• صفحه نخست
    به همراه فهرست مدیریت
    • پروفایل مدیر
    • رایانامه
  • فهرست
    منوی اصلی سایت
    • آرشیو مطالب
    • Rss.02
    • فرم ارتباط
    • نسخه موبایل
    • چاپ صفحه
    • ایران نقش
  • نقشه سایت
    دسترسی سریع
    • انتهای صفحه
    • پیوندها
    • امکانات و ابزار
    • بر چسبها
    • موضوع مطالب
  • آرشیو ماهانه
    دسترسی به بایگانی
    • آبان 1395
    • فروردین 1394
    • اسفند 1393
  • آخرین مطالب
    تازه ترین انتشارات سایت
    • مجموعه فروشگاه های اینترنتی ایسام شاپ
    • این الفاطمیون
    • کتابخانه تخصصی فاطمی
    • اسکرین سیور
    • نرم افزار های فاطمی
    • تصاویر فاطمی
    • فیلم و کلیپ
    • بانک پیامک فاطمیه
    • سخنرانی های ویژه ایام فاطمیه :
    • ندایی که بی پاسخ ماند
امام صادق علیه السلام می فرمایند:هر کس به شناخت حقیقی فاطمه علیها السلام دست یابد، بی گمان شب قدر را درک کرده است .

  • Aromatherapy package £10,000
    حضرت زهرا (ع) و حجاب:

    امیرالمؤمنین علیه السلام می‌فرماید: روزی رسول خدا از ما پرسید: بهترین کار برای زنان چیست؟

    فاطمه علیهاسلام پاسخ داد:« بهترین کار برای زنان این است که مردان را نبینند و مردان نیز آنها را نبینند .
    يَا مُمْتَحَنَةُ امْتَحَنَكِ اللَّهُ الَّذِي خَلَقَكِ قَبْلَ أَنْ يَخْلُقَكِ فَوَجَدَكِ لِمَا امْتَحَنَكِ صَابِرَةً وَ زَعَمْنَا أَنَّا لَكِ أَوْلِيَاءُ وَ مُصَدِّقُونَ وَ صَابِرُونَ لِكُلِّ مَا أَتَانَا بِهِ أَبُوكِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ
  • این الفاطمیون
    این الفاطمیونFrom: £13 یا زهرا
    حضرت زهرا (ع) فرمودند:

    شیعَتُنا مِنْ خِیارِ أهْلِ الْجَنَّهِ وَکُلُّ مُحِبّینا وَ مَوالى اَوْلیائِنا وَ مُعادى أعْدائِنا وَ الْمُسْلِمُ بِقَلْبِهِ وَ لِسانِهِ لَنا.

    شیعیان و پیروان ما، و همچنین دوستداران اولیاء ما و آنان که دشمن دشمنان ما باشند، نیز آن هائى که با قلب و زبان تسلیم ما هستند بهترین افراد بهشتیان خواهند بود.
    وَ أَتَى (أَتَانَا) بِهِ وَصِيُّهُ‏ فَإِنَّا نَسْأَلُكِ إِنْ كُنَّا صَدَّقْنَاكِ إِلاَّ أَلْحَقْتِنَا بِتَصْدِيقِنَا لَهُمَا لِنُبَشِّرَ أَنْفُسَنَا بِأَنَّا قَدْ طَهُرْنَا بِوِلاَيَتِكِ‏ اَلسَّلاَمُ عَلَيْكِ يَا بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ السَّلاَمُ عَلَيْكِ يَا بِنْتَ نَبِيِّ اللَّهِ‏
  • این الفاطمیون
    این الفاطمیونFrom: £13 یا زهرا
    اهمیت دوری از نامحرم

    روزی رسول خدا از اصحاب خود پرسید:« نزدیکترین حالات زن به پروردگارش کدام است؟» اصحاب نتوانستند جواب بدهند. این سؤال به گوش فاطمه علیهاسلام رسید. فاطمه فرمود:

    نزدیکترین حالات زن به پروردگارش وقتی است که در خانه اش بنشیند (و خود را در کوچه و بازار، جلو چشم نا محرمان قرار ندهد.) وقتی رسول خدا این سخن را شنید، فرمود: فاطمه پاره تن من است.
    السَّلاَمُ عَلَيْكِ يَا بِنْتَ حَبِيبِ اللَّهِ السَّلاَمُ عَلَيْكِ يَا بِنْتَ خَلِيلِ اللَّهِ‏ السَّلاَمُ عَلَيْكِ يَا بِنْتَ صَفِيِّ اللَّهِ السَّلاَمُ عَلَيْكِ يَا بِنْتَ أَمِينِ اللَّهِ السَّلاَمُ عَلَيْكِ يَا بِنْتَ خَيْرِ خَلْقِ اللَّهِ‏ السَّلاَمُ عَلَيْكِ يَا بِنْتَ أَفْضَلِ أَنْبِيَاءِ اللَّهِ وَ رُسُلِهِ وَ مَلاَئِكَتِهِ‏
  • این الفاطمیون
    این الفاطمیونFrom: £13 یا زهرا
    عفاف حضرت زهرا (ع)
    زمانی هم که حضرت برای ایراد خطبه وارد مسجد شدند و برای احقاق حق و ابطال باطل سخن رانی کردند در عین حفظ حریم و عفت بودند. حضرت امام حسن علیه السلام در کیفیت این حضور حضرت در جمع می فرمایند: مادرم روسری بر سر نمود و چارقد بلند خود را پوشید … در حال راه رفتن بگونه ای بود که لباسش به پا گیر می کرد… او در میان زنان انصار از خانه خارج شد… همچون حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم با وقار و متانت حرکت می نمود …
    السَّلاَمُ عَلَيْكِ يَا بِنْتَ خَيْرِ الْبَرِيَّةِ السَّلاَمُ عَلَيْكِ يَا سَيِّدَةَ نِسَاءِ الْعَالَمِينَ مِنَ الْأَوَّلِينَ وَ الْآخِرِينَ‏ السَّلاَمُ عَلَيْكِ يَا زَوْجَةَ وَلِيِّ اللَّهِ وَ خَيْرِ الْخَلْقِ بَعْدَ رَسُولِ اللَّهِ‏ السَّلاَمُ عَلَيْكِ يَا أُمَّ الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ سَيِّدَيْ شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ
  • این الفاطمیون
    این الفاطمیونFrom: £13 یا زهرا
    قالَتْ (علیها السلام):)

    الرَّجُلُ اُحَقُّ بِصَدْرِ دابَّتِهِ، وَ صَدْرِ فِراشِهِ، وَالصَّلاهِ فى مَنْزِلِهِ إلاَّ الاْمامَ یَجْتَمِعُ النّاسُ عَلَیْهِ.

