داستان های از بزرگان و منابع جدید قدیم
نويسندگان
سید رضا هاشمی

به شاهزاده خبر دادند که جوان فقیری در شهر هست که بسیار به تو شباهت

دارد ، دستور داد و جوان را به حضورش آوردند.

شاهزاده بر روی تخت نشسته بود ، بادی به غبغب انداخت و در حضور درباریان

گفت: از سر و وضع فقیرانه ات که بگذریم ، بسیار به ما شباهت داری ، بگو

ببینم مادرت قبلا در دربار خدمت نمی کرده است؟؟؟

 

درباریان خنده تمسخر آمیزی کردند و به جوان با تحقیر نگریستند.

 

جوان لبخندی زد و گفت: اعلا حضرتا ، مادر من فلج مادر زاد است ، اما

پدرم چندی باغبان شاه بوده است !




 
 
[ یک شنبه 22 مرداد 1396  ] [ 6:46 PM ] [ سید رضا هاشمی ]
نظرات 0
.: Weblog Themes By Rasekhoon :.

درباره وبلاگ

آخرين مطالب
آمار سایت
كل بازديدها : 47249 نفر
كل مطالب : 769 عدد
کل نظرات : 0عدد
آخرین بروز رسانی : سه شنبه 1 اسفند 1396