تمامی حقوق مادی و معنوی این وبگاه محفوظ و متعلق به مدیر آن می باشد و کپی برداری از مطالب تنها با ذکر منبع مجاز است...
درباره ما
حرف هایی از جنس آرامــــــش
نویسنده
آماروبلاگ
» کل بازدید : 919047
» تعداد کل پست ها : 2231
» آخرین بروز رسانی : یک شنبه 4 شهریور 1397 
تعداد نظرات : 63 عدد
تاریخ ایجاد وبلاگ : جمعه 8 آبان 1394  عدد
جستجو
نظرسنجی
وبلاگ عطــــــــر خدا را چطور ارزیابی میکنید؟

موضوعات مطالب
آرشیو مطالب
پیوندهای وبگاه
نوای وبلاگ
امارگیر وبلاگ
مترجم وبلاگ

امکانات دیگر وبلاگ



خود را نقد کنیم
+ نویسنده نازنیـــــــــن در یک شنبه 7 آذر 1395  3:17 PM | نظرات(0)

گاهی برای رسیدن به راه حل، باید کتاب زندگی خودمون را ورق بزنیم و کمتر دیگران را نقد کنیم!




نتیجه کار خوب
+ نویسنده نازنیـــــــــن در شنبه 6 آذر 1395  3:10 PM | نظرات(0)

قانون هستی:

اگر یک دونه گندم بکاری،خوشه ای که ده ها گندم درآن است را درو خواهی کرد.

همیشه یادتون باشه، اگریک کار خوب انجام بدین‌منتظرهزاران خوبی ازطرف کائنات برای خودتون باشین.




دنیا
+ نویسنده نازنیـــــــــن در جمعه 5 آذر 1395  6:10 PM | نظرات(0)

بايد دنيا را کمي بهتر از آنچه تحويل گرفته اي تحويل دهي؛

خواه با فرزندي خوب،
خواه با باغچه اي سرسبز،
خواه با اندکي بهبود شرايط اجتماعي،
و اينکه بداني حتي فقط يک نفر
با بودن تو ساده تر نفس کشيده است،
يعني تو موفق شده اي.

گابريل گارسيا مارکز




مقصد
+ نویسنده نازنیـــــــــن در پنج شنبه 4 آذر 1395  10:10 PM | نظرات(0)

روزی لقمان در كنار چشمه‌ای نشسته بود. مردی كه از آنجا می‌گذشت. از لقمان پرسيد:
«چند ساعت ديگر به ده بعدی خواهم رسيد؟»

لقمان گفت:  «راه برو.»


ادامه مطلب

چه زمانی به بالا نگاه می کنید؟
+ نویسنده نازنیـــــــــن در سه شنبه 2 آذر 1395  11:07 PM | نظرات(0)

چه زمانی به بالا نگاه می کنید؟
روزی ﻣﻬﻨﺪﺱ ﺳﺎﺧﺘﻤﺎﻧﯽ، ﺍﺯ ﻃﺒﻘﻪ ﺷﺸﻢ ﻣﯽﺧﻮﺍهد ﮐﻪ ﺑﺎ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﮐﺎﺭﮔﺮﺍﺵ ﺣﺮﻑ ﺑﺰند. ﺧﯿﻠﯽ ﺍﻭ را ﺻﺪﺍ ﻣﯿﺰند ﺍﻣﺎ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺷﻠﻮﻏﯽ ﻭ ﺳﺮﻭ ﺻﺪﺍ، ﮐﺎﺭﮔﺮ ﻣﺘﻮﺟﻪ نمیشود. ﺑﻪ ﻧﺎﭼﺎﺭ ﻣﻬﻨﺪﺱ، یک اسکناس 10 ﺩﻻﺭی به پایین می اندازد ﺗﺎ ﺑﻠﮑﻪ ﮐﺎﺭﮔﺮ ﺑﺎﻻ ﺭﻭ ﻧﮕﺎﻩ کند. ﮐﺎﺭﮔﺮ 10 ﺩﻻﺭ ﺭا ﺑﺮمی دارد ﻭ ﺗﻮ ﺟﯿﺒﺶ می گذارد ﻭ ﺑﺪﻭﻥ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﺎﻻ ﺭا ﻧﮕﺎﻩ کند مشغول کارش می شود.


ادامه مطلب

اینقدر ساده به دیگران نمره های پائین و منفی ندیم
+ نویسنده نازنیـــــــــن در سه شنبه 2 آذر 1395  11:00 PM | نظرات(0)

پسر کوچولو از مدرسه اومد و دفتر نقاشیش رو پرت کرد روی زمین!
بعد هم پرید بغل مامانش و زد زیر گریه!
مادر نوازش و آرومش کرد و خواست که بره و لباسش رو عوض کنه.
دفتر رو برداشت و ورق زد.
نمره نقاشیش ده شده بود!
پسرک ، مادرش رو کشیده بود ، ولی با یک چشم!
و بجای چشم دوم ، دایره ای توپر و سیاه گذاشته بود!
معلم هم دور اون ، دایره ای قرمز کشیده بود و نوشته بود :
پسرم دقت کن!


ادامه مطلب

داستانک
+ نویسنده نازنیـــــــــن در دوشنبه 1 آذر 1395  3:09 PM | نظرات(0)


چند سالی بود که جایزه مرغوب ترین ذرت شهر به کشاورزی پیر به نام «دیوید» می رسید. همه میخواستند راز پرورش این محصول با کیفیت را بدانند


ادامه مطلب

انهدام یک تمدن
+ نویسنده نازنیـــــــــن در یک شنبه 30 آبان 1395  10:03 PM | نظرات(0)


براي انهدام يک تمدن سه چيز را بايد منهدم کرد:

اول خانواده،دوم نظام آموزشي و سوم الگوها.

براي اولي منزلت زن را بايد شکست،براي دومي منزلت معلم،براي سومي منزلت دانشمندان و اسطوره ها.
این متن فوق العاده زیباست


ادامه مطلب