    هر شخصى نسبت به مرکب سوارى، و فرش منزل خود و برگزارى نماز در آن از دیگرى در أُلویّت است، مگر آن که دیگرى امام جماعت باشد و مردم بخواهند با او نماز جماعت را إقامه نمایند.
    السَّلاَمُ عَلَيْكِ أَيَّتُهَا الصِّدِّيقَةُ الشَّهِيدَةُ السَّلاَمُ عَلَيْكِ أَيَّتُهَا الرَّضِيَّةُ الْمَرْضِيَّةُ السَّلاَمُ عَلَيْكِ أَيَّتُهَا الْفَاضِلَةُ الزَّكِيَّةُ السَّلاَمُ عَلَيْكِ أَيَّتُهَا الْحَوْرَاءُ الْإِنْسِيَّةُ السَّلاَمُ عَلَيْكِ أَيَّتُهَا التَّقِيَّةُ النَّقِيَّةُ السَّلاَمُ عَلَيْكِ أَيَّتُهَا الْمُحَدَّثَةُ الْعَلِيمَةُ
  • <-BlogTitl->
    <-blogtitl->£149
    قالَتْ (علیها السلام):

    یا أبَا الْحَسَنِ! إنَّ رَسُولَ اللّهِ (صلى الله علیه وآله وسلم) عَهِدَ إلَىَّ وَ حَدَّثَنى أنّى اَوَّلُ أهْلِهِ لُحُوقاً بِهِ وَ لا بُدَّ مِنْهُ، فَاصْبِرْ لاِمْرِاللّهِ تَعالى وَ ارْضَ بِقَضائِهِ.

    اى ابا الحسن! ـ همسرم ـ ، همانا رسول خدا با من عهد بست و اظهار نمود: من اوّل کسى هستم از اهل بیتش که به او ملحق مى شوم و چاره اى از آن نیست، پس تو صبر نما و به قضا و مقدّرات الهى خوشنود باش.
    السَّلاَمُ عَلَيْكِ أَيَّتُهَا الْمَظْلُومَةُ الْمَغْصُوبَةُ السَّلاَمُ عَلَيْكِ أَيَّتُهَا الْمُضْطَهَدَةُ الْمَقْهُورَةُ السَّلاَمُ عَلَيْكِ يَا فَاطِمَةُ بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْكِ وَ عَلَى رُوحِكِ وَ بَدَنِكِ‏
  • Green salt
    Green salt£149
    در خصوص حریم نامحرم:

    … إنْ لَمْ یَکُنْ یَرانى فَإنّى أراهُ، وَ هُوَ یَشُمُّ الریح.

    مرد نابینائى وارد منزل شد و حضرت زهراء (علیها السلام)پنهان گشت، وقتى رسول خدا (صلى الله علیه وآله وسلم) علّت آن را جویا شد؟ در پاسخ پدر اظهار داشت: اگر آن نابینا مرا نمى بیند، من او را مى بینم، دیگر آن که مرد، حسّاس است و بوى زن را استشمام مى کند.
    أَشْهَدُ أَنَّكِ مَضَيْتِ عَلَى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّكِ وَأَنَّ مَنْ سَرَّكِ فَقَدْ سَرَّرَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ‏ وَ مَنْ جَفَاكِ فَقَدْ جَفَا رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ‏ وَ مَنْ آذَاكِ فَقَدْ آذَى رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ‏
  • Green salt
    Green salt£149
    در خصوص تلاوت قرآن:

    فَأکْثِرْ مِنْ تِلاوَهِ الْقُرآنِ، وَالدُّعاءِ، فَإنَّها ساعَهٌ یَحْتاجُ الْمَیِّتُ فیها إلى أُنْسِ الاْحْیاءِ.

    ضمن وصیّتى به امام علىّ (علیه السلام) اظهار نمود: پس از آن که مرا دفن کردى، برایم قرآن را بسیار تلاوت نما، و برایم دعا کن، چون که میّت در چنان موقعیّتى بیش از هر چیز نیازمند به اُنس با زندگان مى باشد.
    وَ مَنْ وَصَلَكِ فَقَدْ وَصَلَ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ‏ وَ مَنْ قَطَعَكِ فَقَدْ قَطَعَ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ‏ لِأَنَّكِ بَضْعَةٌ مِنْهُ وَ رُوحُهُ الَّذِي بَيْنَ جَنْبَيْهِ كَمَا قَالَ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ‏
  • Green salt
    Green salt£149
    در مورد حجاب فرمودند:

    وَ النَّهْىَ عَنْ شُرْبِ الْخَمْرِ تَنْزیهاً عَنِ الرِّجْسِ، وَاجْتِنابَ الْقَذْفِ حِجاباً عَنِ اللَّعْنَهِ، وَ تَرْکَ السِّرْقَهِ ایجاباً لِلْعِّفَهِ.

    خداوند متعال منع و نهى از شرابخوارى را جهت پاکى جامعه از زشتى ها و جنایت ها; و دورى از تهمت ها و نسبت هاى ناروا را مانع از غضب و نفرین قرار داد; و دزدى نکردن، موجب پاکى جامعه و پاکدامنى افراد مى گردد.
    أُشْهِدُ اللَّهَ وَ رُسُلَهُ وَ مَلاَئِكَتَهُ أَنِّي رَاضٍ عَمَّنْ رَضِيتِ عَنْهُ سَاخِطٌ عَلَى مَنْ سَخِطْتِ عَلَيْهِ‏ مُتَبَرِّئٌ مِمَّنْ تَبَرَّأْتِ مِنْهُ مُوَالٍ لِمَنْ وَالَيْتِ مُعَادٍ لِمَنْ عَادَيْتِ‏ مُبْغِضٌ لِمَنْ أَبْغَضْتِ مُحِبٌّ لِمَنْ أَحْبَبْتِ وَ كَفَى بِاللَّهِ شَهِيداً وَ حَسِيباً وَ جَازِياً وَ مُثِيباً
  • درباره وبلاگ



    ایجاد کننده وبلاگ : آشنای آسمان،گمنام زمین

    نویسندگان

    آشنای آسمان،گمنام زمین

    پیوندها

    راسخون یار همیشه همراه
    ایران نقش
    لیست لینک ها

    نظرسنجی

    آمار بازید

    کل بازدید ها : 7943
    تعداد کل مطالب : 15
    آخرین بروز رسانی : چهارشنبه 5 آبان 1395 

    کدهای کاربر

    • فاطمه پاره تن من است ( پیامبر اسلام (ص)

    • السلام علیک یا ایتها الصدیقه الشهیده

    • حجاب یعنی : من عاشق فاطمه ام !

    • لبیک یا فاطمه الزهـــــــرا سلام الله علیها

    • your message

    • your message

    • your message

    • your message

    • your message

    • your message

    • your message

    • your message

    • your message

    • your message

    • your message

    • your message

    این الفاطمیون

    منادی صدا زد این الفاطمیون...

    ندایی که بی پاسخ ماند

    ندایی که بی پاسخ ماند

     

    حضرت فاطمه

    «التعجب» نام كتابى است كه در دفاع از موضوع امامت در مقابل مخالفان و منکران نگاشته شده است. در این كتاب که نام کاملش «التعجب من أغلاط العامة فى مسألة الإمامة» است مؤلف تناقضات عجیب و شگفت آوری را كه در عقاید اهل سنت در این باره رخ داده، یادآور شده و به ابطال و ردّ آنان می پردازد.

    نویسنده این کتاب شیخ ابوالفتح محمد بن على كراجكى طرابلسى است که در قرن چهارم هجرى به دنیا آمد و سالها بعد یعنی در اوایل قرن پنجم توانست به یکی از درخشان ‏ترین چهره‏هاى علمى تبدیل شود. او از شخصیت‏هاى بزرگى مانند شیخ مفید و سید مرتضى بهره‏ها برد.

