تمامی حقوق مادی و معنوی این وبگاه محفوظ و متعلق به مدیر آن می باشد و کپی برداری از مطالب تنها با ذکر منبع مجاز است...
درباره ما
حرف هایی از جنس آرامــــــش
نویسنده
آماروبلاگ
» کل بازدید : 917544
» تعداد کل پست ها : 2231
» آخرین بروز رسانی : یک شنبه 4 شهریور 1397 
تعداد نظرات : 63 عدد
تاریخ ایجاد وبلاگ : جمعه 8 آبان 1394  عدد
جستجو
نظرسنجی
وبلاگ عطــــــــر خدا را چطور ارزیابی میکنید؟

موضوعات مطالب
آرشیو مطالب
پیوندهای وبگاه
نوای وبلاگ
امارگیر وبلاگ
مترجم وبلاگ

امکانات دیگر وبلاگ



ادب
+ نویسنده نازنیـــــــــن در چهارشنبه 20 دی 1396  3:12 PM | نظرات(0)

ادب مدرک نیست!
ادب لباس گران پوشیدن نیست،
ادب بالای شهر زندگی کردن نیست!
ادب ماشین خوب داشتن نیست،
ثروت و مدرک ادب نمی آورد،
ادب در ذات آدمهاست که با
تربیت و آموزش صحیح به بار می نشیند،
ادب یعنی به همسرت امنیت،
به فرزندت محبت به پدر و مادرت خدمت
و به دوستانت شادی را هدیه کنی،
ادب یعنی با هر مدرک و مقامی که باشی
معنای آدمیت را درک کرده
و نام نیک از خود به جا گذاشتن است...!






ﯾﺎﺩﻡ ﺑﺎﺷﺪ...
+ نویسنده نازنیـــــــــن در سه شنبه 19 دی 1396  3:10 PM | نظرات(0)

ﯾﺎﺩﻡ ﺑﺎﺷﺪ ﮐﻪ ﺯﯾﺒﺎﯾﯽ ﻫﺎﯼ ﮐﻮﭼﮏ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺑﺪﺍﺭﻡ،
ﺣﺘﯽ ﺍﮔﺮ ﺩﺭﻣﯿﺎﻥ ﺯﺷﺘﯽ ﻫﺎﯼ ﺑﺰﺭﮒ ﺑﺎﺷﻨﺪ


ادامه مطلب

عزت نفس
+ نویسنده نازنیـــــــــن در دوشنبه 18 دی 1396  3:07 PM | نظرات(0)

وقتی عزت نفس داری
کينه نمي ورزی،
همه را به یک اندازه دوست داری،
خجالت نمي کشی،
خود را باور داری،
خشمگین نمیشوِی و  همیشه مهربان هستی.....


ادامه مطلب

مراقب این آدما باشین.............!!!
+ نویسنده نازنیـــــــــن در یک شنبه 17 دی 1396  3:03 PM | نظرات(1)

آدما رو تو عصبانیت بشناسین...
اینکه میگن :
تو عصبانیت حلوا خیرات نمی کنند
همش برای توجیه کردن حرفاییه که اون موقع زدن و موقعیتشون به خطر افتاده...


ادامه مطلب

نگرش
+ نویسنده نازنیـــــــــن در شنبه 16 دی 1396  3:00 PM | نظرات(0)

پادشاهی بود که از یک چشم و یک پا محروم بود.
روزی پادشاه به تمام نقاشان قلمرو خود دستور داد تا یک پرتره از او نقاشی کنند. اما هیچکدام نتوانستند نقاشی زیبایی بکشند؛


ادامه مطلب

در زندگی چه میکاریم؟
+ نویسنده نازنیـــــــــن در جمعه 15 دی 1396  3:00 PM | نظرات(0)

روزی ارباب لقمان به او دستور داد در زمینش،برای او کنجد بکارد.
ولی او جو کاشت.
وقت درو،ارباب گفت:چرا جو کاشتی؟؟
لقمان گفت:از خدا امید داشتم که برای تو کنجد برویاند.


ادامه مطلب

اسیر زبان
+ نویسنده نازنیـــــــــن در دوشنبه 11 دی 1396  3:18 PM | نظرات(0)

مردی یک طوطی را که حرف می‌زد در قفس کرده بود و سر گذری می‌نشست.
اسم رهگذران را می‌پرسید و به ازای پولی که به او می‌دادند طوطی را وادار می‌کرد اسم آنان را تکرار کند.


ادامه مطلب

هدیه زندگی
+ نویسنده نازنیـــــــــن در جمعه 24 آذر 1396  3:01 PM | نظرات(0)

همیشه پیروزی ها به کامیابی منجر نمیشوند؛ چه بسیار شکست هایی که اندک زمانی ناراحتی،
اما مدت ها کامیابی بزرگتر و شادی و شعف وصف ناپذیر به دنبال داشته اند...


ادامه مطلب