
قال الصادق علیهالسلام: اِعرابُ القلوبِ علی اَربعة انواع، رفعٍ و فتحٍ و خفضٍ و وقفٍ. فرفعُ القلب فى ذكر الله تعالی، و فتحُ القلب فى الرضی عن الله و خفضُ القلب فى الاشتغال بغير الله و وقفُ القلب فى الغفلة عن الله تعالی.
ألا تری أن العبد إذا ذَکر الله بالتعظیم خالصاً، ارتفع کلُّ حجاب کان بینه و بین الله تعالی من قَبل ذلک، فإذا انقاد القلبُ لمورد قضاءِ الله تعالی بشرط الرضی عنه کیف ینفتح بالسرور بالرَّوح و الراحة و إذا اشتغل قلبُه بشیء من أسباب الدنیا کیف تجده إذا ذکر اللهَ بعد ذلک و أناب منخفضاً مظلماً کبیتٍ خرابِ خاوٍ لیس فیه عمران و لا مؤنس و اذا غفل عن ذكر الله تعالی كيف تراه بعد ذلك موقوفاً و محجوباً قد قسا و أظلم منذ فارق نور التعظيم.
فعلامةُ الرفعِ ثلاثةُ أشیاءَ، وجودُ الموافقة و فقدُ المخالفة و دوام الشوق و علامة الفتح ثلاثة أشیاءَ التوکلُ و الصدقُ و الیقینُ و علامةُ الخفضِ ثلاثةُ أشیاءَ العجبُ و الریاءُ و الحرصُ و علامةُ الوقفِ ثلاثهُ أشياءَ، زوالُ حلاوةِ الطاعةِ و عدمُ مرارةِ المعصيةِ و التِباسُ علمِ الحلالِ و الحرامِ. «باب پنجاه و هفت مصباحالشریعة و مفتاحالحقیقة».
در روايتى منسوب به امام صادق علیهالسلام چنين آمده است: اعراب (حالت روحی و عرفانی و ملکوتی) قلبها بر چهار نوع است: رفع، فتح، كسر و سكون. رفع و تعالی و رشد به سمت بالای قلب و بلند مرتبه بودن آن در اين است كه قلب دائم به ياد خدا و در حال بندگی او باشد، و فتح و گشادگى و برطرف شدن حجابها بین خالق و مخلوق، در رضايت از خدا و تسلیم قدر و قضاى او باشد، و كسر قلب و چيزى كه موجب به زير كشيدن قلب و سقوط و هبوط آن مىشود، پرداختن به غير خداست، و توقف و سكون و ترمز و در جا زدن قلب در غفلت از خداوند است.
آیا نمیبینی که انسان و بنده هرگاه خدا را با تعظیم و خالصانه یاد نماید، همه حجابهایی که قبل از آن بین او و خدای متعال بوده است برطرف میشود؟ و مگر نمیبینی که هرگاه قلب انسان به قضا و قدر الهی راضی و مطیع آن باشد چگونه قلبش با خوشحالی و سرور و بشارت و راحتی گشوده میگردد و هرگاه قلبش مشغول به اسباب دنیوی گردد، بعد از اينكه خدا را یاد نمود و توبه کرد مشاهده میکنی که قلبت پایین افتاده و تاریک و ظلمانی شده مثل خانهای که خراب و ویران شده و هیچ آبادی و سکنهای در آن وجود ندارد، و هرگاه این قلب از یاد خدای متعال غافل گردد و یاد خدا را فراموش نماید، از زمانی که با تو تعظیم و تکریم الهی فاصلخ گرفته، میبینی که قلب بعد از آن غفلت و بیخبری، به حالت درجا زده و ترمز گرفته در آمده و سخت و ظلمانی گردیده است.
بنابر این نشانه رفع و تعالی و رشد به سمت بالای قلب سه چیز است، وجود موافقت و نبود مخالفت با احکام دینی و دستورات الهی و شوق و اشتیاق مداوم به انجام کارهای خیر و خوب و شایسته و و رغبت تام، و نشانههای فتح و گشادگی قلب و برطرف شدن حجابها بین بنده و خالق هم سه چیز است، توکل که با توکل زانوی اشتر ببند، صداقت و دوری از کذب و دروغ و یقین که کمترین بهره انسانها از همین یقین است که هر روز در تعقیبات نمازمان میخوانیم و میخواهیم: والیقین فی قلبی، و علامت سقوط و هبوط قلب هم سه چیز است، عُجب و خودبزرگبینی و خود را در ردیف اولیای الهی قرار دادن، ریا و ارزش قائل شدن برای غیر خدا و حرص و طمع و قانع نبودن به آنچه خدا برای انسان مقدر و مقرر فرموده است و نشانههای توقف و ایست و در جازدن قلب نیز سه چيز است، طاعت و بندگی خدا برایش شیرین نیست و از نماز اول وقت و رفتن به جلسات دینی و مذهبی لذت نمیبرد و معصیت و نافرمانی خدا برایش تلخ نیست و از کارهای بد خود ناراحت و پشیمان نمیشود، و مشتبه شدن علم حلال به حرام، و اين كه نفهمد كدام حلال و كدام حرام است. یعنی دیگر خوردنی ها برای او حرف نمیزنند و نان و گوشت و چای حرام برایش سخن نمیگویند. و حلال و حرام را تشخیص نمیدهد.
«با بهرهگیری از فرمایشات استاد جرجانی در جلسات اخلاق شنبه و یکشنبه 14 و 15 تیر ماه نود و سه در خانه امام هادی علیهالسلام در مشهد مقدس.»