تمامی حقوق مادی و معنوی این وبگاه محفوظ و متعلق به مدیر آن می باشد و کپی برداری از مطالب تنها با ذکر منبع مجاز است...
درباره ما
حرف هایی از جنس آرامــــــش
نویسنده
آماروبلاگ
» کل بازدید : 920289
» تعداد کل پست ها : 2231
» آخرین بروز رسانی : یک شنبه 4 شهریور 1397 
تعداد نظرات : 63 عدد
تاریخ ایجاد وبلاگ : جمعه 8 آبان 1394  عدد
جستجو
نظرسنجی
وبلاگ عطــــــــر خدا را چطور ارزیابی میکنید؟

موضوعات مطالب
آرشیو مطالب
پیوندهای وبگاه
نوای وبلاگ
امارگیر وبلاگ
مترجم وبلاگ

امکانات دیگر وبلاگ



فرشته از خدا پرسید...
+ نویسنده نازنیـــــــــن در سه شنبه 1 تیر 1395  11:00 PM | نظرات(0)

فرشته از خدا پرسید...
مردمانت مسجد میسازن نماز میخوانند چرا برایشان باران نمیفرستی...؟

خدا پاسخ داد....

گوشه ایی از زمین دخترکی کنار مادر و برادر مریضش در خانه ایی بی سقف بازی میکند...

تا مخلوقاتم سقفی برایشان نسازند آسمان من سقف آن هاست پس اجازه بارش نمیدهم..




قضاوت ممنوع
+ نویسنده نازنیـــــــــن در سه شنبه 1 تیر 1395  8:12 AM | نظرات(0)

«پناه»؛
میبرم «به خدا»،
از عیبی که؛
«امروز» در خود می بینم،
و؛
«دیروز»؛
«دیگران را» به خاطر،
«همان عیب»؛ ملامت کرده ام.
محتاط باشیم؛ در  «سرزنش»؛
و «قضاوت کردن دیگران».
وقتی؛
نه از «دیروز او» خبر داریم؛
نه از «فردای خودمان».
قضاوت ممنوع..




خود را به خدا بسپار
+ نویسنده نازنیـــــــــن در یک شنبه 30 خرداد 1395  6:01 PM | نظرات(0)

خود را به خدا بسپار، وقتی که دلت تنگ است

خود را به خدا بسپار، چون اوست که بی رنگ است چون وادی عشق است او، چون دور ز نیرنگ است

خود را به خدا بسپار ، آن لحظه که تنهایی آن لحظه که دل دارد ،از تو طلب یاری

خود را به خدا بسپار ، همراه سراسر اوست دیگر تو چه میخواهی ؟! بهر طلبت از دوست

خود را به خدا بسپار، آن لحظه که گریانی آن لحظه که از غمها ، بی تابی و حیرانی

خود را به خدا بسپار، چون اوست نوازشگر چون ناز تو میخواهد ، او را ز درون بنگر

خود را به خدا بسپار ، وقتی که تن ات سرد است وقتی که دل از دنیا ، ونامردان وریاکارانش آمیخته ی درد است




ادْعُونِـے أَستَجـبْ لَكُمْ
+ نویسنده نازنیـــــــــن در یک شنبه 30 خرداد 1395  8:10 AM | نظرات(0)

خدایـــــا . . .!
تـــو قـــول دادۍ . . . !
وَقـــالـَ رَبُّــكُـــمـ ُ
ادْعُونِـے أَستَجـبْ لَكُمْ
یـادتـ هـســتـ . . . ؟

خدایا فقط کمکم کــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــن..




به نور فانوست محتاجم...!!!
+ نویسنده نازنیـــــــــن در شنبه 29 خرداد 1395  10:01 PM | نظرات(0)

خدایا فانوست را کمی پایین تر بگیر جاده ای که در آن قدم نهاده ام تاریک است، انتهایش را نمی دانم چیست. میترسم انتهایش بن بست باشد. تو را به مهربانیت سوگند فانوست را کمی پایین تر بگیر تا روشنی بخش راه نامشخصم باشد. نمی خواهم بی فانوس تو به جایی برسم که برگشتنم دشوار گردد و پشیمان شوم. ای مهربانترینم من اکنون سخت به نور فانوست محتاجم...!!!