    شهید اول از وى تعبیر به علامه مى‏كند و برخى دیگر از علما وى را از بزرگان علما و فقها و متكلمین به شمار آورده‏اند و بسیارى از اجازات روایى را به وى رسانده‏اند.

    ابوالفتح كراجكى مدتى در طرابلس رحل اقامت افكند و به همین جهت به طرابلسى مشهور شد.  وى در آنجا تألیفات متعددى به رشته تحریر درآورد و با استفاده از حمایت حكومت بنى عمار كه شیعه بودند، با آرامش خاطر به نشر احكام و عقاید شیعه پرداخت و بسیارى از مردم لبنان را به تشیع علوى رهنمون ساخت. سرانجام ابو الفتح كراجكى پس از عمرى خدمت به علوم اهل بیت علیهم السلام در شهر صور و در كشور لبنان، در ماه ربیع الثانى سال 449 هجرى دیده از این دنیا فرو بست.

     

    مرحوم کراجکی و کتاب «التعجب»

    شیخ ابو الفتح كراجكى تألیفات فراوانى دارد كه به بیش از 80 عنوان مى‏رسد. کتاب «التعجب» یکی آثار ارزشمند به یادگار مانده از اوست که در آن به کشف تناقضات رفتاری کسانی می پردازد که امامت اهل بیت علیهم السلام را نپذیرفتند و بعد از رسول خدا ، پیرو سقیفه شدند.

    و چرا عجیب نباشد کار مردمی که دم از اسلام و پیروی از رسول خدا می زنند ولی در عمل هزاران نفر از مدینه تا بصره برای کشتن امیرالمومنین علیه السلام که حداقل خودشان او را به عنوان خلیفه و جانشین قبول دارند به دنبال شتر عایشه به راه می افتند و جانشان را فدای او می کنند ؛ اما زمانی که زهرای اطهر از آنها می خواهد که برای دفاع از حق امیرالمومنین و حق غصب شده؛ او را یاری کنند ندایش را کسی پاسخ نمی گوید. شگفتا از این مردم و از آن مظلومیت!

     

     

    مرحوم کراجکی در این کتاب ابتکار جالبی به خرج داده است. او در هر مسأله با تفحصی که در منابع داشته تناقضات را کشف کرده و آنها را بدون هیچ داوری و القای باوری در معرض انصاف خواننده قرار می هد و از او می خواهد که خود بین این دو مسأله داوری کرده و حکم کند که حق با کیست؟ در تمام موارد ذکر شده تنها اظهار نظری که او می کند بیان تعجب و شگفتی خود از این تناقضات و تعارضات است. او با نوشتن کلمه «التعجب» و عبارتهایی مانند آن در واقع از پیروان سقیفه سوال می کند که شما چگونه این تناقضات آشکار و مسلم را نادیده گرفتید و به آن تن دادید؟ اگر انصاف باشد و تعصب چشم حقیقت بین را کور نکرده باشد با کنار هم گذاشتن وقایعی که اختلافی در آنها نیست به راحتی می توان چهره حق و حق مداران را از گردونه باطل جدا کرد.

     

    گفتنی است حقایقی که او از تاریخ اسلام مطرح می کند غالبا مورد اتفاقند و تقریبا کسی منکر آنها نیست.

    یکی از مواردی که مرحوم کراجکی بیان می کند تناقض در عملکرد صحابه در حمایت از حق امیرالمومنین علیه السلام است. او با کشف تناقضی بزرگ و آشکار ثابت می کند که دفاع از حق و حق مداری و بر حق بودن و عبارتهای از این قبیل که اهل سقیفه کار خود را با آن پیش می بردند و به قبضه امور می پرداختند همه شعارهایی بود برای سرگرم کردن مردم و واقعیت چیز دیگری بود.

    مرحوم کراجکی در فصل شانزدهم کتاب ذیل عنوان «فی ذکر فدک» ؛ بیست و هفت مورد از تناقضات رفتاری از اصحاب را می برشمرده و خواننده را به داوری منصفانه دعوت می کند.

     

    حضرت فاطمه

     

    کسی ندای فاطمه را پاسخ نگفت

    اولین مورد را با این عبارت شروع می کند: فمن عجیب الامور و طریفها ؛ از عجیب ترین و شگفت آور ترین اموری که رخ داد این است که:

    دو زن، امت رسول خدا را دعوت به قیام کردند و از آنها خواستند که دست به یک حرکت جهادی بزنند. این دو زن یکی فاطمه زهرا سلام الله علیها سیده نساء عالمین ، دختر خاتم الانبیاء بود. او در حالی که عزادار پدرش بود از امت آن حضرت و تمام کسانی که رسول خدا آنها را به اسلام هدایت کرده بود خواست تا او را «فی منع ابی بکر من ظلمها ؛‌‌ در برابر ظلمی که در حقش شده بود» یاری کنند ؛ اما افسوس و صد افسوس که «فلا یساعدها احد و لا یتکلم معها بشر ؛ هیچ کس او را یاری نکرد و حتی کسی با او سخن نگفت» با این که زمان زیادی از حضور رسول خدا و سفارشهای او نسبت به این دختر نمی گذشت.

    او با کشف تناقضی بزرگ و آشکار ثابت می کند که دفاع از حق و حق مداری و بر حق بودن و عبارتهای از این قبیل که اهل سقیفه کار خود را با آن پیش می بردند و به قبضه امور می پرداختند همه شعارهایی بود برای سرگرم کردن مردم و واقعیت چیز دیگری بود

    چند سال بعد در حالی که اکثر همین افراد زنده بودند در همان شهر مدینه زنی دیگر عَلم جهاد بلند کرد که این بار اتفاق دیگری افتاد. این زن، عایشه دختر ابوبکر بود که از امت رسول خدا خواست تا شمشیر و نیزه برگیرند و سختی راه مدینه تا بصره را به جان بخرند و در نهایت امیرالمومنین علیه السلام و هر کس که با اوست ؛ بزرگمردانی مثل عمار یاسر این صحابی به نام رسول خدا را از دم تیغ بگذرانند. «ساعیة فی سفک دمه و دماء اولاده و اهله و شیعته»؛ این در حالی بود که قصد جدی آن زن، ریختن خون امیرالمومنین علیه السلام و خون فرزندان و اهل و پیروان آن حضرت بود. خلاصه این که حرکت او یک شورش و بیان اعتراض نبود؛ او یک لشگر نظامی به راه انداخت برای کشتن علی و آل علی علیهم السلام.

    او برای چنین هدفی صلای عام داد و از همه دعوت کرد؛ همانهایی که اکثر یا تعداد زیادشان سالها قبل در همین مدینه، در به روی زهرای مرضیه باز نکردند، او و شوهرش را تنها گذاشتند این بار رفتاری کاملا مغایر با گذشته از خود بروز دادند که تعجب نویسنده و خواننده را بر می انگیزد. تاریخ می نویسد:

    «فتجیبها عشرة آلاف من الناس»؛ ده هزار نفر دعوت عایشه را لبیک گفتند «و یقاتلون اَمامَها»؛ و در پیشگاهش شمشیر زدند«الی ان اهلک اکثرهم بین یدیها»؛ تا اینکه اکثر آنها کشته شدند و جانشان را فدای عایشه کردند.

