0
نظر

سهراب سپهری

نويسنده :

صبح امروزکسی گفت به من: تو چقدر تنهایی ! گفتمش در پاسخ : تو چقدر حساسی ؛ تن من گر تنهاست، دل من با دلهاست، دوستانی دارم بهتر از برگ درخت که دعایم گویند و دعاشان گویم، یادشان دردل من ، قلبشان منزل من...! صافى آب مرا يادتو انداخت،رفيق! تو دلت سبز، لبت سرخ، چراغت روشن! چرخ روزيت هميشه چرخان! نفست داغ، تنت گرم، دعايت با من! (سهراب سپهری).