به مناسبت میلاد هشتمن نور ولایت حضرت امام رضا (ع)


بر روی رضا شمس امامت صلوات

بر شافع ما روز قیامت صلوات

در شام ولادتش که شادند همه

بفرست بر این روح کرامت صلوات صلوات

متن تبریک تولد امام رضا (ع)

متن تبریک تولد امام رضا (ع)

ز آستان رضا سرخط امان دارم٬ رخ نیاز بر این پاک آستان دارم

اگر چه کم ز غبارم، به شوق نکهت گل همیشه جای، در این طرفه بوستان دارم

ز تیر حادثه مرغی شکسته بال و پرم  درین چمن به صد امید آشیان دارم

متن تبریک تولد امام رضا (ع)

متن تبریک تولد امام رضا (ع)

در باغ ولایت گل خوشبوست رضا
سروچمن گلشن مینوست رضا

نومید مشو زدرگه احسانش
زیرا به جهان ضامن اهوست رضا

میلاد هشتمن نور ولایت، تبریک و تهنیت

متن تبریک تولد امام رضا (ع)

متن تبریک تولد امام رضا (ع)

کبوتر می‌گفت:
عاشق آسمان است!
اما همیشه
روی گنبد تو می‌نشست...

آسمانی‌تر از شما مگر پیدا می‌شود؟
سلام آسمان هشتم
امام رضا جان

متن تبریک تولد امام رضا (ع)

متن تبریک تولد امام رضا (ع)

میلاد عالم آل محمد، هشتمین حجت سرمد، نگین
درخشان وطن، السلطان ابا الحسن، حضرت رضا (ع) مبارک باد

متن تبریک تولد امام رضا (ع)

متن تبریک تولد امام رضا (ع)

ای آستان قدس تو تنها پناه من
ای چلچراغ چشم تو، خورشید راه من
ای مظهر عنایت حق هشتمین امام
ای خاک پاک مرقد تو بوسه گاه من
میلاد امام رضا علیه السلام مبارک باد

متن تبریک تولد امام رضا (ع)

متن تبریک تولد امام رضا (ع)

خدایا پناهم باش که جز پناه تو پناهی نمی‌خواهم
بر روی رضا شمس امامت صلوات
بر شافع ما روز قیامت صلوات
در شام ولادتش که شادند همه

متن تبریک تولد امام رضا (ع)

متن تبریک تولد امام رضا (ع)

حاجیان مكه روند و فقرا سوی تو آیند، جان به قربان رضا كه تو حج فقرایی
ولادت شمس الشموش، خسرو اقلیم طوس اقا امام رضا علیه السلام مبارک

متن تبریک تولد امام رضا (ع)

متن تبریک تولد امام رضا (ع)

باز هم زائرتان نیستم، از دور سلام!
تو زندگی حرفهایی هست که فقط و فقط،
باید بر روی "باب الجواد"...
کلمه‌ها را دانه کنی، دانه‌های اشک
بکشانی شان دنبال هم، شبیه یک تسبیح،
بچرخانی شان توی صورتت، ذکر بگیری و بعد،
انگار که تسبیح پاره بشود،
دانه‌ها بیایند تا بچکند روی سنگ‌های حرم...
باز هم در به در شب شدم،
"ای نور سلام"
باز هم زائرتان نیستم، "از دور سلام"
اَلسَّلامُ عَلَیک یا علی ابن موسَی الرِّضا (ع)

متن تبریک تولد امام رضا (ع)

متن تبریک تولد امام رضا (ع)

ای آستان قدس تو تنها پناه من
ای چلچراغ چشم تو، خورشید راه من

ای مظهر عنایت حق هشتمین امام
ای خاک پاک مرقد تو بوسه گاه من

میلاد امام رضا علیه السلام مبارک باد

متن تبریک تولد امام رضا (ع)

متن تبریک تولد امام رضا (ع)

در کوی رضا سرود جان می‌شنوم
آواز پر فرشتگان می‌شنوم

بنشسته به هر کرانه پاکان به دعا
لبیک خدا از آن میان می‌شنوم

میلاد امام رضا علیه السلام مبارک باد

متن تبریک تولد امام رضا (ع)

متن تبریک تولد امام رضا (ع)

از این همه انزوا مردد شده‌ام
دیوانه رنگ زرد گنبد شده‌ام

امروز دلم حال كبوتر دارد
انگار كه بی قرار مشهد شده‌ام

متن تبریک تولد امام رضا (ع)

متن تبریک تولد امام رضا (ع)

مهر تو ز لوح دل سپردن نتوان
حاجت برکس به جز تو بردن نتوان

از هجر تو مرگ بهر من آسان‌تر
دل بر کس دیگری سپردن نتوان

میلاد امام رضا علیه السلام مبارک باد

متن تبریک تولد امام رضا (ع)

متن تبریک تولد امام رضا (ع)

بالم شکسته بود و هوایی نداشتم
از دست روزگار رهایی نداشتم

بیهوده نیست عاشق گنبد طلا شدن
مشهد اگر نبود که جایی نداشتم

دردم زیاد بود و طبیبی مرا ندید
دردم زیاد بود و دوایی نداشتم

گفتم مگر امام رضا چاره‌ای کند
ای وای اگر امام رضایی نداشتم

متن تبریک تولد امام رضا (ع)

متن تبریک تولد امام رضا (ع)

میدانم شفاعت بی منتت زبان زده
به همین امید دلم به مشهد تو اومده

جزر آمده و حال مرا مد کرده
بغض آمده، از حنجره‌ام رد کرده

من این چمدان، تو ساک‌ها را بردار
بدجور دلم هوای مشهد کرده

دلم حرم امام رضا (ع) می‌خواد

متن تبریک تولد امام رضا (ع)

متن تبریک تولد امام رضا (ع)

این راه اگر خاره و خارا، بطلب!
گر قابل آبله است این پا، بطلب!

«دست از طلب...» آه، فال خوبی آمد
یعنی ته مطلب این که: آقا! بطلب

متن تبریک تولد امام رضا (ع)

متن تبریک تولد امام رضا (ع)

یه ایرانه و یه امام رضا

یک بلیط
باز یک حال عجیب ؛ پر شده از رنگ حرم

رنگ یک اذن ورود ؛ رنگ یک گنبد زرد

هر حیاطی یک حوض ؛ پر ز آب کوثر

و وضو بر لب حوض ؛ باز هم اذن ورود

یک قدم تا مقصود ؛ در همین حین میان رویا

ناگهان بغض مرا می‌گیرد ؛ گویی انگار مشرف شده‌ام

به خودم می‌آیم ؛ چند روزی به سفر هست هنوز

متن تبریک تولد امام رضا (ع)

متن تبریک تولد امام رضا (ع)

یا تو را باید دوست داشت
یا باید تو را دوست داشت

شرط سومی ندارد احوالات من
>> عید هممون مبارک <<

متن تبریک تولد امام رضا (ع)

متن تبریک تولد امام رضا (ع)

زمانی كه ساعت هشت شب میشه
و تصویر حرم امام رضا همراه آهنگ "ای حرمت"
از تلویزین پخش میشه؛ سكوت خونه مونو می‌گیره
و ما با اشک توچشامون خیره شدیم به تلویزیون و دلمون ...‏!‏
یا امام رضا خودت خوب می‌دونی چقد دلامون هواتو کرده؛ ما رو بطلب هرچند لایق نیستیم‏!‏

