باری مشاهده ی کتابها کلیک نمایید.
|
|
کتابخانه فاطمی |
امیرالمؤمنین علیه السلام میفرماید: روزی رسول خدا از ما پرسید: بهترین کار برای زنان چیست؟
شیعَتُنا مِنْ خِیارِ أهْلِ الْجَنَّهِ وَکُلُّ مُحِبّینا وَ مَوالى اَوْلیائِنا وَ مُعادى أعْدائِنا وَ الْمُسْلِمُ بِقَلْبِهِ وَ لِسانِهِ لَنا.
روزی رسول خدا از اصحاب خود پرسید:« نزدیکترین حالات زن به پروردگارش کدام است؟» اصحاب نتوانستند جواب بدهند. این سؤال به گوش فاطمه علیهاسلام رسید. فاطمه فرمود:
الرَّجُلُ اُحَقُّ بِصَدْرِ دابَّتِهِ، وَ صَدْرِ فِراشِهِ، وَالصَّلاهِ فى مَنْزِلِهِ إلاَّ الاْمامَ یَجْتَمِعُ النّاسُ عَلَیْهِ.

یا أبَا الْحَسَنِ! إنَّ رَسُولَ اللّهِ (صلى الله علیه وآله وسلم) عَهِدَ إلَىَّ وَ حَدَّثَنى أنّى اَوَّلُ أهْلِهِ لُحُوقاً بِهِ وَ لا بُدَّ مِنْهُ، فَاصْبِرْ لاِمْرِاللّهِ تَعالى وَ ارْضَ بِقَضائِهِ.

… إنْ لَمْ یَکُنْ یَرانى فَإنّى أراهُ، وَ هُوَ یَشُمُّ الریح.

فَأکْثِرْ مِنْ تِلاوَهِ الْقُرآنِ، وَالدُّعاءِ، فَإنَّها ساعَهٌ یَحْتاجُ الْمَیِّتُ فیها إلى أُنْسِ الاْحْیاءِ.

وَ النَّهْىَ عَنْ شُرْبِ الْخَمْرِ تَنْزیهاً عَنِ الرِّجْسِ، وَاجْتِنابَ الْقَذْفِ حِجاباً عَنِ اللَّعْنَهِ، وَ تَرْکَ السِّرْقَهِ ایجاباً لِلْعِّفَهِ.

فاطمه پاره تن من است ( پیامبر اسلام (ص)

السلام علیک یا ایتها الصدیقه الشهیده

حجاب یعنی : من عاشق فاطمه ام !

