بسیجیان دلاور

از بچه های خط نگهدار گردان صاحب الزمان (عج)بود.میگفتند شبی به کمین رفته بود که صدای مشکوکی شنید با عجله به سنگر فرماندهی برگشت و گفت:بجنبید که عراقی اند؟شاید نیروهای خودی باشند؟گفته بود:نه بابا با گوش های خودم شنیدم که عربی سرفه می کردند.



اولین عملیلاتی بود که شرکت می کردم.از بس گفته بودن موقع حرکت به سوی مواضع دشمن در دل شب عراقی ها ممکن است بپرند تو ستون و سرتان را با سیم مخصوص از جا بکنند دچار وهم و ترس شده بودم.ساکت و بی صدا جلو میرفتیم.جایی نشستیم.یک موقع دیدم که یک نفر کنار دستم نشسته و نفس نفس می زند.کم مانده بود از ترس سکته کنم.فهمیدم همان سرباز عراقی سر پران است.تا دستش را بالا اورد با قنداق سلاحم محکم زدم تو پهلویش و فرار را بر قرار ترجیح دادم.لحظاتی بعد عملیات شروع شد.روز بعد در خط بودیم که فرمانده گروهانمان گفت:معلوم نیست دیشب کدوم شیر پاک خورده ای دنده ی فرمانده گردان را خرد و او را روانه عقب کرده.از ترس از جمع دور شدم که مبادا ان شیر پاک خورده را پیدا کنند.



حضرت ایه ال... خامنه ای 1-اگر این گیاه پر برگت و پر ثمر بسیج در این سرزمین روییده نمی شد یقینا سرنوشت جنگ غیر از ان چیزی بود که پیش امد. 2-بسیج یعنی ...حضور اگاهانه و فداکارانه ی یک انسان در مواجهه ی با دشمنان انقلاب"اسلام"کشور و ملت. 3-در دوران جنگ تحمیلی بسیج درخشید.عالی ترین مضامین انسانی در بسیج معنا شد و تجسم یافت.پر جاذبه ترین جلوه های هستی در بسیج خود را نشان داد....بسیج مظهر عشق و ایثار شد"مظهر گذشت شد"مظهر نگاه حکیمانه ی یک جوان به عالم وجود شد. 4-یکی از ثمرات عظیم بسیج این است که سپاه پاسداران از یک سازمان کوچک و محدود"به یک سازمان کار امد و وسیع تبدیل شد.



1-بسیج لشگر مخلص خداست که دفتر تشکل ان را همه ی مجاهدان"از اولین تا اخرین امضا نموده اند. 2-اگر بر کشوری ندای تفکر بسیجی طنین اندازد"چشم طمع دشمنان و جهانخواران از ان دور خواهد شد و الا هر لحظه باید منتظر حادثه باشیم. 3-بسیج مدرسه عشق و مکتب شاهدان و شهیدان گمنامی است که پیروانش بر گلدسته های رفیع ان اذان شهادت و رشادت سر داده اند.



شاه عباس از وزیر خود پرسید:امسال اوضاع اقتصادی کشور چگونه است؟ وزیر گفت:الحمدالله به گونه ای است که تمام پینه دوزان توانسته اند به زیارت کعبه بروند! شاه عباس گفت:نادان اگر اضاع مالی مردم خوب بود کفاشان می بایست به مکه می رفتند نه پینه دوزان" چونکه مردم نمیتوانند کفش بخرند ناچار به تعمیرش می پردازند"بررسی کن و علت ان را پیدا نما تا کار را اصلاح کنیم.



حضرت حجت السلام هاشمی نژاد فرمودند یک پیرمرد مسنی ماه مبارک رمضان مسجد لاله زار می امد خیلی ادم موفقی بود همیشه قبل از اذان توی مسجد بود با او گفتم حاج اقا شما خیلی موفق هستید من هر روز که مسجد می ایم می بینم که زودتر از ما امدید جا بگیرید.گفت:نه اقا من هر چی دارم از نماز اول وقت و نماز جماعت است.بعد گفت من در نوجوانی به مسجد رفتم.مرحوم حاج حسنعلی نخودکی را پیدا کردم و به ایشان گفتم من سه حاجت دارم.دلم میخواهد هر سه تا در همین ایام جوانی مستجاب شود و خدا به من بدهد-یک چیزی به من یاد بدهید.فرمودند چه می خواهی؟گفتم:یکی دلم می خواهد در جوانی به حج مشرف بشوم چون حج در جوانی لذت دیگری دارد.دوم اینکه خداوند به من زن مومنه ای بدهد و سوم کسب و کار ابرو مندانه ای داشته باشم فرمودند:نماز اول وقت وبه جماعت بخوان.این عملی که ایشان فرمودند شروع کردم.در فاصله یک سال همه سه حاجتم مستجاب شد لذا عهد کردم تا اخر عمرم نماز اول وقتم را تعطیل نکنم.



حضرت ایت الله مرعشی نجفی(رحمته الله علیه)جریانی را نقل می فرمایند:فرمودند وقتی که در نجف بودم یک روز مادرم فرمود پدرت را صدا بزن تا تشریف بیاورند برای نهار_حقیر رفتم طبقه ی فوقانی دیدم پدرم در حال مطالعه خوابش برده.مستاصل ماندم چه کنم امر مادرم را اطاعت کنم و از طرفی می ترسیدم با بیدار کردن پدرم از خواب رنجش خاطر مبارکشان باشد.لذا خم شدم و لبهایم را کف پای پدر گذاشتم و چندین مرتبه بوسیدم تا اینکه در اثر قلقلک پا از خواب بیدار شد و دید من هستم پدرم سید محمود مرعشی وقتی این علاقه و ادب و کمال را از من دید فرمود شهاب الدین تو هستی؟عرض کردم بله اقا بعد دو دستش را به سوی اسمان بلند کرد و فرمود پسرم خداوند عزتت را بالا ببرد و تو را از خادمین اها بیت(ع)قرار دهد الان من هرچه دارم از برکت دعای پدرم است.

یک سگ پای شخصی را گاز گرفته مقداری از پای او مجروح و مقداری پوست پا کنده شد سر به سوی اسمان گرفت و گفت:خدا را شکر اگر بالاتر را گاز می گرفت جیب شلوارم پاره می شد و تمام پولهایم روی زمین می ریخت مال را از جان بهتر می داند به قول شاعر :

ای دل تو چرا از این جهان بی خبری

روزان وشبان در طلب سیم و زری

سرمایه تو در این جهان یک کفن است

ان را هم گمان نیست که ببری یا نبری




تعداد صفحات :

 | 1 |  2 |