آشفته شيرازي
دل من در هواي روي فرخ بود آشفته همچون موي فرخ
ثامن تم
پيوندها
راهيست راه حسين که بجز او راهي نيست. باشد که در راهش بمانيم. اي حسيني که راه را براي ما آشکار کردي جانم به فداي شما اي کشتي نجات
ادامه مطلب
پنج شنبه 7 اسفند 1393  .:. 7:09 PM .:. يوسف شريعت ناصري
نظرات 0

امروز بیست و هفتم آذر، سه روز مانده به 28 صفر است. عراقی ها برعکس اربعین در حال طی کردن مسیر از کربلا به سمت نجف برای عرض تسلیت شهادت پیامبر و امام حسن (ع) به امام علی (ع) هستند. جای بسی تعجب است. زنان با چادرهای عربی به همراه کودکان، زیاد به چشم می خورند. در مسیر موکب های فراوان، مانده از اربعین حسینی، انسان را ناراحت می کند. 20 کیلومتر مانده به کربلا. باور نمی کنی چرا، زائر دوست شدی چرا باور کردنی نیست آرزوی ما مستجاب شد.

ای حسین هیچ کسم،

پیش تو می آیم باز،

نه به دل با سر و تن می آیم

باورم نمی شود وسط خیابانی هستم که در طرف راستم گنبدی طلاییست که سالها خیالش را در خواب هم نمی دیدم و سمت چپم حرم آقایی است که رسیدن به آن آرزوی هر عاشقیست. باور نمی شود که دستم به ضریحی رسیده که شب های محرم به یادش بغض های زیادی در گلویم بود. باورم نمی شود که مولای من معشوق هر عرب و عجم و افغان و هندی و ترک و ... دیگر هم هست. باورم نمی شود جایی نماز می خوانم که وقت قنوت ضریح عباس را می بینم. مگر می شود دعای این قنوت برآورده نشود. باورم نمی شود که مهمان مستقیم عباسم. خواب عجیبی دیدم قبل اذان صبح، خواب دیدم صبح شده ... 29 آذر.

هر زمان که کتاب دعای عتبات را ورق می زنم تا چشمم به دعای وداع می افتد رنگ از رخسارم می پرد و زرد می شود.

حیرانم،

بین عباس و حسین حیرانم،

وسط این دو حرم حیرانم،

هر دو گنبد زیباست،

هر دو تا نورانی،

وسط این دو حرم می مانم،

اندکی غرق حسین می گردم،

زود اما برمی گردم،

تا که گنبد عباس را باز بینم.

عادت کرده بودیم که در نوحه و زیارت عاشورا گریه کنیم و در دل دعا کنیم که در حرمت گریه کنیم. اینجا هم همین حس است باور کن در حرم هم باز همین دعا را در دل داریم شاید باور نکردیم در حرم هستیم. باور نکرده ام هنوز که پیش تو آمدم.

به حرم عباس رفتیم و در آنجا هیچ مداحی نداشتیم و ماندیم متحیر که پیش عباسیم و کسی نیست نوحه بخواند خودمان چند نغمه ای که بلد بودیم خواندیم و کمی اشک، اما فایده ای نداشت. یا عباس این همه راه آمدیم و کنار ضریحت و این همه بی احساسی. بعد دل را به دریا زدیم و از حرمش خارج شدیم باز بین حرم عباس و حسین متحیر شدیم و ماندیم برگردیم پیش عباس یا بریم پیش حسین که ناگاه صدایی ایرانی ما را به خود جلب کرد بله مداحی می خواست شفای پسری هفت ساله را از عباس حسین بگیرد. پسری که خود به پدر گفته بود بابا این دکترا فایده ای نداره چرا نمی رویم کربلا. نشستیم نشستند خواندند و گریه کردیم و نوحه کردند و گریستیم و خدا می داند دو ساعت طول کشید.

یه دل کربلا و یه دل مدینه یه دل پیش عباس و یه دل خانه امام حسن و یه دل پیش رسول خدا و اوضاعی بود مداح بعد از مداح و حالی بود بین حرم دو شاه و شب بیست و هشت صفر و نوحه ای که عباس خواند. مانده بودم متحیر که روم پیش تو یا او که نشستم روی خاک.

چه کسی باور می کند شب یلدا پیش تو یا حسین باشم. شب یلدا در بین الحرمین، باور کردنی نیست. آخرین شب با عباس (ع) بودن، شب یلدا، باور کنید.

و اما نجف خیلی با چیزی که در ذهنم بود متفاوت بود. همیشه حسم از حرم امام علی (ع) مانند خود آقا بسیار بزرگ می نمود اما آنچه دیدم بسیار کوچک بود و شاید مانند غربت آن حضرت بود. شاید همیشه چیزی که از حرم در ذهن من بود مانند حرم امام هشتم بود اما اینجا اوضاع فرق می کند، نمی دانم. البته مهم نیست چون وجود خود امام مهم است. احتمالا اگر به بقیع بروم و قبر امامان مدفون در بقیع را ببینم از این دنیا وداع می کنم. شاید هم، این قوم به داشتن امام عادت دارند. یا علی مرا ببخش بی ادبی کردم. رفتیم حرم عباس به یاد امام حسن دلمان رفت بقیع. رفتیم حرم حسین به یاد پیامبر دلمان رفت مدینه.  آمدیم نجف پابوس شیر خدا، ولی شد شهادت ضامن آهو دلمان گرفت برای مشهد الرضا. کاظمین و سامرا هم که نگذاشتند برویم. چه داستانیست داستان عشق.