لبیک یا فاطمه الزهـــــــرا سلام الله علیها

your message

your message

your message

your message

your message

your message

your message

your message

your message

your message

your message

your message
منادی صدا زد این الفاطمیون...
باری مشاهده ی کتابها کلیک نمایید.
|
|
کتابخانه فاطمی |
نرم افزار غریبانه شامل 130 قطعه صوتی از آوا و نواهای جانسوز رادیومعارف ویژه ایام فاطمیه درقالب مداحی های ناب و فاخر، همخوانی و تک خوانی استودیویی با قابلیت اشتراک گذاری و انتخاب به عنوان زنگ موبایل، با مجوز رسمی از راديو معارف و با كيفيت بالا به صورت کاملا رایگان.
برای نصب این برنامه فایل نصبی را از لینک پایین دانلود کرده و در گوشی خود نصب کنید و بعد از نصب برنامه را در قسمت منوی خود می توانید مشاهده کنید.
| پیوست | اندازه |
|---|---|
|
|
166.86 کیلوبایت |
نرم افزار فدک الزهرا یک نرم افزار اندرویدی پیرامون خطبه فدکیه است، در این برنامه شما می توانید خطبه و شرح خطبه را به همراه تصاویری فاطمی و نواهای فاطمی همراه خود داشته باشید.
برای نصب این برنامه فایل نصبی را از لینک پایین دانلود کرده و در گوشی خود نصب کنید و بعد از نصب برنامه را در قسمت منوی خود می توانید مشاهده کنید.
| پیوست | اندازه |
|---|---|
|
|
2.52 مگابایت |
عناوین اصلی کتاب شامل:
سخن ناشر؛ تقدیم به تو؛ سخن مترجم؛ تقدیم به او؛ سرآغاز؛ در رواق سخن؛ رویشگاه پاک و پاکیزه ی این درخت تناور و پرثمر؛ نام ها و نشانه ها؛ زندگی و مراحل رشد؛ دخت گرانمایه ی پیامبر در آستانه ی ازدواج؛ سرای پرشکوه و پرمعنویت فاطمه (س)؛ سیمای فاطمه (س) در قرآن؛ ویژگی های اخلاقی و انسانی بانوی بانوان؛ روند تاریخ و آینده ی امت؛ فدک؛ سخنان تاریخی و جاودانه ی آن حضرت؛ با همتای گرانمایه اش؛ با زنان مهاجر و انصار؛ باران اشک روشنگرانه و هدفدار؛ در آستانه ی شهادت؛ موقوفات و صدقات او؛ پاورقی
| پیوست | اندازه |
|---|---|
|
|
5.64 مگابایت |
|
|
4.49 مگابایت |
عناوین اصلی کتاب شامل:
پیشگفتار؛ صدیقه ی شهیده زهرا (س)؛ فاطمه کیست؟؛ پاورقی
| پیوست | اندازه |
|---|---|
|
|
4.76 مگابایت |
|
|
1.68 مگابایت |
عناوین اصلی کتاب شامل:
مقدمه آیت الله ناصر مکارم شیرازی؛ پیشگفتار مترجم؛ مقدمه ی مؤلف؛ پیشگفتار مؤلف؛ ماجرای ولادت حضرت زهرا؛ گوشه ای از فضائل حضرت زهرا؛ ماجراهائی از ازدواج حضرت زهرا؛ ماجرای سقیفه بعد از رحلت رسول خدا؛ گوشه های دیگر از حوادث و پی آمدهای سقیفه؛ تحقیق و بررسی پیرامون جریان سقیفه؛ گفتار علمای اهل تسنن پیرامون بیعت گرفتن از علی؛ تأثر و اندوه امامان از مصیبت حضرت زهرا؛ غصب فدک؛ نگاهی به خطبه ی حضرت زهرا؛ شدت اندوه و گریه ی فاطمه از فراق پدر؛ روزهای آخر عمر زهرا و گفتار او؛ ماجرای شهادت فاطمه و خاکسپاری او؛ پاورقی

نرمافزار «مادر پاکیها» در دو قالب (فرمت) با امکان نمایش، جستجو در پرسش و پاسخ ارائه شده است. جهت استفاده در رایانه (ویندوز) و تلفن همراه (اندروید)
| پیوست | اندازه |
|---|---|
|
|
17.7 مگابایت |
|
فیلم و کلیپ |
|
زمان |
حجم |
اجرا |
عنوان |
| _________________________________________________________________ | |||
|
0: 04 :01 |
1،05 M |
دو تا کبوتر تو مدینه ... |
|
|
0: 0 3: 45 |
0،98 M |
ای مرغ شکسته بال ... |
|
|
0:22: 01 |
13،03 M |
تاریخ و جغرافیای مکه و مدینه |
|
|
0:18: 21 |
11،01 M |
غرفه شجره طیبه |
|
|
0:19: 43 |
11،06 M |
غرفه کوچه و بیت |
|
| 5.14 MB | Download | چه شبی است امشب خدایا! | |
| 2.56 MB | طائر نیمه جان من | ||
حضرت حیدر به نام فاطمه حساس بود
خلقت از روز ازل مدیون عطر یاس بود
ای که بستی راه را در کوچه ها بر فاطمه
گردنت را می شکست آنجا اگر عباس بود
. * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
در حریم فاطمیه مرغ دل پر میزند
ناله از مظلومی زهرای اطهر میزند
السلام علیک یا فاطمه الزهرا . . .
. * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
جاهلان خیال بافتند / فرق شیعه را شکافتند
زخم شیعه را نمک زدند / قفل بر در فدک زدند
تاب دیدنت نداشتند / داغ بر دلت گذاشتند
تیر و قلب عاشق آه آه / سیلی و شقایق آه آه
. * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
حضرت فاطمه(س) :
خداوند امر به معروف را برای اصلاح مردم قرار داد
شهادت زهرای اطهر تسلیت باد . . .
. * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
ای بتول پاک السلام / قلب چاک چاک السلام
حاصل جوانی علی / ماه ارغوانی علی
لحظه ای درنگ کن بمان / وقت ناتوانی علی
بی تو سر بلند میکنند / دشمنان جانی علی
بی تو سجده میکند به خاک / روح آسمانی علی
. * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
یا علی خرابم از غمت / سوختم کبابم از غمت
زخم کهنه را نمک زدند / همسر تو را کتک زدند . . .
. * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
ای تو مهراب فاطمه / اسوه ی حجاب فاطمه
یاس پرپر علی بمان / سایه سر علی بمان
قوت دل علی نرو / از مقابل علی نرو . . .
. * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
مرو مادر دلم طاقت نداره / دلم بعد از تو خیلی بی قراره
مگه بابام علی شب های بی تو / سرم رو روی زانوهاش بذاره
. * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
منم زینب که بی دلدار مانده ست
به قلبم خون به چشمم خار مانده است
نگاهم خیره میماند همیشه
به آن خونی که به دیوار مانده است . . .
. * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
دل از غم فاطمه توان دارد؟ نه وز تربت او کسی نشان دارد؟ نه
آن تربت گم گشته به بَرْ زوّاری جز مهدی صاحب الزمان دارد؟ نه
. * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
دل غریب من از گردش زمانه گرفت به یاد غربت زهرا شبی بهانه گرفت
شبانه بغض گلوگیر من کنار بقیع سراغ مدفن پنهان و بی نشانه گرفت
. * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
دنبال جنازه ات اگر می نالم آهسته تر از مرغ سحر می نالم
دیشت سر بالین تو اشکم می ریخت امشب به غریبیِّ پدر می نالم
. * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
در این صحرا چو لاله داغ دارم به دل سوز غمی جانکاه دارم
مدینه، دیدی از بیداد گردون ز کف دادم همه دار و ندارم؟
. * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
آن شب که ابوتراب با قلب حزین بسپرد تن اُم ابیها به زمین
دانی که چرا خاک ز دستش افشاند یعنی که تمام هستی ام بود همین!
. * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
شب است و ماه، بارِ خویش بسته سکوت نُه فلک در هم شکسته
کنار قبر زهرا زار و خسته علی بر خاک ها تنها نشسته
. * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
دادم دل شب غسل و نمودم کفنش در خاک سپردم منِ دل خون، بدنش
تشییع کنندگان زهرا آن شب من بودم و زینب و حسین و حسنش
. * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
در این غوغای غمگین زمانه تو را می خواست شب، بی آشیانه
تو خار چشم دنیا بودی ای گُل فدک بود و زمین بود و بهانه
. * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
ز کف دادم چراغ لاله ام را کنم پنهان ز دشمن ناله ام را
نه دست خود کفن کردم شبانه تن زهرای هجده ساله ام را
. * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
مدینه در وطن تنهاترینم «ولی اللّه»ام و خانه نشینم
ز سوز داغ زهرای جوان مرگ شرر خیزد ز آه آتشینم
. * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
مدینه از چه این سان بی قراری تو هم از داغ زهرا سوگواری
مدینه دیده ای جز زینب من کند یک چار ساله خانه داری
. * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
امشب دل سنگ کوچه ها می گرید یک شهر خموش و بی صدا می گرید
تشییع جنازه غریب زهراست تابوت به حال مرتضی می گرید
. * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
سوزنده تر از داغ تو، داغی نَبُود پژمرده تر از تو، گل به باغی نبود
روشنگر دل هایی و اما افسوس بر گمشده قبر تو، چراغی نبود
. * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
ای خاکِ درِ تو تاجِ سرها زهرا وی قبر تو مخفی ز نظرها زهرا
تا باب شفاعت تو باز است چه غم؟ گر بسته شود تمام درها زهرا
. * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
گُل بوته باغ مصطفی زهرا بود آلاله داغ مرتضی زهرا بود
خورشیدِ بلندْ در شبستان وجود سرچشمه رحمت خدا زهرا بود
. * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
آن روز که پهلوی تو از کینه شکست دل های مُحبّان تو در سینه شکست
تصویر تو را دِل علی آینه بود اندوه تو سنگی شد و آیینه شکست
. * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
دریغ آن زهره زهرا کجا رفت؟ دریغ آن بضعه طاها کجا رفت؟
روم پرسم من از شب زنده داران که زهرا نیمه شب تنها کجا رفت
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
من علیم که خدا قبله نما ساخت مرا جز خدا و نبی و فاطمه نشناخت مرا
من به یک حمله در از قلعه خیبر کندم داغ زهرا به خدا از نفس انداخت مرا
قسمتی از بیانات مقام معظم رهبری پیرامون حضرت زهرا (س) و شان نزول سوره کوثر
قسمتی از بیانات مقام معظم رهبری پیرامون حضرت زهرا (س) و نسل پیامبر اعظم (ص)
بخشی از بیانات مقام معظم رهبری پیرامون حضرت فاطمه(س) و فرزندان حضرت
سخنرانی استاد مجتهدی در مورد مقام و منزلت حضرت زهرا(س) و اشاره به اسماء ایشان
روضه خوانی استاد گرانقدر مجتهدی در شهادت بی بی دو عالم حضرت زهرا(س)
روضه حجت السلام رفیعی در شهادت حضرت زهرا (س)
آخرین گفتگوی حضرت فاطمه (س) و امیرالمومنین (ع) در بیان حجت السلام رفیعی
سخنرانی حجت الاسلام دکتر رفیعی در مورد زندگی معنوی حضرت فاطمه زهرا(س)
سخنرانی حجت الاسلام دکتر رفیعی در مورد حضرت فاطمه زهرا(س)
سخنرانی حجه الاسلام دکتر رفیعی در مورد حضرت فاطمه زهرا(س) با عنوان عفاف
سخنرانی حجت الاسلام دکتر رفیعی در مورد حضرت فاطمه زهرا (س) الگوی کامل یک زندگی سالم
سخنرانی حجت الاسلام دکتر رفیعی در مورد تعصب شکنیهای حضرت فاطمه زهرا(س) در جامعه
سخنرانی حجت الاسلام دکتر رفیعی در مورد ملاک ومعیار انتخاب صحیح حضرت فاطمه زهرا(س) در زندگی
سخنرانی استاد فاطمی نیا با موضوع فضائل حضرت زهرا(س)
سخنرانی استاد فاطمی نیا با موضوع « درعظمت حضرت زهرا(س)
سخنرانی حجت الاسلام انصاریان به مناسبت ایام فاطمیه با عنوان «حقوق مردم نسبت به یکدیگر»
بخش اول سخنرانی حجه الاسلام انصاریان ( درایام فاطمیه) در مورد ملاک برتری زن و مرد در قرآن
بخش دوم سخنرانی حجه الاسلام انصاریان ( درایام فاطمیه) در مورد ملاک برتری زن و مرد در قران
سخنرانی حجت الاسلام خاتمی به مناسبت ایام فاطمیه دوم در حسینیه امام خمینی
سخنرانی حجت الاسلام علی اکبری به مناسبت ایام فاطمیه دوم در حسینیه امام خمینی
سخنرانی حجت الاسلام عالی به مناسبت ایام فاطمیه دوم سال 93 در حسینیه امام خمینی

«التعجب» نام كتابى است كه در دفاع از موضوع امامت در مقابل مخالفان و منکران نگاشته شده است. در این كتاب که نام کاملش «التعجب من أغلاط العامة فى مسألة الإمامة» است مؤلف تناقضات عجیب و شگفت آوری را كه در عقاید اهل سنت در این باره رخ داده، یادآور شده و به ابطال و ردّ آنان می پردازد.
نویسنده این کتاب شیخ ابوالفتح محمد بن على كراجكى طرابلسى است که در قرن چهارم هجرى به دنیا آمد و سالها بعد یعنی در اوایل قرن پنجم توانست به یکی از درخشان ترین چهرههاى علمى تبدیل شود. او از شخصیتهاى بزرگى مانند شیخ مفید و سید مرتضى بهرهها برد.
شهید اول از وى تعبیر به علامه مىكند و برخى دیگر از علما وى را از بزرگان علما و فقها و متكلمین به شمار آوردهاند و بسیارى از اجازات روایى را به وى رساندهاند.
ابوالفتح كراجكى مدتى در طرابلس رحل اقامت افكند و به همین جهت به طرابلسى مشهور شد. وى در آنجا تألیفات متعددى به رشته تحریر درآورد و با استفاده از حمایت حكومت بنى عمار كه شیعه بودند، با آرامش خاطر به نشر احكام و عقاید شیعه پرداخت و بسیارى از مردم لبنان را به تشیع علوى رهنمون ساخت. سرانجام ابو الفتح كراجكى پس از عمرى خدمت به علوم اهل بیت علیهم السلام در شهر صور و در كشور لبنان، در ماه ربیع الثانى سال 449 هجرى دیده از این دنیا فرو بست.
شیخ ابو الفتح كراجكى تألیفات فراوانى دارد كه به بیش از 80 عنوان مىرسد. کتاب «التعجب» یکی آثار ارزشمند به یادگار مانده از اوست که در آن به کشف تناقضات رفتاری کسانی می پردازد که امامت اهل بیت علیهم السلام را نپذیرفتند و بعد از رسول خدا ، پیرو سقیفه شدند.
مرحوم کراجکی در این کتاب ابتکار جالبی به خرج داده است. او در هر مسأله با تفحصی که در منابع داشته تناقضات را کشف کرده و آنها را بدون هیچ داوری و القای باوری در معرض انصاف خواننده قرار می هد و از او می خواهد که خود بین این دو مسأله داوری کرده و حکم کند که حق با کیست؟ در تمام موارد ذکر شده تنها اظهار نظری که او می کند بیان تعجب و شگفتی خود از این تناقضات و تعارضات است. او با نوشتن کلمه «التعجب» و عبارتهایی مانند آن در واقع از پیروان سقیفه سوال می کند که شما چگونه این تناقضات آشکار و مسلم را نادیده گرفتید و به آن تن دادید؟ اگر انصاف باشد و تعصب چشم حقیقت بین را کور نکرده باشد با کنار هم گذاشتن وقایعی که اختلافی در آنها نیست به راحتی می توان چهره حق و حق مداران را از گردونه باطل جدا کرد.
گفتنی است حقایقی که او از تاریخ اسلام مطرح می کند غالبا مورد اتفاقند و تقریبا کسی منکر آنها نیست.
یکی از مواردی که مرحوم کراجکی بیان می کند تناقض در عملکرد صحابه در حمایت از حق امیرالمومنین علیه السلام است. او با کشف تناقضی بزرگ و آشکار ثابت می کند که دفاع از حق و حق مداری و بر حق بودن و عبارتهای از این قبیل که اهل سقیفه کار خود را با آن پیش می بردند و به قبضه امور می پرداختند همه شعارهایی بود برای سرگرم کردن مردم و واقعیت چیز دیگری بود.
مرحوم کراجکی در فصل شانزدهم کتاب ذیل عنوان «فی ذکر فدک» ؛ بیست و هفت مورد از تناقضات رفتاری از اصحاب را می برشمرده و خواننده را به داوری منصفانه دعوت می کند.

کسی ندای فاطمه را پاسخ نگفت
اولین مورد را با این عبارت شروع می کند: فمن عجیب الامور و طریفها ؛ از عجیب ترین و شگفت آور ترین اموری که رخ داد این است که:
دو زن، امت رسول خدا را دعوت به قیام کردند و از آنها خواستند که دست به یک حرکت جهادی بزنند. این دو زن یکی فاطمه زهرا سلام الله علیها سیده نساء عالمین ، دختر خاتم الانبیاء بود. او در حالی که عزادار پدرش بود از امت آن حضرت و تمام کسانی که رسول خدا آنها را به اسلام هدایت کرده بود خواست تا او را «فی منع ابی بکر من ظلمها ؛ در برابر ظلمی که در حقش شده بود» یاری کنند ؛ اما افسوس و صد افسوس که «فلا یساعدها احد و لا یتکلم معها بشر ؛ هیچ کس او را یاری نکرد و حتی کسی با او سخن نگفت» با این که زمان زیادی از حضور رسول خدا و سفارشهای او نسبت به این دختر نمی گذشت.
چند سال بعد در حالی که اکثر همین افراد زنده بودند در همان شهر مدینه زنی دیگر عَلم جهاد بلند کرد که این بار اتفاق دیگری افتاد. این زن، عایشه دختر ابوبکر بود که از امت رسول خدا خواست تا شمشیر و نیزه برگیرند و سختی راه مدینه تا بصره را به جان بخرند و در نهایت امیرالمومنین علیه السلام و هر کس که با اوست ؛ بزرگمردانی مثل عمار یاسر این صحابی به نام رسول خدا را از دم تیغ بگذرانند. «ساعیة فی سفک دمه و دماء اولاده و اهله و شیعته»؛ این در حالی بود که قصد جدی آن زن، ریختن خون امیرالمومنین علیه السلام و خون فرزندان و اهل و پیروان آن حضرت بود. خلاصه این که حرکت او یک شورش و بیان اعتراض نبود؛ او یک لشگر نظامی به راه انداخت برای کشتن علی و آل علی علیهم السلام.
او برای چنین هدفی صلای عام داد و از همه دعوت کرد؛ همانهایی که اکثر یا تعداد زیادشان سالها قبل در همین مدینه، در به روی زهرای مرضیه باز نکردند، او و شوهرش را تنها گذاشتند این بار رفتاری کاملا مغایر با گذشته از خود بروز دادند که تعجب نویسنده و خواننده را بر می انگیزد. تاریخ می نویسد:
«فتجیبها عشرة آلاف من الناس»؛ ده هزار نفر دعوت عایشه را لبیک گفتند «و یقاتلون اَمامَها»؛ و در پیشگاهش شمشیر زدند«الی ان اهلک اکثرهم بین یدیها»؛ تا اینکه اکثر آنها کشته شدند و جانشان را فدای عایشه کردند.
بعد مرحوم کراجکی می نویسد: «اِن هذا لَمِنَ الاَمرِ العَجیب» این داستان چقدر شگفت آور است!
و چرا عجیب نباشد کار مردمی که دم از اسلام و پیروی از رسول خدا می زنند ولی در عمل هزاران نفر از مدینه تا بصره برای کشتن امیرالمومنین علیه السلام که حداقل خودشان او را به عنوان خلیفه و جانشین قبول دارند به دنبال شتر عایشه به راه می افتند و جانشان را فدای او می کنند ؛ اما زمانی که زهرای اطهر از آنها می خواهد که برای دفاع از حق امیرالمومنین و حق غصب شده؛ او را یاری کنند ندایش را کسی پاسخ نمی گوید. شگفتا از این مردم و از آن مظلومیت!
پی نوشت:
ر.ک به: کتاب «التعجب» تالیف شیخ ابو الفتح محمد بن علی کراجکی متوفی 449 هجری.ق ؛ تصحیح فارس حسون کریم.
کتاب صدف نبوت - غلامرضا سازگار
از شعلــۀ نــار گـــل بـه احمـد دادند
بـر بانوی وحـی تحفـه بی حد دادند
ضــرب لگـد و غـلاف تیـــغ و سیلـی
اجـریست کــه بــر آل محمـد دادنــد
از هر طرفی که رهسپر می گشتم
پیـش ضــربـات او سپــر می گشتم
همــراهم اگـر نبـود در کوچه حسن
تـا خانـۀ خـود چگونـه بر می گشتم
کی بــود گمـان بـه فتنه دامن بزنند
آتـش بـه سـرای حـی ذوالمن بزنند
ای اهـل مدینـه از شمـا می پرسم
کی دیده سه نامرد به یک زن بزنند
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
کتاب صدف نبوّت 4 - غلامرضا سازگار
از چشم زینب خون چکیده
نــاله مــادر را شنیده نــاله مــادر را شنیده
واویلا واویلا شد کشته زهرا
واویلا واویلا شد کشته زهرا
حمله به خانه خدا شد
یـک آیـه از قران جدا شد مــادر سـادات فدا شد
واویلا واویلا شد کشته زهرا
واویلا واویلا شد کشته زهرا
چه مردم مدینه پستند
دست خدا را دست بستند پهلوی زهرا را شکستند
واویلا واویلا شد کشته زهرا
واویلا واویلا شد کشته زهرا
چهار طفل داغدیده
بــر یــاری مـادر دویده دیگر دل از مادر بریده
واویلا واویلا شد کشته زهرا
واویلا واویلا شد کشته زهرا
خورشید می کند نظاره
بـر غـربت مـاه و ستاره نقش زمین شد گوشواره
واویلا واویلا شد کشته زهرا
واویلا واویلا شد کشته زهرا
آتش گرفته در خانه
اشک حسن بر رخ روانه دســت مغیـــره تــازیــانه
واویلا واویلا شد کشته زهرا
واویلا واویلا شد کشته زهرا
خون بر دل خیرالبشر شد
آنچه که شد از میخ در شد محسن شش ماهه سپر شد
واویلا واویلا شد کشته زهرا
واویلا واویلا شد کشته زهرا
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
کتاب صدف نبوت 5 – غلامرضا سازگار
مـادر مگــر از مـن خطا دیــدی؟
رخسار خود را از چه پوشیدی؟
ای بر علی یاور ای مهربان مادر
ای بر علی یاور ای مهربان مادر
دیشب به گیسویم زدی شانه
امشب چـه بنشستی غریبانه
ای بر علی یاور ای مهربان مادر
ای بر علی یاور ای مهربان مادر
دیشب دعـا کردی برای من
دیدی به رخ اشک عزای من
ای بر علی یاور ای مهربان مادر
ای بر علی یاور ای مهربان مادر
من دختر مظلومهات هستم
از چه نمیگیری دگـر دستم
ای بر علی یاور ای مهربان مادر
ای بر علی یاور ای مهربان مادر
دشمن که بـر تو حملـهور گردید
در در پشت محسن سپر گردید
ای بر علی یاور ای مهربان مادر
ای بر علی یاور ای مهربان مادر
ای کبــری را مظهـر پاکی
زهرا کجـا و چـادر خاکـی؟
ای بر علی یاور ای مهربان مادر
ای بر علی یاور ای مهربان مادر
دشمن به قصد کشتنت میزد
بر صورت و دست و تنت میزد
ای بر علی یاور ای مهربان مادر
ای بر علی یاور ای مهربان مادر
تو بر علی تنها امید استی
مـادرِ اولیـن شهیـد استـی
ای بر علی یاور ای مهربان مادر
ای بر علی یاور ای مهربان مادر
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
یکی از کتابهای مفیدی که درباره حضرت زهرا سلام الله علیها به رشته تحریر درآمده کتاب «500 سوال حول السیدة فاطمة الزهراء علیها السلام» نوشته الشیخ ماجد ناصر الزبیدی است.
نویسنده، کتاب خود را با طرح 500 سوال درباره حضرت زهرا سلام الله علیها و پاسخ به آنها سامان بخشیده و سعی کرده است در قالب همین سوالها به مهمترین فرازها و موضوعات مورد بحث در زندگی آن حضرت از ولادت تا شهادت بپردازد.
او در پرسش 468 ، آخرین روز از حیات پربرکت اما کوتاه آن بانوی بی قرینه را موضوع سوال قرار داده و در مقام پاسخی مختصر به این سوال با تکیه بر منابع تاریخی و حدیثی که رویه این کتاب است مینویسد:
رُوِیَ ان السیدة فاطمة بعد ما اغتسلت و لبست بثیابها الجدیدة ؛ روایت شده که در روز آخر حضرت فاطمه سلام الله علیها خود را شستشو داد و لباس نو بر تن کرد. سپس سلمی همسر ابی رافع (در بخی نقلها نام اسماء بنت عمیس به چشم می خورد) را به پیش خود فراخواند و به او فرمود:
«أفرشی فراشی وسط البیت؛ بسترم را در وسط اتاق پهن کن».
با شنیدن این سخن قلب اسماء به تپش افتاد و دریافت که وقت سفر نزدیک شده و بانوی دو عالم در آستانه پرکشیدن است.
آنچه را زهرا سلام الله علیها خواسته بود انجام داد و آن حضرت را به بستری که در وسط اتاق آماده کرده بود منتقل کرد.
سیده نساء عالمین در بستر رو به قبله دراز کشید، «واضعةً یدها تحت خدها» ؛ در حالی که دست مبارک را زیر صورت قرار داده بود.
تمام این ماجرا بعد از آن بود که حضرت، خودش غذایی را برای کودکانش آماده کرده بود.
نقل است که حضرت آن روز دو دخترش زینب و ام کلثوم سلام الله علیهما را به خانه یکی از آشنایان فرستاده بود، «لئلا تشاهدا موت امهما» ؛ تا دختران شاهد جان دادن مادرشان نباشند.
از برخی احادیث استفاده می شود که امام علی و امام حسن و امام حسین علیهم السلام در آن وقت بیرون از خانه به سر می بردند و در آن ساعات پایانی حیات زهرای اطهر در منزل نبودند و فقط اسماء در خانه بود. برخی روایات هم به حضور فضه ، خادمه حضرت اشاره دارند.