توکل
+ نویسنده نازنیـــــــــن در جمعه 28 خرداد 1395  11:37 PM | نظرات(0)

توکل برخدایت کن؛کفایت میکند حتماً
اگر خالص شوی با او صدایت میکند حتماً
اگر بیهوده رنجیدی از این دنیای بی رحمی
به درگاهش قناعت کن؛ عنایت میکند حتماً
دلت درمانده می میرد اگر غافل شوی از او
به هر وقتی صدایش کن حمایت میکند حتماً
خطا گر میروی گاهی ؛ به خلوت توبه کن بااو
گناهت ساده می بخشد ؛ رهایت میکندحتماً
به لطفش شک نکن گاهی اگر دنیا حقیرت کرد
تو رسم بندگی آموز؛ حمایت می کند حتماً
اگر غمگین اگر شادی خدایی را پرستش کن
که هر دم بهترینها را عطایت می کند حتماً




ﻫﻤﻴﺸﻪ ﺑﺎ ﺧﺪﺍ ﺑﻤﺎﻥ
+ نویسنده نازنیـــــــــن در پنج شنبه 27 خرداد 1395  11:51 PM | نظرات(0)

ﺑﺰﺭﮔﯽ ﮔﻔﺖ : ﻭﺍﺑﺴﺘﻪ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﺷﻮﻳﺪ .
ﭘﺮﺳﻴﺪﻡ : ﭼﻪ ﺟﻮﺭﻱ ؟
ﮔﻔﺖ : ﭼﻪ ﺟﻮﺭﻱ ﻭﺍﺑﺴﺘﻪ ﺑﻪ ﻳﻪ ﻧﻔﺮ ﻣﻴﺸﻲ ؟
ﮔﻔﺘﻢ : ﻭﻗﺘﻲ ﺯﻳﺎﺩ ﺑﺎﻫﺎﺵ ﺣﺮﻑ ﻣﻲ ﺯﻧﻢ
ﺯﻳﺎﺩ ﻣﻴﺮﻡ ﻭ ﻣﻴﺎﻡ .
ﮔﻔﺖ : ﺁﻓﺮﻳﻦ .
ﺯﻳﺎﺩ ﺑﺎ ﺧﺪﺍ ﺣﺮﻑ ﺑﺰﻥ
ﺯﻳﺎﺩ ﺑﺎ ﺧﺪﺍ ﺭﻓﺖ ﻭ ﺁﻣﺪ ﻛﻦ !...
ﺑﺰﺭﮔﯽ ﻣﯿﮕﻔﺖ:
ﻭﻗﺘﯽ ﺩﻟﺖ ﺑﺎ ﺧﺪﺍﺳﺖ،
ﺑﮕﺬﺍﺭ ﻫﺮ ﻛﺲ ﻣﻴﺨﻮﺍﻫﺪ ﺩﻟﺖ ﺭﺍ ﺑﺸﻜﻨﺪ ...
ﻭﻗﺘﯽ ﺗﻮﻛﻠﺖ ﺑﺎ ﺧﺪﺍﺳﺖ،
ﺑﮕﺬﺍﺭ ﻫﺮ ﭼﻘﺪﺭ ﻣﻴﺨﻮﺍﻫﻨﺪ ﺑﺎ ﺗﻮ ﺑﯽ ﺍﻧﺼﺎﻓﯽ ﻛﻨﻨﺪ ...
ﻭﻗﺘﯽ ﺍﻣﻴﺪﺕ ﺑﺎ ﺧﺪﺍﺳﺖ،
ﺑﮕﺬﺍﺭ ﻫﺮ ﭼﻘﺪﺭ ﻣﻴﺨﻮﺍﻫﻨﺪ ﻧﺎ ﺍﻣﻴﺪﺕ ﻛﻨﻨﺪ ...
ﻭﻗﺘﯽ ﻳﺎﺭﺕ ﺧﺪﺍﺳﺖ،
ﺑﮕﺬﺍﺭ ﻫﺮ ﭼﻘﺪﺭ ﻣﻴﺨﻮﺍﻫﻨﺪ ﻧﺎﺭﻓﻴﻖ ﺷﻮﻧﺪ ...

ﻫﻤﻴﺸﻪ ﺑﺎ ﺧﺪﺍ ﺑﻤﺎﻥ.
ﭼﺘﺮِ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭ، ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﻳﻦ ﭼﺘﺮِ ﺩﻧﻴﺎﺳﺖ




به من بیاموز
+ نویسنده نازنیـــــــــن در پنج شنبه 27 خرداد 1395  11:50 PM | نظرات(0)

 خدایا: تو چگونه زیستن را به من بیاموز، چگونه مردن را خود خواهم آموخت!!