متن تبریک تولد امام رضا (ع)

متن تبریک تولد امام رضا (ع)

هر چند تو را ضامن آهو خوانند
ای ضامن صد قافله دل ادرکنی

متن تبریک تولد امام رضا (ع)

متن تبریک تولد امام رضا (ع)

سلام بر سلطان خراسان؛ او که غبار قدمگاهش، سرمه دیدگان ماست
رضا جان عمریست که گوشه نشین محبتم
این گوشه را به وسعت دنیا نمی‌دهم یا امام الرئوف

متن تبریک تولد امام رضا (ع)

متن تبریک تولد امام رضا (ع)

بر روی رضا شمس امامت صلوات
بر شافع ما روز قیامت صلوات
در شام ولادتش که شادند همه
بفرست بر این روح کرامت صلوات صلوات
تولد امام رضا مبارررررررک

متن تبریک تولد امام رضا (ع)

متن تبریک تولد امام رضا (ع)

تو بزن نقاره زن، اسیر آهنگ توام...
به امام رضا (ع) بگو بدجوری دلتنگ توام...

متن تبریک تولد امام رضا (ع)

متن تبریک تولد امام رضا (ع)

امام رضا قربونت برم که این همه آدم میاد پا بوست
هیچ کسو دست خالی نمیفرستی خونشون... میلادت مبارک

متن تبریک تولد امام رضا (ع)

متن تبریک تولد امام رضا (ع)

کبوترم هوایی شدم ببین عجب گدایی شدم
دعای مادرم بوده که منم امام رضایی شدم

پنجره فولادتو دوای هرچی درده
کسی ندیدم اینجاکه نا امیدبرگرده

متن تبریک تولد امام رضا (ع)

متن تبریک تولد امام رضا (ع)

به توکل نام اعظمت

آمده‌ام، آمدم ای شاه پناهم بده
خط امانی، ز گناهم بده

ای حرمت، ملجأ درماندگان
دور مران از درو راهم بده

لایق وصل تو که من نیستم
اذن به یک لحظه نگاهم بده

السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا (ع)

متن تبریک تولد امام رضا (ع)

متن تبریک تولد امام رضا (ع)


ادامه مطلب
[ یک شنبه 24 مرداد 1395  ] [ 3:51 PM ] [ اکبر سعادت منش ]
[ نظرات0 ]

زبان فارسی و اما رضا

در روایتی از اباصلت هروی نقل شده که امام رضا (ع) در شهر طوس زبان فارسی را فرامی‌گیرند تا هر دو سوی بحث (مناظره‌های آزادانه در آن دوران) مراد همدیگر را بدون مانع لغوی و دستوری دریابند و زمان زیادی برای تفهیم مطلب از دست نرود.

محمد لسانی - استاد دانشگاه - در روزنامه «شرق» می‌نویسد: اگر بخواهیم تاریخ را بی‌دروغ ورق بزنیم، با نکته‌های ظریفی مواجه مي‌شويم كه باعث مي‌شود شخصیت‌های بزرگ را بهتر و آسان‌تر دریابیم. نگاه صادقانه و مستند به زندگی اشخاص برجسته، قطعا نتایج سازنده‌ای برای ما به ارمغان می‌آورد، به شکلی که می‌تواند شیوه‌نامه زیست آنان را به‌طور شفاف فراروی ما قرار دهد تا کاملا بتوانیم دیدگاه فکری و اجتماعی آنها را کشف و به سیره رفتاری‌شان توجه كنيم.

اگر این بررسیِ اسنادی به ترسیم هویت آن شخص منتهی شود، می‌تواند محقق را به شمّی برساند که اخبار سره را از ناسره تفکیک کند و در جایگاهی قرار بگيرد که گویا در مقطع تاریخی حيات فرد موردنظر، حضور یافته و قادر به مشاهده عینی شده و با این تاریخ‌سازان به گفت‌وگو پرداخته است.

بی‌تردید در هر زمانه‌ای به سیره خردمندان و پیشوایان بزرگ تاریخ برای هدایت جامعه نیاز است و در عصر پرتلاطم ما که تقابل داغ فرهنگ‌ها و افکار در عرصه جهانی است، این ضرورت بیش از هر دوره دیگری به چشم می‌خورد و همین خواسته سبب شده به گوشه‌هایی از حیات پربار پیشوای پرفروغ شیعیان، حضرت رضا علیه‌السلام بپردازیم و راهبرد اجتماعی آن امام رئوف را مطمح نظر قرار دهیم. اگر ما بتوانیم فقط چشم‌اندازی شفاف از مقطع اقامت امام هشتم در ایران ارائه دهیم، توشه تضمین‌شده‌ای است که می‌تواند هر کارگزار حکومتی و از سوی دیگر هر دانشور راستینی را به اکسیر سعادتمندی جامعه‌اش رهنمون شود.

دوران حضور پربرکت این اختر تابناک در ایران‌زمین مصادف با دوران خلافت بني‌عباس و پایتخت آن دوره، شهر طوس، مقارن با حکمرانی مأمون است که با سیاستی ویژه توانسته آن امام فرزانه را به دارالاماره فراخواند. تصمیم خلیفه بر آن است که از خود نمودی علمی و فرهنگی در افکار عمومی به جای گذارد و از این بابت تلاش می‌کند از همجواری با امام علیه‌السلام نهایت بهره‌برداری را داشته باشد؛ بنابراين به‌صورت رسمی اعلام می‌کند عموم فرهیختگان و صاحبان فکر می‌توانند آزادانه نظرات خود را در صحن علنی جامعه ابراز کنند و دوم آنکه مأمون جریان ترجمه آثار کلامی و فلسفی را تقویت کرد تا متون غریبه از سرزمین‌های خارجی به قلمرو اسلامی سرازیر شوند، سوم، بساط مجالس بحث آزاد و گفت‌وگوی دینی و فلسفی در پایتخت اسلامی راه‌اندازی شد.

جالب است که خلیفه عباسی می‌خواهد پشت این تصمیمات رسمی، واکنش امام علیه‌السلام را هم دراین‌باره بسنجد. تاریخ‌دانان بر اساس نتایج پژوهشی که از آن دوره حساس به‌دست آورده‌‌اند، دریافته‌‌اند که نه‌تنها حضرت ثامن‌الحجج علیه‌السلام با این قضایا هیچ مخالفتی نمی‌کنند بلکه به استقبال فرمان‌های سه‌گانه مأمون عباسی می‌روند تا عملا اثبات شود که جوهره برخورد امام عظیم‌الشأن در مسیر اجرای همین ارکان ضروری برای انتفاع جامعه است و اگر پیش از این، در زمان امامت پدر بزرگوارشان مسکوت ماند، به سبب فشار و اختناق دولت سابق عباسی و حبس آن بزرگوار، این اتفاق نامبارک حادث شد.

پیش از آن در دوره پیشوایی امام ششم علیه‌السلام، کرسی‌های تدریس و آزاداندیشی رونق گرمی داشت و اینک این فضای آزاد بار دیگر می‌خواست فراگیر شود و حضرت ثامن‌الحجج آگاهانه به استقبال این هوای تازه رفتند تا نسیم آزادی به آن قلمرو بوزد.

