داستان های از بزرگان و منابع جدید قدیم
نويسندگان
سید رضا هاشمی

معاویه عده ای از صحابه و تابعین دروغگو را با پول خریده بود تا آنها بر ضد امام علی (ع)، حدیث جعل كنند، مانند ابوهریره، عمروعاص و مغیره بن شعبه از صحابه، و مانند عروه بن زبیر از تابعین.

ابوهریره بعد از شهادت علی (ع) به كوفه آمده بود، و با طرفندهای عجیبی،(با حمایت از قدرت معاویه) مطالبی را كه با شأن علی (ع) نامناسب بود، می بافت و به پیامبر(ص) نسبت می داد، شبها كنار باب الكنده مسجد كوفه می نشست و عده ای را با اراجیف خود منحرف می كرد. شبی یكی از جوانان غیور و آگاه كوفه در جلسه او شركت كرد، پس ‍ از شنیدن گفتار بی اساس او، خطاب به او گفت: تو را به خدا سوگند می دهم آیا شنیده ای كه رسول خدا در مورد علی (ع) این دعا را كرد:

اللهم و ال من والاه و عاد من عاداه:

خدایا دوست بدار، كسی را كه علی (ع) را دوست بدارد و دشمن بدار كسی را كه علی (ع) را دشمن دارد.

ابوهریره (دید نمی تواند این حدیث روشن و قاطع را رد كند) گفت: اللهم نعم: خدا را گواه می گیرم آری شنیده ام.

 

جوان غیور گفت: بنابرین، خدا را گواه می گیرم كه تو دشمن علی (ع) را دوست می داری و دوست علی (ع) را دشمن داری (پس مشمول نفرین رسول خداص هستی)، سپس آن جوان بر خاست و با كمال بی اعتنائی آن جلسه را ترك نمود. 




 
 
[ پنج شنبه 26 مرداد 1396  ] [ 8:53 AM ] [ سید رضا هاشمی ]
نظرات 0
.: Weblog Themes By Rasekhoon :.

درباره وبلاگ

آخرين مطالب
آمار سایت
كل بازديدها : 45503 نفر
كل مطالب : 769 عدد
کل نظرات : 0عدد
آخرین بروز رسانی : سه شنبه 1 اسفند 1396