داستان های از بزرگان و منابع جدید قدیم
نويسندگان
سید رضا هاشمی

داستان كوتاه ماهی گیر ثروتمند

 

یك بازرگان موفق و ثروتمند ،از یك ماهی گیر شاد كه در روستایی در مكزیك زندگی می كرد و هرروز تعدادكمی ماهی صید می كرد و می فروخت پرسید : چقدر طول می كشد تا چند تا ماهی بگیری ؟

ماهی گیر پاسخ داد: : مدت خیلی كمی

 

بازرگان گفت : چرا وقت بیشتری نمی گذاری تا تعداد بیشتری ماهی صید كنی؟

 

پاسخ شنید: چون همین تعداد برای سیر كردن خانواده ام كافی است .

 

بازرگان متعجب پرسید : پس بقیه وقتت را چیكار می كنی؟

 

ماهی گیر جواب داد: با بچه ها یم گپ می زنم . با آن ها بازی میكنم . با دوستانم گیتار می زنم .

 

بازرگان به او گفت : اگر تعداد بیشتری ماهی بگیری می توانی با پولش قایق بزرگتری بخری و با درآمد آن

قایق های دیگری خریداری كنی آن وقت تعداد زیادی قایق برای ماهیگیری خواهی داشت .

 

بعد شركتی تاسیس می كنی و این دهكده كوچك را ترك می كنی و به مكزیكوسیتی می روی و

بعدها به نیویورك وبه مرور آدم مهمی می شوی .

ماهی گیر پرسید : این كار چه مدتی طول می كشد و پاسخ شنید : حدودا بیست سال .

 

 

و بازرگان ادامه داد: در یك موقعیت مناسب سهام شركتت را به قیمت بالا میفروشی و این كار میلیون ها دلار نصیبت می كند.

 

ماهی گیر پرسید : بعد چه اتفاقی می افتد ؟

بازرگان حواب داد : بعد زمان باز نشستگیت فرا می رسد . به یك دهكده ی ساحلی می روی برای تفریح ماهی گیری میكنی . زمان بیشتری با همسر وخانواده ات می گذرانی و با دوستانت گیتار می زنی و خوش میگذرانی.

 

ماهی گیر با تعجب به بازرگان نگاه كرد

اما آیا بازرگان معنای نگاه ماهی گیر را فهمید؟




 
 
[ یک شنبه 22 مرداد 1396  ] [ 10:07 AM ] [ سید رضا هاشمی ]
نظرات 0
.: Weblog Themes By Rasekhoon :.

درباره وبلاگ

آخرين مطالب
آمار سایت
كل بازديدها : 47773 نفر
كل مطالب : 769 عدد
کل نظرات : 0عدد
آخرین بروز رسانی : سه شنبه 1 اسفند 1396