تبادل آزاد آرا و عقاید، مسلماً می‌تواند برکات زیادی به‌‌دنبال داشته باشد زیرا چون خورشید تابانی سبب می‌شود که سایه تیره عوام‌گرایی و باورهای خرافی از فضای جامعه رخت بربندد. جالب است که محققی به نام مرحوم عزیزالله عطاردی روایتی از اباصلت هروی در کتاب مسندالرضا نقل می‌کند که هشتمین امام امت در شهر طوس زبان فارسی را فرامی‌گیرند تا هر دو سوی بحث مراد همدیگر را بدون مانع لغوی و دستوری دریابند و زمان زیادی برای تفهیم مطلب از دست نرود.

متأسفانه در عصر حاضر جوهره پیام‌هایی که بعضا از رسانه‌ها و مطبوعات به‌ویژه رسانه ملی پخش می‌شود، در مسیر مطلوبی نیست که بتواند جان‌مایه رهنمود رضوی را در بر گیرد و خواست متولیان امر رسانه بیشتر اوقات به سمت قشری‌گری و تحریک احساسات تمایل دارد تا تعلیم امور عقلی و سبک زندگی پیشوایان دینی. یکی از مصداق‌های آن، گزارشی رادیویی بود که در هفته کرامت شنیده شد. مجری استودیوی پخش بی‌تابانه درباره زائرانی پیاده سخن می‌راند که شهربه‌شهر در حال عزیمت به مشهدالرضا هستند.

اشاره‌های عاطفی و رقت‌انگیز به ضریح و رواق و گنبد طلا و ناله زوار و کبوتران حرم، زمانی زیان‌آور می‌شود که هیچ نکته معرفتی و خردورزی از سیره رفتاری و هرم اندیشه امام مطرح نمی‌شود و اصل قضیه مغفول می‌ماند. درحالی‌که آن حضرت بنا بر شواهد تاریخی مستند، بر عنصر گفت‌وگوی علمی و استدلالی در زندگی پیروانش تأکید فراوانی داشتند.
 

یکی از این مصداق‌ها، حدیث مشهوری است که آن پیشوای خردمند، «عقل» را دوست و همدم آدمی و «جهالت و نادانی» را دشمن واقعی او خطاب می‌کنند. اینها منبع الهامی برای واعظان و سخنرانان در مجالس مذهبی است. امید که محور توسلات پیروان ایشان در مسیری افتد که رضایت آن امام فرزانه را سبب شود.

ادامه مطلب
[ یک شنبه 24 مرداد 1395  ] [ 3:49 PM ] [ اکبر سعادت منش ]
[ نظرات0 ]

ازمایش

آزمايشهاي

هيجان انگيز شيمي

مقدمه

شيمي علمي جالب وهيجانانگيزاست،اما همانگونه كه ميدانيدكار با موادشيميايي وانجام

واكنشهاي شيميايي نيازبه داشتن دانش كافي از ويژگيهاي اين مواد و خطرهاي احتمالي

واكنشهاي مربوط به آنهاست. خطردر انجام آزمایشهای شيمی همواره در

کمين است! این مقاله فقط با توجّه به نکته های آموزشی آورده شده

است و به هيچ وجه یک دستور کار آزمایشگاهی نيست. هيچ دانش

آموزی نباید درصدد انجام این آزمایشها بر آید.دبيران محترم شيمي كه علاقهمند به

نمايش عملي برخي از اين واكنشها باشند، بايد از پيش جزئيات دقيق آزمايش را پيدا كنند و با

رعايت كامل نكات ايمني آزمايش را انجام دهند.

درحضوركاتاليزگر H2 O 2 و 1- تجزيه 2

به سرعت انجام مي شود. براي KI درحضوركاتاليزگر H2O تجزيه هيدروژن پراكسيد(آب اكسيژنه) 2

جالب تر شدن كار ازروش هاي مختلفي مي توان استفاده كرد ازجمله:

واكنش كف آلود ! 􀂙

15 هيدروژن پراكسيد(آب اكسيژنه) و به اندازهي دو CC ظرفي مانند قوري انتخاب كنيد.درون آن حدود

بهآن اضافهكنيد.ضمن تجزيهي- (KI) قاشق غذاخوري مايع ظرفشويي بريزيد وسپس مقداري پتاسيم يديد

آب اكسيژنه، اكسيژن به سرعت توليدميشودوفشار زيادگاز اكسيژن باعث ميشودكفسفيد مايل به زردي

"شبيه خرطوم فيل"ازلولهي قوري خارج شود!

كفسفيد مايل به زردي "شبيه خرطوم فيل"!

غولچراغجادو! 􀂙􀂙

را به صورت زير نيز ميتوان انجام KI درحضوركاتاليزگر H2O تجزيهي هيدروژن پراكسيد(آباكسيژنه) 2

داد.

را (Tea Bag) 15 هيدروژنپراكسيد را در درون يك قوريقديمي! بريزيد. چندبسته چايكيسهاي CC حدود

بريزيد.(طوري KI در گوشهاي بگذاريد و درون يكي ازآنها(دور از چشم دانش آموزان!) كميكاتاليزگر

كه مشخص نباشد) از دانشآموزان بخواهيدكه چايكيسهاي را در داخل محلول بياندازند(البته هيچ اتّفاقي

نميافتد!) سپس ميگوييم كه ما ميتوانيم غول چراغ جادو را از درون قوري بيرون بياوريم! بعد از آن

بستهي چاي كيسهاي (بستهاي كه غول چراغ را آزاد مي كند!) را با در قوري بالاي محلول قرار ميدهيم.

( به طوري كه بامحلول هيدروژن پراكسيد تماس نداشته باشد.) آنگاه براي بيرون آوردن غول، به چراغ

(قوري!) دست ميكشيم وچاي كيسهاي را درون محلول مياندازيم كه محلول هيدروژن پراكسيد به سرعت

تجزيه ميشود كه چون به شدت گرماده است بخار آب به همراه گاز هيدروژن آزاد شده(غول!) از لولهي

قوري خارج ميشود.

واكنش تجزيه هيدروژن پراكسيد در مجاورت كاتاليزگر پتاسيم يديد

-3 آتشسبز !

4 گرم گرد روي را در يك شيشهي كوچك بريزيد.دريك شيشهي بزرگتر يا يك لولهي آزمايش 4 گرم

بريزيد. Ba(NO3) 0 گرم باريم نيترات 2 / و 5 ( NH4Cl ) و 1 گرم آمونيم كلريد ( NH 4NO آمونيم نيترات ( 3

در زمان اجراي آزمايش گردروي را به شيشهي بزرگتر اضافه كنيد ودرِ آن را بگذاريد وبه شدت تكان دهيدتا

مخلوط خاكستري رنگي به وجود آيد.مخلوط را بر روي يك سطح نسوز ريخته و آن را به صورت كپهاي در

آوريدوچند قطره آب، با آبفشان روي آن بپاشيد.آتش سبز رنگ زيبايي(شعلهي سوختن باريم سبزپستهاي است.)

خود به خود فوران ميكند. معادلهي واكنش انجام شده به صورت زير است.

(g) + H 2O(g) 2 (s) 􀃆 ZnO(s) + N 3 NO 4 Zn(s)+ NH

در اثر واكنش در شرايط فوق آتش سبزرنگي ايجاد مي شود!

