

قِسمَتَم نیست اگر زائرِ مشهد بشوم
بگذارید پَری گوشه ی گُنبد بشوم
نَفَسی تازه کنم گوشه ی ایوانِ طلا
بینِ قُدس و رَضَوی باز مُردّد بشوم
کاش یک کاسهی گندم بشوم دستِ کسی
تا که از بابِ جَوادَت بشود رَد بشوم
عقل و احساسِ من اُفتاده به پایِ حرمت
تا به هَر گوشه ی این خانه مُقیّد بشوم
تا کنارِ تو به آرامشِ کامل برسم
تا ابد دست به دامانِ تو باید بشوم
میشود ضامنِ من هم بشوی آقاجان؟!
بگذارند پَری گوشه ی گُنبد بشوم؟
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا

تمام حاجت اين عبد رو سياه اين است
چنين شبی حرم «مشهد الرضا» باشد
برات نوكريش را «ابالحسن» بدهد
كبوترانه «شب جمعه» «كربلا» باشد
السلام علیک یا ایها الرئوف

❤️سلام امام رئوف ❤️
در فراق بارگاهت رنگِ دل طوسی شده
این دل زارم شدیداً تنگِ پا بوسی شده
السلام علیک یا ایها الرئوف

کاش مثل یک کبوتر میشدم
در حریم تو مجاور میشدم
ای تمام آیهٔ تطهیر من
کاش با تو پاک و طاهر میشدم
غیر وصف تو سرودن غفلت است
کاش با مدح تو شاعر میشدم
کاش با اذن تو ای شاه رئوف
خاک پای هر چه زائر میشدم
زائرم کن زائر صحن عتیق
ای به آهوی بیابان هم شفیق
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا

می توانستم امشب در دل گوهر شاد باشم
اما نشد، حالا نشسته ام کنج اتاق
و مثل کبوترهای پرشکسته غمگینم...
میشه گوشی رو بدید امام رضا...
راه برگشت ما به اصل و بازگشت ما به روزگار وصل مان شمایید...
از دامان شما عصمت می بارد و از دستان شما کرامت.
پ. ن:
گریه میکنم...
و این نرسیدن معنا نشد برایم!
و این گریه، ناامیدی معنا نشد برایم!
از شوق زیاد است آقا...
ثامن الائمه و رئوفی...
سراج الله و معین الضعفایی...
شمس الشموسی و انیس النفوس...
من می دانم که دست رد نمی زنید آقا جان...
پ.ن:آی رضای هر لحظه زندگانی من...
من بی اندازه دلتنگم...
چه کنم که پایم می لنگد از این همه بار سنگین دلتنگی..
انیس النفوسی...حضرت عشقی...دکتر رضایی...جانی آقا ...

دل خرابت میشود با یک نگاه
جان به زیر سایهات دارد پناه
بندی و زنجیریِ لبخند توست
این دلِ بیچارهٔ غرق گناه
من غلام چشم حق جوی توام
تو امیر این دلی و پادشاه
کی شود این بنده را رامش کنی
بهر پابوسی بیاید بارگاه
بارگاهت را بنازم شاه طوس
یا رضا یا حضرتشمسالشموس
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا