«معلمان» وزندگی درگرای منفی 1میلیون
دهم اسفند ماه بود که معلمها برای اعتراض به وضعیت معیشتشان در مقابل مجلس جمع شدند. هفت روز قبلش هم گردهمایی دیگری از سوی معلمان صورت گرفته بود. همزمان در اکثر شهرها نیز حرکتهای دیگری از طرف معلمان برای اعتراض به وضعیت آموزش و پرورش شکل گرفت. آنقدر اعتراضات زیاد شد که وزیر آموزش و پرورش مجبور شد بعد از عید اعلام کند علاوه بر افزایش سالانه حقوق معلمان، افزایش دیگری هم در راه است. اما این افزایش آنقدر ناچیز است که نمیشود آن را جوابی برای آن همه اعتراض دانست. نوشتن از مشکلات معلمان در حالی که اتفاق خاصی نمیافتد و تغییری اساسی شکل نمیگیرد شاید کوبیدن آب در هاونگ باشد.
اما کشور ما برای پیشرفت نیاز دارد که به مهمترین قشر جامعه یعنی معلمان رسیدگی بیشتری داشته باشد. مخصوصا بعد از امضای تفاهمنامه هستهای، آنقدر امید به جامعه تزریق شده که دیگر نباید امیدها را ناامید کرد. علیاکبر باغانی، دبیرکل کانون صنفی معلمان کسی است که دراکثر موارد، سردمدار اعتراضات معلمان بوده. با او درباره هرآنچه آن را مشکلات عمده معلمان میخوانند، گفتوگو کردیم.
آن چیزی که بیشتر در رسانهها منتشر میشود، این است که غالب اعتراضات معلمان به معیشتشان است و اینکه تبعیض فاحشی بین حقوق آنها با حقوق کارمندان دیگر نهادها وجود دارد.برای مشاهده متن کامل روی ادامه مطلب کلیک کنید.
بله. مساله معیشت معلمان خیلی مهم است، همترازی در پرداخت با موسسات دیگر مثل بانکها، وزارت نفت و حتی وزارت بهداشت وجود ندارد. مشکل اول معلمها همین است و گویا از فانی و وزارت آموزشوپرورش هم کاری ساخته نیست. چون بودجه وزارتخانه محدود است و معلمان فهمیدهاند که از وزیر و وزارتخانه کاری ساخته نیست.
الان متوسط حقوق معلمان چقدر است؟
یک میلیون و ٤٥٠ هزارتومان. این چیزی است که آقای بطحایی (مدیرکل دفتر وزارتی) در نشستی که با ما داشت، اعلام کرد. اما ببینید خط فقر چقدر است؟ تمام معلمان کشور زیر خط فقر زندگی میکنند. البته معلمان با کارهای دیگر این کمبود را جبران میکنند اما آسیبش به جامعه، به خانوادهها و بچهها میخورد و زیانهای بلندمدت و حتی کوتاهمدت زیادی دارد. پس نخستین مساله معلمان معیشت است که امیدواریم آقای رییسجمهور و آقای نوبخت در دوازدهم اردیبهشت به این مساله بپردازند. از آنها خواستهایم مشکلات معلمان را در این زمینه حل کنند.
به نظر میرسد این پایین بودن حقوق باعث پایین آمدن شأن معلم در جامعه شده. درست است؟
بله دقیقا همین طور است. باید نگاه مسوولان به خصوص رییسجمهوری و هیات دولت به معلمان تغییر کند. تا این نگاه تغییر نکند چیزی تغییر نمیکند. معلمان به عنوان بزرگترین گروه مرجع و تاثیرگذار در کشور هستند چون مستقیما با بیش از ۱۲ میلیون دانشآموز سروکار دارند. هیچ کس نمیتواند این تاثیر را نادیده بگیرد. سه نوع نگاه در آموزش و پرورش وجود دارد که یکی از مشکلات بزرگ معلمان است؛ یکی نهاد دولتیای که بدون قدرت است، وزارتخانهای که امکانات ندارد و نگاه کلانتری که از آموزشوپرورش هزینه میکند و ابزار میسازد برای انتخابات، اما هزینه این استفاده را نمیپردازد. ۱۷ نهاد در آموزشوپرورش موثر هستند و دخالت میکنند اما هزینههای این دخالت را نمیپردازند. ضمن اینکه نگاه آقای رییسجمهور هم مسائل اقتصادی است. بیشتر به کارگران توجه میشود و نگاهی به معلمان و مخصوصا به مساله مالی معلمان ندارند. به نظرم ابزار سادهای مثل لباس، مسکن، سرویس، ابزار آموزشی و... که از امکانات زیست اولیه عادی در همه دنیاست در اختیار معلمان وجود ندارد و این گروه مرجع از ابتداییترین امکانات آموزشی هم محروم هستند.
گفتید معلمان از نگاههای دولتی رنج میبرند، مگر این نگاه چه نگاهی است؟
نگاهی که مسوولان به آموزشوپرورش دارند نگاه واقعی نیست. مسوولان باید هزینه آموزش را به معلمان بپردازند. همه جای دنیا این اتفاق میافتد و هزینهها به معلمان پرداخته میشود. دومین مساله تشکلها هستند. در همه دنیا تشکلات و نهادهای مدنی فعال هستند. اتحادیههای معلمان همهجا فعال هستند. مثلا روز ۱۳ مهر روز جهانی معلم است اما اجازه هیچ گونه تجمعی به معلمان داده نمیشود. اجازه هیچ کاری نداریم. یکی از عمدهترین مسائل ما، امنیت است که معلم باید آزاد باشد تا بتواند ایدههایش را مطرح کند و آن را به کلاس منتقل کند اما این امنیت شغلی برای معلمان ایجاد نشده. بعضی نیروهای خاص هم در مدارس دخالت میکنند و هزینههای این دخالت را نمیپردازند.
اینکه میفرمایید سندیکاهای معلمان فعال نیستند، آیا این برعهده خود معلمان نیست که آن را فعال کنند؟
فعالیت چندانی نمیشود انجام داد. یکسری فعالیتها از طرف کانون صنفی معلمان انجام میشود اما در زمان احمدینژاد خیلی به معلمان سخت گرفته میشد. من فکر میکنم برای اینکه این مجامع فعال شوند نیاز است که امنیت معلمان تامین شود. البته دولت آقای روحانی در این زمینه خیلی خوب عمل کرده. ولی ما از رییسجمهوری میخواهیم که مانیفست فرهنگیاش را به ما اعلام کند که هنوز این کار را نکرده. معلمان میفهمند که رییسجمهوری در چه فضایی بیشتر فعالیت میکند و چون بیشتر هم و غم آقای روحانی متوجه مسائل اقتصادی است، به معلمان توجه زیادی نمیشود.
بعضیها معتقدند اگر آقای نجفی هنوز سر کار بود، کمتر معلمان اذیت میشدند. درست است؟
بله. مشکل اینجاست که فشار سیاسیون به آموزش و پرورش زیاد است. الان در زمینه رفاه کارگران کار بیشتری شده چون وزیر رفاه فرد بسیار کاریزماتیکی است. در صورتی که آقای فانی این طور نیستند. ما یک وزیر خوب به نام آقای نجفی داشتیم که مجلس او را برکنار کرد. آقای نجفی هم بسیار کاریزماتیک بود. وزیری میخواهیم که فلسفه تعلیم و تربیت را در آموزش و پرورش پیاده کند؛ کسی که بتواند از حق و حقوق ما دفاع کند و طرح و برنامه جدی داشته باشد. ۱۲ میلیون دانشآموز، یک میلیون معلم و ۲۴ میلیون خانواده مستقیم با وزیر و مدرسه در ارتباط هستند. اما ما میبینیم وزیری که آرامتر است هیچوقت مثل وزیر بهداشت و وزیر نفت نمیشود. وزیر آموزشوپرورش درست است که کارشناس آموزش است اما چندان کاریزماتیک نیست. کسی را میخواهیم که بتواند کاریزما داشته باشد. از طرفی ما حتی استانداردهای جهانی را هم در مدارس پیاده نمیکنیم. کدام مدارس ما استاندارد جهانی دارند؟ کدام کلاسها استاندارد هستند. کلاس استاندارد کلاسی است که ۱۸ تا ۲۶ نفر دانشآموز داشته باشد. اما کلاسهای ما اکثرا بیش از ۳۵ نفر دانشآموز دارند. وقتی تعداد دانشآموزان زیاد میشود احتمال خشونت علیه معلم هم زیاد میشود مثل همان معلم خشخاشی که دانشآموزش او را سر کلاس میکشد. اصلا به دلیل این فشارهایی که به معلم وارد میشود واکنشهایی که از طرف دانشآموزان صورت میگیرد، خشنتر است. مدارس باید اصلاح شوند ما حتی زمین چمن هم در مدرسهها نداریم و وقتی بچهای به زمین بخورد حین بازی، برایش دیه میبرند و میگویند زمین چمن باید در مدرسه وجود داشته باشد اما نمیگویند کدام مدرسه ما چنین زمینی دارد! کدام مدرسه ما آموزشگاه مدرن هوشمند دارد؟
این حرفها سالهاست که زده میشود و همیشه بوده اما ترتیب اثری داده نشده. مشکل از کجاست؟
من فکر میکنم مشکل حتی از فانی هم گذشته. آنقدر بودجه کم است که وزارتخانه فقط میرسد حقوق معلمان را پرداخت کند. ما فکر میکنیم بودجه آموزش و پرورش حداقل باید ۵۰ هزار میلیارد تومان باشد. اگر به معلمان کمک نشود، امکان دارد به بحران تبدیل شود.
در این زمینه چه درخواستی دارید؟
میخواهیم کانونها و تشکلهای معلمان را به رسمیت بشناسند تا صدای آنها را بشنوند و به دردشان برسند. در همه جای دنیا خانوادهها از معلمان حمایت میکنند اما در ایران چنین چیزی اتفاق نمیافتد. حتی در رسانه ملی هم معلمان را خراب میکنند. احسان علیخانی رسما معلمان را زیر سوال میبرد. از سال ۸۵ به این طرف که معلمان اعتراضهایشان بلند شد، حتی رسانه ملی یک برنامه کوتاه هم نساخت. مشکل معلمها این است که رسانه ندارند. ما فقط میخواهیم رییسجمهوری یا آقای نوبخت در روز معلم یعنی ۱۲ اردیبهشت درباره حل کردن مشکلات این صنف صحبت کنند.