-4 چراغجادو!( چراغ فلسفي)

يك مترسيم مسي را چندين بار به دور يك مداد بپيچيد و به شكل يك فنر در آوريد و فنر حاصل را به

مداد ببنديد به طوري كه نوار مسي ازمداد آويزان شود.

100 بريزيد و آن را بجوشانيد وآن را از روي شعله CC 40 اتانول را در يك ارلن CC ازسوي ديگرحدود

برداريد و هم زمان سيم مسي را در بالاي شعلهگداخته كنيد! سپس نوارمسي گداخته شده را در بالاي ارلن

حاوي الكل قرار دهيد به طوري كه سيم مسي در تماس با بخارهاي الكل باشد. در اين هنگام اتّفاق جالبي

ميافتد نوار مسي مانند چراغ، روشن باقي ميماند. علّت ايناست كه مس در مجاورت اكسيژن هوا

اكسيدميشود واكسيژن خودرا در اختيار بخارهاي اتانول قرارميدهد تا اتانول را به اتانال (استالدهيد)

اكسيدكند. وتا وقتي كه اين عمل اتّفاق مي افتد نوار مسي همانندچراغ جادويي فروزان ميماند.

هشدار: بخارهاي استالدهيد بسيارسمي هستند ونبايد آن را به مدت طولاني تنفس كرد.

واكنش انجام شده به صورت زير است:

اكسايش

CHO(g) 3 OH(g) 􀁊 CH 2 CH 3 CH

استالدهيد اتانول

نوار مسي همانندچراغ جادويي فروزان ميماند.

-5 دود و آتش صورتي!

را در هاون چيني ميساييم و در روي يك كاغذ سفيد(دور از چشم ( KMnO حدود 5 گرم پتاسيم پرمنگنات( 4

دانشآموزان) ميريزيم و پس از اضافه كردن چندقطره گليسيرين خالص كاغذ را مچاله كرده و سپس چندين

مرتبه كاغذ را در ميان دستان خود به شدت مالش ميدهيم و آن را در مقابل چشم دانشآموزان روي يك سطح

نسوز قرار ميدهيم.

دانشآموزان به ورقه كاغذ نگاه ميكنند وبعد از چند لحظه مشاهده ميكنند دود از كاغذ بلند ميشود! دود به

سرعت به شعله ي درخشنده صورتي رنگ تبديل ميشود!

واكنش انجام شده را ميتوان به صورت زير نوشت كه واكنشي جالب براي به نمايش گذاشتن اكسايش –

كاهش است. واكنش را بدون موازنه مينويسيم و از دانشآموزان ميخواهيم واكنش را موازنه كنند.

O 2 + 12 H 2 + 2 CO 2 + 14 MnO 3 CO 2 3 􀁼 7 K 5O H + 3 C3 4 14KMnO

واكنش پتاسيم پرمنگنات با گلسيرين

-6 جوهرنامرئي!

تشكيل كمپلكسهاي فلز اغلب با تغييرات بسيارقابلتوجهيدر رنگ همراه است.به عنوان مثال از محلول

به عنوان جوهر نامرئي ميتوان استفاده كرد.آنچه با اين محلول روي كاغذ نوشته CoCl كلريد 2 (Π) كبالت

مي شود تا وقتي كه حرارت داده نشده،نامرئياست. در اثرگرما رنگآبي بسيار واضحي ظاهر ميشود كه پس از

مدتي به تدريج ناپديد ميگردد.پديدهاي كه موجب ظاهرشدن رنگ ميشودبا تعادل زير نشان داده شده است.

٢ [Co(H٢O)٦]Cl٢ 􀃙 Co [CoCl٤] + 12 H٢O

آبي صورتي (رقيقآن بيرنگ است)

وقتي رقيق باشد تقريبا"بيرنگ است به طوريكه نوشتهي [Co(H٢O)٦] كمپلكس آبي - صورتي رنگ + 2

حاصل از آن عملا"نامرئي است.در اثر حرارت دادن مولكول هاي آب از آن بيرون كشيده شده و كمپلكس آبي-

تشكيلميشود. اگر نوشته را به حال خود بگذاريم،كمكم از هوا آب جذب ميكندوكمپلكس [CoCl4] واضح- 2

بيرنگ اوليه ايجاد ميشودكه نوشته را دوباره بيرنگ ميكند.

جوهر نامرئي!) ) CoCl كلريد 2 (Π) جوهر نامرئي! آزمايش فوقِ سرّي!! دراثرحرارترنگ آّبي واضحي ظاهر ميشود! محلولكبالت

7 – فوارهي آمونياكي!

يك بشر يك ليتري را از آب پر ميكنيم و به شناساگر فنول فتاليين اضافه ميكنيم.( شناساگر فنول فتاليين

250 و يك درپوش لاستيكي سوراخدار مناسب CC درمحيط خنثي و اسيدي بي رنگ است.) سپس يك ارلن

انتخاب كرده واز درون آن لولهي شيشهاي عبور ميدهيم.

را ميساييم و آن را به همراه درحدود 5 ( NH4Cl ) بعد از آن در يك هاون چيني در حدود 5 گرم آمونيم كلريد

20 آب اضافه ميكنيم تا محلول غليظيبه دست آيد سپس محلول را درون C C به ( CaO) گرم كلسيم اكسيد

ارلن ريخته ودر پوش لاستيكي آماده شده ارلن را ميگذاريم و ارلن را در روي شعلهي گاز گرفته و آن را گرما

مي دهيم تا بخارات آمونياك طبق معادلهي زير به شدت خارج شود.

2NH4Cl +Ca(OH)2 􀁼2 NH3 + Ca Cl2 + H٢O

در اين هنگام لولهي شيشهاي درپوش لاستيكي را به سرعت در داخل بشر قرار ميدهيم، اتفاق جالبي

ميافتد! در اثر خارج شدن گازهاي درون ارلن فشار گاز كاهش مييابد وفشار زياد هواي بيرون باعث

مي شود تا آب مانند فواره درون ارلن بالابرود و به علت بازي بودن محلول ارلن به رنگ ارغواني در آيد.

هشدار:بخارات آمونياك سمي و اشكآور است بنا بر اين؛موقع گرما دادن ارلن را دور از خود و دانش-

آموزان قرار دهيد.

توجه: در اين آزمايش به جاي توليد آمونياك توسط واكنش، مي توان محلول رقيقِآمونياك ويا از

محلول رقيق جوهرِنمك استفاده كرد وهمان نتيجه را گرفت و تغيير رنگ شناساگرهايي مانند

ليتموس و يا متيل اورانژ را به صورت نمايشي به دانش آموزان نشان داد. و حتّي اگر آّب را هم

درون ارلن بريزيم و آزمايش را تكرار كنيم به دليل توضيح داده شده، باز هم فواره ايجاد ميشود.

چگونگي ايجادفوارهي آمونياكي

طرزشناسايي آمونياك:بخار آمونياك با بخارهيدوژن كلريد توليد دود سفيد نشادر مي كند.

-8 بيرنگ شدن صورتي!