    بعد مرحوم کراجکی می نویسد: «اِن هذا لَمِنَ الاَمرِ العَجیب» این داستان چقدر شگفت آور است!

    و چرا عجیب نباشد کار مردمی که دم از اسلام و پیروی از رسول خدا می زنند ولی در عمل هزاران نفر از مدینه تا بصره برای کشتن امیرالمومنین علیه السلام که حداقل خودشان او را به عنوان خلیفه و جانشین قبول دارند به دنبال شتر عایشه به راه می افتند و جانشان را فدای او می کنند ؛ اما زمانی که زهرای اطهر از آنها می خواهد که برای دفاع از حق امیرالمومنین و حق غصب شده؛ او را یاری کنند ندایش را کسی پاسخ نمی گوید. شگفتا از این مردم و از آن مظلومیت!

     

    پی نوشت:

    ر.ک به: کتاب «التعجب» تالیف شیخ ابو الفتح محمد بن علی کراجکی متوفی 449 هجری.ق ؛ تصحیح فارس حسون کریم.




     7:57 AM -  چهارشنبه 20 اسفند 1393   آشنای آسمان،گمنام زمین
    نظرات 0

    مرا در شب غسل بده و کفن کن! آسمانی ها بر گرد خورشید

    یکی از کتابهای مفیدی که درباره حضرت زهرا سلام الله علیها به رشته تحریر درآمده کتاب «500 سوال حول السیدة فاطمة الزهراء علیها السلام» نوشته الشیخ ماجد ناصر الزبیدی است.

     

    نویسنده، کتاب خود را با طرح 500 سوال درباره حضرت زهرا سلام الله علیها و پاسخ به آنها سامان بخشیده و سعی کرده است در قالب همین سوالها به مهمترین فرازها و موضوعات مورد بحث در زندگی آن حضرت از ولادت تا شهادت بپردازد.

    او در پرسش 468 ، آخرین روز از حیات پربرکت اما کوتاه آن بانوی بی قرینه را موضوع سوال قرار داده و در مقام پاسخی مختصر به این سوال با تکیه بر منابع تاریخی و حدیثی که رویه این کتاب است می‌نویسد:

    رُوِیَ ان السیدة فاطمة بعد ما اغتسلت و لبست بثیابها الجدیدة ؛ روایت شده که در روز آخر حضرت فاطمه سلام الله علیها خود را شستشو داد و لباس نو بر تن کرد. سپس سلمی همسر ابی رافع (در بخی نقلها نام اسماء بنت عمیس به چشم می خورد) را به پیش خود فراخواند و به او فرمود:

    «أفرشی فراشی وسط البیت؛ بسترم را در وسط اتاق پهن کن».

    با شنیدن این سخن قلب اسماء به تپش افتاد و دریافت که وقت سفر نزدیک شده و بانوی دو عالم در آستانه پرکشیدن است.

    آنچه را زهرا سلام الله علیها خواسته بود انجام داد و آن حضرت را به بستری که در وسط اتاق آماده کرده بود منتقل کرد.

    سیده نساء عالمین در بستر رو به قبله دراز کشید، «واضعةً یدها تحت خدها» ؛ در حالی که دست مبارک را زیر صورت قرار داده بود.

    تمام این ماجرا بعد از آن بود که حضرت، خودش غذایی را برای کودکانش آماده کرده بود.

    نقل است که حضرت آن روز دو دخترش زینب و ام کلثوم سلام الله علیهما را به خانه یکی از آشنایان فرستاده بود،  «لئلا تشاهدا موت امهما» ؛ تا دختران شاهد جان دادن مادرشان نباشند.

    از برخی احادیث استفاده می شود که امام علی و امام حسن و امام حسین علیهم السلام در آن وقت بیرون از خانه به سر می بردند و در آن ساعات پایانی حیات زهرای اطهر در منزل نبودند و فقط اسماء در خانه بود. برخی روایات هم به حضور فضه ، خادمه حضرت اشاره دارند.

    فرمود: « آیا شما هم می بینید آنچه را من می بینم؟»

    به ایشان عرض کردند: مگر شما چه می بینید؟

    فرمود: «اینها گروههایی از اهل آسمانند و این جبرائیل است و این پدرم رسول خدا است

    لحظه احتضار و پرکشیدن فرا رسید. بانوی دو عالم به نقطه ای خیره شد و فرمود:

    « السلام علی جبرائیل السلام علی رسول الله اللهم مع رسولک اللهم فی رضوانک و جوارک و دارک دار السلام؛

    سلام خدا بر جبرائیل ؛ سلام خدا بر رسول خدا ؛ خدایا مرا در جوار فرستاده ات قرار بده ؛ پروردگارا مرا در رضوان و در کنار خودت و خانه خودت که مقام امنیت و سلامت است مأوی ده!»

    سپس فرمود: « آیا شما هم می بینید آنچه را من می بینم؟»

    به ایشان عرض کردند: مگر شما چه می بینید؟

    فرمود: «اینها گروههایی از اهل آسمانند و این جبرائیل است و این پدرم رسول خدا است که می فرماید:

    یا بنیة اقدمی فما امامک خیر لک ؛ عزیز دلم! بیا که آمدنت بهتر از ماندنت است.»

    بعد از این سخنان، فاطمه سلام الله علیها چشم گشود و فرمود: «و علیک السلام یا قابض الارواح».

    با این عبارت پاسخ سلام جبرائیل را داد و بعد به او فرمود:

    «عجّل بی و لا تعذّبنی ؛ در ستاندن جان من تعجیل کن و از تو می خواهم که باعث سختی و رنجش من نشوی.»

    و بعد به پروردگار عرض کرد:

    «الیک ربّی و لا الی النّار ؛ خدایا مرا به سوی خودت و بهشتت ببر ؛ نه به سوی آتش غضبت.»

     

    سپس چشمهایش را بست و جان به جان آفرین تسلیم کرد.

    با دیدن این صحنه اسماء گریبان چاک کرد و خود را روی بدن مبارک انداخت و بر آن پیکر بی جان بوسه زد و این در حالی بود که می گفت:

    فاطمه جان ! وقتی به خدمت پدرت رسول خدا شرفیاب شدی سلام من، اسماء بنت عمیس، را به او برسان

    .(1)

    اینکه آن لحظه جانگداز چه زمانی از روز بود سوالی است که پاسخهایی به آن داده اند. برخی لحظه شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها را بعد از نماز عصر یا اوایل شب می دانند و برخی بر این باورند که این واقعه بین نماز مغرب و عشا اتفاق افتاده است.(2)

    یا علی من فاطمه دختر رسول خدایم که خداوند مرا همسر تو قرار داد تا در دنیا و آخرت در کنار تو باشم. تو نسبت به دیگران بر من اولی تری بنابراین وصیت می کنم که: حنطنی و غسلنی و کفنی باللیل ؛ مرا در شب حنوط کن غسل ده و کفن کن و بر من نماز بخوان و مرا شبانه به خاک بسپار و کسی را هم خبر نکن

    از ابن عباس روایت شده (3) وقتی فاطمه سلام الله علیها چشم از جهان فروبست اسماء با اضطراب و نگرانی از خانه خارج شد که با امام حسن و امام حسین علیهماالسلام برخورد کرد. آن دو پرسیدند: مادرمان کجاست؟ اسماء پاسخی نداد. وارد خانه شدند دیدند که مادر در بستر است و حرکتی نمی کند. او را حرکتی داد و دریافت که مادر از دنیا رفته است. رو به برادر کرد و گفت: «یا اخا آجَرَکَ اللهُ فی الوالدة»هر دو «یامحمدا» و «یا احمدا» گویان از خانه خارج شده و خبر را امیرالمومنین علیه السلام که در مسجد بود رساندند. با شنیدن خبر امیرالمومنین علیه السلام از خود بیخود شد. به خود که آمد همراه حسنین علیهماالسلام به خانه بازگشت و دید که اسماء بر بالین فاطمه سلام الله علیها نشسته و اشک می ریزد.

    علی علیه السلام آمد و پوشش روی صورت همسرش را کنار زد. نگاهش به نوشته ای افتاد که در کنار بالین او بود. در آن نظر کرد و دید نوشته است:

    بسم الله الرحمن الرحیم

    «این وصیت نامه فاطمه دختر رسول خداست.  شهادت می دهد که لااله الا الله  و ان محمدا عبده و رسوله و اینکه بهشت و جهنم حقند و قیامت آمدنی است و شکی در آن نیست و اینکه خدا کسانی را که در قبرها آرمیده اند محشور می کند».

    بعد نوشته است:

    «یا علی انا فاطمة بنت محمد ؛ من فاطمه دختر رسول خدایم که خداوند مرا همسر تو قرار داد تا در دنیا و آخرت در کنار تو باشم. تو نسبت به دیگران بر من اولی تری بنابراین وصیت می کنم که:

    حنطنی و غسلنی و کفنی باللیل ؛ مرا در شب حنوط کن غسل ده و کفن کن و بر من نماز بخوان و مرا شبانه به خاک بسپار و کسی را هم خبر نکن ...» (4)

    سلام خدا برآن بانویی که مرقدش همچنان مخفی است و سالهاست که دیده ها بر مظلومیتش اشکبار و دلها داغدار غربتش است.

     

    پی نوشت:

    1) 500 سوال ، صص 507-508.

    2) همان، ص512.

    3) بضعة المصطفی، ص 389.

    4) الدمعة الساکبة، ج1، ص70.




     7:57 AM -  سه شنبه 19 اسفند 1393   آشنای آسمان،گمنام زمین
    نظرات 0

    شهادت حضرت زهرا علیهاالسلام از منظر علمای اهل تسنن

    شهادت حضرت زهرا علیهاالسلام از منظر علمای اهل تسنن

    حضرت زهرا علیهاالسلام

    یكى از شبهاتى كه از سوی اهل تسنن مطرح مى‎شود این است كه جریاناتى چون سوزاندن درِ خانه حضرت فاطمه (علیهاالسلام) و شهادت حضرت محسن(علیه السلام) در جریان هجوم به خانه و ... همه از كارهاى زشت و ناپسندى است كه آن را فقط شیعه نقل كرده و فاقد اعتبار است. ما در این مقاله قسمتى از عبارات‎ و روایاتی‎ كه علماى اهل تسنن از قرن سوم هجرى تاكنون در كتاب‎هاى خود نوشته‎اند را خواهیم آورد كه تصریحاً و تأویلاً اشاره به وقایع مذكور دارد.

    پس از رحلت نبی مکرم اسلام وقتی که امیرالمومنین علی (علیه السلام) مشغول غسل و کفن نمودن پیامبر(صلی الله علیه و آله) بودند؛ عده‎ای از انصار و مهاجر در سقیفه جلسه‎ای برای تعیین جانشین پیامبر بر پا کردند. این مردم بی‎معرفت به جای این که به فکر انجام مراسم نبی اکرم باشند به دنبال جاه و مقام رفته بودند. اینان تلاش داشتند که روز عید غدیر و معرفی حضرت علی (علیه السلام) را به عنوان امیرالمومنین و وصی پیامبر اکرم به ظاهر به فراموشی بسپارند و به دنبال هوای نفس خود باشند. در این بین تعدادی انگشت شمار از جمله عمار، سلمان، ابوذر، طلحه، زبیر که از مدافعان امیرالمومنین بودند و پایبند به وصیت نبی مکرم؛ به عنوان اعتراض به سقیفه و دفاع از امیرالمومنین علیه السلام در خانه ایشان جمع شده بودند. مردم نیز تحت تاثیر جو حاکم، به بهانه بیعت گرفتن از این افراد برای خلیفه اول، راهی منزل حضرت شدند و در این بین حرمت خاندان وحی و دختر نبی و اهل بیت ایشان را حفظ نکردند و بی‎حرمتی‎های بسیاری در آنجا صورت گرفت. تا جایی که از آتش زدن درِ خانه هم کوتاهی نکردند.علمای اهل تسنن نیز این موارد را در کتاب‎های خود ذکر کرده‎اند که نام کتاب و آدرس آنها را ذکر می‎نمائیم.

     1ـ ابن أبى شیبه (متوفى 235 ه.ق) در كتاب خود به نام «المصِّنف» جلد هفتم، ص 432 روایت شماره 37045(چاپ بیروت) .

     2ـ ابن قتیبه (متوفى 276 ه.ق) در كتاب خود به نام «الامامة و السیاسة» ج 1، ص 12، چاپ مصر.

    3- بلاذرى (متوفى 279 ه. ق) در كتاب خود به نام «انساب الأشراف» چاپ مصر، ج 1، ص 586، تحت عنوان «امر السقیفه» در حدیث شماره 1184.

    4- طبرى (متوفى 310 ه.ق) در كتاب خود به نام «تاریخ الاُمم و الملوك» ج 2، ص 443، چاپ بیروت.

    5- مسعودى(متوفى 346 ه.ق) در كتاب خود به نام «اثبات الوصیه» ص 142، تحت عنوان «حكایة السّقیفه» .

    6- ابن عبد ربّه (متوفى 328 ه.ق) در كتاب خود به نام «عقد الفرید» ج 3، ص 64، چاپ مصر.

    7- شهرستانى (متوفى 548 ه.ق) در كتاب معروف خود «الملل و النّحل»، ج 1، ص 57، چاپ بیروت.

    8 ـ ابن ابى الحدید (متوفاى 655 ه. ق) در «شرح نهج البلاغه»، ج 2، ص 56(چاپ بیروت).

    پس از رحلت نبی مکرم اسلام وقتی که امیرالمومنین علی علیه السلام مشغول غسل و کفن پیامبر بودند؛ عده‎ای از انصار و مهاجر در سقیفه جلسه‎ای برای تعیین جانشین پیامبر بر پا کردند. این مردم بی‎معرفت به جای این که به فکر انجام مراسم نبی اکرم باشند به دنبال جاه و مقام رفته بودند. اینان تلاش داشتند که روز عید غدیر و معرفی حضرت علی علیه السلام را به عنوان امیرالمومنین و وصی پیامبر اکرم به ظاهر به فراموشی بسپارند و به دنبال هوای نفس خود باشند. در این بین تعدادی انگشت شمار از جمله عمار، سلمان، ابوذر، طلحه، زبیر که از مدافعان امیرالمومنین بودند به عنوان اعتراض به سقیفه و دفاع از امیرالمومنین علیه السلام در خانه ایشان جمع شده بودند.

    9- اسماعیل عمادالدین (متوفى 732 ه.ق) در كتاب خود به نام «المختصر فى أخبار البشر»، چاپ مصر، ج 1، ص 156.

    10- عمر رضا كحاله در كتاب خود به نام «أعلام النساء» چاپ بیروت، در قسمت حرف «فاء» ذیل نام فاطمه بنت محمد (صلى الله علیه و آله).

    حضرت زهرا علیهاالسلام

     

    شهادت حضرت محسن (علیه السلام)

    گفتیم که مردم بی‎وفای آن عصر به دنبال تحریک برخی به در خانه دختر رسول خدا آمدند و نسبت به وصی پیامبر اکرم، امیرالمومنین علی (علیه السلام) بی‎حرمتی کردند و این هجوم به خانه وحی، ضایعاتی را در پی داشت و حضرت زهرا علیهاالسلام، عزیز رسول خدا، همو که پیامبر اکرم بارها در موردش فرموده بود: "کسی که دخترم، فاطمه را آزار دهد، مرا آزار داده و کسی که مرا آزار دهد باعث ناخشنودی خدا می‎شود"؛ را صدمه زدند. از جمله این که باعث شدند حضرت، فرزند شش ماهه‎اش را که رسول خدا نامش را "محسن" نهاده بود را سقط نماید. در بسیاری از منابع عامه نیز به سقط حضرت محسن بن علی (علیهماالسلام) اشاره شده است که نام آن منابع را ذکر می‎نماییم.  

    1ـ ابن شهر آشوب در كتاب «المناقب» خود ج 3، ص 132، از كتاب «المعارف» ابن قتیبه دینورى این واقعه را نقل کرده است.

    2ـ مسعودى در«اثبات الوصیه»  ص 142.

    3ـ شهرستانى در كتاب «الملل و النحل» چاپ بیروت، ج 1، ص 57.

    4ـ ذهبى در كتاب «المیزان الاعتدال»، ج 1، ص 139، رقم 552.

    5ـ صفدى در كتاب خود به نام «الوافى بالوفیات»، ج 6، ص 17.

    6ـ الاسفرائینى التمیمى در كتاب «الفرق بین الفرق»، ص 107.

    7ـ الحموئى الجوینى الشافعى در كتاب «الفرائد السمطین»، ج 2، ص 35.

    8ـ ابن ابى الحدید معتزلى در «شرح نهج البلاغه»، چاپ بیروت، ج 14، ص 192.

    مردم بی‎وفای آن عصر به دنبال تحریک برخی به در خانه دختر رسول خدا آمدند و نسبت به وصی پیامبر اکرم، امیرالمومنین علی علیه السلام بی‎حرمتی کردند و این هجوم به خانه وحی ضایعاتی را در پی داشت و حضرت زهرا علیهاالسلام، عزیز رسول خدا، همو که پیامبر اکرم بارها در موردش فرموده بود: "کسی که فاطمه دخترم را آزار دهد، مرا آزار داده و کسی که مرا آزار دهد باعث ناخشنودی خدا می‎شود"؛ را صدمه زدند.

    نارضایتى‎هاى حضرت فاطمه زهرا (علیهاالسلام) از برخی صحابه

    از جمله مسائل قابل طرح و بحث كه مربوط به روزهای آخر زندگی حضرت زهرا (علیهاالسلام) می‎شود مسئله ناراضى بودن حضرت زهرا(علیهاالسلام) از برخی صحابه رسول خدا است (كه این نارضایتى حضرت فاطمه علیهاالسلام، موجب نارضایتى رسول خدا و در نتیجه نارضایتى خداوند بارى تعالى را در پی داشت و دارد) ما در این جا با ذكر اسناد و مداركى از علمای اهل تسنن كه از معتمدین و بزرگان ایشان هستند، این مسئله و دلائل آن را مورد بررسى قرار می‎دهیم.

    حضرت زهرا علیهاالسلام

    قسمت اول ـ تدفین شبانه

    از دلایلى كه نارضایتى حضرت زهرا (علیهاالسلام) را مى‎رساند و علماى اهل تسنّن در منابع خویش ذكر كرده‎اند، تدفین مخفیانه و شبانه است. به راستى چرا باید دختر بزرگوار حضرت رسول اكرم (صلى الله علیه وآله) وصیت نمایند تا ایشان را بدینگونه و شبانه تدفین نمایند؟! و کسی بر پیکر مطهر ایشان نماز نخواند؟!

    پاسخ این سؤال در لابلاى كتب اهل تسنن موجود می‎باشد.

    1- محمدبن اسماعیل بخارى در الصحیح، ج 5، ص 177، چاپ احیاء الثرات ـ بیروت.

    2- احمد البیهقى در السنن الكبرى، ج6، ص 300، چاپ بیروت.

    3- مسلم بن الحجّاج القشیرى در الصحیح، ج3، ص 1380، چاپ مصر.

    4ـ ابن اثیر در كتاب «الكامل فى التاریخ»، ج 2، ص 126 .

    5- حافظ عبدالدّین محمد بن أبى شبیه، ج 4، كتاب المصّنف، ص 141. «انّ علیّاً دفن فاطمه لیلاً.»

    6- اُبى فلاح الحنبلى در كتاب شذرات الذهب، ج 1، ص 15،چاپ قاهره آورده است:

    «و غسَّل فاطمةُ، اسماء بنت عمیس و على (علیه السلام) و دفنها لیلاً.»

    به راستى چرا باید دختر بزرگوار حضرت رسول اكرم صلى الله علیه وآله وصیت نمایند تا ایشان را بدینگونه و شبانه تدفین نمایند؟! و کسی بر پیکر مطهر ایشان نماز نخواند؟!

    7- سیوطى در كتاب الثغور الباسمه، ص 15، چاپ بمبئى آورده است.

    «و غَسلها زوجها على، و صَلّى علیها و دفنها لیلاً»؛ همسرش علی او را شبانه غسل داد، بر او نماز خواند و دفنش کرد.

    8- عبدالرحمن بن عمرو الدمشقى در كتاب تاریخ أبى ذرعة ج1، ص 290 چاپ دمشق گوید: «توفّیت فاطمة، بعد رسول الله (صلى الله علیه وآله) بستّه اشهر، فدفنها على بن ابى طالب لیلاً»؛ فاطمه شش ماه پس از پیامبر رحلت کرد و علی (علیه السلام) شبانه دفنش کرد.

    9ـ ابن ابى الحدید در شرح نهج البلاغه ج 6، ص 50 .

    لازم به یادآورى است كه در منابع ذكر شده در این قسمت از اهل تسنن، علاوه بر تدفین شبانه به مورد دیگرى نیز توجّه شده بود و آن اعراض حضرت زهرا (علیهاالسلام) از خلیفه اول و عدم تكلّم ایشان با او تا زمان وفات است و این خود نیز دلیلى دیگر بر غضب حضرت فاطمه (علیهاالسلام) بر ایشان است.

