+ نویسنده نازنیـــــــــن در یک شنبه 26 اردیبهشت 1395 6:43 PM | نظرات(0)
گل آفتاب گردان رو به نور میچرخد و آدمی رو به خدا ... ما همه آفتابگردانیم…
اگر آفتابگردان به خاک خیره شود و به تیرگی، دیگر آفتابگردان نیست!
آفتابگردان کاشف معدن صبح است و با سیاهی نسبت ندارد ...
ما در کفن این عالم و در گورستان خیالات باطل در فشار قرار گرفتیم وآن فشار قبر همین الان دارد ما را فشار می دهد و جان های مرده اندر گور تن هستیم و مار وعقرب هم افکار وخیالاتی هستند که دائما ما را می گزند ؛همه مردم گرفتار یک بندی هستند و بندشان هم ترسهایی است که از آینده دارند و خوف و اندوهی که از گذشته دارندکه مثل ماروعقرب ما را می گزند
به یاد داشته باش
این حقیقت جاودانه است
هیچ گامی بیش از مهربان بودن
تو را به خدا نزدیک نمیکند
هنگامی که زندگی از محبت سرشار شود
تو با خدا روبهرو میشوی
و عشق الهی
تو را سرشار از سعادت میکند
و میآموزی که مهر ورزیدن
یعنی بدون چشمداشت و توقع بخشیدن
یعنی نثار خویشتن
حالا ببین موهبتی بالاتر از محبت میشناسی!
اين سؤال ، موجب دگرگونى شديدى در زندگى عده اى، از جمله پيتر دراکر(نظریه پرداز معروف مدیریت) شده است.
معلم او، در سيزده سالگى، سؤالى پرسيده و گفته انتظار ندارم بتوانيد به سؤال من پاسخ دهيد.
اما اگر در سن پنجاه سالگى هم نتوانيد پاسخى براى آن بيابيد، در اين صورت، حتم بدانيد که زندگي تان را ضايع کرده ايد.
آن سؤال اين است:
" به خاطر چه چيزى بايد از تو، ياد کنند؟ "
+ نویسنده نازنیـــــــــن در پنج شنبه 16 اردیبهشت 1395 4:09 PM | نظرات(0)
يك وقت جلوی شما يك سبد سيب می آورند؛
شما اول برای كناريتان برمیداريد،
دوباره بعدی را به كناری ترين و...
دقت كنيد تا زمانيكه برای ديگران برمیداريد سبد مقابل شما میماند.
ولی حالا تصور كنيد همان اول برای خود برداريد،
ميزبان سبد را به طرف نفر بعد می برد ...
"نعمتهای خدا" نیز اينطور است.
همیشه به یاد داشته باشید که از نعمت و موهبتهای زندگی، سهمی را هم برای دیگران در نظر بگیرید.
و با بخشش، سبد را همیشه مقابل خود نگه داريد
هميشه يادمان باشد که نگفته ها را ميتوان گفت
ولی گفته ها را نمي توان پس گرفت ...
چه سنگ را به کوزه بزنی چه کوزه را به سنگ ،
شکست با کوزه است ...
دلها خیلی زود از حرفها می شکنند !
مراقب گفتارمان باشیم