ابتدا دور از چشم دانش آموزان در يك بشر 100 ميلي ليتري، در حدود 10 ميلي ليتر محلول غليظ سديم

200 محلول رقيق اسيد C C ، تيوسولفات را تهيه كرده و آنرا در كناري ميگذاريم. سپس در يك بشر نيمليتري

50 C C سولفوريكي پتاسيم پرمنگنات را تهيه ميكنيم. آنگاه در داخل چهار بشر 100 ميليليتري، در هر يك

50 آب از شير،روي يكي از C C از محلول صورتي (بنفش) را ميريزيم و از سه دانشآموز ميخواهيم؛هركدام

محلولها اضافه كنند. آنها ميبينند كه محلولها فقط رقيقتر ميشوند! حال ما ميگوييم كه به همان طريق مي-

توانيم محلول را بيرنگ كنيم! سپس بشرحاوي محلول تيوسولفات را طوري كه دانشآموزان تَه بشر را نبينند،

زير شير آب ميگيريم تا حجم محلول به 50 ميليليتر برسد. به محض اضافه كردن محلول به بشر چهارمِ حاوي

محلول رقيق اسيد سولفوريكي پتاسيم پرمنگنات،محلول بيرنگميشود! معادلهي واكنش انجام شده به صورت

زير است.

O 2 4 +7H2SO4 􀁊 5Na2SO4 +8Mn SO4+ 4 K2SO4+ 7H 3+8KMnO O 2 S 2 5 Na

درصورت حضورمحلول تيوسولفات وسولفوريكاسيد

اضافي محلول شيري رنگ ميشود. تيتراسيون محلول بنفشاسيدسولفوريكي پتاسيمپرمنگنات با سديمتيوسولفات

درصورت حضورمحلول تيوسولفات وسولفوريكاسيد اضافي ، پس از مدتي به علّت انجام واكنش زير

محلول شيري رنگ ميشود.

Na٢S٢ O٣ +H٢SO4 􀁊 S + SO2 + Na2SO4+ H ٢O

10 و 9 - بررسي دوتعادل رنگي!

تعادل كرومات – دي كرومات 􀂙

محلول پتاسيم كرومات زردرنگ است كه مي توان آن را به صورت معادلهي يوني زيرنوشت كه در آن تعادل

شيميايي كرومات – دي كرومات برقرار است.

O 2 + H -

7

Cr 2 22 - + 2H+ ⇔ O

4 ( 2 (معادله 1 CrO

نارنجي زرد

حساس PH طبق اصل لو شاتليه، ميتوان گفت كه غلظت يون هاي كرومات و دي كرومات نسبت به تغييرات

H+ هاي بالا(غلظتكم PH است. در

H+ هاي پايين(غلظت زياد PH ) غلبه با يونهاي كرومات است ودر

) چيرگي

با يونهاي ديكرومات است. براي مشاهدهي تغيير رنگ در اين آزمايش، آزمايش را دو بار انجام ميدهيم.

50 از محلول در CC بار اول آزمايش را با محلول زردرنگ پتاسيم كرومات شروع ميكنيم. (معادله 1) سپس به

20 محلول هيدروكلريك اسيدغليظ اضافه ميكنيم.تعادل طبق اصل لوشاتليه ازچپبهراست جابهجا CC حدود

ميشود و رنگ محلول نارنجي ميگرددو دانشآموزان به وضوح تغييررنگ را خواهندديد.

+ 2H+ 2 -

4 O ⇔ 2 CrO 2 + H -

7

O 2 2 ( معادله 2 ) Cr

زرد نارنجي

50 از محلول CC بار دوم آزمايش را با محلولنارنجي رنگ پتاسيم كرومات شروع ميكنيم. (معادله 2) سپس به

20 محلول سديم هيدروكسيد غليظ اضافه ميكنيم.تعادل طبق اصل لوشاتليه از راستبهچپ CC در حدود

جابهجا ميشود و رنگ محلولزرد ميگرددو دانشآموزان به وضوح تغييررنگ را خواهندديد.

رنگ نارنجي محلول پتاسيم دي كرومات رنگ زرد محلول پتاسيم كرومات رنگ نارنجي پتاسيم ديكرومات و رنگ زرد پتاسيم كرومات

تيوسيانات ( III) تيوسيانات آهن ، ( III) تعادل آهن 􀂙􀂙

لوله به ترتيب، در لولهي اول ودوم محلول - ¼ چهار لولهي آزمايش بزرگ انتخاب كنيد ودر هر يك از آن ها، تا

سولفات و در لولهي چهارم محلولنقرهنيترات بريزيد.تنها (III) پتاسيمتيوسيانات رقيق در لولهي سوم محلولآهن

سولفاتاستو بقيهي لولهها بيرنگند. (III) لولهاي كه رنگ آن زرد است لولهيحاوي محلولآهن

حال محلول لولهي اول را روي محلول لولهي سوم بريزيد ملاحظه ميكنيد كه رنگ محلول قرمز ميشود چون

در آن قرمز است و بقيهي [Fe(SCN )] تيوسيانات+ 2 (III) مخلوط تعادلي زير به وجود ميآيد كه محلولآهن

اجزاي تعادل در آن رنگ قابل توجهي ندارند.معادله شيميايي واكنش تعادلي به صورت زير است:

Fe3+ + SCN‐ ⇔ Fe (SCN ) گرما+ + 2

قرمز بيرنگ زرد

اكنون مخلوط تعادلي را به دو قسمت مساوي تقسيم كنيد درون يكي از قسمت ها محلول لوله دوم (محلول-

پتاسيمتيوسيانات رقيق) را بريزيد. برشدت رنگ قرمز افزوده ميشود!چون طبق اصللوشاتليه با مصرف

تيوسيانات اضافي تعادل ازچپ به راستجابهجاميشود .

درون محلول ديگر محتويات لولهي چهارم( محلولنقرهنيترات)را بريزيدبه سرعت ضمن تشكيل رسوب نقره-

زردرنگ ميشود و رنگ قرمز ناپديد ميگردد! زيرا


ادامه مطلب
[ پنج شنبه 14 مرداد 1395  ] [ 3:20 PM ] [ اکبر سعادت منش ]
[ نظرات0 ]

داستانهای آموزنده

 


نماز اول وقت

حجت الاسلام سید عباس حسینی واعظ می فرمود:
مشهد رفتم و خدمت حاج شیخ حسنعلی نخوکی اصفهانی رسیدم به ایشان عرض کردم برای عاقبت به خیری و روزی چه کاری باید کرد فرمود : نماز اول وقت نماز اول وقت نماز اول وقت.
 


غیبت و بدگویی از دیگران

حجه الاسلام محی الدین حائری شیرازی فرمودند:
شیخ بهلول، نقل کرد در زمان رضا خان به خاطر آن که مورد غضب شاه بودم و مأموران در تعقیب من بودند، همسر خود را طلاق دادم؛ زیرا اگر او به زوجیت من باقی می ماند ممکن بود مورد تعرض دستگاه قرار بگیرد.
حتی پس از آن که او را طلاق دادم و عده او تمام شد وسیله ازدواج مجدد را برای او فراهم آوردم تا هیچ ناراحتی و خطری از ناحیه من متوجه او نشود.
مدتی گذشت این زن مرد.
من در خواب سه نفر زن را دیدم که نزد من آمدند. از آنها پرسیدم شما کیستید؟
یکی از آنها گفت: من عمه پدر تو هستم، و دو نفر دیگر هم از خویشان به شمار می آمدند.
به هر صورت آنان به من گفتند: حضرت زهرا (س) ما را فرستاده است تا این مطلب را به شما برسانیم که وقتی زن شما از دنیا رفت ملائکه عذاب قصد عذاب او را داشتند ولی حضرت زهرا (س) دستور فرموده است فعلا دست از عذاب او بردارید.
علت عذاب غیبتهایی بود که او از بعضی از مردم کرده بود و دلیل دستور توقف عذاب از سوی حضرت زهرا (س) نیز برای آن است که شاید از غیبت شدگان رضایت خواهی شود و آنان نیز رضایت دهند.

شیخ بهلول گفت: من پس از بیدار شدن از خواب فورا خود را به محل سکونت آن زن رسانیده و به منبر رفتم، بالای منبر به مردم گفتم:
شخصی از اهل این محل از دنیا رفته و غیبت بعضی از مردم را کرده است از تقصیر او بگذرید و او را عفو کنید تا از عذاب اخروی نجات یابد و به دیگران هم که در جلسه حاضر نیستند بگویید تا از تقصیر او بگذرند.
بعد از مدتی همسر سابقم را خود در خواب دیدم که رو به من کرده و گفت: فلانی راحت شدم  و اضافه کرد که : تو نیز اینجا بیا، چرا در دنیا این محل کثیف مانده ای....



مشکل شدن امور به خاطر ترک نماز

مرحوم آیت الله حق شناس نقل  می کردند:
موقعی که من در قم ساکن بودم، یکی از جوانهایی که با من رابطه داشت نامه ای به من نوشت که فلانی، مرا برای سربازی طلبیده اند شما دعا بفرمایید تا شاید از آن خلاص شوم.
من هم به حرم حضرت معصومه (س) رفتم و برای نجات او دعا کردم.
شبانگاه خواب دیدم که جوان مذکور به اتاق من آمده و به سینه میزند و حسین، حسین می گوید.
خواب را برای مرحوم آیت الله آقای حجت نقل کردم.
ایشان چنین تعبیر فرمود: این شخص مضطر است بیشتر درباره او دعا کنید.

من هم اجابت کرده و بیشتر دعا کردم. تا آن که شبی مجددا در عالم خواب به من گفتند ما رفتن به سربازی را از او بر می داریم به شرط آن که او نماز بخواند و هر گاه در نماز کوتاهی کند دوباره او را مبتلا می کنیم.
من پس از بیدار شدن از خواب بسیار تعجب کردم و همانطور که در خواب شرط شده بود دستوری را طی نامه برای او نوشتم.
او نیز در جواب من نوشت : که شما از کجا متلفت شدید که من نماز نمی خوانم؟
هیچ کس حتی پدرو مادرم نیز از آن اطلاع نداشتند.

 


 

اثر خدمت و احترام به پدر و مادر

آیت الله خزعلی از آیت الله محمدرضا بروجردی نقل کردند که :
پدر آقای مشکور در عالم خواب می بیند به حرم امام حسین علیه السلام مشرف شده است و همه مردمی که آنجا به زیارت مشغول هستند – به جز چند نفر – به صورت حیوانات دیده می شوند.
در همان حال نیز مشاهده می کند که جوانی به حرم وارد شده و گفت: السلام علیک یا ابا عبدالله
و از آن حضرت جواب شنید :

و علیک السلام احسنت.


آقای مشکور می گوید:
که از خواب بیدار شده و به حرم مشرف شدم، منظره حرم را همان طور که درخواب دیده بودم، مشاهده کردم، البته همه به صورت انسان بودند  اما افراد همان افرادی بودند که در خواب آنها را مشاهده نموده بودم.
چیزی نگذشت که ناگهان دیدم همان جوان نیز آمده و سلام داد ولی من جواب سلام حضرت را نشنیدم.
سراغ جوان رفته و جریان خوابم را به او گفتم.
جواب داد: برای او مهم نیست.
گفتم: چطور این خواب برای شما مهم نیست؟
گفت: من جواب آن حضرت را شنیدم.
گفتم: شما چه کردی؟
جواب داد:
من هر شب جمعه به زیارت حضرت می آیم و هر بار پدر یا مادرم را به حرم می آورم.
یکبار پدر و مادرم هر دو با هم گفتند ما را ببر.
در بین راه پدرم به زمین خورد و از راه رفتن عاجز شد.
ولی باز ازمن خواست که او را به حرم ببرم. من او را روی دوش خودم قرار داده و به حرم بردم؛ لذا حضرت حواب من را دادند و مرا تحسین کردند.
 


 

اثر ترک حج

حجة الاسلامسید موسی اصفهانی می گفتند :
دائی من با آیت الله العظمی حکیم مرتبط بود و به درس ایشان می رفت .
ایشان گفت آقای حکیم فرمودند با شخصی دوستی فراوانی داشتم و با هم قرار گذاشته بودیم که هر کدام زودترازدنیا رفتیم به خواب دیگری بیاییم .
دوست من وفات یافت و حدود یکسال گذشت و به خوابم نیامد .
پس از گذشت یکسال بخوابم آمد گفتم قرار بود زود به خوابم بیایی !
گفت: هنگامی که مردم به من گفتند : مت یهودیا او نصرانیا
گفتم چرا؟ گفتند چون حج به گردن داری بسیار ناراحت شدم اما در آن حال فاطمه زهرا و ائمه اطهار علیهم السلام را دیدم .
دست به دامن حضرت زهرا سلام الله علیها شدم آن بزرگوار سفارش مرا به حضرت مهدی علیه السلام کرد. آن حضرت حج مرا بگردن گرفت تا در سال آینده بجا آورد و من تا حج را آن حضرت انجام نداد آزاد نشدم.

درخواست جناب حبیب بن مظاهر

حجت الاسلام  قرهی از حجه الاسلام شیخ جواد کربلایی نقل کردند که :
مرحوم میرزا محمد حسن شیرازی در مکاشفه ای حبیب بن مظاهر را دیدند و از ایشان پرسیدند که :
شما می خواهید برای چه به دنیا بر گردید ؟
فرمود برای سه کار:
1- شرکت در مجلس عزای امام حسین
2- آب بدهم
3- صلوات بفرستم

آثار سوء بی توجهی به نماز و سکونت در محلی که در آن ظلم شده است

حجت الاسلام ابوالقاسم غروی می فرمودند:
شخصی نزد پدرم آمد و طلب استخاره کرد.
پدرم گفت: بد است ضرر می کنی. بلکه در هر معامله ای که انجام دهی ضرر خواهی کرد.
آن مرد گفت: آقا چرا اینطور است؟
من می توانم کار را بیافرینم. اما در عین حال همیشه متضرر می شوم.

پدرم گفت: می خواهی علت آن را بدانی؟
گفت: آری
فرمود: علت آن دو چیز است:
یکی به خاطر خانه ای که در آن زندگی میکنی؛
دوم به خاطر استخفاف و بی اهمیتی که نسبت به نماز داری. مثلا همین امروز نماز تو قضا شده است. هر گاه احتیاج به غسل داشتی باید قبل از طلوع آفتاب غسل کنی و نمازت را با طهارت بخوانی.

آن مرد گریه کرد و رفت.
بعد از مدتی نزد پدرم آمد , ولی هنوز خانه خود را تبدیل نکرده بود.
چندی بعد معلوم شد که این خانه از قبل محل زندان دولت بوده و در آنجا ظلم و ستمهای زیادی به مردم شده است.
در آب انبار آن خانه، سنگهای بزرگی بوده است که با برداشتن سنگها سیاه چالهای زندان ظاهر شد.



اثر برزخی نارضایتی مومن

مرحوم حاج سیدمهدی خرازی از حاج جعفر صابونی نقل کرده اند که :
شبی چهارده صلوات می فرستادم و از خدا می خواستم امر تازه ای را به من نشان دهد.
در عالم خواب حاج میرزا عباس شیشه بر را مشاهده کردم که حیوانی روبروی او نشسته و مزاحم اوست.
آن حیوان بسیار وحشتناک بود.
وی اظهار می داشت این حیوان در اثر نارضایتی میرزا حسام پهلوان است.
از خواب بیدار شده شخصی را پیش میرزا حسام فرستادم تا از قضیه مطلع شود. میرزا حسام پس از فهمیدن جریان اظهار داشت بلی درست است، در اثر تهمتی که به من زده است از او ناراضی هستم.

بالاخره من پیش او رفته و او را راضی کردم که از حقی که بر مرحوم میرزا عباس شیشه بر دارد بگذرد.
بعد حاج میرزا عباس را در عالم خواب دیدم که از شر آن حیوان خلاص شده است.
 

آثار صفات عالیه

آیت الله العظمی  اراکی همه شبها پس از ادای نماز مغرب و عشاء در مدرسه فیضیه به صحن مطهر حضرت معصومه (س) می رفتند و در کنار مرقدی فاتحه می خواندند.
از ایشان سوال شد این قبر از کیست؟
|فرمودند: مرقد حاج سید عبدالمطلب رشتی است، که نه با من خویش بوده نه رفیق فقط یک منقبت برای من نقل کرده است لذا من حق او را محترم می شمارم.
سید عبدالمطلب که شخصی موثق و مورد اعتماد من بود، روزی به منزل مرحوم آیت الله العظمی  سید محمدتقی خوانساری (رحمه الله علیه) آمد و چنین گفت:
وقتی که من برای تحصیل به نجف اشرف مشرف شدم در آنجا شنیدم پیر مردی پینه دوز هر شب جمعه نزدیک غروب از نجف به کربلا طی الارض می کند و در حرم مطهر امام حسین علیه السلام مشغول عبادت می شود و صبح شنبه دوباره با طی الارض به نجف باز می گردد.

به فکر افتادم صحت این مطلب برایم اثبات گردد، لذا از خود او هر چه پرسیدم چیزی دستگیرم نشد. سرانجام یکی از دوستان را به کربلا فرستادم تا غروب پنج شنبه نزدیک کفش داری حرم منتظر رسیدن نامه ای از من باشد و خودم هم در موقع غروب پنج شنبه به دکان و مغازه آن پیرمرد در نجف اشرف رفتم. نامه ای به او دادم و گفتم من کاری فوری دارم خواهش میکنم وقتی به کربلا رسیدید نامه را در اسرع وقت به فلانی که نزدیک کفش داری ایستاده برسانید، پیر مرد پذیرفت و نامه را از من گرفت.

 پس از خدا حافظی از او، او درب مغازه اش را بست و رفت. دوست ما در کربلا در همان محل موعود، نامه را در زمان غروب پنجشنبه دریافت کرد.
بدین ترتیب بر ما روشن شد که پیرمرد مذکور با طی الارض به کربلا می رود.
در یکی از روزها به نزد پیرمرد رفتم و صحبت از طی الارض کردم ولی باز هم پیر مرد اظهار بی اطلاعی کرد و زیر بار نمی رفت سرانجام کاری که با او کرده بودیم را برایش باز گفتم آن پیرمرد سخت ناراحت شد.
من به او گفتم:
آیا ممکن است این مقام را به من هم تعلیم کنی؟
پیرمرد به قبر حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام اشاره کرد و گفت: این آقا جد تو است یا جد من؟
گفتم جد من است.
گفت: هر چه من دارم از این بزرگوار است از من چه می خواهی؟

آیت الله العظمی بهجت می فرمودند :
آقای حاج سید عبدالمطلب، ناقل این داستان عالمی خوب و اهل ریاضت بود، من با او رفت و آمد داشتم. آن پیرمرد پینه دوز را هم دیده بودم و کفشهای خود را برای تعمیر به او می دادم، او عادت داشت در مقابل کار خود قیمتی را معین نکند بلکه هر چه به او می دادند قبول میکرد و سخنی هم نمی گفت و عادت دیگر او این بود که هر شب دوشنبه جمعی از مؤمنین را به منزلش دعوت می کرد و آنان را اطعام می نمود.
 



دستگیری حضرت سیدالشهدا- ع

آیت الله شب زنده دار می فرمودند:
یکی از دوستان متدین جهرمی به نام حاج مصطفی که شغل قنادی داشت نقل کرد که من در آغاز، کسب و کار خوبی نداشتم؛ ولی همیشه یکی دو نفر را جهت خواندن زیارت عاشورا دعوت می کردم و به صحرا می رفتیم پس از آن، با نان و خرما و ارده از آنها پذیرایی می کردم.

این کار سالها ادامه داشت و به قدری این برنامه توسعه یافت که در این اواخر هیأتهای مختلف عزا را اطعام مفصل می کردم.
ایشان (حاج مصطفی) گفت: در زمان جنگ بین المللی من پول داشتم ولی قند پیدا نمیشد تا جهت پذیرایی خوانندگان زیارت عاشورا آن را تهیه کنم.
تا اینکه شخصی مقداری قند آورد و به من داد، خیلی خوشحال شدم.
شب که خوابیده بودم ناگهان دیدم درب منزل را می کوبند از خواب بیدار شدم و نزدیک درب رفتم کلون درب را بیرون آوردم ولی باز نشد.
شخصی از پشت در گفت آن قند را مصرف نکن. قند دیگری برای تو می رسد.
بعد درب را که باز کردم هر چه نگاه کردم کسی پیدا نبود!
ایشان (حاج مصطفی) ادامه داد که: چیزی نگذشت که شخص دیگری قند آورد و من آن را مصرف کردم و دست به قند اولی هم نزدم.
این جریان گذشت تا اینکه روزی با کسی که قند اولی را آورده بود برخورد کردم، گفتم: این چه قندی بود که برای من آوردی؟
گفت: حاجی والله خودم دزدی نکرده بودم لکن از کسی طلب داشتم به جای بدهی خود این قند را داد ولی معلوم بود که این قند دزدی است.

آقا حاج مصطفی از دنیا رفت، پسر ایشان نقل می کرد که پدرش را در عالم رویا دیده و حالش هم خوب بوده و از او می پرسد بر شما چه گذشت؟
می گوید:
یک دقیقه ناراحت بودم و بر من سخت گذشت تا آن که آقا آمام حسین علیه السلام با تبسم به دیدنم آمدند و مرا صدا زدند و فرمودند :
حاج مصطفی میدانی چرا یک دقیقه ناراحت بودی؟
این نارحتی به خاطر آن بود که در خانه اخلاق خوبی نداشتی.