     

    قسمت دوم ـ خطبه حضرت زهرا(علیهاالسلام) در مسجد و در بستر بیمارى

    در منابع اهل تسنن به مطلب (ناراضى بودن حضرت فاطمه علیهاالسلام از شیخین- خلیفه اول و خلیفه دوم-) تصریح شده است:

    1- ابن قتیبه در كتاب الامامة و السیاسة، ص14، و نیز محمد بن یوسف گنجى شافعى در باب 99 كفایة الطالب.

    از دیگر مصادرى كه گواه بر خشم و غضب حضرت زهرا(علیهاالسلام) بر برخی از صحابه است خطبه ایشان در مسجد است. كه در مصادر اهل تسنّن خطبه مذكور ضبط شده است:

    (در قدیمی‎ترین نسخه در كتاب بلاغات النساء، نوشته ابوالفضل احمد بن ابى طاهر مروزى، که متولد 204 و متوفاى 280 هجرى است حاوى خطبه‎هاى بلیغ زنان عرب است.

    آیا الفاظ سنگین و سرشار از استدلال خطبه فدکیه، دلیل بر مصائب و رنج‎هاى وارده بر حضرت زهرا علیهاالسلام بعد از وفات پدر بزرگوارشان نیست؟!

    2- بلاغات النساء، صص 23 و 24، چ بیروت . 

    3- ابن ابى الحدید، شرح نهج البلاغه، ج 4، ص78 .

    4- المناقب، احمد بن موسى كه سند آن منتهى به عایشه است . 

    5- السقیفه، ابوبكر احمد بن عبدالعزیز جوهرى كه از بزرگان اهل تسنن است و در كتابش به سندهاى مختلف این خطبه را نقل كرده است.

    آیا الفاظ سنگین و سرشار از استدلال خطبه فدکیه، دلیل بر مصائب و رنج‎هاى وارده بر حضرت زهرا (علیهاالسلام) بعد از وفات پدر بزرگوارشان نیست؟!

    پس از چند روز حضرت در اثر مصائب و لطمات وارده در بستر بیمارى قرار گرفتند و هنگامى كه خبر به زنان مهاجر و انصار رسید شاید براى جبران و كاهش اشتباهات مردانشان به عیادت آمدند و از احوال حضرت پرسیدند؟ حضرت در پاسخ به این سؤال فرمودند:

    حضرت زهرا علیهاالسلام

    «قالت: اصبحتُ و الله عائفة لدنیا كنّ، قالیةً لرجالكنّ»؛ «به خدا سوگند صبح كردم در حالى كه از دنیاى شما بیزارم و بغض مردان شما در دلم جاى گرفت.»

    آیا این سخنان كسى نبود كه پیامبر (صلى الله علیه و آله) درباره‎اش فرمود: من به شادى‎اش شادمان هستم و در ناراحتى او ناراحت... ؟!!

    و از طرفى در كتب اهل تسنن آمده است كه پیامبر(صلى الله علیه وآله) در مورد حضرت فاطمه زهرا (علیهاالسلام) فرمودند: «فاطمةُ بضعة منى، فمن أغضبها، أغضبنى»؛ فاطمه پاره تن من است، غضب او ، غضب و ناراحتی من است. 

    لازم به ذکر است که علامه امینى در جلد 7 كتاب الغدیر، صفحه 232 نام شصت تن از علماى اهل تسنن را ذكر كرده‎اند كه حدیث فوق را در كتب خویش آورده‎اند.

     

    و یا این كه «ان اللهَ تبارك و تعالى یغضبُ لِغضب فاطمة و یرضى لرضاها.»

    و نیز «من غضبت علیه ابنتى فاطمة غضبتُ علیه و من غضبتُ علیه غضب الله.» 

    چه شده است كه حال، آن بانوى بزرگوار اینگونه سخن مى‎گویند و این چنین نارضایتى خویش را اعلام مى‎كنند! آیا بهانه‎اى و ابهامى براى كسى در طول تاریخ باقى مى‎ماند؟!

     

    پس بنابر آنچه خود اهل تسنن به آن اقرار دارند غضبناك بودن حضرت زهرا(علیهاالسلام) از آنان در مورد صدمه زدن ایشان از جانب برخی از صحابه و تابعین آنان مسلم است و بنابر احادیث صحیح السند كه متفق بین علماى اهل تسنن است صدمه به حضرت زهرا (علیهاالسلام)، اذیت رسول خدا، و آزار خدا را به دنبال دارد و هر كس كه اطلاع اندكى از آیات قرآن داشته باشد، نتیجه خواهد گرفت:

    به راستى چرا تنها دخت رسول اكرم (صلى الله علیه و آله) با فاصله‎اى اندك، شبانه، با دلى پر درد به دیدار حق مى‎رود و تا كنون نیز مزارش مخفى مانده است؟! آیا این سند زنده‎اى از مصائب و مظلومیت‎هاى ایشان نمى‎باشد؟!

    اولاً صدمه به حضرت زهرا(علیهاالسلام) كه همان اذیت و آازار پیامبر (صلى الله علیه و آله) است، باعث غضب الهى و دور شدن از رحمت خداوند در دنیا و آخرت مى‎گردد. 

    «ان الذین یؤذون الله و رسوله لعنهم الله فى الدنیا و الآخرة و اعدّلهم عذاباً مهینا» (احزاب :57)؛ آنان كه خدا و رسول او را به عصیان و مخالفت اذیت مى‎كنند خدا آنها را در دنیا و آخرت لعن كرده (و از رحمت خود دور فرموده) بر آنان عذابى خوار كننده مهیا است .

    «والذین یؤذون رسول الله لهم عذابٌ الیم»(التوبه:61)؛ و براى آنان كه رسول خدا را اذیت كنند، عذاب دردناكى است .

    و ثانیاً هر كس كه مورد غضب الهى واقع شود گمراه است. چرا كه «و من یحلل علیه غضبى فقد هوى» (طه /81 )؛ و هر كس مستوجب خشم من گردید همانا خوار و هلاك خواهد شد.

    و ثالثاً هر كس كه مورد غضب الهى واقع شود را نمى‎توان دوست و یاور قرار داد چون كه خداوند مى‎فرماید:

    «یا ایهاالذین آمنوا لا تتولّوا قوماً غضب الله علیهم»(ممتحنه :13)؛ اى اهل ایمان هرگز قومى را كه خدا بر آنان غضب كرده یار و دوستدار خود نگیرید .

    پس به فرمان خداوند نباید آنان را كه خدا و رسولش را  مورد غضب قرار داده‎اند دوست داشت چرا كه خدا و رسولش، به غضب فاطمه (علیهاالسلام) غضبناك و به اذیت او خشمناك مى‎شوند.

    دوباره این سوال را از تمام کسانی که انصاف و وجدانی بیدار دارند می پرسیم:

    به راستى چرا تنها دخت رسول اكرم (صلى الله علیه و آله)، که پیامبر بارها فرموده بود هرگاه دل تنگ بهشت می شوم سینه فاطمه را می بویم. و به اعتراف تاریخ که پیامبر دستهای این بانوی دو سرا را می بوسیدند؛ با فاصله‎اى اندك پس از رحلت پیامبر اکرم، شبانه، غسل می شود، کفن و دفن می شود و با دلى پر درد به دیدار حق مى‎رود و تا كنون نیز مزارش مخفى مانده است؟! آیا این سند زنده‎اى از مصائب و مظلومیت‎هاى ایشان نمى‎باشد؟!




