جلوه های متعددی از آگاهی حضرت رضا علیه السلام نسبت به زبان حیوانات به ثبت رسیده است که به برخی از آن ها اشاره می شود. سلیمان بن جعفر گوید: نزد حضرت رضا علیه السلام در باغ بودم که ناگهان گنجشکی نزد حضرت آمد و شروع کرد به سر و صدا. حضرت فرمود: می دانی چه می گوید؟ عرض کردم: نه، خدا و رسول او و فرزند رسول او داناترند. فرمود: می گوید ماری می خواهد جوجه های او را بخورد. این عصا را بردار و به این خانه برو و مار را بکش. وی می گوید: داخل خانه شدم، دیدم ماری در حال حرکت بود، آن را کشتم.[1]




