 


عنایت امام رضا - ع - به آیت الله میلانی

از شخص موثقی نقل کردند که :
خدمت آیت الله العظمی میلانی بودیم .
ایشان فرمودند فلانی به زیارت مشهد آمده است؟
گفتم: نه
چیزی نگذشت دوباره فرمودند فلانی به زیارت آمده است؟
گفتم: نه
چیزی نگذشت برای بار سوم فرمودند و من هم گفتم نه .
اما چیزی نگذشت که دیدم فلانی وارد شد و گفت در خواب حضرت رضا علیه السلام را دیدم که فرمودند آقای میلانی میل دارند شما را ببیند .
آنگاه آیت الله میلانی فرمودند در حرم مطهر دیدم میل دارم شما را ببینم و شرم کردم که از حضرت رضا علیه السلام این مطلب را بخواهم.

 


تازه بودن بدن قطب راوندی

آیت الله العظمی اراکی می فرمود:
مرحوم آخوند محمد حسن جلالی نقل کرد که:
استادم مرحوم آقا شیخ محمدحسین فرمود وقتی که صدراعظم (قریب به زمان مشروطیت) صحن مطهر قم را تعمیر می کرد در اثر تعمیر، روزنه ای به قبر قطب راوندی باز شده بود.
من رفتم و از نزدیک دیدم که دو سر زانوی مرحوم قطب راوندی سالم است.
سر خود را داخل قبر کردم و سر زانوی آن بزرگوار را بوسیدم در حالی که اثری از فرسودگی در آن نبود و هیچ تأثیری هم از بوسیدن من در آن بوجود نیامد...
آیت االله اراکی می فرمودند: من قبلا این داستان را شنیده بودم و این مطلب هم بین مردم قم متواتر بود که جنازه مرحوم قطب راوندی تازه است .
 


قبر مرحوم قطب رواندی
 صحن حرم مطهر حضرت معصومه - س
عکس : سایت صالحین


ادامه مطلب
[ دوشنبه 11 مرداد 1395  ] [ 3:16 PM ] [ اکبر سعادت منش ]
[ نظرات0 ]

احادیث

 

امام علی (ع)

با تهید ستان بنشین تا شکرگذاریت (از خدا) زیاد شود.

 

امام علی (ع)

با دانشمندان بنشین تا بر دانشت افزوده گردد
تربیت و ادبت نیکو شود وروانت پاکیزه گردد.

 

امام صادق (ع)

لباس زیبا بپوش زیرا خداوند زیباست و زیبایی را
دوست دارد اما باید از حلال باشد.

 

موفق باشید          التماس دعا


ادامه مطلب
[ دوشنبه 11 مرداد 1395  ] [ 3:13 PM ] [ اکبر سعادت منش ]
[ نظرات0 ]

شیمی و خدا

به نام خداوند آب، خاک، باد، آتش
سپاس بی کران پروردگار یگانه را سزاست که او را به خلعت خلقت بیار است و توفیق آموختن به بندگانش ارزانی فرمود و سلام و دورود به فرستادگان گرامی اش به ویژه خاتم آنان و عترت پاکش آنان که چراغ هدایت بشریت را به سوی کمال و سعادت فروزان ساختند. در همه ادیان که از طرف پیامبران (ع) برای راهنمایی بشر معرفی گردیده است به تفکر در مخلوقات و قرآن کریم توصیه فراوان شده است چرا که از طریق تفکر و تامل انسان پی به ذات خداوند عزیز می برد و به گفته شیمیدان پرآوازه آمریکایی هر جنبه از دنیای امروز حتی روابط بین المللی تحت تاثیر شیمی است آری این شیمی و علم آن است که موجب برقراری رابطه انسان با دیگران می شود.
و ما هر گاه که بخشی از مطالب مربوط به درس شیمی را مطالعه می کنیم بیش از پیش درهای توحید پیش روی ما گشوده می شود و شیمی یکی از علومی است که از طریق تجربه و آزمایش انسان را به نتیجه می رساند. اگر تمامی واکنش های شیمی را دقت نظاره کنیم پی به قدرت خداوند یکتا می بریم خدایی که هیدروژن و اکسیژن را آفرید تا از آن آب و آتش حاصل شود خدایی که الکترون، پروتون و نوترون را طوری درون هسته ای که در اتم قرار دارد بیارست که اجسام روی این کره خاکی وجود خارجی داشته باشد. خدایی که اکسیژن و صدها گاز دیگر را آفرید که انسانم هایش به راحتی تنفس کنند و او را بپرستند. هنگامی که در ذرات عالم تحقیق و بررسی صورت می گیرد و انسان نظم وهماهنگ بودن آنها را می بیند نا خود آگاه پی به قدرت عظیم می بردکه چه کسی این ذرات را با چنین نظم و قدرتی کنار هم قرار داده است؟
از کوچکترین ذره که در حال حاضر اتم نام دارد تا بزرگترین و دور ترین کهکشان ها که با قوی ترین تلسکوپ های ساخته بشری هم قابل مشاهده نیستند و از گیاهان گرفته تا انواع حیوانات و موجودات زنده یا غیر زنده که دیده می شوند یا این که دیده نمی شوند همگی نشان از آفریدگار دانا و توانا دارد. و اکنون تمامی نکاتی که در کتاب های مربوط به شیمی آمده است چکیده ای از فضل و کرم و عاقبت اندیشی پروردگار بوده. اگر اوزونی نبود که روی زمین را به طور هاله ای فرا بگیرد آیا انسان ها سالم بودن؟
▪ اگر درون بدن انسان واکنش های شیمیایی صورت نمی گرفت آیا انسانی وجود داشت؟
همه و همه موهبتی از وجود خدا دارد و درس شیمی با بیانی ساده وشیوا وجود خدا را به انسان ها گوش زد می کند. اگر بگوییم که علم شیمی بر همه چیز مربوط می شود و ما همیشه با آن سر و کار داریم هیچ جای تعجبی ندارد. غذایی که می خوریم ، خانه ای که در آن زندگی می کنیم و فعالیت های شمیایی بدن وهمه و همه نخستین در وهله اول ممکن است برای ما نا مشخص باشد در حالی که هر لحظه از زندگی کگه خدا آن را به ما عطا فرموده با علم شیمی در آمیخته است. پس ما از مطالعه درس شیمی به خداوند بزرگ می رسیم چرا که هر مطلبی که درون شیمی بساط گسترانیده در آخر وجود خدا و دانایی و حکمت خداوند را گواهی می دهد. اگر خداوند نباشد علمی نیست یعنی فکری نیست که از آن علمی به وجود بیاید. تجربه و آزمایش که علم شیمی را شامل می شود انسان را به تفکر در آیات و نشانه ها وا می دارد و انسان پی به قدرت خداوند می برد.
آری خدا این گونه این است و به راستی نتوان خداوند را وصف کرد جزء به آن چه خودش خود را وصف کرده است کجا وصف شود آن که حواس از درکش عاجز است و اوهام بدو نرسند.
پس بار خدایا ما را بر آن دار که با کوشش و مطالعه در هر زمان بیش از پیش به سویت بیاییم و با کمک تو طعم رسیدن را به کمال مطبخ عشق و ایمان به خدای که تو هستی بچشیم.


ادامه مطلب
[ یک شنبه 10 مرداد 1395  ] [ 11:52 AM ] [ اکبر سعادت منش ]
[ نظرات0 ]

ورود

با سلام خدمت دوستان

لطفا در مورد این وبلاگ به بنده کمک کنید تا به روز رسانی به خوبی انجام شود


ادامه مطلب