داستان های از بزرگان و منابع جدید قدیم
نويسندگان
سید رضا هاشمی

فقط برای خودت

 

روزی پسـری جـوان و پرشـور از شهـری دور نزد شیوانا آمد و به او گفت که می خواهد در کمترین زمان ممکن درس‌های معرفت را بیاموزد و به شهر خودش برگردد . شیوانا تبسمی کرد و گفت : برای چه این قدر عجله داری ! ؟

 

پسرک پاسخ داد : می خواهم چون شما مرد دانایی شوم و انسان‌های شهر را دور خود جمع کنم و با تدریس معرفت به آنها به خود ببالم !

 

شیوانا تبسمی کرد و گفت : تو هنوز آمادگی پذیرش درس‌ها را نداری ! برگرد و فعلاً سراغ معرفت نیا !

 

پسرک آزرده خاطر به شهر خود برگشت . سال‌ها گذشت و پسر جوان به مردی پخته و باتجربه تبدیل شد . ده سال بعد او نزد شیوانا بازگشت و بدون این که چیزی بگوید مقابل استاد ایستاد ! شیوانا بلافاصله او را شناخت و از او پرسید : آیا هنوز هم می خواهی معرفت را به خاطر دیگران بیاموزی ؟ !

 

مرد سرش را پایین انداخت و با شرم گفت : دیگر نظر دیگران برایم مهم نیست . می خواهم معرفت را فقط برای خودم و اصلاح زندگی خودم بیاموزم . بگذار دیگران از روی کردار و عمل من به کارآیی و اثر بخشی این تعلیمات ایمان آورند .

 

شیوانا تبسمی کرد و گفت : تو اکنون آمادگی پذیرش تمام درس‌های معرفت را داری . تو استاد بزرگی خواهی شد ! چرا که ابتدا می خواهی معرفت را با تمام وجود در زندگی خودت تجربه کنی و آن را در وجود خودت عینیت بخشی و از همه مهم تر نظر دیگران در این میان برایت پشیزی نمی ارزد !

 

 




 
 
[ یک شنبه 22 مرداد 1396  ] [ 6:28 PM ] [ سید رضا هاشمی ]
نظرات 0
.: Weblog Themes By Rasekhoon :.

درباره وبلاگ

آخرين مطالب
آمار سایت
كل بازديدها : 46578 نفر
كل مطالب : 769 عدد
کل نظرات : 0عدد
آخرین بروز رسانی : سه شنبه 1 اسفند 1396