مدوّره صرفاً علامت تأنیث است، ولی «ات» هم علامت تأنیث و هم علامت جمع است و دو علامت تأنیث در یک اسم کنار هم جمع نمی‌شوند.

    4ـ جمع مکسر جمعی است که به هنگام جمع در شکل مفرد آن تغییر یا تغییراتی‌‌ رخ دهد و جمع بستن آن تابع ضابطۀ خاصی ‌نباشد؛ مانند: «کِتابٌ ! کُتُبٌ؛ دَقیقَةٌ ! دَقائِقُ و نٌکْتَةٌ ! نُکَتٌ». برای جمع مکسر ساختار خاصی نمی‌توان مشخص کرد، جز آ‌نکه برای این جمع اوزان متعددی وجود دارد که پرکاربردترند و در دروس بعد با آنها آشنا خواهیم شد. برخی دیگر از نمونه‌های جمع مکسَّر عبارت‌اند از: «أورادٌ، مَکارمُ، فَواتِحُ، أشخاصٌ و مَلائِکَةٌ».


ادامه مطلب
[ دوشنبه 17 خرداد 1395  ] [ 8:37 PM ] [ سامان ] [ نظرات 0 ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات : 4 :: 1 2 3 4

درباره وبلاگ

تو این وبلاگ قصد داریم از همه جای عربی صحبت کنیم البته تمرکز بیشترمون رو کتاب صرف میر و صرف ساده است
لینک دوستان
موضوعات وب
آمار سایت
كل بازديدها : 41161 نفر
كل نظرات : 0 عدد
كل مطالب : 74 عدد
آخرین بروز رسانی : جمعه 23 مهر 1395 
تاریخ ایجاد بلاگ :دوشنبه 28 دی 1394 
امکانات وب