     6:11 PM -  شنبه 16 اسفند 1393   آشنای آسمان،گمنام زمین
    نظرات 0

    فاطمه رکن علی(علیهماالسلام) بود

    فاطمه رکن علی(علیهماالسلام) بود

    یا فاطمه زهرا(ع)

    شیخ صدوق در كتاب امالى خود از جابر بن عبدالله روایت كرده كه گفت: شنیدم كه رسول خدا(صلى الله علیه و آله) سه روز قبل از رحلت خود به حضرت على(علیه‎السلام) مى‎فرمود:

    اى پدر دو نوگل من! سلام بر تو باد، من درباره دو نوگل دنیوى خود به تو توصیه و سفارش مى‎نمایم، طولى نمى‎كشد كه تو دو ركن زندگى خویش را از دست خواهى داد، من تو را به خداوند مى‎سپارم .

    هنگامى كه پیامبر اسلام از جهان رحلت كرد، على بن ابى طالب فرمود:

    این یكى از آن دو ركن من بود كه رسول خدا به من خبر داد. و پس از آن كه حضرت فاطمه(علیهاالسلام) از دنیا رفت، فرمود: این دومین ركنى بود كه پیغمبر خدا به من خبر داد.

    امالى الصدوق:

    ابن المتوكل، عن محمد العطار، عن ابن ابى الخطاب، عن حماد بن عیسى، عن الصادق، عن ابیه علیهماالسلام قال: قال جابر بن عبدالله: سمعت رسول الله صلى الله علیه و آله یقول لعلى بن ابى طالب علیه‎السلام قبل موته بثلاث: سلام علیك یا اباالریحانتین، اوصیك بریحانتى من الدنیا، فعن قلیل ینهد ركناك، والله خلیفتى علیك .

    هنگامى كه پیامبر اسلام از جهان رحلت كرد، على بن ابى طالب فرمود:

    این یكى از آن دو ركن من بود كه رسول خدا به من خبر داد. و پس از آن كه حضرت فاطمه(علیهاالسلام) از دنیا رفت، فرمود:

    این دومین ركنى بود كه پیغمبر خدا به من خبر داد.

    فلما قبض رسول الله(صلى الله علیه و آله) قال على (علیه‎السلام): هذا احد ركنى الذى قال لى رسول الله فلما ماتت فاطمة (علیهاالسلام) قال على (علیه‎السلام): هذا الركن الثانى الذى قال رسول الله صلى الله علیه و آله .

    مع: ابى، عن سعد، عن ابن عیسى، عن محمد بن یونس، عن حماد مثله .

    امالى الصدوق، ص 117، ش 4.




     6:10 PM -  چهارشنبه 13 اسفند 1393   آشنای آسمان،گمنام زمین
    نظرات 0

    مقام قرب فاطمه(علیهاالسلام) در پیشگاه خدا

    مقام قرب فاطمه(علیهاالسلام) در پیشگاه خدا

     

    فاطمه(س)

    بالاترین مرحله قرب «فنا» است. «فنا» به معنى فراموش كردن همه چیز، و همه كس، و حتى فراموش كردن خویشتن در برابر خداوند است.

    یعنى انسان به مرحله‏اى برسد كه جهان هستى را جز سرایى نبیند، و عالم آفرینش را جز سایه‏اى كمرنگ مشاهده نكند. همه جا خدا را ببیند، و همه جا در جستجوى او باشد.

    خویشتن را پروانه‎وار در آتش شمع وجود او بسوزاند، و هستى خویش را در هستى او محو و نابود ببیند.

    یكى از آثار رسیدن به این مقام «تسلیم مطلق» در برابر اراده او است، آنچه او مى‏خواهد، بخواهد، و آنچه او مى‏پسندد، بپسندد. هم رضاى او رضاى خدا باشد، و هم رضاى خدا رضاى او .

    و با در دست داشتن این معیار به سراغ مقام عرفان بانوى اسلام، فاطمه زهرا(علیهاالسلام) و قرب او در درگاه خدا مى‏رویم و این حقیقت را از زبان پیامبر بزرگ اسلام‏(صلی الله علیه و آله) مى‏شنویم:

    در كتاب‎هاى متعدد معروفى از اهل تسنن و در روایات متعدد و فراوانى آمده است كه پیغمبر به فاطمه زهرا(علیهماالسلام) فرمود:

    «ان الله یغضب لغضبك و یرضى لرضاك»؛ خداوند به خاطر تو خشمگین مى‏شود و به خاطر رضاى تو راضى.

    فاطمه‏(علیهاالسلام) پاره‏اى از وجود و هستى پیامبر(صلی الله علیه و آله) است، هم از نظر جسمى و هم روحى.

    و نیز در جاى دیگر مى‏خوانیم: پیغمبر فرمود:

    «فانما هى فاطمة بضعة منى یریبنى ما ارابها و یؤذینى ما آذاها»؛ «فاطمه پاره تن من است آنچه او را آزار دهد، مرا آزار مى‏دهد و آنچه او را به زحمت افكند، مرا به زحمت مى‏افكند.»

    بدیهى است علاقه پدر و فرزندى هرگز نمى‎تواند چنین پدیده‏اى را توجیه كند، زیرا پیغمبر به عنوان «رسول الله» چیزى را اراده نمى‎كند جز آنچه خدا اراده كند و هماهنگى و رضاى فاطمه با خشنودى و رضاى خدا و پیامبر دلیلى جز محو اراده او در اراده و خواست خدا ندارد.

    این نكته شایان دقت است كه معمولا جمله «فاطمه بضعة منى»، به معنى فاطمه پاره تن من است تفسیر و ترجمه مى‏كنند، در حالى كه در این جمله سخنى از تن در میان نیست، بلكه مفهوم حدیث این است كه فاطمه‏(علیهاالسلام) پاره‏اى از وجود و هستى پیامبر(صلی الله علیه و آله) است، هم از نظر جسمى و هم روحى.

     

    برگرفته از کتاب برترین بانوى جهان فاطمه زهرا(علیهاالسلام)، آیت الله مكارم شیرازى




     6:08 PM -  چهارشنبه 13 اسفند 1393   آشنای آسمان،گمنام زمین
    نظرات 0
    این الفاطمیون

    آخرین پستها

    مجموعه فروشگاه های اینترنتی ایسام شاپ
    این الفاطمیون
    کتابخانه تخصصی فاطمی
    اسکرین سیور
    نرم افزار های فاطمی
    تصاویر فاطمی
    فیلم و کلیپ
    بانک پیامک فاطمیه
    سخنرانی های ویژه ایام فاطمیه :
    ندایی که بی پاسخ ماند

    دیگر پیوندها

    ایران نقش

    موضوعات وب

    مقالات مناسبتی
    سخنرانی های ویژه ایام فاطمیه
    پیامک ویژه ایام فاطمیه
    اشعار مناسبتی
    نرم افزارهای فاطمی
    قفسه
    وب سايتهاي فاطمي