▪️محرم آمد و ماه عزا شد 🍂مه جانبازی خون خدا شد ▪️جوانمردان عالم را بگویید 🍂دوباره شور عاشوار به پا شد ▪️✨فرارسیدن ماه محرم را تسلیت عرض می نمایم.
هروقت دیدی تنها شدی بدون خدا همه رو بیرون کرده تا خودت باشی و خودش ...
درباره ما
محرم آمد و دلها غمین شد غم و عشق وبلا با هم اجین شد حسین آماده بهر جانفشانی است دوباره فاطمه قلبش حزین شد
نویسنده
محمد قلی نژاد
آماروبلاگ
کل بازدید : 26637
تعداد نظرات : 5 عدد
تاریخ ایجاد وبلاگ : دوشنبه 12 مهر 1395  عدد
تعداد کل پست ها : 31
آخرین بروز رسانی : سه شنبه 12 بهمن 1395 
دیگر امکانات
ابزار تلگرام
دانشنامه عاشورا
روزشمار محرم عاشورا ساعت فلش مذهبی
مطالب اخیر وبگاه

 

هرکی دلش شکست بگه یاحسینآیت الله العظمی اراکی فرمود: شبی خواب امیرکبیر را دیدم، جایگاهی متفاوت و رفیع داشت.
پرسیدم چون شهیدی و مظلوم کشته شدی این مرتبت نصیبت گردید؟ با لبخند گفت خیر سؤال کردم چون چندین فرقه ضاله را نابود کردی؟ گفت نه با تعجب پرسیدم پس راز این مقام چیست؟ جواب داد هدیه مولایم حسین(ع) است! گفتم چطور؟ با اشک گفت آنگاه که رگ دو دستم را در حمام فین کاشان زدند؛ چون خون از بدنم میرفت تشنگی بر من غلبه کرد سر چرخاندم تا بگویم قدری آبم دهید؛ ناگهان به خود گفتم میرزا تقی خان! ۲ تا رگ بریدند این همه تشنگی! پس چه کشید پسر فاطمه(س)؟ او که از سر تا به پایش زخم شمشیر و نیزه و تیر بود! از عطش حسین(ع) حیا کردم ، لب به آب خواستن باز نکردم و اشک در دیدگانم جمع شد آن لحظه که صورتم بر خاک گذاشتند امام حسین(ع) آمد و گفت به یاد تشنگی ما ادب کردی و اشک ریختی؛ آب ننوشیدی این هدیه ما در برزخ، باشد تا در قیامت جبران کنیم.

منبع : کتاب آخرین گفتارها

آیت الله العظمی اراکی فرمود: شبی خواب امیرکبیر را دیدم، جایگاهی متفاوت و رفیع داشت.
پرسیدم چون شهیدی و مظلوم کشته شدی این مرتبت نصیبت گردید؟ با لبخند گفت خیر سؤال کردم چون چندین فرقه ضاله را نابود کردی؟ گفت نه با تعجب پرسیدم پس راز این مقام چیست؟ جواب داد هدیه مولایم حسین(ع) است! گفتم چطور؟ با اشک گفت آنگاه که رگ دو دستم را در حمام فین کاشان زدند؛ چون خون از بدنم میرفت تشنگی بر من غلبه کرد سر چرخاندم تا بگویم قدری آبم دهید؛ ناگهان به خود گفتم میرزا تقی خان! ۲ تا رگ بریدند این همه تشنگی! پس چه کشید پسر فاطمه(س)؟ او که از سر تا به پایش زخم شمشیر و نیزه و تیر بود! از عطش حسین(ع) حیا کردم ، لب به آب خواستن باز نکردم و اشک در دیدگانم جمع شد آن لحظه که صورتم بر خاک گذاشتند امام حسین(ع) آمد و گفت به یاد تشنگی ما ادب کردی و اشک ریختی؛ آب ننوشیدی این هدیه ما در برزخ، باشد تا در قیامت جبران کنیم.

منبع : کتاب آخرین گفتارها



نویسنده محمد قلی نژاد ، سه شنبه 13 مهر 1395 2:57 PM | نظرات(0)

خواهرم...

مَشکــ حرم خشکــ شد

                  تو چشمے را خشکــ نکن

بدحجابی در محرم

دُرست است

 اگر با موهاے مِش کرده و سـاپورت تنگــ به هیئت بیایے

 و یا جیغ آرایشت از صداے روضـه خوان بلندتر باشد

 براے حســین فرقے ندارد،

 کــرَم او همه ے ما را نمک گیر مے کند

 اما به حُرمتِ همین نـان و نمکــ براے تو فــرق داشته باشد...

 فرق داشته باشد آنطور که به همـه جا مے روے به هئیت نــروی...

 

پ,ن : تمام تلاش یزیدیان این بود تا واقعه عاشورا را درتاریخ محو کنند و مردم را نسبت به این واقعه بزرگ کم توجه کنند. حالا تو که دوستدار حسینی به کمک یزیدیان نرو...

پ,ن2: متن دوم از بنده نیست...



نویسنده محمد قلی نژاد ، دوشنبه 12 مهر 1395 3:40 PM | نظرات(0)

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

لوگوی ما
موضوعات مطالب
آرشیو مطالب
پیوندهای وبگاه
فیلم های قرآنی و اهل بیتی
مداحی های قدیمی
طراح قالب
ثامن تم