نوشته شده در تاريخ سه شنبه 26 آذر 1392 توسط
خدیجه اسماعیلی
آن قدر بالا نرفته ام كه پاهایم بلرزد،
پست و مقامی هم ندارم كه نگران از دست دادنش باشم،
از دنیای شما
تنها كمی اكسیژن می خواهم
و دستمالی برای سرفه هایم.
عقربه های ساعت كه بایستند
من هم می روم....