فرمود: « آیا شما هم می بینید آنچه را من می بینم؟»
به ایشان عرض کردند: مگر شما چه می بینید؟
فرمود: «اینها گروههایی از اهل آسمانند و این جبرائیل است و این پدرم رسول خدا است
لحظه احتضار و پرکشیدن فرا رسید. بانوی دو عالم به نقطه ای خیره شد و فرمود:
« السلام علی جبرائیل السلام علی رسول الله اللهم مع رسولک اللهم فی رضوانک و جوارک و دارک دار السلام؛
سلام خدا بر جبرائیل ؛ سلام خدا بر رسول خدا ؛ خدایا مرا در جوار فرستاده ات قرار بده ؛ پروردگارا مرا در رضوان و در کنار خودت و خانه خودت که مقام امنیت و سلامت است مأوی ده!»
سپس فرمود: « آیا شما هم می بینید آنچه را من می بینم؟»
به ایشان عرض کردند: مگر شما چه می بینید؟
فرمود: «اینها گروههایی از اهل آسمانند و این جبرائیل است و این پدرم رسول خدا است که می فرماید:
یا بنیة اقدمی فما امامک خیر لک ؛ عزیز دلم! بیا که آمدنت بهتر از ماندنت است.»
بعد از این سخنان، فاطمه سلام الله علیها چشم گشود و فرمود: «و علیک السلام یا قابض الارواح».
با این عبارت پاسخ سلام جبرائیل را داد و بعد به او فرمود:
«عجّل بی و لا تعذّبنی ؛ در ستاندن جان من تعجیل کن و از تو می خواهم که باعث سختی و رنجش من نشوی.»
و بعد به پروردگار عرض کرد:
«الیک ربّی و لا الی النّار ؛ خدایا مرا به سوی خودت و بهشتت ببر ؛ نه به سوی آتش غضبت.»
سپس چشمهایش را بست و جان به جان آفرین تسلیم کرد.
با دیدن این صحنه اسماء گریبان چاک کرد و خود را روی بدن مبارک انداخت و بر آن پیکر بی جان بوسه زد و این در حالی بود که می گفت:
فاطمه جان ! وقتی به خدمت پدرت رسول خدا شرفیاب شدی سلام من، اسماء بنت عمیس، را به او برسان
.(1)
اینکه آن لحظه جانگداز چه زمانی از روز بود سوالی است که پاسخهایی به آن داده اند. برخی لحظه شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها را بعد از نماز عصر یا اوایل شب می دانند و برخی بر این باورند که این واقعه بین نماز مغرب و عشا اتفاق افتاده است.(2)
از ابن عباس روایت شده (3) وقتی فاطمه سلام الله علیها چشم از جهان فروبست اسماء با اضطراب و نگرانی از خانه خارج شد که با امام حسن و امام حسین علیهماالسلام برخورد کرد. آن دو پرسیدند: مادرمان کجاست؟ اسماء پاسخی نداد. وارد خانه شدند دیدند که مادر در بستر است و حرکتی نمی کند. او را حرکتی داد و دریافت که مادر از دنیا رفته است. رو به برادر کرد و گفت: «یا اخا آجَرَکَ اللهُ فی الوالدة»هر دو «یامحمدا» و «یا احمدا» گویان از خانه خارج شده و خبر را امیرالمومنین علیه السلام که در مسجد بود رساندند. با شنیدن خبر امیرالمومنین علیه السلام از خود بیخود شد. به خود که آمد همراه حسنین علیهماالسلام به خانه بازگشت و دید که اسماء بر بالین فاطمه سلام الله علیها نشسته و اشک می ریزد.
علی علیه السلام آمد و پوشش روی صورت همسرش را کنار زد. نگاهش به نوشته ای افتاد که در کنار بالین او بود. در آن نظر کرد و دید نوشته است:
بسم الله الرحمن الرحیم
«این وصیت نامه فاطمه دختر رسول خداست. شهادت می دهد که لااله الا الله و ان محمدا عبده و رسوله و اینکه بهشت و جهنم حقند و قیامت آمدنی است و شکی در آن نیست و اینکه خدا کسانی را که در قبرها آرمیده اند محشور می کند».
بعد نوشته است:
«یا علی انا فاطمة بنت محمد ؛ من فاطمه دختر رسول خدایم که خداوند مرا همسر تو قرار داد تا در دنیا و آخرت در کنار تو باشم. تو نسبت به دیگران بر من اولی تری بنابراین وصیت می کنم که:
حنطنی و غسلنی و کفنی باللیل ؛ مرا در شب حنوط کن غسل ده و کفن کن و بر من نماز بخوان و مرا شبانه به خاک بسپار و کسی را هم خبر نکن ...» (4)
سلام خدا برآن بانویی که مرقدش همچنان مخفی است و سالهاست که دیده ها بر مظلومیتش اشکبار و دلها داغدار غربتش است.
پی نوشت:
1) 500 سوال ، صص 507-508.
2) همان، ص512.
3) بضعة المصطفی، ص 389.
4) الدمعة الساکبة، ج1، ص70.