به کدامین حرمت باید رفت

به بقیع یا به نجف باید رفت

دل من شوق زیارت دارد

لحظه ای سوی خراسان دارد

خداحافظ ای شهر خوب خدا شهر کرب و بلا

میروم اما دلم پیش شما جا مانده است

جان من پیش علی مرتضی جا مانده است

جان من در کربلا پیش حسین جا مانده است

جان من در نینوا با اکبرش جا مانده است

شب اول ربیع، درب حرم امام علی (ع) شاه مردان، امیر مومنان را زدم و عیدی خواستم. تا کنون شب اول ربیع درب خانه هیچ امام نبودم و در خانه ی هیچ امامی را نزدم. و چه حس زیبایی است این احساس. یا علی عیدی این گدای در خانه خود را بده... و امروز اول ربیع درمسجد کوفه نماز خواندیم. خانه امام علی (ع) را هم دیدیم. محل ضربت خوردن علی (ع) را در محراب کوفه زیارت کردیم. مسجد کوفه محل حکومت جهانی امام مهدی (عج) خواهد بود. البته مشکلی که وجود دارد تغییر این محیط ها و زیباسازی آنهاست که کمی حال و هوای آنها را تغییر داده است. حال و هوای مسجد کوفه هنوز هم پر از یاد علی است. نمازی که آقا می خواند و کسی او را بحق نمی شناخت. مسجد کوفه محل عبادت پیامبران بسیاری بوده همچنین محل زندگی برخی دیگر از انبیا الهی هم بوده است. کمی درک آن مشکل است. سمت راست مسجد حرم اول شهید کربلا مسلم بن عقیل است. گوشه این مزار مقدس، مرقد بزرگ مرد منتقم خون حسین، مختار ثقفی است. قبر کوچکی که متعلق به این مرد بزرگ است. همچنین سمت چپ مسجد مقبره ی هانی وجود دارد. سر قبر هر کدام از این عزیزان نمازی خوانده هدیه به روح آنها کردیم. قبر میثم تمار این یار علی (ع) هم در ابتدای مسیر زیارت کردیم. این مرد خرما فروشی که زبانش قطع شد چون مدح علی (ع) را گفته بود.

امروز روز شهادت امام هشتم برای ما روز مسجد سهله بود، مسجدی که گویند محل زندگی امام مهدی (عج) بعد از ظهور خواهد بود. به زیارت کمیل بن زیاد هم رفتیم و در مسجد حنانه مسجدی که امام صادق در آنجا نماز خواند نماز مغرب و عشا را خواندیم. همسرم تسبیحی را در چمدانم گذاشته بود. این تسبیح در حرم حسین (ع) و عباس (ع)  و امام علی (ع)  بارها متبرک شد اما امشب زمان پیاده شدن از اتوبوس پاره شد و تنها 29 دانه از آن باقی ماند خیلی ناراحت شدم نمی دونم آیا این یک اتفاق فقط یک حادثه بود یا موضوعی در پس آن بود خیلی حالم گرفته شد خیلی دلم شکست. فردا اول ربیع است و اگر خدا بخواهد در صحن طلای مولا خواهیم بود.

بعد از نماز صبح در آخرین روز سفر به نجف وارد دارالسلام شدیم. بر مزار هود و صالح نماز گذاردیم و برای تمام افراد مدفون دعا کردیم. کمی دورتر، مزار استاد امام، علامه قاضی را هم زیارت کردیم. نزدیک نماز ظهر هم دوباره برای آخرین زیارت این سفر و برای وداع به مزار مولای دو عالم علی مرتضی رفتم. آقای من این سفر را برای من آخرین سفر زیارتی شما قرار مده. زیارت خود را دوباره و دوباره و دوباره، نزدیک و زود قرار ده. آنچه که باید بدانیم معرفت و محبت به حضرت است نه تنها زیارت. شاید کسی در این شهر هست و بارها و بارها به زیارت آقا آمده اما چه فایده که هنوز درک درستی از امام خود ندارد. و اکنون منتظر رفتن به فرودگاه هستیم. خدایا زیارت حسین علیه السلام و عباس ماه بنی هاشم خود را همیشه نصیب ما کن.

 


ادامه مطلب
چهارشنبه 17 دی 1393  .:. 10:03 PM .:. يوسف شريعت ناصري
نظرات 2
.:. کدنویسی : وبلاگ اسکین .:. گرافیک : ثامن تم .:.
درباره وبلاگ


دل نوشته هاي عاشقانه شاعرانه مردي باراني و سبز

آمار سایت
تعداد نظرات : 2 عدد
تاریخ ایجاد وبلاگ : یک شنبه 7 دی 1393  عدد
كل مطالب : 18 عدد
آخرین بروز رسانی : چهارشنبه 20 اسفند 1393 
امکانات وب